پارسایان علیۀ دنیاپرستان

 

پست 6653. به قلم دامنه: به نام خدا. صوفی گری _پشمینه پوشان_ در حقیقت، یک جنبش اعتراضی علیۀ علما و روحانیون و دانش آموختگان مسلمانی بود که از نظر صوفیان، بیش از آن که به مکتب اسلام علاقمند باشند به قدرت سیاسی می اندیشیدند؛ و یا به حاکمیت و حکومت چسبیده بودند.

 

 

 

بر خلاف علما، صوفی ها خداوند را بر مبنای قادر متعال ادارک نمی کنند بلکه او را بر حسب عشق درک می نمایند.  صوفیه اساساً نهضت بود؛ نهضتی عرفانی که محدودیت های مذهب رسمی را برای اتحاد با خدا با حقیقت های غائی، نفی می کرد. غربی ها عمدتاً در معرفی صوفی ها، اشتباه می کردند، آنها خیال می کردند اینان همان دراویشان چرخان هستند که با چرخیدن _سماع_ به حالت خَلسه دست می یابند.

 

 

از جمله کسانی که تحت تأثیر صوفیه بودند، می توان به حافظ و مولوی اشاره نمود. مولوی می گفت:

 

چو چرخم من چو ماهم من چو شمعم من ز تاب تو

همه عقلم همه عشقم همه جانم به جان تو

(گنجور: غزل 2166 دیوان شمس)

 

 

صوفیه بعدها به «حیدر» رسید، حاکم فرقهٔ صفوییه. حیدر توانسته بود به عنوان یک آدم هوشیار؛ پرچم تسننن را از ایران پایین بکشد و پرچم تشیع را بر فراز سلسلۀ صفویه به اهتزاز درآورَد که می دانیم این خاندان با ایران و اسلام و مکتب شیعه چه کرد. بلکه چه ها کرد!

 

 

بعد از کشته شدن او و «علی» _پسرش_ رهبری فرقۀ صفویه به «اسماعیل» 7 ساله! واگذار شد که فرقه را به سلسلهٔ شاهی رساند. (منبع)

 

 

 

اسماعیل 12 ساله، که در رشت مخفی شده بود (= به قول امروزی ها در آب نمک خوابانده شده بود) بعدها در اوت 1499 به عنوان شاه سلسلۀ صفوییه پادشاهی مذهبی دنیوی اش را اعلام کرد. شاهی که پیروانش وی را «خدای زنده» می دانستند، یعنی «تجسید خدا». اسماعیل را «شاهِ نظرکرده» می دانستند.

 

 

خودِ شاه اسماعیل که خود را «راز خداوند» می خواند، نیز، بعدها چنان حسّ قدرت و استیلا به او دسته داده بود که دعوی الوهیت! کرد. کاری اغفال گر، که جدّش _حیدر_ هم می کرد: خواب نمای حضرت علی (ع) شدن! که آن حضرت در خواب به او گفت به امر حکومت فراخوانده شده ای. و به همین خاطر سرِ قبایل تُرک، دستار سرخی با 12 ترَگ نهاده بود که هر ترَگ نشانگر یکی از امامان شیعه بود! که دشمنان او ، آن ها را به تحقیر «قزلباش» می خواندند یعنی سُرخ سَر. شعار آنها این بود:

 

ما چاکران حسینیم و این دوران ماست

در اخلاص ما بندگان امامیم

نام ما «فدایی» و لقب ما «شهید» است