متن نقلی مهم در مورد امامعلی رحمان و تاجیکستان از عصر ایران: امامعلی رحمان از سی و سه سال قبل تاکنون در قدرت است... شبکه اول تلویزیون دولتی او را با عنوان «مردی از سلسله خورشید» خواند. تاجیکستان کشوری کوهستانی است که با چین و افغانستان هممرز است. از سال ۱۹۹۲، امامعلی رحمان بر این کشور حکومت میکند. او با القاب زیادی از جمله «بنیانگذار صلح و وحدت ملی» و «رئیس جمهور ملت» شناخته میشود. طرفدارانش، او را به خاطر اتحاد مجدد کشور پس از جنگ داخلی (۱۹۹۲-۱۹۹۷) و احیای فرهنگ محلی پس از دوران شوروی، فردی شایسته میدانند. با این حال، سازمانهای حقوق بشری از سرکوب گسترده رسانه ها و مخالفان در این کشور خبر میدهند. طبق قانون اساسی، اگر امامعلی رحمان نتواند به وظایف خود ادامه دهد، استعفا یا فوت کند، پسرش رستم، به عنوان رئیس مجلس ملی، به عنوان سرپرست ریاست جمهوری، جانشین او خواهد شد. قانون اساسی همچنین تصریح میکند انتخابات ریاست جمهوری باید ظرف سه ماه برگزار شود. قانون اساسی تاجیکستان می گوید امامعلی رحمان «سهم شایستهای در ساخت یک دولت مستقل، دموکراتیک، قانونمدار، سکولار و اجتماعی داشته است؛ از فروپاشی ملت و ناپدید شدن کشور جلوگیری کرده؛ مردم را از جنگ داخلی نجات داده و به دستاوردهای مهم و تعیینکنندهای در توسعه سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و تاریخی کشور مستقل تاجیکستان دست یافته است.» قانون اساسی تاکید می کند امامعلی می تواند بیش از دو دوره متوالی و بدون محدودیت به ریاست جمهوری ادامه دهد. قانون اساسی تاجیکستان با اشاره به امامعلی رحمان اضافه توضیح می دهد «بنیانگذار صلح و وحدت ملی - رهبر ملت - مشمول محدودیت خدمت بیش از دو دوره متوالی به عنوان رئیس جمهوری تاجیکستان نیست»، این یعنی عملاً او رئیس جمهوری مادامالعمر است مگر اینکه استعفا دهد یا ناتوان شود. امامعلی رحمان در سال ۱۹۵۲ در دانگره، جمهوری سوسیالیستی شوروی تاجیکستان ( بخشی از اتحاد شوروی و تاجیکستان امروزی) متولد شد. او از ۱۶ نوامبر ۱۹۹۴ به عنوان سومین رئیس جمهوری تاجیکستان فعالیت کرد. پیش از این، رئیس مجلس عالی تاجیکستان بود و عملاً از سال ۱۹۹۲ تا ۱۹۹۴ به عنوان رئیس دولت حاضر بود. از سال ۱۹۹۸، او رهبر حزب چپگرای دموکراتیک خلق تاجیکستان شد که بر پارلمان تاجیکستان تسلط دارد... مخالفان، امام علی رحمان را به حکمرانی استبدادی، سرکوب مخالفان و نقض حقوق بشر و هوادارانش را به بت سازی از او متهم میکنند. اعضای خانواده امامعلی چند مقام مهم دولتی و حکومتی را در اختیار دارند از جمله پسرش رستم امامعلی، ۳۹ ساله رئیس پارلمان است. به گفته خبرگزاری فرانسه، رحمان در طول سالهای حکومت خود، برای سرکوب نفوذ اسلامی در کشورش تلاش و قوانینی را تصویب کرد که حج، مدارس اسلامی و کتابهای مذهبی را محدود میکند." پایان نقل قول.
آقای طالقانی: هدف پیامبر اکرم آزادکردنِ مردم بود.
دکتر بهشتی: ستم پذیری به اندازهی ستمگری گناه است.
موسی صدر: «مناسبتهایی همچون مبعث و إسرا و معراج و روز جمعه به ما میگوید راه و روش خود را تغییر دهید؛ خود را تغییر دهید؛ ابزارهای خود را تغییر دهید تا بتوانید جامعهای مطلوب برای خود و فرزندانتان ایجاد کنید. اما دست روی دست گذاشتن و منتظر وقایع ماندن یا منتظر اقدام دیگران بودن، شیوه و روش محمد و علی نیست."
