عاشورا. منبر. نوحه

 

به قلم دامنه

قسمت یکم تا بیستم

 


سلسله متن های محرم که هر روز برای گروه های تلگرامی روستای دارابکلا و منطقه می نویسم

ماه محرّم، ماه پیام (۲۰) آخرین قسمت
۳۴ زخم شمشیر، ۳۳ زخم نیزه
به نام خدا. سلام. آخرین قسمت این سلسله متن را با همه ی اعتقاد و عشقم این گونه می نویسم:


از غار حَرا با پیام "بخوان" برخاست. سه سال، دعوتِ مخفیانه نمود. فرمان آمد فراخوانی ات به توحید را، علنی و عمومی کن. کرد. بی پناهان و ستمدیدگان، به آیین اسلام، آذین بستند، ایمان ورزی کردند و از یوغ رَستند. اَشراف و ستمگران اما، به روی پیامبر رحمت (ص)، سدّ و دسیسه بستند. سه سال در شِعب ابوطالب، تبعید و تحریم شدند؛ اما تسلیم سرانِ تیره بختِ مشرکان مکه نشدند. حتی مؤمنان، مجبور به مهاجرت به حبشه شدند.

 


دسیسه چینان به سرکردگی ابوجهل، نقشه ی قتل پیامبر (ص) را ریختند. علی (ع) که معیار حق است، آن شبِ شُوم دژخیمان، تاج و دیهیم آنان را برانداخت؛ در بستر رسول الله (ص) آرمید تا آن مرد اَعلایِ بشریت، جان به دَر برَد. و بُرد. به دستِ غیب حضرت احدیّت، و به مدَد تار عنکبوت در غار ثور، از دِشنه ی جَور، رهید.

 


رسول اسلام (ص) دشمن را به مَخمصه انداخت و از کناره های دریای احمَر به سمت شمال یعنی سوی یثرب شتافت. برای دفع تبعیض در خانه ی هیچ اشراف زاده ای! سُکنیْ نگرفت. شُتر، جای بیت آن بزرگ مرد (ص) را شناساند. مسجدالنبی، بنا شد و یثرب، مدینه شد و میان اوس و خزرِج _که تشنه ی دِشنه ی هم بودند_ اُخوّت برقرار ساخت. حقوق، مدنیت، کار، عدالت، رحمت، امنیت، مقاومت، شفقت، سعادت و رستگاری آفرید.


زورگویان مکه، که رَشک می بردند و کینه انبار می نمودند، با همدستی منافقان مدینه که نیرنگ باز زر سِتان بودند، دسیسه ها و جنگ ها علیه ی نبی مصطفی (ص) ساز کردند. که غزوه ی"بدر" پیش درآمدِ خصومت دنباله دارشان بود. اما محمد (ص) و پیوستگان به اسلام، ترسو نبودند تا ابوجهل و ابولهب و ابوسفیان، بازهم، مردم را به شکنجه، بیگاری و بردگی بکشانند. با ایمان راسخ ایستادند؛ و آنان را که آغازگر جنگ و نزاع و از میان بردنِ دولت و مکتب اسلام بودند، تار و مار کردند.

 


اسلام، گرچه بزرگان و سلحشورانی چون حمزه سیدالشهداء (س)  را در جنگ اُحد از دست داد، اما به یُمن همین خون های پاک، فراگیر شد و مکّه _این زادگاه مقدس محمد مصطفی (ص) و علی مرتضی (ع) و مهاجران_ با یاریِ جانانه ی انصار، فتح شد.

 


پیامبر (ص) همگان را عفو کرد. جز سه نفر، همه را بخشید حتی خانه ابوسفیان را اَمن اعلام کرد. و صریحا" شعار "الیوم یوم الملحمه" یعنی: امروز روز در هم کوبیدن است، را، عوض کرد و فرمود بگویید: "الیوم یوم المرحمه" یعنی امروز روز رحمت و گذشت است.

و


اما ۵۱ سال بعد از رحلت حضرت ختمی مرتبت (ص)، در عاشورا، تیره و تبار دغَل باز خاندان ابوسفیان _که به ظاهر اسلام آورده بود و دشمن کینه توز باقی مانده بود_ تمام هَمّ و غَمّ شان را در چنگ انداختن قدرت و خِفّت ملّت، جست و جو می کردند و نیز بازگشت دادنِ اُمت به عصر جاهلیت و عربیّت، دست به اقدامی شوم و قساوت بار و خون ریزانه زدند که تاریخ بشریت تا به اکنون، چنین خویِ درّندگی به خود ندیده است.

 


آنان به بدترین شیوه ی جنگی و با بی رحمانه ترین نبرد نابرابر و ناجوانمردانه ترین حیله، با شعار "دین" و "شریعت" و با نیرنگ فریب و افزارآلات جنگی و ایجاد رعب و وحشت و تهدید جان و ناموس مردم و تجمیع زر و زور و تزویر، با امام حسین (ع) و یاران ایثارگرش جنگیدند. تاختند. غارت کردند. همه چیز را به یغما و اهل بیت رسول الله (ص) را به اسارت بردند و به خیال خام شان آفتاب اسلام را خاموش ساختند.

 

 

اما، دیری نپایید، که با خفت و خواری و ننگ، رسوا شدند و اَنوار عاشورا، و نام جاودان حضرت "ثارالله" سلام الله، بر تمامی تاریکی ها غلبه نمود و همچنان خون شهیدان کربلا و نام درخشان شان از جمله رشادت های حضرت ابوالفضل العباس (س)، و پیام آوری های حضرت زینب کبری _سلام الله علیها_ جان و جهان شیعیان و آزادگان جهان را پرتوافکنی می کند. پاینده است راه سالار شهیدان، که ۳۴ زخم شمشیر خورد و ۳۳ زخم نیزه، اما دست از مقاومت در برابر رژیم سلطنت خبیثه ی امویان برنداشت. و در اوج عزت و عشق، شهیدو اُسوه ی حسَنه شد.
پایان
ابراهیم طالبی دارابی (دامنه)

بقیه در ادامه


 

ماه محرّم، ماه پیام (۱)


به نام خدا. سلام. چندی دیگر سیاسی ترین و انقلابی ترین ماه، فرا می رسد؛ ماه محرم. ماهی که امام حسین (ع) و خالص ترین یاران و پیروانش، بزرگترین واقعه را پیش روی بشریت به امانت گذاشتند؛ یعنی عاشورا. روزی که حضرت "ثارالله" خونش را در ردِّ ستم، فساد، زراندوزی و هرزه گری های یزید فدا کرد، تا اسلام حقیقی حضرت محمد (ص) جان و حیات تازه بگیرد؛ و گرفت.

