دامنه‌ی داراب‌کلا

مازندران ، ساری ، میاندورود

۳۰۰ مطلب با موضوع «نظام ج . ا . ایران» ثبت شده است

حفظ نظام از اوجبِ واجبات!!!

يكشنبه, ۱۳ بهمن ۱۴۰۴، ۱۰:۲۷ ق.ظ | دامنه | ابراهیم طالبی دارابی | ۱ نظر
حفظ نظام از اوجبِ واجبات!!!

نگارش دامنه: دوشنبه ۱۳ ، ۱۱ ، ۱۴۰۴ : این عبارتِ تیتر یادداشتم، از امام خمینی است که در زبان حکومت "بنیانگذار" جمهوری اسلامی ایران خوانده می‌شود؛ حال آن که در علم سیاست، بنیانگذار هر حکومت دموکراتیک، فقط ملت آن مملکت است؛ مگر حکومت به قول افلاطون: "فیلسوف‌شاه" باشد، یا به تعبیر ماکیاوللی: "شهریار" باشد و به یا به تز ولایت فقیه: "فرد فقیه" و در فرّه ایزدی: "شخص پادشاه" و "شاهنشاه". پس، بنیانگذار انقلاب و حکومت، خودِ مردم ایران بودند، نه یک فرد و یک دسته و صِنف. ادبیات سیاسی خودمان را تحت تعلیم تبلیغی حکومت در نیاوریم. بگذرم. حالا اما با موج اعتراضات در ایران توسط نسل جوان، دیگر این به پرسش عمومی تبدیل شده است "حفظ نظام از اوجبِ واجبات" به چه قیمت؟! و با چه شیوه و هدف؟! مگر می‌شود مردم را کُشت و به اسم "حفظ نظام از اوجبِ واجبات است" بشود معترضان را "سرکوب" کرد؟! همان امام، جمله‌ی دیگری هم دارد خطاب به سران و دست‌اندرکاران حکومت، چرا به آن اعتنا نمی‌کند این حکومت؟! عیناً این است:

 

- "باید به حسب واقع، به حسب انصاف، به حسب‏‎ ‎‏وجدان، این مردمی که شماها را روی کار آورده اند، این مردم زاغه‌نشین که شماها را‏‎ ‎‏روی مسند نشانده‌اند ملاحظه‌ی آنها را بکنید، و این جمهوری را تضعیفش نکنید. بترسید‏‎ ‎‏از آن روزی که مردم بفهمند در باطن ذات شما چیست، و یک انفجار حاصل بشود. از‏‎ ‎‏آن روز بترسید که ممکن است یکی از ایام‌الله خدای نخواسته باز پیدا بشود. و آن‏‎ ‎‏روز دیگر قضیه این نیست که برگردیم به ۲۲ بهمن. قضیه ‏‏[‏‏این‏‏]‏‏ است که فاتحه‌ی همه ما را‏‎ ‎‏می‌خوانند." پایان نقل قول

 

دیروز سخن از " "سرکوب" شد و "کودتا"!!! اینک به این ورق اول روزنامه‌ی "پیام ما" چاپ ۱۳ ، ۱۱ ، ۱۴۰۴ نگاه بیندازیم که دفتر مسعود پزشکیان اسامی کشته‌ها را در آمار رسمی منتشر کرد، آماری دلخراش که حتی دلِ روزنامه‌ی دست‌راستی "قدس" وابسته به آستان قدس مشهد را هم مثلاً آنقدر به درد آورده است، از آمار غیر رسمی هم در چاپ امروزش، خبر چاپ کرده است: عین جمله‌اش خطاب به لودگی در شبکه‌ی افق سازمان سیما که جنازه‌های کشته‌ها را به سُخره گرفت:

 

عصر ایران

 

- "آن‌هایی که امروز در میان ما نیستند، چه عددشان به روایت ما ۳هزار و اندی باشد، چه به روایت دشمن، ۳۰هزار و اندی، همه‌شان، همه‌شان، همه‌شان هموطنان ما بوده و هستند و شرم باد بر کسی که ایرانی باشد و هموطنان درگذشته‌اش را به سخره بگیرد و به لودگی یاد کند." پایان نقل قول

 

روزنامه ایران

 

روزنامه سازندگی

(۱۳ ، ۱۱ ، ۱۴۰۴)

 

روزنامه پیام ما

(۱۳ ، ۱۱ ، ۱۴۰۴)

آری اسامی کشتار اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ که درین نظام ج . ا . ایران رخ داد؛ رخدادی دهشتناک! حتی در تمام ورق‌های روزنامه درج کنند باز هم جا کم می‌آورند. شرم باد. دامنه ابراهیم طالبی دارابی.

اعتراض، ریشه‌اش پاک است

جمعه, ۱۱ بهمن ۱۴۰۴، ۱۰:۳۳ ق.ظ | دامنه | ابراهیم طالبی دارابی | ۱ نظر

نگارش شنبه شب ۱۱ ، ۱۱ ، ۱۴۰۴ توسط دامنه: چهل و هفت سال پیش در ۱۲ ، ۱۱ ، ۱۳۵۷ از پاریس به تهران آمد و این جا مرقدش شد، مرقد بنیانگذار نظام ج . ا . ایران. و سی و هفت سال است آقای خامنه‌یی جانشین امام خمینی، با روال هر ساله وارد ضریح قبر می‌شود نماز می‌خواند که آقای سید حسن خمینی نوه‌ی آن بنیانگذار هم پشت سرش می‌نشیند تسبیح می‌زند. و این صحنه هم شنبه ۱۱ ، ۱۱ ، ۱۴۰۴ امروز است و عکس هم از طرف من جنبه‌ی خبری دارد صرفاً. تا این جا، خبر بود. اما دو حرف دارم من، که بخش مهمی از ریشه‌ی اعتراضِ سراسرِ بحق معترضان و منتقدان این نظام، است و آن این است:

 

۱. مردم برای‌شان مهم است که از چه رو شورای سیاستگذاری ائمه‌ی جمعه هر سال ۴۹۶ میلیارد تومان بودجه از خزانه‌ی بیت‌المال می‌گیرد و نمازجمعه‌هایی برگزار می‌کند که قریب به اتفاقشان سواد کافی حتی ندارند تا خطبه‌یی صحیح و ناشی از سلامت نفس و برآمده از پارسایی، بخوانند؟ ۲. مردم آیا ازین حق برخوردار نیستند که بدانند چرا باید هر سال صدها میلیارد تحت عنوان بودجه‌ی "مؤسّسه‌ی تنظیم و نشر آثار امام خمینی" و نیز زرق و برق مرقد یک نفر روحانی -که خود ساده می‌زیست و عارف‌مسلک بود- از جیب ملت خارج شود؟ به قول آقای جعفر محمدی مدیر سایت تحلیلی خبری عصر ایران : "۳۷ سال از رحلت امام خمینی گذشته است و هنوز دارید آثار ایشان را تنظیم و نشر می‌کنید؟"

 

بگذرم. با کدام پول کتاب شخصی افراد باید چاپ و منتشر شود؟! این پول‌ها جواب ندارد؟! شاه هم کتاب‌های خود را با پول مملکت چاپ می‌کرد. مگر در سال ۵۷ مردم، یک‌زبان نمی‌گفتند شاه و دربارش ولخرجی دارند و جشن و بریز و بپاش بپا می‌کنند؟! پس حالا این پول‌ها چیست عین علف خرس! خرج می‌شود و هیچ سودی به حال نسل نو و مردم مستمند و بینوایان فراوان این مُلک و بُوم ندارد. مردم دردشان چیزی دیگر است و حاکمان این نظام -که ازین درد حتی حسی هم ندارند و به امور روزمره‌ی خودشان مشغول‌اند- هرگز شنوا نبودند که باید چگونه کشورداری کنند و نسل جدید را از دست ندهند که دادند و بد جور هم به بن‌بست و بی‌تصمیمی رسیدند. من معتقدم اعتراض، ریشه‌اش پاک است و نهال‌ها با خود همراه دارد. نسل معترض کی و چگونه این نهال‌ها را بکارَد، چندان دور و دیر نیست. دامنه ابراهیم طالبی دارابی.

سیم وایِر نگاهم به جنگ سه حکومت

پنجشنبه, ۳ بهمن ۱۴۰۴، ۰۵:۵۶ ب.ظ | دامنه | ابراهیم طالبی دارابی | ۱ نظر
سیم وایِر نگاهم به جنگ سه حکومت

سیم وایِر !!! نگاهم به جنگ سه حکومت با هم. نگارش دامنه ۴ ، ۱۱ ، ۱۴۰۴ : رفتم لای حافظ ببینم چه آمد گفت؟! گفت:"ناگهان پرده برانداخته‌ای، یعنی چه؟! / مست از خانه برون تاخته‌ای، یعنی چه؟! / شاه خوبانی و منظور گدایان شده‌ای! / قدر این مرتبه نشناخته‌ای، یعنی چه؟!" محل ما روستاست؛ اسمش داراب کُلا. لفظ وایر خودش در انگلیسی، اسم سیم برق‌رسان است، اما محل به وایر شمع و دلکو و کوئیل موتور خودرو می‌گویند: سیم وایِر یعنی سیم سیم. حالا همین سیم وایر -که از کوئیل و دلکو می‌رود بر سرِ شمع در بدنه‌ی سیلندر، تا جرقه بزند، پستون را مانند جت حرکت بالا و پایین دهد- اگر فقط کمی، فقط کمی ایراد داشته باشد، ماشین به تِرت و پِرت می‌افتد و اصلاً روشن نمی‌شود که بشود با آن تا انجیل نِسوم! رفت چه رسد به چمازتپه! حالا الآن چندین بار و چندین روز است حکومت در نظام ج . ا . ایران، چنان هراسی از بنیان خود دارد تا تق به توق می‌خورد، اینترنت را -که مالک و مبتکر آن در جهان آن را به بشریت هدیه و وقف کرد- به زور و جباریت، بر روی ملت می‌بندد. سراسر مملکت، کل ملت را به خاطر بقای قدرت خود گویی به فلک و کتک بست. شبیه کره شمالی شده‌ایم این چند روزی!!! به یک تشبیه. قصه اما چیست؟ سه تا حکومت با هم سر جنگ دارند. همین الآن هم دارم می‌نویسم، هر آن، امکان آن بسیار بالاست. ملت ایران و آمریکا با هم جنگ ندارند. حتی بسیاری از دانشمندان علوم، دانشجویان دانش و فنون، متخصصان مختلف ایران این مرز و بوم در آمریکا مشغول درس، کار، درآمد و زندگی‌اند. این سو سه حکومت با هم نمی‌سازند: اسرائیل ایران آمریکا. آن دو تا حتی شریر بی‌نظیر اما به ج . ا . ایران چه مربوط که می‌خواهد به میزان هلاکت معیشت ملت و خطرات مام میهن، اسرائیل را محو کند و حتی آمریکا را در خود ایالات متحده آمریکا غرق کند! خنده‌دارترین کار ازین بالاتر؟! خاب ۴۷ سال شعارش را داد این نظام، ولی دید نمی‌تواند. اگر می‌تواند خاب بُکند، اسرائیل را محو کند از زمین! بیچاره فلسطین هم درین محوشدن! بلعیده می‌شود و جنوب لبنان با محو اسرائیل لابد سُر می‌خورَد سمت جنوب و وصل می‌شود به سینای مصر!! آمریکا را هم می‌خواهد غرق کند و کانادا را لابد بُکند هم‌مرز مکزیک!!! واقعاً چقدر از سیاست رئالیته پرت است حکومت. کجاست سه عنصر بشری به تعبیرم: داد - دانش - درایت (= یعنی به ترتیب عدل - علم - عقل) کجاست واقعاً؟! بگذرم. حکومت حرف ملت را نشنوَد همین می‌شود که شد. قدر منتقدان خود را نمی‌دانست این حکومت -که ۳۷ سال است دارند به قدرت، محترمانه و اخلاق‌مدارانه انتقاد می‌کنند و پیشنهاد پیشرفت و رهایی از بن‌بست می‌دهند- اما حاکمیتِ یکدست، گوش نمی‌کند که نمی‌کند. من در ۱۷ دی گفتم که اینترنت را خواهد بست حکومت، و دیدم شبش بست. ۱۹ دی خواستم تحلیل بنویسم دیدم، نه فقط نت نیست، حتی خون ریخته شد. این بود به صورت خطی متنی در دفتر یادداشت تقویم ۱۴۰۴ خودم، نوشتم که اینک کمی نت باز شد، منتشر می‌کنم. حرف و تحلیل و گزارش، زیاد دارم. بماند واتس‌آپ اگر وصل شد. این متن را هم آفلاین در پیشخوان واتس‌آپم تایپ کردم، و اینک در ایتای مدرسه فکرت بار می‌گذارم. سخن را آفرینش به همگان داد، نه فقط به حاکمان و یا سلطنت‌کنندگان. پس سخن از تولیدات آفرینش و آفریدگار است، آن را به هم پیام کنیم و دریغ نکنیم. درود بر ذهن‌های سالم و دهن‌های صالح. سیم وایِر!!! را قطع کنی حکومت، خودت هم قطع می‌شوی، یقین کن. ملت را نمی‌شود در بی‌خبری گذاشت و گفت فقط سخنرانی‌های ما را گوش کن و گزارش‌های سیستم را به خاطرت بسپُر. نه نمی‌شه. به قول بهنام بانی در آن آهنگش: "نه نمی‌شه"!