پیامهایم
در مدرسه فکرت
قسمت صد و ششم
این نوشتههایم
در مدرسه فکرت
شعبهی پیامرسان "بله"
تکنیک فکر نمیکند
نگارش دامنه ۸ ، ۱۱ ، ۱۴۰۴ : مارتین هایدگر میگوید: "تکنیک فکر نمیکند." (ر.ک: مجله "شهروند امروز" شمارهی ۴۴ ، اردیبهشت ۱۳۸۷) یعنی از دید هایدگر، تکنولوژی بر مبنای ساز و کار درونیاش، خودش را جلو میبرَد. برخی هم میگویند قدرت و سیاست نیز فکر نمیکنند! مانند تکنیکاند. زیرا قدرتِ حاکم، هرگز نمیپذیرد خلاءیی در کشورداری هست! حتی بفهمد هم، حاضر نمیشود خلاء را پر کند چون فقط به دستورهای خود تکیه میکند و مشاورین ترسو و خائفش. خواه هیتلر باشد یا ترامپ یا هر پادشاه و حمکران دیگر . هیتلر نظرش این بود "رایش ما هزار ساله خواهد شد". اما جهان دید توسط قوای متفقین فرو پاشید و نقل است خودش خودکشی کرد. هگل سخن مشهوری دارد در مورد دولت پروس آن زمان، یا همان رایش دوم. میگوید: "پروس دولتی نیست که ارتش دارد، بلکه ارتشی است که دولت دارد."!!! بگذرم.
- آقای احمد زیدآبادی در یادداشت امروز خود به مخاطبان خود گفت: "ایران در نقطهای قرار گرفته که چه بسا با تهدید وجودی روبرو شود و چه بسا حمام خونی بینهایت خوفناکتر از آنچه دیده و شنیدهایم در آن به راه بیفتد." پایان نقل قول
خواستم بگویم جنگ دیگر دو نظام اسرائیل و آمریکا با نظام ج . ا . ایران، وقوعی خطرناک و آنیتر از هر بار پیدا کرده است. بهانه هم دارند: یک: میگویند نظام ایران دست از ساخت سلاح هستهای برنمیدارد. دوم: میگویند به خاورمیانه لشگرکشی کرده بود تا مرز اسرائیل و جنگ نیابتی صورت داد و باید تاوان "بیثباتکنندگی خود در منطقه" را بپردازد. شعار "محو اسرائیل از روز زمین و روزگار" نیز، برای اسرائیل یک تحفُظ حقوق بینالمللی ایجاد کرده است که جنگش را با حکومت ایران به "دفاع از بقای وجودی خود" موجه کند که نزد بسیاری از کشورها کرد. در نظام ایران چیزی که بهاء ندارد، عقل جمعی است و خرد در همه جهت. ابراهیم طالبی دارابی.
جنگ، آبشخوری جز نبود سیاست درست ندارد
نگارش دامنه ۸ ، ۱۱ ، ۱۴۰۴ : روزنا -دانشمند مطرح علم سیاست- در تعریف سیاست خارجی چنین گفته است: "به طرحها و اعمال حکومتهای ملی در قبال بازیگران بیرونی اطلاق میشود." این تعریف سنتی و کلاسیک، دربردارندهی این مطلب است اگر نظریهای نتواند دادههای خود را تبیین کند، باید در خود، بازنگری کند. پیشنظریه، بیمعنی است. بنابرین؛ من برین نظرم نظام ج . ا . ایران طی چهل و هفت سال، نه فقط سیاست خارجی برای خود تبیین نکرد، بلکه روی موج شعارها و پیشنظریههای افراد و نهادهای جناحزدهی فاقد عقلانیت، کشور را به جای رساند که اینک ترامپ دارد برای این نظامِ تحت سیطرهی روحانیت! بدترین نوع تصمیم را میگیرد؛ جنگ. آری؛ جنگ. وحشتناکترین رفتار میان انسان. او امروز راحت این را در توئیت جدیدش در شبکهی "تروث سوشال" بر زبان آوُرد:
"یک ناوگان عظیم در حال حرکت به سمت ایران است. این ناوگان با سرعت بالا، قدرت زیاد، انگیزه و هدف مشخص در حال پیشروی است. این یک ناوگان بزرگتر از ناوگانی است که به ونزوئلا اعزام شد و در رأس آن ناو هواپیمابر بزرگ آبراهام لینکلن قرار دارد؛ مثل ماجرای ونزوئلا، این ناوگان آماده، مایل و کاملاً قادر است در صورت لزوم مأموریت خود را با سرعت و خشونت بهطور سریع انجام دهد؛ امیدوارم ایران هرچه زودتر پای میز مذاکره بیاید و به یک توافق عادلانه و منصفانه برسد بدون سلاح هستهای، توافقی که به نفع همه طرفها باشد؛ زمان در حال تمام شدن است و موضوع کاملاً حیاتی است! همانطور که قبلاً هم به ایران گفتم: توافق کنید! آنها این کار را نکردند و نتیجهاش «عملیات چکش نیمهشب» بود؛ تخریبی بزرگ علیهی ایران. حمله بعدی بسیار بدتر خواهد بود! نگذارید دوباره چنین چیزی اتفاق بیفتد؛..." پایان نقل قول.
