دامنه‌ی داراب‌کلا

قم ، مازندران ، ساری ، میاندورود

دامنه‌ی داراب‌کلا

قم ، مازندران ، ساری ، میاندورود

دامنه‌ی داراب‌کلا

Qalame Qom
ابراهیم طالبی دارابی (دامنه)
قم، مازندران، ساری، میاندورود

پیام مدیر
موضوع
آرشبو
پسندیده

۳۴۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «چهره ها» ثبت شده است

متن نقلی: خاطره‌ی خواندنی از عشق علامه طباطبایی به عزاداری امام حسین علیه السّلام: «دکتر مرتضی نجفی قدسی مدیر دارالقرآن علامه طباطبایی به خاطره‌ای پرداخته که چنین است. آیت الله علوی بروجردی نقل کردند: روزی به اتفاق پدرم و مرحوم ″علامه مدّاح″ که از تهران آمده بود، به دیدار حضرت علامه طباطبایی رفتیم. پس از صرف چای، علامه طباطبایی از آقای علّامه مداح که مداحی می‌کردند، درخواست کردند که روضه‌ای بخواند. او هم روضه‌ی حضرت علی اکبر (ع) را خواند و اشعار ایرج میرزا را در این زمینه می‌خواند و علامه هم استماع می‌کردند و متأثر بودند تا اینکه به این بیت رسید:

بعد از پسر، دل پدر آماج تیر شد

آتش زدند لانه مرغ پریده را

 

علامه طباطبایی در اینجا فرمودند: اَعِد. یعنی دوباره بخوان و او دوباره این بیت را خواند، دوباره علامه فرمودند: اَعِد و تا چهار بار درخواست کردند که این بیت را دوباره بخواند و پس از اتمام روضه هم علامه در حالی که از شدّت تأثُّر با دست به پای خود می‌زدند، این بیت را تکرار می‌کردند و آنگاه با حالی که شاید مخاطبشان ما هم نبودیم فرمودند:ذای کاش ایرج میرزا این بیت شعر را به من می‌داد و من تفسیر المیزان را به او می‌دادم!

 

 

آیت الله علوی بروجردی می‌گوید: من در آن هنگام جوان و کنجکاو بودم و از این جمله ایشان تعجب کردم و گفتم آقا شما ایرج میرزا را می‌شناسید؟! او شاعر هزل‌سرایی است! ایشان فرمودند: بله می‌شناسم و دیوان ایشان را دارم، مع‌ذلک من حاضرم تفسیر المیزان را با این یک بیت عوض کنم! و سپس ادامه دادند که من حتی توهُّم این معنا را ندارم که کسی این شعر را برای حضرت علی اکبر (ع) بگوید و فردای قیامت، امام حسین(ع) در حق او بی‌تفاوت باشد.

 

نجفی قدسی افزود: امروزه اهمیت تفسیر المیزان بر همگان روشن و مبرهن است و برترین تفسیر قرآن در عصر حاضر است و حتی حضرت آیت الله جوادی آملی فرمودند که این تفسیر تا قیامت باقی است. آنگاه می‌بینیم علامه طباطبایی (ره) چه عشقی و ارادتی به ساحت اهل بیت و مخصوصاً حضرت سیدالشهدا (ع) دارند که حاضرند بهترین اثر علمی خود را با یک بیت شعر که بیانگر علاقه‌ی وافر حضرت امام حسین (ع) به فرزندشان علی اکبر است، عوض کنند.» منبع

  • ابراهیم طالبی | دامنه دارابی

به قلم دامنه. به نام خدا. علی‌اشرف درویشیان. نامی آشنا. زاده‌ی ۳ شهریور ۱۳۲۰ کرمانشاه. از خانواده‌ای تهیدست. پدرش آهنگر. آموزگار کودکان روستاهای کرمانشاه. آشنا با بُغض‌ها، اندوه‌‌ها، فقر و نداری‌ها. شاگرد بنّا، زیر آفتاب سوزان خشت می‌زد، «سخت‌ترین شغل دنیا». بعد کارشناسی ارشد رشته‌ی علوم تربیتی را گذراند. به سوی سیاست رفت. دستگیر شد.  نخستین داستانش را در زندان نوشت، سال ۱۳۵۲.

 

باز هم نوشت. داستانِ «از این ولایت» را وقتی نوشت، باز هم روانه‌ی زندان شد. طی ۷ سال ۳ بار زندانی شد. زندان سیاسی شاه. از شغل معلمی محروم گشت. (منبع)

 

نام‌های مستعارش، «لطیف تلخستانی» و «علیجان درویش» بود که بر جلد کتاب می‌گذاشت تا نوشته‌هایش دچار منع چاپ! نشود و زیر تیغ سانسور زخمی نگردد. انقلاب که پیروز شد او هم با دیگر زندانیان سیاسی آزاد شد، خودش گفت: «مردم آزادشان کردند.» (منبع)

 

کتاب‌های زیادی نوشت که شماره‌کردن آن وقت می‌برَد، از‌جمله دو کتاب در باره‌ی مرحوم صمد بهرنگی: «ص‍م‍د ج‍اودانه شد» و «یادمان صمد بهرنگی».

