همرزم سلحشور

 

سیدحسن، سلام ما را به یوسف برسان

 

الَّذِینَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِیبَةٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ * أُولَئِکَ عَلَیْهِمْ صَلَوَاتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَرَحْمَةٌ وَأُولَئِکَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ.

کسانى که چون مصیبتى به آنان رسد گویند انا لله و انا الیه راجعون [ما از خداییم و به خدا باز مى‏ گردیم‏]. بر اینان درود پروردگارشان و رحمت او باد و اینانند که رهیافته‏ اند.

(سوره ۲: البقرة - جزء ۲ - آیۀ 156 و 157 . ترجمه خرمشاهی)

 

جبهه.1364. دامنه و روانشادان: یوسف و سیدابوالحسن. عکاس: سیدعلی اصغر

 

به قلم دامنه

 

به نام خدا. لحظات پیش (8 و نیم صبح شنبه 22 اردیبهشت 1397 برابر با 25 شعبان المعظم 1439) از سوی دوست بزرگوارم جناب حاج سیدتقی شفیعی دارابی مطلع شدم، همرزم سلحشورمان سید ابوالحسن شفیعی دارابی برادرِ جناب حجت الاسلام والمسلمین سیدمحمد شفیعی مازندرانی به رحمت خدا پیوست.

 

من در صدر کلام، این مصیبت غم انگیز را به تک تک اَخوات و اَخوان کرام شان به ویژه استاد شفیعی مازندرانی و رفیق دیرین و یار و یاور همیشگی ام جناب حاج سیدتقی، به همۀ بازماندگان عزیزشان خاصّه به همسر فداکار و مؤمنه شان، به تمامی همسنگران و همرزمان سلحشورشان خصوصاً به یوسف در فراق مان، و به همۀ اقوام و خویشان و خویشاوندان و دوستان و همکاران گرامی شان مخصوصاً به هم پویان محترم شان، تسلیت می گویم.

 

 

حاج سیدتقی. مرحوم سیدابوالحسن. شفیعی مازندرانی

 

مراسم عیدغدیر خونۀ حاج سیدتقی. (18 شهریور 1396)  عکس از آلبوم عکس دامنه: اینجا

 

حُجج اسلام: شفیعی مازندرانی. شیخ مرتضی چلویی. نجفی و مرحوم حاج سیدابوالحسن. یادش به خیر. خونه باغی حاج سیدتقی. مراسم عید غدیر

 

اما سخن خاص دامنه:

مرحوم سیدحسن آقا بر گردن مان حق دارد، حق محبت، حق احترام، حق رفاقت، حق همسنگری، حق در یک خیمۀ جنگ خوابیدن، حق ایمان ورزی، حق دعاخوانی، حق ذاکرِ اهل بیت _علیهم السّلام_ بودن، و در اوج همه حقِ سادات مهربان بودن.

 

رفقا کنار شفیعی مازندرانی اوایل انقلاب از راست: دامنه. شفیعی مازندرانی. سیدعلی اصغر. حسن آهنگر. نشسته: روانشاد یوسف. جعفر رجبی

 

من شخصاً ایشان را از صمیم دل دوست می داشتم. غیر از خوبی و محبت و طبع گرم صمیمیت، چیزی از او به یاد ندارم. در سنگر جبهه در کنار رفیقان: یوسف، سیدعلی اصغر، احمدبابویه، از این همرزم، فقط سلحشوری و مقاومت و اخلاق نیکو و دقت در آداب دینی و پیشتازی در رعایت مسائل شرعیه دیده ایم.

 

شهادت می دهم که آقاسیدابوالحسن، الحق یک همسنگر نترس و آمادۀ شهادت و سرشار از روحیه بود. تمام چهارشنبه شب ها برای مان دعای توسل می خواند.

