دامنه‌ی داراب‌کلا

مازندران ، ساری ، میاندورود

دامنه‌ی داراب‌کلا

مازندران ، ساری ، میاندورود

دامنه‌ی داراب‌کلا

Qalame Qom : سایت دامنه‌ی داراب‌کلا ، ابراهیم طالبی دارابی ، مازندران، ساری، میاندورود

پیام های مدیر
آخرین نظرات
طبقه بندی موضوعی
بایگانی
پربیننده ترین مطالب
محبوب ترین مطالب

۲۰۵ مطلب با موضوع «ایران» ثبت شده است

به قلم دامنه: به نام خدا. در یکی از کتاب های تاریخ ایران اینجا خوانده ام، که ایرانی ها می گویند: «تهران مغزِ ایران است، قم روح آن و اصفهان قلبش  (ص ۷۲). آیا واقعاً همین است که می گویند؟ من واقعی بودن این نسبت را نمی دانم. اما این که چرا این سه شهر، به سه عضو مهم انسان توصیف گردیده است، شاید علت و چرائی اش این باشد که از تهران، کشور مدیریت می شود. از قم بر روح تصمیمات آن دمیده می شود و در اصفهان، بهتر از همه جای ایران بدان عمل می گردد. شاید. اما نظر شما چه باشد خدا می داند.

 

البته مرکز معنوی ایران، مشهدالرّضا است. آستانی، برای جانان، مآوائی برای دلدادگان و حرمی برای درددل ویژۀ ایرانیان؛ که گویی برخی ها کوچه پس کوچه های آن «شهر شهادت» [تعبیری قشنگ از دکتر علی شریعتی در توصیف مشهد مقدّس] را، با اجارۀ هتل ها و ساختنِ سازه ها و ابتیاع سرسراها و رزرو سالن ها و رستوران ها و... ، پاتوقی برای سیاست ورزی جناحی، شست و شوهای مغزی، همایش های جورواجور و دریک کلام تسویه حساب ها! کرده اند. الله اکبر.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ تیر ۱۳۹۷ ، ۰۶:۲۹
دامنه | ابراهیم طالبی دارابی

به نام خدا. با سلام؛ مطابق معمول دامنه، چهارنکته از این کتاب را به اشتراک می گذارم. ابتداء مشخصات کتاب: ایرانی ها؛ با عنوان فرعی: «ایران، اسلام و روح یک ملت». نوشتۀ خانم ساندرا مک کی پژوهندۀ آمریکایی. ترجمۀ شیوا رویگریان. چاپ اول، ققنوس ۱۳۸۰، در ۴۳۶ صفحه.

 

 

در ص  ۸ می‌خوانیم: ایرانی ها به تبع هویت یگانۀ خود، با تمامی شیاطین خودی و غیرخودی به پیکار برخاستند... هیچ نیروی نمی تواند دو وجه ایرانی و اسلامیِ ایران را باز ستانَد. و حکومتی در ایران کامرواست که هر دو وجه _ایرانیت و اسلامیت_ را همواره در برابر دیدگان خود قرار دهد.

 

در ص ۵۵ آمده است: دینِ زرتشت _دین قبل از ظهور اسلام ایرانی ها_ برای هزار سال در میان تشریفات بی تأثیر و مراسم عبادی اَسرارآمیز رو به فساد می رفت...

 

در ص ۲۴۷ : «محمدرضا پهلوی نه تنها به خاطر حفظ استقلال ایران بلکه برای حفظ تاج و تخت خود ایالات متحده آمریکا را به ایران کشانده بود..و

 

در ص ۴۰۲ نوشته است: «خاتمی [سید محمد] از سوی دیگر بیشتر به عمویی مهربان، شبیه است تا به سیاستمداری روحانی... او دین شناسی آزاده است... مردم وی را مردی می دانند که از شائبۀ فساد مبرّاست.»

 

 

در بالا عکس متن ص ۳۰ کتاب را منعکس کردم دربارۀ همپیوندیهای کوروش و دین زرتشت؛ که به نظرم مهم و خواندنی ست: می توان بر روی عکس کلیک کرد یا ضربه زد و در حجم بالا متن را مطالعه کرد. صفحۀ ۳۰ کتاب «ایرانی‌ها» دربارۀ همپیوندیهای کوروش و دین زرتشت.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ تیر ۱۳۹۷ ، ۰۸:۲۸
دامنه | ابراهیم طالبی دارابی

به قلم فتح الله دهقان: سلام. بسیار جالب بود. [ینجا] دراین خصوص لازم میدانم به عرض برسانم ما نباید مطلق نگاه کنیم. بایستی نسبی قضایا را دید. ودیگر این که هر طبقه ای را بایستی با جنس خودش در طبقه خودش مورد بررسی وتجزیه تحلیل قرار داد. واین طور نیست که بگوییم همه پادشاهان ظالم واهل فسق وفجور بوده اند. افرادی مثل کریم خان زند و... نیز بوده اند. وبه نظر من ما بایستی پادشاهان را با هم مقایسه کنیم در این بین عده ای بهتر از دیگران بوده اند. اصلا قدرت فساد میاورد. البته خواهش میکنم هر که میخواهد به من پاسخ دهد مثال مولا علی را نیاورد. بله، علی (ع) نمونه واسوه تقوا بود. ولی یکی بود. ما هم مخلصشیم. به قول کوچه بازاری کَرشیم. اصلا قدرت که در پادشاه وحاکم تجلی میکند این مسائل جزئ لاینفک آن است. اصلا بفرمایید کی ظلم نکرد؟ اصلا ما یک ایراد اساسی داریم که این مسائل را با اخلاق قاطی میکنیم. این ها مقولات متفاوتند. وبه نظر من شاید به عدم شناخت ما به این مسائل برمیگردد.

 

استاد بدرستی فرمودند عده ای کینه وعناد دارند به جمهوری اسلامی. وهمه چیز را سیاه میبینند.و آنها ایراد دارند که ولی فقیه حکومت فردی واستبداد است ولی هم اینها، مدینه فاضله شان محمدرضا شاه است. من خودم از رضا پهلوی شنیدم که پذیرفت واقرار کرد که پدرش مستبد و خودرأی بوده است. اینها دور قبری شیون میکنند که مُرده ای در آن نیست. البته وقتی منصفانه نگاه بکنیم رضاشاه خدمات بزرگی باین  کشور کرد. در هر حال  ما بایستی نسبی قضایا را ببینیم. و مهمتر اینکه در نوشتن وتحلیل هامون منصف باشیم وحق را بگوییم  که قطعاً به مذاق خیلی ها خوش نمی اید.

 

پاسخ‌دامنه

 

به نام خدا. سلام جناب دهقان دوستِ نویسندۀ فاضل من. خدا خیرت دهاد و هر کجا هستی این روزها، روزهای شیرین و شب های پرستاره داشته باشی. اما بعد، تکمیل بحثت:

 

بسیار خوش آمدید به بحث آزاد دربارۀ کوروش. مطلبت را خواندم و ورای آن را هم خواندم و از بیان دیدگاه شما بهره گرفتم. ارزش بحث در همین علم افزایی هاست.

 

من پادشاه عادل نمی شناسم. اگر می شناسید معرفی کنید. کوروش را با آن مشخصات می شناسم که در آن پست (اینجا) رُک گفتم. اگر کریم خان زند ملایری (بنیانگذار دودمان زندیه) را مثال آورده ای، حتماً تاریخ را مرور کرده ای، ایشان _که روح شان شادمان باد_ برای برائت از عنوان پادشاهی خود را «وکیل الدُوله» خواند. پس طبق فرمول و مبانی شما وی را باید در طبقۀ خودش بررسی نمود نه در عِداد پاشاهان.

 

بحث فقط بحث ظلم پادشاهان نیست. من اساساً پادشاهی را غصب می دانم. غصبِ حق ملت و بالاتر غصب حق حاکمیت خدا. هرکس شاهی کند محکوم است. چه کسی به پادشاهان حق حکمرانی داده است؟ آنان به زور و وارثت بر مردم سوار شدند و استبداد بر این مملکت گستراندند.

 

ما در اسلام به جای پادشاه و شاهنشاه و عنواین دیگر، رهبری داریم که الگوی مدیریتی شیعه است و علم و عدل صفت برجستۀ آن است. لذا اگر روزی خدای ناکرده ولی فقیه هم پایش را کج بگذارد و به فرمودۀ امام خمینی _رهبر کبیر انقلاب اسلامی_ بخواهد دیکتاتوری کند، خود به خود منعَزل است. زیرا اسلام با هیچ کسی شوخی ندارد. همۀ این دغدغه های امام، برای این است که نظریۀ سیاسی شیعه، مخدوش نشود. یعنی ارادۀ ملت، بیعت آزاد با حاکم، رأی به وکیلان برای خدمت و مسألۀ کلیدی و مهم شیعه، یعنی رابطۀ متقابل رهبری و امامت و اُمّـت.

 

خیلی عالی موضوع استبداد پهلوی را روشن کرده ای و این بیان شما تحسین دارد. درمورد رضاخان میرپنج اما با شما توافق ندارم. جریان عنود را هم خوب مثال آوردی که به انقلاب اسلامی کینه کردند و دنبال هر حربه و ابزاری برای کوبیدن آن هستند. این که واژۀ «استاد» را برای من بکار برده ایی، من بی تعارف بگویم شاگردِ همۀ دامنه نویسان و دامنه خوانان شریف هستم. از حضورت، صمیمانه ممنونم و منتظر نوشته های خوب شما می مانم.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ تیر ۱۳۹۷ ، ۱۷:۲۷
دامنه | ابراهیم طالبی دارابی

به قلم دامنه. به نام خدا. رفیق گرانقدرم جناب مهندس محمد عبدی سنه کوهی در (اینجا) متن مرا دربارۀ کوروش (اینجا) مورد نقد قرارداده اند؛ که ضمن قدردانی جانانه از وقت گذاری ایشان برای نقّادی، توضیحی جهت جواب به ایشان، برای دامنه خوانان شریف ارائه می کنم:

 

هیچ پادشاهی پیامبر نبود، اما برخی پیامبران الهیِ بنی اسرائیل مانند حضرات داود و سلیمان _علیهماالسلام_ به امر خدای متعال، جامۀ سلطنت بر تن کردند؛ چنانچه حضرت یوسف (ع) پس از همۀ ابتلائات و زندان و آزمون ها و محنت ها، به مشیّت خدا، عزیز مصر شد. و فرق است میان پادشاهی که به زور و وراثت، بر مردم حاکم شود با سلطانی که خدا او را به مصلحت دین و مردم آن روزگار، برگزیند. بنابراین، ایراد اول شما جناب عبدی بر متن من، خَلط موضوع بوده است.