 

در دهه‌ی هفتاد در مجلاتی چون «آدینه» و «کارنامه» و «کِلْک» مطلب چاپ می‌کرد. آثار و نوشته‌هایش (چه نقد، چه داستان و چه پژوهش) همگی رویکردی سیاسی و اجتماعی دارد. نقل است که «آثار علی‌اشرف درویشیان هم در دوران حکومت پهلوی و هم در دوران حکومت جمهوری اسلامی دچار سانسور شد.»

 

او عضو کانون نویسندگان ایران بود. «قصه‌های بند» یکی از آثار مهم درویشیان است». مجموعه داستانی از سرنوشت زندانیان سال‌های قبل از انقلاب؛ آدم‌هایی با طرز تفکر و نگاه‌های متفاوت به زندگی و سیاست.

 

کتاب «قصه‌های بند»،‌ سند زنده‌ای از آدم‌ها، طرز تفکر و وضعیت طیف‌های گوناگون مردم است که به مبارزه و مقاومت، خواسته یا ناخواسته روی آورده‌اند. نگاه درویشیان به همه‌ی آن‌ها همدلانه است و گویا درصدد آن نیست تا با کاویدن روح آنان و افشای نقاط ضعف‌شان «زخمی بر زخمی بزند تا مبارزان راه آزادی را محکوم کند.» (منبع)

 

با بانویی به نام شهناز دارابیان ازدواج کرد که نویسنده بود و پژوهشگر ادبیات عامه. گلرنگ، بهرنگ، گلبرگ سه فرزند این زوج‌اند.

 

در باره‌ی «کتاب ظلم‌آباد» می گوید: «ظلم هیچ‌وقت برقرار نمیمانه. ... یعنی تا حالا به یک «علی‌اشرف درویشیان» برنخورده‌ای؟» (منبع)

 

«وقتی ناهار می‌خوریم ، ننه می‌گوید: آه خدا، کاش دو تا بال داشتم و الان می‌پریدم و این ماست و خیار را می بردم برای بچه‌هام. آخ الان توی آن خاک و خل چه می خورند؟ خدا کند مریض نشوند.» ننه نمی‌دانست که ما همان صبح زود پول مختصرمان را خرج می‌کردیم و تا عصر برای پول‌درآوردن به هر دری می‌زدیم. (کتاب فصل نان. علی‌اشرف درویشیان)

 

علی‌اشرف درویشیان بر عقاید خود ثابت‌قدم ماند و ۴ آبان ۱۳۹۶ با تحمّل طولانی رنج‌های بیماری و دیدنِ وفاداری مثال‌زدنی همسرش شهنار دارابیان، چشم از جهان بست. خدا رحمتش کناد.

 

نکته‌ی ۱ : شخصیت‌های ایرانی که سوسیالیست بودند، معمولاً از امام حسین -علیه‌السلام- الهام می‌گرفتند و از حقانیت و آموزه‌های مکتب حسینی توشه برمی‌داشتند و از «راه حسینی» -که سرآمدِ درگیری با ستمگری، و پشتیبانی از ستمدیدگی‌ست- دفاع می‌کردند و برای حضرت اباعبدالله الحسین -علیه‌السلام- حُرمت و قداست و تجلیل قائل بودند.

 

نکته‌ی ۲ : شخصاً کسانی را می‌شناسم که گرایش چپ مارکسیستی داشتند اما به عاشورا و حضرت سیدالشهداء (ع) ارزش و احترام فراوان قائل بودند و برای دادنِ غذاهای نذری روز عاشورا نیز شرکت شائقانه و ارادتمندانه داشتند. زیرا امام حسین (ع) را حقیقتاً آموزگار بشریت می‌دانستند.

(نوشتۀ آزاد دامنه از چند منبع ارجاع داده‌شده)

  • ابراهیم طالبی | دامنه دارابی

به قلم حجت الاسلام مالک رجبی دارابی:
 
بسم الله الرحمن الرحیم. سلام. سه درس از حضرت علامه حسن‌زاده آملی:
 
یک: سکوت خیلى مشکل است و خیلى ریاضت می خواهد، و چقدر زحمت می خواهد و چقدر کشیک نفس کشیدن می خواهد تا سکوت اختیار شود و تا حرف‏ها جمع و جور و غربال گردد تا هرزه‏ گو و هرزه خوار نباشد و روى حساب حرف بزند. سپس کم‏ کم می بینید که قلمش سنگین می شود و عبارت‏هاى او وزین می گردد. و لذا آدم ساکت و آرام که حرف نمی زند یک وقتى می بینید که به حرف درآمده هر جمله اش کتابى می شود و اگر دست به قلم شود و چیزى بنویسد باید نوابغ دهر جمع شوند تا آن را شرح کنند. (منبع: شرح فصوص الحکم قیصری. علامه حسن زاده آملی)
 
 
دو: دست از تلاش و طلب بر نداریم. یوسف مى دانست درها بسته اند، اما به امید خدایش به سوی درهای بسته دوید و  درها برایش باز شد. اگر تمام درهای دنیا هم به رویت بسته شدند، به طرفشان بدو، چون خدای تو و یوسف یکیست. در پناه خدا باشید.