به نظرم در درون حاکمیت -مانند تمام این سالها- روحیه و گوش برای شنیدن صوت عدالت ملت و صلاح بینی عقلانیت نخبگان دانشمند، نیست. کشور در اثر نبودِ تفکر بر اساس مقتضیات زمان، در چند قدمی جنگی هولناک رفت؛ همه هم میدانند ریشهی این مسیر غلط، از کجا نشخوار دارد. دامنه ابراهیم طالبی دارابی.
مهدی حبیبیان: سلام خدمت دوست قدیمی و برادر بزرگترم حضرت دارابی بزرگوار. نوشته دیروز شما مرا به یاد این صحبت جلال آل احمد درمورد شیخ فضالله نوری انداخت که جنازه ایشان را نماد سیطره غرب بر ایران دانسته بود وضعیت فعلی ما نیز متاسفانه سیطره جهل بر دانایی و یادآوری این موضوع که دین تبدیل به پوستین وارونه شده و تمام تلاشها برای ارائه یک دین انسانی به نسل جدید شکست خورده و متاسفانه جاهلان پیروز شدند و چه حسرت بار این روزها به ایران عزیزمان مینگرم که سنگها بسته شده و سگها آزادند حس و حال خودم، حال آدم شکست خورده ایست که به نظاره نشسته است جنگی قابل اجتناب را. عاقلان چه شکست بدی خوردند و زورشان به تاریخ، حاکمان تمامیت خواه و کمعقلهای منفعتطلب نرسید. عقل خریدار نداشت، هنوز هم ندارد. ببخشید از اطاله. مهدی حبیبیان
پاسخ دامنه: ،، سلام جناب آقامهدی حبیبیان دوست خردمند و گرانقدرم. دین پوستین وارونه فرمودی مرا یاد کتاب غلامحسین یوسفی انداختی که کتاب "پوستین وارونه" را در دفاع از دکتر علی شریعتی نوشته بود و استدلالش این بود مخالفان شریعتی برای کوبیدن او، حرفهایش را وارونه میکردند. بگذرم. اندیشوران تاریخ بارها گفتهاند که به اسم مذهب بدترین شکل استبداد میسازند و با نام "مقدس" خون میریزند. سهروردی را به جرم تفکر، سر بریدند آن هم با حکم علمای حلب در آن قرن وحشت. آن عارف واله را دار زدند زیرا سخن از جنس فهم و معنویت میزد و مانند فقیهان خشکمغز عصرش حرف نمیزد. مذهب را مذبح کردند! حبیبیان دوست اندیشمندم دقیق درد و درک تو را لمس میکنم. آنچه تراش خورد مذهب بود، آنچه صدمه دید ایمان نسل نو بود، همه هم از سرِ استبداد مذهبی که خون انسان برایش از آب جوی هم کمبهاءتر است. سخن آن دوستم اهمیت و درد داشت. درود فراوان.