 


با عشق حسینی، امسال نیز با تمام احترام و اهتمام، آماده می شویم، تا مثل همه ی سال های سال، در عزاداری و بپاداری آیین شور و شعورِ مجالس امام حسین (ع) و یاران وفادارش، کوشنده و پیشگام باشیم. و با دلی سرشار از عشق و عزّت و سری پُربار از شوق و معرفت، در پای منبرها، نوحه ها، زنجیرها، اشک ها، پندآموزی ها و ارادت ها شرکت کنیم. چراکه اسلام عزیز (به قول استاد محمدرضا حکیمی _وصی مرحوم دکتر علی شریعتی_ در ص ۲۶ کتاب مرام جاودانه) از کوه حَرا آغاز شد ولی در روز عاشورا نهادینه و احیاء شد.
پس؛ احیای عاشورا، احیای دین و آیین خداست. تابعد...
ابراهیم طالبی دارابی (دامنه)



ماه محرّم، ماه پیام (۲)


به نام خدا. سلام. ایرانی ها در طول تاریخ مردمانی خداپرست، طرفدار حقیقت و پشتیبان شجاع ستم کشیدگان بودند. از جمله بر ایرانیان بسیار گران، دلخراش و سخت آمده بود که در روز عاشورا بر امام حسین (ع) و بستگان و یارانش، آن گونه وقیحانه قساوت و درّندگی کردند. بسیاری از ایرانی ها وقتی واقعه ی کربلا برملا شد، هزاران هزار بار افسوس خوردند که چرا خبردار نشدند تا دِمار از روزگار ظالمانی چون ابن زیاد، ابن سعد و شمر درآورند و سیدالشهداء (ع) را یاری و در خاک پُر گهر ایران میهمان و پذیرایی کنند و بر جان و قلب خود نشانند.

 


با این حسرت و حیرت و آه و افغان است که ایرانی های عاشق اهلبیت (ع)، ماه محرّم را ماه وفای خود به بیدادستیزی حسین بن علی و زینب کبرا (علیهم السلام) می دانند و پای منبرها، کُتل ها، علَم ها، نوحه سرایی ها، سینه زنی ها با زنجیر و دسته و هیئت و عشق و محبت حاضر می شوند و اَدای عشق و ارادت و کسب معرفت می کنند.

 


به قول خانم ساندرا مک کی (نویسنده ی مشهور آمریکایی در کتابش؛ روح ایرانی) ایرانیان در هر سال در محرّم و عاشورا، به پیروی از امام حسین، گویی جسما" و روحا" خود را شهید می کنند.

 


پس ای شیفتگان حسین، محرّم امسال را نیز چون پارسال و همه سال با شوق و عشق و اشک و معرفت با بپاداری عزاداری و منبر وعظ _که اسلام شناسی ما از آن جا مایه می گیرد_ زنده بداریم؛ برای شخصیت معصوم و بزرگ مردی که به قول علامه طباطبایی در ص ۱۷۰ کتاب تعالیم اسلام: "به جرأت می توان گفت که اسلام زنده به واقعه عاشوراست." تابعد...
ابراهیم طالبی دارابی (دامنه)

 


ماه محرّم، ماه پیام (۳)


به نام خدا. سلام. ایرانیان در آن سال که امام رضا (ع) به اجبار و دسیسه بازی مأمون عباسی به مرو می رفتند، از ایران عبور کردند، در طول راه، به قول علامه طباطبایی در ص ۱۷۹ تعالیم اسلام:  "جنب و جوش عجیبی در میان مردم پدید آورده بود و از همه جا دسته دسته به قصد زیارت، متوجه حضورش می شدند و شب و روز پروانه وار به دور شمع وجودش می گردیدند."

 

 

خواستم با این یادآوریِ هجرت حضرت رضا (ع)، بر قلب های عاشقان حسینی این عشق را آشکار و شعله ورتر کنم که مردم روشن ضمیر ایران، این "جنب و جوش" را هر سال در ماه محرّم، با بی نهایی ترین دلدادگی و معرفت، به اوج فلَک می رسانند؛ چراکه؛ به زبان سَمبولیک و رمزینه وار، روح عظیم و ضدستمگرِ حضرت سیدالشهداء (ع) محرّم هر سال، از ایران و از میانِ دل دردمندِ ایرانیان و چشمانِ گریان و اشکانِ آنان عبور می کند و عاشورا و عزا و منبر و نوحه و دسته روی آگاهانه و ارادات و معرفتِ دلیرانه را بر جان و روح مشتاقان، زنده و جاویدان می گرداند. امام حسینی که به گفته ی چارلز دیکنز _نویسنده شهیر انگلیسی_ "فقط به خاطر اسلام، فداکاری خویش را انجام داد."

 

 

آری ای ایرانی ها و ای دارابکلایی ها؛ ما در جنب و جوش افکار، حرکت و قیام ضدِّظلم و بیدادستیزانه ی امام حسین ایم؛ که رسول خدا _صلوات الله_ حتی تاب کمترین رنج و ناخشنودیِ آن زاده ی فاطمه زهرا و علی مرتضی (سلام الله علیهما) را نداشتند، چه رسد به بدنِ تکّه تکّه و سر از قفا به کینِ خنجر شمر، بُریده بُریده. اَلا لعنتُ الله علی القوم الظالمین...  تابعد...
ابراهیم طالبی دارابی (دامنه)

 

ماه محرّم، ماه پیام (۴)
به نام خدا. سلام. به نظر من مُحرّم پنج پایه ی متّحد دارد: اسلام، عاشورا، مردم، منبر، سوگواری.


۱_ اسلام؛ که عامل اصلی قیام امام حسین (ع) است، زیرا دین خدا توسط حاکم ستمگری چون یزید _که نژادپرست و فاسد بود_  به گروگان گرفته شده بود.


۲_ عاشورا؛ زیرا حرکتی برای احیاء و اصلاح دین خدا بود که توسط قدرت طلبان اُموی به انحراف کشانده شده بود و از اسلام فقط نام باقی مانده بود.


۳_ مردم؛ که هرگاه محرم فرامی رسد دو حال متضادّ پیدا می کنند: از یک سو دچار حسرت و اندوه اند که چرا آن جنایت و خیانت در کربلا علیه ی اهلبیت (ع) شکل گرفت و حتی تصوّرش دردناک و سرافکندگی ست. و از سوی دیگر پیام استوار گرفته اند که مانند امام حسین (ع) و یاران اخلاص گرش، در برابر هر ظلم و ستمگری بایستند و ذلّت و خواری و خامی را در هیچ شرایطی نپذیرند.


۴_ منبر؛ که پایه گذار اسلام شناسی حسینی و زنده نگه دار عاشوراست. هریک از ما از پای منبر برآمدیم و مسلمانی را لمس کرده ایم. منبر و  سخن و روضه سه وجه زیبای آگاهی رسانی اند. محرم به مدد منبر حفظ شد و عاشورا از طریق منبر به جان و دل مردم شناسانده شد. به طوری که یک مسلمان و یک ایرانی حامی و پیرو راه حسین (ع) خاطرات دینی اش از کنار منبر و نوحه و روضه و دسته و اشک معرفت افزا قوام یافته است.


۵_ سوگواری؛ که اساس پاسداشت عاشوراست. این حالت عاطفی از همان عصر عاشورا آغاز شد. خاندان امامت خود عزای حسین (ع) را بپا داشتند. بعد در کوفه ادامه یافت، سپس در شام شکل گرفت و آنگاه در مدینه تداوم یافت. و در نقطه ی اوجش، سوگواری و عزاداری در ایران به نقطه ی کمال رسید. و در مصر فاطمیون نیز بدان توجه ی شورانگیز شد.
به گفته ی موریس دوکبرى، مورّخ اروپایى:
«اگر تاریخ نویسان ما حقیقت روز عاشورا را درک مى کردند، این عزادارى را غیر عادى نمى پنداشتند. پیروان امام حسین(ع) به واسطه عزادارى براى امام مى دانند که زبونى و پستى و زیردستى و استعمار و استثمار را نباید قبول کنند؛ زیرا شعار امام و پیشواى آنان تن ندادن به ظلم و ستم بود". تابعد...
ابراهیم طالبی دارابی (دامنه)

 

ماه محرّم، ماه پیام (۵)
به نام خدا. سلام. دین در یک تعریف دقیقتر یعنی ارتباط انسان با خدا. مردم از طریق امام حسین (ع) عاشقانه تر به خدا مرتبط می شوند. زیرا به عبارات گویای حضرت رسول الله (ص) "همانا از کشتن حسین در دل های مؤمنان داغی است که هرگز سرد نمی گردد."