 

دکتر شریعتی در نوار تاریخی «آری اینچنین بود برادر!» خطابش به همۀ بردگان و تهیدستان است و ذمّ همین سلطنت ها و شاهان که اَهرام ثلاثه و کاخ های ستم را ساختند و بر گُردۀ مردم سوار شدند. او رفت کنار اهرام نشست و نوشت و بعد در مشهد یا حسینیه ارشاد تهران، آن را بر شنوندگان پرشور و شعورش با آن لحن آسمانی اش خواند. دیدگاه من نسبت به پادشاهان، از همین نوار متفکرانه شریعنی شکل گرفته است و همچنان به شریعتی دراین باره ایمان دارم که  از روی علم، سخن گفت، نه از روی حقد و جهل و احساس.

 

خوشحالم خود جناب عالی پس از کمی نقد، تصریح کرده ای: «و صد البته از منظر نگاه دینی شما هرگز در مسیر ظلم و جور نبودند.» آیا به یک مؤمن به دین مبین اسلام می آید انبیای الهی را در مسیر ظلم قرار دهد!؟ حتی تصوّر و خیال این تفکر، خطا و بلکه گناه است چه برسد به باور به این نقیصه و ذَنب لایغفر. ما طبق آیات ۳ تا ۴ سوره‌ی بقره که می فرماید ایمان شش شرط دارد، پنجمین آن این است که مصدِّق همۀ انبیاء باشیم. «وَمَا أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِکَ: و آنچه پیش از تو فرود آمده است،». پس، قیاس پادشاهیِ پادشاهان و از جمله کوروش با سلطنت برخی از پیامبران (ع) به اقتضاء حکم خداوند، از اساس نارواست. و به نظر من  شما در نقد کمی شتاب زده عمل کرده ای.

 

شاید خودت هم بهتر از من می دانی، کسانی که از کوروش «بُت» می سازند، و دم از احیای آیین زرتشت می زنند، و یا شعار احیای سلطنت می دهند؛ اغلب شان یک کلمه از کوروش نمی دانند. اینان، _بیشترشان_ به کینۀ انقلاب اسلامی، دم از کوروش می زنند و او را تظاهراً جلوی نظام ایران علَم می کنند تا به نیّات شوم شان برسند. و الّا، کوروش اگر در قرآن تمجید شده است و عملکردش آن گونه توصیف گردیده است، برای آن بوده است که ستمدیده هایی را از مَهلکه ی ستم کنندگان نجات دهد و یأجوج و مأجوج را با آن سدّ سدید ش دربند کند. تو خود می دانی عبدی، که یأجوج و مأجوج های امروزی! کوروش را هم قبول ندارند. آنان فقط در پیِ انتقام گیری از انقلاب اسلامی اند، که بساط سلطنت و شاه و شاهی گری و خیانت های سازمان های برانداز را برچید و مردم را و آرای آزاد مردم را حاکم کرد و ولایت فقیه هم مواظبِ همین دو امر است: حفظ حدود شرع و حفظ حقوق مردم.

 

اما از پاراگراف «باید قبول کنیم که...»، نوشتۀ منتقدانۀ شما بر دامنه، تا انتهای پست شما، هیچ ربطی به متن من ندارد. لذا منطقاً معاف از پاسخم. از سماحت طبع شما جناب عبدی باخبرم؛ لذا می دانم پاسخ من شما را حتی اگر اقناع هم نکند، ظرفیت شنیدن و بحث کردن داری. ضمن آن که من در آن متن استنثنائاتی برای کوروش، _نسبت به پادشاهان دیگر_ قائل شدم؛ که گویا شما آن را از دیده معمولاً تیزبین خود، عبور نداده اید. برایت آرزوی سعادتِ هر دو عالم _بلکه عوالم_ می کنم. تمام.

پنظر محمد عبدی سنه‌کوهی

 

سلام مجدد
این نوشته شما را کجای دلم بگذارم اخوی:
«پادشاهان، همیشه بر مردم سرزمین خود ستم روا داشته اند و اربابی کرده اند و آنان را برده و رعیت و بی سرزمین ساخته اند.»
 
منظورم به این کلمه همیشه بوده و هست. قصدم دفاع از پادشاهی نبوده و نیست و اعلان برائت کردم اما اینکه شکل دیگری غیر از موروثی که آنهم مبتنی بر دلایل و شواهد عامه پسند بوده و هست چنین به نظر میاد که غیر موروثی سلطنت هم دچار مشکل و غیر قابل دفاع شده است.
 
 
اینکه ضامن دفاع از حقوق مردم را شخص یا افرادی خاص هم تلقی نماییم هم به نظر می رسد که دیگر خاصیت و کارایی استدلالی خود را از دست داده است به نظرم آنهم مشروط به تایید اکثریت مردم در یک فضای انتخاب آزادنه است و لاغیر.
 
 
نگاه دکتر شریعتی هم در یک دوره خاص با نگاه برتر آنزمان شکل گرفته بود و اگر اکنون بود دور از ذهن است چنین بیاناتی را تکرار می کرد حداقل سکوت می نمود .
 
البته آنانی که به فکر احیای سلطنت هستند را نه نفی می کنم و نه تایید نیتشان حداقل بر من و شما مشخص هست چه آنانی که با پرچم و علم کورش و رضاشاه به راه افتادند و چه با علم مقدس خلیفه پنداری جانشینی پیامبر و تقدس مآبی های افراطی.
 
 
به نظرم حفظ شرع ابزاری شده است برای تامین خواسته قشری خاص و این مذموم و پذیرشش برای عامه عموم سخت شده است کار به شخص خاصی ندارم اما تفکر غالب فعلی با ابزار دینی در حال جا انداختن مطامع دنیوی با شعار اخروی است و ازین نظر بنده خود را همراه برخی ها نمیدانم و صف خود را جدا می دانم و حقیقت قضیه آن است که نباید دین را ابزار سرکوب خواسته های برحق مردم کرد و نظر اکثریت را نباید نادیده گرفت و بر منتخب اکثریت ملت عرصه را چنان سخت کرد که نظر و کارش مورد هجمه قرار گیرد و روز حسابرسی خود را صاف در کشید و ناه و عقاب را برای دیگران خواست و ...
 
 
باید قبول کنیم را فعلا نه شما دوست خوبم و نه آنانی که باید بشنوند نمی شنوند و خود را به کوچه علی چپ می زنند و فعلا چون تنعم در سفره پهن انقلاب و خون شهدا زیر دندان آنان هست حرفی برای گفتن نه من دارم و نه شما. باشد تا روزش شاید کسانی شنیدند. موفق باشید ای رفیق شفیق.

 

جواب دامنه

 

به نام خدا علیک السّلام مهندس. من در آن متن (اینجا) حکمت و فلسفۀ ولایت فقیه را گفتم که «ولی فقیه در جامعۀ مسلمین، مواظبِ دو امر است: حفظ حدود شرع و حفظ حقوق مردم.» و این نافیِ حقّ حاکمیت بر سرنوشت ملت نیست، که شما اشکال وارد نموده اید. نیک می‌دانید که برخی‌ها ولی فقیه را برنمی‌تابند ولی حاضرند جان و خون‌شان را برای شاه‌های مُرده و پادشاهان خیانتکار و ستمگر و بدکار و فاسد بدهند. و تو بهتر از من یقین داری این بدترین و زشت‌ترین تناقض برای این گونه افراد است. مگر می‌شود کسی منتقد ولی فقیه باشد، و آن را حکومت فردی بداند ولی خود سرسختانه و لجوجانه از روی حسّ دروغی، دنبال شاه موروثی بگردد!؟ می شود!!؟ و درود بر کوروش کبیر بنوازد و شعار رضاخان میرپنج! سر بدهد؟

 

درضمن جناب مهندس، شما اگر مباحث را خیلی زود به مسائل جاری ربط ندهید به نظر می‌رسد منطقی‌تر باشد. چون می‌دانید بحث تاریخی، مبحثش با مسائل جاری نباید مخلوط شود. آن وقت خوانندۀ متن خیال می‌کند شما از بحث، نَقب و روزنه می‌زنی. و این به دور از منطق نقد است. خدا به ما دانش و ارزش _توأمان_ ببخشاید.

۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ تیر ۱۳۹۷ ، ۱۴:۱۴
دامنه | ابراهیم طالبی دارابی

به قلم دامنه. به نام خدا. من هنوز هم، کوروش را نمی شناسم. درباره اش مطالعات غیرمنسجم کرده ام، اما نمی توانم آنچه کوروش بوده را حقیقتاً درک کنم. علت اصلی اش تقریباً سه چیز است:

یکی این است چون اساساً فردی ضدّ سلطان و سلطه گری و کشورگشایی ام. در ثانی تاریخ مکتوب را دست کاری شده می دانم که بر مبنای میلِ سلاطین پیش می رفت و با تملّق گویی شاهان و درباریان و اساساً قلم تاریخ نگاران برمحور قدرت می چرخید نه ملت. و سوم این که اعتقادی به ناسیونالیسم و ملی گرایی که ایرانی گری ضد اسلامی_عربی ست، ندارم و آن را جاهلیت و ایستادگی در برابر سخن حق می‌دانم.

 

 

اما از کوروش کبیر بر حسب کتاب ها و نقل ها، چیزهایی می دانم که می توانم به تعبیر امروزی خودم بگذارم: ۲۳ «نقشۀ راه» کوروش. بی آن که خودم در بارۀ این نوشته ام ارزش گذاری و یا جانبداری کنم، این اصول را بر حسب مطالعاتم احصاء می کنم. باهم آن را مرور می کنیم حتی اگر بعضاً و یا تماماً آن را باور ندارید و تردیدآمیز بسر می برید:

 

کوروش به غلبه و ترغیب اعتقاد داشت و با این دو نیرو، سُلطۀ خود را در داخل و خارج پیش می بُرد و اصولش را حاکم می کرد. اما البته ترغیب را بر غلبه ترجیح می داد چون استدلال می کرد ترغیب و یاری بر نیروی قهری و حیوانی مقدّم است.