 
سه: از علامه حسن زاده پرسیدند: آدرس امام زمان (عج) کجاست؟ کجا می شود حضرت را پیدا کرد؟ ایشان فرمودند: آدرس حضرت در قرآن کریم آیه ۵۵ سوره قمر است. که می‌فرماید: فی ‌مقعد صدق عند ملیک مقتدر هر جا که صدق و درستی باشد، هر جا که دغلکاری و فریبکاری نباشد، هر جا که یاد و ذکر پروردگار متعال باشد، حضرت آنجا تشریف دارند. کربلا : مالک رجبی. ۲۹ مهر ۱۳۹۶. نذر سلامتی امام زمان عج صلوات.
  • ابراهیم طالبی | دامنه دارابی

به قلم دامنه. به نام خدا. چرا آیت ‌الله العظمی سیدعلی حسینی سیستانی این همه محبوب جهان اسلام و قلبی تپنده برای جهان تشیّع است؟ ایشان شخصیتی با ویژگی‌های معنوی و آرمانی ست که اهل ‌بیت ع بدان سفارش کرده‌اند. عالمی مخلص که نمادی آشکار برای تعبیر «عالم ربانی» و این سخن معصوم علیه‌ السّلام است: «جریان کار باید در دست عالمانی باشد که امانت‌دار حلال و حرام الهی هستند». چند مورد آداب درخشان ایشان که دانشگاه انسان سازی ست:

 

یکم: مطالعه فراوانی دارد، کتاب‌ها و دیدگاه‌های مختلف را پی می‌گیرد و انصاف و احترام به اندیشه دیگران در وجود ایشان موج می زند.

 

دوم: حلقه‌ های درس نجف به مباحثه‌ های داغ میان همدرسان یا میان استاد و شاگرد شهرت دارد. درس‌های آیت ‌الله سیستانی اما از جدال‌ های هدربخش به دور است. «ایشان در نقد سخن استادان خویش و دیدگاه‌های دیگران همواره از واژه‌هایی آمیخته‌ با ادب استفاده می‌کند، تا حتی اگر نظریات آنان سُستی نمایانی داشته باشد و نتوان از آن دفاع کرد، جایگاه و عظمت علما حفظ شود.» با رویی گشاده و روحیه‌ ای سرشار از روشنگری و راهنمایی با طلاب سخن می‌گوید و در برابر بحث های بی مورد، سکوت و خاموشی پیشه می سازد.

 

سوم: از خُلق و خوی نیکوی آیت ‌الله سیستانی یکی این است که در پایان وقت درس، همواره شاگردان را به پرسشگری و انتقاد تشویق می‌کند از او نقل است که به طلاب گفت: «باید بپرسید ،حتی اگر در باره شماره صفحه بحث خاصی باشد یا نام کتابی، تا به گفت‌ وگو با استاد و ارتباط علمی با وی خو بگیرید». شاگردان خود را به مقایسه بحث‌های خویش با پژوهش‌ های چاپ‌ شده و اطّلاع از نقاط ضعف و قوت آن وامی دارد و بر گرامی داشتن علما و پایبندی به رعایت ادب در نقد سخنان ایشان تأکید دارد و خود نیز اساتید خود را با احترام ویژه نام می‌برد.

 

چهارم: پارسایی دارد و نیز رویکردی پرهیزکارانه به رویدادها. گاه همین سکوت هایش برای منافع عمومی، و دم فرو بستن برای حفظ کیان اسلام و آسایش مردم، موجب می شود برخی از افراطیون به وی اهانت هم روا بدارند! اما آن مرجع عالیقدر این گونه اهانت ها را به جان می خرند تا به اساس دین لطمه ای وارد نشود. آیت ‌الله سیستانی همواره خود را پایبند به سکوت و آرامش و «پرهیز از این غوغاسالاری‌ ها» می‌دانند. «زهد و پارسایی ایشان در پوشاک ساده و خانه کوچک استیجاری و اثاثیه ناچیز برای زندگی، امری مثال‌ زدنی است.»

 

پنجم: به روایت یکی از شاگردانش «آیت ‌الله سیستانی تنها یک فقیه نیست، بلکه بزرگمردی فرهیخته و آگاه به اندیشه‌های معاصر و آشنا با دیدگاه‌های تمدنی گوناگون است که به زمینه‌های اقتصادی و سیاسی در معادلات جهانی نگاهی ژرف دارد و همسو با پیشرفت‌های نمایان بشری و اوضاع کنونی، نظریه‌های برجسته مدیریتی و اندیشه‌های اجتماعی تازه‌ای را ارائه داده است، به گونه‌ای که در نظر ایشان، «فتوا» کارکرد شایسته‌ای در نیل جامعه مسلمان به خیر و صلاح دارد.»