ادیان و آدمیان
نگارش دامنه شب ۷ ، ۱۱ ، ۱۴۰۴ : جان هایک -فیلسوف مسیحی معاصر- معتقد است "تا میان ادیان صلحی نرود، میان آدمیان صلحی پدید نخواهد آمد." (ر.ک: ماهنامه کیان شماره ۳۶) او خود تأکید کرد در میان ادیان هم صلحی نخواهد یافت مگر آن که بدانند ادیان مختلف واکنشهای مختلفی هستند به آن حقیقت کائنات. و چقدر مولوی در دفتر ششم مثنوی بیت ۱۶۳۶ دقیق گفت: "بل حقیقت در حقیقت غرقه شد / این سبب هفتاد، بل، صد فِرقه شد". امروزه نسل نو بهآسانی به خرافه تن نمیدهد و وجدان خود را به خرافهگویان نمیفروشد. این نسل راحت تسلیم نیست که بر او حکمرانی کنند حتی
انارقلت و بز و گوسفن
نماد سه روستای کنار هم دارابکلا، اوسا، مُرسم
از زاویهی اوسا دِ راهیی تِک. پاییز ۱۴۰۴ ؛ عکاس: ام ممرضا
نگارش چهارشنبه ۲۲ ، ۱۱ ، ۱۴۰۴ : چنانچه چوپان بودم حس و حالم را چنین میساختم: چند بز را جلودار میکردم. گوسفندان هم همراه بُزان من. خودم یک دوشتوره کول میکردم، رَمه را هی (در زبان مادری: تِره = روانه) میکردم، به کجا؟ آغُل؟ نه، به هر جایی مُجاز که چراکردن آن بیشتر شیر تولید میکند در گیون (=پستان بزان و گوسفندان). نیز با سگ گلهام، یک حیوان خیلی باری و زحمتکش و رام را هم (حالا یا اسب سفید فریبا یا الاغ سفید زیبا) آذوقه بار میکردم و سرسبدِ آن، چای و قوری و کتری و اسکان نالبکی باشد با مقداری سوهان یا اسبهحلوای سه روستای محترم دارابکلا و اوسا و مُرسم. در زیر درخت گردو دوشتورهی پر از تندیرنون و کاچیلهنون را پایین میگذاشتم و رمه را دم میدادم و با چند چوب شیر (=تر) چِنگوم میزدم و تش را با بوتهی خشک چماز و موره برپا میساختم و کتری را بر چِنگوم آویز مینمودم و چای تازهدم دم میدادم و چشم به سایه در تابستان و آفتاب در زمستان میدوختم و چهار پنج تا اسکان نعبکی چای مینوشیدم که از لذت آن نیرو گیرم. و اگر شیر هم میلم کشید از گیون گوسفند و بزم میمکیدم یا میدوشیدم. رادیو موجکوتاه ژاپنیام را روی "بی. بی. سی" تنظیم میکردم که لااقل از خبرهای دستکارینشده نشنونم. البته تحلیل خبر را خودم میکردم، نه "بی. بی. سی" و یا هر بنگاه دروغپرداز حکومتی. درود فراوان بر آزادی و دنیای آزادگی و شغل شریف چوپانی. دامنه ابراهیم طالبی دارابی.
نگارش دامنه: روحالقوانین نوشتهی بارون دو مونتسکیو از کتابهای مشهوری است که از آن در تنظیم ساختار حکومتها و ادارهی کشورها و دولتها استفاده شده است. او انقلاب، شورش و خونریزی را ناکارآمد میدانست و به جای آن بر قانون تأکید داشت. روح و عصارۀ کتاب روحالقوانین، میانهروی در سیاست است، نیز تفکیک قوا. روحانیان مسیحی فرانسه «روحالقوانین» را بیارزش می دانستند. اما مونتسکیو در کتابش اظهار کرد، بشریت بسی بیشتر توانایی میانهروی دارد تا افراطگرایی. مونتسکیو در این اثرش در تعریف ماهیت استبداد مثال جالبی دارد، او میگوید: "وحشیان لویزیان [از ایالات آمریکا] چون میخواهند میوه به چنگ آورند، درخت را از بیخ قطع میکنند، این است ماهیتِ استبداد» (منبع این نقل: تفسیر نوین. استاد محمدتقی شریعتی. ص ۳۴۷) دامنه ابراهیم طالبی دارابی.