شیفتگان امام حسین (ع)، با حالت عرفانی و عقیدتی، هم با عشق، نامشان را در دفتر افتخارات آن امام مبارز و اُسوه، به ثبت و اثبات می رسانند و هم با عقل و خِرد، عاشورا را درک می کنند. طوری که، عشق، در مرکز قلب شان حُبّ حسینی می آفریند؛ و عقل، در مرکز تفکرات شان، درس و خطِّ ربط و حرکت.


من این گونه برداشت دارم که عزاداران حسینی، هر یک در درون خود می جوشند و این گونه می اندیشند که آنان با همه ی اخلاص و ایثار در عاشورا در برابر زور یزیدی، "حماسه" آفریدند؛ آیا این، زیاد است که من هم، برای حماسه آفرینان آن روز بزرگ عاشورا، "حماسه" بسُرایم؟  و برای پاسداشت آن یوم الله، پای برکتِ منبر و غمِ نوحه و شورِ دسته می روم؟


اینجاست که حماسه سازان با حماسه سُرایان به یگانگی می رسند و پیام عاشورا به عاشوراییان از همین نقطه خروش و جنبش می گیرد، که من در ادامه ی این سلسله متن، به لطف حضرت حقّ، بدان ورود می کنم. تابعد...
ابراهیم طالبی دارابی (دامنه)

 


ماه محرّم، ماه پیام (۶)
به نام خدا. سلام. یکی از اصلی ترین پیام های عاشورا این است که مردم را دیندارتر و دین شناس تر و عاطفه مند تر می سازد. بدین صورت که در پرتو مکتب امام حسین (ع) انسان میان خود و عاشورا پل می زند و دست به اسلام شناسی می زند، یا پای منبرهای عالمان دین، یا زیر انوار عزاداری ها و یا در کنار کتاب های فرهنگ عاشورا. یعنی به آنجا می رسد که درمی یابد اسلام گذرنامه ی آخرت نیست، بلکه مرامنامه ی اجتماع و سیاست و موجِد فرهنگ عرفان و سلحشوری و عزّت و ظلم ستیزی و نیکی های عاشوراست.

 


در کنار همین دین شناسی ست که ایمانش وَرز می خورد و تدیُّن و معرفت می یابد، زیرا انسان ها جستجوگرند و در اثر همین کاوش هاست که می فهمد قلبش با عاشورا می تپد و گرایشش به دین عمیق و عمیق تر و پایدارتر شده است؛ زیرا ایمان از مَنفذها و روزنه های مقدّسی وارد میدان فکر و عمل انسان می گردد و اثر خود را می گذارد.

 


و نیز بر او شهود می شود که شهادت عاشورایی هم حماسه است و هم مرثیه. زیرا در آن روز واقعه ی کربلا، سرور آزادگان جهان و یاران جان بر کفِ امام، هم حماسه ی آزادی و آزادگی و ستم ستیزی آفریدند و هم بر آنان مصائب زیادی رفت؛ یک تراژدیی بسیارغمگین که در درازای خلقت، بر احدی نرفت. تا بعد...
ابراهیم طالبی دارابی (دامنه)

 


ماه محرّم، ماه پیام (۷)
به نام خدا. سلام. در قسمت های قبل گفتیم عاشورا مکتب پیام، هدایت و آزادگی ست. هم واقعه ی آن روز و هم "سرحماسه ساز" آن قیام، هر دو، دانشگاه عبرت هستند و معدن رسالت و آموزش. بنابراین، امروز در این قسمت یک درس و پیام از خودِ  آموزگار عقیده و قیام، حضرت  امام حسین (ع) می آموزیم تا عزاداری های حسینی _که از بالاترین اعمال حسنه است_ با دانش و ارزش و دینداری مان درآمیزد. حضرت سیدالشهداء (ع) می فرماید:


«الناس عبید الدنیا و الدین لعق علی السنتهم یحوطونه مادرت معایشهم فاذا محصوا بالبلاء قل الدیانون»


مردم بندگان دنیایند و دین، تنها بر زبانشان جاری است، هنگامی که زندگیشان سرشار است، دین گرایند ولی هنگامی که در تنگنای بحرانها قرار گرفتند دین داران واقعی اندک می گردند. (بحارالانوار، ج 44، ص 383)

 


این سخن امام حسین (ع) آسیب شناسی دقیق یک معصوم مبارز و شجاع، از نوع دینداری انسان هاست. آفتی که اگر در میان مسلمین بیفتد، آتشی مُشتعل و مُخرّب در خرمن کیان دین و دیانت بپا می نماید. شگفتی این است خود آن حضرت پیشگام اسلام عملی بود و پیشتاز مبارزه و پیشوای شجاع که دین و دَین خود را در میدان عمل، عمل کرد. به همین دلیل، سخنِ هشداربخش ایشان در جان نفوذ می کند و در اعماق روح رسوخ. تا حدی که، گاندی نیز امام حسین (ع) را سرمشق خود و هند خوانده بود. مَهاتما گاندی _رهبر استقلال هند_ گفته بود:

 


"من زندگی امام حسین (ع)، آن شهید بزرگ اسلام را به دقّت خواندم و توجّه کافی به صفحات کربلا نموده ام و بر من روشن است که اگر هندوستان بخواهد یک کشور پیروز گردد، بایستی از سرمشق امـــام حسین (ع) پیروی کند."
تا بعد...
ابراهیم طالبی دارابی (دامنه)

 


ماه محرّم، ماه پیام (۸)
به نام خدا. سلام. عده ای انگشت شمار ممکن است در عزاداری عاشورا تشکیک کنند که چه نیازی ست به عزا و اشک و ماتم!؟ به این تیپ افراد خالی العقیده و اغلب غلفت زده و دچار توهّمات باید بگویم:

 


۱_ عزاداری عاشورا در طول و دراز روزگار، هیچ گاه دستوری و اجباری نبوده است. مردم خود، خودجوش به این مراسم آیینی و مسلکی روی آورده و می آورند.


۲_ آن دسته از کسانی که به عزاداری ها گیر می دهند و می خواهند در عقیده و باور جوان ها رخنه کنند و با مسخره کردن منبر و زنجیر و نوحه و طبل و سنج و اشک، دلِ تُهی خود را، خالی تر! کنند، حتما" خواهند دانست که عشق حسینی در دل جوانان عاشورایی محکم تر از آن است که با این گونه یاوه گویی ها زدوده شود. جوشش های دسته و عزا و منبر محرم عظیم ترین آیین بشری در گیتی ست.