بستن اینترنت توسط دو مسعود

پنجشنبه, ۱۹ دی ۱۴۰۴، ۰۹:۰۹ ق.ظ | دامنه | ابراهیم طالبی دارابی | ۲ نظر

جمعه ۱۹ ، ۱۰ ، ۱۴۰۴ : داستان معروف فیل و گنجشک : "فیل برای خاراندن بدنش به درخت تنه می‌زد و در اثر این تنه‌زدن خانه‌ی گنجشک که بالای درخت بود در حال خراب‌شدن بود اما چون توان زورآزمایی با فیل را نداشت به نزد پشه رفت و گفت درست است زمانی با تو جنگ داشتم اما الان به تو احتیاج دارم، بیا و فیل را نیش بزن و پشه هم چشم فیل را نیش زد. به‌تدریج چشم فیل خارش گرفت. سپس گنجشگ به مگس گفت روی زخم چشم فیل بنشیند و این زخم عفونی شد و چشم فیل کور شد. سپس به قورباغه گفت در قسمت گود برکه غورغور کند تا هنگامی که فیل می‌خواهد آب بخورد به آن قسمت برود و در گودی بیفتد و از بین برود. به این ترتیب یک گنجشک با سیاست توانست فیل را شکست دهد. البته اینها ضرب‌المثل است اما باید در عرصه‌ی دیپلماسی "مغز ما" به اندازه‌ی یک گنجشک!!! کار کند." دامنه: بگذرم! یک حاشیه بنویسم:

دامنه

 

بستن اینترنت

به روی ملت

تیتر اعتراضی روزنامه‌ی

"پیام ما" نکیسا خدیشی

 

 

حاشیه و نکته‌ی دامنه. جمعه  ۱۹ دی ۱۴۰۴ : بستن اینترنت توسط دو مسعود، یکی مسعود رجوی سازمان و دیگری مسعود پزشکان رئیس دفتر حاکمیت نظام!!! اما بعد؛ حتی پیامک گوشی و پیام‌رساندن شخصی و گروهی در پیام‌رسان‌های حکومتی "بله" و "ایتا" را هم حاکمیت بست؛ در واقع کل ملت را به فلَک و کُتک بست! واقعاً اسوه هست این حاکمیت با این شکل و شگرد. این نوع حکمرانی را صادر هم باید کرد! این پلتفرم‌ها را حکومت ساخت که جایگزین مثلاً پلتفرم‌های فیلترشده شود، اما عملاً دیدیم  عین کره شمالی شد کشور این چندین روزی؛ یعنی مسدودسازی مطلق کل ملت و میهن به روی جهان و جهان به روی ایران. روزگاری مسعود رجوی رهبر سازمان مجاهدین خلق، سالیان سال در پادگان اشرف در استان دیاله‌ی عراق حکومت تشکیل داده بود. او نیز، گوشی‌های تلفن همراه را بر تمامی اعضا سازمان مجاهدین خلق ممنوع و حرام کرده بود تا هرگز به جهان بیرون! دسترسی نداشته باشند، فقط به پیشوای سازمان گوش بسپُرند. بگذرم. به قول  غلامحسین کرباسچی در روزنامه "هم‌میهن" خطاب به حاکمیت و آقای مسعود پزشکیان: "آقای رئیس‌جمهور از این مردمی که این قدر از در صحنه بودنشان تعریف کردید اگر نظرخواهی کنید، اغلب آن‌ها می‌دانند که مشکل اقتصادی کشور در سیاست خارجی آن است. پس باید برای سیاست خارجی قدم بردارید... زمانی به آقای پزشکیان پیغام دادم که برو و بشین و قانع کن شرایط کشور چگونه است و چه بحران‌هایی ممکن است رخ دهد، این مسئله روابط خارجی باید حل شود. آقای هاشمی رفسنجانی رفت و روبه‌روی امام نشست و با وجود آن کاریزما و اطاعتی که همه نسبت به امام داشتند، ایشان را قانع کرد که قطعنامه پذیرفته شود. برای اینکه آقای هاشمی رفسنجانی در اوهام زندگی نمی‎کرد حتی وقتی می‎خواست با دشمنان و مخالفانش برخورد کند نیز چنین رویکردی داشت." آری به نظر من (دامنه) آئین کشورداری این نیست. میهن به  عدل، علم، عقل (= داد - دانش - درایت) اداره می‌شود، نه با این شیوه و شگرد. بازخوردها در بخش کامنت‌ها:

تحلیل علی صالح آبادی از حکومت ایران

پنجشنبه, ۱۹ دی ۱۴۰۴، ۰۸:۴۷ ق.ظ | دامنه | ابراهیم طالبی دارابی | ۱۱ نظر
صداهایی که شنیده نشد! متن نقلی از : علی صالح آبادی مدیر مسئول روزنامه ستاره صبح : علوم انسانی قواعدی دارد که اهل فن، آن را می فهمند، می دانند و از آن بهره می برند. دانشمندان و کنشگران حوزه علوم سیاسی مهم ترین سرمایه را در جوامع پیشرفته که آرمانی نیستند، بلکه عملگرا هستند مردم می دانند. شاه در نظام های سلطنتی حرف اول و آخر را می زند و گوش شنوایی هم ندارد و یافته های علوم انسانی را نمی بیند و اگر هم ببیند به دیده شک به آن نگاه می کند که این رویه باعث می شود مردم دچار مشکلات و دشواری شوند و دست به اعتراض بزنند. علت سقوط رژیم سلطنتی در ایران همین بود.
 
- مجید تهرانیان (۱۳۹۱-۱۳۱۶) متولد مشهد بود. وی تحصیلاتش را در دانشگاه هارواد امریکا در رشته اقتصاد سیاسی و توسعه گذراند. او که جزو رهبران کنفدراسیون دانشجویان چپ مارکسیست بود، پس از ۷ سال تدریس در دانشگاه هاوایی به ایران بازگشت و توسط ساواک دستگیر و زندانی شد. او در زندان توانست ساواک را قانع کند که به دنبال توسعه ایران است، اگر به او فرصت داده شود.
 
- تهرانیان پس از آزادی از زندان به کمک عباس اسدی که در فرانسه درس خوانده بود، اولین «نظرسنجی» یا «پیمایش» سراسری را در ایران انجام داد و پژوهشکده ای هم در این ارتباط راه اندازی کرد.
 
- تهرانیان سال ۱۳۵۳ نظرسنجی را آغاز و سال ۱۳۵۴ به پایان رساند. یکی از یافته های وی و همکارانش این بود که بیش از ۹۰ درصد مردم ایران مذهبی هستند.
 
-  نتیجه دیگر نظرسنجی این بود که طبقه متوسط ناراضی است و علت نارضایتی آنها نبود آزادی است. روحانیون هم جایگاه ویژه ای در بین مردم داشتند.
 
- گروه تهرانیان به سراغ مسئولان رفتند و از آنها پرسیدند که آیا شما به حرف هایی که می زنید باور دارید؟ پاسخ نه بود؛ آنها گفتند حکومت به ما دیکته می کند که این گونه سخن بگویید. حتی مدیران و گویندگان رادیو و تلویزیون ملی ایران نیز همین پاسخ را می دادند، یعنی به آنچه می گوییم باور نداریم.
 
-  تهرانیان پیش بینی کرد که در ایران انقلاب می شود که درست از آب در آمد و این انقلاب، انقلاب مذهبی بود.
 
اگر شاه به توصیه ها و یافته های پژوهش و نظرسنجی توجه می کرد و دست به اصلاحات ساختاری به نفع مردم می زد، به انتخابات آزاد تن می داد، زندانیان سیاسی را آزاد می کرد و به قانون اساسی مشروطه و متمم آن که در آن شاه فاقد اختیارات مطلقه بود، عمل می کرد، انقلاب نمی شد. علت انقلاب این بود که شاه کارشناسان، سازمان برنامه و بودجه و دیگر مراکز تصمیم گیری را زیر پا گذاشت و به آنچه خود تشخیص می داد، عمل می کرد و برای نظر مردم هم اهمیت قائل نبود. این علت دیگر وقوع انقلاب بود. مجید تهرانیان و عباس اسدی بعدها نتیجه نظرسنجی را در کتابی با عنوان «صدایی که شنیده نشد» چاپ و منتشر کردند که این کتاب موجود و قابل دسترس است. در دهه های گذشته بسیاری از مصلحان و خیر اندیشان از طریق گفتار و نوشتار نسبت به آنچه زیر پوست جامعه می گذرد، به حاکمیت هشدار داده اند که رویکردها در داخل و خارج را تغییر دهد. به عنوان مثال انتخابات آزاد و بدون استفاده از نظریه استصوابی باشد و در مسائل مهم با بهره گیری از اصل ۵۹ قانون اساسی همه پرسی برگزار شود و سیاست غرب ستیزی، امریکا ستیزی و ... کنار گذاشته شود و درامدهای کشور در داخل هزینه شود و نه جاهای دیگر؛ چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است. اگر حاکمیت به این توصیه ها عمل می کرد، امروز شاهد جنگ و اعتراض نبودیم؛ حالا هم دیر نشده و حاکمیت می تواند رویه های گذشته را کنار بگذارد و به آنچه مردم طالب آن هستند که زندگی خوب است، عمل کند.

بودا دایما" می‌گفت: بی فکر، هم‌اکنون هم مُرده است

چهارشنبه, ۱۸ دی ۱۴۰۴، ۰۵:۴۸ ب.ظ | دامنه | ابراهیم طالبی دارابی | ۲ نظر

یک مرغ بالای نیم میلیون تومان!!! نگارش دامنه ۱۸ ، ۱۰ ، ۱۴۰۴ : مرغ شد کیلویی ۲۷۸ هزار تومان. یعنی اگر کسی یک مرغ متوسط بخرد، ۵۵۵ هزار تومان باید از جیب بدهد. منبع خبر: اینجا جا این تنگی‌های معیشتی واقعاً امری ساده نیست. نشانه‌ی مستقیم بن‌بست این نظام روحانیت است که کشورداری را معادل اجرای شریعت شیعه و ستیزه با "جهان غرب" و "سران عرب سازشکار" می‌پندارد. تاریخ ایران را زیاد نیاز نیست عقب رویم، همین یک سده پیش، قند در تهران گران و کمیاب شده بود، حکومت به جای پذیرفتن عجز و فساد خود، بازاریان را در خیابان فلک بست و مردم را مثلاً سر جای خود نشانْد. آخه خاورمیانه به شما چه؟! مرغ و تخم‌مرغ و برنج و لوبیاچیتی را نمی‌توانید به‌درستی مدیریت کنید، دخالت در امور کشورهای دیگر پیشکش. واقعا" وقت تغییر کیست؟ ملت؟! یا حکمرانان نابلد و ستیزه‌گر این مملکت. بگذرم!  بودا دایما" می‌گفت: "بی‌فکر، هم‌اکنون هم مُرده است". آفرینش! آفریدگار! ملت ایران را به دست افراد بافکر بسُپار. شدیدترین نیاز امروز ایران، میهن‌مان. / ابراهیم طالبی دارابی دامنه.

