سفرنامۀشیخ مالک


به قلم حجت الاسلام مالک رجبی دارابی: سفرنامۀ تبلیغی. قسمت یازدهم. بہ نام خدای سمیع وبصیر/خطاپوش بخشنده بی نظیر/بہ نام خدای علیم وحکیم/رحیم و بسیط وشریف ونعیم/بہ نام خداوند وجد وسرور/پدید آورعشق و احساس وشور

 
با سلام و ارادت خدمت برادر گرامی آقای طالبی. امروز در باشگاه ورزشگاه گلوگاه هستم عصر 31 تیر ۹۷. در خدمت جوانان و نوجوانان این شهرم. و از امام رضا و فضیلت زیارت  امام رضا (ع) دارم برایشان صحبت می کنم. اما ادامۀ سفرنامه تبلیغی ام. این بار از مشهد به بجنورد به سمت راز جرگلان سرخ سو...

 

شیخ مالک در جمع جوانان ورزشکار شهر گلوگاه. 31 تیر 1397

 


در اول کلام یاد آور شوم. از نوشته برادر گرامی حاج آقا شفیعی که توسط مدیر سایت دامنه در (اینجا) بارگذاری شده، کمال استفاده را بردیم و از ایشان تشکر می کنم. سلام و عرض ارادت دارم خدمت برادر ارجمند حاج سید تقی شفیعی. که در نوشته ی خوبشان از مقام معظم رهبری تعریف و تمجید داشتند. و بحث شان مورد تائید این جانب می باشد. موفق باشند.

بقیه در ادامه

دوباره برای ماه مُحرَّم از مشهد مقدس به بجنورد اما به سمت راز جرگلان روستای سرخُ سو انقلاب، سرخ سو هاشم، و سرخ سو عُلیا. محل استقرار من سرخ سو انقلاب بود.

 

 

اول درباره ی راز جرگلان و سرخ سو انقلاب بگویم بعد وارد اتفاقات و خاطرات شوم. راز، منطقه ی شیعیان است و جرگلان منطقه ی اهل تسنن می باشد این دو منطقه بسیار وسیع است. در عین حال که منطقه مسطّح و هموار دارد، اما کوههای سر به فلک کشیده بسیار زیادی به چشم می خورد.

 

 

در این میان (این صحرای بیکران و کوههای عجیب و غریب و جاده های بسیار صعب العبور) روستاهای خیلی زیادی دیده می شد. من تعجب می کردم مردمان آن مناطق چی جوری زندگی می کردند.

 

 

واقعا جاده های مَخوفی داشت و زندگی کردن در آن مناطق بنا بر اقرار خودشان بسیار سخت می گذشت و بخاطر نامناسب و نامساعد بودن جاده، خیلی از مردم در هنگام مریضی یا خانمی که درد مُخاض (زایمان) داشته و... تا به بیمارستان برسند می مُردند.

 

 

 

 

اما سرخ سو انقلاب، یعنی (آب سرد به زبان ترکی) آن منطقه می باشد انقلاب به این کلمه وصل شده علتش.. اینست که مردم آن محل در سال ۵۶ و ۵۷ برای انقلاب ایران زحمت کشیدند تا اینکه انقلاب به ثمر برسد. مردم آن محل به این نظام و انقلاب و رهبری علاقه مند بودند و این علاقه را در عمل نشان می دادند و چندین شهید در آن محل برای انقلاب دادند. عددشان را نمی دانم.

 

 

 

شب اول مُحرم در اداره جهاد کشاورزی راز قرار گرفتیم. و برای استماع سخنرانی امام جمعه ی راز به همراهش رفتیم مسجد راز. یکی از مُبلِّغین همراه ما و اعزامی از مشهد به در خواست امام جمعه منبر رفتند، به ایراد سخن پرداختند. دو جمله از سخنرانی ایشان یادمه در مورد دنیا بود. گفت الدنیا رأس کل خطیئه ..... و وصل کرد به مردم دنیاپرست کوفه که در مقابل امام حسین قد علم کردند و... و بیعت با سفیر امام حسین  _حضرت مسلم بن عقیل_ را  شکستند،... تا اینکه سرشان را از بدن جدا نمودند... لعن الله ظالمیهم.

 

 

ادامه ی سفرنامه اتفاقات و پیامها می باشد که در قسمت دوازدهم سفرنامه خدمت مطالعه کنندگان این سفرنامه تقدیم می کنم.

 

 

خلاصۀ سفرنامۀ تبلیغی اینجانب


۲۱ سال قبل ماه رمضان در سپاه قرار گاه حضرت حمزه ارومیه ۱۳۷۶ اواخر دی ماه برابر با ۱۴۱۸ ه ق.

 


۲۰ سال قبل مُحرَّم زابل ۱۳۷۷ اواخر اردیبهشت برابر با ۱۴۱۹ ه ق.

 


۲۰ سال قبل مجالس سخنرانی و روضه خوانی از ۱۳ محرم تا اتمام ماه صفر در مشهد مقدس ۱۳۷۷ برابر با ۱۴۱۹ ه ق.

 


۲۰ سال قبل ماه رمضان در بجنورد گریوان نَیِستانه دی ماه ۱۳۷۷ برابر با ۱۴۱۹ ه ق.

 


اما سفر نامه ی قسمت یازدهم، ۱۹ سال قبل در اردیبهشت ۱۳۷۸ برابر با ۱۴۲۰ ه ق.

 

ملکا ذکر تو گویم که تو پاکی و خدایی 
نروم جز به همان ره که توام راه نمایی 
 
همه درگاه تو جویم همه از فضل تو پویم  
همه توحید تو گویم که به توحید سزایی

سنایی


مالک رجبی دارابی. ۱ مرداد ۱۳۹۷. دارابکلا

 

پاسخ دامنه

 

به نام خدا. سلام جناب شیخ مالک. از خاطرات هدفمند شما خوشم می آید. چرا؟ برای این که:

 

هم پیام دارد. هم نقل رویدادهای مردمی ست. هم شرح جغرافیاست. هم شیوۀ تبلیغ و شرایط دشوار آن را بررسی می کند. هم دین در میان مردم را به ما می رساند. هم مطابیه های حکمتی در آن است و هم به نوعی سرگذشت شماست. سپاس.