نگارش دامنه : رشد آن است که؛ کشوری به همّت مردم و خدمات سیاستمداران از راه، فرودگاه، درمانگاه، کارخانه، مدرسه، دانشگاه، بیمارستان، مسکن، پوشاک، رفاه، آسایش و از این قبیل داراییها و تمدّنسازیها برخوردار باشد. اما توسعه آن است که میان قدرتمندان و ملت شکافی نباشد. آزادی فقط برای حکومت و رهبران سیاسی نباشد. احزاب با آزادی کامل بتوانند با رأی مردم در سیکل قدرت جای گیرند. مردم از بیان عقاید و انتقادات خود از هیچ کسی نترسند. جابجایی قدرت با امانتداری و با رأی آزادانۀ مردمی صورت گیرد. نهادهای انتخاباتی بیشتر از نهادهای انتصاباتی باشد. دموکراسی به معنای واقعی نه صوری و هدایتشده برقرار باشد. هیچ احدی به هیچ کسی چیزی را به زور دیکته و الزام نکند. قانون اساسی بر ملت حاکمیت کند، نه فرد و سلیقه و نهاد خاص. روزنامهها و کتابها و نوشتهها در آن رونق داشته باشد. سانسور و کنترل و شاغول افکار نباشد. رسانهها صرفاً حکومتی و در یدِ قدرت کسی نباشد. دانشمندان و روشنفکران در آن تنفّس آزاد داشته باشند. عُلمای مذهبی و لیدرهای سیاسی در آن کنترل نشوند. توصیهپذیری و رانت و انحصار از آن رخت بربندَد. و در یک کلام مردم همهکاره باشند، نه هیچ کس خاص.
چهارشنبه ۸ ، ۱۱ ، ۱۴۰۴ : متن نقلی از استاد مصطفی ملکیان ارسالی آقای نادر قنبری به مدرسه فکرت با عنوان هجده اصل راهنمای زندگی. ۱) عشق بورزم، یعنی به دیگران نیکی بیحساب و کتاب (هم به معنای بدون محاسبهگری و هم بهمعنای بی حد و حصر) بکنم تا شادی ژرف نصیبام شود. ۲) زندگی این جایی و اکنونی داشته باشم تا هم از سلامت روانی بیشتر و هم از کمال اخلاقی بیشتر بهرهمند شوم. ۳) به ارزشداوریهای دیگران بهکلی بیاعتناء شوم تا به خودشکوفائی کامل دست یابم. ۴) تا میتوانم به خودم وفادار باشم، یعنی به رویای شخصی خودم پشت نکنم، هر چند این پشتکردن مطلوبهای اجتماعی برایم به ارمغان آورد. ۵) هرگز به حل مسالهی نظریای نپردازم که حل آن در عمل من هیچ تاثیری ندارد، یعنی به من ربطی ندارد (حکمت "به من چه؟"). ۶) از زندگی اصیل، یعنی خودجوشانه و خودانگیخته دست نکشم، یعنی خودام باشم و ساده و طبیعی زندگی کنم. ۷) بدانم که به عمیقترین معنای کلمه، تنهایم. ۸) در غوغا و هیاهوی زندگی فقط به ندای آرام و آهسته وجدان اخلاقی خودم گوش دهم. ۹) خودم را هر چه بیشتر بشناسم و بیش از احوال هر کس دیگر احوال خودم را بپرسم. ۱۰) هدفم را فقط اصلاح خودم قرار دهم و بدانم که فقط در نتیجهی این کار دیگران را ، کمابیش، اصلاح میکنم.. ۱۱) بدانم که فقط تغییر و اصلاح خود، هم ممکن است و هم مطلوب. ۱۲) خوبی زندگی را بر خوشی زندگی ترجیح دهم. ۱۳) بزرگترین کاری را که میتوانم بر عهده بگیرم، نه کاری بزرگتر از آن را، و نه کاری کوچکتر از آن را. ۱۴) بدانم که همه چیز ناپایدار و گذرا است، چه خوشیها و چه ناخوشیها. ۱۵) هرگز از صداقت (=مطابقت پنج ساحت