دامنه‌ی داراب‌کلا

مازندران ، ساری ، میاندورود

دامنه‌ی داراب‌کلا

مازندران ، ساری ، میاندورود

مشخصات سایت دامنه
دامنه‌ی داراب‌کلا

Qalame Qom : سایت دامنه‌ی داراب‌کلا ، ابراهیم طالبی دارابی ، مازندران، ساری، میاندورود

پیام های مدیر
آخرین نظرات
طبقه بندی موضوعی
بایگانی
پربیننده ترین مطالب
محبوب ترین مطالب

بایگانی مطالب

 

نگارش ۸ ، ۱۲ ، ۱۴۰۴ : خیال می‌کنید خدا هستید!!! من کتاب "مصاحبه با تاریخ‌سازان" اثر اوریانا فالاچی را دهه‌ی شصت خوانده بودم، اما پرسش آخر خانم اوریانا فالاچی آن روزنامه‌نگار مطرح جهان از سرهنگ معمر قذافی رهبر و پیشوای مطلق‌العنان سابق لیبی، بسیار دیدنی و خواندنی است. اخیراً از مقاله‌ی آقای مهرداد خدیری این یک تیکه را مجدد خواندم که در زیر تنظیم می‌کنم:

 

- اوریانا فالاچی پرسید: "آیا به خدا باور دارید؟"
- پیشوای لیبی پاسخ داد: "چرا این سؤال را طرح می‌کنید در حالی که می‌دانید من مسلمانم و به خدا باور دارم.
- و فالاچی گفت: "آخر فکر می‌کردم شما خیال می‌کنید خدا هستید."!!!

 

بگذرم. پیشواهای ریاست‌طلب مذهب از آفریقا تا آن سوی آسیا، خیالاتی‌ترین عناصر تاریخ‌اند. در وهم، خیال می‌کنند ی چیزی به اسم "خدا" در جلدشان حاضر است و آنها را الهام می‌کند. خیال که خوبه، خرافه، آنان را در لای این فریب فرو برده است؛ در واقع خیال می‌کنند خود را بین خلق زنده می‌کنند، حال آن‌که با رفتار خود مذهب را از دل‌ها می‌زُدایند. حتی شاه هم می‌گفت "من نظرکرده‌ی خدا هستم". دامنه ابراهیم طالبی دارابی.
  • دامنه | ابراهیم طالبی دارابی
نگارش ۷ - ۱۲ - ۱۴۰۴ : در علم سیاست دو اصل مدیریت و مدارا، متوازن با هم باید پیش برود. هر کدام، از دایره‌ی نظام سیاسی، کج یا محو شود، جامعه روح اعتراضی و نارضایتی پیدا می‌کند. سیاست سرکوب، هیچ‌گاه هیچ حکومتی را نتوانست در دل مردم جا کند و به حیات خود آسان ادامه دهد و دست سیاست سرکوب، به خون مردم آلوده می‌شود و شد. سیاست سرکوب، در واقع برگردانِ "حکومت تحمیلی" است که از از ریل مدیریت علمی و مدارای سیاسی خارج شده است.

وقتی نظریه‌ی "ولایت فقیه" بر مردم تحمیل شد و چند سالی‌ست به جای تحکیم پیوندهای مردم، موجب تقسیم مردم شده است؛

وقتی چند نفر حوزه به اسم خبرگان، فقط حق تعیین رهبر را داشته باشند و خودشان اغلب از علم سیاست هیچی هم نمی‌فهند؛

وقتی شش نفر از حوزه، شورای نگهبان شوند و به جای تشخیص به قول خودشان "مغایر شرع نبودن" خود را همه‌کاره‌ی کشور و صندوق انتخابات بپندارند و همچنان سیاست جناح راست را فقط معیار حکومت به قول خودشان "اسلامی" بدانند؛

وقتی تکیه‌ی حکمرانی بر ورود سپاه در تمام امور باشد؛

وقتی حتی حوزه در تصرف و تقلید حکومت باشد؛

وقتی یک فرد تا عمر بر مردم حکومت کند؛

وقتی حتی فردی در قبر هم رفته است هم، حرفاش را بر مردم تحمیل می‌کنند؛

وقتی چیزی حدود صد و پنجاه هزار نفر از حوزه، چند مدت درس عربی خوانده‌اند خود را اختیاردار مذهب بخوانند و هر تفسیری غیر از تفسیر جناح آخوند حکومتی را، غلط و کفر بدانند؛

وقتی فساد در حکومت چنان رشد کند که قابل شمارش نباشد و خودشان دائم از حکومتشان تمجید کنند؛

وقتی شیوه‌ی حمکرانی فقط زبان شود و سخن براند و گوش نباشد تا صدای مردم میهن را بشنود و تن به اصلاح امور غلط دهد؛

وقتی به جای سازگاری، سیاست ناسازگاری داخلی و خارجی توسط حکومت پیاده شود.

وقتی به جای رفع مشکلات بی‌شمار معیشت مردم میهن، به خاورمیانه لشگر نظامی گسیل دارند؛

وقتی نزدیک پنجاه سال وقت ملت را صرف مبارزه‌ی بی‌نتیجه با آمریکا بکنند؛

وقتی عُرضه‌ی تعلیم دانش‌آموز را حتی از دست دادند؛

وقتی فریاد حق معلم، کارگر، کارمند، کارفرما، دانشگاه، روشنفکر، دانشمند، بازار و... نادیده گرفته شود؛

و وقتی سرانجام اعتراضات مردم و نسل نو خونین سرکوب شود؛

سیاست تحمیلی و حکومت بر پایه‌ی دستور و منویات فردی و تصمیم "نهاد"ی ریشه‌ی شکاف عمومی می‌شود؛

آری وقتی چنین و چنان شود، تفکر "حاکمیت ملت" و "حق تعیین سرنوشت نسل جدید"، هر نظریه‌ی انحصاری و تحمیلی و فردی را پس می‌زند و حکومت بر اساس خواست جدید ملت، وجه مشترک همه‌ی معترضین می‌شود و نظام را دست به سلاح و شلیک به سوی مردم نگه می‌دارد که بدترین کار در حکومت‌داری است.

مهندس مهدی بازرگان سیاستمدار بزرگ و نخست‌وزیر موقت اول انقلاب، چقدر تیزبین بود که حتی در برابر برخی از رفتارهای آقای خمینی، با شهامت می‌ایستاد که ماها آن زمان حتی خیال آن را هم در سر نمی‌پروراندیم. او گفته بود: «آن نخست‌وزیری که باید برای ملاقات با وزرا اجازه بگیرد برای لای جرز خوب است. مگر من هویدا هستم و یا آقای خمینی، محمدرضاشاه، که آب خوردن را اجازه بگیریم؟! اگر بنا باشد نخست‌وزیر، وزیر امور خارجه و وزیر دفاع مورد اعتماد نباشند و تشخیص ندهند که وقتی با یک وزیر ملاقات می‌کنند چه باید بگویند آن‌ها را نباید نگه داشت!» بگذرم. روانت شاد بازرگان مرد صالح و مصلح ایران. هر چه تحمیلی باشد روزی پس می‌خورَد. و خیلی وقت است خورد. دامنه ابراهیم طالبی دارابی
  • دامنه | ابراهیم طالبی دارابی

پند تاریخ که نادیده انگاشته است. نگارش ۲ ، ۱۲ ، ۱۴۰۴ : آن طور که استاد محمدتقی شریعتی در ص ۲۲۷ گفتار ۱۴ «پندهای تاریخ» از مذهب اسلام برداشت داشته است، در آن فراز سخنش چنین مطلبی نوشته است: "پیامبر جامعه‌ای تربیت کرد که هر کس برای خاطر ریاستش و هوای نفسش، مردم را نکُشد." بگذرم ولی فقط اشاره داشته باشم من که آدرس و نشانیِ چنین جامعه‌ای را در عصر خودمان و تاریخ مسلمین، ندارم که ندارم. دامنه ابراهیم طالبی دارابی

  • دامنه | ابراهیم طالبی دارابی

نگارش جمعهآقای شیخ حمید رسایی نماینده جناح راست در مجلس، اخیراً گفته «مجلس هیچ‌کاره است، هیچ جای بازی نیست و نماینده‌ها دلشان را خوش نکنند که روی صندلی‌های آن نشسته‌اند.» این شیخ جناح تند راست، پیشنهادی هم داد؛ این را پیش، نهاد: «درِ مجلس را ببندید و هزینه‌های آن را صرف مردم کنید.»