 

کوروش، پادشاهی تخت نشین نبود و به جنگجویان نمی گفت بروید دشمن را تارومار کنید! خود در میان لشکریانش حضور داشت که نهایتاً در رزم و در کنار ارتش خود، کشته شد. با آن که کوروش در ۵۳۰ ق. م، توسط ملکۀ ماساژت ها سر بُریده شد، اما پیکر مُثله شده اش به پاسارگاد _مقر حکومتی اش_ بازگردانده شد و بر حسب وصیتش آرامگاهش، ساده و بر پایۀ سنگ سخت بنا شده است. [می توانید تز سردار قاسم سلیمانی را در ذهن بازسازی کنید که می گوید: فرمانده، جلوی سرباز حرکت می کند نه عقب آن فقط فرمان می راند]

 

کوروش درکشورگشایی ها معتقد بود مغلوب و شکست خورده، نباید تحقیر شود.

 

می گفت از دشمن تراشی پرهیز شود.

 

یکی از اصول ثابت کوروش تأسیس شبکۀ اطلاعاتی کارآمد در درون اردوگاه دشمن بود که برای این هدف به پرورش جاسوسان ماهر همت گماشت.

 

سربازان منضبط و سواره نظام و آموزش دیده پرورش داد.

 

گردآوری سربازان مزدور برای زمان های ضرور.

 

ایجاد ارتش نیرومند و آماده به حمله و دفاع.

 

بکارگیری فریب و حیله‌های رزمی در نبردها. مثل آن قضیۀ شترهای لنگ که در لشکر ایجاد کرد برای ایجاد وحشت در اسب های دشمن از طریق منظرۀ وحشت و بوی خاص شترها.

 

رد هر گونه القاب‌بخشیدن به خود.

 

مخالفت کوروش با این فکر که او را فاتح نشان دادن. جالب آن که غیرایرانی ها نیز، کوروش را «نجات بخش» و حتی بالاتر «رهایی‌بخش» می دانستند. و بنا بر نقل ابوالکلام آزاد و گفتۀ علامه طباطبایی در قرآن، ذوالقرنین سوره‌ی کهف همین کوروش است.

 

کوروش برای تساوی، بیشتر عمرش را در زین اسب نشست نه بر تخت و تاج سلطنت. اساساً پایتخت نشین نبود.

 

عدالتخواهی زرتشتی کوروش.

 

غنایم غیرجنگی را به فراخور حال مردم آن دیار فتح شده، بازمی گرداند. مثل بازگرداندن طلا و نقره جهودان که در دست بخت النصر _حاکم بابِل_ در عذاب بودند و فرستادن آنها به اورشلیم فلسطین.

 

مدارا که آوازۀ کوروش است. البته بیفزایم که استاد شهید مرتضی مطهری مدارای کوروش را افراطی و مطلق می داند و آن را نقد می کند می گوید که این سیرهّ سیرۀ درستی نیست باید از عقیدۀ حق در همه جا دفاع کرد و باطل را ردّ نمود.

 

اتخاد سیاست آرمانگرانه و عمل گرایانۀ کوروش.

 

آموزه‌ی اصلی کوروش: مصلحت ملی، نباید از طریق کینه ورزی دنبال شود.

 

کوروش نه فقط مدارا را در فتوحات عمل می کرد؛ بلکه به لحاظ دینی معتقد بود مدارا، مأجور (یعنی شامل اجر و پاداش خداوند) می ماند.

 

قبول فرهنگ های مختلف که به زبان امروزی تساهل و اقتباس نام دارد.

 

حق سلطنت پادشاه در نزد ایرانی ها از رفتار کوروش زاده شد.

 

اعتقاد راسخ و عملی کوروش به این که اهورامزدا وظیفۀ متّحدکردن مردم روی زمین را در لوای صلح و عدالت به او محوّل کرده است.

 

بیعت مردم با کوروش منفعلانه نبود، بلکه اعتقاد عمومی بر این بود که مِحنت و بدبختی نصیب کسانی می شود که شروران را بر تخت می نشانند و سعادت نصیب آنانی ست که شروران را از تخت سلطنت به زیر می افکنند و کوروش را مصداق این می دانستند. یعنی میان کوروش  و مردم زور و غلبه نبود، بیعت و رضایت و رغبت بود.

 

نام پایتخت را به صورت سمبلیک و رمزواره، «پاسارگاد» گذاشت که یعنی خانۀ ملتِ پارس.

 

**********

 

با این همه، من چون پادشاهان عالم _درگذشته و حال_ را برحق نمی دانم بآسانی نمی توانم آنچه دربارۀ کوروش می نویسند را اطاعت گونه بپذیرم. آنچه این اصول ۲۳ گانه می‌گوید نشان می دهد، این پادشاه با سایرین فرق داشت. خصوصاً وقتی قرآن داستان ذوالقرنین را تمجید کرد آرامش می گیرم.

 

ضمن آن که پادشاهان، همیشه بر مردم سرزمین خود ستم روا داشته اند و اربابی کرده اند و آنان را برده و رعیت و بی سرزمین ساخته اند. بگذرم. و فقط بگویم ۱۴ معصوم علیهم السلام را دربست و بی چون و چرا و بی هیچ قید و بندی محبت می ورزم و تبعیت می کنم و عشق می ورزم، و سایرین را هرچند نیکوکار و مردم گرا و یا پادشاهی نیمه عادل بوده باشند را، بازهم با قید و بند و با اکراه، پذیرا می شوم. و نقدم را محفوظ نگاه می دارم. پایان. (برای تکمیل شناخت، می توانید به کتاب‌ها مراجعه فرمایید از جمله کتاب «ایرانی‌ها... روح ایرانی» نوشتۀ خانم ساندار مک کی)

۵ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ تیر ۱۳۹۷ ، ۰۷:۵۱
دامنه | ابراهیم طالبی دارابی
در عصر قاجاریه و پهلوی چه مناطقی از ایران جدا شدند؟

 

...

 

در عصر قاجاریه و پهلوی

چه مناطقی از ایران جدا شدند؟

 

ایران در دوره‌ی شاهان قاجار

 

منطقه‌ی بخارا و کابل در زمان فتحعلی شاه؛

منطقه‌ی مرو و عشق‌آباد در زمان محمدشاه؛ 

منطقه‌ی هرات و رود هیرمند در‌ زمان ناصر الدین ‌شاه؛

 بلوچستان پاکستان در‌ زمان مظفرالدین شاه؛

منطقه‌ی خانقین در‌ زمان احمدشاه جدا شدند.

 

‌ایران در دوره پهلوی:

 

ارتفاعات آرارات شرقی

در‌ دی‌ماه ۱۳۱۰ به ترکیه؛

اروندرود در تیرماه ۱۳۱۶ به عراق؛

 بخشی از بلوچستان

در اسفند ۱۳۲۰ به افغانستان؛ 

استان چهاردهم ایران به نام بحرین

در سال ۱۳۵۰ از کشور ما جدا شدند.

 

ایران در دوران انقلاب

در جنگ ۸ ساله‌ی عراق علیه ایران

حتی یک وجب از خاک میهن اسلامی به دست دشمن نیفتاد

 

منبع: کتاب ایران؛ دیروز، امروز، فردا،

ص ۲۰۰ - ۱۹۹، انتشارات معارف، محسن نصری

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۵ خرداد ۱۳۹۷ ، ۱۱:۰۱
دامنه | ابراهیم طالبی دارابی
حرم امام رضا را جناحی نکنید
به قلم دامنه. به نام خدا. من در ۲۴ دی ۱۳۹۶ در پست ضمیمه شدۀ زیر به حرم امام رضا _علیه السّلام_ انتقاداتی کرده بودم. اینک با مسافرت مجدد به مشهد در اردیبهشت امسال، این توضیح را بر آن پست می افزایم:
 
۱. طبق رسم همیشگی ام این بار نیز در صحن آزادی حرم رضوی، بر سر قبر مفسّر قرآن استاد محمدتقی شریعتی حُجره‌ی ۱۷۱ حضور یافتم. گرچه قبر ایشان بر روی زائران همچنان مسدود است؛ ولی خوشبختانه متصدی حجره با رویی گشاده و احترام آمیز درخواست مرا اجابت کرد و عکسی از قبر آن مبارز بزرگ و دانشمند آزادیخواه انداخت. که در زیر مشاهده می کنید. از این بابت از دست اندرکار محترم آن حجره ممنونم.
 
 


سنگ قبر مفسر قرآن

استاد محمدتقی شریعتی

پدر مرحوم دکترعلی شریعتی. حرم امام رضا

۸ اردیبهشت ۱۳۹۷. صحن آزادی غرفه‌ی ۱۷۱.
عکاس: متصدی حُجره ۱۷۱ به درخواست دامنه

 
۲. در زمان پست ضمیمه شدۀ زیر، با گلایه و انتقاد نوشته بودم: «مگر از ویژگی های مهم امام رضا (ع) «مُعین الضُّعفاء» نبود؟ پس چرا ضعفای جامعه و مستمندان از آن همه دارایی های حرم مطهر، سهم و حظّی نمی برَند؟ آن همه درآمد، چرا به خدمت مردم درنمی آید؟»


اما اخیراً از یکی از رفیق های گرامی ام در دارابکلا، به استماع دیدار شخصی شنیده ام با توضیحات مستند و مفصّل که حرم امام رضا ع بخشی از درآمدهای حرم مطهر رضوی را صرف مستمندان و ضُعفاء در سراسر ایران از جمله در ساری و دارابکلا می کند. خواستم از این کار خداپسندانه تشکر کنم و آن را حرکتی رضوی بخوانم. امید است از شائبه خطی و جناحی و انتخاباتی بدور و منزّه نگه داشته شود.