باورها، احساسات، عواطف و هیجانات، خواستهها، گفتهها و کردهها با یکدیگر)، تواضع (= در خوشیها خود را دیگری انگاشتن)، و احسان (= در ناخوشیها دیگری را خود انگاشتن) دست نکشم. ۱۶) چنان زندگی کنم که گویی در یک قدمی مرگم، یعنی در هر لحظه مشغول به کاری باشم که اگر در همان لحظه مرگ در رسد نه احساس پشیمانی کنم، نه احساس اندوه و نه احساس حسرت. ۱۷) فقط به وقت ضرورت و به قدر ضرورت سخن بگویم. ۱۸) اهل آرامش به هر قیمتی نباشم. مصطفی ملکیان. جامعهای بهتر بسازیم . مدرسه علوم انسانی.نگارش دامنه: سه شنبه ۱۴ ، ۱۱ ، ۱۴۰۴ : من تحلیلم این است سرانجامِ این نبردِ لفظی نظام ج . ا . ایران، اما نبرد جنگ استراتژیک نظام آمریکا با این نظام، به جنگ کشیده میشود و مذاکره، زمانش دیرزمانی است سپری شده است. مگر آن که در میهن جابجایی (انتقال مسالمتآمیز قدرت سطح یک و دو) رخ دهد و شورایی موقت، زمام ایران را به دست گیرد که اصلیترین خواست در بین معترضین و شماری فراوان از مردم است. ترامپ در واقع یک راه را برگزید: نبرد نظامی با نظام ج . ا . ایران. سایر فازهایی که پیش میگذارد، از دید من صرفاً برای پایینکشیدن هزینه برای ارتش خودش است. مثلاً سایت "اقتصاد۲۴" همین امروز ۱۴ ، ۱۱ ، ۱۴۰۴ حرف مخاطرهآمیز دیشب ترامپ را خبری کرده است که گفت:
"اما الان داریم با ایرانیها گفتوگو میکنیم. اگر توافقی رخ دهد، خیلی خوب است؛ اگر هم نشود، اتفاقات بدی خواهد افتاد... ما یک نیروی فوقالعاده به سمت ایران فرستادیم حتی بزرگتر از آنچه که به ونزوئلا فرستادیم. من نمیتوانم بگویم چه کاری انجام خواهم داد، اگر بخواهم دقیق بگویم چه میخواهم بکنم، خیلی احمقانه خواهد بود." پایان نقل قول
بنابرین؛ من برین نظرم حتی محاصره و جنگ کمشدت اخیر آمریکا با ونزوئلا در آمریکایی لاتین -که به دستگیری مادارو رئیسجمهور قاچاقچی مواد مخدر و متحد نظام ج . ا . ایران منجر شد- پیشزمینهی دراماتیک و چارهپذیر برای جنگ با نظام ج . ا . ایران است، زیرا شروع حمله، ممکن است بازار نفت مدتزمانی مختل شود و تسلط بر کشور ونزوئلا و مدیریت نفت آن، فضای ملتهب جهان را جبران میکند. ایران، توان هیچ ائتلاف با هیچ کشوری را ندارد (کسی را ندارد، همه جا فرو ریخت) و به صورت تنها خود را در برابر ارتش آمریکا و احتمالاً ائتلاف نظامی بینالمللی میبیند. مجدداً میگویم فرصت مذاکرات توسط جناح حاکم بر نهادهای حاکمیتی با رجزهای توخالی و غیرعقلانی از بین رفت، حالا ترامپ همزمان چهار تسلیمنامه از نظام روحانیت ایران میخواهد: ۱. ختم سلاح هستهای حتی قدرت علم اتمی. ۲. از بین بردن تمام موشکهای بُرد بلند. ۳. تعهد به عدم تعرض به خاورمیانه و دستشدن از نیروهای نیابت و منحلکردن سپاه قدس. ۴. و نیز شناسایی اسرائیل و سپردن عهدنامه به آمریکا برای دستکشیدن از شعار محو اسرائیل و تنازع و تعرض و رفتار بیثباتکننده. ابراهیم طالبی دارابی دامنه.