مقاومت در خاورمیانه و مقاومت در برابر ملت ایران

دوشنبه, ۱۶ دی ۱۴۰۴، ۱۱:۴۵ ق.ظ | دامنه | ابراهیم طالبی دارابی | ۰ نظر

نگارش دامنه می‌گویند در برابر اسرائیل دو جبهه وجود دارد: ۱. جبهه‌ی سازش. ۲. جبهه‌ی مقاومت. محور سازش معتقد است پس از چند جنگ از پنجاه شصت سال پیش با اسرائیل و آزمودن حاصل ستیز، خاورمیانه دیگر باید با اسرائیل به صلح و رابطه برسد ولو آن که حق از آن فلسطین است، زیرا جنگ با اسرائیل نتیجه‌بخش نیست و خاورمیانه را از زندگی عادی و امنیت و توسعه خارج می‌کند. محور مقاومت اما بر آن است از یک سو با تفکر سازش به مقابله‌ی سیاسی و مفهومی برخیزد و حتی خیزش "بیداری اسلامی" علیه‌ی سران عرب ایجاد کند و از دگر سو نیروهای مقاومت را مسلح و پیکارگر نگه دارد. ج.ا.ایران -که محور مقاومت را با نیروهای اعزامی خود و نیروهای نیابت از مستضعفین چند کشور در خاورمیانه خصوصاً افغان‌ها، سازماندهی کرده بود- در اثر جنگ اسرائیل در هفت جبهه و غلبه‌ی ارتش اسرائیل بر همه، بشدت تضعیف شد و این محور، تقریباً فرو پاشید و یا دست‌کم از ابتکار عمل باز ماند و تقریباً تمام سران این مقاومت از نظامیان ایران و جنبش لبنان و حماس و ... توسط اسرائیل ترور شدند. به نظر من بزرگترین ضعف نظام ج.ا.ایران این بود نظامیان خود و نیروهای مسلح محور مقاومت به‌ویژه حزب‌الله لبنان را در سرکوب قیام مردم سوریه مشارکت داد و مرتکب خطای استراتژیک شد که همچنان نزد ملت سوریه و ایران مورد مؤاخذه است که سرانجام آن جز شکست و خسران نبوده است؛ بشار اسد دیکتاتور سوریه به مسکو فرار کرد و هزینه‌های ایران بر باد فنا رفت و نیروهای اعزامی آن از سوریه متواری شدند و ممکن است از سرنوشت تعدادی از آن چیزی در دست نباشد یا استتار صورت گرفته است تا ملت سر در نیاورد. اما اینک ج.ا،ایران در درون میهن با اعتراضات مردمی مواجه شد که از ۷ دی ۱۴۰۴ از بازار تهران شروع شد و به سایر شهرهای کشور سرایت کرد و همچنان ادامه دارد. مسئله این است: در خاورمیانه اگر مقاومت بوی مقابله با اسرائیل می‌دهد، در داخل ایران، مقاومت در برابر اعتراضات به‌حق مردم بوی چه چیزی را می‌دهد؟! یقیناً مقاومت در برابر خواسته‌های مردم -که از فروپاشی اقتصاد ایران به فریاد و فغان آمده‌اند- صورت خوشی ندارد. عدلی‌ترین و عقلی‌ترین و علمی‌ترین مسیر، مسیری است که ملت آن را بخواهد؛ اکثریت ملت مدت‌هاست مطالبات سیاسی و اقتصادی و حتی روابط خارجی را به گوش حکومت و حاکمیت و حتی چند دولت از ۲ خرداد ۷۶ به این ور، رسانده است، اما حاکمیت پند نگرفت و نمی‌گیرد و شد آنچه خردمندان، آن را به‌دقت قابل وقوع می‌دانستند. مقاومت، خوب است،؛ البته نه در برابر ملت، بلکه در برابر هر گونه زور و زر و تزویر در سیاست و حکومت. ج.ا.ایران همان‌مقدار حامیان خود را حق تظاهرات می‌دهد، معترضان خود را هم می‌بایست حق اعتراضات دهد تا به تراکم و شکاف نمی‌انجامید؛ بحران از بحرا‌ن‌های پنجگانه‌ی مشارکت، مشروعیت، توزیع، هویت و... لبریز شد و اینک ملت فغانش از معیشت و تنگی زندگی است. کجایی عقل؟!؟ واقعاً کجایی؟! متن دوم من: ملت باید تغییر کند؟! یا حکمرانان؟! نگارش چاپ شب دامنه ۱۶ ، ۱۰ ، ۱۴۰۴ : اقتصاد در ج.ا.ایران با دو بحران نوسان و بی‌ثباتی وارد شوک و شکاف و اعتراض شد. سقوط ارزش ریال ایران دیگر به قول کارشناسان فن، "روزانه و هفتگی" نیست بلکه حالا دیگه در نگاه فعالان بازار "ثانیه‌ای" گردیده است. چندماه پیش در همین صحن گفتم شیوه‌ی حکمرانی این نظام چنان غیرعقلانی است که قیمت یک دلار را به ۵۰۰ هزار تومان هم می‌رسانَد. حالا امروز دلار سه‌شنبه ۱۶ ، ۱۰ ، ۱۴۰۴ در بازار آزاد "به ۱۴۶ هزار و ۳۰۰ تومان" صعود کرد؛ هم یک "رکورد تاریخی، و هم علامت یک "فروپاشی تدریجی اعتماد به سیاست‌های پولی و ارزی". حکمرانان ایران! دست از سر این ملت بردارید که با دشواری دارند معیشت می‌گذرانند. بگذرم. آن که باید تغییر کند ملت نیست، حکمرانان‌اند. بیش‌ازین میهن را در معرض و حلقوم مخاطرات نبرید. از سرنوشت سوریه و ونزوئلا و جنوب لبنان بیآموزین!

شمس‌الواعظین و چیزی چون تلویزیون!

دوشنبه, ۱۶ دی ۱۴۰۴، ۰۹:۲۵ ق.ظ | دامنه | ابراهیم طالبی دارابی | ۱ نظر
نگارش دامنه ۱۶ ، ۱۰ ، ۱۴۰۴ : با آقای ماشاالله شمس‌الواعظین سردبیر روزنامه‌های توقیف‌شده‌ی "جامعه"، "توس"، "آزادگان"، "نشاط" توسط حاکمیت، دیروز مصاحبه‌ای درباره‌ی مسائل روز شد. دو حرف از حرف‌هایش اهمیت بیشتری داشت که بدان می‌پردازم. ابتدا بگویم هر یک از ما در صحبت‌ها و نوشته‌ها، وقتی می‌گوییم: "می‌پردازم" این لفظ رایج در واقع همان فن پردازش است. پردازش، هم فن مؤثر در خبر و تفسیر خبر است، و هم فنی در امنیت برای پیش‌بررسی و عملیات اطلاعات می‌باشد. بگذرم. ببینیم شمش‌الواعظین از چه روی، این دو مسئله را مطرح کرده است. او گفت:
 
- " تولید پیام در ایران و داخل کشور اتفاق می‌افتد، اما پردازش پیام به خارج از کشور می‌رود، آنگاه همراه با سیاست‌های بیگانگان تنظیم و سازگار می‌شود و بعد به کشور ما بازمی‌گردد. در نتیجه، دریافت‌کنندگان پیام در داخل، پیام‌هایی دریافت می‌کنند که خطرناک، مسموم و آلوده است؛ حداقلش این است که با منافع ملی ما سازگاری زیادی ندارد."
 
- "من معتقدم و بارها این نکته را گفته‌ام که اگر اجازه دهند، آمادگی آن را دارم که حتی یک شبکه تلویزیونی با پرداخت پول سالانه به صداوسیما راه‌اندازی کنم؛ حتی تیم من هم آماده است. من به صورت رسمی اعلام می‌کنم که کاری خواهم کرد که مرجعیت رسانه دوباره بومی‌ شود و به کشور بازگردد. مهارت‌ها و دانش همه‌چیز در داخل کشور در این رابطه وجود دارد. امیدوارم چنین اتفاقی بیفتد. شاید حضور فعلی من در این شورا مقدمه‌ای برای آن کار بزرگ باشد."
 
در مورد این دو مسئله -که شمس‌الواعظین از سر صداقت و قصد اصلاح مطرح کرده است- من نظرم این است: ۱. حکومت‌های ایدئولوژیک (چه مذهب دینی و چه مکتب سیاسی) به علت "خودحق‌پنداری" مطلق و هراس از آزادی ملت، هم در تولید خبر و هم در پردازش خبر، قلبِ واقعیت می‌کنند؛ آثار خبر را به سود رژیم خود واژگون می‌کنند تا مردم را بفریبند و رژیم خود را ادامه‌دار داشته باشند. در واقع، برای نیل به مقصود، از روی نیت و عمد، تقلب خبر می‌کنند، نه تفسیر واقعیت خبر. ۲. نظام‌های سیاسی بسته، هرگز محیط حکومتی خود را به روی فضای آزاد و به‌جریان‌افتادن اطلاعاتِ آزاد، باز نمی‌کنند.

تهیه لیست غرامت سنگین سوریه علیه نظام ج.ا.ایران

يكشنبه, ۱۵ دی ۱۴۰۴، ۰۴:۴۷ ب.ظ | دامنه | ابراهیم طالبی دارابی | ۱ نظر

نگارش ۱۵ ، ۱۰ ، ۱۴۰۴ : آقای علی‌اکبر ولایتی درباره‌ی "جنگ ۱۲روزه" گفت اگر جنگ چند روز دیگر ادامه می‌یافت، برای اسرائیل "خسارت‌های عظیم و جبران‌ناپذیری" رقم می‌خورد. آقای ولایتیِ تحتِ وَلا و وِلا، اگر به قول خودت "خسارت عظیم" به اسرائیل می‌زدید! پس چرا تن به آتش‌بس تحمیلی دادید؟! شماها که منتظر چنین روزی بودید که اسرائیل را "از صفحه‌ی روزگار محو" کنید، خاب؛ چرا عقب نشستید و آتش‌بس را پذیرا شدید؟! بگذرم ازین حرف‌ها و رجزهای توخالی! که از پفک! و چسفیل! سبُک‌تر است، بهتر است حکمرانان این نظام ج.ا.ایران این حرف مهم "محمد یسر برنیه" وزیر دارایی دولت جدید سوریه را ببینند که دیروز ۱۴ دی ۱۴۰۴ رسماً اعلام کرد:

 
 "بدهی‌های ما به ایران و روسیه وحشتناک است و در حال آماده‌سازی ادعاهای متقابل هستیم. اگر آنها مبالغ مشخصی را مطالبه می‌کنند، ما به دلیل سهم آنها در ویرانی کشور، چندین برابر آن مبلغ را مطالبه خواهیم کرد. از مسئولان ایرانی زیاد شنیدیم که می‌گویند سوری‌ها کم وفا هستند و رقم معینی به عنوان بدهی دولت سوریه به ایران اعلام می‌کنند. بگذارید به آنها بگویم مثلی در سوریه داریم که می‌گوید آنکه خجالت می‌کشید مُرد، ما در حال تهیه لیست غرامت علیه‌ی دولت ایران هستیم. غرامت برای کشتار و ویرانی شهرها و تآسیسات سوریه و کمک به رژیم بشار اسد از ایران خواهیم گرفت. می‌دانیم این پرونده پیچیده و سختی است ولی دهها برابر مطالبات ایران را از آنها غرامت تعیین کردیم و این پرونده در وزارت دارایی در حال تکمیل است و یک لیره سوریه را از دست نخواهیم داد."
 
اگر ممکن است بار دگر سخن یسر برنیه سوریه خوانده شود و پرسیده شود آنان که فرمان اعزام به سوریه برای حفظ خاندان اسد را می‌دادند، به ملت ایران و سوریه پاسخ دهند که چرا به سوریه رفته بودند؟ چه کارهایی آن جا کردند؟ چقدر برای بقای دیکتاتور اسد هزینه کردند؟ از سرنوشت نیروهای اعزامی به سوریه به مردم اطلاع دهند؟ ملت صاحب این مملکت است، پس باید به ملت جوابگو بود. دامنه

حکومت و ملت و معترض

پنجشنبه, ۱۲ دی ۱۴۰۴، ۱۰:۴۸ ب.ظ | دامنه | ابراهیم طالبی دارابی | ۲ نظر
نگارش دامنه ۱۲ ، ۱۰ ، ۱۴۰۴ : سخنی از آخرین رسول آسمانی محمد بن عبدالله ص همواره در گوش انسان شنیده می‌شد که "کَما تَکونوا یُوَلّى علَیکُم" یعنی هرگونه شما باشید، همان‌گونه بر شما حکومت مى‌شود. در واقع به یک عبارت، این سخن معنی‌اش این است اگر مردم اعتراض کردند و نخواستند، حکومت حق ندارد بر آنان بر خلاف خواست‌شان حکمرانی و زوررسانی کند. آیا اینک ملت دارد این حرف پیغمبر ص را رعایت می‌کند یا جمهوری اسلامی ایران؟!
 