ایضاً خودم نیز در چند روز پیش وقتی دور تا دور حریم حرم امام رضا ع را به تبرّک و رسم مألوف می گشتم، تبلیغ بَنِر زیر را در صحن ها و بست ها به چشمم دیده ام و عکسی از آن انداخته ام که نشان از آن داشت که سامانۀ نهضت خدمت به نیازمندان و زائران امام رئوف (ع) راه افتاه است. که در زیر پیوست شد. با تشکر و آرزوی توفیق و بسط فرهنگ رضوی.
 

 

سامانۀ نهضت خدمت به نیازمندان

و زائران امام رئوف

عکاس: دامنه


پست دی ماه سال ۱۳۹۶
 
حرم امام رضا را جناحی نکنید
 
به قلم دامنه. به نام خدا. ۵ دی امسال (۱۳۹۶) چندروزی در مشهد بودم. مثل همیشه سالها، غرفۀ ۱۷۱ در صحن آزادی را بازدید کردم. باز هم مانند گذشته، قبر مرحوم استاد محمدتقی شریعتی پدر مرحوم دکتر علی شریعتی به روی زائرین مسدود بود. به ستاد انتقادات حرم مطهر رضوی مراجعه کردم. متن زیر را نوشته، تحویل دست اندرکاران آنجا دادم.
 



 

متن دستخطم در انتقاد به حرم امام رضا (ع)

 

نمی دانم چرا حرم امام رضا (ع) این گونه اداره می شود! من معتقدم حرم رضوی مانند حوزه های علمیه شیعه، باید مستقل از حکومت باشد و تحت نظارت مراجع شیعیان جهان درآید و متوّلی آن با صلاحدید مرجعیت، برگزیده و منصوب شود. چرا حرم باید حکومتی باشد؟ و رواق و صحن های آن پُر از تریبون های نِقارافکن و جناحی؟ و متولّی آن یک عضو خاص جناحی با افکار کاملاً راستی؟

 

 

 
غرفه ۱۷۱ صحن آزادی حرم رضوی
عکاس: دامنه
 

 

غرفۀ ۱۷۱ صحن آزادی حرم امام رضا

محل قبر استاد محمدتقی شریعتی

صاحب تفسیر نوین قرآن کریم

که شده غرفۀ اشیاء ارزشمند!!

دی ۱۳۹۶. عکاس: دامنه

 

آستان قدس که یک پای اقتصاد ایران شده، باید از حکومتی شدن بیرون شود و واقعاً با ملت درآمیخته گردد. مگر از ویژگی های مهم امام رضا (ع) «مُعین الضُّعفاء» نبود؟ پس چرا ضعفای جامعه و مستمندان از آن همه دارایی های حرم مطهر، سهم و حظّی نمی برَند؟ آن همه درآمد، چرا به خدمت مردم درنمی آید؟ امام رضا (ع) برای همه ایرانیان است نه یک جناح خاص، آن هم بخش افراطی آن. در این باره سخن دیگری دارم که در آینده خواهم نوشت.

 
 
۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ ارديبهشت ۱۳۹۷ ، ۰۹:۲۹
دامنه | ابراهیم طالبی دارابی
در روستای چور و ننه مریوان
 
...

مریوان..روستای «چور و ننه» بهار ۱۳۹۷
 
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ فروردين ۱۳۹۷ ، ۰۹:۵۷
دامنه | ابراهیم طالبی دارابی

دکتر عبدالکریم سروش از هفت سین می گوید: چون این سین سُمبل است، بنده هم حق دارم به اندازه خودم مثل دیگران، این سمبل را معنا بکنم. اگر پسندیدید، شما هم بپذیرید؛ نپسندیدید هم سرگرمی است… سین یک حرف دندانه دار است و همین دندانه‌ها در حقیقت همان ریشه و اصل ماجرا هستند. این سین‌ها به نظر من دندانه‌های کلیدند و هفت تا کلید یعنی هفت تا دری که شما می‌خواهید باز بکنید. در حقیقت هفت سین به شما هفت تا کلید می‌دهد، یک دسته کلید می‌دهد. چنین معنایی را باید از او اخذ بکنیم که کلیدها را به دست بگیرید و به دنبال گشودن قفل‌ها و گره‌ها باشید...  غزل خیلی نیکویی مولانا دارد که گمان دارم بسیاری از ما آنرا شنیده باشیم:

 

قفلی بود میل و هوا، بنهاده در دلهای ما

مِفتاح شو، مفتاح را  دندانه شو، دندانه شو

 

فوق العاده نکته لطیف و نغزی است که اینجا مولانا می‌پرورد. می‌گوید این امیال این زنگارها این خواسته‌ها این توقعات، به منزله قفل‌هایی هستند که بر دل ما نهاده شده‌اند، شما مفتاح شو شما کلید شو و مفتاح را دندانه شو مثل دندانه کلید باش، مثل دندانه مفتاح باش...

 

 

می‌خواهم عرض کنم که این مفهوم گره گشا بودن و قفل نبودن هم در وجود فرد آدمی و هم در نسبت فرد با آدمیان دیگر از گره گشاترین مفاهیم است واگر واقعاً هفت سین به ما به نحوی سمبلیک و نمادین بتواند این معنا را افاده کند، هر سال در آغاز سال، در آغاز بهار طبیعت به جای اینکه به سرکه و سمنو و… نگاه کنیم واهمیت بدهیم، یک قدم فراتر از او برویم، مفهوم کلید را از آنها احذ کنیم، آن وقت می‌توانیم برای یک سال، سرمایه داشته باشیم. یعنی درس بگیریم هم از طبیعتی که گشاده می‌شود، گلی که می‌روید و می‌شکفد و می‌خندد و هم از این هفت سینی که هفت تا کلید به دست ما می‌دهد... تصویری که یک شاعر عارف عاشق از عشق می‌دهد، یک دسته کلید است، یک هفت سین است، یک دسته کلید است که هفت تا کلید در خود دارد. خوب این عشق گشاینده چه معجزه‌ای می‌کند که همه‌ی گره‌ها را باز می‌کند. همه بُن بست ها را می‌گشاید و باز می‌کند. همه‌ی گرفتگی‌ها و گیرها را رفع می‌کند و یک جاده روشن و یک افق گسترده‌ای را در مقابل چشم شما قرار می‌دهد.

 

چرا ما از هفت سین این درس را نگیریم؟ چرا درس عشق، درس محبت، درس‌گره‌گشایی، درس کلیدبودن به جای قفل بودن نگیریم؟ بعضی آدمها نه تنها با دیگران قفلند، با خودشان هم قفلند، یعنی با خودشان هم قهرند، این قدر زنگار، این قدر تعلقات بر آنها نشسته که خودشان از چشم خودشان غایب شده‌اند، خودشان را هم نمی‌بینند. خودشان را زیر هفتاد لحاف پنهان کرده‌اند. حتی اگر بخواهند ببینند، این قدر رسوبات روی وجود آنها را گرفته که باید منجنیق بیاورند تا این آدم را از شرّ آن رسوبات جدا کنند.. این آدمی که با خودش قهر است، با دیگران هم قفل است یعنی نمی‌تواند ارتباط بگیرد، نمی‌تواند راهی به محبت باز کند و در دل آنها برود؛ با همان دسته کلید عشق است که درهای بسته را باز می‌کند. این مهم‌ترین درسی است که به نظر من ما می‌توانیم از سمبلیسم هفت‌سین بگیریم. (منبع)

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۲ فروردين ۱۳۹۷ ، ۱۱:۱۶
دامنه | ابراهیم طالبی دارابی

یک

 

خواجه نظام الملک می‌نویسد که پادشاهان قدیم همیشه

دو خزانه داشتند یکی خزانۀ اصل و دیگری خزانۀ خرج

و هر مال که حاصل می شد بیشتر در خزانۀ اصل می بُردند

و کمتر به خزانۀ خرج و تا ضرورتی نبود از خزانۀ اصل چیزی

خرج نمی کردند و اگر چیزی از آن برمی داشتند

به صورت وام بود و بعد جایش بازمی نهادند.

 

کاغذ زر. نوشته‌ی دکتر غلامحسن یوسفی

ص هشتاد و دو

 

دو

هاینریش بل

نویسنده‌ی آلمانی و برنده‌ی جایزه‌ی نوبل:

«هنوز هم که هنوز است  اظهار ادب،

در مقابله با یک فرد بی ادب،

مطمئن‌ترین طریقِ تحقیر است...»

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ اسفند ۱۳۹۶ ، ۰۷:۱۸
دامنه | ابراهیم طالبی دارابی

به قلم دامنه. به نام خدا. گاه مردم نمی توانند در علَن _به قول معروف در ملاء عام_ حرف بزنند، پس؛ به سراغ درِگوشی گفتن ها می روند و باهم ساعت ها می شینن پچ پچ می کنند، دردِدل و آه و ناله و هزارها سودا. می پرسم چه پچ پچ می کنند؟ من می گم سیزده تا را، بقیه با شما:

 

عیدی چی خریدی؟ هیچی

سوریه به ما چه مربوط

فساد مملکت رِه دوش هایته

سه تا داماد دارم هرسه بیکار

بالایی ها همدیگرو چشم ندارن ببین

سرطان چقد فراوون شده

راستی سال تحویل امسال کِه هسته؟

پدرِ سیاست بسوزه! لامَصّب!

هیچ خبر داری «فلانِ فلانی» تریاکی و شیشه ای شده!؟

اسناد سرّی دستشه! اگر بگیرنش بالایی ها رو لو می ده. نه! نه! همه شون خاردی باردی دارن باهم.

دیشب خواب! دیدم وسط بِرمودا دارم شنا می کنم و کوسه ماهی هم کنارمن! خالی بندی خالی بندی، هی خالی بندی

بازار رفتی این روزا؟ اصلاً تَن نمی شه رفت! همه چی گرون و بُنجول

درخت می کارن؛ ولی برخی جنگل را هکتار هکتار قورت می دن، آن هم جنگل هیرکانی شمال ایران

 

بگذرم. فقط بگویم هیرکان که نام قدیمی و باستانی ایالت گرگان است، یعنی درختان خودرویشِ چهل میلیون ساله از هیرکان آذربایجان تا جنگل گلستان.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ اسفند ۱۳۹۶ ، ۱۰:۵۱
دامنه | ابراهیم طالبی دارابی

به قلم دامنه. به نام خدا. جناب محمد عبدی سنه کوهی در این پست (اینجا) مطالبی دربارۀ شاه گفته اند که این پاسخی ست به آن مطلب. ضمن سلام به ایشان که رفیق خوب و بافکر من است، امید است به تنویر بینجامد.