آری؛ از آن روزی که همه‌چیز حکومت، شده بود "بیت" و "دفتر بیت" چه شمال تهران، جماران. چه وسط تهران، پاستور. از همان روز همه‌ی ساختارهای دموکراتیک -که در قانون اساسی فقط وعده‌ی صوری داده شده بود- هضم قدرت شد و با سوءهاضمه به حَشو در آمد. اگر کسی به عنوان یک نظریه‌پرداز، دو نظریه‌ی سلطنت شاهنشاه و ولایت فُقها را مورد بررسی تطبیقی علمی قرار دهد، چه در سطح نظری و چه در سطح عملی، به شباهت‌های بی‎شمار می‎رسد که با هم مو نمی‌زند. از روشن‌ترین فرد معاصر مهندس مهدی بازرگان بود که اول شروع این حکومت گفت من تحت ولایت هیچ فرد نمی‌روم، زیرا به طنز و طعنه گفته بود مادرم مرا پس از دو سالگی‌ام از شیر گرفت. منظور بازرگان این بود من از طفولیت عبور کردم. نظریه‌ی «ولایت»، مردم را در طفولیت نگه می‌دارد زیرا فرد فقیه، به نقل حدیثی خود را پدر خودخوانده‌ی ملت می‌پندارد و برخی آن را قَیّم مردم می‌خوانند. مجلس، هیچ‌کاره هست هیچ، حوزه علیمه‌ی شیعه را هم این حکومت، هیچ هیچ و مقلد و پیرو و توجیه‌گر خود کرده است و کمر آنان و مذهب را نزد نسل جدید خم کرد رفت. حوزه‌ای که به قول خودشان وجه تمایزش با حوزه‌ی اهل سنت این است در طول تاریخش در دام حکومت‌ها نمی‌رفت. این حکومت ولایت فقاهت، برای هیچ جایی هویت مستقلی باقی نگذاشت و مجلس از رأس امور کاملاً افتاد. از حکیم نظامی گنجوی در خمسه "خسرو و شیرین" بیتی گویم و کفایت: "درختی کز جوانی، کوژ برخاست / چو خشک و پیر گردد، کی شود راست‌؟" دامنه ابراهیم طالبی دارابی

  • دامنه | ابراهیم طالبی دارابی
نگارش دامنه جمعه از سعدی هم نمی‌آموزند حاکمان، زیرا برای فقط تخت و سلطنت و ولایات و اماراتِ خود، جَست و خیز دارند و وقتی هم تنها می‌شوند و دانشمندان و خردمندان و روشنفکران را با خود همراه نمی بینند، خود تخت قدرت و حکومت خود را می‌ستایند و از حکمرانی خود تعربف می‌کنند. سعدی با آن دید تیز خود، چقدر دقیق و عقلی و پربار گفته بود:
دانی که چه گفت زال با رستمِ گُرد؟
دشمن نتوان حقیر و بیچاره شمُرد
دیدیم بسی، که آبِ سرچشمهٔ خُرد
چون بیشتر آمد شُتر و بار ببُرد
(سعدی، گلستان، باب اول، در سیرت پادشاهان، حکایت شمارهٔ ۴)
  • دامنه | ابراهیم طالبی دارابی

 

،، عصر ایران (تاریخ انتشار: ۱۰:۵۵ - ۰۵-۱۲-۱۴۰۴) سعید حجاریان: شرایط ما تغییرات عمیق و بنیادین می‌طلبد اما حاکمیت هیچ پیامی برای ترمیم و اصلاح نمی‌دهد. تئوریسین جریان اصلاحات تأکید می کند که نظام سیاسی ایران در سال‌های اخیر، قدرت پیش‌بینی و پیش‌گیری خود را از دست داده و تا زمانی که افق اصلاحات درون‌زا مسدود باشد، باید منتظر تکرار امواج اعتراضی بود. به گفته سعید حجاریان حل بحران‌های پیچیده اجتماعی و سیاسی با رویکردهای تبلیغاتی و پاسخ‌های از پیش تعیین‌شده ممکن نیست و نیازمند بازنگری‌های عمیق در ساختار تصمیم‌گیری است. به گزارش عصر ایران، در پی تحولات خونین دی‌ماه ۱۴۰۴ و گسترش اعتراضات در شهرهای مختلف کشور، سعید حجاریان، فعال سیاسی اصلاح‌طلب در گفت‌وگویی تفصیلی به تحلیل ابعاد این رخدادها، ریشه‌های اقتصادی و سیاسی نارضایتی‌ها، نسبت جامعه و حاکمیت، جایگاه قوه مجریه در ساخت قدرت، مسئله جنگ روانی، نقش رسانه‌ها و چشم‌انداز پیش‌روی جامعه ایران پرداخته است. متن این گفت و گو را به نقل از تابناک بخوانید.

  • دامنه | ابراهیم طالبی دارابی
نگارش سه‌شنبه ۲۸ ، ۱۱ ، ۱۴۰۴ :  من نظریه‌های فیلسوف اتریش، ویکتور فرانکل را که ۱۹۹۷ در گذشت، ۱۹ تیر ۱۳۹۲ مطالعه کرده بودم. اینک مروری به "سه راهِ زیستن" از نگاه او، به گمانم سودمند است. او دانشمندی بود که سی و دو جلد کتاب نوشت و برخی از نسخه‌های آثارش، آن زمان بالای ۹ میلیون نسخه چاپ شده بود و فقط ۵ میلیونش در آمریکا به فروش رفته بود. فشرده‌ی سه راه او:

- یک: رهیافت نخست، ارزشهای تجربی هر فرد است؛ از هر چیزش، از فعالیت ساده بگیر تا شور جنسی‌اش و مسافرت به ژرفای درون خودش.

- دو: دومین راه کشف زندگی خوب، ایجاد ازرشهای ابداع‌گرانه است؛ مانند موسیقی، هنر، بافت تور ماهی، ساخت سیم سنتور، نوشتن، نقاشی، مطالعه، درآمد، و ... .

- سه: و سومی این است که به رنج‌های خود، سوگواریِ بامعنا ببخشد و با امورِ فرامنِ خود، نزدیکی و خویشی کند. مانند شفقت به فرد، نوع‌دوستی، شوخ‌طبعی و خلق ساعات تنهایی.

زیرا فرانکل برین نظر بود که هز چیزی را می‌توان از انسان سلب کرد، جز یک چیز: "آخرین آزادی‌های انسانی را". به این علت که او می‌گفت: هیچ موجودی در آفرینش نیست که "شخص‌واره" نباشد حتی به نظر او "خدا". (در مورد این حرف فرانکل ر.ک: ص ۵۹ کتاب "نام‌آوران معاصر" نوشته‌ی شهاب‌الدین عباسی)  پس انسان خود، خود را باید بسازد، با همین سه رهیافتش.

داسنان انسان، در پایه و اساس، داستان خرَد و آزادی  و دوستی است. بقیه، هر چه (چه از ناحیه‌ی بشر و چه از سویی فراتر) بیاید، فرعی است که شبیه یا قًرص تقویتی و یا مواد سمّی در انسان هویدا می‌شود. مثلاً مذهب در میان جریان فکری - جنگی گروه‌هایی چون: حزب بعث، حزب داعش (=دولت اسلامی عراق و شام) و پاره‌ای تفکرات تند در عربستان و جمهوری اسلامی ایران، حربه‌ای برای بُریدن فکر و تن و سر مخالفان است اما مذهب در نگاه خردمندان و عارفان و صوفیان چند چارچوب برای نگریستن و تمرین ذهن و امرار خوش حیات است. دامنه ابراهیم طالبی دارابی.