متن دوم من:
جواب اعتراضات، گلوله نیست!
نوشته‌ی دامنه چاپ شب. ۱۲ ، ۱۰ ، ۱۴۰۴ : مردم وقتی می‌بینند آخوند و سیاستمدار و سپاهی و دیپلمات و... برای حل بحران اقتصادی و معیشتی و حتی حقوق اساسی، با شیوه‌های کاملاً غیرعلمی و احساسی کشور را به مرحله‌ای از بحران‌های حاد و رجزخوانی و رقابت تسلیحاتی می‌برند و داخل کشور را رها و به مرز اسرائیل می‌روند، حق دارند از فروپاشی پول ملی به عجز آیند و فریاد را خود را در خیابان به گوش حکومت برسانند. چون آنچه در روزنامه‌ها و فضاهای مجازی به حکومت گوشزد کردند و تقاضاها نمودند، مؤثر نیفتاد. جواب این معترضان، گلوله نیست. فروریختن خون معترضان همان‌قدر گناه دارد، که خون دیگران. حکومت باید صدای مردم را صدای حقیقت و صوت عدالت بداند. غیر ازین هر چه کند، مسئول عواقب آن است. دامنه
 
متن سوم من:
رفتار دوگانه‌ی حکومت با دو جور تجمع اعتراض‌آمیز
نگارش دامنه ۱۳ ، ۱۰ ، ۱۴۰۴ : هر جمعه چندین شهر -گویا ۶۰۰ شهر- توسط مقامات ج.ا.ایران نمازجمعه اجرا می‌شود. پایان آن هم معمولاً شعار می‌دهند. بماند که هزاران دقیقه وقت و هزینه صرف آن می‌شود شامل آتش‌نشانان، اورژانسیان، پاسبانان، شهرداران، برگزارکنندگان و اندک‌نمازگزاران. در هر مسیر منتهی به مصلیٰ هم خیابان‌ها را تا چندین ساعت به روی مردم می‌بندند. بماند این وسط چقدر از جیب ملت اضافه‌کار به دست‌اندرکاران آن نیمروز نماز می‌دهند. این به‌کنار. حکومت و حاکمیت مدت‌هاست هرگز تن به خواسته‌های مردم و بزرگان و خردمندان نمی‌دهد. ساختار قدرت هم به‌هیچ‌وجه خود را نه ناکارآمد می‌داند و نه یک قدم حاضر است به نفع منافع ملی سیاست غلط را تغییر دهد، جان مردمِ دچار انواع بی‌عدالتی و تبعیض و فقر، به لب می‌رسد، چاره‌ای جز ورود به خیابان نمی‌بیند و اعتراض خود را به گوش ناشنوای قدرت می‌رسانَد که بلکه سرِ عقل بیایند. اما بین حکومت و معترضان بن‌بست پدید می‌آید، زیرا حکومت خود را نماینده‌ی "مهدی موعود علیه‌السلام" می‌داند و آن حرف مشهور را که "حفظ نظام، از اوجب واجبات است"، حجت خودش می‌پندارد. حال آن‌که از امام خمینی سخن دیگری هم مشهور شده است که گفته بود اگر روزی مردم بیایند علیه‌ی شما -روحانیت حاکم و حکومتیان این نظام- تظاهرات کنند آن روز هم به تعبیرش "ایام‌الله" است و به همین علت گفت "بترسید از آن روز". حالا من کاری ندارم که آیا خود امام خمینی صدای ملت را می‌شنید؟ یا نه؟!. مسئله اینک این است، حکومت به تجمع نمازجمعه‌ی هر هفته که اغلب سهمیه است، همکاری و حتی همراهی می‌کند و نماز را هم دولتی حکومتی کرده است، اما به اعتراضات مردمی که جز فریاد خیابان، جایی را ندارند، هزاران انگ می‌زند که بتواند سرکوب را توجیه نماید. گلوله و شلیک اگر کارساز بود، شاه در ۱۷ شهریور ۵۷ حمام خون بپا کرده بود، ولی رفت! وقتی تو به مخالف خود حتی پایان نمازجماعت‌ها می‌گویی: "مرگ بر ضد ولایت فقیه"، خاب آن معترض شعار را بازسازی می‌کند فریاد دیگری سر می‌دهد. حق هم، تساوی است در بشر، نه در تبعیض. صدای ملت را تقسیم نکنید، شلیک به صدای ملت، عاقبت درین دنیا ندارد.
 
متن چهارم من:
فقط کاسب راست نمی‌گوید،
اکثریت ملت هم راست می‌گوید
 
نگارش دامنه ۱۳، ۱۰ ، ۱۴۰۴ : سایت آقاخامنه‌ای امروز ۱۳ دی ۱۴۰۴ سخنی از وی نقل کرد در مورد اعتراضات اخیر مردم -که همچنان از ۷ دی تا هم‌اینک ادامه دار شده است- گفت:
 
- "کاسب راست می‌گوید که با این شرایط نمی‌تواند کاسبی کند... اعتراض بازاری‌ها به این مشکل، مطلب درستی است... اعتراض بجا است اما اعتراض غیر از اغتشاش است.. مسئولان باید با معترض حرف بزنند اما حرف‌زدن با اغتشاشگر فایده‌ای ندارد بلکه باید او را سر جای خود نشاند." پایان نقل قول
 
در مورد موضع و مبانی بالا، چند حرف برام مانده است که باید زد: ۱. نه فقط بازاری و کاسب‌ها درین سلسله اعتراضات "راست" می‌گویند؛ به نظر من کارگران هم راست می‌گویند، دانشجویان هم راست می‌گویند. رانندگان هم راست می‌گویند. مستضعفان هم راست می‌گویند. معلمان فراوان ایران هم راست می‌گویند. روحانیان غیروابسته و وراسته و برخی از مجتهدان منتقد هم، راست می‌گویند. پس فقط کاسب نیست که فریادش را اعتراض نامید، در مورد سایرین هم باید اعتراض را پذیرفت. ۲. بر فرض حکومت واقعاً می‌خواهد به همین تعبیر، بین "اعتراض" از "اغتشاش" فرق گذارَد؛ به چه شیوه‌ای می‌تواند اسم اعتراض را اغتشاش بگذارد و اغتشاشگر را "سر جای خود" بنشاند؟! ۳. ده سال حکومت امام خمینی را فعلاً درین متنم ورود ندارم، اما چهل سال حکومت آقاخامنه‌ای که، شاهدند همه که چندین مرتبه‌ی متوالی و متناوب، مردم در خیابان‌های ایران اعتراض کردند، ولی نه فقط حکومت با آنان حرف نزد، بلکه سرکوب کرد و انگ زد و به زندان برد و از حقوق سیاسی و اجتماعی محروم‌شان کرد. درین چهل سال، کجا حکومت حرف معترض را گوش کرد؟! اگر گوش می‌کرد و عقل مردم را به حساب می‌آورد، این نظام دچار انواع فساد و بی‌عدالتی، به این بن‌بست هولناک نمی‌رسید. مردم زیر ضربات ناکارآمدی‌های این سیستم دارند، له می‌شوند ولی قدرت حرف خودش را فقط می‌زند. حتی دادِ آقانوری‌همدانی هم -که روحانی حامی قدرت و حاکمیت بود- همین روزهای اخیر بشدت در آمد. عین سخن این روحانی قم:
 
- "مردم از گرانی و سختی معیشت، به ستوه آمدند.. کاهش ارزش پول ملی، مردم را سرگردان کرد و این گرانی و سختی معیشت، کمر مردم را خم کرد... باید مشکل حل شود و مردم راضی باشند." پایان نقل قول
 
آری؛ مردم حاضر و راضی نباشند حتی حضرت علی ع هم حکومت را قبول نمی‌کرد. مردم خواستند، امام علی ع آمد و حکومت تأسیس کرد. عدل، عقل، علم. حکومت باید به این سه پایه تن دهد و بر آن تکیه دهد. هر چند بر همگان معلوم است این حکومت، هرگز رویکردی عقلانی و مشورتی و علمی و نگرش آشتی جهانی رو نخواهد کرد. آنان چند دهه است بنا دارند خاورمیانه را آباد کنند و آزاد کنند! ای بسا به قول حضرت علی ع عبرت‌ها کثیر، ولی عبرت‌گیر، قلیل.

ترامپ از دخالتِ ایران در خاورمیانه به داخل خود ج.اایران ورود کرد

سه شنبه, ۱۰ دی ۱۴۰۴، ۱۱:۰۵ ق.ظ | دامنه | ابراهیم طالبی دارابی | ۱ نظر

نگارش دامنه ابراهیم طالبی دارابی ۹ ، ۱۰ ، ۱۴۰۴ : ترامپ و نتانیاهو در آمریکا در مورد ج. ا . ایران، غزه‌ی فلسطین، سوریه، لبنان رایزنی امنیتی، نظامی کردند. ابتدا آنچه ترامپ صریح‌تر از هر زمان بر سر ایران بر زبان راند:

 
- "ایران مشکلات زیادی دارد! شنیده‌ام که ایران در تلاش است تا قابلیت‌های هسته‌ای خود را بازسازی کند و اگر این کار را انجام دهد، ما آن را نابود خواهیم کرد... ایران می‌توانست قبل از حملات تابستان با ما به توافق دیپلماتیک برسد... شنیده‌ام ایران می‌خواهد توافق کند. اگر آنها می‌خواهند توافق کنند، این خیلی هوشمندانه‌تر است...
 
- و در ادامه در پاسخ به این‌که "آیا به بنیامین نتانیاهو اجازه می‌دهد دوباره به ایران حمله کند" گفت: «برای موشک‌های بالستیک، بله. برای سلاح هسته‌ای، سریع!"
 
- ازو پرسیدند "آیا از سرنگونی رژیم ایران حمایت می‌کنید؟" که ترامپ این‌بار، بارِ سخن خود را از دخالت ج.ا.ایران در خاورمیانه به داخل ایران قرار کرد و صریحاّ گفت: "من نمی‌خواهم در مورد سرنگونی یک رژیم صحبت کنم. آنها مشکلات زیادی دارند، تورم وحشتناکی دارند، اقتصادشان نابود شده، اقتصادشان خوب نیست و می‌دانم که مردم خیلی خوشحال نیستند. اما فراموش نکنید، هر بار که شورشی رخ می‌دهد یا کسی گروهی کوچک یا بزرگ تشکیل می‌دهد، شروع به تیراندازی به مردم می‌کنند، می‌دانید، مردم را می‌کّشند. من این را سال‌ها تماشا کرده‌ام. نارضایتی عظیمی وجود دارد. آنها افراد بسیارشروری هستند."
 
اینک بررسی کوتاه و کمی تحلیل ماجرا:
 
من نوروز ۱۴۰۴ تحلیلی نوشته بودم و در آخر همان ماه نوروز توضیحاتی در جمعی داده بودم که پروژه‌ی "۲۰۲۵" به صورت لج ترامپی پیاده می‌شود و اسرائیل به ج.اایران حمله‌ی نظامی قطعی می‌کند. هدف را دو چیز اعلام کرده بودم: یا خاورمیانه‌ی عاری از نظامیان و نیابتیان ایران و یا ایرانِ عاری از نظام ج.اایران. در مورد هدف اول آنچه ترامپ در نظر داشت پیاده کرد:
 
- نابودی تمام سایت‌های اتمی ج.ا.ایران
- تارومار کردن تمام نظامیان ج.ا.ایران از خاورمیانه 
- منزوی‌ساختن ج.ا.ایران در جهان
- فشار تحریم و اجماع علیه‌ی ج.ا.ایران
- جنگ اسرائیل در هفته جبهه‌ی همزمان با نیابیان -که ج.اایران آن را "محور مقاومت" می‌نامد- و تسلط ارتش اسرائیل بر تمام حریم امنیت خاورمیانه
 
اینک با توجه به نشست مخاطره‌آمیز رایزنی نظامی ترامپ و نتانیاهو در "پالم‌بیچ فلوریدا در اقامتگاه پرزیدنت ترامپ در آمریکا، فاز دوم لج ترامپیِ پروژه‌ی "۲۰۲۵" در حال پیاده‌شدن است. این‌بار با تز برخورد با توان بالستیکی ایران و احتمالاً مقدمه‌چینی مرحله‌ایِ ایرانِ عاری از نظام ج.اایران. اگر سبک صحبت ترامپ را در بند سومی بالا دقیق مرور کنیم، چنین برنامه‌ای استشمام می‌شود. البته سیاست مانند ژانوس -نخستین پادشاه افسانه‌ای روم که پشت سر و جلوسر را همزمان می‌دید- دو سر و دو چهره دارد (عکس او در بالا) که موریس دوورژه فرانسوی استاد برجسته‌ی علم سیاست، سرشت سیاست را ژانوسی می‌دانست" یعنی سیاست همیشه و در همه‌جا پدیده‌ی دو وجهی (=ذوجنبتین) دارد:  تضاد و همگونی. ترامپ و ج.اایران در فاز ژانوسی سیاست می‌افتند و اسرائیل در میانه‌ی لج + لج، ارتش خود را بر حسب جمع‌آوری پنهان موساد، وارد ماجرا می‌سازد. ترامپ در فریب و دوچهره بودن در سیاست ژانوسی و عملیات روانی گیج‌سازی، به روایت بنگاه‌های جهانی خبری، چهره‌ای خبره است و راحت ملون رنگارنگ زیرا اصالت برای او تجارت است و سود وفور و فراوان.

