دامنه‌ی داراب‌کلا

مازندران ، ساری ، میاندورود

دامنه‌ی داراب‌کلا

مازندران ، ساری ، میاندورود

مشخصات سایت دامنه
دامنه‌ی داراب‌کلا

Qalame Qom : سایت دامنه‌ی داراب‌کلا ، ابراهیم طالبی دارابی ، مازندران، ساری، میاندورود

پیام های مدیر
آخرین نظرات
طبقه بندی موضوعی
بایگانی
پربیننده ترین مطالب
محبوب ترین مطالب

۲۹۲ مطلب با موضوع «روایت» ثبت شده است

به قلم دامنه. به نام خدا. با امام هشتم (۷) امام رضا ع سخنان فراوانی دارد که در تاریخ اسلام به ثبت رسیده است. خصوصاً توسط عالم پرهیزگار شیخ صدوق در کتاب «عیون اخبار الرضا» که درباره‌ی زندگانی، دوران و سخنان امام رضاست. خوشبختانه من توفیق داشتم، هفت‌هشت سال پیش، تمام این کتاب گرانسنگ را بخوانم. متنی گیرا و جاذب دارد و شیخ صدوق با فراست آن را تدوین و در ۶۹ باب، تبویب (=باب‌بندی) کرده است. اینک از شرح عیون می‌گذرم، فقط سه سخن امام رضا را می‌‌نویسم. امید است بر دلِ دلدادگان روَد.
 
۱. فهمَنده‌ی حدیث باشید، نه فقط روایتگر آن.
۲. خداوند  نه با اِکراه اطاعت می‌شود و نه با غلبه، معصیت می‌گردد.
۳. برای دانستن، سؤال کن نه برای مغلوب‌ساختن دیگران.

 

با امام هشتم (۸). امام رضا _علیه‌السلام_ به فعالیت آشکار روی آورده بود. به سیر و گشت میان مردم می‌پرداخت. نخستین مسافرت را از مدینه به بصره کرد. با پایگاه‌های مردمی خود، دیدار می‌نمود. در مسافرت‌ها، اجتماع برپا می‌ساخت. با مردم به گفت‌وگو می‌پرداخت. همواره مردم را وادار می‌کرد تا پرسشگر باشند. اخلاقش این بود با بزرگان و دانشمندان چه مسلمان و چه غیرمسلمانان ملاقات می‌کرد و مناظره می‌نمود. به‌طوری‌که مسائلی که درین مسافرت‌ها از امام رضا می‌پرسیدند توسط محمد بن عیسی تقطینی گردآوری گردید، که آن امام عزیز به بیش از ۱۸ هزار مسأله پاسخ دادند. پاسخ به سؤالات مردم و دانشمندان و  توسعه دادن پایگاه‌های تشیّع از اقدامات بینادی امام رضا (ع) بود. در گنگره‌ی جهانی امام رضا که در سال ۱۳۶۵ برگزار شد، مباحث خوبی درباره‌ی ابعاد زندگی فکری و اجتماعی و سیاسی امام رئوف (ع) مطرح شده است. امام رضا -علیه السلام- با شش زِمامدار هم‌عصر بود:

 

منصور عباسی

مهدی عباسی

هادی عباسی

هارون‌الرشید عباسی

محمدامین عباسی

مأمون عباسی

 

فقط در حاکمیت و خلافت مأمون، چون نیرنگ ورزیده و بازور آن حضرت را از مدینه به مرو (=شهری که اینک بخشی از ترکمنستان است) فراخواند، مجبور به پذیرفتن مشروط شد. و با مأمون شرط کرد در روند حکومت هیچ دخالتی نداشته باشد و با شیعیان و مردم رابطه و دسترسی داشته باشد. و اتفاقاً در این کار نیز، امام رضا _علیه السلام_ خیلی عالی و مدبّرانه پیش رفتند.

 

با امام هشتم (۹). امام رضا _علیه‌السلام_ ۵۵ سال عمر کردند. ۳۵ سال تحت امامتِ امام کاظم _علیه‌السلام_ بودند و ۲۰ سال خود امامت کردند. امام رضا در سال ۱۴۸ قمری به دنیا آمدند، درست همان سالی که امام صادق _علیه‌السلام_ به شهادت رسیدند. امامان ما، همگی به دست جور و ستم به شهادت رسیدند و این نشان می‌دهد آنان مغضوب حاکمان ستمگر و جائر بودند. مشیت خدا این شد امام مهدی _عجّل الله_ در پرده‌ی غیاب روند و فلسفه‌ی انتظار و امید در مکتب زنده بماند تا به مصلحت خدا ظهور فرمایند و صلح و انسانیت و عدالت و حقانیت را بگسترانند.

 

حضرت رضا (ع) یاران و اصحاب محبوب داشتند، مانند: دعبل خزاعی، حسن فضال، حسن بجلی، حسن محبوب، صفوان بجلی، حسن عبّاد. که ایشان کاتب امام رضا بود. روح همگی‌شان، شاد و رحمت خدا باد. میلاد امام رضا بر دلدادگان خجسته و مبارک.

  • دامنه | ابراهیم طالبی دارابی

به قلم دامنه. به نام خدا. با امام هشتم. قسمت ششم. رساله‌ی ذهبیه از امام رضا ع درباره‌ی طب است که به درخواست مأمون نوشته شد. چون مأمون دستور داد آن را با آب طلا بنویسند، به آن ذهبیه می‌گویند. به نقل از ماهنامه حکمت و معرفت، شماره‌ی ۸، آبان ۱۳۸۷، ویژه‌نامه‌ی حکمت رضوی.

 

توضح ضروری: در دانشنامۀ حوزوی، مطلبی دربارۀ رساله‌ی ذهبیه درج شده است که در زیر عیناً از این (منبع) نقل می شود: «با توجه به این‌که به رساله‌ای با نام «رسالۀ ذهبیه» یا «طب الرضا» در مصادر کهن شیعی اشاره شده است، احتمال صدور رساله‌ای این‌گونه از امام رضا -علیه‌السلامـ منتفی نیست؛ ولی انتساب نسخه‌های موجود کتاب «الرسالة الذهبیّه» به امام رضا -علیه‌السلام- ثابت نیست و نمی‌توان با آن به عنوان «سنت» روبه‌رو شد و بدان عمل کرد؛ زیرا افزون بر تضعیف راوی اول، افتادگی در اسناد نیز دارد و ممکن است به تحریف یا تصحیف دچار شده باشد. قراینی نیز اعتماد به متن این رساله را کاهش می‌دهد؛ مانند تنافی برخی مطالب آن با یافته‌های روایی و پزشکی، تجویز خوردن «تریاق فاروق» در غیر حالت ضرورت و اضطرار با وجود آن‌که از اجزای حرام و نجس تشکیل شده است و...، از قراینی است که اعتماد بر این متن را کاهش می‌دهد.» زیرا؛ «اجزای اصلی این دارو، عبارت‌اند از: شراب، گوشت مارِ افعی و جندبیدستر که بیضه یک نوع سگ است.»

