دامنۀ نویسندگان

 

به قلم مهندس محمد عبدی سنه کوهی: سلام بر شما دوست عزیزتر از جانم و سلام بر دامنه خوانان همیشگی زیارات و عباداتت قبول حق باشد کبلاقا جان و شهد زیارت گوارای وجودت.

 

 

از اینکه با عکسهای متنوع و البته انتخابهایی بجا و مناسب دلهای ما را هوایی کرده ای و سلام و درودی خاصه بر آستان مقدس رضوی ایثار نمودیم بی نهایت سپاس.

 

 

صله رحم از توصیه های موکّد دین مبین اسلام و است و همه متفقیم که موجب انبساط خاطر و رفع همه گونه کدورتها و غیبتها می گردد و این مهم را جنابعالی همیشه جدی می گفتی و اکنون هم به گونه ای دیگر با یادی از برخی دوستان مشترک و این عبد کمترین انجام دادی هم بی نهایت سپاس.

 

 

مسائل روز و حمله به پیام رسان ها هم قدری کار انتقال نظرات را مشکل کرد هر چند کارکرد پیام رسانها اکنون بر وبلاگها به شدت پیشی گرفته است و اوقات زیادی از مردمان را به خود مشغول داشته اند خود جای بحث و موشکافی است ولی می بینم جنابعالی بر مدار وبلاگ داری با وجود همه گونه کمی و کاستی و مشکلات ابرام و اصرار و تکیه داری خیلی خرسند بوده و معمولا روزی نیست که نگاه و مطالعه ای نداشته باشم.

 

 

هرچند سستی و تنبلی و گاهی مشغولیات کاری و ذهنی سعادت ارایه نظر مکتوب را سلب نموده است در هر حال کار شما قابل تقدیر و بی نهایت سپاس عکس العمل و مطلب برخی دوستان و از جمله سید بزرگوار آقا سید علی اصغر همیشه برایم خواندنی و جذاب بوده و هست و خدایش سلامت و نفوذ قلم بیشتری به ایشان عنایت فرماید. موفق باشید و ایام سعادت مستدام.

 

 

جواب دامنه

 
به نام خدا. سلام رفیق بزرگوار من جناب محمد عبدی. دیدارم با تو هرچند کوتاه و کم دامنه بود، اما عُمق داشت و هنوز لحظاتی از آن ساعت ملاقات بر ذهن و روانم جاری ست. چون من و تو می دانیم دوستی به دل است، نه به زبان و چشم و جسم و قشر.


1- من یا کاری را آغاز نمی کنم یا اگر می کنم باید با همۀ توانم رویش باشد. وبلاگ داری از همین نوع امورم است که به چارچوب آن پایبندم. خدا را شکر هم خوانندۀ دامنه دارم و هم خواهندۀ دامنه. و این جای شکرگزاری دارد.


2- شما همیشه مُعین من بوده ای. دامنه را هم از اول تا الان خوانده ای و هم او را رهنون بوده ای. این خیلی قیمت و غنیمت است.


3- از قصدهای آتی من یکی این که باهم به مشهد برویم و می رویم. مشهد الرضا خانۀ نخست من است. مشهد نروم و حُرم حرم رضوی قدم و قیام و قعود نورزم، گویی گمگشته ای گمراه ام. به یُمن یکی از روزها، باهم خواهیم رفت مشهد. چون تو را هم سرگشته و شیفتۀ امام رضا یافته و دیده ام خصوصاً ایام چهل و هشتِم. ممنونم از معرفت و محبتت رفیق.