سیری بر سه خبر نو و با اهمیت

يكشنبه, ۸ دی ۱۴۰۴، ۰۷:۴۹ ب.ظ | دامنه | ابراهیم طالبی دارابی | ۰ نظر

نگارش دامنه ابراهیم طالبی دارابی ۸ ، ۱۰ ، ۱۴۰۴ : من سه خبر را به سبک پردازش نقل می‌کنم و آن‌گاه دست به تحلیل و بررسی خبر سوم می‌زنم؛ خواندن یا نخواندن در اختیار خودتان. زیرا بر اِتلاف اوقات هیچ مخاطب بنا ندارم:

 

- خبر یکم: بودجه‌ی ۱۴۰۵ به تعبیر یک اقتصاددان -آقای علیرضا سلطانی- "سندی برای «مدیریت بقاست تا طراحی مسیر توسعه" که در "بحرانی‌ترین مقاطع اقتصاد ایران به مجلس ارائه شد؛ کشوری با "تورم بالا و مزمن، کاهش مستمر ارزش پول ملی، رکود سرمایه‌گذاری، کاهش پیوسته قدرت خرید خانوارها و در نهایت فرسایش شدید اعتماد عمومی نسبت به نظام سیاست‌گذاری اقتصادی".

 

- خبر دوم: آموس یادلین رئیس پیشین اطلاعات نظامی ارتش اسرائیل خبر داده دکترین امنیتی اسرائیل بعد از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ تغییر کرده و نه بر «مدیریت تهدیدها»، بلکه بر «متوقف‌کردن آن‌ها پیش از بالغ‌شدن» تمرکز دارد. این دکترین پیش‌دستانه بازیگران و شبه‌نظامیان نیابتی را هدف می‌گیرد. روشن‌ترین نمود این تغییر، جنگی‌ست که اسرائیل با ج.اایران آغاز کرد؛ که سال‌هاست خواستار "محود و نابودی اسرائیل" است.

 

- خبر سوم این است: آقاخامنه‌ای در پیامی به جوانان قاره‌ی اروپا این حرف را میان آوَرد که ج،اایران "مقابله با نظم ناعادلانه و تحکّم نظام سلطه در جهان کنونی" را در سر دارد و بناش این است "نظام عادلانه‌ی ملّی و بین‌المللی اسلامی" پدید بیاورَد؛ به تعبیر وی "دعویِ بزرگی که ایران اسلامی، پرچم آن را برافراشته و زورگویان فاسد و مفسد را برآشفته است."

 

تحلیل و بررسی من از این حرف آقاخامنه‌ای:

در علم سیاست و رشته‌ی روابط بین‌الملل اصلی وجود دارد که اراده‌ها چند وجه دارد؛ یکی از آن "اراده‌ی معطوف به قدرت" است. نظام کنونی ایران چنین هدفی برای خود در نظر گرفته است، اما آیا این در حد نظام هست، در وضعیت کنونی جهان، نه تنها نیست، بلکه ج.‌اایران در داخل و خارج کاملاً تضعیف شده است و حتی یک متحد و مؤتلف استراتژیک ندارد. معرفی این تز یا توصیفاتش، بر عهده‌ی پیروان این تز. من اما درین حرف آقاخامنه‌ای دست‌کم هفت نقص می‌بینم:

- نقص ۱ : نظم بین‌الملل اساساً صفت دین و مذهب نمی‌گیرد، متغیرهایی مانند امنیت و تکنیک و تاکتیک و نفوذ و ثروت و ثبات، آن را قوام و فرم می‌دهد. اشکال این است مثلاً همزمان چین بگوید نظم نوین چینی، روس بگوید نظم نوین روسی و آمریکا بگوید نظم نوین و انتشار ارزش آمریکایی می‌خواهند ابلاغ! کنند.

- نقص ۲ : ج‌ا.ایران توان ائتلاف و اراده‌ی روابط جهانی ندارد که بخواهد "نظم نوین بین‌المللی اسلامی" پدید آورد.

- نقص ۳ : نظم نوین باید شمول داشته باشد و فراگیر، نه این‌که آن را بگویند "اسلامی" شود. مگر جهان تماماً از اسلام پیروی دارند؟ آن هم از اقلیت شیعه در جهان اسلام؟!

- نقص ۴ : خود آقاخامنه‌ای به هیچ کشوری قادر نیست برود یا مایل نیست سطح مقام را در دیدارهای جهانی بشکند، آنگاه مگر ایجاد نظم بین‌الملل از دفتر و پیام و نامه ابلاغ می‌شود؟! و کشورها مگر پیرو فرد هستند که گوش‌به‌فرمان شوند! بگویند: چشم، اطاعت و تابع نظم شما شدیم! و تازه رایزنی و ائتلاف و اتحاد، به صورت تحکُم اسلامی مگر نظم بین‌الملل ایجاد می‌کند؟!

- نقص ۵ : نظم نوین زمانی ممکن است که کشوری معاملات و مبادلات کند و قدرت برتر ایجاد امنیت در چند قاره را داشته باشد. ج.اایران از پسِ اسرائیل در حد جغرافیای استان گیلان -یا کمی بیش یا کم از آن- بر نیامده است. به عمر کل انقلاب همچنان شعار معکوس محو اسرائیل سر می‌دهد و میهن را در معرض حملات حمله‌ی پیشدستانه‌ی نیرو هوایی مهلک ارتش اسرائیل قرار داده است، جنگ هم شده است. نظم نوین پیشکش!

- نقص ۶ : چطور ممکن است نظم بین‌الملل اسلامی در سر داشت و همان‌سان امید داشت مردم منطقه دولت‌های عربی را سرنگون کنند. نظم بین‌الملل را با دولت‌ها پدید می‌آورند که شکل رسمی دارند، نه با هزینه‌ی هنگفت نیروهای نیابتی با جذب مستضعف‌ترین افراد از مستأصل‌ترین بلاد.

- نقص ۷ : ج‌اایران از یک سو هزینه کرد اسرائیل را در زمین، چال! کند و از سوی دیگر رفت سوریه قیام عمومی و مدنی مردم را به سود دیکتاتور اسد سرکوب کرد، اینک در بدترین وضعیت گفته شود نظم نوین بین‌المللی می‌خواهد بسازد. حال آن‌که این نظام از گسترش بهار عربی در ده سال اخیر در خاورمیانه، بشدت ذوق‌زده شده بود ولی وقتی به سوریه سرایت و سرریز کرد ورق ج‌اایران برگشت و حرف‌ها عوض شد. بگذرم. به نظرم این تز خیلی از رئالیته خارج است. البته ایدئالیته‌بودن هم یک سهم است در سیاست، که سمّ می‌شود سرآخرش. در پایان این نکته را هم بگویم که کشوری که قادر نیست پول ملی خود را در قدرت خرید و جیب ملت لااقل حفظ کند، صحبت از ایجاد نظم بین‌المللی اسلامی کند، خیلی محل تردید و خیال است. کشور آنقدر در محیط امنیت به بن‌بست خورده است بودجه‌ی هنگفت آن از هزینه برای توسعه و رشد و آبادانی، به سمت رقابیت تسلیحاتی دنباله‌دار رفته است و هر چه زمان طی شود پول بیشتری می‌بلعد و عُسر و حرَج دهشتناک بر ملت وارد می‌سازد.

پاسخ دامنه به آقای شیخ جواد آفاقی

جمعه, ۶ دی ۱۴۰۴، ۱۲:۱۹ ب.ظ | دامنه | ابراهیم طالبی دارابی | ۱ نظر

نوشته‌ی دامنه ابراهیم طالبی دارابی ۶ ، ۱۰ ، ۱۴۰۴ :  سلام آقای شیخ جوادآقا آفاقی. در سطور پایانی جوابیه‌ات به من، دُشنام‌هایی نثارم کرده‌ای که دِشنه می‌گرفتی راحت‌تر به مقصود و مقصدت می‌رسیدی. نیز ابراز ناراحتی نارضایتی کردی که چرا "تسلیم" نمی‌شوم و نوشتی: "به ظن قوی نزدیک به یقین فرجام زندگیت فرجام ذلت افرین احمد کسروی و علی قلمداران و سید ابوالفضل برقعی و شریعت سنگلجی و... خواهد بود."

 

در برابر دُشنام‌ها و نسبت‌دادن‌ها در ادبیاتت، سکوت را ادامه می‌دهم، چون درین مسیر به‌سهولت داری مشخص می‌سازی شاکله‌ی شما چه ملکه‌ای می‌گیرد با معرکه‌ای که در دامش گرفتار آمده‌ای. اما در برابر، من جنابعالی را درین جوابم، به چند مسئله مهمان ضیافت علمی می‌کنم و بدان من اهل تسلیم‌شدن در برابر خرافات، خرابات، خیالات نیستم. عقلانیت، اخلاقیات، معنویت داروی دایمی انسان است و تفکر به داده‌های آفرینش و آفریدگار به وجه علم و ارزش:

 

۱. نه جرم است و نه منافی عقل و اخلاق که من نظرم این است روحانیت -دسته‌ی دنیازدگان آن- اگر از پستان مذهب شیر نمی‌مکید، مذهب و روحانیت اینی نمی‌شد که شد.

 

۲. نه جرم است و نه منافی عقل و اخلاق که من نظرم این است مذهب نمی‌تواند یک فرد را مادام‌العمر بدون هیچ بازخواست و نظارت از سوی ملت، بر میهن و مردم فرمانروایی مطلق کند؛ این مذهب نیست، مذبَح است که تفکر روحانیت آن را بر مردم تحمیل نموده است.

 

۳. نه جرم است و نه منافی عقل و اخلاق که من نظرم این است مبلغین دین از کشاورز و کارگر و کارمند و کاسب با کلاه‌های شرعیً اخّاذی می‌کنند و از جیب آنان جدا و به جیب خود یا "بیوت" می‌ریزند و "سهم" برمی‌دارند و سپس آن بیچارگان را مجاز به حج! یا رزق حلال، یا پاک‌شدن مال! می‌کنند. این کار، پاکسازی و مذهبی نیست؛ رمّالی و مفت‌خوری است، با اخلاق و عقلانیت نمی‌خواند.

 

۴. نه جرم است و نه منافی عقل و اخلاق که من نظرم این است سنت‌های رایجی مانند مراسم پرهزینه‌ی مُردگان، محافل ریاکارانه‌ی مداحان، حتی روضه‌خوانی‌های مداوم چند و چندین ماهه و چندین دهه با اساس عقل و علم در تبایُن است و حد متعارف آن کفایت می‌کند و بیشتر دُکان درآمد مبلغین است که در لباسی به اسم مذهب، کسب و کار مدام داشته باشند و از مردم متشرع پول به جیب بزنند.

 

۵. نه جرم است و نه منافی عقل و اخلاق که من نظرم این است بین حاکمیت و روحانیت پیوند تئوریک و پراتیک (=نظری و عملی) پدید آمده است و حال که چندین سال است فساد و بن‌بست رخ نموده است عواقب آن به حساب هم حاکمیت، هم روحانیت نوشته شده است و مردم روحانیت را همدست این فساد می‌دانند.

 

۶. نه جرم است و نه منافی عقل و اخلاق که من نظرم این است زندگی آخوندهای حاکمیتی و حکومتی علی‌الاغلب آلوده است. سبک زندگی و سطح زندگی آنان از دوره‌ی شاه به این سو به خاطر ارتزاق از قدرت، از سطوح زندگی مستضعفان و متوسطان ایران، بالا زده است، و با آن‌که باید ساده‌زیستی پیشه می‌کردند صاحب مکنت و مسکنت و مال و منال شده‌اند و ملت این رفتار روحانیت را پلشتی و نوعی سرقت حساب می‌کند و خروج از زیّ طلبگی. پارسایان این صنف البته همچنان در مشقت هستند و بشدت از همقطاران دنیادوست خود در عذاب و مؤاخذه‌ی وجدان بیدار.

 

۷. نه جرم است و نه منافی عقل و اخلاق که من نظرم این است که افول روحانیت به عنوان منبع معنویت رخ داده است و مذهب توسط آنان به سمت افکار دونِ عقل و اخلاق، تذهیب و نقاشی شده است و نقش روحانیت به عنوان پیشوایان اخلاق و درستکاری بشدت خدشه‌دار شده است. امروزه روحانی راننده کمتر جرأت دارد در خیابان و بیابان با همان عمامه رانندگی کند و از معابر گذر نماید. علت روشن است، همدستی با حکومتی که به ملت خود نه جواب می‌دهد و نه توان مدیریت میهن را دارد.