 

افتخار کنیم در عصری بسر می بریم که با نعمتی بزرگ و اُسوه ای حسنه و با قلب تپندۀ جهان تشیّع یعنی آقای سیستانی زندگی می کنیم. قدر این نعمت عُظما و بی مانند را بدانیم و او را بیشتر بشناسیم. دامنه از روزی که تأسیس شده است کوشیده است با پست های مختلف، خوانندگان شریف را با آن مرد بزرگ، محبوب دل ها، خبیر و آگاه، منزّه و وارسته بیشتر آشنا سازد.

برداشت آزاد از یکی از متن‌های

«سایت رسمی دفتر آقای سیستانی»

(اینجا)

  • ابراهیم طالبی | دامنه دارابی
«...برآوردم از شخصیت والای آیت‌الله العظمی سیستانی به طور اجمال این بود که عالم روشن‌بین و در حقیقت روشنفکری هستند. مصداق بارز کلام امام صادق (ع) که: «العالم بزمانه لا تهجم علیه اللوابس»، یعنی عالم‌ زمان‌شناس مورد هجوم امور مشتبه قرار نمی‌گیرد و به تعبیر عامیانه گیج نمی‌شود. ایشان با خرافات و زوائدی که باعث بیزاری علاقه‌مندان به اسلام می‌شود، سر ناسازگاری دارند...
 
 

 

در اینجا [دیدار چهارم] حضرت آیت‌الله نکته مهمی را یادآور شدند که فکر می‌کنم در تاریخ مرجعیت بی‌سابقه باشد و آن اینکه به مقلدان ساکن در عراق فرموده‌اند لزومی ندارد وجوهات شرعی را به نمایندگان ایشان بدهند یا برای ایشان بفرستند، بلکه می‌توانند در هر کاری که خود مصلحت می‌دانند، خرج کنند و از جمله به فقرا مساعدت نمایند.

 
...این امر علاوه بر اینکه به متدیّنان عراق شخصیت و اعتماد به نفس می‌دهد که تا چه حد مورد اعتماد مرجعیت هستند، روحیة آزاده و بزرگ‌منشی و طبع بلند حضرت آیت‌الله را نیز نشان می‌دهد که چقدر از نام‌خواهی و سُلطه‌جویی گریزانند؛ زیرا قاعدتاً دریافت وجوهات شرعی زمینه و پشتوانه قدرت مراجع است و ایشان اینجور بزرگوارانه آن را در اختیار خود مقلدان قرار داده تا در موارد مقتضی و به تشخیص خود هزینه کنند...
 
ایشان اصرار دارند از دولت عراق و هیچ دولت دیگری کمک مالی نگیرند و معتقدند که حوزه‌های علمیه و روحانیت شیعه باید همچون سیره دیرینه‌اش مستقل از دولت‌ها بماند. طبیعی است که مجموع این منش و بینش که حاکی از دانش عمیق و وسیع، انصاف، بی‌طرفی، دوراندیشی و واقع‌بینی و دقت نظر در امور مختلف است، منشأ نفوذ کلمه باشد...
 
هرچه اصرار کردم، مرجع عالیقدر نگذاشتند دستشان را ببوسم. اتاق کوچک مرتبی داشتند، بسیار ساده و بی‌پیرایه. تمام مدت دوزانو نشستند و از هر گونه تشریفاتی پرهیز داشتند. زهد، ساده‌زیستی، فروتنی و تواضع ایشان به‌راستی کم‌نظیر است. شنیده بودم که به یکی از علمای ایران فرموده بودند: «می‌گویند برخی از روحانیون در ایران اشرافی زندگی می‌کنند. باید توجه داشت که همه مردم دین را از روی عقل و استدلال نپذیرفته‌اند، بلکه به روحانیت اعتماد کرده‌اند و دیده‌اند آنها مردمان خوبی هستند، متدین شده‌اند. اینها اگر اعتمادشان را به روحانیون از دست بدهند، به دین هم بی‌اعتماد می‌شوند!» همین است که خودشان با وجود همه امکانات مالی و اعتباری، هنوز در چنان خانه‌ای زندگی می‌کنند که از حد متوسط مردم ما بسیار پایین‌تر است.»