 

یک: به آنچه در بند یکم آوردی باید بگویم مردم محترمی که از زابل سیستان به دشت ناز آورده شده بودند، نه برای رونق بخشی به اقتصاد کشاورزی منطقه، بلکه در اثر زلزله و بی خانمان شدن آنان بود که رژیم، آنها را در روستایی به اسم شاه آباد (=اسلام آباد فعلی) اسکان داد.

 

 

فرودگاه دشت ناز ساری میاندورود
 
دو : شاه و شاهپور به فکر فقر و بیکاری مردم نبودند، آنها به زمین های تصرّفی شان فکر می کردند و درآمدهای وفورشان، تا در اروپا و آمریکا قصر بخرند و عیّاشی کنند. سیاست کمپرادوری بود که آنان مطیع تز آمریکایی بودند. همان چپاول نوین، که شهید خسرو گلسرخی در دادگاه اش بخوبی از آن پرده برداشت.

 

سه: من برخلاف شما معتقدم جنگل را با طرح هایی که اجرا کرده بودند غارت کردند. البته بومی ها را به کار گرفته بودند که دهان شان را ببندند. این شیوه ای آمریکایی و استعماری ست و واژۀ استعمار می دانی که از عالی ترین! کلمه هاست یعنی آبادانی و عمران کردن.

 

چهار: گفتی: «شاه هرگز متوهم پیشرفت نبود بلکه مدبّرانه و طبق برنامه های مدون و البته با الگوی مناسب از علم روز و بهرمندی از نتیجه علوم و تکنولوژی پیشرفته و رشد صنعتی واقعی، نه با آزمون و خطا و خلط مباحث، کشور را در مسیر رشد و تعالی و پیشرفت قرار داده بود... .»

 

من که در موضوع انقلاب اسلامی هم تحقیق کردم و هم کتاب نوشتم، به هیچ پژوهشگری برنخوردم که نسبت به شاه چنین دیدگاهی داشته باشد. شاه را ضعیف النفس می دانستند حتی بسیاری از انقلابیون سرشناس از فرار شاه تعجب کردند. شاهی که امرش، امر ملوکانه! تلقی می شد و اعلاحضرت همایون آریامهر لقب! داشت. اساساً کسی گمان نمی کرد انقلاب با این همه سرعت پیروز شود و سلطنت با آن همه شتاب واژگون شود. این نشان می داد شاه نه فقط مُدبّر نبود، بلکه به دلیل فساد عمیق و گندکاری های پشت پرده ایی که داشت پول و طلا و ثروت چپاول شده را زود برداشت و دررفت تا از قافلۀ تمدن! عقب نماند. فعلاً همین پاسخ بس است.

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۳۰ بهمن ۱۳۹۶ ، ۲۲:۲۲
دامنه | ابراهیم طالبی دارابی

به قلم دامنه. به نام خدا. چرا فقط نام پدر و نسَب پدری در سجّل احوال و سامانۀ اداری و رفتارهای عُرفی و عادی ایرانی ها کاربرد دارد و نام مادر هیچ اثری! ندارد؟ در تمامی اسناد اداری ایران (به استثنای شناسنامه که نام مادر و پدر هر دو کنار هم درج می شود) فقط نام پدر ملاک است و بس. چرا این گونه است. من البته ریشه های این رفتار را نمی دانم و تنها می توانم گمانه و حدس بزنم که چرا چنین است. برای من در واقع سؤال است. به همین علت این موضوع را پست کرده ام. من چند نمونه را می آورم و سپس حدس و گمانه ام را می گویم.

 

 

 
مجسّمۀ مادر
اثر زهرا رهنورد. نصب در بلوار میرداماد

 

 

در تمامی پرسشنامه ها و فرم های اداری و سازمانی و کارت های معتبر رسمی فقط نام پدر می آید. در زندگینامه ها و کتاب ها اغلب نام پدر درج می شود. فامیلی افراد در ایران بر حسب خونِ و تیره و تبارِ پدری رسمیت دارد. حتی بر روی سنگ قبرها نیز فقط نام پدر مُتوفّی ثبت می شود و از نام مادر هیچ خبری نیست. و ... به قول عمان سامانی:

 

من از مفصل این نکته مجملی گفتم

تو خود حدیث مفصل بخوان ازین مجمل

 

من حدس و گمانه ام از این فرهنگ و آداب ایرانی تقریباً دو چیز است که البته برای یکی، پاسخ دارم و در چهار بند، در زیر می آورم. اما دو گمانه ام:

 

یکی این که نام خاصّ زنان در فرهنگ شرعی و عرف عمومی، حُرمت و قداست و منزلت دارد برای همین منظور، سعی می شود نام مادر و اساساً زن، مرئی و عیان نشود. مثلاً هنوز هم برخی از خانواده های ایرانی نزد نامحرم و مجامع عمومی، اسم زن شان را و یا اسم مادر و خواهرشان را نمی برند. می گویند: عیال، متعلّقه. و حتی برخی! ها می گویند خادمه! و نیز به جای اسم خواهر می گویند: همشیره. و برای اسم مادر می گویند: والده.

 

دوم این که از بَدو خلقت یا اندکی پس از آن تا الآن، به زن به دیدۀ تحقیر نگریسته شد و این نگرش، امتداد یافت و در تار و پود افکار مردانه بافته و درهم تنیده شد که زن موجودی درجه دوم! است. به همین دلیل در این نوع نگاه، رجال بر نساء امتیاز و تفوّق و برتری دارد. پس نیازی نمی بیند نام مادر در تبار اصالت بیابد. داستان مردسالاری و زن سالاری، تاریخی دیرینه دارد که جای آن اینجا نیست. اما آن یک پاسخ من است گرچه خود به حفظ حریم و حرمت زنان بشدّت اعتقاد دارم:

 

یک - اگر هر دو دلیل و یا علت را درست بدانیم پس چرا نام حضرت فاطمه زهرا و حضرت زینب سلام الله علیهما را در محافل و مجامع مذهبی می آوریم؟

 

دو - اگر نام بردن اسم زن کراهت دارد، چرا قرآن نام حضرت مریم سلام الله علیها را آورده و به آسیه زن مؤمنۀ فرعون اشاره کرده است؟

 

سه - اگر نسَب فقط از ناحیۀ پدری ارجَح است و نام مادر بی اثر است، پس چرا ما شیعیان، اهلبیت عصمت و طهارت (ع) را خاندان و عترتی مطهر از ریشۀ کوثر (=حضرت فاطمه) می دانیم؟

 

چهار - اگر زن در نگاه برخی افراد حتی در میان پاره ای از علماء و مقدس مآب ها در رُتبت دوم پس از مرد است، پس چرا پیامبر خدا (ص) افتخار می کرد که فاطمه «اُم ابیها»ی اوست؟ فعلاً تا همین مقدار بس است.
۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۳ بهمن ۱۳۹۶ ، ۰۹:۲۷
دامنه | ابراهیم طالبی دارابی

به نام خدا. اخیراً جناب «۱۱۱» در زیر یکی از نوشته های جناب توحید یعنی در پستِ «چرا امام آمد؟» (اینجا) نوشته بود: «سلام. معلوم چه جوری مملکت اباد بیه .خدا شاه رحمت هاکانه». باید در جواب جناب «۱۱۱ » بگویم پاسخ به همین دو جملۀ کوتاه و کنایی ات، یک تا چندجلد کتاب نیاز است. اما در وبلاگ، جواب چندخطی خود نعمتی ست. همانطوری که در پاسخ کامنتت نوشته بودم: «از حضورت در دامنه و اظهار نظر ممنونم. اما با تو بر سرِ شاه، اختلاف نظر دارم.» و قول داده بودم نکاتی بگویم اینک در آستانۀ بیست و دو بهمن می گویم:

 

جناب «۱۱۱ »حقیقتاً بدان که عیب بزرگ شاه این بوده که حرف کسی را گوش نمی کرد. و همین خصلت بد و بسیارخطرناک، موجب می شد تا هیچ گاه اهل مشورت واقعی نباشد، با روحیۀ دیکتاتوری همه چیز را بر ملت دیکته کند، به لحاظ کیشِ شخصیت دچار توهّم شدید شود، خودکامگی پیشه کند، خود را سایۀ خدا بپندارد، ملت را رَمه و پیرو خود بخواهد، به تفکر غلط غرب پرستی و عرب ستیزی روی آورَد، به دروغ به هخامنشی و ۲۵۰۰ سال شاهی گری در ایران تفاخر و عِشوه گری کند، به خیال خامش برای حفظ حکومتش به اسلام ستیزی رو کند، هزاران مخالف خود را در حصر و زندان و شکنجه و تعقیب و تبعید و بیرون از ایران نگه دارد، و هزاران انسان بی گناه را به علت گرایش به نهضت امام خمینی و یا سایر تفکرات مبارزاتی به شهادت برساند، و صدها و شاید هزاران کار دیگر که ذکر آن موجب اطاله‌ی بحث می شود.
 
آیا شما جناب «۱۱۱» برای چنین شاهی که به قول امام خمینی _رهبر کبیر انقلاب اسلامی_ مردَک بود نه شاه مملکت، افسوس می خورید؟ و رحمت می فرستید و می گویید مملکت کجا آباد شده؟ من ضمن احترام به حضورت در دامنه، شما را دعوت می کنم که با بینش آزاد و منصفانه به مقایسۀ تطبیقی حکومت شاه و جمهوری اسلامی بپردازید تا واقعاً نهاده ها و داده های دو نظام را استخراج کنید و با احساسات، نظر ندهید. ممنونم.
 