 

۸. نه جرم است و نه منافی عقل و اخلاق که من نظرم این است بر مردم دچار هزار مشکل و مخمصه، عیان شده است کمتر پیش آمده است منتسبان آخوندها (=به زبان محلی زک و زا) شغل‌های دولتی، شرکتی، نهادی، حاکمیتی و مدیریتی را با انواع حیله‌ها، مکرها، رابطه‌ها، رانت‌ها و ریاکاری‌ها اشغال نکرده باشند. خاندان روحانیان -اغلب‌شان- درین نظام تا توانستند صاحب میز و شغل و مدیریت شدند آن‌هم با دورزدن ضابطه و موازین. در خانواده‌هایی تا چند مهندس و لیسانس دارند، اما از گرفتن یک شغل دولتی یا حتی شرکتی، عاجزند. بگذرم. آمار خاندان روحانیان را بگیرند هر کس کاملاً آشکار می‌شود آیا بیکار دارند، یا همه به طرز و طریقی با آسان‌ترین رفتار! شغل‌های آسان گرفتند. در آخر برای آن شیخ هم‌محلی آرزوی روزی می‌کنم که وقتی میان مردم پا گذاشت، حق را بشنود، حق را کتمان نکند، حق را پایمال نکند و به حق و حقیقت گراید و از سلطه بر سرنوشت جوانان دست کِشد و چراغ "عقل" را با تمسک به "نقل"، خاموش نکند و هر چه خرافه است را به خورد نسل نو ندهد که این نسل هرگز تن به جزم و تحمیل نمی‌دهد. پایان

حکومت یکدست، گوش ندارد!

پنجشنبه, ۵ دی ۱۴۰۴، ۰۲:۰۸ ب.ظ | دامنه | ابراهیم طالبی دارابی | ۰ نظر

نگارش دامنه ابراهیم طالبی دارابی. ۵ ، ۱۰ ، ۱۴۰۴ : آقای محمدجواد غلامرضا کاشی حرف درستی نوشت که "دوره‌ی مشروطه به پادشاهی رضاشاه پهلوی میدان داد... انقلاب سال ۱۳۵۷ به یک حکومت تئوکراتیک میدان داد. گفتار دمکراسی‌خواهانه‌ی اصلاح‌طلبان در ایران پس از انقلاب، شالوده‌ی گفتار اسلام‌گرایی را شکست... حاکمیت مستقر، از مردم می‌هراسد، اپوزیسیون برانداز نیز امیدی به حمایت گسترده‌ی مردم ندارد... چرخه‌ی تاریخی و تکرارشونده‌ی دمکراسی‌خواهی منتهی به استبداد، به پایان رسیده است... سودای حکومت تئوکراتیکی، سرانجام حکومت مردم بر مردم اینک به حمایت مردم از مردم انجامیده است. مسیر دشواری پیش رو وجود دارد. فهم تازه، سخن تازه، بازیگران تازه و الگوهای ارتباطی تازه می‌طلبد."

 

من سخنان آقای کاشی را منطبق بر واقعیات می‌دانم که بر سر ایران آوار شد. حکومت تئوکراتیک حکومت‌هایی با اسم یزدان‌سالاری دینی‌ست که در آن یک فرد با تکیه بر شعارهای تیزاب مذهب در رأس حکومت قرار می‌گیرد و با نام دین، حکمرانی و فرمانروایی یکّه‌سالارانه می‌کند؛ شامل خلافت، یا فقاهت، یا اِمارت، یا امامت، یا قُطبیت، یا سلطنت، یا فاطمیت، یا مهدویت، یا شیخوخیت و یا با هر اسم و رسم دیگر. حتی برخی از تحلیلگران مسائل روز ایران ازجمله آقای عباس عبدی دیروز ۴ دی در نشست منطقه‌ای حزب "توسعه ملی ایران" که با عنوان «چه باید کرد؟» در موسّسه‌ی "حکمت و فلسفه ایران" برگزار شد، به این نتیجه رسیدند با عملکرد بد حاکمیت، سیستم از کار افتاده است و بن‌بست و حتی فروپاشی در چند نهاد (نهاد دین، نهاد آموزش، نهاد رسانه، نهاد اقتصاد، نهاد خانواده، نهاد دولت و...) رخ داده است و ایران در حال وقوع یک رویداد بزرگ است. او حتی می‌گوید: "نهاد دین، فروپاشیده" است. عین نقلش: "من هیچ‌وقت مانند امسال، معتقد نبودم که سیستم دیگر نمی‌تواند به بقای خود ادامه دهد. دولت، دین، رسانه، اقتصاد، خانواده و آموزش چند نهاد اصلی کشور ما هستند که جامعه بر پایه‌ی آن‌ها استوار است. امروز نهاد دین، فروپاشیده و این را از نامگذاری‌ها روی کودکان می‌توان دید که چه قدر اسامی مذهبی کم شده است."

 

به هر حال افراد مختلف و متفاوت به مسئولان این نظام آنچه نیاز بود را گفتند، حتی دانشمندان و متخصصان و نیز مجتهدانی چند هم، به حکومت تذکرات عدیده دادند، اما حکومت و قدرتِ یکدست، گوش ندارد! به قول آقاسیدعبدالکریم موسوی اردبیلی در حضور خودِ ما رفقا در بیتش در قم گفته بود: "ما گفتیم! ولی گوش نمی‌کند!".

سه سکانس از آقامنتظری

شنبه, ۳۰ آذر ۱۴۰۴، ۱۰:۱۴ ق.ظ | دامنه | ابراهیم طالبی دارابی | ۳ نظر

نگارش دامنه ابراهیم طالبی دارابی. یکشنبه ۳۰ ، ۹ ، ۱۴۰۴ : سکانس در تعریف من یعنی بخش‌های جهت‌دار هر چیزی که پیوستگی آن، مخاطب را کُنج کنجکاوی کِشانَد. پس؛ من این متن را سِکانس‌واره می‌نویسم:

 

- سکانس ۱ : دیروز سالروز وفات آقامنتظری بود. یک کتاب ازو را معرفی می‌کنم که چندسال پیش خودم موبه‌مو خواندم و خلاصه‌نویسی کردم. کتاب "از آغاز تا انجام" نام دارد که مناظره‌ی فرضی ناصر و منصور است. ناصر مثلاً دانشجوی الهیات است و منصور فرضا" دانشجوی علوم و انسانی پرسشگر شکّاک. منتظری در عصر "سلطنت" یک شاه! در زمان زندان، آن را شروع کرد نوشت که گم شد. اما در عصر "ولایت"! یک فقیه در دوره‌ی حبس و حصر (با حکم دادگاه ویژه روحانیت!) کتابش را مجدداً بازنویسی کرد و در روستای خاوه‌ قم -کمی این‌سوتر از روستای فردو- که خودتبعیدی را می‌گذراند -و من رفتم آن خانه را هم دیدم و عکس نیز انداختم- کتاب را کامل کرد. یک نقل با برداشت آزاد از ص ۸۶ همین کتاب: از نظر منتظری عمل و ایمان حرکت اختیاری است، نه حرکت جوهری. در واقع منتظری درین مورد نظریه‌ی ملاصدرا را رد کرد که معتقد بود تکامل ناشی از حرکت جوهری یعنی غیراختیاری است. منتظری با این مبانی، به عقل و اختیار در تکامل ("تحصیل ایمان و اعمال صالحه") توجه داد.

 

- سکانس ۲ : آقای شیخ مجتبی لطفی شاگرد آقامنتظری سه سال پیش سخنی از آقای سیدجواد علوی بروجردی نوه‌ی آقابروجردی منتشر کرده بود که عصاره‌ی سخن این روحانی حوزه‌ی قم این است: این‌که مرحوم آقای منتظری گفت «اطلاعات شما روی ساواک را سفید کرده است!» یا به آن آقایانی که متصدی اعدام‌ها بودند گفت: «اسم شما را جزء جنایتکاران تاریخ می‌نویسند!»، این خیلی تند است. ولی ایشان در واقع تفکرش این بود که من مهم نیستم و لذا در روحانیت الان به عنوان یک مَثَل مطرح می‌شود در برابر آنها که می‌گویند: آخوندها فقط برای جیب‌شان کار می‌کنند، برای اسم‌شان و قدرتشان کار می‌کنند. شما در مقابل اینها می‌گوئید: آقای منتظری چه؟ ایشان هم برای جیب و قدرتش کار می‌کرد؟! او که جیبش پر بود و می‌توانست پُرتر هم باشد. او که قدرت داشت و می‌توانست صبر کند، سکوت کند و قدرتش بیشتر هم بشود اما می‌ایستد و روی حرفی که می‌زند و مقاومت می‌کند تا این تفکر زنده بماند. این مهم است. آقای منتظری یک چنین آدمی بود با این شخصیت. آقای منتظری آدمی نبود که کنارش زدند بگوید: من تمام شدم! همان زحمتی که قبلاً برای درس می‌کشید همان کارهای اضافه‌ای که برای نوشتن داشت بعداً هم داشت. به حساب اینکه آقای منتظری این حوادثی که بر او گذشته بود را به عنوان یک تجربه نگاه کرد."

 

- سکانس ۳ : حالا این سکانس هم خواندنی است که آقامنتظری در نقد قدرت نه ترس داشت و نه زبان چرب، شهامت داشت و صداقت محض. اما ببینیم در ۲۹ دی ۱۳۸۸ آقای شیخ محمدتقی مصباح یزدی (یک ماه پس از درگذشت منتظری) چه گفته بود در تقدیس و تعظیم آقاخامنه‌ای. عین جمله که در روزنامه"جوان" متعلق به سپاه در همان تاریخ چاپش کرد: "باید خدا را شکر کنیم، کسی را به ما مرحمت کرده که در طول زندگانی‌اش و در مدت ۳۰ سال حکومت اسلامی، یک‌ذرّه نقطه ضعف نشان نداده است."

 

بگذرم، فقط در پایان یک جمله از آقاصانعی یوسف نقل کنم و بروم. او هفدهم شهریور ۸۸ گفته بود: "در روایت آمده است بوی تعفُن دروغ تا آسمان هفتم بالا می‌رود." خود صانعی جلوِ این سخنش شرح داده است دروغی که با آبرو و حقوق مردم بازی کند منظور است. روح آقامنتظری شاداب شد که هم زندان سلطنت و شکنجه‌ی جسمی آن حکومت را چشید و هم حصر و حبس ولایت و شکنجه‌های بیشمار روحی این حکومت به او چسبید!!!

اگر گندم دین را در آسیاب قدرت آرد و آلوده نمی کردند!