۳_ در همین ایران که پیرو اهل بیت _علیهم السّلام_، است و دلداده ی آن، چگونه معلوم گشت که آن رضاخان بدکار و ستمگر هم عاشورا را ممنوع کرده بود و هم عزاداری و دسته روی ها را قدغن. ولی چه شد!؟ مردم اشک و عشق و منبر و روضه ی شان را آن سال های ستم، به منازل همدیگر و بیت مشاهیر و علمای اَعلام و خیّران بردند تا وفای به عهد کنند و همانند سالار شهیدان (ع) ستم ناپذیر باشند و در آن عصر سخت و پُرنکبت رضاخانی هم ، با عشق و آگاهی نگذاشتند یک دیکتاتور بی سواد بر فرهنگ عاشورا صدمه و آسیبی بزند و راه شان را برای عشق ورزیدن در پای منبر و روضه و نوحه و سینه زنی سدّ نماید.


آری؛ قلب مردم با آه و فریاد و معرفت و مودّت آمیخته است. من با الهام از علامه محمدرضا حکیمی می گویم مردم ایران "خدازی" (=مُتألّه)  هستند نه خودزی و تحت تأثیر رخنه های دین ستیزانه ی این و آن.  تا بعد...
ابراهیم طالبی دارابی (دامنه)

 


ماه محرّم، ماه پیام (۹)
به نام خدا. سلام. نسبت میانِ عزادار و عزاداری مثلِ نسبت میانِ زنبور عسل با شَهد گُل است. این رابطه، هم از سرِ نیاز است و هم از سرِ عشق و شور و شوق. هیچ مانعی، آری؛ هیچ مانعی، قادر نیست زنبور را از پرواز به سوی شَهد گل ها و شکوفه ها بازدارد. گرایش عزادار حسینی به سمت احیای عزا و منبر و نوحه و دسته روی محرّم و عاشورا عین حرکت زنبور است به سمت شهد؛ آن، به سمت شهد گُل، این، به سوی شَهدِ شهادت.


اگر کسی به ضرورت عزاداری حسینی و ارج و اجر آن خدای ناکرده، تردیدی کرده، باید به خودش شک کند نه به فلسفه ی سوگواری ها. من در این قسمت، یک نمونه می آورم از یکی اَعلام و مشاهیر شیعه یعنی مرحوم علامه طباطبایی _صاحب المیزان و دهها کتاب ارزنده ی دیگر_ تا عُمق مرثیه سرایی و روضه خوانی و منبر و سینه زنی های ایام محرم عیان تر شود. ایشان (ص ۴۹ آرای اخلاقی علامه طباطبایی، تدوین رضا رمضانی) می فرماید:


"ای کاش بنده یک مرثیه خوان حضرت سیدالشهداء (ع) بودم. همه ی سال هایی که سرگرم درس و بحث بوده ام، با یک مرثیه خوانی امام حسین (ع) برابری نمی کند."
 تا بعد...
ابراهیم طالبی دارابی (دامنه)

 


ماه محرّم، ماه پیام (۱۰)
به نام خدا. سلام. عزاداری محرم از یک سو برای زنده نگه داری "یاد" امام حسین (ع) است و از سوی دیگر برای پیمودن "راه" امام حسین (ع).


اولی _یعنی آیین سوگواری و منبر روشنگری و روضه خوانی_ از آن رو مهم است، که هرگز نمی گذارد، راه حسین (ع) در انبوه رویدادهای جهانی از یادها و ذهن ها و دل ها برود. وقتی چیزی از یاد رفت، راه هم خود به خود گُم می گردد و این بدترین خُسران و خسارت است.


و دومی یعنی _پیمودن راه حسین (ع)_ از این جهت اهمیت دارد که اسلام را در مدار اصلی اش نگه می دارد. و نمی گذارد مکتب اسلام دستاویز قدرت پرستان شود.


اسلام _که همان صراط مستقیم است_ از طریق غدیر ادامه یافت و با عاشورا کامل، زنده و برقرار شد و پرچمش برای همیشه به اهتزاز درآمد. پرچم حسینی، بیرَق اسلام ناب محمدی (ص) است.


پیمودن راه حسین (ع) یعنی رفتن در همان راهی که پیامبر اکرم (ص) آن را از جانب خداوند متعال بر بشریت به ارمغان آورد و توسط امام علی (ع) اجرا شد و با قیام امام حسین (ع) در برابر خاندان نژادپرست و جنگ طلب امیه، احیا گردید و شجاعانه ایستاد و نگذاشت دین عدالت، رحمت، برابری، برادری، آزادی، آزادگی، مردم محوری، رفع تبعیض، فسادستیزی، مساوات، قسط، ضداَشرافیت، اخلاق محور، آبروداری، مهربانی، آبادگری، مقاومت گرا، معنوی بخش و در یک کلام دین قرآنی، اخلاق محمدی و سیره ی علوی از میان مسلمین رخت بربندد و طلایه دار و پیشوایانش ستمگران فسادگری چون معاویه و یزید و فاسدان سکّه پرست و خدعه گران دینار دوست و دنیازده ی حکومت جاهلی اموی گردند.


امام حسین (ع) با عاشورا این راه را به انسانیت و شیعیانش نشان داد. پس، "راهِ حسین" با "یادِ حسین" توأم است. یاد، برای راه، و راه برای یاد. هر کدام، برای هم آدرس و نشانی برای گُم نشدن است. به گونه ای که شیخ صدوق (در امالی جلسه ۱۷ ص ۴) از امام رضا (ع) نقل کرده است:


"هر کس  در نشستی بنشیند که در آن سخن مان برپاست، قلبش نخواهد مُرد در آن روز که همه ی قلب ها می میرد. و هر کس سوگ مان را یاد آورَد و بگرید و بگریاند، چشمانش نخواهند گریست در آن روزی که همه ی چشمان گریان اند."


به نظرم فراز اول حدیث رضوی یعنی راه، و فراز دومش یعنی یاد. پس، هم سوگواری و هم پیروی. هم منبر و هم دسته. منبر راه را می نُمایاند و دسته و نوحه و روضه یاد را. آری؛ پیش به سوی رهایی و رستگاری. تا بعد...
ابراهیم طالبی دارابی (دامنه)


ماه محرّم، ماه پیام (۱۱)
به نام خدا. سلام. در این قسمت چند ویژگی  امام حسین (ع) را برمی شمارم:


۱_ امام حسین (ع) مصداق بارز آیه ی ۲۳ سوره مبارکه ی شوری است که خدا به رسول الله (ص) می فرماید: بگو: من بر ابلاغ رسالتم که شما را به چنین جایگاهی می رساند، هیچ مزدی جز دوستی با خویشانم از شما نمی خواهم. "قُلْ لَا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبَى".


۲_ امام حسین (ع) یکی از پنج عضو آل عبا است.


۳_ حضرت سیدالشهداء (ع) محبوب پیامبر خدا (ص) بوده است. بطوری که حسن و حسین را فرزندان خود نامید.


۴_ سرور آزادگان جهان، سید جوانان اهل بهشت است.


۵_ از اهل بیت (ع) است که به فرموده ی رسول خدا (ص) عترت و قرآن دو گوهر گرانبهاء (=ثقلین) اند که باید بدان چنگ زد تا منحرف نشد.


۶_ دین اسلام با رسالت حضرت محمد (ص) ایجاد شد اما با نهضت عاشورای امام حسین (ع) باقی ماند. تا جایی که شخص رسول رحمت (ص) فرمودند: "حسینٌ مِنّی و أنا مِن حسین: حسین از من است و من از حسینم.