  • دامنه | ابراهیم طالبی دارابی
به قلم دامنه. به نام خدا. امشب شهادت حضرت امام صادق ع است. ضمن گرامی داشتن و تسلیت، دو سخن از آن امام عزیز ارائه می گردد: «اسلام یک درجه است، و ایمان درجه‌‏ای ا‌ست روى اسلام، و یقین درجه‏‌ای است روى ایمان، آنچه مردم به آن رسند کمتر از یقین است‏.» «مؤمن جز به سه خصلت نیک نشود: فهم عمیق در دین، اندازه‌دارى نیکو در زندگانى و بردبارى بر ناگوارى.» (تحف‌العقول، ص ۳۵۸) امام جعفر صادق (ع) در 25 شوال سال 148 هجری قمری به شهادت رسیدند و در کنار پدرشان، امام باقر (ع) و امام حسن مجتبی (ع) و امام سجاد (ع) در قبرستان بقیع دفن شدند.
  • دامنه | ابراهیم طالبی دارابی

به قلم دامنه. به نام خدا. با امام هشتم (قسمت ۵). مأمون خلیفه‌ی عباسی _که فردی دانشمند و اهل نیرنگ باهم بود_ دارالحکمه را که در دوره‌ی پدرش هارون‌الرشید (=زاده‌ی شهر ری و مدفون در پشت قبر امام رضا) شکل گرفته بود، رونق بخشید و افرادی را برای ترجمه‌ی کتاب‌های یونانی، سریانی و کلدانی گمارد و ناظرانی برای آنان گذاشت و خود نیز به ترجمه پرداخت. با ترجمه‌ها، نوعی گسیختگی فرهنگی و فکری رخ داد. و همین موجب شد امام رضا ع با توانمندی وارد مقابله با افکار پریشان و خطرناک شود و حکیمانه مردم را از انحراف‌ و التقاط، آگاه و رها نماید. شرکت امام رضا (ع) در جلسات مناظره و پاسخ دقیق و حیرت‌آمیز به شُبهه‌افکنان، اِعجاب و آگاهی آفرید. محفل مناظره‌ها را خودِ مأمون سازمان می‌داد. پس از شهادت امام هشتم (ع)، مأمون خود، در مناظرات حضور می‌یافت، «اما دیگر آن اثرات و گرمی سابق» را نداشت. تا بعد.

(قسمت های ۱ تا ۴ در اینجا)

  • دامنه | ابراهیم طالبی دارابی

به قلم دامنه. به نام خدا. پروفسور فضل الله رضا در صفحه‌ی ۱۰ کتاب «برگی از برگی» شعری در باره‌ی امام رضا (ع) دارد مربوط به سال ۱۳۱۸، زمانی که در مشهد سربازی را می‌گذرانده. این شعر را در زیر می‌نویسم.  نیز پروفسور فضل الله رضا در شب ۲۴ ماه رمضان (۱۵ آبان ۱۳۱۸) شعر مفصل دیگری در باره‌ی امام هشتم (ع) می‌سُراید که دو بیت آن را در بخش پایانی این متن می‌نویسم که در صفحه‌ی ۱۲ منبع بالا آمده است:

 

شکر ایزد که از تفضّل یار

بخت بیدار گشت و دل هُشیار

 

که بر این آستان سری سودم

سر به خاک منوّری سودم

 

تا بر این آستان نهادم سر

سرم از مهر برتر است دگر

 

ای دلِ من به شُکر ایزد کوش

آنچه ساقی به جام ریزد نوش

 

که سراپردۀ خیال است این

نقش آمال ما؟ محال است این

 

گفت استاد معنی شیراز*

غسل در اشک کن، نگاه انداز

 

غسل کردم در اشک و سود نکرد

سوختم هیزم (هیمه) تو دود نکرد

...

* اشاره است به این بیت غزل ۲۶۴ حافظ:

 

غسل در اشک زدم کاَهلِ طریقت گویند

پاک شو اول و پس دیده بر آن پاک انداز

  • دامنه | ابراهیم طالبی دارابی

به  قلم دامنه. به نام خدا. سلام.  از مباحثم در مدرسه‌ی فکرت. درین سلسله ‌‌‌‌‌‌گفتار کوتاه، از امام رضا _علیه‌السلام_ خواهم نوشت که در قلب ایرانیان جای دارد و کانون رأفت ماست. زاده‌ی ۱۴۸ هجری قمری مدینه که در ۲۰۳ قمری در توس (مشهد) به شهادت رسید. امید است بتوانم از این وظیفه‌ و عشقم برآیم. از دهه‌ی ۸۰ شروع کرده بودم به نوشتن پژوهشی درباره‌ی آن امام هُمام (=بزرگ و بخشنده) که کم‌کم برای این مدرسه می‌نویسم، شاید بر دانش و پویش بیفزاید. بسم‌الله.

 

ایرانی‌ها عموماً، تمایل و گرایش به تشیع و خاندان علی _علیه‌السلام_ داشتند و از همان اول هم که علیه‌ی عباسیان قیام کردند با عنوان «الرًضا _یا الرًضی_ مِن آل محمد» قیام کردند. به همین علت مأمون عباسی برای جلب رضایت ایرانی‌ها _که چند سال پیش‌تر از او با نام «رضا» قیام کرده بودند_ لقب رضا را به حضرت رضا داد تا در ظاهر به ایرانیان بگوید من دارم خواسته‌ی شما را برآورده می‌کنم. حال آن‌که «رضا» از قبل، یکی از القاب امام علی‌بن موسی‌الرضا (ع) بود. در عکس زیر مشهورترین لقب‌های امام هشتم را می‌آورم.

 

القاب امام هشتم (ع)

 

به قلم دامنه. به نام خدا. برخی محققان اسلامی، امامت ائمه اطهار _علیهم‌السلام_ را در سه مرحله تفسیر و تحلیل کرده‌اند که من سعی کرده‌ام بسیارفشرده در اینجا تشریح کنم: ۱. از امام علی تا امام سجاد. ۲. از امام باقر تا امام کاظم. ۳. از امام رضا تا امام مهدی. علیهم‌السلام. امامان مرحله‌ی اول (امام علی. امام حسن. امام حسین. امام سجاد) مکتب را در برابر انحراف _که پس از رحلت پیامبر صلوات الله علیه وآله، روی داد_ نگه‌داری کردند و در برابر جبهه‌گیری آنان ایستادگی ورزیدند. امامان مرحله‌ی دوم (امام باقر. امام صادق. امام کاظم) آنچه امامان مرحله‌ی اول انجام دادند را در چارچوب تفصیلی مخصوص، برای شیعه ارائه نمودند. امامان مرحله‌ی سوم که آغازگر آن امام رضا _علیه‌السلام_ بود، آن چارچوب تفصیلی را به روی امت گشودند و پایگاه‌های مردمی شیعه و همبستگی آنان با امام معصوم را به اوج رسانیدند. به‌طوری‌که حاکمان از خطر قیام مردمی می‌هراسیدند. در این مرحله است که شیعیان، انواع شکنجه‌ها، کشتارها، دربه‌دری‌ها، محدویت‌ها و شهادت‌ها را متحمّل شدند. و بدتر آن‌که حاکمان با انواع حیله و نیرنگ، امامان را در تنگا و حصر و پادگان و دور از مردم نگه می‌داشتند تا شاید از خطرِ آگاهیِ مردم در امان! بمانند.

 

نکته: نقش امام هشتم _علیه‌السلام_ به عنوان آغازگر مرحله‌ی سوم، بسیار مؤثر، مهم و تحول‌ساز بود. تا بعد... .

 

زمانی‌ بر مردم‌ خواهد آمد که‌ در آن‌ عافیت‌ ۱۰ جزء است‌، که‌ ۹ جزء آن‌ در کناره‌گیری‌ از مردم‌ و یک‌ جزء آن‌ در خاموشی‌ است‌.

 

بخیل‌ را آسایشی‌ نیست‌، حسود را خوشی‌ و لذتی‌ نیست‌، زمامدار را وفایی‌ نیست‌ و دروغگو را مروت‌ و مردانگی‌ نیست‌.

 

ایمان‌ چهار رکن‌ است‌: توکل‌ بر خدا، رضا به‌ قضای‌ خدا، تسلیم‌ به‌ امرخدا، واگذاشتن‌ کار به‌ خدا.

 

بعد از انجام‌ واجبات‌، کاری‌ بهتر از ایجاد خوشحالی‌ برای‌ مؤمن‌، نزد خداوند بزرگ‌ نیست‌.