دامنه پیشاپیش جشنِ پیروزی ملت بر استبداد و سلطه و سلطنت در بیست و دو بهمن بهمن پنجاه و هفت را تبریک می گوید. من این روز بزرگ را، روز همۀ ملت می دانم زیرا این فرخنده روز، نه شِقاق می آفریند، نه نفاق، نه نقار. برخلافِ یکی از روزهای خاص! که برخی ها آن را در تقویم انقلاب گذاشته اند که از همان زمان به بعد، موجب دو دستگی و انشقاق و انتقام گیری جناحی و بدتر از همه نفوذ دشمن خصوصاً بهره برداری فرصت طلبانۀ سازمان تروریستی منافقین شده است. امسال هم متأسفانه شاهد بوده ایم که به رخدادهای شبانۀ دی ماه برخی از شهرهای ایران منجر گردیده است؛ تلخی یی که، با تأسّف از مشهد مقدس آغاز و به چندین شهر دیگر سرریز شده بود. آری؛ باید ۲۲ بهمن، مرکز انقلاب باقی بماند؛ زیرا روزی ست که ملت به آن اعتقاد دارد، نه مانند آن روز دی، فقط یک جناح و دیدگاه خاص.
 
شاه و حزب رستاخیز: محمدرضا شاه پهلوی که دور و بری های وی، او را  «اَعلاحضرت» می خواندند؛ بعد از اعلام نظام تک حزبی رستاخیز در ایران و تعطیلی همۀ احزاب در اسفند پنجاه و سه، چشم در چشم مردم ایران رو به دوربین تلویزیون گفت: «هر کسی نمی‌خواهد عضو حزب رستاخیز شود پاسپورتش را بگیرد و برود» (منبع)
۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۹ بهمن ۱۳۹۶ ، ۱۰:۱۶
دامنه | ابراهیم طالبی دارابی

به قلم دامنه. به نام خدا. سه چهار جمله می گویم و می روم. سی و نه سال پیش در بهمن پنجاه و هفت، ملت بر شاهنشاه _که سال ها بر او و رژیم استبدادی اش شوریده بود_ پیروز شد. امام آمد و شاه رفت. گرچه ملت از تبعیض و فساد و فقر و انحصار و حصر، هنوز هم رنج می کشد، اما دست از دین و آرمان و هویتش نمی کشد. در زیر دو نمونه می گویم و بس است:

 

 

تیترِ عکس سه بُعدی «فاتح بر شاه، خمینی»

هفته‌نامۀ آلمانی «در اشپیگل» (منبع)

 

یک: با آن که این همه علیۀ حجاب زنان، هجمه می کنند و هیاهوهای هیچ، به راه می اندازند اما هنوز هم ملت باایمان و اهل غیرت ایران، به عفاف و حجاب اعتقاد راسخ دارد. به استناد یک نظرسنجی معتبر، میزان موافقان با الزام حجاب بیشتر از مخالفان است. حتی در بحث واکنش به بدحجابی نیز، اکثریت پاسخ دهندگان با بدحجابی (بی حجابی که جای خود دارد) مخالف اند، و مداخله هم نمی کنند. در تصویر بالا به نمودار پاسخ مردم به بدحجابی بسیار دقت کنید. (منبع)

 

 

این نشان می دهد ملت گرچه به لحاظ سیاسی منتقد وضع موجود حکومتداری و حکومت گران است، اما با اعتقاد دینی و عُرفی و تاریخی اش هرگز بازی و معامله نمی کند. ایرانی از هزاران سال پیش تا کنون، حجاب داشت و پوشش می کرد و با پوشیدگی رَه می پیمود. عُریانی و برهنگی و خودباختگی، شیوۀ زشت غربی و وارداتی ست و برای همیشه نزد ایرانی مذموم و کریه بوده و هست و خواهد بود.

 

 

 

دو: در تصویر بالا هم بازنشستگان را نشان می دهد (منبع) که فیش های حقوقی شان را در یک پارک تفریحی به رخ هم می کشند. اینان، چه از میزانِ دریافتی شان ناله داشته باشند و چه رضایت؛ هیچ گاه بدِ جمهوری اسلامی ایران را نمی خواهند و با تحمل همۀ سختی ها و مشکلات خصوصی شان و نیز مشاهدۀ انواع نابرابری ها، ناعدالتی ها و انحصارات قدرت و ثروت در سطوح بالای حکومتی، باز نیز از انقلاب اسلامی و آرمان های مندرج در قانون اساسی، در برابر هر نوع کژی های داخلی و دشمنی های خارجی دفاع می کنند. پس، مستدام باد انقلاب اسلامی؛ همان انقلابی که ملت با آن، شاه و شاهی و حکومت سلطنتی و ویژه خواری و درباریانِ آغشته به چاپلوسی و نیز ارادت سالاری و میراثخواری را واژگون کرد.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۹ بهمن ۱۳۹۶ ، ۱۰:۰۸
دامنه | ابراهیم طالبی دارابی
دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا: «وقت آن فرا رسیده که ملل دنیا با یک رژیم خطرناک دیگر هم مقابله کنند؛ رژیم دیگری که آشکارا از کشتار جمعی سخن می‌گوید، وعده مرگ آمریکا و نابودی اسرائیل می‌دهد. حکومت ایران، یک دیکتاتوری فاسد را پشت نقابی از دموکراسی دروغین پنهان کرده است...
 
حکومت ایران، یک کشور ثروتمند و صاحب یک تاریخ و فرهنگ غنی را به یک کشور سرکش و ضعیف از لحاظ اقتصادی تبدیل کرده که صادرات اصلی‌اش خشونت، خونریزی و هرج و مرج است... نمی‌توانیم اجازه بدهیم این حکومت قاتل در حین ساخت موشک‌های خطرناک، به این فعالیت‌های بی‌ثبات‌کننده ادامه دهد.» (منیع)
 
حسن روحانی رئیس جمهور ایران: «ایران نه ­می‌­خواهد، امپراتوری تاریخی اش را احیا کند و نه می­‌خواهد، مذهب رسمی­‌اش را حاکم کند و نه می­‌خواهد انقلابش را با زور سرنیزه صادر کند. ما به استواری فرهنگ­مان، حقیقت مذهب­مان و اصالت انقلابمان آن قدر باور داریم که هرگز نمی‌خواهیم آنها را چونان اهداف استعماری جدید بر کولۀ سربازان صادر کنیم. ما برای ترویج فرهنگ و تمدن و مذهب و انقلابمان در قلبها وارد می­‌شویم و با عقل‌ها سخن می­گوییم. شعر می‌خوانیم و با حکمت سخن می­‌گوییم. سفیران ما، شاعران و عارفان و حکیمان­مان هستند. ما با مولوی تا این سوی اقیانوس اطلس را در نوردیده­‌ایم. ما با سعدی در دل آسیا نفوذ کرده‌­ایم­. ما با حافظ جهان  را فتح کرده‌ایم پس چه نیازی دیگر، به فتح جدید داریم؟!» (منبع)

 
 
 


کمال اطهاری کارشناس مسائل بین المللی: ترامپ به هیچ وجه یک نظریه مشروع حداقلی هم ندارد و این ضعف بزرگ ترامپ است، جناح نظامی هم از لحاظ زیر بنایی محکوم به شکستند هم از نظر روبنایی فاقد هژمونیک هستند این تفسیری از کلیت چیزی است که ترامپ با آن روبه روست. تکلیف ترامپ روشن است او سرگروهبان امریکا است و صحبت هایش قابل توجه نیست یا سرجوخه ای که افسرش می آید فرمان ایست و خبردار می دهد... دموکراسی و مردم سالاری در ایران همیشه از پایین شروع شده و هیچگاه چنین جریاناتی بوسیله دیکتاتورها به مردم ما قالب نشده است. در حال حاضر جناح های انحصار طلب داخلی و خارجی مانع بزرگی در بلوغ سیاسی مردم هستند. در داخل باید موانع بلوغ مردم را رفع کرد و فعالیت احزاب را گسترش داد تا پای مُزخرفات ترامپ وسط نیاید. مانع رشد درونزای اقتصاد و عقب ماندگی توسعه ایران انحصار طلبی بعضی از جناح ها است و اتفاقا تمام بازی و لفاظی ترامپ برای این است که در ایران جناح انحصار طلب دوباره به سر کار بیاید آن زمان ایران شکننده خواهد شد باید مانع این کار شد. یکبار این اتفاق افتاد و ده سال توسعه و پیشرفت کشور بر باد رفت اگر برای بار دیگری اسیر این بازی و جنگ شویم جامعه ایران متین رفتار نخواهد کرد. من این حرف ها را صریح می زنم چون ترامپ یک دیوانه است و بی توجهی به وضعیت او شوخی است مگر هیتلر جنون نداشت اما با همان دیوانگی بر سر جهان بلای عظیمی آورد پس در داخل هم نباید دچار توهم شد و وی را دست کم گرفت او خودش آدم مجنونی است و سرجوخه ای به نام نتانیاهو دارد.» (منبع)
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ بهمن ۱۳۹۶ ، ۰۹:۴۶
دامنه | ابراهیم طالبی دارابی
چرا امام آمد؟

نوشته های جناب توحید: بسم الله الرحمن الرحیم. چرا امام آمد؟ در آغاز دهۀ چهل، حاج آقا روح الله مشهور به «آقای خمینی» به دلیل حضور مقتدرانۀ مرجع عامه آیت الله العظمی سید حسین بروجردی در قم، یا در سکوت بود و یا در انزوا و درس و عرفان. با درگذشت ایشان در دهم نوروز سال چهل، کم کم نام «خمینی» بر سر زبان ها افتاد. طی سه سال، سه سخنرانی مهم علیۀ رژیم شاه کرد. سال 1342 شاه، «آقای خمینی» را در قیطریۀ تهران در حصر کرد. سپس به دلیل سخنرانی دیگرش در سال چهل و سه وی را از ایران به ترکیه تبعید کرد و پس از مدتی از آنجا به عراق و در اوج انقلاب در مهر ماه پنجاه و هفت، به روستای نوفل لوشاتو در فرانسه. تا این که پس از پانزده سال تبعید، پای امام خمینی به خاک وطن رسید.»