  • دامنه | ابراهیم طالبی دارابی

(منبع)

تقویم سال ۱۴۰۵ شمسی

لحظه تحویل سال: ساعت ۱۸:۲۲:۵۹ عصر جمعه ۲۹ اسفند ۱۴۰۴ ، روز آغازین: شنبه ۱ فروردین ۱۴۰۵ مطابق با  بیستم مارس ۲۰۲۶ میلادی و ۱ شوال ۱۴۴۷ قمری

  • دامنه | ابراهیم طالبی دارابی

روزنامه "هفت صبح"

چاپ (۲۸ ، ۱۱ ، ۱۴۰۴)

نگارش شب ۲۸ ، ۱۱ ، ۱۴۰۴ : هجرت علمی نخبگان میهن به آمریکا و کانادا از یک سو، حالا مهاجرت زیستی پلنگان ایران به ترکمنستان از سوی دیگر. البته هجرت بر پایه‌ی علم و فن و مهارت و درآمد و حتی تجارت، کاری ستوده است؛ مثلاً مهندس مهدی بازرگان هجرت علمی به فرانسه داشت و با دانش بسیار و خودساختگی بسیارتر برگشت. وقتی گزارش روزنامه "هفت صبح" چاپ امروز ۲۸ ، ۱۱ ، ۱۴۰۴ را به این عکس دیده بودم، گذاشتم که شب این پست را بنویسم. و نوشتم. برای نخبگان هجرت‌کرده، آرزوی سلامتی دارم که روزی با بازگشتی پربار، برای مدیریت میهن و ملت، خیزش علمی کنند. یک شعر برای پلنگان و نخبگان تقدیم کنم که هر دو نماد میهن هستند: شمس تبریزی به محمد بلخی مولوی هشدار داد بود و گفته بود:
 
نگفتمَت که چو مرغان به سوی دام مَرو
بیا که قوّتِ پرواز و پَر و بالت، منم
نگفتمَت که تو را ره زنند و سرد کنند
که آتش و تپش و گرمیِ هوات، منم
 
و ایضاً لابد کنجکاو می‌باشد هر آن کس این دو بیت شعر شمس را در متن بالا، با ولع و آهنگ دل، خوانده است که پاسخ مولوی به شمس چه بوده باشد؟! این بوده است: گفت که: "تو شمع شدی، قبله‌ی این جمع شدی / جمع نی‌ام، شمع نی‌ام، دودِ پراکنده شدم" کلیات شمس، غزل ۱۳۹۳ دامنه ابراهیم طالبی دارابی
  • دامنه | ابراهیم طالبی دارابی

نگارش ۲۹ ، ۱۱ ، ۱۴۰۴ : از هر دو نظام حکومتی ایالات متحده آمریکا و ج . ا . ایران، بشدت از ابزارآلات جنگی و سلاح‌های تهاجمی خود تمجید شد؛ آن سوی ماجرا از قبل گفته بود سلاح‌های شیک و مدرن و مرموز و مهلک داریم، این سوی ماجرا هم دیروز از "سلاحی برتر" سخن گفت که به نقل برخی از تیترهای اصلی و یا فرعی روزنامه‌های امروز مثل این روزنامه "همبستگی" (چاپ ۲۹ ، ۱۱ ، ۱۴۰۴)، "ناو" آمریکا را قادر است به "قعر دریا" بفرستد. من بگذرم. فقط گویم بین سلاح سپاه جنگ و صلاح ملت مملکت، فرسنگ‌ها مسافت است. چرچیل -چهره‌ی مطرح جهان سیاست- چه حرف دقیقی زده بود، او گفته بود: "هیچ‌گاه، قدرتی را ادعا نکن، که توان اعمالش را نداری." در دنیای جدید نمی‌شود با حرف‌های قدیم به سر بُرد. همین چی که در مذاکرات ژنو دارد مثلاً رخ می‌نماید، برجام را با آن مقدار ضعفش، به قول معروف: روسفید می‌کند. دامنه ابراهیم طالبی دارابی.

  • دامنه | ابراهیم طالبی دارابی
نگارش شنبه ۲۵ ، ۱۱ ، ۱۴۰۴ : از کتاب "خاطرات آیت ... سیدمرتضی پسندیده" به کوشش: محمدرضا مرادی‌نیا، این مورد از خاطرات وی -که مربوط به عصر رضاخان است و در ص ۱۱۶ و ۱۱۸ شرح داده شد- دارای پیام و فرهنگ خاص در میان مردمان ایران است. فشرده‌اش این است که می‌نویسم: قانون سجّل احوال که تصویب شده بود، روزی آقای حسین بنی‌آدم برای ثبت احوال وارد خمین شد. هنگام صدور شناسنامه، اتفاق جالبی افتاد. مردم دست به اعتراض زدند و علیه‌ی بنی‌آدم تظاهرات کردند، حتی تلگراف و شکایت فرستادند که "چرا او اسم زن‌های ما را داخل شناسنامه نوشت." آقای پسندیده -برادر بزرگتر آقاخمینی- در همین خاطره، این نکته از نگاه مذهب آن خِطّه را گفت که "ما اسم زن‌های خود را نمی‌گوییم چون گفتن اسم زن و مادر در نزد نامحرم، حرام است". او همچنین گفت در سال ۱۳۵۵ (۱۳۱۵ خورشیدی) به دستور دولت، اَلقاب (جلو و عقب اسم‌ها، به عبارت دستور زبان پارسی: پیشوند و پسوند) را لغو و ممنوع کرد، اما درج واژه‌ی "سیّد" در جلوِ اسم‌ها، بلااشکال اعلام شد. دامنه ابراهیم طالبی دارابی
 
پیوست: ،، پیام این پست من این است که خُرده‌فرهنگ‌ها روی مذهب سوار می‌شود و مذهب آرام‌آرام رنگ آن مردم را به خود می‌گیرد. این است که زور خرافه بر مذهب غلبه یافته است. و هر مذهب هم خصائص جایی را دارد که آن جا نازل شده است. مثل آداب حجاز و فلسطین بر مناسک ادیان ابراهیم خلیل. بگذرم. روی اصل خاطره‌‌ی آقای پسندیده و فرهنگ مردم خمین، نظر خاصی نمی‌دهم. فقط پرده‌برداری از یک گوشه از آداب مردم میهن ایران بود که چگونه خود تحت تأثیر تعلیم مذهب هستند و چگونه آداب بومی خود.را بر مذهب رنگ‌آمیزی کردند. دامنه ابراهیم طالبی دارابی.
  • دامنه | ابراهیم طالبی دارابی