۷_ سالار شهیدان دارای عمیق ترین عرفان (= شناخت و عشق به خدا) بوده اند. دعای عرفه که عمیق ترین دعاهاست از قلب آن امام عظیم الشّأن برآمده است.


۸_ سخنان فراوانی از خود برجای گذاشته اند که باید برای شناخت عمیق تر به کتاب شریف "فرهنگ سخنان امام حسین" مراجعه کرد تا به عمق این اقیانوس باعظمت اسلام کمی پی بُرد.


۹_ امام حسین (ع) به دلیل قیام عاشورا و برافکندن بنیاد ظلم و فساد و زور، یک چهره ی محبوب و درخشنده ی جهانی ست بطوری که دانشمندان، رهبران و فیلسوفان بزرگی به اندیشه، خرد و اقدام شجاعانه ی ایشان احترام فراوان قائل اند و وی را الگوی مبارزه و استقلال می دانند.


۱۰_ هیچ پیامبر و امامی "اربعین" ندارد، اما امام حسین اربعین دارد. شهادت و شهامت آن حضرت با نهایت قداست توأم گشت و اربعین برای پاسداشت زیارت قبرش تا امروز امتداد یافت.


۱۱_ نسل امامت از ایشان امتداد یافت و به امام زمان (عج) ختم شد که حضرت ولی عصر (عج) به حکمت الهی به پرده ی غیب رفت تا زمانِ ظهورش به امر خدا فرارسَد. ظهوری که مکتب انتظار و امید و ساختن و خودسازی را در شیعه زنده نمود. تا بعد...
ابراهیم طالبی دارابی (دامنه)

 

ماه محرّم، ماه پیام (۱۲)
به نام خدا. سلام. «تعرف الاشیاء باضدادها» یعنی اشیاء از راه نقطه ی مقابلشان شناخته می شوند. بنابراین عبارت، در این قسمت، عاشورا را از نقطه ی مقابل بررسی کرده و خصوصیات فکری و رفتاری آن سوی عاشورا را برمی شمارم. یعنی کسانی که به مَصاف با امام حسین (ع) در پشت سرِ حاکم فاسد _یزیدبن معاویه_ صف بسته بودند که مجموعا" این گونه بودند:


۱_ معامله گر بودند. ۲_ پیمان شکنی کردند. ۳_دین، لققه ی زبان شان بود. ۴_ حق را _با آن که بدان علم و یقین داشتند_ انکار کردند. ۵_ قساوت و سَبُعیت را از خود بروز دادند. ۶_ به لحاظ رسم عُرفی نیز احترام میهمان و دعوت شده به کوفه را پاس نداشتند و خارج از زادگاهش به شهادت رساندند. ۷_ ترس را بر ایمان و فداکاری ترجیح دادند. ۸_ آخرین خیرخواهی های امام حسین (ع) در ترک جنگ را نادیده انگاشتند و آن را پایمال کردند. ۹_ فریب دنیا را خوردند و عرفان و عشق حسینی را به پول و پُست فروختند. ۱۰_ حسّ انتقام جویی را نمودار ساختند. ۱۱_ نانجیبانه و ناجوانمردانه به نبرد پرداختند؛ مانند بستن آب به روی امام و یاران و خِیام. ۱۲_ فرماندهان شان به وعده حکومت بر ری و جاهای دیگر شمشیر کشیدند. ۱۳_ پلیدی نشان دادند و خیمه ها را آتش زدند و رُعب و وحشت و درّندگی بر زنان و کودکان و همراهان امام حسین (ع) نشان دادند. که از رسم اعراب جاهلی هم بدور بود. ۱۴_ عَبید و بنده ی دنیا و قدرت و سکّه و دینار شدند و حتی اموال و اشیاء خاندان اهل بیت (ع) را در عصر عاشورا تاراج و غارت کرده و به یَغما بُردند. ۱۵_ با شهادت رساندن هفتادودوتن، قانع نشدند و بر پیکرشان اسب تاختند و بی احترامی ها کردند. ۱۶_ در اوج کینه و زشتی تامّ و وحشی گری، سر مبارک حضرت سیدالشهداء (ع) را جهت گرفتن جایزه و سکّه و دِرهم و مقام، از بدن جدا کردند. ۱۷_ برخی رهبران دینی و قبیلگی هم که خوشنام بودند، سکوت کردند و به کمک نشتافتند که بعدها به توابّین ملحق شدند و گناه خود را به زعم خود شستند. ۱۸_ علاوه بر شهادت رساندن، تمام باقی ماندگان امام را به اسارت بردند. اقدامی پلیدتر از جنگیدن و شمشیر بر تن نواختن. اسارتی که شمشیر بر روح و روان خاندان اهل بیت عصمت و طهارت (ع) بود؛ جانگدازتر از صحنه ی قتل عامِ عاشورا. ۱۹_ حتی قاضی زرخریدی چون شُریح قاضی فتوای مُباح بودن ریختن خون حسین زهرا (ع) را داد که این ننگ بر تارک تاریخ مقدّس مآبان خودفروخته و دین باخته، ثبت و حکّ گردید. ۲۰_  و بدتر از همه این که آنان، امام حسین (ع) را خارج از دین! معرفی کردند و با این فریب و خُدعه ی دینی _همچون آن نیرنگ قرآن به نیزه کردن لشکریان عَمروعاصی معاویه، شمشیرهای شان را به خون پاک و مطهر فرزند رسول الله و قمر بنی هاشم و خالص ترین یاران جان بر کف آن حضرت، آغشته کردند و بزرگترین تراژدی گیتی را به نام زشت و ننگینِ خویش ثبت ساختند.


اما نیک می دانیم که قساوت و خیانت و جنایت نتیجه نداد و پیام آور عاشورا حضرت زینب کبری (سلام الله علیها) وارد صحنه شد و بنیان ستم و ستمگر را به شجاعانه ترین سخنان، رسوا کرد.


آری؛ «إنَّ الاسلامَ بَدَؤُهُ محمدیٌّ و بَقاؤُهُ حسینیٌّ» بدرستی که اسلام محمدی آغاز شد و بقایش حسینی است،  تا آنجا که ارزش محبت به امام حسین علیه السلام در اهل سنت نیز گسترش یافته است؛ به طوری حاکم نیشابوری محدث معروف و معتبر اهل سنت (متوفای 405ق) در کتاب المستدرک علی الصحیحین، ج ۳، ص۱۹۴، از زبان رسول خدا (ص) آورده است: خدا دوست دارد کسی که حسین را دوست بدارد»
تابعد...
ابراهیم طالبی دارابی (دامنه)

 


ماه محرّم، ماه پیام (۱۳)
به نام خدا. سلام. در این قسمت اندیشه ی عاشورایی علامه محمدرضا حکیمی را، با برداشت آزادم از کتاب راه خورشیدی ارائه می کنم:


"ذات عاشورا نماز است و عدالت. نماز واژه ی شب عاشوراست و عدالت واژه ی روز عاشورا... هم باید به مصائب عاشورا عنایت کرد و هم به مسائل عاشورا... اسلام درگیر و قائم، نه اسلام تسلیم و ساکت... اگر دین به مسأله ی سیاست و رهبری نیندیشد نه تنها ضامن اجرا ندارد، بلکه مانع اجرا نیز دارد... عاشورا مرکّب از سه بعد است: پیام، حماسه و سوگ... عاشورا هم حماسه است (باکمترین عِدّه و عُدّه در برابر ظلم ایستاد) و هم تراژدی (در خون تپیدن همه تا طفل شیرخوار)... و عاشورا حرکتی برای نفی ظلم و اجرای عدالت است...