روایت دیدار چهارم حجت الاسلام
سیدمحمود دعایی با آقای سیستانی
(منبع: جماران)
  • ابراهیم طالبی | دامنه دارابی

به قلم دامنه. به نام خدا. چرا حاکمان درس نمی گیرند؟ این که چرا حاکمان سیاسی از تاریخ و علم سیاست، درس نمی گیرند، پاسخ های متعدّدی دارد که من به یک نکتۀ آن اشاره می کنم. همۀ دانشمندان در علوم فیزیک، پزشکی، شیمی و زیست شناسی، حتی علم اقتصاد و ... از اشتباهات گذشتۀ عالمان علمِ خود درس می آموزند و آن را تکرار نمی کنند. مثلاً یک پزشک جرّاح عصر ما، هیچ گاه اشتباهات جرّاح دهه های دور را تکرار نمی کند. چون او به آموزه های علوم پزشکی احترام و ارزش قائل است و آن را آینۀ عبرت می داند. همینطور است سایر دانشمندان علوم دیگر.

 

مرحوم نلسون ماندلا

 

اما چرا در سیاست چنین نیست؟ چون سیاست، عرصۀ قدرت است و قدرتی که نظارت نگردد سرمستی و غرور و نِخوت می آورد. چشم و گوش را می بندد. خیره سر می گردد و حرف کسی را اعتنا نمی کند و حرف و راه و دستور خود را فرمانی لازم الاجرا می خواند. همین است که از تاریخ و علم سیاست درس نمی آموزد. او می خواهد خود را در قدرت نگه دارد. می خواهد همه چیز را یه همگان دیکته کند. کشور برای قدرتمندان سیاسی، پادگان است نه جامعۀ مدنی.

 

کجا سراغ دارید حاکم قدرتمندی در جهان معاصر و قدیم، خود به خود و داوطلبانه کناره گیری کند و عرصه را به نیروهای دیگر واگذارد؟ اینان شغل خود را مادام العمری می دانند. تا زنده هستند باید در دایرۀ قدرت باشند و یا خود «مدار قدرت» شوند. البته که نلسون ماندلا رهبر 30 سال زندان کشیدۀ آپارتاید آفریقای جنوبی، یک استثناء بود. و به همین خاطر مجسمۀ آزادی و مردم گرایی و ترک قدرت داوطلبانه شد؛ الگویی که مردم راه انسانی و لطیفش را خوب می پسندند اما تشنگان قدرت و حکومت، هرگز.

  • ابراهیم طالبی | دامنه دارابی
نوشته‌ی جناب «رهگذر» : «سلام دوست عزیز. از مروت به دور است که چون ما از کسی خوشمان نمی آید بجای نقد سخنان او به ترور شخصیتی بپردازیم و مثلا دلمان را به اینصورت خنک کنیم. اما در خصوص سخنان آقای ملکیان. [پست «مصباح از نظر مصطفی ملکیان» اینجا]
 
یکم: خوب ممکن است آقای ملکیان از خیلی افراد خوششان بیاید و یا از خیلی ها بدش بیاید؛ خوب این چه دخلی به بنده مخاطب دارد؟! مگر ملکیان کیست؟ مگر او محور حق و باطل است که حالا مثلا از فلانی بدش بیاید پس او آدم بدی است؟!
 
 
دوم: اگر فرض بگیریم آقای ملکیان کینه ای از آیت الله مصباح ندارد و این سخنان رو هم بی طرفانه و بدون تعصب گفته باشد (که البته از ظواهر امر معلوم است که کاملا جهت دار و غیر منصفانه است) در نهایت امر میتوان گفت که این برداشتی شخصی است و ربطی به دیگران ندارد کما اینکه افراد دیگری وجود دارند که خلاف نظرات آقای ملکیان رو دارند.
 
سوم: از همه این حرفها که بگذریم همین چند خطی هم که مصاحبه کرده اند دارای تناقضات خنده داری است. مثلا ایشون یک جا می گویند: "دلایلی داشت که من مرید ایشان نشدم و از جرگه مصباحیّون دور شدم: اول این که آقای مصباح خیلی دست‌خوش تعصب و بی‌مدارایی نسبت به هرگونه دگراندیشی بود" اما مثل اینکه یادشان رفته که چند پاراگراف قبل گفته بودند: "آقای مصباح تا جایی که من اطلاع داشتم، یگانه روحانی‌ای بود که در دهه ۵۰، به ضرورت یادگیری علوم و معارف غربی توجه داشت و تاکید داشت طلاب باید علوم و معارف غربی را یاد بگیرند." بیایم بجای برچسب زدن به دیگران و بجای پیش داوری ها، اگر نقدی به اندیشه ها و گفتمانها داریم، عالمانه، صبورانه و بی تعصب مطرح کنیم. و به این نکته اعتقاد داشته باشیم که شاید حتی ما هم گاهی اشتباه کنیم.»
 
 

جواب دامنه


 
به نام خدا. سلام من هم به شما جناب «رهگذر». از این که با ورود به بحث و وقت گذاشتن برای متن، دَین خود را به باورهایت نسبت به آیة الله آقای مصباح اَداء کرده ای، جای خوشحالی دارد و من این روحیه ات را تحسین می کنم.