نگارش ۲۴ ، ۱۱ ، ۱۴۰۴ : این خبر امروز برام اهمیت داشت که ترامپ اولین جلسه‌ی هیئت "شورای صلح" (=احتمالاً تزی هم عرض سازمان ملل) در مورد غزه را برگزار می‌کند. او قصد دارد از یک "طرح ساخت و ساز چند میلیارد دلاری" برای باریکه‌ی غزه‌ی فلسطین، رونمایی کند. جلسه در واشنگتن برگزار خواهد شد، به ریاست خود ترامپ و چند کشور مانند ترکیه، مصر، عربستان، قطر، اندونزی، پاکستان. من این خبر را موضوع یادداشت ستون امروزم کردم تا گفته باشم پند نمی‌گیرند آن نظام‌ها که غزه را جولانگاه رجزهای توخالی خود ساخته بودند و به جای پرداختن به مشکلات شدید کشورشان، به بدترین شکل و با بی‌برنامه‌ترین طرح و برنامه‌ی عقلی، در غزه بر نزاع و درگیری خانمانسوز دامن می‌زدند و سرانجام ترامپ آن را به فرجام سازندگی و سازگاری رساند. هرچند انگیزه‌ی آمریکا می‌خواهد هر چیزی که باشد؛ مهم اما رویکرد غلط و ماجراجویانه‌ی برخی‌ها در خاورمیانه بود که حتی میهن ایران را به مخاطرات ویرانگر این روزها انداخت. گوش نمی‌کردند به صلاح و صدا و اصلاح امور حکومت، و یک‌تنه همه‌کاره پنداشتند، خود و سرسپرده‌ها را. ترامپ در همین مدت داشت محصول خاورمیانه را درو می‌کرد، ولی در نظام ج . ا . ایران عده‌ای چاپلوس، داشتند مجسمه‌ی آن دولت سیزده را می‌ساختند و در شهرها نصب می‌کردند. انقلاب، مجسمه‌ها را واژگون کرد، اما اینان باز با میلیاردها تومان پول بیت‌المال یا اعانات، دست به تقدس‌سازی بسیار پیش‌پا افتاده، زدند. در ص ۸ کتاب "مخاطبات النبی لِعلی" (خطاب‌های حضرت محمد به علی) نوشته‌ی شیخ محمدعلی رسولی اراکی خوانده بودم که آن نبی ص به علی ع حدود ۸۰۰ خطاب داشت، یکی شبی بود که محمد بن عبدالله در پشت بام کعبه، خطاب به علی بن ابی طالب گفت: ای علی برو بُت بزرگ -که از جنس مس بود و با میخ بر پشت بام کعبه نصب بود- را بشکن و بر زمین انداز." شکست و انداخت. حالا بعد از ۱۴۰۰ و اندی سال، عده‌ای درین نظامِ به قول خودشان مذهبی! رو آوردند به ساخت بُتچه‌ها و مجسّمک‌، که آدم را به خنده و قهقهَه می‌اندازد، از بس کاری مضحک و بُت‌تراشانه‌ی کودکانه است؛ کودنی تا این حد، نوبر است. اساساً حد و اندازه‌ی این طور افراد آنقدرها معلوم است که نیاز به شرح و بسطم ندارد. بگذرم. در گیر و دار رجزخوان‌ها، ترامپ غزه را می‌خواهد ساخت و ساز کند، اینان اما مجسمه‌ی افراد سیاست را، که پیش ملت معلوم است که چه حد و اندازه‌ای بودند. دامنه ابراهیم طالبی دارابی

  • دامنه | ابراهیم طالبی دارابی

 متن نقلی مهم در مورد امامعلی رحمان و تاجیکستان از عصر ایران: امامعلی رحمان از سی و سه سال قبل تاکنون در قدرت است... شبکه اول تلویزیون دولتی او را با عنوان «مردی از سلسله خورشید» خواند. تاجیکستان کشوری کوهستانی است که با چین و افغانستان هم‌مرز است. از سال ۱۹۹۲، امامعلی رحمان بر این کشور حکومت می‌کند. او با القاب زیادی از جمله «بنیانگذار صلح و وحدت ملی» و «رئیس جمهور ملت» شناخته می‌شود. طرفدارانش، او را به خاطر اتحاد مجدد کشور پس از جنگ داخلی (۱۹۹۲-۱۹۹۷) و احیای فرهنگ محلی پس از دوران شوروی، فردی شایسته می‌دانند. با این حال، سازمان‌های حقوق بشری از سرکوب گسترده رسانه ها و مخالفان در این کشور خبر می‌دهند. طبق قانون اساسی، اگر امامعلی رحمان نتواند به وظایف خود ادامه دهد، استعفا یا فوت کند، پسرش رستم، به عنوان رئیس مجلس ملی، به عنوان سرپرست ریاست جمهوری، جانشین او خواهد شد. قانون اساسی همچنین تصریح می‌کند انتخابات ریاست جمهوری باید ظرف سه ماه برگزار شود. قانون اساسی تاجیکستان می گوید امامعلی رحمان «سهم شایسته‌ای در ساخت یک دولت مستقل، دموکراتیک، قانون‌مدار، سکولار و اجتماعی داشته است؛ از فروپاشی ملت و ناپدید شدن کشور جلوگیری کرده؛ مردم را از جنگ داخلی نجات داده و به دستاوردهای مهم و تعیین‌کننده‌ای در توسعه سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و تاریخی کشور مستقل تاجیکستان دست یافته است.» قانون اساسی تاکید می کند امامعلی می تواند بیش از دو دوره متوالی و بدون محدودیت به ریاست جمهوری ادامه دهد. قانون اساسی تاجیکستان با اشاره به امامعلی رحمان اضافه توضیح می دهد «بنیانگذار صلح و وحدت ملی - رهبر ملت - مشمول محدودیت خدمت بیش از دو دوره متوالی به عنوان رئیس جمهوری تاجیکستان نیست»، این یعنی عملاً او رئیس جمهوری مادام‌العمر است مگر اینکه استعفا دهد یا ناتوان شود. امامعلی رحمان در سال ۱۹۵۲ در دانگره، جمهوری سوسیالیستی شوروی تاجیکستان ( بخشی از اتحاد شوروی و تاجیکستان امروزی) متولد شد. او از ۱۶ نوامبر ۱۹۹۴ به عنوان سومین رئیس جمهوری تاجیکستان فعالیت کرد. پیش از این، رئیس مجلس عالی تاجیکستان بود و عملاً از سال ۱۹۹۲ تا ۱۹۹۴ به عنوان رئیس دولت حاضر بود. از سال ۱۹۹۸، او رهبر حزب چپ‌گرای دموکراتیک خلق تاجیکستان شد که بر پارلمان تاجیکستان تسلط دارد... مخالفان، امام علی رحمان را به حکمرانی استبدادی، سرکوب مخالفان و نقض حقوق بشر و هوادارانش را به بت سازی از او متهم می‌کنند. اعضای خانواده امامعلی چند مقام مهم دولتی و حکومتی را در اختیار دارند از جمله پسرش رستم امامعلی، ۳۹ ساله رئیس پارلمان است. به گفته خبرگزاری فرانسه، رحمان در طول سال‌های حکومت خود، برای سرکوب نفوذ اسلامی در کشورش تلاش و قوانینی را تصویب کرد که حج، مدارس اسلامی و کتاب‌های مذهبی را محدود می‌کند." پایان نقل قول.

  • دامنه | ابراهیم طالبی دارابی

آقای طالقانی: هدف پیامبر اکرم آزادکردنِ مردم بود.

 

دکتر بهشتی: ستم پذیری به اندازه‌ی ستمگری گناه است.

 

موسی صدر: «مناسبت‌هایی همچون مبعث و إسرا و معراج و روز جمعه به ما می‌گوید راه و روش خود را تغییر دهید؛ خود را تغییر دهید؛ ابزارهای خود را تغییر دهید تا بتوانید جامعه‌ای مطلوب برای خود و فرزندانتان ایجاد کنید. اما دست روی دست گذاشتن و منتظر وقایع ماندن یا منتظر اقدام دیگران بودن، شیوه و روش محمد  و علی نیست."

  • دامنه | ابراهیم طالبی دارابی

پیام‌هایم

در مدرسه فکرت

قسمت صد و ششم

این نوشته‌هایم

در مدرسه فکرت

شعبه‌ی پیام‌رسان "بله"

تکنیک فکر نمی‌کند

نگارش دامنه  ، ۱۱ ، ۱۴۰۴ : مارتین هایدگر می‌گوید: "تکنیک فکر نمی‌کند." (ر.ک: مجله "شهروند امروز" شماره‌ی ۴۴ ، اردیبهشت ۱۳۸۷) یعنی از دید هایدگر، تکنولوژی بر مبنای ساز و کار درونی‌اش، خودش را جلو می‌برَد. برخی هم می‌گویند قدرت و سیاست نیز فکر نمی‌کنند! مانند تکنیک‌اند. زیرا قدرتِ حاکم، هرگز نمی‌پذیرد خلاءیی در کشورداری هست! حتی بفهمد هم، حاضر نمی‌شود خلاء را پر کند چون فقط به دستورهای خود تکیه می‌کند و مشاورین ترسو و خائفش. خواه هیتلر باشد یا ترامپ یا هر پادشاه و حمکران دیگر . هیتلر نظرش این بود "رایش ما هزار ساله خواهد شد". اما جهان دید توسط قوای متفقین فرو پاشید و نقل است خودش خودکشی کرد. هگل سخن مشهوری دارد در مورد دولت پروس آن زمان، یا همان رایش دوم. می‌گوید: "پروس دولتی نیست که ارتش دارد، بلکه ارتشی است که دولت دارد."!!! بگذرم.