چهارشنبه, ۲۷ آذر ۱۴۰۴، ۱۱:۴۵ ق.ظ | دامنه | ابراهیم طالبی دارابی | ۱ نظر

نگارش دامنه ابراهیم طالبی دارابی ۲۷ ، ۹ ، ۱۴۰۴ : ششصد و اندی سال پس از تولد عیسی پسر مریم ع در اثر یک بعثت (=برانگیختگی نبوی) دیگر در خاورمیانه -اما این بار در حجاز- دین جدید از سوی محمد بن عبدالله ص به بشر بشارت شد و به نقل و نص، خاتمیت نبوت، مُهر شد تا عقل، رسالت باطنی خود را در دریافت رسالت ظاهری، با شکوفایی و آزادی ایفا کند. مدتی نگذشت که این دین، به چند مذهب و فِرَق، شعبه خورد به زبان محلی "لاش" گرفت: سُنی، شیعی، علوی، جعفری، زیدی، اسماعیلی، فاطمی، واقفی، مهدوی، شیخی، بابی، و حتی فرقه‌ی "بهائی" که جزوِ صدر فهرست این شعبه‌ها هستند. متفرعات مذهب اگر شمارش شود حد حجم کتاب مثنوی مولوی می‌شود. دین اسلام که ندا آمد تُفلحوا و فلاحت، نوید بامدادی دگر بود، عین دست‌انبو جالیزی در دست حکومت‌ها و حاکم‌ها افتاد. و فتح و جهان‌گشایی‌ها، کُشت و کُشتارها، قتل و حبس‌ها و حتی تکفیر و تفسیق‌ها، ورق‌های آن را آلود؛ مصیبت‌بارترین آن، آن بود که به اسم خلافت و دین، مردی دوراندیش، خیرخواه، صلح‌طلب، عاشق اخلاق و آزادگی و آموزگار انسانیت و شرافت یعنی حسین بن علی ع را "قُربةً الی‌الله"! سر بریدند و در حقیقت، دین را پای قدرت حاکم ذبح کردند و "خولی‌"های خالی از اخلاق، اختیاردار دین شدند و برای جایزه‌ی سکه نزد والی، غُرّش و نعره کشیدند که آری اسلام را در خمیازه! فرو بردند. اسلام اَموی‌شده، رفت دست عباسی‌های عیّاش که عیشی جز قدرت مطلقه سیراب‌شان نمی‌ساخت و سرانجام این اسلام در چنگال حاکمان چرخید چرخید و به دست عثمانیان ترکیه افتاد و آنقدر دین را غلتاندند و مردم ستمکش را قتلاندند، تا آمد آمد آمد، رسید دست سفّاک‌های صفویه که شیعه را از سیرت به صورت بند کردند و همدست با برخی از فقهای ظاهرگرا، به اسم مذهب کارگاه خرافه تولید کردند و آنقدر دین را دنیایی نموده و خود را دنبال دنیا قرار دادند، از هوَس قدرت، هوش عقل و حس علم را خموش ساختند و از مذهب قشر آن را کش دادند و مغز آن را پوکاندند و سرانجام به یک محمود افغان مهاجم، همه‌چیز را باختند. البته بودند در طول این ۱۴۰۰ و اندی سال، مانند چهره‌های ممدوح و منوّر مولوی، بوعلی، سعدی، فردوسی، سهروردی، جامی، نظامی گنجوی، سنایی و... که سه لایه‌ی عقلی و عشقی و عرفانی انسان را آکنده از جرعه‌های ناب کردند و نگذاشتند اسلام دستِ حاکمان، یکسره چونان جغدها و جول‌ها دل و مغز بشر را در تسخیر خود برَند. حاکمان، دین را در تیول قدرت سیری‌ناپذیر، از جذبه انداختند ولی این دانشمندان پارسا و فروتن بودند که نگذاشتند انسان از عقل و علم بیرون بیفتد. اینک جمهوری اسلامی ایران که با محوریت روحانیت و فرد فقیه -که مقلدان، او را "ولی" یعنی سرپرستار ملت معرفی می‌کنند- با عمل و نظر خود، دین را به وجهی رسانیده است که شهروند میهن غرق عجب شده است که این چه تفسیری از شریعت و مذهب است که برونداد آن ثروتمندترشدن حکومتگران شد و از دست‌دادنِ دارایی و رأی نافذ و مؤثر و معیشت مردم ایران. حکومتی که مردم را در تنگنا و گرانی‌ها گذارَد و خودشان را در گشایش‌ها، فسادها، امتیازها، زدوبندها، بگیروببندها، ویلانشینی‌ها، تبعیض‌ها، سهامداری‌ها و هلدینگ‌ها، آن حکومت، فقط اسم "مذهب" را روی خود گذاشته است. دین در جوهر خود اخلاقیات باید حمل کند، نه مانند خُلفا و حُکّام، اجبار و اکراه و افساد. به قول آن "قائم‌مقام" که با صداقت و شهامت اخطار داد نکّشید و شب کنار زده شد: این نظام "نه جمهوری است" و "نه اسلامی". اینان به قول شیخ سعدی در "بوستان باب اول در عدل و تدبیر" سرِ شاخ ایستاده و بُن بریدند: "یکی بر سر شاخ، بن می‌بُرید / خداوند بُستان نگه کرد و دید / بگفتا گر این مرد بد می‌کند / نه با من که با نفْس خود می‌کند / نصیحت بجای است اگر بشنوی / ضعیفان میفکَن به کِتف قوی / که فردا به داور برد خسروی / گدایی که پیشت نیرزد جُوی / چو خواهی که فردا به وی مهتری / مکن دشمن خویشتن، کهتری / که چون بگذرد بر تو این سلطنت / بگیرد به قهر آن گدا دامنَت / مکن، پنجه از ناتوانان بدار / که گر بفکنندت شوی شرمسار". آری، به گفته‌ی سعدی روزی دامن سلطنت و ولایت و هر جور حکومت جَور را مردم ستمدیده می‌گیرند و به زیر می‌افکنند. خداوندهای بُستان (=یعنی باغبانان باغ) روزی گریبان بُن‌بُران را می‌گیرند که سرِ شاخه‌ها بزم و بذل و حراج راه انداختند. اگر گندم دین را در آسیاب قدرت آرد و آلوده نمی‌کردند، روزگار کشورهای مسلمان این نبود. حتی یک کشور نمونه و الگو در انسانیت و پیشرفت، وجود ندارد که ندارد. اگر می‌بینیم مالزی و اندونزی آرام‌اند، کمی پیشرفته و مورد تحسین همه، چون‌که ایمان آنان محصول شمشیر، نبرد و نیزه نبود، بلکه داد و ستد، رابطه و مرابطه، عقل و علم، معیشت، مدارا و مروّت بوده است. به نظرم نیاز مُبرم میهن ایران، عقلانیت و معنویت و معیشت مسالمت‌آمیز است و نیک‌شدن در سه ساحت انسانی: گفتار، کردار، پندار.

آقای بازرگان و آزادی ؛ آقاخمینی و ولایت فقیه

دوشنبه, ۲۵ آذر ۱۴۰۴، ۱۰:۳۳ ق.ظ | دامنه | ابراهیم طالبی دارابی | ۰ نظر

نگارش دامنه ابراهیم طالبی دارابی ۲۵ ، ۹ ، ۱۴۰۴ : یکی از کتاب‌های قطور و قوی دهه‌ی شصت در ایران، کتاب "جامعه‌ی باز و دشمنان آن" بود که "کارل ریموند پوپر" فیلسوف شهیر انگلستان آن را نگاشت و دکتر عزت‌الله فولادوند آن را به پارسی شیرین برگرداند. آقای "مهدی بازرگان" اندیشمند توانمند و سیاستمدار متفکری بود که در برابر سلطنت شاه، نهضت آزادی را راه انداخت، نهضتی که برای آزادی، برای حکومت دموکراتیک، برای مدیریت علمی کشور، برای ساختن ایران بر پایه‌ی رابطه با جهان، برای پرهیز از ستیزه و جنگ، برای مخالفت با صدور انقلاب و در یک کلمه برای قدرت بر پایه‌ی حاکمیت ملت شکل گرفته بود و هر گونه "ولایت" از سوی هر شخص را تزی نادرست و سلطه بر مردم و نوعی عوام‌پنداشتن سایران معرفی می‌نمود. در واقع بازرگان مدافع و پایه‌گذار فکری "جامعه‌ی باز" در ایران بود که توسط حاکمیت کنار گذاشته شد زیرا تفکرات وی را تاب نیاوُرد و او را با انگ غرب‌گرا و لیبرال از قدرت حذف کرد. چراکه جمهوری اسلامی دنبال "جامعه‌ی باز" نبود که پوپر آن را تبیین کرده بود. جامعه‌ی بسته نوعی از حکومتداری است که یا یک فرد مانند یک محمدعلی‌شاه در تز فرّه ایزدی، یا یک فیلسوف‌شاه در تئوری افلاطون، یا یک ولی‌فقیه در نظریه‌ی آقاخمینی، یا یک صدر هیأت‌رئیسه در اتحاد جماهیر شوروی و یا یک سلطان در عمان و اردن ‌و عربستان، تا عمر در تن دارند، بر سر حکومت می‌مانند و فرمان می‌رانند. بنابرین؛ نهضتی که آقاخمینی آن را رهبری می‌کرد از پیش مشخص کرده بود که منجر به ولایت یک فرد فقیه بر ملت می‌شود و اما نهضتی که آقای بازرگان آن را تأسیس و مدیریت می‌کرد، حزبی بود در کنار سایر احزاب که با انتخابات مردم و رقابت آزاد و دموکرات، حکومت و قدرت گردش می‌کرد و هیچ کس حق برتر و امتیاز پیشینی یا مذهبی صنفی نداشت. نتیجه‌این‌که، نهضت آزادی بازرگان مساوی می‌شد با حاکمیت مشروطه‌ی مردم بر مردم ایران، و اما نهضت آقاخمینی مساوی می‌شد با حاکمیت بلامنازغ و مطلقه‌ی یک فرد فقیه بر مردم ایران و حتی به نظر برخی‌ها می‌شد: "ولی امر مسلمین جهان" و سرپرست اسلام و پدر مسلمانان! آری؛ به دنبال روانشاد بازرگان، دو شخص ذی‌نفوذ در ایران -با قدرت کاریزماتیکی فوق‌العاده رَشک‌برانگیز خود-  بنیاد تفکر "جامعه‌ی بسته" در جمهوری "اسلامی-مصباحی" را بشدت لرزان و لغزان کردند و همچنان مبغوض قدرت مانده‌اند که این دو فرد ازقضا بیشترین دغدغه‌ی‌شان "آزادی" و "دموکراسی" بود. کیا بودند این دو تن؟! اینان دو اندیشمند متنفذ و منتقد در فضای ایران: یکی آقای "دکتر عبدالکریم سروش" که امروز ۲۵ آذر ۱۴۰۴ هشتادساله شد و چندشب پیش گفت: "همیشه از زور بدم می‌آمد. چه در خانواده کسی به من زور بگوید، چه زور معرفتی و چه زور سیاسی. زورناپذیری در عرصه‌ی سیاست مرا به سوی آزادی برد." و یکی هم آقای "سیدمحمد خاتمی" که او هم اخیراً هشتاد ساله شد و در همین سالگرد دوم خرداد امسال گفت: "اگر دین هم در مقابل آزادی قرار بگیرد، شکست می‌خورَد." آری؛ هیچ چیزی نمی‌تواند بر آزادی، ظفر یابد حتی اگر ۷۰ سال به روش خونین و خودکامگی استالین در شوروی حکومت کرد. اینک کسانی که سیاستمداران حکومت را با عنوان‌های ولی، امام، زعیم، ولی امر، نائب‌الامام، متولی، سرپرست، قیم، پدر، حاکم دینی و الفاظ عاطفی یا مذهبی دیگر می‌خوانند، محل چالش و رد و نقد است.

جواب حجاریان در مورد جنگ اسرائیل با ج.ا ایران

جمعه, ۲۲ آذر ۱۴۰۴، ۰۷:۴۳ ب.ظ | دامنه | ابراهیم طالبی دارابی | ۰ نظر

نگارش دامنه ابراهیم طالبی دارابی ۲۲ ، ۹ ، ۱۴۰۴ : از آقای سعید حجاریان اخیراً چند سؤال پرسیدند، دو تاش را مطرح می‌کنم. از جنگ اسرائیل با جمهوری اسلامی ایران پرسیدند، این جواب را داد:

 

- حجاریان: "واقعیت این است ‌که اگر محتوایی را که درباره‌ی جنگ تولید شد، بررسی کنیم متوجه می‌شویم برخی می‌گفتند جنگ اسرائیل علیه‌ی ایران، جنگ میهنی نبوده بلکه جنگ میان دو فرد عظمت‌طلب بوده است که یکی از آن‌ها در دیوان لاهه جنایتکار جنگی شناخته شده و می‌خواهد هیتلروار «فضای حیاتی» اسرائیل را به‌رغم پرونده‌های شخصی متعددش گسترش دهد، و دیگری ذیل عناوینی مانند «محور مقاومت» و «بمب اتم» خواستار برقراری نظم منطقه‌ای جدید بوده و ایدئولوژی آن دو، موجب تصادم شده است. ذیل این صورت‌بندی گفته می‌شود این جنگ، جنگ ملت‌ها نبوده بلکه جنگ ایدئولوژی‌ها بوده است با این نشانه که در زمان جنگ، ایرانی‌ها به شمال کشور رفته و اسرائیلی‌ها به قبرس و یونان، و در هر دو مورد خدمات حمل‌ونقل و اسکان گران شده و کسی پای کار نمانده است.

 

نظر من: در همین صحن و در یک جمع چندماه پیش از "جنگ" گفته بودم، سیاست، گاه به "لج"، همپیوند می‌شود چنانچه به مذهب یا هر چیز دیگر متحدش می‌سازند. و گفتم لج ترامپی موجب حمله به جمهوری اسلامی ایران خواهدشد و سیاست به لج به لج می‌رسد و به زبان محلی: رِد بِ رِد.