 

پنج‌ چیز است‌ که‌ در هر کس‌ نباشد امید چیزی‌ از دنیا و آخرت‌ به‌ او نداشته‌ باش‌: کسی‌ که‌ در نهادش‌ اعتماد نبینی‌ و کسی‌ که‌ در سرشتش‌ کرم‌ نیابی‌ و کسی‌ که‌ در خلق‌ و خوی‌اش‌ استواری‌ نبینی‌ و کسی‌ که‌ در نفسش‌ نجابت‌ نیابی‌ و کسی‌ که‌ از خدایش‌ ترسناک‌ نباشد.

 

در مورد قضیه‌ی ولایت‌عهدی، چند احتمال فرض شده است که در زیر فشرده می‌نویسم:


۱. چون مأمون شیعه بود، نذر کرده بود و به عهد خود وفا نمود. حتی خلافت را ابتدا پیشنهاد کرده بود که امام رضا _علیه السلام_ نپذیرفت.


۲. ابتکار فضل‌بن‌سهل بود و اساساً مأمون اختیاری نداشت. و فضل چون شیعه بود از روی اعتقاد و اخلاصش چنین کرد.


۳. بر اساس جلب رضایت ایرانی‌ها، این کار را کرد و ناشی از صمیمیت مأمون نبود.


۴. برای فرونشاندن قیام‌های علَویین بود. یعنی با آوردن حضرت رضا در رأس حکومت، آنان را آرام و راضی کند.

 

۵. می‌خواست امام رضا را خلع سلاح کند. چون امام رضا سخنی دارد که به مأمون گفته بود «سیاست تو این است که من را خلع سلاح کنی.»


۶. البته شهید مطهری نظرش این است که از نظر تاریخی بسیار مشکل است در مورد این سیاست مأمون به یک نتیجه‌ی قاطع رسید و صددرصد نظری قاطع داد. ادامه دارد.

  • دامنه | ابراهیم طالبی دارابی

به قلم دامنه. به نام خدا. سلسله نوشتار روزانۀ من در مدرسۀ فکرت فهمیدنِ دین، عصری‌ست. سلام. دکتر سروش کتاب خوب و خواندنی دارد به اسم «حکمت و معیشت» که در آن نامه‌ی امام علی ع به امام حسن مجتبی ع را شرح و تفسیر کرده است. من، چاپ اول این کتاب را دارم؛ یعنی چاپ ۱۳۷۳ مؤسسه‌ی صراط. (عکس زیر) در چند جای این نامه -که البته پاره‌ای مورخان می‌گویند این نامه خطاب به فرزند دیگرش محمد‌بن‌حنفیه است- امام علی این‌گونه می‌گویند:

 

آن‌که از عدالت بگردید به ستم گرایید... یار به منزلت خویشاوند است... دوست کسی است که در نهان به آیینِ دوستی پایبند است... بسا نزدیک که از دور، دورتر است و بسا دور که از نزدیک، نزدیک‌تر... در دین تفقّه کن... در همه‌ی امور به خداوند پناهنده شو.

 

عکس ار دامنه

 

کمی شرح دهم و نکته بگویم: جدا از چند فراز سخن والای مولا، که دقت در آن اندیشه می‌آفریند و فکرت، باید بر این مسأله تأمل بورزیم وقتی امام علی به فرزندش توصیه می‌کنند برو دین را عمیقاً بفهم، منظور _به قول دکتر سروش_ «فقط فروع دین نیست». زیرا تفقُّه در دین و فهمیدنِ اسلام، عصری‌ست و نیز در طول زمان جاری و پویاست، نه ایستا. البته با در نظر داشتن امور ثابت و متغیر در دین که چندی قبل جناب حجت‌الاسلام آفاقی نیز آن را به‌درستی شرح داده بودند.

 

امام کاظم ع فرمودند «کسی که در دینش تفقّه نکند، خدای هیچ عملی را از او نمی‌پسندد.» به گفته‌ی سروش در صفحه‌ی ۳۶۲ کتاب، تفقّه در دین همچون طبابت و طبیعت‌شناسی و... مستمر و تکامل یابنده و عصری‌ست. پس؛ خلاصه کنم و بگویم ما هم، طرف خطابِ توصیه‌ی امام علی (ع) هستیم که فرمودند بروید و دین را بفهمید.

 

پاسخم به جناب حجت‌الاسلام سیدمصطفی دارابی: سلام. از شما دوست فاضلم ممنونم که بر نوشته‌ام نقد زدید. در آن پست، سخن از ثابت و متغیر هم کردم. محکمات و متشابهات قرآن هر کدام فهم و تفسیر خاص خود را دارد. اگر فهمِ دین، عصری و بر مبنای متقضیات زمان و مکان نباشد، دینداران در تدین متحیر و سرگردان می‌مانند. حقایق قرآن و دین بر خدا و اولیای الهی روشن است، اما بر سایرین باید کشف و تفسیر شود. مثال می‌زنم اگر فهم دین، معاصر و عصری نباشد «خیل» (=اسب) در آیه‌ی زیر که آیه‌ی ۸ انفال است، همان اسب گرفته می‌شود و در ظاهر آیه ماندن، جمود و رکود شکل می‌گیرد و دینداران به عصر حجَر رجعت می‌کنند. این آیه‌ی دفاع، خود بالاترین سند قرآن است که فهم دینی، باید عصری باشد و اینک به‌جای اسب‌های آماده، باید موشک و افزارآلات بازدارنده‌ی دیگر. داشت ایران راهبرد دفاعی‌اش جنگ نامتقارن است، طبق این آیه اگر عصری نیندیشیم، باید مانند مغولان و تاتار اسب جمع‌آوری کنیم! در پدافند غیرعامل نیز، باید طبق این آیه، به فکر دفاعِ عصری باشیم، نه تجهیز اسب و زین و شمشیر و خنجر و نیزه و کمان. قرآن و آموزه‌های اسلام نیاز به تفسیر دارد، همان‌طور که کسی به آزمایشگاه می‌رود و خون می‌دهد نتیجه‌ی آزمایشش نیاز به تفسیر و تحلیل دارد و طبق روزگار و پیشرفت زمان، داروی روز تجویز می‌گردد و درمان نوین‌.

 

عین آیه و ترجمه‌ی مرحوم فولاوند را برای استناد آورده‌ام: وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَمِنْ رِبَاطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّکُمْ وَآخَرِینَ مِنْ دُونِهِمْ لَا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ یَعْلَمُهُمْ. و هر چه در توان دارید از نیرو و اسب‌های آماده بسیج کنید تا با این [تدارکات] دشمن خدا و دشمن خودتان و [دشمنان] دیگرى را جز ایشان که شما نمى‌‏شناسیدشان و خدا آنان را مى‌شناسد بترسانید. منبع

 

در پایان از این بحثی که شکل دادید از شما تشکر می‌کنم جناب آقا سیدمصطفی. به‌یقین تردیدی نیست فردی که دست به فهم دین می‌زند باید در این امر علم، تخصص و قدرت تفکر داشته باشد و بر ابزار علمی مرتبط با آن، تسلط.

  • دامنه | ابراهیم طالبی دارابی

به قلم دامنه. با یاد و نام خدای مهربان. رحلت حضرت خدیجه. امشبْ شبی، در بیش از ۱۴ قرن قبل، غمی سنگین بر دل پیامبر امین و ستوده حضرت محمد مصطفی نشست؛ یعنی رحلت حضرت خدیجه کبری -سلام الله علیها- که مادر مؤمنین است و فخر اسلام و بانوی والاگوهر انسانیت. با یادآوری و گرامی‌داشتِ این شب، و درود و رحمت بر آن همسر خبیر و نیکوکار پیامبر، یک سخن از رسول الله هدیه‌ی دلدادگان و پیروان اهل‌بیت -علیهم‌السلام- می‌کنم: پیامبر اکرم _صلوات الله علیه و آله_ فرمودند: «مثل خدیجه پیدا نخواهد شد. خدیجه در آن هنگام که مردم مرا تکذیب کردند، مرا تصدیق نمود، و مرا با ثروت خود براى پیشرفت دین خدا یارى نمود.»

