کولِککیسه
به قلم دامنه: به نام خدا. سلسلهمباحث فرهنگ لغت دارابکلا. از سلایقِ سالم گذشتگان ما یکی این بوده خانه و سرسرا را به بوی معطرهایی چون عود و عنبر و کولِکپَر عطرآگین میکردند. کمتر خانهوخانوادهای بوده که کولِککیسه و عنبردان و عودسوزان نداشته باشد. بهویژه فصل سرد پاییز و زمستان، که بخاریهیمهای هم روشن بود که کارِ دودکردن و سوزندان این معطران، آسان بود.
یک گوشهی دیوار گِلی منازل، کولِککیسهای آویزان بود که به بهترین سبک و سلیقهی هر خانواده با پارچههای زیبا و آرایههای گل و گیاه و حیوانات منقش میشد. تا کمترین بوی بدی به مشام میآمد، آنی دست در جیب کولِککیسه میکردند مشتی گلپَر در حد یک مَنگ میگرفتند و میریختند روی آتش سرخ منقل یا روی حلبِ بخاری در حال اشتعال. همان بو آزار بدِ بو را به ریحان و ریح گوارا بدَل میکرد. این داستان میتواند با ذهن هر خوانندهی مشتاقی، امتداد داده شود و خاطراتی با آن در ذهنش مرور. عکس بالا به کوککیسه شباهت میزد.