از نظر حکیمی، یک حسین مظلوم در عاشورا وجود دارد و یک عاشورای مظلوم در تاریخ. حکیمی بر اسلام "سر به زیر" و "تسلیم و ساکت" و "قلب های بی حماسه" و "فقه خواندگان بی خبر" و "رساله نویسان بی رسالت" و "گفته های بی حماسه و موضِع برباددِه" و "منابر رِخوت آور" و روحانیان خودباخته، خُرده می گیرد و عاشورا را ناجی اسلام می داند که با مرثیه و حماسه با هم باید پیش برود. به قول امام خمینی _رهبر کبیر انقلاب اسلامی_ "عزاداری اباعبدالله علیه‌السلام از اَفضل قُربات است و آدم‌ساز."


و به فرموده ی مرحوم کاشف الغطا: "اگر شهادت حسین (ع) نبود، شریعت، اُموی و کیش، یزیدی می گشت. و این سخن بایسته است که اسلام، علوی است و تشیُّع، حسینی است. آن کس که پیوندی ویژه با علی (ع) ندارد، چیزی از اسلام ندارد. و آن کس که پیوندی با حسین (ع) ندارد چیزی از تشیُّع ندارد."


به نظر من، حسینی بودن و حسینی ماندن، قلب می خواهد و غیوری؛ قلب سلیم و غیرت عظیم.
 تابعد...
ابراهیم طالبی دارابی (دامنه)

 

 

ماه محرّم، ماه پیام (۱۴)

به نام خدا. سلام. یازده زیبایی عاشورا. من از دیدگاه خودم به بخشی از تابلوی عظیم کربلا  اشاره می کنم که زیبایی ها در آن موج می زند:

 

۱_ دعوت کردن لشکریان یزید به حق، توسط امام حسین (ع) حتی در آخرین لحظه های آغاز به جنگ

۲_ آزادگذاری افراد توسط امام حسین در انتخاب ترک کربلا یا مقاومت ورزیدن در برابر دشمن و شهادت و ایثار جان

۳_ راز و نیاز و نماز عارفانه در کارزار کربلا حتی نماز شورانگیز ظهر عاشورا

۴_ رابطه ی عاطفی امام با یاران بااخلاص و ایثارگر

۵_ پرهیز از هرگونه تبعیض و امتیازگری به طوری که هم فرزند امام حسین در نبرد حاضر است، هم یاران داوطلب

۶_ بازداشتن دشمن از ایجاد جنگ طی گفت و گوی امام حسین با ابن سعد

۷_ عشق به وصال الهی و اوج معنویت و عرفان و فداکاری و شهادت طلبی

۸_ نبرد خالصانه و آگاهانه برای مبارزه با بدعت گری های اموی و بازگشت جاهلیت، و جهاد برای نفی ظلم 

۹_ فریاد رسای امام که بانگ جهانی شد: اگر دین ندارید، لااقل آزاده باشید

۱۰_ آفریدن الگوی زندگی کردن باعزّت و ذلّت ناپذیری و عدم سازش با حاکم فاسد و ستمگر

۱۱_ اصلاح دین جدّ خود که اگر امام حسین (ع) قیام نمی کردند و واقعه عاشورا رخ نمی داد، دین اسلام به رنگ و بوی امویان در آمده بود.

 

بنابراین معتقدم دین درست است که از غار حرا آغاز شد ولی در عاشورا، زنده شد و ادامه ی حیات یافت. و عزاداری ها و عاطفه ی عظیم مردم به واقعه ی محرم و عشق حسینی جوانان و عقل و درایت و عرفان در میان دلدادگان عاشورا و منابر روحانیان وارسته و پارسا، اسلام را تا به امروز محفوظ نگه داشت. پیش به سوی آینده با آیین انتظار، برای ظهور ولی عصر و حضرت مهدی موعود (عج) ... تابعد...

ابراهیم طالبی دارابی (دامنه)

 


ماه محرّم، ماه پیام ۱۵
به نام خدا. سلام. من به وُسع خودم دستِ کم هفت درس از عاشورا می گیرم:


۱_ مکتب بالاتر از فرد است؛ بنابراین امام حسین (ع) با علم و آگاهی و رشادت، خود را فدای مکتب خدا کرد. تا خود، شهید شود ولی اسلام استمرار بیابد.


۲_ هر نهضت و انقلاب، جلودار و پیشوای بزرگ و پاک می طلبد و حضرت سیدالشهداء (ع) پیشوایی سرمشق و رهبری جاویدان شده است.


۳_ کربلا و عاشورا با همه ی آن قساوت ها را از نگاه حضرت زینب کبرا (س) جمیل و زیبا می بینم: "ما رأیتُ الاّ جمیلاً...؛ هیچ چیز جز زیبایی ندیدم." که من یازده زیبایی عاشورا را در قسمت گذشته، برشمردم.


۴_ عاشورا عین توحید ترکیبی از نفی و اثبات است؛ یعنی همان طور که "لا اله الّا الله" اول، نفی است و سپس اثبات، عاشورا نیز اول "نه" و نفی است، آنگاه "آری" و اثبات. نفیِ هرگونه ستم و دُژَم و اثبات تمام عدالت و وَحدانیت و عزّت.


۵_ چهره های واقعه عاشورا مانند سوره مبارکه واقعه، به انسان درس و خطّ می دهند. درس پرهیز از زندگی ننگین؛ و خطِّ پیروی از راه رسالت و امامت و عدالت و مبارزه ی دائمی با عِناد و عداوت.


۶_ انسان ها سرمشق ها را دوست می دارند، چه سرمشقان عالی مقام و مقدّسی مانند امام حسین (ع) و تک تک یاران حسین؛ و چه سرمشقان بزرگ دیگر و در مراتب پایین تر، که زندگی ننگین را، ننگ می دانستند و در راهی که خدا نشان داد، با طاغوت های زمان درگیر شدند و با اهریمنان به قیام و مقابله برخاستند، مانند شهید ابراهیم همت و شهید خسرو گلسرخی و شهید آیت الله سید حسن مدرّس. و چه چهره ی اسطوره ای و پهلوانی ایران، آرش کمانگیر که شجاعانه و دلاورانه تیر انداخت و حد و مرز ایران را به قوت بازو و کمانش، نشان داد.


۷_ از عاشورا آموختم، هدف، عشق به معبود است و اطاعت محض از خدا. و نماز، سرسلسله جُنبانِ جنبش الهی مردمی انسان هاست؛ و نماز ظهر عاشورای حسین بن علی (ع) و یاران آسمانی اش در زیر رگبار تیرهای زهرآگین و خشمگین دشمن، علامت این عرفان و ارتباط با خدای خالق است که ماندگارترین نماز بشریت در پیشگاه حضرت باری تعالی شد. تابعد...
ابراهیم طالبی دارابی (دامنه)

 

ماه محرّم، ماه پیام ۱۶

به نام خدا. سلام. ایّام محرّم از یک سو، ماه بازشناسی چهره های معامله گرِ نفاق پیشه نیز هست؛  مانند چهرۀ مُتلوّن و شخصیت «هزار رنگ» شبَث بن رِبعی تَمیمی ریاحی کوفی که لازم دانستم بنویسم، تا بیشتر انسان!شناسی کرده باشیم:

- یک روز مؤذّن خانم سَجاح بود و علیۀ رسول خدا (ص) می جنگید...