  • دامنه | ابراهیم طالبی دارابی

به قلم دامنه:  به نام خدا. از آنجا که از پیامبر اکرم صلّى- ‌الله‌ علیه‌ و‌ آله و سلّم- روایت شده است که فرمودند: «این ماه را رمضان نامیده‌اند چون‌که گناهان را می‌سوزاند»، ان‌شاءالله به لطف خدا در این ماه مبارک بتوانیم نوشته‌هایی از جنسِ آینه بخوانیم تا شاید با نظرافکندن در آن، خود را آراسته‌تر از دیروز و آماده‌تر برای فردا نماییم و بتوانیم خودشِکافی کنیم. خودشکافی را از نویسنده‌ی کتاب«روح آیین پروتستان» رابرت مک آفی براون، وام گرفتم.

 

امام صادق -علیه‌السلام- سخن مهمی دارند که درون‌مایه و نقل به مضمون آن این است: انسان باید اول «قلبِ واعظ به خود» داشته باشد. یا «قلبِ هشداردهنده» داشته باشد. و اگر نشد «یک دوستِ پند دِه» بگیرد. اگر این سه نشد، در بند شیطان می‌شود.

 

در آیه‌ی ۸ سوره‌ی رُوم انسان‌ها به «اندیشیدن در خود» فراخوانده شدند: أَوَلَمْ یَتَفَکَّرُوا فِی أَنْفُسِهِمْ. ماه رمضان ماه «به خود نگریستن» نیز هست. ماهی برای عیب‌زُدایی از خود و پالایش و ویرایش و تنظیم خود. علامه طباطبایی در شرح این آیه معتقد است این استفهام برای تعجب است، و تعبیر در اندیشیدن در نفْس‌ها از باب کنایه است. یعنی آیا در خودتان نیندیشیده‌اید؟ آری؛ هر کس غرق در امور دنیایی خود شود، خویشتنِ خویش را فراموش می‌کند، که اگر به خود بیندیشند، به حق رجوع خواهد کرد.

  • دامنه | ابراهیم طالبی دارابی

ترجمه‌ی خطبه‌ی ۸۲ نهج البلاغه:

برخى از شارحان گفتند این خطبه

در شهر کوفه در شناساندن دنیا ایراد شد

 

«چگونه خانه دنیا را توصیف کنم که ابتداى آن سختى و مشقّت، و پایان آن نابودى است. در حلال دنیا حساب، و در حرام آن عذاب است. کسى که ثروتمند گردد فریب مى‏ خورد، و آن کس که نیازمند باشد اندوهناک است، و تلاش کننده دنیا به آن نرسد، و به رها کننده آن، روى آورد. کسى که با چشم بصیرت به آن بنگرد او را آگاهى بخشد، و آن کس که چشم به دنیا دوزد کوردلش مى ‏کند.» (منبع)

  • دامنه | ابراهیم طالبی دارابی

به قلم دامنه: به‌ نام خدا. رساله‌ی حقوق. من مانند بسیاری از مردم ایران، پای منبر قد کشیدم، چه محرّم، چه رمضان، و چه در سایر مناسبت‌ها و مجالس. اما هیچ ندیدم، هیچ، که روحانی‌یی رساله‌ی حقوق حضرت امام سجاد _علیه‌السلام_ را بالای منبر، یا در نشست ویژه و یا با ایجاد حلقه‌ی فکری به روی‌مان بگشاید و از ۵۱ حقوقی که آن امام عابدِ زاهدِ عارفِ روشن‌بین و دانشمند که برای بشریت شرح و باز کرده، حتی یک «حق» را بازگو کند. بگذرم!! خواستم بگویم در آستانه‌ی زادروز زیبای آن امام عابدین و ساجدین _که درخشنده‌ترین رهبریِ معنوی را به ارمغان آورده_ یکی از آن حقوق پنجاه‌ویک‌گانه را تقدیم می‌دارم، یعنی حق ۳۹ از این (منبع):

 

 

«و اما حق کسى که از تو رایزنى خواهد (و چاره جوید) این است که اگر رأى درستى به خاطرت رسید در نصیحت (و خیراندیشى) براى او بکوشى و هر چه مى‌‏دانى به مشورتش بفهمانى و بگویى که اگر تو به جاى او بودى چنان مى‏‌کردى و این از آن روست که او از سوى تو نرمی و مهربانى بیند؛ زیرا نرمِش، رمندگى را از میانه بردارد و سخت‌گیرى به جاى همدلى، رمندگى آرَد. و اگر در کار او نظرى بر خاطرت نگذرد، اما دیگرى را بشناسى که به رأى او اعتماد دارى و او را براى رایزنى خودت مى‏‌پسندى، وى را به او معرفى و رهنمایى کنى، و در حق او کوتاهى نورزى و از خیراندیشى برایش فروگذار نکنى. و لا قوة الا بالله (و نیرویى نیست جز به خدا).»

 

فهرست ۵۱ حق و متن کامل :

 حق اللّه
 حق نفس بر انسان
حق زبان
حق گوش
حق چشم
حق پا
حق دست
حق شکم
حق غریزه شهوت
حق نماز
حق روزه
حق صدقه
حقّ حجّ
حق قربانى
حق فرمانروا
حق آموزگار
حقّ مالک
حقّ رعیت
حقّ دانش آموز
حقّ همسر
حقّ برده و غلام
حقّ مادر
حقّ پدر
حقّ فرزند
حقّ برادر
حقّ مولا بر بنده آزادشده او
حقّ بنده آزادشده بر مولا
حقّ احسان کننده
حقّ مؤذّن
حقّ امام جماعت
حق همنشین 
حق همسایه
حق دوست
حق شریک
حق ثروت
حق بستانکار
حق معاشر
حق طرفین دعوا
حق مستشیر
 حق مشاور
حق نصیحت خواه
حق نصیحت کننده
حق بزرگسالان
حق خردسال
حق سائل
حق مسوول
حق شخص شادمان کننده
حق بدى کننده
حق هم کیش
حق اهل ذمّه

متن هر یک در:

(اینجا)

  • دامنه | ابراهیم طالبی دارابی

به قلم دامنه: به‌ نام خدا. فلکه فکرت (۷) نفوذ فراخ یک نام میان ایرانیان. به‌ نام خدا. سلام. وِردِ زبان ایرانیان شد. سُفره‌ی نذری خانواده‌های مذهبی شد. شعار پشت شیشه‌ی ماشین‌ها شد. در ضرب‌المثل نماد شد. در قسم خط قرمز سوگندها شد. در وفا نمونه شد و در التجا (=پناه‌بُردن)، باب‌ حاجت‌ها. یعنی حضرت ابوالفضل سلام الله علیه. یکی‌یکی می‌گویم:


۱. دوستی دارم به اسم حسین شمس از جیرفت کرمان. سال‌ها پیش می‌گفت مردم دیار ما تمام قسم‌ها را آسان می‌خورند اما وقتی کار بیخ پیدا کند و خیلی‌حساس شود، می‌گویند کاری نکن قسم حضرت ابوالفضل بخورم.


۲. وقتی می‌خواهند کاری ستُرگ و خطرناک بکنند ندا می‌دهند یا اباالفضل.


۳. هرگاه از کاری تعجب کنند و بهت‌زده شوند می‌گویند یا حضرت عباس. و اگر کسی دروغ ببافد می‌گویند دُم خروس‌ات را باور کنیم یا قسم حضرت عباس را.