 

با یوسف و سیدحسن و سایر همرزمان دارابکلایی

جبهه. 1364. عکاس: سید علی اصغر

 

احمد بابویه. دامنه. سید ابراهیم حسینی، یوسف. سیدابوالحسن و علیرضا

 

حیاط مسجد جامع ساری. بسیجی های دارابکلا روز اعزام به جبهه. 1363. ردیف جلو از چپ: حاج سیدتقی شفیعی. دامنه. حسن صادقی ردیف دوم از چپ : مرحوم قاسم ملایی. حسن آهنگر (برادر حاج احمد). سیدرسول هاشمی. علی آهنگر (حسین). روانشاد یوسفعلی رزاقی. جعفر رجبی. حسن آهنگر. و سایرین. عکاس: سیدعلی اصغر که خود از اعزامی های این دوره بود. یاد همه درگذشتگان این اعزام به جبهه به خیر

 

اعزام به جبهه سلحشورانۀ دارابکلایی های غیور. 1364. سپاه سورک. سربندداران از جلو: نفر وسط دامنه. سمت راست علی بابا حسینی. پشت از راست: یوسف. مرحوم سیدابراهیم حسینی. سیدعلی اصغر. مرحوم سیدابوالحسن شفیعی. اما بقیه را خودتان شناسایی کنید. این رزمندگان به عملیات والفجر8 در فاو رسیدند. عکس از آلبوم دامنه: اینجا

 

جبهه جنوب 1364. از چپ:  روانشاد یوسف رزاقی. مرحوم سید ابوالحسن شفیعی. مرحوم سیدابراهیم حسینی. احمد بابویه. چند همرزم گرگانی. اکبر ابراهیمی. حسنعلی لاری. سیدمحمد اندیک. نمی شناسم. دامنه (کاپشن سرمه ای). عکاس: سیدعلی اصغر

 

جبهه جنوب 1364. در حال شام خوردن. از چپ: حسنعلی لاری. مرحوم سیدابراهیم حسینی. سیدمحمد اندیک. نمی شناسم. روانشاد یوسف رزاقی. دامنه (پس از مجروحیت).مرحوم سید ابوالحسن شفیعی. عکاس: سیدعلی اصغر

جبهه جنوب 1364. در حال شام خوردن. از چپ: حسنعلی لاری. مرحوم سیدابراهیم حسینی. سیدمحمد اندیک. احمد بابویه. روانشاد یوسف رزاقی. دامنه. مرحوم سید ابوالحسن شفیعی در حال تعارف لقمه به مرحوم سیدابراهیم حسینی. عکاس: سیدعلی اصغر

 

این پست را از سر ارادات به آن سید بزرگوار، نوشته ام که در روز عاشورا و شب های محرم دارابکلا با جوشی های او، بر سر و سینه ها می زدیم که با آن بلندگوی دستی قدیمی، با خلوص و ارادات به اهلبیت (ع)، نوحه های ساده و سنتی می خواند و عزاداران را به دستۀ سینه زنان، تهییج و مهیّا می ساخت. سیدحسن، بی ریا ذاکر اهلبیت عصمت و طهارت _علیهم السلام_ بود.

 

اخیراَ با این بسیجی همرزمم دوبار دیدار و گفت و گو داشتم: یکی دی ماه 1396 که خیلی بشّاش بود و تجدید خاطرات کردیم و نقل خوبی های یوسف.

 

دیگری همین دو هفتۀ قبل در بستر بیمارستان بود که به من گفت: «آق ابراهیم، راضی ام به رضای خدا». اشک در چشمم کردم و گفتم: تو در ایمان، پایدار بودی و هستی؛ پس، در این سختی نیز مقاوم باش و روحیه رزمندگی ات را به یاد آر. صدایش  در دلم ماند و طنین سخنش هنوز در گوشم نجوا دارد.

 

یادش را به همراه مرحومان والدین متدیّن و مهربانش و نیز برادرش مرحوم سید حجت از معلمان روستای دارابکلا، گرامی می دارم و برای شان غفران الهی و محشورشدن با اولیای الهی، طلب می کنم.

 

ما همرزمان و همسنگران مرحوم آقا سیدحسن، در غم درگذشت او با همۀ منتسبان بزرگوارش، شریک هستیم.

 

خدایا ما را با رزمندگان و شهیدان پذیرا باش. با بغض در گلو می گوییم: سیدحسن، سلام ما را به یوسف برسان. التماس دعا. دامنه.

 

پیام های تسلیت: اینجا