مجموعه پیامهایم در مدرسه فکرت
قسمت پنجاه و چهارم
پاسخ:
سلام جناب آقای ... نیازمندی به پند و یادآوری و در اصطلاح قرآنی تذکر، منفعت قلوب مؤمنین است. تأیید میکنم این عبارت شما را که فرمودی: «همه ما کوتاهی در انجام چنین دستورات نابی داریم» آری؛ و من از همه بیشتر گرفتار این کوتاهی و تقصیر و قصورم. اساساً انسان به اینگونه سخنان که روح را به پرواز سالمتر مجهز میکند، احتیاج دارد، مثلاً وقتی هر یک از ما برای همدیگر آیهی کرامت و تقوا در سورهی حُجرات را میخوانیم و به یادِ هم، میآوریم که: گرامیترین شما باپرواترینتان نزد خداست؛ به این معنا نیست، گویندهی آیه خود را پیشتاز و یا پارساترین بداند. نه. من حقیقتاً هر متن معنوی یا اخلاقی و یا دینی که درین مدرسه مینویسم، خودم را دورترین فرد به آن حُسن میبینم، حتی بیتوشهترین. چون خودم از همه کس، بیشتر از کاستیهایم، گناهانم، و ضعفهایم آگاهی دارم. منطق بحث شما هم نشان از همین گوشزد دارد. خواهندهی دعای خیرم. ممنونم.
پاسخ:
سلام. ازینکه اخلاق دینی و خدمت نظامی را پارادوکسیکال (=متناقضنما) خواندی، نکتهای مهم است، زیرا ویژگی نظامی که صلابت و توان جنگیدن است، با اخلاق ناسازگار مینمایاند. اما شهید سلیمانی، و خیل عظیم شهیدان دفاع مقدس و ایجاد نیروی مسلح مکتبی این فضا را دگرگون کرد و آنچه در جبهه دفاع مقدس رخ میداد، از چندین دانشگاه اخلاق پیشی داشت. آری؛ مرتبطبودن با علمای اخلاق، روح یک نظامی را پرورش میدهد. از بذل محبت و حرمت شما به شهید عزیز سلیمانی بسی متشکرم.
پاسخ:
سلام جناب آقای... خواندم، نکتهآمیز بود و نیز نکتهآموز. البته من بند لوزی آبی را مخالف دموکراسی میدانم، چون درین زمانه، هر آن، صدها شهروند در مسافرت و گشتوگذار و سیاحتاند، لذا از نظر من بهتر همین است وقتی من مشهد هستم، مجاز باشم، رأی بدهم، هرچند حوزهی انتخابیهام سلماس باشد یا دشتناز. لالیم باشد یا نائین. مرو باشد یا یزد. تهران باشد یا مهران.
ممنونم. خندیدم؛ چون قُرص روی دلیل خود ایستادی آقای .... جالب هم بود، چون سلامت رأی را مدّ نظر داری. من هم قُرصام، نخند ! چون ممکنه مثلاً در هر رأیگیری بیش از ۳ و نیم میلیون ایرانی در سفر داخلی باشند؛ از مشهد مقدس گرفته تا مشهد اردهال. از دامنهی خزر گیلان و گلستان و مازندران گرفته تا شهر «دامنه»ی فریدن اصفهان. و از بم گرفته تا قم. بگذرُم!
در «مدرسهی سلیمانی» (۱۴)
به نام خدا. سلام. شهید حاج قاسم سلیمانی بزرگانسانی آگاه و مهیّا بود؛ آگاه بود، چونڪه به اعتراف خودِ جنگسالاران آمریڪا، «ژنرال سلیمانی، یڪ نابغه» بود. مهیّا بود، چونڪه جهان اسلام دستڪم از سه سو در تب و تعَب بود:
از دسیسههای دشمنان خارجی،
از ذلّتپذیریهای سران ڪشورهای خائف و «شیرده»،
از مزدوری عدهای اندڪ از وطنفروشان خیانتپیشه ڪه حاضرند حتی با موساد و سیا و رژیم قبیلهای سعودی درآمیزند. با این وجود، گرچه در مڪتب اسلام زندگی و زندهبودن یڪ ارزش و مزرعهی آخرت است و امانت و هدیهی خدا، اما حاج قاسم سلیمانی برای شهادت بیتاب بود و از «مرگ» هرگز نمیهراسید و در مبارزه با امپریالیسم، بیباڪ بود: دستڪم با این دو استناد، او در پی فیض و فوزِ شهادت بود:
یڪم: بارها از رهبری، عاجزانه طلبیدند ڪه برایش دعا ڪنند تا «شهید» شوند و با شهادت از این دنیا پَر بڪشند.
دوم: سلیمانی در ۲ مهر ماه ۱۳۹۷ وقتی گزارشی در رابطه با تهدیدات شده بود در بالای آن گزارش نوشته بودند:
«خداوندا ! از تو میخواهم به دست بدترین دشمنان اسلام ڪشته شوم.»
و چه ڪسی بدتر -و به تعبیر رهبری: «شقیتر»- از رئیسِ بدنام و شَریر ڪشور یاغی، امپریالیستی و تاراجگر آمریڪا.
۱۷ بهمن ۱۳۹۸
ابراهیم طالبی دارابی [دامنه]
دامنه:
رهبری در سخنرانی دیروز (۱۶ بهمن ۱۳۹۸) باز نیز موضع رسمی انقلاب اسلامی ایران را در بارهی سرزمین فلسطین و «فلسطینیالاصل»ها، شجاعانه و بهطور شفّاف بیان ڪرده، و طرح ظالمانه و منحرفانهی «معاملهی قرن» ترامپ را درهم فرو ریختند، ڪه به دلیل اهمیت آن در اینجا ارائه میڪنم: بیشتر بخوانید ↓