۴. وقتی سفره‌ی نذری پهن می‌کنند به نام ابوالفضل و با ذکر روضه‌ی ابوالفضل نیت می‌کنند.


۵. وقتی در جایی گیر کرده باشند و یا دچار ترس و وحشت شده باشند بلند فریاد می‌زنند و یا در دل نجوا می‌دهند یااباالفضل، یا حضرت عباس، یا قمر بنی‌هاشم.


۶. می‌خواهند پشت یا تاج کامیون‌ها و یا پشت شیشه‌ی سواری‌ها برادر را معنا کنند می‌نویسند: برادر یعنی عباس.


۷. هرگاه در اوج ناامیدی، امید ببندند، نذر قربانی ابوالفضل می‌کنند.


۸. و هشتم آن‌که وقتی مانند ما داراب‌کلایی‌ها در ماه محرم می‌خواهند جوشی بگیرند و شور بدمند و غوغا به‌پا کنند با نام ابوالفضل به اشک و ماتم و سوگ می‌رسند. جوشی گرفتن‌های قدیمی «باقرمدّاح یورمله» با نام «وفاکرده ابوالفضل، وفاکرده ابوالفضل» یکی از آن نمونه جوشی‌های ماندگار عزاداری شب تاسوعای داراب‌کلا بود.

 


امشب خجسته زادروز حضرت عباس -سلام‌الله‌ علیه- است؛ فرزند برومند امام علی و حضرت ام‌البنین -سلام‌الله علیهما- که در کربلا رشادت و معرفت را باهم جمع کرد و در رکاب سالار شهیدان و در دفاع از اساس انسانیت، کودکان و حراست از امنیت، و نیز بقای مکتب و دفع ستم به شهادت رسید و تن به سازش و امان‌نامه‌ی ستمگران نداد و با دستان بُریده‌شده به آسمان شرافت و غیرت و عشق و معنویت پرواز کرد. مبارک باد زاده‌شدن این گرامی‌انسانِ انیس، وفادار، آگاه، دلیر، رزمنده، سازگار با حق و سازش‌ناپذیر در برابر جنگ‌افروزان و خون‌ریزان و زورگویان و زراندوزان و تزویرگرایان. این متن را تقدیم می‌دارم به دلدادگان شیدای حق‌گرای ستم‌ستیزِ پیرو قرآن و عترت.

  • دامنه | ابراهیم طالبی دارابی

به قلم دامنه: به‌ نام خدا. امشب فرخنده زادروز رهبر و پیشوای آزادگان، بزرگ‌نمادِ عرفان و عشق حقیقی، اُسوۀ مقاومت‌گرایان، الگوی عزت‌زیستی و پیش‌بَرنده‌ی مبارزه با ستم و ستمگران حضرت امام حسین _علیه السّلام_ است. دو سخن از آن انسان کامل و سالار شهیدان به دلدادگان و پیروان مکتب نجات‌بخش اهل‌بیت ع از این (منبع)  تقدیم می‌دارم:


 

«لایکمُلُ الْعَقْلُ الَّا بِاتِّباعِ الْحَقِّ»
عقل، جز از راهِ پیروی حق کامل نمی‌شود.

(بحارالأنوار، ج ۷۵، ص ۱۲۷)

 

۲

الْغُلُوُّ وَرْطَةٌ وَ مُجالَسَةَ اهْلَ الدَّناءَةِ شَرٌّ»
تندروی همانند فرو رفتن در باتلاق است

و همنشینی با فرومایگان، شرّ و گرفتاری به همراه دارد.

(کشف الغمه، ج ۲، ص ۳۰)

این خجسته میلاد بر پیروان آن اُسوه‌ی روزگاران، گوارا

  • دامنه | ابراهیم طالبی دارابی

به قلم دامنه: به‌ نام خدا. در حالی‌که در چهل‌سالگی بود، طبق رسم همیشگی‌اش برای عبادت و تفکر به غار حرا رفته بود، جبرئیل نازل شد و پنج آیۀ اول سورۀ علَق را برای محمد امین بیان کرد: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ. اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّکَ الَّذِی خَلَقَ. خَلَقَ الْإِنْسَانَ مِنْ عَلَقٍ. اقْرَأْ وَرَبُّکَ الْأَکْرَمُ.  الَّذِی عَلَّمَ بِالْقَلَمِ. عَلَّمَ الْإِنْسَانَ مَا لَمْ یَعْلَمْ.

 

به نام خداوند رحمتگر مهربان. بخوان به نام پروردگارت که آفریده است‏. که انسان را از [نطفه و سپس‏] خون بسته آفریده است‏. بخوان و پروردگار تو بس گرامى است‏. همان که با قلم [و کتابت انسان را] آموزش داد. به انسان چیزى را که نمى ‏دانست، آموخت.

سوره علق

آیه‌های ۱ تا ۵ ترجمه خرمشاهی

 

قبل از بعثت نیز، به محمد امین الهاماتی می‌شد. پس از دریافت وحی الهی، از کوه پایین آمد و به سمت مکه و خانه رفت. ماجرا را برای حضرت خدیجه _سلام الله علیها_ بازگفت. خدیجه گفت: «به خدا دیرزمانی است که من در انتظار چنین روزی، بسر برده‌ام، و امیدوار بودم که روزی تو رهبر خلق و پیغمبر این مردم شوی.»

 

در روزهای آغازین بعثت، هنگام استراحت محمد رسول الله _صلّى ‌الله‌ علیه‌ و‌ آله و سلّم_، جبرئیل بار دیگر بر آن حضرت نازل شد و آیات نخستین سوره مُدثّر را خواند: یَا أَیُّهَا الْمُدَّثِّرُ. قُمْ فَأَنْذِرْ. وَرَبَّکَ فَکَبِّرْ. وَثِیَابَکَ فَطَهِّرْ. وَالرُّجْزَ فَاهْجُرْ. وَلَا تَمْنُنْ تَسْتَکْثِرُ. وَلِرَبِّکَ فَاصْبِرْ. اى مرد جامه‌ بر خود پیچیده‏. برخیز و هشدار دِه‏. و پروردگارت را تکبیر گوى‏. و دامنت را پاکیزه بدار. و از آلایش [شرک‏] بپرهیز. و بخششى مکن که پاداش [و پاسخ‏] بزرگتر یابى. و در راه پروردگارت شکیبایى کن‏.

سوره مدثر آیه‌های ۱ تا ۷ ترجمه خرمشاهی

 

پیامبر بر اساس این آیات، می‌بایست پیوسته به فکر بیم‌دادن مردم از نافرمانی خداوند باشد و تا مدتی دعوت پنهانی داشتند. در نوشتن این متن از این (منبع) بهره گرفتم.

  • دامنه | ابراهیم طالبی دارابی

به قلم دامنه. فرخنده‌میلاد بزرگ‌انسانِ عالَم بشریت، امام علی بن‌ ابی‌طالب _علیهماالسلام_ خجسته باد. دو سخن بسیارآموزنده و اخطاردهنده‌ی آن امام اُسوه و نمونه را تقدیم می‌کنم: سخن اول: خداوند سبحان حقوق مردم را بر حقوق خود، مقدّم داشته است؛ پس، هر کس حقوق مردم را اَدا نماید، به ادای حقوق الهی می‌انجامد. (شرح غرر الحکم ٣/٣٧٠) سخن دوم: ظلم قدم را می‌لغزاند و نعمت‌ها را سلب می‌کند و امت‌ها را به هلاکت می‌کشاند. (شرح غرر الحکم ٢/٣۶) (منبع)

  • دامنه | ابراهیم طالبی دارابی

 

 

میلاد امام جواد (ع) مبارک

 

امام جواد ع فرمودند:

 

فَسادُالاْخْلاقِ بِمُعاشَرَةِالسُّفَهاءِ،

وَ صَلاحُ الاْخلاقِ بِمُنافَسَةِ الْعُقَلاءِ

«همنشینى با بى‌خردان و افراد لااُبالى

سبب فساد و تباهى اخلاق خواهد شد؛

و معاشرت و رفاقت با خردمندان هوشیار،

موجب رشد و کمال اخلاق مى‌باشد.»