 

- آقای احمد زیدآبادی در یادداشت امروز خود به مخاطبان خود گفت: "ایران در نقطه‌ای قرار گرفته که چه بسا با تهدید وجودی روبرو شود و چه بسا حمام خونی بی‌نهایت خوفناکتر از آنچه دیده و شنیده‌ایم در آن به راه بیفتد." پایان نقل قول

 

خواستم بگویم جنگ دیگر دو نظام اسرائیل و آمریکا با نظام ج . ا . ایران، وقوعی خطرناک و آنی‌تر از هر بار پیدا کرده است. بهانه هم دارند: یک: می‌گویند نظام ایران دست از ساخت سلاح هسته‌ای برنمی‌دارد. دوم: می‌گویند به خاورمیانه لشگرکشی کرده بود تا مرز اسرائیل و جنگ نیابتی  صورت داد و باید تاوان "بی‌ثبات‌کنندگی خود در منطقه" را بپردازد. شعار "محو اسرائیل از روز زمین و روزگار" نیز، برای اسرائیل یک تحفُظ حقوق بین‌المللی ایجاد کرده است که جنگش را با حکومت ایران به "دفاع از بقای وجودی خود" موجه کند که نزد بسیاری از کشورها کرد. در نظام ایران چیزی که بهاء ندارد، عقل جمعی است و خرد در همه جهت. ابراهیم طالبی دارابی.

 

جنگ، آبشخوری جز نبود سیاست درست ندارد

نگارش دامنه ۸ ، ۱۱ ، ۱۴۰۴ : روزنا -دانشمند مطرح علم سیاست- در تعریف سیاست خارجی چنین گفته است: "به طرح‌ها و اعمال حکومت‌های ملی در قبال بازیگران بیرونی اطلاق می‌شود." این تعریف  سنتی و کلاسیک، دربردارنده‌ی این مطلب است اگر نظریه‌ای نتواند داده‌های خود را تبیین کند، باید در خود، بازنگری کند. پیش‌نظریه، بی‌معنی است. بنابرین؛ من برین نظرم نظام ج . ا . ایران طی چهل و هفت سال، نه فقط سیاست خارجی برای خود تبیین نکرد، بلکه روی موج شعارها و پیش‌نظریه‌های افراد و نهادهای جناح‌زده‌ی فاقد عقلانیت، کشور را به جای رساند که اینک ترامپ دارد برای این نظامِ تحت سیطره‌ی روحانیت! بدترین نوع تصمیم را می‌گیرد؛ جنگ. آری؛ جنگ. وحشتناک‌ترین رفتار میان انسان. او امروز راحت این را در توئیت جدیدش در شبکه‌ی "تروث سوشال" بر زبان آوُرد:

 

"یک ناوگان عظیم در حال حرکت به سمت ایران است. این ناوگان با سرعت بالا، قدرت زیاد، انگیزه و هدف مشخص در حال پیشروی است. این یک ناوگان بزرگ‌تر از ناوگانی است که به ونزوئلا اعزام شد و در رأس آن ناو هواپیمابر بزرگ آبراهام لینکلن قرار دارد؛ مثل ماجرای ونزوئلا، این ناوگان آماده، مایل و کاملاً قادر است در صورت لزوم مأموریت خود را با سرعت و خشونت به‌طور سریع انجام دهد؛ امیدوارم ایران هرچه زودتر پای میز مذاکره بیاید و به یک توافق عادلانه و منصفانه برسد بدون سلاح هسته‌ای، توافقی که به نفع همه طرف‌ها باشد؛ زمان در حال تمام شدن است و موضوع کاملاً حیاتی است! همان‌طور که قبلاً هم به ایران گفتم: توافق کنید! آن‌ها این کار را نکردند و نتیجه‌اش «عملیات چکش نیمه‌شب» بود؛ تخریبی بزرگ علیه‌ی ایران. حمله بعدی بسیار بدتر خواهد بود! نگذارید دوباره چنین چیزی اتفاق بیفتد؛..." پایان نقل قول.

 

به نظرم در درون حاکمیت -مانند تمام این سال‌ها- روحیه و گوش برای شنیدن صوت عدالت ملت و صلاح بینی عقلانیت نخبگان دانشمند، نیست. کشور در اثر نبودِ تفکر بر اساس مقتضیات زمان، در چند قدمی جنگی هولناک رفت؛ همه هم می‌دانند ریشه‌ی این مسیر غلط، از کجا نشخوار دارد. دامنه ابراهیم طالبی دارابی.

 

مهدی حبیبیان: سلام خدمت دوست قدیمی و برادر بزرگترم حضرت دارابی بزرگوار. نوشته دیروز شما مرا به یاد این صحبت جلال  آل احمد درمورد شیخ فضالله نوری انداخت که جنازه ایشان را نماد سیطره غرب بر ایران دانسته بود وضعیت فعلی ما نیز متاسفانه سیطره جهل بر دانایی و یادآوری این موضوع که دین تبدیل به پوستین وارونه شده و تمام تلاشها برای ارائه یک دین انسانی به نسل جدید شکست خورده و متاسفانه جاهلان پیروز شدند و چه حسرت بار این روزها به ایران عزیزمان مینگرم که سنگها بسته شده و سگها آزادند  حس و حال خودم، حال آدم شکست خورده ایست که به نظاره نشسته است جنگی قابل اجتناب را. عاقلان چه شکست بدی خوردند و زورشان به تاریخ، حاکمان تمامیت خواه و کم‌عقل‌های منفعت‌طلب نرسید. عقل خریدار نداشت، هنوز هم ندارد. ببخشید از اطاله. مهدی حبیبیان

 

پاسخ دامنه: ،، سلام جناب آقامهدی حبیبیان دوست خردمند و گرانقدرم. دین پوستین وارونه فرمودی مرا یاد کتاب غلامحسین یوسفی انداختی که کتاب "پوستین وارونه" را در دفاع از دکتر علی شریعتی نوشته بود و استدلالش این بود مخالفان شریعتی برای کوبیدن او، حرفهایش را وارونه می‌کردند. بگذرم. اندیشوران تاریخ بارها گفته‌اند که به اسم مذهب بدترین شکل استبداد می‌سازند و با نام "مقدس" خون می‌ریزند. سهروردی را به جرم تفکر، سر بریدند آن هم با حکم علمای حلب در آن قرن وحشت. آن عارف واله را دار زدند زیرا سخن از جنس فهم و معنویت می‌زد و مانند فقیهان خشک‌مغز عصرش حرف نمی‌زد. مذهب را مذبح کردند! حبیبیان دوست اندیشمندم دقیق درد و درک تو را لمس می‌کنم. آنچه تراش خورد مذهب بود، آنچه صدمه دید ایمان نسل نو بود، همه هم از سرِ استبداد مذهبی که خون انسان برایش از آب جوی هم کم‌بهاءتر است. سخن‌ آن دوستم اهمیت و درد داشت. درود فراوان.