 
۱. من بارها متذکر شده ام وقتی در ابتدای پست می نویسم «متن نقلی» بدین معناست که من نسبت به مفاد آن پیش داوری نمی کنم. این گونه مطالب را برای اطلاع خوانندگان شریف انتشار می دهم تا خود به نتیجه برسند. مثل خودِ شما که متن را خواندی و نظرت را با صراحت ارسال کرده ای.

 
۲. به هر حال همان طوری که آیة الله مصباح در بسیاری از زمینه ها و حتی افراد و جریان ها و رویدادها، دیدگاه خود را آزادانه بیان و نشر می دهد، این حق دیگران هم هست، نسبت به ایشان که در جمهوری اسلامی ایران بعد از رحلت امام، وارد عرصۀ حکومت شده است و حتی جریانی به اسم جبهۀ پایداری را رهبری می کند، نظر خود را بیان بدارند. حالا خواه از نظر شما مصطفی ملکیان عددی باشد یا نباشد. مهم این است حرف های این فیلسوف بازخوردهای وسیعی در جامعه دارد و دیدگاه هایش مورد توجه است. این که ملکیان درست گفته است یا نادرست، به خوانندگان مربوط می شود از جملۀ همین دیدگاه آزاد شما.

 
۳. گفتی ترور شخصیت و دل را خُنک کردن و ... . می گویم این گونه که داوری کردی نیست. اگر منظورت من هستم، باید عیان کنم من اساساً در کیشِ شخصیت هیچ جُنبنده ای گرفتار نیستم الّا 14 معصوم (ع) که دلسپردن به آنان عین آزادگی و رهایی ست. پس اگر روزی ببینم آقای مصباح حرف مهم و برحقّی زده، آن را منتشر می کنم، و اصلاً نسبت به عُلمای مذهبی دچار دشنام گویی و خدای ناکرده مخالفت ورزی شخصی نبوده و نیستم. آقای آیة الله مصباح به گونه ای اند، که من با اصول و چارچوبه هایی که دارم، دیدگاه های ایشان را در بسیاری از زمینه ها پذیرا نیستم. این حقّ هر شهروندی ست که در مسائل فکری و دینی، آزاد بیندیشد و در احکام شرعی تعبّد بورزد و البته بکوشد حکمتِ احکام را نیز درک کند. ممنونم از بیان صمیمی و دلسوزانۀ شما. ان شاء الله شما هم، کسی را بُت نمی سازید که آسیب و آفت بزرگی ست و نیز بلا و خورۀ عقل و تفکر و رشد. از شما سپاس دارم و امتنان.
  • ابراهیم طالبی | دامنه دارابی
به قلم دامنه: به نام خدا. روح القوانین نوشته‌ی بارون دو مونتسکیو از کتاب های مشهوری ست که از آن در تنظیم ساختار حکومت ها و اداره کشورها و دولت‌ها استفاده شده است. او انقلاب، شورش و خونریزی را ناکارآمد می دانست و به جای آن بر قانون تأکید داشت. روح و عصارۀ کتاب روح القوانین، میانه‌روی در سیاست است نیز تفکیک قوا. روحانیان مسیحی فرانسه «روح‌القوانین» را بی‌ارزش می دانستند. اما مونتسکیو در کتابش اظهار کرد، بشریت بسی بیشتر توانایی میانه‌روی دارد تا افراط گرایی. مونتسکیو در «روح‌القوانین» در تعریف ماهیت استبداد مثال جالبی دارد، او می‌گوید: «وحشیان لویزیان [از ایالات آمریکا] چون می‌خواهند میوه به چنگ آورند، درخت را از بیخ قطع می‌کنند، این است ماهیتِ استبداد»  (منبع این نقل: تفسیر نوین. استاد محمدتقی شریعتی. ص ۳۴۷).
  • ابراهیم طالبی | دامنه دارابی

 

فرماندهان سپاه از آغاز تا کنون. بازنشر دامنه.

 

فرماندهان سپاه به ترتیب سال فرماندهی:

۱. جواد منصوری ۲. عباس دوزدوزانی

۳. عباس آقازمانی (ابوشریف) ۴. مرتضی رضایی

۵. محسن رضایی ۶. سید یحیی (رحیم) صفوی

۷. محمدعلی (عزیز) جعفری ۸. حسین سلامی

ده نماینده‌ی امام و ولی‌فقیه در سپاه

پست دامنه: اینجا

  • ابراهیم طالبی | دامنه دارابی
 سرلشکر سیدعبدالرحیم موسوی فرمانده کل ارتش. سرلشکر محمد حسین افشردی معروف به محمد باقری» رئیس ستاد کل نیروهای مسلح،  امیر سرلشکر «عطاالله صالحی» جانشین رئیس ستاد کل نیروهای مسلح، سردار سرلشکر «غلامعلی رشید» فرمانده قرارگاه مرکزی خاتم الانبیا (ص)، سردار سرلشکر «محمدعلی جعفری» فرمانده کل سپاه، امیر سرلشکر «حسین حسنی سعدی»، سردار سرلشکر «قاسم سلیمانی» فرمانده نیروی قدس سپاه، سردار سرلشکر «محسن رضایی» دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام، امیر سرلشکر «علی شهبازی»، سردار سرلشکر «سید یحیی صفوی» دستیار و مشاور عالی فرمانده معظم کل قوا، دریابان «علی شمخانی» دبیر شورای عالی امنیت ملی، سردار سرلشکر «سید حسن فیروزآبادی» رئیس سابق ستاد کل نیروهای مسلح و سردار سرلشکر «مصطفی ایزدی».  (منبع) [و نیز حسین سلامی که از سال 1398 به این درجه رسید و فرماندهی کل سپاه شد]
 