(منبع)

  • دامنه | ابراهیم طالبی دارابی

به قلم دامنه: به‌ نام خدا. امشب شهادت امام هادی _علیه‌السلام_ است. با گرامی داشتن مقام آسمانی آن امام شهید یکی از سخنان مهم آن امام هُمام را تقدیم می کنم. خَیْرٌ مِنَ الخَیْرِ فاعِلُهُ، وَ أَجْمَلُ مِنَ الْجَمیلِ قائِلُهُ، وَ أَرْجَحُ مِنَ الْعِلْمِ حامِلُهُ، وَ شَرٌّ مِنَ الشَّرِّ جالِبُهُ، وَ أَهْوَلُ مِنَ الْهَوْلِ راکِبُهُ: بهتر از نیکى، نیکوکار است، و زیباتر از زیبایى، گوینده آن است، و برتر از علم، حامل آن است، و بدتر از بدى، عامل آن است، و وحشتناکتر از وحشت، آورنده آن است. (منبع)

  • دامنه | ابراهیم طالبی دارابی

به قلم دامنه: به‌ نام خدا. من گمان می‌کنم _جدای از رفتار فردی هر کس نسبت به آداب دینی که امری خصوصی و مخفی‌ست_ متن و ترجمه‌ی این دعای مشهور ماه رجب را، یک‌بار هم شده، با دقت، حوصله، آرامی و تمرکز ذهن و دل، مطالعه کنیم، خیلی پیام، دانش و ارزش به دستگاه فکری‌مان افزوده می‌شود. دعایی‌ست از امام صادق _علیه‌السلام_ در ماه رجب. می‌دانم با آن آشنا و مأنوس‌اید، فقط خواستم با دید مطالعه هم به آن چشم بیندازیم. متن دعا و ترجمه را به اعضای مدرسۀ فکرت هدیه می‌کنم تا ثواب خواندن و یا دست‌کم مطالعه‌ی شما، روح مرحومان مادر و پدرم را نیز دربر بگیرد.

 

برداشتم از دعای ماه رجب

 

۱. کردار امام صادق _علیه‌السلام_ به ما می‌آموزد که باید با خدا، زمزمه داشت و عاشقانه و نیازمندانه دردِ دل کرد.

۲. به ما خط می‌دهد در هر کاری، امید را باید به خدا پیوند زد.

 

۳. می‌آموزد خشیت از خدا برای ایمنی‌ ماست نه ترس و رابطه‌ی ارباب رعیتی و خشونت‌بار.

 

۴. پند می‌دهد خدا، پروردگاری‌ست که به اندک کارمان، هدایای بی‌شمار می‌بخشد.

 

۵. این درس را می‌دهد که خدا از سر مهر و رحمت و نعمت‌دهی، به همگان می‌دهد، چه خواهندگان و چه آنانی که به خدا روی نمی‌آورند و او را نمی‌خواهند بشناسند و خواسته‌ای به خدا ابراز نمی‌دارند.

 

۶. درخواست‌ها از خدا هیچ اشکالی ندارد اگر برای دنیا و آخرت هر دو باشد. چون آبادانی، شادمانی و تفرُّج در دنیا، خود، کاری خدا‌پسندانه است.

 

۷. برترین درس این دعا این است که به باورمندان و تمامی انسان‌ها می‌پروراند که آنچه را خدا به آدمی بدهد، هیچ کم و کاست و نقصی ندارد. ارزش هدایای خداداد، قیمت بی‌اندازه دارد.

 

۸. ثابت می‌کند جلال (=بزرگوار) از ویژگی‌های خدای متعال است و هیچ‌کس را به جای خدا، بی‌جهت جلال و قدَرقدرت نسازیم.

 

۹. و نیز این پند و اندرز در دعا نهفته است که خدای ما آن خدای ذهنی پاره‌ای افراد نیست که فقط به پاره‌ای افراد خاص چشم بدوزد و فقط آنان را به بهشت (= وعده‌گاه آرامش) راه دهد و بس. نه، هرگز. خدای ما خدای همه‌ی جُنبدگان است، از بینوایان تا مستضعفان، از مار تا بوتیمار، از زردشت تا کنفوسیوس، از مُلحد و مُنکر تا مؤمن و معتقد.

 

نتیجه: آری، خدا را به مِلک طِلق خود در نیاوریم و بر او خدایی نورزیم و آن آفریدگار بخشنده را با فهم نارسای خود _نَعوذُباللّه_ یک هیولای خشن نسازیم. بلکه میان خود و خدا، عشق برقرار کنیم، نه به‌قول هگل، اربابی خشن و بنده‌ای ستمدیده. پس؛ به نظر من بندگی خدا، عبودیت عشق است و عبادت معبود. جز این، نقص است و منقوص (= کاسته‌شده). پایان. التماس دعا.

 

متن و ترجمۀ دعای ماه رجب


بسم الله الرحمن الرحیم
یا مَنْ اَرْجُوهُ لِکُلِّ خَیْرٍ
ای که برای هر خیری به او امید دارم

وَآمَنُ سَخَطَهُ عِنْدَ کُلِّ شَرٍّ
و از خشمش در هر شرّی ایمنی جویم

یا مَنْ یُعْطِی الْکَثیرَ بِالْقَلیلِ
ای که می دهد بسیار، در برابر (طاعت) اندک

یا مَنْ یُعْطی مَنْ سَئَلَهُ
ای که عطا کنی به هرکه از تو خواهد

یا مَنْ یُعْطی مَنْ لَمْ یَسْئَلْهُ
ای که عطا کنی به کسی که از تو نخواهد

وَمَنْ لَمْ یَعْرِفْهُ
و نه تو را بشناسد

تَحَنُّناً مِنْهُ وَرَحْمَهً
از روی نعمت‌بخشی و مهرورزی

اَعْطِنی بِمَسْئَلَتی اِیّاکَ
عطا کن به من به خاطر درخواستی که از تو کردم

جَمیعَ خَیْرِ الدُّنْیا وَجَمیعَ خَیْرِ الاْخِرَهِ
همه‌ی خوبی دنیا و همه‌ی خوبی و خیر آخرت را

وَاصْرِفْ عَنّی بِمَسْئَلَتی
و بگردان از من به خاطر همان درخواستی که از تو کردم

اِیّاکَ جَمیعَ شَرِّ الدُّنْیا وَشَرِّ الاْخِرَهِ
همه شرّ دنیا و شرّ آخرت را

فَاِنَّهُ غَیْرُ مَنْقُوصٍ ما اَعْطَیْتَ
زیرا آنچه تو دهی چیزی کم ندارد (یا کم نیاید)

وَزِدْنی مِنْ فَضْلِکَ یا کَریمُ
و بیفزا بر من از فضلت ای بزرگوار

یا ذَاالْجَلالِ وَالاِْکْرامِ
ای صاحب جلالت و بزرگواری

یا ذَاالنَّعْماَّءِ وَالْجُودِ
ای صاحب نعمت و جُود

یا ذَاالْمَنِّ وَالطَّوْلِ حَرِّمْ شَیْبَتی عَلَی النّارِ
ای صاحب بخشش و عطا، حرام کن محاسنم را بر آتش دوزخ

  • دامنه | ابراهیم طالبی دارابی

امام باقر (ع) فرمود: خدا رحمت کند بنده‌ای را که علم را احیاء کند، أبی الجارود می‌گوید عرض کردم احیاء علم چیست؟ فرمود: مذاکره با اهل علم و پرهیزکاران، احیاء علم است.