 

ادیان و آدمیان

 نگارش دامنه شب ۷ ، ۱۱ ، ۱۴۰۴ : جان هایک -فیلسوف مسیحی معاصر- معتقد است "تا میان ادیان صلحی نرود، میان آدمیان صلحی پدید نخواهد آمد." (ر.ک: ماهنامه کیان شماره ۳۶) او خود تأکید کرد در میان ادیان هم صلحی نخواهد یافت مگر آن که بدانند ادیان مختلف واکنش‌های مختلفی هستند به آن حقیقت کائنات. و چقدر مولوی در دفتر ششم مثنوی بیت ۱۶۳۶ دقیق گفت: "بل حقیقت در حقیقت غرقه شد / این سبب هفتاد، بل، صد فِرقه شد". امروزه نسل نو به‌آسانی به خرافه تن نمی‌دهد و وجدان خود را به خرافه‌گویان نمی‌فروشد. این نسل راحت تسلیم نیست که بر او حکمرانی کنند حتی

  • دامنه | ابراهیم طالبی دارابی

انارقلت و بز و گوسفن

نماد سه روستای کنار هم داراب‌کلا، اوسا، مُرسم

از زاویه‌ی اوسا دِ راهیی تِک. پاییز ۱۴۰۴ ؛ عکاس: ام ممرضا

نگارش چهارشنبه ۲۲ ، ۱۱ ، ۱۴۰۴ : چنانچه چوپان بودم حس و حالم را چنین می‌ساختم: چند بز را جلودار می‌کردم. گوسفندان هم همراه بُزان من. خودم یک دوش‌توره کول می‌کردم، رَمه را هی (در زبان مادری: تِره = روانه) می‌کردم، به کجا؟ آغُل؟ نه، به هر جایی مُجاز که چراکردن آن بیشتر شیر تولید می‌کند در گیون (=پستان بزان و گوسفندان). نیز با سگ گله‌ام، یک حیوان خیلی باری و زحمتکش و رام را هم (حالا یا اسب سفید فریبا یا الاغ سفید زیبا) آذوقه بار می‌کردم و سرسبدِ آن، چای و قوری و کتری و اسکان نالبکی باشد با مقداری سوهان یا اسبه‌حلوای سه روستای محترم داراب‌کلا و اوسا و مُرسم. در زیر درخت گردو دوش‌توره‌ی پر از تندیرنون و کاچیله‌نون را پایین می‌گذاشتم و رمه را دم می‌دادم و با چند چوب شیر (=تر) چِنگوم می‌زدم و تش را با بوته‌ی خشک چماز و موره برپا می‌ساختم و کتری را بر چِنگوم آویز می‌نمودم و چای تازه‌دم دم می‌دادم و چشم به سایه در تابستان و آفتاب در زمستان می‌دوختم و چهار پنج تا اسکان نعبکی چای می‌نوشیدم که از لذت آن نیرو گیرم. و اگر شیر هم میلم کشید از گیون گوسفند و بزم می‌مکیدم یا می‌دوشیدم. رادیو موج‌کوتاه ژاپنی‌ام را روی "بی. بی. سی" تنظیم می‌کردم که لااقل از خبرهای دستکاری‌نشده نشنونم. البته تحلیل خبر را خودم می‌کردم، نه "بی. بی. سی" و یا هر بنگاه دروغ‌پرداز حکومتی. درود فراوان بر آزادی و دنیای آزادگی و شغل شریف چوپانی. دامنه ابراهیم طالبی دارابی.

  • دامنه | ابراهیم طالبی دارابی

نگارش دامنه : خانم «مهتاب نورزاده» در کتاب شعرش «بیراهه» به کنایه و اشاره می‌گوید:

«خانه‌های مَرمَرین، قبرهای مَرمَرین» دارند.

یادآوری: مرمرین، سنگ سپید و سخت و درخشان است.

  • دامنه | ابراهیم طالبی دارابی

نگارش دامنه: روح‌القوانین نوشته‌ی بارون دو مونتسکیو از کتاب‌های مشهوری است که از آن در تنظیم ساختار حکومت‌ها و اداره‌ی کشورها و دولت‌ها استفاده شده است. او انقلاب، شورش و خونریزی را ناکارآمد می‌دانست و به جای آن بر قانون تأکید داشت. روح و عصارۀ کتاب روح‌القوانین،  میانه‌روی در سیاست است، نیز تفکیک قوا. روحانیان مسیحی فرانسه «روح‌القوانین» را بی‌ارزش می دانستند.  اما مونتسکیو در کتابش اظهار کرد، بشریت بسی بیشتر توانایی میانه‌روی دارد تا افراط‌گرایی. مونتسکیو در این اثرش در تعریف ماهیت استبداد مثال جالبی دارد، او می‌گوید: "وحشیان لویزیان [از ایالات آمریکا] چون می‌خواهند میوه به چنگ آورند، درخت را از بیخ قطع می‌کنند، این است ماهیتِ استبداد»  (منبع این نقل: تفسیر نوین. استاد محمدتقی شریعتی. ص ۳۴۷)  دامنه ابراهیم طالبی دارابی.

  • دامنه | ابراهیم طالبی دارابی

نگارش سه شنبه ۲۱ ، ۱۱ ، ۱۴۰۴ : ابتدا باید از دولت لبنان و جنبش مسلح حزب‌الله لبنان خبری تازه نقل کنم تا بتوانم حرف خودم را منطقی و عقلانی مطرح کنم: تشکر دریاسالار براد کوپر فرمانده سنتکام (ارتش آمریکا در خاورمیانه و منطقه) از دولت لبنان: او به نقل از سایت (عصر ایران)  گفت: "برچیدن تونل‌هایی که توسط بازیگران غیردولتی [حزب‌الله لبنان] برای ذخیره مهمات، موشک‌ها و پهپادهای تهاجمی استفاده می‌شود، به تقویت صلح و ثبات در لبنان و در سطح کلی منطقه کمک می‌کند... این دستاورد نشانگر کار حرفه‌ای و دقیق ارتش لبنان است و از نقش تیم مکانیسم به رهبری ایالات متحده که در پیشبرد اجرای تعهدات بین اسرائیل و لبنان نقش دارد." از سوی دیگر طارق میتری معاون نخست‌وزیر لبنان نیز تأیید کرد در اوایل این ماه، که ارتش کار خود را برای حصرکردن سلاح‌ها در شمال رودخانه لیطانی، همانطور که در جنوب آن انجام داده بود، تکمیل خواهد کرد... حزب‌الله لبنان از تحویل سلاح در شمال رود لیطانی خودداری می‌کند و این موضوع مانعی در برابر ارتش ایجاد کرده است، اما با این حال دولت بر تصمیم خود برای حصر سلاح در سراسر کشور پافشاری دارد و از آن عقب‌نشینی نخواهد کرد... تصمیم جنگ و صلح منحصراً در اختیار دولت است؛ دولتی که مخالف کشاندن کشور به هرگونه جنگ منطقه‌ای یا تبدیل لبنان به میدان نبرد دیگران است..." یادآوری همان سایت: "دولت لبنان به استقرار ارتش در جنوب این کشور و جمع‌آوری سلاح خارج از چارچوب قانون تصمیم گرفته است. ارتش لبنان تاکنون حصر سلاح در جنوب رود لیطانی را به پایان رسانده و اجرای این روند را در منطقه شمال رود لیطانی آغاز کرده است."

 

نکته‌ی سیاسی: در حالی که نظام ج . ا . ایران به اعتراف خودش از جنبش مسلح حزب‌الله لبنان حمایت همه‌جانبه می‌کند، اما در درون ایران حتی از حرکت اعتراضی مردم، نه فقط جلوگیری، بلکه به اسم کودتا و اغتشاش سرکوب می‌کند و سه چهار روز بعد با آن که ملت در سوگ و اندوه فرو رفته است، سیستم تبلیغی این نظام جشن نیمه‌شعبان برپا می‌کند که به پایکوبی -حتی در داخل مسجدها- بینجامد؛. مردم به یاد دارند در سالی که شاه تظاهرات انقلاب را سرکوب کرده و کشتار راه انداخته بود، "امام خمینی" از نجف برای همدردی با مردم جشن نیمه‌شعبان آن سال را حرام نموده بود. البته انجمن حجتیه و روحانیت غیرمبارز، آن سال جشنش را گرفت!! کار این نظام به جایی رسیده که اینک ترسش تا به دانش‌آموز هم رسیده است. صدها نفر دانش‌آموز را در اعتراضات همین دی‌ماه ۱۴۰۴ بازداشت کرد و به نقل از گزارش روزنامه‌ی "پیام ما" بیش از یکصد و پنجاه دانش‌آموز هم کشته شدند. مستند من این نقل است از همین منبع. عین خبر: "شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان از کشته‌شدن صد و پنجاه دانش‌آموز در این حوادث خبر می‌دهد و در کانال رسمی خود اسامی این دانش‌آموزان به‌همراه تصویر آن را منتشر کرده است. به گفته محمد حبیبی سخنگوی این شورا، اسامی ۱۰۰ نفر از این جان‌باختگان در لیست اعلامی دولت هم وجود دارد." خلاصه‌ی حرف من درین یادداشت روزم این است: حالا از ترسِ حکومت "سلطنت شاهنشاهی" از تعدادی طلبه و دانشجو، اینک ترسِ حکومت "ولایت فقیه" از انبوه کارگر و کاسب و دانش‌آموز را شاهد هستیم. همان قضیه‌ی "پوستین وارونه"!!! دامنه ابراهیم طالبی دارابی