 

رهبر نهضت اسلامی در ترکیه تحریرالوسیله را نگاشتند. در نجف به درس و بحث پرداختند. و گه گاهی شاگردان و پیروان خود در ایران را با پیام های مخفی کتبی و شفاهی به مبارزه علیۀ شاه فرا می خواندند. کم کم در مدرسۀ شیخ انصاری نجف، بحث حکومت اسلامی -که گاهی با عنوان ولایت فقیه مخفیانه چاپ و توزیع می شد- را مطرح نمودند. صحبت های ایشان از طریق «نوار» به میان مبارزان راه می یافت. اعلامیه ها و عکس ها و نوارهایی که از سوی رژیم شاه جُرمی خطرناک محسوب می شد که اعدام، سرنوشتِ محتومِ دارندۀ آن بود. به همین دلیل انقلاب اسلامی ایران را «انقلاب نوار» هم نام داده اند که بعدها امام خمینی آن را «انقلاب نور» نامید.

 

با اوج گیری انقلاب توسط مردم در هفده شهریور پنجاه و هفت و پاییز و زمستان همان سال، با اِعمالِ نفوذ شاه بر رژیم عراق، آیت الله خمینی مهر پنجاه و هفت از عراق اخراج شد. سوریه و کویت وی را نپذیرفتند. فرانسه به ایشان اجازۀ اقامت داد. از این زمان به بعد، مبارزین و مردم «حاج آقا روح الله خمینی« را امام خمینی لقب دادند و لفظ «امام» در ایران -که همچنان باقی ماند- اشاره است به مقام و جایگاه رهبری نهضت و تأسیس نظام جمهوری اسلامی ایران.

 

در دی پنجاه و هفت شاه از ایران «دَر» رفت. امام که در فرانسه سیصد و سیزده مصاحبه و سخنرانی مهم کرده بودند و در آن تئوری های متعدد و وعده های فراوان به ملت داده بودند، به ایران آمدند. ده روز بعد، بیست و دوم بهمن پنجاه و هفت پدیدار گشت و رژیم سلطنتی شاه، مفتضحانه به دست ملت سرنگون شد و بعد در دوازدهم  فروردین پنجاه و هشت «جمهوری اسلامی ایران» با رأی پرشور و شعور مردم، تأسیس و برقرار گردید. حال با این توضیح و شرح گذرا، سؤال این است چرا امام آمد؟ به نظر من امام اُمّت حداقل برای این اهداف به ایران آمد؛ امام برای این به ایران آمد که:

 

که بنیادِ شیوه های سلطنتی، شاه و شاهی گری بکلّی از پهنۀ کشور رخت بَربندد.

که هیچ کسی به خود جرأت ندهد بر ملت سیطره و ستم داشته باشد.

که هیچ مقام و پستِ دائم العمری و بدون پاسخگو نداشته باشیم.

که مردم حاکم بر سرنوشت خویش باشند.

که ملت، همۀ مقامات (به تعبیر امام، نوکران مردم) را بر پُست ها بکارند.

که دولت به ملت خدمت کند و ایرانِ آزاد را آباد سازد.

که هیچ دست اندرکاری، حق نداشته باشد دیکتاتوری پیشه کند.

که اسلام و ایران در کنار هم برای مردم آسایش و معنویت فراهم آورند.

که هیچ شرکی، پرستشی، کُرنشی و ستایشی جز توحید و خداپرستی شکل نگیرد.

که مردم با عمل مختارانه به احکام دین، به اوج کمال و تعالی نسبی برسند.

که تبعیض و فساد و دزدی و اختلاس و اَشرافیت نابود و فنا شود.

که روحانیت برای خود حقّ ویژه ای قائل نشود و مردم را رَمه نپندارد.

که «رأی ملت»، میزان باشد، نه به تفسیر ناروای آن روحانی، زینت و عاریت.

که آقازادگی، امتیازطلبی، جناح گرایی، حذف، حصر و ردّصلاحیت استصوابی نباشد.

که همه ایرانیان (شیعه، زرتشتی، مسیحی، سنی، کلیمی و ...) برای ایران تصمیم بگیرند.

که با رژیم استبدای، خائف و خائنِ شاه، تماماً فرق داشته باشیم.

که در یک کلام، زمینه ساز ظهور حضرت مهدی موعود (عجّ) باشیم.

ایران. بهمن ماه. توحید.

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۲ بهمن ۱۳۹۶ ، ۱۱:۲۸
دامنه | ابراهیم طالبی دارابی

توضیح دامنه: به نام خدا. دامنه در سی‌ام دی ۱۳۹۶ در این پست اینجا، به موضوع قطع دست جوان بیست‌وهشت ساله (به علت بیست و یک فقره سرقت گوسفندان در چهار شهر استان های خراسان رضوی و جنوبی) در مشهد پرداخته بود. اخیراً مهدی نصیری (یار سابق حسین شریعتمداری در روزنامه کیهان و افراطی امروز) نیز به این موضوع از زاویۀ دید خود پرداخته است که خواندش را مفید می دانم. زیرا آنان مدتها به عنوان حامیان دوآتشه نظام و صاحبان انقلاب! همۀ منتقدین را یا ملحد، یا ضدانقلاب و یا لیبرال و سکولار می خوانند و سعی نمودند آنان را از قطار انقلاب اخراج و پیاده کنند. نگرش جدید او در این باره، آن هم نسبت به احکام فقهی و اجرای حدود الهی جالب است. این متن به دلیل اهمیت و تغییر نگرش یک چهرۀ افزاطی جناح راست ارائه می گردد:

 

متن نقلی: «رسانه های دشمن و غربی از منظر حقوق بشری و از این زاویه که بریدن دست دزد اقدامی خشن و غیر انسانی است به اجرای این حکم تاخته اند.  بنده هم می خواهم با اجرای این حد الهی مخالفت و از آن اعلام انزجار کنم اما نه از زاویه نگاه غربی ها و دولتهای مدرن غربی...

 

مهدی نصیری

طلبۀ علوم دینی و سردبیر سابق کیهان

 

حدود الهی هر چند ظاهری خشن داشته باشد و اجرای در ملا عام آنها احساسات و عواطف عده از انسانها را فارغ از نگاه عقلانی آنها خدشه دار کند، سرشار از حکمت و مصلحت برای جوامع بشری و شرط لازم برای تحقق امنیت و عدالت اجتماعی است و از همین روست که امام کاظم علیه السلام فرمود: اجرای یک حد الهی  برای اهل زمین سودمندتر از باران چهل روزه است. (تهذیب الاحکام شیخ طوسی)

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ بهمن ۱۳۹۶ ، ۱۰:۲۸
دامنه | ابراهیم طالبی دارابی
انتقاد به حرم امام رضا
به قلم ابراهیم طالبی دارابی دامنه: به نام خدا. من در ۲۴ دی ۱۳۹۶ در پست ضمیمه‌شده‌ی زیر به حرم امام رضا -علیه‌السّلام- انتقاداتی کرده بودم. اینک با مسافرت مجدد به مشهد در اردیبهشت امسال، این توضیح را بر آن پست می افزایم:

۱. طبق رسم همیشگی ام این بار نیز در صحن آزادی حرم رضوی، بر سر قبر مفسّر قرآن استاد محمدتقی شریعتی حُجره‌ی  ۱۷۱ حضور یافتم. گرچه قبر ایشان بر روی زائران همچنان مسدود است؛ ولی خوشبختانه متصدی حجره با رویی گشاده و احترام‌آمیز درخواست مرا اجابت کرد و عکسی از قبر آن مبارز بزرگ و دانشمند آزادیخواه انداخت. که در زیر مشاهده می‌کنید. از این بابت از دست اندرکار محترم آن حجره ممنونم.
 
 


سنگ قبر مفسر قرآن

استاد محمدتقی شریعتی

پدر مرحوم دکترعلی شریعتی

حرم امام رضا. ۸ اردیبهشت ۱۳۹۷

صحن آزادی غرفه‌ی ۱۷۱.

عکاس: متصدی حُجره ۱۷۱ به درخواست دامنه
 
۲. در همان پست ضمیمه شده‌ی زیر، با گلایه و انتقاد نوشته بودم: «مگر از ویژگی‌های مهم امام رضا (ع) «مُعین الضُّعفاء» نبود؟ پس چرا ضعفای جامعه و مستمندان از آن همه دارایی‌های حرم مطهر، سهم و حظّی نمی‌برَند؟ آن همه درآمد، چرا به خدمت مردم درنمی آید؟»


اما اخیراً از یکی از رفقاهای گرامی‌ام در دارابکلا، به استماع دیدار شخصی شنیده‌ام با توضیحات مستند و مفصّل که حرم امام رضا -علیه السّلام- بخشی از درآمدهای حرم مطهر رضوی را صرف مستمندان و ضُعفاء در سراسر ایران -از جمله در ساری و داراب‌کلا- می کند. خواستم از این کار خداپسندانه تشکر کنم و آن را حرکتی رضوی بخوانم. امید است از شائبه‌ی خطی و جناحی و انتخاباتی بدور و منزّه نگه داشته شود.


ایضاً خودم نیز در چند روز پیش وقتی دور تا دور حریم حرم امام رضا -علیه السّلام- را به تبرّک و رسم مألوف می‌گشتم، تبلیغ بَنِر زیر را در صحن‌ها و بست‌ها به چشمم دیده و عکسی از آن انداخته‌ام که نشان از آن داشت که سامانه‌ی نهضت خدممت به نیازمندان و زائران امام رئوف (ع) راه افتاه است. که در زیر پیوست شد. با تشکر و آرزوی توفیق و بسط فرهنگ رضوی.
 

 

سامانه‌ی نهضت خدمت

به نیازمندان و زائران امام رئوف

عکاس: دامنه

 
حرم امام رضا را جناحی نکنید

 
به قلم دامنه. به نام خدا. ۵ دی امسال (۱۳۹۶) چند روزی در مشهد بودم. مثل همیشه سال‌ها، غرفه‌ی در صحن آزادی را بازدید کردم. باز هم مانند گذشته، قبر مرحوم استاد محمدتقی شریعتی پدر مرحوم دکتر علی شریعتی به روی زائرین مسدود بود. به ستاد انتقادات حرم مطهر رضوی مراجعه کردم. متن زیر را نوشته، تحویل دست اندرکاران آنجا دادم.
 