 
سرلشکرهای ایران
 

امیر موسوی، پس از سرلشکر شهبازی، سرلشکر سلیمی و سرلشکر صالحی، چهارمین فرمانده کل ارتش جمهوری اسلامی ایران است. این فرمانده با سابقه ارتشی که سابقه حضور 96 ماهه در جبهه‌های حق علیه باطل را دارد و در یگان‌های مختلف در جبهه‌های جنوب و غرب کشور در برابر دشمن بعثی و ضد انقلاب حضور داشته است، فرماندهی تیپ دانشجویان دانشگاه افسری امام علی(ع)، فرماندهی دانشگاه افسری، فرماندهی قرارگاه شمال شرق آجا، معاونت آموزش نیروی زمینی ارتش، معاونت طرح و برنامه نزاجا، جانشینی اداره عملیات و ریاست ستاد مشترک ارتش را در کارنامه خود دارد. وی همچنین از چهارم شهریور سال 1384 تا تیر 1395 جانشینی فرمانده کل ارتش و ریاست مرکز مطالعات راهبردی آجا را برعهده داشت و در تیر ماه 95 در حکمی از سوی فرمانده معظم کل قوا به سمت جانشینی رئیس ستادکل نیروی‌های مسلح منصوب شد. سید عبدالرحیم موسوی متولد ۱۳۳۹ در قم، از فرماندهان با سابقه ارتش در رسته توپخانه است که در سال های جنگ ایران و عراق نیز در همین حوزه به خدمت مشغول بود و در ۱۶ تیرماه ۱۳۹۵ به عنوان جانشین رئیس ستاد کل منصوب شد تا توازن سپاه و ارتش در ستاد کل محفوظ بماند.
 


محمدحسین افشردی معروف به محمد باقری (متولد ۱۳۳۹) سرلشکر سپاه پاسداران و رئیس ستاد کل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران است.وی برادر حسن باقری (غلامحسین افشردی) است که اولین مسئول اطلاعات و عملیات سپاه بوده‌است.



سرلشکر عطاءالله صالحی (متولد ۱۸ اسفند ۱۳۲۸) جانشین رئیس ستاد کل نیروهای مسلح و فرمانده کل سابق ارتش جمهوری اسلامی ایران است.وی درسال ۱۳۴۶ وارد ارتش شد و در سال ۱۳۴۹ با رسته توپخانه از دانشکده افسری فارغ‌التحصیل شد. امیر صالحی در تاریخ ۲۰ شهریور ۱۳۸۴ و پس از استعفای امیر سرلشکر محمد سلیمی به سمت فرمانده کل ارتش جمهوری اسلامی ایران منصوب شد.



غلامعلی رشید علینور (متولد ۱۳۳۲ دزفول) مشهور به غلامعلی رشید، سرلشکر عضو سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، فرمانده قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیا و با حفظ سمت، معاون امور دفاعی دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی می‌باشد.



محمدعلی جعفری ملقب به «عزیز» فرمانده سپاه پاسداران است. او که در خانواده‌ای مذهبی در یزد متولد شده با سختی دوران مدرسه و دبیرستان را طی کرد و بعد با کمک چند تن از نیکوکاران استان یزد به دانشگاه رفت و یک سال پیش از انقلاب دوره لیسانس معماری را در دانشگاه تهران آغاز کرد.نام "محمد علی جعفری" به عنوان یکی از پنج شخصیت ایرانی که در لیست ۵۰۰ نفره قدرتمندترین افراد جهان که از سوی نشریه آمریکایی " فارن پالیسی" منتشر شده است، دیده می‌شود.



امیر سرلشکر حسین حسنی سعدی، جانشین فرماندهی قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیا است.وی معاون سابق هماهنگ‌کنندهٔ ستاد کل نیروهای مسلح بوده است. هم‌چنین پیش از آن نیز عهده‌دار سمت فرماندهی نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران بوده‌ است.