نگارش یکشنبه ۱۲ ، ۱۱ ، ۱۴۰۴ : دو سؤالی که بوی آن در میهن پیچید. کشتار دیماه ۱۴۰۴ (حتی بنا بر نقل آمار حکومت) دو سؤال ساده اما ژرف در اذهان کنجکاو و اهل وجدان پاک، ساخت. هر چند این دو سؤال از دیرباز در ذهن خود من و پارهای موشکافان لانه داشت که ۱. آن انقلاب ۵۷، واقعاً آیا همینی هست که حاکمیت آن را پیاده کرده است و برای حفظش حاضر است هر کاری بکند ولو شلیک بر روی شهروندانش؟! ۲. آن مذهب -که از صحرای تفتیدهی حجاز برخاست و به اَقطاب دنیا از آن سر مالزی تا آن سوی ماداگاسکار این مقدار مسلمان به خود اضافه کرد- واقعاً آیا همینی هست که نظام ج . ا . ایران آن را با حکومتی تحت اسم "ولایت فقیه"، جلد و شیرازهاش کرد؟! اگر مذهب و انقلاب همین باشد که در میهن ایران دارد توسط آخوند و سپاه همچنان پیاده میشود، به نظر من گسست مذهبی و سیاسی، اصلیترین پدیدهای است که مردم ایران را بدین سو کشانده است. از یک سو کسانی که خشنودند مثلاً "کودتا"ی دیماه را "سرکوب" کردند و حتی سازوبرگ "جشن نیمهشعبانِ" موعودیت و مهدویت امسال هم، برایشان پایکوبی آفرید و در آن بدون هیچ تردیدی شرکت جستند. از سوی دیگر مردمی خود را در سوگ و شوک میبینند و جشن امسال را تعطیل کردند (اینجا و اینجا) چون به شگفت آمدند که چطور ممکن است مذهب و حکومت چنین کاری با مردم میهن کند؟! که حتی به بیمارستان ملکشاهی و سینای تهران هم رحم نشد؛ نعشها بر کف خیابانها بر زمین و هزاران چشم و دست با اسلحهی مخصوص! نابینا و قطع شد. درین میان یا مذهب همینی است که این حکومت آن را سرپرستی میکند، یا مذهب اینی نیست که آقایون آن را مستمسک خود ساختند تا هر بار، ملت معترض را با رگبار "سر جای خود" بنشانَند و دلشاد شوند هنوز بر سر قدرتاند. این دو سؤال، بوی فلسفی و حقوقی و اخلاقی و حتی ایمانی به خود گرفته است. واقعاً اهل وجدان چه میکنند با این سؤال که درین ایام دهشتناک طبیعی ریخت در اذهان. در بلاگفا هم منتشر کردم. دامنه ابراهیم طالبی دارابی
نگارش شنبه ۱۱ ، ۱۱ ، ۱۴۰۴ در مدرسه فکرت شعبهی "بله" : روزهای نوروز ۱۴۰۱ چند کتاب، تمام کرده بودم؛ یکی رُمان «مرگ در جنگل» اثر «شِروود اندرسُن» با ۲۵ داستان بود. اینک چه ستُرگ و سزاینده است اشارهام به ص ۶۱ آن باشد که روزگاری سگها گرگ بودند. پیرزنی به اسم خانم گریمس، کار همیشگیاش این بود به پُشتش کیسهی خوراک میبست تا به حیوانات خوراک دهد. روزی به جنگ رفت، اما در برف، گیر کرد، مُرد. سگهایش سوگواری کردند و هی میگفتند: حالا دیگر ما گرگ نیستیم! ما سگیم؛ خادم انسانها. ای انسان! زنده بمان! با مرگِ انسان، ما دوباره گرگ میشویم!!! بگذرم! حالا این خانم فاطمه مهاجرانی سخنگوی دولت دو هوای مسعود پزشکیان سه روز پیش در مورد کشتهشدگان اعتراضات دیماه امسال (۱۴۰۴) مدعی شد: "دولت سوگ جمعی را به رسمیت میشناسد." یعنی صاحبان عزا حتی اجازهی برپایی سوگواری را ندارد؟!! دستکم ای انسان! ای نظام ج . ا . ایران! از آن سگها و سوگواری آزاد برای صاحبشان خانم گریمس بیآموز!!! دامنه ابراهیم طالبی دارابی.
نگارش دامنه : ۷ ، ۱۱ ، ۱۴۰۴ : یک ضربالمثل انگلیسی میگوید: انگلستان در هر کشوری دو سفیر دارد: سفیر حکومت، خبرنگار تایمز. (کهنترین جریدهی لندن) ناپلئون بناپارت میگفت: سیاست فقط مغز دارد، قلب ندارد!