  • دامنه | ابراهیم طالبی دارابی

نگارش دامنه : رشد آن است که؛ کشوری به همّت مردم و خدمات سیاستمداران از راه، فرودگاه، درمانگاه، کارخانه، مدرسه، دانشگاه، بیمارستان، مسکن، پوشاک، رفاه، آسایش   و از این قبیل دارایی‌ها و تمدّن‌سازی‌ها برخوردار باشد. اما توسعه آن است که میان قدرتمندان و ملت شکافی نباشد. آزادی فقط برای حکومت و رهبران سیاسی نباشد. احزاب با آزادی کامل بتوانند با رأی مردم در سیکل قدرت جای گیرند. مردم از بیان عقاید و انتقادات خود از هیچ کسی نترسند. جابجایی قدرت با امانت‌داری و با رأی آزادانۀ مردمی صورت گیرد. نهادهای انتخاباتی بیشتر از نهادهای انتصاباتی باشد. دموکراسی به معنای واقعی نه صوری و هدایت‌شده برقرار باشد. هیچ احدی به هیچ کسی چیزی را به زور دیکته و الزام نکند. قانون اساسی بر ملت حاکمیت کند، نه فرد و سلیقه و نهاد خاص. روزنامه‌ها و کتاب‌ها و نوشته‌ها در آن رونق داشته باشد. سانسور و کنترل و شاغول افکار نباشد. رسانه‌ها صرفاً حکومتی و در یدِ قدرت کسی نباشد. دانشمندان و روشنفکران در آن تنفّس آزاد داشته باشند. عُلمای مذهبی و لیدرهای سیاسی در آن کنترل نشوند. توصیه‌پذیری و رانت و انحصار از آن رخت بربندَد. و در یک کلام مردم همه‌کاره باشند، نه هیچ کس خاص.

  • دامنه | ابراهیم طالبی دارابی

نگارش یکشنبه ۱۹ ، ۱۱ ، ۱۴۰۴ در مدرسه فکرت شعبه‌ی "بله" : امروز ۱۹ ، ۱۱ ، ۱۴۰۴ صبح از خانم "پری ثابت" روزنامه‌نگار روزنامه‌ی "ستاره‌ صبح" گزارشی خواندم که پرده از شادی هلندی‌ها بر داشت. ملتی بحران‌دیده آن‌هم بارها و بارها. اما آنها شادی را به گفته‌ی این روزنامه‌نگار به یک "مهارت جمعی" تبدیل کردند، نه احساس زودگذار. سیاست‌گذاری‌های هلند (واقع در اروپا کنار دریای شمال مجاور آلمان و بلژیک، کوچک‌تر از استان گیلان) بر "عدالت اجتماعی، آموزش، سلامت روان و گفت‌وگوی جمعی متمرکز شد." به عبارت وی: "هلندی‌ها آموختند که رنج را انکار نکنند، بلکه در باره‌اش حرف بزنند."

 

...

 

یک جمله‌ی معروف از هلندی‌ها هست که به همدیگر می‌گویند: "عادی رفتار کن، همین کافی است." بنای هلندی‌ها بر "زندگی لوکس یا هیجان دائمی" نیست و "کمتر خود را با دیگران مقایسه می‌کنند" مسئولیت فردی در برابر خیر جمعی دارند. در بسیاری از قصه‌های محلی هلندی‌ها، قهرمان "کسی نیست که قدرتمندترین" است، بلکه کسی است که "به‌موقع و با همکاری دیگران" عمل می‌کند. آنها بر "شنیدن صدای همه‌ی طرف‌ها" تأکید دارند. شادی هلندی‌ها نتیجه‌ی تمرین مداوم است: "تمرین تعادل، تمرین اعتماد، تمرین ساده‌زیستی و تمرین مواجهه واقع‌بینانه با بحران". نظام آموزشی نیز از کودکی "مهارت‌های زندگی، کار گروهی و مدیریت احساسات" را آموزش می‌دهد. همچنین ارتباط نزدیک با "طبیعت، استفاده‌ی روزمره از دوچرخه و تاب‌آوری بالا در برابر بحران‌ها" دارند. دامنه ابراهیم طالبی دارابی

  • دامنه | ابراهیم طالبی دارابی
چهارشنبه ۸ ، ۱۱ ، ۱۴۰۴ : متن نقلی از استاد مصطفی ملکیان ارسالی آقای نادر قنبری به مدرسه فکرت با عنوان هجده اصل راهنمای زندگی. ۱) عشق بورزم، یعنی به دیگران نیکی بی‌حساب و کتاب (هم به معنای بدون محاسبه‌گری و هم به‌معنای بی حد و حصر) بکنم تا شادی ژرف نصیب‌ام شود. ۲) زندگی این جایی و اکنونی داشته باشم تا هم از سلامت روانی بیشتر و هم از کمال اخلاقی بیشتر بهره‌مند شوم. ۳) به ارزش‌داوری‌های دیگران به‌کلی بی‌اعتناء شوم تا به خودشکوفائی کامل دست یابم. ۴) تا می‌توانم به خودم وفادار باشم، یعنی به رویای شخصی خودم پشت نکنم، هر چند این پشت‌کردن مطلوب‌های اجتماعی برایم به ارمغان آورد. ۵) هرگز به حل مساله‌ی نظری‌ای نپردازم که حل آن در عمل من هیچ تاثیری ندارد، یعنی به من ربطی ندارد (حکمت "به من چه؟"). ۶) از زندگی اصیل، یعنی خودجوشانه و خودانگیخته دست نکشم، یعنی خودام باشم و ساده و طبیعی زندگی کنم. ۷) بدانم که به عمیق‌ترین معنای کلمه، تنهایم. ۸) در غوغا و هیاهوی زندگی فقط به ندای آرام و آهسته وجدان اخلاقی خودم گوش دهم. ۹) خودم را هر چه بیشتر بشناسم و بیش از احوال هر کس دیگر احوال خودم را بپرسم. ۱۰) هدفم را فقط اصلاح خودم قرار دهم و بدانم که فقط در نتیجه‌ی این کار دیگران را ، کمابیش، اصلاح می‌کنم.. ۱۱) بدانم که فقط تغییر و اصلاح خود، هم ممکن است و هم مطلوب. ۱۲) خوبی زندگی را بر خوشی زندگی ترجیح دهم. ۱۳) بزرگترین کاری را که می‌توانم بر عهده بگیرم، نه کاری بزرگ‌تر از آن را، و نه کاری کوچک‌تر از آن را. ۱۴) بدانم که همه چیز ناپایدار و گذرا است، چه خوشی‌ها و چه ناخوشی‌ها. ۱۵) هرگز از صداقت (=مطابقت پنج ساحت باورها، احساسات، عواطف و هیجانات، خواسته‌ها، گفته‌ها و کرده‌ها با یکدیگر)، تواضع (= در خوشی‌ها خود را دیگری انگاشتن)، و احسان (= در ناخوشی‌ها دیگری را خود انگاشتن) دست نکشم. ۱۶) چنان زندگی کنم که گویی در یک قدمی مرگم، یعنی در هر لحظه مشغول به کاری باشم که اگر در همان لحظه مرگ در رسد نه احساس پشیمانی کنم، نه احساس اندوه و نه احساس حسرت. ۱۷) فقط به وقت ضرورت و به قدر ضرورت سخن بگویم. ۱۸) اهل آرامش به هر قیمتی نباشم. مصطفی ملکیان. جامعه‌ای بهتر بسازیم . مدرسه علوم انسانی.
  • دامنه | ابراهیم طالبی دارابی