قاسم سلیمانی که در سال ۱۳۳۵ خورشیدی در شهرستان رابر از توابع کرمان به دنیا آمد، در نوجوانی به کار بنایی مشغول بود اما پس از انقلاب سال ۱۳۵۷ به سپاه پاسداران پیوست.وی فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است.و در طول جنگ هشت ساله ایران و عراق فرمانده لشکر ۴۱ ثارالله کرمان بود.طبق منابع غربی، سلیمانی نقش مهمی در دادن قدرت نظامی به حزب‌الله لبنان، عقب راندن اسرائیل از جنوب لبنان، جنگ افغانستان، شکل‌دهی به فضای سیاسی عراق پس از سرنگونی رژیم صدام، تغییر روند جنگ داخلی سوریه و مقابله با داعش در عراق داشته‌است.



محسن رضایی میرقائد متولد ۱۳۳۳ مسجدسلیمان- اقتصاددان، سیاست‌مدار، از اعضای ارشد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران و استاد دانشگاه است. وی هم‌اکنون به‌عنوان دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام و همچنین مدرس دانشگاه امام حسین فعالیت می‌کند. او در فاصله سال‌های ۱۳۶۰ تا ۱۳۷۶ (۱۶ سال)، فرماندهی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را برعهده داشت.



سرلشکر علی شهبازی، زادهٔ قم، رئیس گروه مشاوران نظامی فرماندهی کل نیروهای مسلح ایران است. وی از فرماندهان ارتش جمهوری اسلامی ایران بود که با درجهٔ سرلشگری فرماندهی ارتش را بر عهده داشت.



سردار سرلشکر پاسدار سید یحیی صفوی (که در جریان مبارزات پیش از انقلاب ۱۳۵۷ و برای عدم شناسایی توسط عوامل ساواک نام مستعار رحیم را برای خود برگزیده بود) متولد روستای همام از بخش باغ بهادران شهرستان لنجان، از توابع استان اصفهان، از فرماندهان سپاه اصفهان در دوران جنگ ایران و عراق و فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در میان سال‌های ۱۳۷۶ تا ۱۳۸۶ بود. او در حال حاضر به عنوان دستیار و مشاور عالی فرماندهی کل قوا در امور مربوط به نیروهای مسلح فعالیت می‌کند.



امیر دریابان علی شمخانی (زادهٔ ۱۳۳۴ در اهواز)، سیاستمدار اصلاح طلب، فرماندهٔ سابق نظامی، دبیر شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران است.دریابان شمخانی به مدت هشت سال وزیر دفاع بوده است.



سید حسن آقایی فیروزآبادی (زاده ۱۳۳۰، مشهد) رئیس سابق ستاد کل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران و از اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام است. وی از سال ۱۳۶۸ تا ۸ تیر ۱۳۹۵ ریاست ستاد فرماندهی کل قوا و پس از تغییر نام ستاد کل نیروهای مسلح را عهده‌دار بود و بلندپایه‌ترین مقام نظامی پس از فرمانده کل قوا به حساب می‌آمد.



مصطفی ایزدی، معاون راهبردی و اشراف فرماندهی کل قوا در ستاد کل نیروهای مسلح و فرمانده سابق نیروی زمینی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است. (منبع) 
  • ابراهیم طالبی | دامنه دارابی
متن نقلی: مصطفی ملکیان در بخشی از مصاحبه خود با نشریه "برای فردا" با اشاره به سوابق همکاری فرهنگی با آیت‌الله مصباح یزدی گفت: سه دلیل دیگر داشت که من مُرید ایشان نشدم: اول اینکه آقای مصباح خیلی دست خوش جذم و جمود و تعصب و پیش داوری و بی مدارایی نسبت به هرگونه دگر اندیشی بود و من این روحیه را نمی پسندیدم. من از نوجوانی نسبت به همه افکار خیلی باز بودم، آقای مصباح بسیار متعصب بود و دارای پیش داوری منفی نسبت به دگراندیشان منجمله دکتر شریعتی در آن زمان بود.
 
 
نکته دوم اینکه آقای مصباح تحمل مخالفت با خودش را نداشت. نمی شد ایشان را به جد نقد کرد، شما باید از آقای مصباح تنها رهنمود بگیرید، نمی توانستید به جد وارد یک بحث با او شوید و مخالفت خود را اعلام کنید. نکته سوم اینکه ایشان خیلی کم مطالعه بود و کتاب های خیلی محدودی می خواند. جهت دیگری که من از مریدان ایشان نبودم مربوط می شد به مسائل انقلاب. در زمانی که من با ایشان بودم خودم خیلی موافق انقلاب اسلامی ایران و جمهوری اسلامی بودم و خیلی علاقه شخصی به آقای خمینی داشتم. در آن زمان ولی در نشست و برخاست هایی که من با  آقای مصباح داشتم؛ همیشه یک نوع بی اعتنایی به این امور می دیدم و شیفتگی ای که من در آن زمان نسبت به آقای خمینی داشتم در آقای مصباح دیده نمی شد. مصباح اطرافیان خودشان را به جد از اینکه در جنگ شرکت کنند؛ باز می داشتند. بیشتر بخوانید ↓
  • ابراهیم طالبی | دامنه دارابی