- بعد توبه کرد و مسلمان شد...

- بعد به گروهی که عثمان را به قتل رساندند کمک کرد...

- بعد به گروه یاران امام علی _علیه السّلام_ پیوست...

- بعد به گروه «خوارج» ملحق شد و علیۀ علی _علیه السّلام_ می جنگید...

- بعد از کار خود پشیمان شد و توبه کرد!...

- بعد به کربلا رفت و در به شهادت رساندن امام حسین _علیه السّلام_ شرکت داشت...

- بعد به یاران «مختار ثقفی» پیوست و به خونخواهی حسین  _علیه السّلام_ اقدام نمود...

- بعد رئیس پلیس کوفه شد...

- بعد در کشتن مختار ثقفی شرکت داشت...

- و سرانجام در 80 سالگی مُرد.

خدایا! ما را از شرّ چنین چهره هایی که زر و زور و تزویر را در خود جمع می کنند و حاضر می شوند هر جنایت و خیانتی را مرتکب شوند، در امان بدار. همان کسانی که، همۀ داشته های خود را با سکّه و درهم و دینار معاوضه می کنند و به جای آخرت، آخور می خرند! تابعد...

ابراهیم طالبی دارابی (دامنه)

 


ماه محرّم، ماه پیام ۱۷
به نام خدا. سلام. ده اقدام انقلابی و ظلم ستیزانه ی مرحله به مرحله ی امام حسین (ع) از آغاز یزیدشاهی تا روز عاشورا:


۱_ ردّ بیعت با یزید با "قاطعیتی نشکَن" و ترک مدینه برای زیربار نرفتن حکومت فاسد اموی.


۲_ هجرت حرکت آفرین از مدینه به مکّه. شبیه هجرت تاریخ ساز پیامبر اکرم (ص) از مکه به مدینه.


۳_ دریافت و اجابت به دعوت سران قبایل، علما و مردم کوفه جهت حضور در آن شهر که بیعت بزرگ مردم آن دیار با آن حضرت بود.


۴_ اعزام سفیر (=مسلم بن عقیل) به کوفه برای بررسی اوضاع مردم و حاکمیت و کسب اخبار آن دیار.


۵_ نیمه تمام گذاشتن حج برای انجام یک عمل بزرگتر؛ یعنی حرکت به سمت مردم کوفه، زیرا امام معصوم (ع) از ترکِ اُولی، بَری و پاک است. در این صحنه اولویت به داد مردم کوفه رسیدن بود، نه ادامه ی مناسک حج.


۶_ سخنرانی های روشن کننده در منازل مسیرِ مکه به کوفه برای یاران، که هر کدام بالاترین درس زندگی باعزّت است.


۷_ با ایجاد جنگ روانی ابن زیاد در کوفه، و اعمال سیاست خشونت و سخت گیری علیه ی مردم و اجرای سیاستِ "سدّ راه" بر امام حسین (ع)، آن حضرت کوشید رفتار افراد مقابل خود را مهربانانه اصلاح کند، که "حُرّ" از همین طریق، به عاشوراییان پیوست.


۸_ تلاش فراوان امام حسین (ع) برای آگاهی بخشی و پشیمان کردن لشکریان یزید جهت پرهیز از هر گونه خشونت و خون ریزی و جنگ و برادرکُشی.


۹_ کج کردن مسیر کوفه به سمت کربلا توسط امام حسین (ع) جهت امتناع از جنگ و حل منازعه و حتی گفت و گو با ابن سعد _فرمانده لشکر یزید_ برای برون رفت از بحران نزاع و برادرکُشی، و نصیحت ها و هدایت های بی شمار آنان، که جنگ آفرینی نکنند و بگذارند امام حسین (ع) برگردند.


۱۰_  اما همه ی راه ها را بر امام و یاران سدّ کردند و با خشن ترین روحیه ی جاهلیت و خشونت بی نظیر، با امام حسین (ع) درگیر شدند و امام (ع) باز هم تن به بیعت با یزید ندادند و شجاعانه در برابر آنان مقاومت کردند و به بشریت آموختند تنها رهِ سعادت، زندگی باعزت است و ردّ هر گونه ذلّت و ظلم پذیری ننگین و جهاد و نثار جان برای حفظ اسلام و برقراری ایمان.


آری؛ از آن روز عاشورا با حماسه ی عظیم امام و یاران و تراژدی غمبارش، نماد آزادگان جهان شد و احیاکننده ی اسلام نابِ محمدمان. درود به روان پاک شان. تابعد...
ابراهیم طالبی دارابی (دامنه)

 


ماه محرّم، ماه پیام ۱۸
به نام خدا. سلام. کاری که امام حسین (ع) علیه ی حکومت فاسد و خاندانِ بی خدا و رُسوای بنی امیه کرد، یک "راه" است، یک "راهبُرد" برای بشریت؛ تا بر اساس چنین الگویی، زندگیِ عقیدتی، الهی، معنوی، سیاسی، اجتماعی، عرفانی، خصوصی و اخلاقی خود را سامان ببخشد و توشه برگیرد و رستگاری پیشه سازد، چه شیعیان و چه آزاداندیشان جهان. چشم جهانیان به این راه و راهبرد خیره است و احترام فراوان به آن امام هُمام (=دلیر و بلندهمّت) قائل است.


همین دیروز بود، این خبر منتشر شد که "نارندرا مودی" _نخست‌وزیر هند_ به میان عزاداران حسینی در مسجد مسلمانان هندوستان رفت و سخنان بسیارمهمی بر زبان جاری کرد و گفت:


"امام حسین زندگی خود را در راه عدالت و صلح فدا کرد. او علیه بی‌عدالتی و تکبر قیام کرد. این آموزه‌ها از جانب او امروز بیش از هر زمان دیگری مهم است."


به گفته ی آیت الله العظمی «سید محمد سعید حکیم» از مراجع تقلید نجف اشرف: "امام حسین(ع) همه دارایی خود را در راه دین و حرمت های الهی تقدیم کرد تا الگوی الهی را به نتیجه برساند." تابعد...
ابراهیم طالبی دارابی (دامنه)

 


ماه محرّم، ماه پیام ۱۹
به نام خدا. سلام. ریز ریزِ قیام امام حسین (ع) را باید خواند؛ تمام رخدادهای این حرکت انقلابی، برای انسان آموزنده است. یعنی از آغازش که از ماه رجب شروع شد، تا سرانجامش که در عصر روز دهم محرم الحرام (= یعنی عاشورا) پایان یافت. پایانی که خود سرآغازی دیگر است و انتها و تمامی ندارد. نهضتی که بیش از شش ماه (رجب تا محرم)  به طول انجامید، ولی تا ابد پیام آور است و راه نِشان.