کافی ، ج ۱، ص ۴۱

  • دامنه | ابراهیم طالبی دارابی

متن نقلی: روضۀ علامه طباطبایی در مصیبت. حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها «پاسی از شب گذشته و سر و صداها خوابیده بود و دیدگان به خواب رفته بودند که علی (علیه السلام) از جا برداشت تا وصیت های فاطمه زهرا (سلام الله علیها) را عملی سازد. آری؛ آن بدن نحیف را که مصائب فراوان، چونان هلال ماه ذوبش ساخته بود؛ آری آن بدن پاک را روی دست خویش حمل کرد تا مراسم اسلامی را در موردش جاری فرماید. آن بدن پاک را روی محل غسل قرار داد. همان گونه که حضرت صدیقه خواسته بود لباس فاطمه از تن بیرون نیاورد، زیرا که نیازی نبود جامه را از آن بدنی که خدای متعال پاکش قرار داده بیرون کند و شاید فاطمه (سلام الله علیها) از فرط حیا و شرم نمی خواست شوهر بزرگوارش اثر صدمه در و تازیانه و غلاف شمشیر را به پشت و پهلو و بازوی همسرش ببیند، چنان که تا آن روز هم که علی فاطمه را غسل می داد، زهرا کیفیت حال خود را به او نگفته بود.

 

به ریختن آب بر روی بدن از روی جامه اکتفا فرمود؛ همان گونه که رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) را غسل داده بود. در این مراسم اسما یعنی آن بانوی با وفای پاک که در ابراز علاقه و محبت حسنه اش نسبت به اهل بیت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) وفادار و با استقامت مانده بود نیز شرکت داشت، یعنی آب به دست علی (علیه السلام) می ریخت تا حضرت فاطمه را بشوید.

 

علی (علیه السلام) هنگام غسل فاطمه (سلام الله علیها) می گفت: «خدایا! فاطمه (سلام الله علیها) کنیز تو و دختر رسول و برگزیده تو است. خدایا! حجتش را به او تلقین کن، و برهانش را بزرگ بدار، و درجه اش را عالی کن، و او را با پدرش محمد (صلی الله علیه و آله) همنشین گردان.» و سپس با همان پرده ای که بدن رسول خدا را خشک کرد، بدن زهرا را خشک نمود. آری، به واقع این مراسم تغسیل زهرا نیست، مرور مصیبت و درد، و تداعی محنت است! با مراسم غسل، همه آنچه فاطمه (سلام الله علیها) از علی (علیه السلام) مخفی کرده بود، آشکار شد و داغ مصیبت زهرا خانه دل همسرش را شعله ور نمود. (منبع)

(قسمت دوم: اینجا)

 

 

امام علی در نگاه زهرا (س)

 

به قلم دامنه. به‌نام‌ خدا. سلام. ایرانیان به دلیل روح عدالت‌جویانه، بیش از سایر ملل، به امام علی (ع) پیشوای پارسایان و رهبر عدالت‌خواهان، ارادت ویژه و اعتقاد راسخ دارند. بهتر دیدم در ایام مصائب و تجلیل فاطمیه، در قسمت سوم رفتار فاطمی، علی _مولای موحّدان_ را از زبان حضرت فاطمه زهرا _سلام‌الله علیها_ در دل‌ها یادآوری نمایم. آن حضرت، امام علی _علیه‌السّلام_ را این‌گونه معرفی کرده‌اند: "او پیشوایى الهى و ربّانى‌ست، تجسّم نور و روشنایى‌ست، مرکز توجّه‌ی تمامى موجودات و عارفان است، فرزندى پاک از خانواده پاکان مى‌باشد، گوینده‌اى حقّ‌گو و هدایت‌گر است، او مرکز و محور امامت و رهبریت است." (ریاحین الشّریعة: ج ۱، ص ۹۳)

 

پاداش صبر:  حضرت فاطمه زهرا _سلام‌الله علیها_ فرمودند: "خداوند، صبر را وسیله‌‌ی استحقاق و شایستگی پاداش قرار داد." این سخن حکیمانه‌ی حضرت زهرا (س) در سایت آثار مرحوم آیةالله بهجت به‌صورت دوبیتی به نظم در آمده است:

 

گر پنجره‌ی نگاه تو غم دارد
صدها گره بزرگ و مبهم دارد
با صبر بر آن، رسی به پاداشی نیک
کاین راه، هزار پیچ و صد خم دارد

 

ره آورد خلوص در عبادت: نیز حضرت فاطمه زهرا _سلام‌الله علیها_ فرمودند: «کسی که عبادت خالص خود را به خداوند متعال تقدیم می‌کند(و فقط برای رضای او عمل می‌کند) خداوند نیز بهترین مصلحت خود را بر او نازل می‌کند.» (تحف العقول ص۹۶۰) (منبع)

(قسمت اول: اینجا)

  • دامنه | ابراهیم طالبی دارابی

به قلم دامنه. به‌نام‌ خدا. سلام. سال‌ها پیش وقتی کتاب محققانه و بسیار اثرگذار مرحوم سید جعفر شهیدی یعنی زندگانی فاطمه زهرا س را می‌خواندم، درس‌های زیادی از آن بانوی نمونه‌ی انسانیت در آن دیدم که آن حضرت مظهر تامّ آن بوده. یکی از آن درس‌ها این بوده که حضرت زهرا (س) همه‌گونه رنج‌ها، نداشتن‌ها و زخم‌زبان‌ها را برای حفظ مکتب و عزّت سلسله‌ی عترت، در خود فرو می‌خورد؛ اما در برابر تمام ستم‌ها و حق‌پوشی‌ها فریاد بر می‌آورد و حتی علیه‌ی حاکم وقت قیام کرد، از خانه به کوچه گذر کرد، به مسجد رفت، سخنرانی سیاسی و توحیدی ایراد فرمود و خطبه‌ای ماندگار خواند. که این رفتار خانوادگی، سیاسی و فکری‌اش الگو و اُسوه‌ مانده است.
 

ابوالمجد مجدود بن آدم، مشهور به حکیم سنائی در تلمیح زیر چه زیبا و حکیمانه سروده:


تو چنان زی که بمیری برَهی
نه چنان چون تو بمیری برَهند


یعنی چنان زندگی کنیم که وقتی مرگ سراغ ما آمد واقعاً از زشتی‌ها رها و رستگار باشیم. نه آن‌چنان زندگی داشته باشیم که مردم با مُردنِ ما احساس رهایی و آرامش و خلاصی کنند!

 


سنائی به استناد به سخن امام علی (ع) این بیت را نگاشت: "خالِطُوا النَّاسَ مُخالَطَهً إن مُتُّم مَعَها بَکَوا عَلیکُم و إن عِشتُم حَنُّوا إلیکُم" یعنی: با مردم آن‌گونه معاشرت کنید که اگر مُردید بر شما اشک بریزند و اگر زنده ماندید با اشتیاق به‌سوی شما بیایند."

(نهج البلاغه، حکمت ۱۰)

 

و فاطمه _که به قول قشنگ علی شریعتی_ فاطمه است، یک نمونه‌ی اعلا از چنین انسان‌هایی‌ست که مولا امام علی (ع) حکمت‌گویی و رازدانی کرده است و نشانی آنان را به ما داده‌ است. و اینک همچنان برای فاطمه _اُمّ الائمه_ هم اشک فراق است و هم اشتیاق دیدار.