 
متن دستخط دامنه در انتقاد به حرم امام رضا (ع)

 

نمی‌دانم چرا حرم امام رضا (ع) این گونه اداره می‌شود! من معتقدم حرم رضوی مانند حوزه‌های علمیه‌ی شیعه، باید مستقل از حکومت باشد و تحت نظارت مراجع شیعیان جهان درآید و متوّلی آن با صلاحدید مرجعیت، برگزیده و منصوب شود. چرا حرم باید حکومتی باشد؟ و رواق و صحن‌های آن پُر از تریبون‌های نِقارافکن و جناحی؟ و متولّی آن یک عضو خاص جناحی با افکار کاملاً راستی؟

 

 

 
غرفه‌ی ۱۷۱ صحن آزادی حرم رضوی. عکاس: دامنه
 

 

غرفه‌ی ۱۷۱ صحن آزادی حرم امام رضا

محل قبر استاد محمدتقی شریعتی

صاحب تفسیر نوین قرآن کریم

که شده غرفۀ اشیاء ارزشمند!!

۵ دی ۱۳۹۶. عکاس: دامنه

 

آستان قدس که یک پای اقتصاد ایران شده، باید از حکومتی‌شدن بیرون شود و واقعاً با ملت درآمیخته گردد. مگر از ویژگی‌های مهم امام رضا (ع) «مُعین الضُّعفاء» نبود؟ پس چرا ضعفای جامعه و مستمندان از آن همه دارایی‌های حرم مطهر، سهم و حظّی نمی‌برَند؟ آن همه درآمد، چرا به خدمت مردم درنمی‌آید؟ امام رضا (ع) برای همه‌ی ایرانیان است، نه یک جناح خاص، آن هم بخش افراطی آن. در این باره سخن دیگری دارم که در آینده خواهم نوشت.

۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۴ دی ۱۳۹۶ ، ۰۸:۱۹
دامنه | ابراهیم طالبی دارابی
به قلم دامنه. به نام خدا. اخیراً کتاب ۷۵۲ صفحه‌ای مردم‌شناسی ایرانی، نوشته‌ی علیرضا حسن‌زاده. تهران. افکار، ۱۳۸۵، را خوانده و نکته‌برداری کردم. این کتاب خواندنی حاصل ۲۶ نشست با قریب ۷۰ پژوهشگر و اساتید برجسته است. از میان یاداشت‌های خطی‌ام، چهار نکته را مطابق معمول معرفی کتاب در دامنه، به صورت برداشت آزاد ارائه می‌کنم:
 
 
مردم شناسی ایرانی
عکس از دامنه
 
در صفحه‌ی ۱۲۶ آمده است: ایرانی‌ها عطش شعر دارند... طبع شاعری از ویژگی‌های ایرانی‌هاست. ایرانی‌بودن ثروتِ عظیمی‌ست که ما داریم.
 
 
در صفحه‌ی ۱۲۴ آمده است: پرده‌پوشی از ویژگی‌های هویت ایرانی است. مثل غذاهای ما ایرانی‌ها که ساده و عیان نیستند. قیمه، قورمه‌سبزی، آبگوشت و...  که چقدر آمیخته و به هم پیچیده‌اند و آیینی.
 
 
در صفحه‌ی ۳۳۹ آمده است: ایران افسانه‌هایی مهم دارد. افسانه‌ها، انسانِ غرقِ در مصائب محیط را به کناری میکشد،‌ چشمش را باز می‌کند و همه‌ی خاطراتش را به او می‌نمایاند.
 
 
در صفحه‌ی ۳۹۱ آمده است: در کُردها و لُرها این باور است که هر کس اطرافِ نان را نخورَد، خُرده‌های نان در جهنّم مار می‌شود و آنها را آزار می‌دهد.
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ آذر ۱۳۹۶ ، ۰۹:۵۸
دامنه | ابراهیم طالبی دارابی

توضیح دامنه: در این پست دو متن ارائه می‌شود: ۱. موضع‌گیری تازه‌ی حجت الاسلام سید محمدرضا مدرسی یزدی، یکی از شش فقیه منصوب رهبری در شورای نگهبان درباره‌ی قضیه‌ی زرتشتی منتخب شورای یزد. ۲. مقاله‌ی سیدعطاء الله مهاجرانی.

 

 
۱

مدرسی یزدی: «این ارفاق نظام اسلامی به اقلیت‌هاست که اجازه داده برای خود نماینده ای داشته باشند... این ارفاقات در هیچ کجای دنیا مشابه ندارد...آن جوامعی که خود را سکولار می‌دانند، اجازه می‌دهند یک مسلمان نماینده شود؟... وقتی مصالح مسلمین مطرح است چرا باید یک اقلیت وارد شود؟... آیا در یک اتحادیه یک نانوا می‌تواند نماینده قصاب‌ها باشد؟... اقلیت‌ها خمس و زکات پرداخت نمی‌کنند... بعضی از آقایانی که خودشان را همه چیز می‌دانند، می‌خواهند در مقابل این ماجرا مقاومت کنند!؟» (منبع)

 

نکتۀ دامنه : مدرسی یزدی کیست؟ متولد ۱۳۳۴ شمسی‌ یزد. استاد مؤسسه‌‌ی «در راه‌ حق‌» وابسته به آیت‌الله مصباح یزدی. او، آیت‌الله العظمی یوسف صانعی را «مرجع بدعت‌گذار نامیده بود». سابقه‌ی سیاسی او فعالیت پس‌ از انقلاب‌ در کمیته‌ انقلاب اسلامی. نظارت‌ بر انتخابات‌ خبرگان‌ در یزد. و نهایتاً منصوب رهبری در شورای نگهبان (منبع)

 

۲

متن نقلی از سیدعطاءالله مهاجرانی: در نقدی به شورای نگهبان درباره‌ی «سپنتا نیکنام»، در وبلاگ خود نوشت: «باید دید چه اتفاقی افتاده است که ایمان و امان به سرعت برق، می‌رفت که فقیهان شورای نگهبان رسیدند. رأی شورای نگهبان باعث شد تا بار دیگر نگاهی به کتاب احکام السلطانیه امام ماوردی بیندازم. مآوردی که در سال ۴۵۰ هجری در گذشته است، فقیه درجه‌ی اول و مفسر ممتاز قران مجید- تفسیر النکت و العیون- و نظریه پرداز فقه حکومتی و سیاست است. با تأسف بسیار بایست گفت، فقیهان شورای نگهبان ما حتا در قرن پنجم در زمان ماوردی یعنی هزار سال پیش هم زندگی نمی‌کنند؛ ماوردی از این فقیهان انگار هزار سال جلوتر است. در بخش دوم احکام السلطانیه بحثی در باره‌ی وزارت دارد. وزارت را به دو گونه‌ی وزارت تفویض و وزارت تنفیذ تقسیم می‌کند. در وزارت تنفیذ، مسلمان بودن شرط وزارت وزیر نیست. وزیر بایست کاردان و صادق و هوشمند و صریح و با تجربه بوده و اهل مال اندوزی و طمع ورزی نباشد و… اهل کتاب می‌توانند به عنوان وزیر تنفیذی انتخاب شوند.  ببینید، هزار سال پیش ما چنین میراثی از اندیشه و خردورزی و تساهل و اعتدال و انصاف داشته‌ایم که اهل کتاب می‌توانستند وزیر بشوند، اکنون به این شریعت شورای نگهبان رسیده‌ایم؛ شریعتی خارج از زمان و مکان و فضای زندگی این جهانی. اگر هم کسی بگوید این رأی غیر منصفانه، غیر عادلانه و بلکه غیر عقلانی ست می‌گویند علیه نظام سخن گفته‌ای!  بیّنه شورای نگهبان کدام است؟ تا لیهلک من هلک عن بینه! چرا این گونه مباحث و صورت جلسات شورا منتشر نمی‌شود؟ آسیب چنین رأی غیر عقلانی و بلکه مربوط به روزگار پارینه سنگی بیش از همه به دین و شریعت و نظام خواهد رسید: الماوردی، الاحکام السلطانیة، محقق احمد مبارک البغدادی، مکتبة دار ابن قتیبة کویت، ۱۴۰۹ ص: ۳۰ تا ۳۵» (منبع)

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ آذر ۱۳۹۶ ، ۰۹:۵۹
دامنه | ابراهیم طالبی دارابی
آیت‌الله سیدروح خاتمی

شرح دامنه: شهر یزد از دیرباز لقب «دارالعباده» گرفته و در پرورش شخصیت‌های ممتاز علمی و فقهی از سهمی سترگ برخوردار بوده است؛ اما همین شهر، با این پیشینة درخشان در گرایش قلبی به اسلام، قرن‌ها زیستگاه زرتشتیان ایران با همة نمادها و نیایش‌ها و میعادگاه‌های آنهاست. آقای دکتر دبستانی، نماینده زرتشتیان در مجلس شورای اسلامی موارد متعددی از حسن سلوک آیت‌الله سیدروح الله خاتمی را در برابر زرتشتیان نقل کرده و درباره رحلت ایشان چنین خاطره‌ای را آورده است:

 

 

 

از راست:

لنکرانی، منتظری. مشکینی

سید روح الله خاتمی. مکارم شیرازی

 

«در مسافرتم به شریف‌آباد (اردکان)، به منزل شوهر خاله‌ام برای گرفتن کلید منزل رفتم. خاله در اولین برخورد گفت: دیدی یتیم شدیم! پرسیدم چه شده است؟ ایشان درگذشت آیت‌الله خاتمی را با تأثر بیان کرد و ادامه داد: او برای همه پدر بود. در حالی که اشک در چشمان خالة هفتاد ساله‌ام حلقه زده بود، گفت: به راستی دوباره یتیم شدیم.» (زاهد روشنفکر انتشارات خانه فرهنگ خاتمى (منبع)

 

 

نکتۀ دامنه

 

ساده بگویم موضع شش فقیه شورای نگهبان یک برکت بود؛ هیچ چیز به اندازۀ همین رأی عجیب علیهٔ هموطن زرتشتی یزد، ملت را به شناخت واقعی آنان نرسانید و هیچ کس به حدّ آقای آیت الله شیخ محمد یزدی، تفکر واقعی جناح راست را نزد مردم ایران نشناسانید. آنان که سکوت کرده اند، نزد خدا پاسخگو هستند. خدایا این شکاف، چه به موقع سر باز کرده است.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ آذر ۱۳۹۶ ، ۰۹:۵۸
دامنه | ابراهیم طالبی دارابی