نگارش شنبه ۱۸ ، ۱۱ ، ۱۴۰۴ در مدرسه فکرت شعبه‌ی "بله" : مذهب فقاهتی، مذهب به دست فقیه است و در آن حکم "مرگ" فراوان دیده می‌شود. تا کسی اعتراض کرد می‌گوید محاربه شد، پس باید او را کُشت. تا کسی از مذهب برگشت یا به کیش دیگر رفت، می‌گوید مُرتد شد، پس باید او را کُشت. تا کسی تزی داد یا کتابی نگاشت، می‌گوید سَبّ مرتکب شد، پس باید او را کُشت. تا کسی حرفی زد، حزبی رفت، کاری سیاسی کرد، می‌گوید با خصم معاضدت کرد، پس باید او را کُشت. تا کسی خلاف تفسیر رایج مذهب فقاهت، سخنی بر زبان آورد، می‌گوید کافر شد، پس باید او را کُشت. حتی عُرفا و دارویش صوف هم شد، باید کُشت. اساساً در فقاهت، دأب فقیه در مواردی کش‌دار و پردامنه، بر کُشتن است، یعنی محاربه، نه محاجّه (=ارائه‌ی حجت و علت) و حتی ریشه‌یابی دلایل و علل آن. نمونه‌ها فراوان است. همین اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ در ایران، خیلی راحت گفته شد "کودتا" بود و کودتا "سرکوب" شد. جالب این است اگر کودتا بود پس چرا حالا در مسقط با "کودتاچی"! تن به مذاکره داده‌اید، اما با معترضان هم‌وطن خود مذاکره نکردید و خونین سرکوب کردید؟! اگر در حکم مذهبی، محاربه هم مثلاً داخل باشد، چرا فقط یک سمت ماجرا محارب است، اما سمت سرکوب‌گر به هر خشونت و کشتاری متوسل شد، نه فقط محارب نیست، بلکه عین یک فرد متکی بر مذهب است و باید به چنین افرادی تکیه داشت تا بر اریکه‌ی قدرت باقی ماند. تجدید نظر، یک اصل عقلانی است، در تفسیر مذهب، در تغییر سیاست و در تحول شخصیت. جامعه از دیرباز به این نتیجه رسیده است؛ اتفاقاً صبر استراتژیک را همین ملت دارد، نه حاکمیت و حکومت. "تداول ایام" هم یک اصل است، چه دیر رسد، چه زودتر. من با دیدن یک واکاوی در بحث محاربه در روزنامه "توسعه ایرانی" چاپ امروز شنبه ۱۸ ، ۱۱ ، ۱۴۰۴ (بُریده‌ی عکس تیتر در بالا) به این متنم پرداختم. و برین نظرم حکومتی که در منش صلح و سازش با مردم خود و گوش شنوا نداشتن به صدای ملت، لنگ بزند و در خاموش کردن صوت مردم تفنگ گیرد، آن حکومت، حکومتِ ناچار است که به بدترین عیب‌ها دچار شده است. صدها پند داد ملت، حکومت اما اعتنا نکرد. یادمان باشد انقلاب ایران علیه‌ی شاه بود که دائم می‌گفت دارد تمدن و توسعه و مدرنیزاسیون می‌آورَد، آیا می‌ارزد با رفتارهای خشن‌تر ازو، شاه را روسفید!! کنید؟! کو "داد - دانش - درایت"؟! یعنی عدل و علم و عقل. حکومت و حاکمیت از آن ملت است که حاکم بر سرنوشت خود است، نه محکوم به هر شکل و تشکیلات و تأسیسات! دامنه ابراهیم طالبی دارابی

  • دامنه | ابراهیم طالبی دارابی

آداب ایرانیان -۱- نگارش چهارشنبه ۱۵ ، ۱۱ ، ۱۴۰۴ : رومن گریشمن در کتابش "ایران از آغاز تا اسلام" برگردان دکتر محمد معین برین نظر است که مردم ایران مردگان خود را در بُرچ‌های تاریک و خاموش‌شان می‌نهادند تا پس از ریزش گوشت بدن، استخوان‌ها را در منسوجی (=پارچه) می‌پیچیدند و در کمره‌ی کوه حفر می‌کردند. به ص ۳۹۸ این کتاب می‌شود نگاه انداخت و اطلاعات بیشتری آموخت. یادآوری کنم در جاده‌ی هراز -نزدیک گزنگ- این نوع حفرها را -که محل دفن مردگان بود- همچنان از کنار جاده می‌توان دید که به کافرکولی مشهور است و من در  ۲۹ تیر ۱۳۹۶ به این مطلب پرداختم. اینجا. طرز دفن مردگان سپس با هجوم اعراب به ایران. یکسره زیر و رو شد و شکل عربی و بعضاً خرافی پیدا کرد که اینک به عنوان یک سنت تقلیدی و ترویجی، رسم گردیده است. البته به دید من بسیاری از آن هزینه‌ی بی‌جهت نیز هست و به رنگ جماعت درآمدن! و همچنین کسب درآمد که از ناحیه‌ی آن برای عده‌ای فراوری می‌شود.

 

نمایی از درون کافرکولی

به بیرون در آب اسک جاده هراز

 

آداب ایرانیان -۲- نگارش دامنه ۱۷ ، ۱۱ ، ۱۴۰۴ : در کتاب "روح ایرانی" ایرانیان به قالی‌شان با طرح پیچیده تشبیه شدند؛ که گروه‌های گوناگون قوم‌ها، مذهب‌ها، زبان‌ها و ناحیه‌ها را تشکیل داده‌اند. دست‌کم ۴۰۰ قبیله در ایران زندگی می‌کنند که خود به چندین طائفه قسمت شده‌اند. واقعاً با این مورد شگفت‌زده می‌شویم که بدانیم در ایرانِ مرکزی چند میلیون قشقایی به لهجه‌ی ترکی سخن می‌گویند و به نظر نویسنده‌ی این کتاب خانم ساندرا مککی، "اصولاً چندان توجهی به مذهب ندارند." ایران که نام اولش پارس بود، موزاییکی از گونه‌گونی است. از میان مذهب، قومیت، زبان، فقط یک حس نیرومند یعنی هویت ایرانی این آمیزه‌ی متنوع را توانست زنده نگه دارد. حسی که توسط برخی متشرعین کوبیده می‌شود. مثلاً در قم طبق یک دستور بی‌جا و غلط، هیچ فروشگاه زنجیره‌ای "افق کوروش" حق ندارد نام کوروش را در تابلو فروشگاه حک کند. فقط باید "افق" خالی بنویسد وگرنه گریبانش گیر است. دامنه ابراهیم طالبی دارابی

 

آداب ایرانیان -۳-
نگارش شب ۲۲ ، ۱۱ ، ۱۴۰۴ : در دوره‌ی هخامنشیان، تثلیث (=سه‌گانگی) پرستش می‌شد: اهورامزدا، مِهر، ناهید. برای هر کدام آن، معبد و حتی مَذبح (=قربانگاه) بود. ازین‌میان، باور به ناهید (=اناهیته) اهمیتی بیشتر داشت. روشن سازم رفتار بت‌پرستانه مانند کشتن گوسفند یا شتر و بز و دیگر حیوان پای بُتان، در مذاهب یا کیش‌ها هم بازتولید شد. مثلاً میلیون‌ها گوسفند در زمان حج در صحرا توسط کسانی که خود را پای کعبه و سپس منا و عرفات رساند- قربانی می‌شود و می‌گویند خدا از انسان قربانی می‌خواهد! مَنسکی خشن در دل صحرا که بسیار در آن حرف است و مذهبیون روی اجرای شکلی و پوسته‌ای آن، تعبد بی‌چون می‌ورزند و یا چاره‌ای جز اجرای ظاهری آن ندارند. حال آن‌که، مغز موضوع مهم است که باید عقلانی باشد نه پوسته و روی آن. بگذرم. دامنه ابراهیم طالبی دارابی

  • دامنه | ابراهیم طالبی دارابی

جاده و برف هم زیاد زیبا و هم بسیار دلهره‌آور

  • دامنه | ابراهیم طالبی دارابی