  • دامنه | ابراهیم طالبی دارابی
مقدمه: پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به یکی از اصحاب خود به نام عبدالله بن خدافه سهمی قریشی مأموریت داد نامه‌اش را برای خسرو پرویز، پادشاه ایران، ببرد. خسروپرویز زمامدار ایران بود که پس از انوشیروان به سلطنت رسیده و 32 سال پیش از هجرت پیامبر بر تخت سلطنت نشسته بود. سفیر پیامبر وارد دربار شد و خسروپرویز دستور داد نامه را از او بگیرند، ولی سفیر گفت: «باید نامه را شخصاً به او بدهم.»
 
متن نامه پیامبر (ص) به خسرو پرویز پادشاه ساسانی:
 
«بسم الله الرحمن الرحیم
 
از محمد، فرستاده خدا، به کسری، بزرگ ایران
 
درود بر آن کسی که حقیقت را بجوید و هدایت را پیرو باشد و به خداوند و رسولش ایمان آورد و گواهی دهد که جز الله معبودی نیست و شریک ندارد و یگانه است، و گواهی دهد که محمّد بنده و فرستاده اوست. من تو را به سوی خدا می‌خوانم. فرستاده خدا برای همگان هستم تا آنان را بیم دهم و حجت را بر کافران تمام کنم. اسلام بیاور تا در امان باشی و اگر از اسلام روی‌گردان شوی، گناه مردم مجوس بر گردن تو است.»
 
توضیح:
 
در دربار خسروپرویز، هنوز مترجم از خواندن نامه فارغ نشده بود که زمامدار ایران سخت بر آشفت و نامه را از مترجم گرفت و پاره کرد و فریاد کشید که:« این مرد را ببینید که نام خود را پیش از نام من نوشته است!» و دستور داد فوراً عبدالله را از قصر بیرون کنند. 
 
عبدالله بر مرکب خود سوار شد و راه مدینه را پیش گرفت و ماجرا را برای پیامبر تعریف کرد. 
پیامبر از بی احترامی پادشاه ایران سخت ناراحت گردید، آثار خشم در چهره اش پدیدار شد و او را این گونه نفرین کرد:«اللهم فَرِق مُلکه.» (بار خدایا رشته سلطنت او را پاره کن.)
 
خسرو پرویز به حاکم یمن نوشت که دو نفر از افسرانش را برای دستگیری پیامبر روانه مدینه کند. پیامبر در دیدار با آن دو افسر، آنان را دعوت به اسلام کرد و فردای روزی که با آنها دیدار داشت به آنان فرمود: «پروردگار جهان مرا آگاه ساخت که دیشب ۷ ساعت پس از غروب، خسرو پرویز به دست پسرش شیرویه کشته شده و پسرش بر تخت سلطنت نشسته است.» (شب سه‌شنبه دهم جمادی الاولی سال ۷ هجری)
 
آن گاه پیامبر فرمود:«بروید این خبر را به گوش حاکم یمن برسانید.» پس از تحقق پیشگویی پیامبر درباره خسروپرویز، باذان حاکم یمن همراه با کلیه کارگزاران حکومتی اش اسلام آوردند و طی نامه ای اسلام آوردن خود و کارمندان حکومتش را به پیامبر ابلاغ کرد. (منبع)
 
منابع: 
بحارالانوار، ج۲۰، ص۳۸۹ 
فروغ ابدیت، ج۲، ص ۶۱۵ تا۶۲۰ 
  • دامنه | ابراهیم طالبی دارابی

متن نقلی : در زندگی نعمت‌های زیادی گنجانده شده هست، اما بستگی به زاویه دید ما‌ها دارد برای برترین راه شناختن نعمت در ادامه با ما همراه باشید. هر روز یک حدیث از معصومین «ع» را با مضامین دینی و اخلاقی دربخش قرآن و عترت بخوانید. اهمیت حدیث در بین مسلمانان ازآن روست که از منابع اصلی استنباط احکام در فقه و عقاید در علم کلام قلمداد می‌شود. همینطور احادیث از منابع نخست تحقیق‌های تاریخی هست.

 

به علت آشنایی بیشتر و تلمذ در پیشگاه پروردگار الهی و ائمه معصومین، هرروز یک حدیث از معصومین «ع» با مضامین دینی و اخلاقی دربخش قرآن و عترت توزیع می‌شود. پیامبر اکرم «ص» فرمودند: نِعمَتانِ مَغبونٌ فیهِما کَثیرٌ مِنَ النّاسِ: اَلصِّحَّةُ وَ الفَراغُ. دو نعمت می‌باشند که بیشتر مردم در مورد آن‌ها زیانکارند: سلامت و فراغت. «الأمالى، طوسى، ص. ۵۲۶» (منبع)

  • دامنه | ابراهیم طالبی دارابی

سخنان رسول خدا (ص) :

اگر نعمتی به تو رسید
پس سپاسگذار خدا باش و بگو الحمدلله
 
اگر روزی بر تو تنگ شد
از گناهانت توبه کن و بگو استغفرالله
 
اگر سختی به تو رسید
پس بسیار بگو لا حول و لا قوة الا بالله
  • دامنه | ابراهیم طالبی دارابی

به قلم دامنه: به‌نام‌خدا. سلام. به مناسبت ایام فاطمیه، چند سخن از حضرت فاطمه زهرا س می‌آورم؛ باشد تا در پیروی از فرهنگ والای آن بزرگ بانوی اسلام، بکوشیم و توشه برگیریم:

 

فاطیمۀ اول تسلیت باد

 

حضرت فاطمه زهرا در جواب به سؤال امام حسن (ع) که پرسیدند شب هنگام، فقط دربارۀ دیگران دعای خیر می کردی و درباره خودت یک کلمه دعا نکردی؟ فرمودند:
«یا بُنى الجار ثُم الدّار.»


یعنی «پسرک عزیزم! اول همسایه، بعد خانۀ خود» (بحار الانوار , جلد 10 , صفحه 25 .) (منبع)
 

نکته: به گفتۀ سعدی در باب اول کتاب گلستان:

تو کز مِحنت دیگران بی غمی

نشاید که نامت نهند آدمی

 

حضرت فاطمه زهرا فرمودند:

"خداوند ایمان را براى پاکى از شرک... و عدل و داد را براى آرامش دل‏ ها واجب نمود." (منبع)

 

از حضرت فاطمه زهرا س روایت شده که رسول خدا (ص) فرمودند:

"امام همچون کعبه است که باید به سویش روند، نه آنکه (منتظر باشند تا) او به سوی آنها بیاید." (منبع)

 

حضرت فاطمه زهرا از قول رسول خدا فرمودند:


«کسی که همسایه‌‏اش از بدی و رفتار ناگوار او در امان نباشد، مؤمن نیست. هر کس به خدا و روز قیامت ایمان داشته باشد، همسایه ‏اش را نمی ‏آزارد. مؤمن یا کلام خیر می‌گوید، یا سکوت اختیار می‌کند. خداوند افراد نیکوکار و بردبار و عفیف و باحَیا را دوست دارد و افراد ناسزاگو و بخیل و اصرارکننده را دشمن دارد. حیا از ایمان است و ایمان در بهشت.» (منبع)

 

حضرت فاطمه زهرا درباره‌ی امام على مولای متّقیان فرمودند:


"او پیشوایى الهى و ربّانى‌ست، تجسّم نور و روشنایى‌ست، مرکز توجّه تمامى موجودات و عارفان است، فرزندى پاک از خانواده پاکان مى‌باشد، گوینده‌اى حقّ‌گو و هدایت‌گر است، او مرکز و محور امامت و رهبریت است." (منبع)

 

حضرت فاطمه زهرا خطاب به همسرش امیر مؤمنان علی بیان داشتند:


"من از خداى خود شرم دارم که از تو چیزى را درخواست نمایم و تو توانِ تهیه‌ی آن‌را نداشته باشى." (منبع)

  • دامنه | ابراهیم طالبی دارابی