 

ازو پرسیدند چرا واژه‌های بی‌وطن‌ها را برای "سازمان مجاهدین خلق" و وطن‌فروش‌ها را برای "سلطنت‌طلبان" مطرح کرده‌اید؟ جوابش این بود:

ملت را نمی‌شود تابع یک فرد کرد

پنجشنبه, ۲۱ آذر ۱۴۰۴، ۰۷:۵۰ ب.ظ | دامنه | ابراهیم طالبی دارابی | ۰ نظر

نگارش دامنه ابراهیم طالبی دارابی ۲۱ ، ۹ ، ۱۴۰۴ : امروز در سایت "عصر ایران" خواندم که آقاخامنه‌ای دیروز پیش مداح‌ها صحبت کرد که گفت «خط و خطر و هدف دشمن، محو مفاهیم انقلاب و فراموش‌شدن یاد امام خمینی است و آمریکا در مرکز این جبهه‌ی وسیع و فعال قرار دارد." البته در صحبت خود "مداحی" را بر منبر تمیز داد و آن را "پدیده حیرت‌انگیزی" دانست و گفت "تأثیر مداحی بیشتر از منبر و سخنرانی است." من البته برین نظرم ۱. هیچ‌وقت یک ملت و میهن و حکومت را نباید تابع یک شخص کرد که دیگر در قید حیات نیست تا وضعیت زمان و مصلحت‌ها را ببیند و رأی و نظر خود را مطابق زمان تغییر دهد، زیرا سیاست امر ثابتی نیست. خود امام خمینی وقتی زنده بود بارها نظرات خود را به خاطر دگرگونی مصلحت، اصلاح کرد. مثلاً اول گفت "جنگ جنگ تا رفع کل فتنه در جهان" اما کمی بعد قطعنامه ۵۹۸ آتش‌بس با صدام حسین را رسماً پذیرفت و جنگ به صلح موقت رسید. ۲. این‌که، اگر منظور از "یاد امام خمینی" به معنای افکار و قول‌ها و وعده‌ها باشد، حکومت باید شجاعت داشته باشد بگوید این خود نظام بود که امام خمینی را از یاد برد و وعده‌هایش به مردم را کنار گذاشت و کشور را به سمت افکار خاص و افراد خاص امثال آقای محمدتقی مصباح برد که امام خمینی بارها چنین تفکر عقب‌افتاده‌ای را مورد حمله و نقد قرار داده بود و تلاش می‌کرد حداقل هر دو جناح در کشور میدان داشته باشند و رقابت کنند که پس از او، یک جناح به‌طور کامل از دایره‌ی قدرت بیرون انداخته شد چون‌که حاضر نشده بود تن به تفکر استبدادی و تفسیر خشک مذهبی بدهد و بنا را بر دموکراسی و جامعه‌ی مدنی و آزادی و حاکمیت ملت گذاشته بود. خلاصه این‌که سیاست تابع افراد نیست مخصوصاً افرادی که از دنیا رفتند. سیاست واقع‌گرانه یعنی تشخیص منافع ملت و میهن بر اساس مسائل دگرگون روزگار و بر بیشت حق حاکمیت ملت ، نه حکومت و هژمونی یک فرد الی‌الابد. از مهد و مَدرَس تا لحد و مَقبرَت!

دو جور کشف حجاب در ایران

پنجشنبه, ۱۴ آذر ۱۴۰۴، ۱۰:۵۰ ق.ظ | دامنه | ابراهیم طالبی دارابی | ۰ نظر

نگارش دامنه ابراهیم طالبی دارابی ۱۳ ، ۹ ، ۱۴۰۴ : آقای شیخ "مرتضی آقاتهرانی" از پیروان آقای شیخ "محمدتقی مصباح یزدی" گفت: "باید مسئولین و دستگاهها را بخواهیم پای کار بیایند" تا "بتوان بحث عریانی و کشف حجاب را مدیریت کنند؛ قطعا این‌طور رهاشدگی که امروز بعضاً شاهد هستیم، حتماً غلط است." پایان نقل قول. من تاکنون در بحث کشف حجاب هیچ پستی ننوشته‌ام، فقط بگویم در ایران دو جور کشف حجاب پدید آمد؛ یکی در حکومت رضاشاه که دستور داد زنان از نظر روسری و چادر، برهنه شوند و به شمایل اروپا در آیند. دومی در حکومت جمهوری اسلامی که زنانی از جامعه، با اراده‌ی خود از نظر پوشش سر، برهنه شدند. اولی به مقاومت بخشی از مذهبیون انجامید که می‌گفتند اجبار بر برهنگی، با فرهنگ ایرانی و مذهبی در تضاد است. اما در دومی چالش بر سر این است زنانی از ایران می‌خواهند به صورت داوطلب از فرهنگ ایران و مذهب رسمی در حکم منع برهنگی موی سر، بیرون بروند و آن را حق انتخاب خود می‌دانند. اینجاست که نظام قصد کرده است با سه ابزار شرع، قانون موضوعه و جریمه و تز احتمالی سرکوب، برهنگی موی زن را جمع کند اما آنقدر برهنگی گسترش یافت از سیاست واحد در برابر برهنگی درمانده است و از هر گونه جنبش می‌هراسد. این مسئله برای حکومت یک معضل لاینحل تبدیل شده است. اشاره کنم که در تاریخ کهن تا معاصر ایران، زنان -حتی زنان دربار- پوشش داشتند و هیچ کتیبه و ستون کاخ‌ها تصویری از زن سرلُخت و پالُخت حک نشد.

در پارک دیدار چه گذشت؟

چهارشنبه, ۲۹ آبان ۱۴۰۴، ۰۵:۱۷ ب.ظ | دامنه | ابراهیم طالبی دارابی | ۰ نظر
 
گزارش دامنه ۲۹ ، ۸ ، ۱۴۰۴ : با شیخ سجاد شهامت دیدار زیر درخت توت با برگ‌های زرد پاییزی، به‌زیبایی انجام گرفت؛ البته کمی آن‌طرف‌تر در تپّه‌سر. گفت‌وشنود او و من روی نیروی دین بود. به او گفتم روحانیت پس از پیروزی ملت بر سلطنت، از نیروی دین -که از دیرباز در دل و نهاد مردم با مخلوطی از خرافه و عقیده کاشته شده بود- برای خود ابزار قدرت ساخت تا با نیروی هژمونیک (=سلطه‌گرانه) حکومت را در تصرف مطلق خود گیرد و استبداد دینی را برین میهنِ انباشته از تمدن و تکثر و تفکر و تئوری و شعر و رواداری، روا داشتند؛ ستم تئوریک بر پایه‌ی ستم پراتیک. به او گفتم حتی در درون روحانیت نیز کسانی باسوادتر و پارساتر از امام خمینی وجود داشتند که نظری عقلی داشتند که حکومت به طبابع ملت است، نه به حکم روحانیت و جعل و روایت. اما امام خمینی فقط تئوری خود را درست و به دین منطبق می‌دانست و آن را بر قانون اساسی کشور برچسب زد حتی افرادی چون آقاخویی آماج هجوم قرار گرفته بودند. و در ادامه، روحانیت از مذهب شیعه و برخی از مفاد جنبش‌گرانه‌ی آن و باورهای مذهبی و مساوات‌طلبانه‌ی مردم، برای خود نظریه‌ی "ولایت" جعل کرد، که در نبودِ مهدی موعود همه باید زیر "ولایتِ" یک فقیه -که ولی به معنی پدر و سرپرست ملت و دین است- نفَس بکشند و با رضایت او آب را در گلو جِر بدهند! وگرنه آن جرعه‌ی آب از شراب نجس‌تر است و به دوزخ! فرستاده می‌شوند. حکومت رفته‌رفته مال روحانیت شد و فساد هم دوشادوش حکومت آنقدر رشد کرد که مردم را به آخرین حد گریز از روحانیت رسانیده است. به او گفتم بروید به حاکم و حکومت برسانید این حکومت به دین لطمات جبران‌ناپذیر وارد کرده است و تا دیر نشده است بیش ازین به دین زور نگویند و مذهب را بهانه‌ی ولایت بر مردم نسازند. همین قدر دین را نردبان کردند، پیش خود و آفرینش و آفریدگار شرم کنند. دست از سرِ مذهب و ملت و میهن بردارند و حکمرانی را بیش‌ازین لکه‌دارتر نکنند. بگذرم. آقای شیخ "سجاد شهامت"، موضع گرفت اما نه چندان مانند جزم‌اندیشان و کج‌خُلقان. برآشفته نشد، تصدیق کرد و تبصره زد و گفت باید کوشید رفع کرد و نباید تنها گذاشت. گفت عفت عمومی خیلی مهم است. گفتم عفت درنوردیده شود بسیار برای تمدن‌سازی ایرانی بد است، ولی حکومت و روحانیت فسادش از جریحه‌دارشدن عفت، پیشی گرفته است، پس بدی حکومت بر بدی نادیده‌انگاری عفت جلو زده است و خود حکومت به یک نادیده‌انگار بزرگ در ایران در آمده است، راه مردم نمی‌پیماید و راه یک فرد و چند فرد شبیه آن فرد برای این حکومت اهمیت دارد و بس. عکس را او از من انداخت و عکس خود را امانت گذاشت، لذا از پخش آن دوری گُزیدم.

پیکره‌ی اختاپوسی خاورمیانه

شنبه, ۱۸ آبان ۱۴۰۴، ۰۵:۱۱ ب.ظ | دامنه | ابراهیم طالبی دارابی | ۱ نظر
۱۸ ، ۸ ، ۱۴۰۴ : نگارش دامنه. بنیامین نتانیاهو برین نظر بوده است که "محور مقاومت" در خاورمیانه "پیکره‌ی اختاپوسی" بوده که "اسرائیل بازوهایش را قطع کرده و سپس به سرش یعنی ایران حمله می‌کند و آن را از بین می‌برد." اسرائیل با این تشبیه‌سازی هیولایی، جنگ دنباله‌دارش را در خاورمیانه شروع کرد و به گفته‌ی خودشان به آن مشروعیت پیش‌دستانه‌ی حقوق بین‌الملل داد. سوریه را از دست اسد و نیروهای جمهوری اسلامی حافظ خاندان اسد، بیرون آوَرد. در غزه با استفاده از عملیات حماس، به مقابله و کشتار جهنمی برآمد و تقریباً تمامی آن نوار را زیر نفوذ ارتش خود بُرد. و جنبش حزب الله را -که از حکومت ایران تزریق و نیز ترزیق می‌شود- در جنوب لبنان به عقب راند و رهبران و مؤثران آن را ترور کرد و همچنان در حال بمباران موضعی آن مناطق است. اسرائیل هم‌اینک در حال آماده‌سازی برای جنگ با حشدالشعبی (=بسیج مردمی) عراق است. البته آقای حسین کنعانی‌مقدم تحلیلگر جناح حاکمیت نظرش اما این است که جنگ با داخل عراق را اسرائیل بر عهده گرفته است و جنگ با ایران را آمریکا.
 
اوضاعی که در خاورمیانه پیش روست، به نظر من ناشی از چهار چیز است:
 
۱. سیاست سنتی بقا توسط ارتش اسرائیل
۲. سیاست دخالتگری امنیت جهانی آمریکا
۴. تقسیم دلار میان مبارزان توسط ایران، امارات، قطر، ترکیه و عربستان
۴. سیاست سنتی خاورمیانه‌ای نظام روحانیت ایران که خواهان سرنگونی دولت‌های سازشگر عرب و قیام مردمی تمام خاورمیانه است.
 
روشن سازم در میهن ایران، مردم زندگی و آسایش و چاره‌جویی از گرانی را بر هر ستیزه‌گری با هر جای جهان ترجیح دادند، اما همچنان خواست ملت ایران از سوی حاکمیت نادیده گرفته می‌شود. بردباری ملت هم در حال آزمودن است. نظام روحانیت ایران تا کنون طی نزدیک پنجاه سال حکومتش، با آن‌همه هزینه‌ی سرسام‌آور غیرپاسخگویش، حتی هیچ کشوری در خاورمیانه را نتوانست همسان خود سازد، بلکه هر حا که کِلِه (=تش‌کله با هیمه) زد، از دست داده و توسط ارتش اسرائیل رانده شده است. گوش شنوا نیز برای تغییرات در نظام اصلاً وجود ندارد و حاکمیت، حرف خود را فقط صحیح می‌داند و این روند یعنی مردم بچشید هر چه برای شما پخت و پز شد و دم نزنید. روزی امام خمینی حتی هشدار داده بود:
 
"باید به حسَب واقع، به حسَب انصاف، به حسَب وجدان، این مردمی که شماها را روی کار آورده‌اند، این مردم کوچه و محله و زاغه‌نشین که شماها را روی مَسند نشانده‌اند، ملاحظه آنها را بکنید، و این جمهوری را تضعیفش نکنید. بترسید از آن روزی که مردم بفهمند در باطن ذات شما چیست و یک انفجار حاصل بشود. از آن روز بترسید که ممکن است یکی از «ایام الله» -خدای نخواسته- باز پیدا بشود. و آن روز دیگر قضیه این نیست که برگردیم به ۲۲ بهمن. قضیه [این‌] است که فاتحه همه‌ی ما را می‌خوانند.»
دامنه‌ی داراب‌کلا

Qalame Qom
توحید طالبی دارابی :
سایت دامنه‌ی داراب‌کلا
قم : ابراهیم طالبی دارابی (دامنه)
مازندران، ساری، میاندورود، داراب‌کلا

پیام های مدیر
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
بایگانی
پربیننده ترین مطالب
محبوب ترین مطالب