با آن که همه زوایای عاشورا زیبنده ی پیروی ست و همه ی کژی های نیروی خودباخته ی مقابل بایسته ی برائت و دوری ورزیدن، در این قسمت فقط سه سکانس واقعه عاشورا را ترسیم می کنم:


۱_ تپّه و تلّ کنار گودی قتلگاه؛ یعنی صحنه ی دلخراش نگاه های جانسوز حضرت زینب کبرا _سلام الله علیها_ و برادرش امام حسین (ع). خودم، دی ۱۳۹۳ تل زینبیه _این جغرافیای عشق و سوز_ کنار حرم امام حسین (ع) را با چشمانم از نزدیک دیده ام.


۲_ شبی که آقا امام حسین (ع) نورهای داخل خیمه را خاموش کردند و به همه خطاب کردند هر که می خواهد برود تا فردا به شهادت نرسد، آزاد است. که در بدترین وضعیت بحرانی نیز بر کسی چیزی تحمیل نکردند.


۳_ صحنه عرفانی بی مانند تاریخ بشریت یعنی نماز ظهر عاشورا به امامت امام حسین (ع) در زیر باران تیر و حملات و دشنام دشمن.

 

خوانندگان گرامی! واقعا" من دلم نمی آید، سکانس های نهضت حسینی را اِحصاء کنم و یکی را بر دیگری برتر بنمایانم، چون هر زاویه ای را باز می کنم می بینم یکی از دیگری پربارتر و آموزاننده تر است. به امید رفتن در راه حسین (ع) و افتخار سربازی آن رهبر بی مانند همه ی روزگاران.تابعد...

ابراهیم طالبی دارابی (دامنه)

 


ماه محرّم، ماه پیام (۲۰) آخرین قسمت
۳۴ زخم شمشیر، ۳۳ زخم نیزه
به نام خدا. سلام. آخرین قسمت این سلسله متن را با همه ی اعتقاد و عشقم این گونه می نویسم:


از غار حَرا با پیام "بخوان" برخاست. سه سال، دعوتِ مخفیانه نمود. فرمان آمد فراخوانی ات به توحید را، علنی و عمومی کن. کرد. بی پناهان و ستمدیدگان، به آیین اسلام، آذین بستند، ایمان ورزی کردند و از یوغ رَستند. اَشراف و ستمگران اما، به روی پیامبر رحمت (ص)، سدّ و دسیسه بستند. سه سال در شِعب ابوطالب، تبعید و تحریم شدند؛ اما تسلیم سرانِ تیره بختِ مشرکان مکه نشدند. حتی مؤمنان، مجبور به مهاجرت به حبشه شدند.

 


دسیسه چینان به سرکردگی ابوجهل، نقشه ی قتل پیامبر (ص) را ریختند. علی (ع) که معیار حق است، آن شبِ شُوم دژخیمان، تاج و دیهیم آنان را برانداخت؛ در بستر رسول الله (ص) آرمید تا آن مرد اَعلایِ بشریت، جان به دَر برَد. و بُرد. به دستِ غیب حضرت احدیّت، و به مدَد تار عنکبوت در غار ثور، از دِشنه ی جَور، رهید.

 


رسول اسلام (ص) دشمن را به مَخمصه انداخت و از کناره های دریای احمَر به سمت شمال یعنی سوی یثرب شتافت. برای دفع تبعیض در خانه ی هیچ اشراف زاده ای! سُکنیْ نگرفت. شُتر، جای بیت آن بزرگ مرد (ص) را شناساند. مسجدالنبی، بنا شد و یثرب، مدینه شد و میان اوس و خزرِج _که تشنه ی دِشنه ی هم بودند_ اُخوّت برقرار ساخت. حقوق، مدنیت، کار، عدالت، رحمت، امنیت، مقاومت، شفقت و رستگاری آفرید.
زورگویان مکه، که رَشک می بردند و کینه انبار می نمودند، با همدستی منافقان مدینه که نیرنگ باز زر سِتان بودند، دسیسه ها و جنگ ها علیه ی نبی مصطفی (ص) ساز کردند. که غزوه ی"بدر" پیش درآمدِ خصومت دنباله دارشان بود. اما محمد (ص) و پیوستگان به اسلام، ترسو نبودند تا ابوجهل و ابولهب و ابوسفیان، بازهم، مردم را به شکنجه، بیگاری و بردگی بکشانند. با ایمان راسخ ایستادند؛ و آنان را که آغازگر جنگ و نزاع و از میان بردنِ دولت و مکتب اسلام بودند، تار و مار کردند.

 


اسلام، گرچه بزرگان و سلحشورانی چون حمزه سیدالشهداء (س)  را در جنگ اُحد از دست داد، اما به یُمن همین خون های پاک، فراگیر شد و مکّه _این زادگاه مقدس محمد مصطفی (ص) و علی مرتضی (ع) و مهاجران و یاریِ انصار، فتح شد.

 


پیامبر (ص) همگان را عفو کرد. جز سه نفر، همه را بخشید حتی خانه ابوسفیان را اَمن اعلام کرد. و صریحا" شعار "الیوم یوم الملحمه" یعنی: امروز روز در هم کوبیدن است، را، عوض کرد و فرمود بگویید: "الیوم یوم المرحمه" یعنی امروز روز رحمت و گذشت است.

 


اما ۵۱ سال بعد، در عاشورا، تیره و تبار دغَل باز خاندان ابوسفیان _که به ظاهر اسلام آورده بود و دشمن کینه توز باقی مانده بود_ تمام هَمّ و غَمّ شان را در چنگ انداختن قدرت و خِفّت ملّت، جست و جو می کردند و نیز بازگشت دادنِ اُمت به عصر جاهلیت و عربیّت، دست به اقدامی شوم و قساوت بار و خون ریزانه زدند که تاریخ بشریت تا به اکنون، چنین خویِ درّندگی به خود ندیده است.

 


آنان به بدترین شیوه ی جنگی و با بی رحمانه ترین نبرد نابرابر و ناجوانمردانه ترین حیله، با شعار "دین" و "شریعت" و با نیرنگ فریب و افزارآلات جنگی و ایجاد رعب و وحشت و تهدید جان و ناموس مردم و تجمیع زر و زور و تزویر، با امام حسین (ع) و یاران ایثارگرش جنگیدند. تاختند. غارت کردند. همه چیز را به یغما و اهل بیت رسول الله (ص) را به اسارت بردند و به خیال خام شان آفتاب اسلام را خاموش ساختند.

 

 

اما، دیری نپایید، که با خفت و خواری و ننگ، رسوا شدند و اَنوار عاشورا، و نام جاودان حضرت "ثارالله" سلام الله، بر تمامی تاریکی ها غلبه نمود و همچنان خون شهیدان کربلا و نام درخشان شان از جمله رشادت های حضرت ابوالفضل العباس (س)، و پیام آوری های حضرت زینب کبری _سلام الله علیها_ جان و جهان شیعیان و آزادگان جهان را پرتوافکنی می کند. پاینده است راه سالار شهیدان، که ۳۴ زخم شمشیر خورد و ۳۳ زخم نیزه، اما دست از مقاومت در برابر رژیم سلطنت خبیثه ی امویان برنداشت. و در اوج عزت و عشق، شهید و اُسوه ی حسَنه شد.
پایان
ابراهیم طالبی دارابی (دامنه)

این سلسله متن محرم را برای گروه های تلگرامی روستای دارابکلا و منطقه می نویسم