دامنه‌ی داراب‌کلا

مازندران ، ساری ، میاندورود

دامنه‌ی داراب‌کلا

مازندران ، ساری ، میاندورود

۹ مطلب در بهمن ۱۴۰۴ ثبت شده است

نگارش دامنه  ، ۱۱ ، ۱۴۰۴ : مارتین هایدگر می‌گوید: "تکنیک فکر نمی‌کند." (ر.ک: مجله "شهروند امروز" شماره‌ی ۴۴ ، اردیبهشت ۱۳۸۷) یعنی از دید هایدگر، تکنولوژی بر مبنای ساز و کار درونی‌اش، خودش را جلو می‌برَد. برخی هم می‌گویند قدرت و سیاست نیز فکر نمی‌کنند! مانند تکنیک‌اند. زیرا قدرتِ حاکم، هرگز نمی‌پذیرد خلاءیی در کشورداری هست! حتی بفهمد هم، حاضر نمی‌شود خلاء را پر کند چون فقط به دستورهای خود تکیه می‌کند و مشاورین ترسو و خائفش. خواه هیتلر باشد یا ترامپ یا هر پادشاه و حمکران دیگر . هیتلر نظرش این بود "رایش ما هزار ساله خواهد شد". اما جهان دید توسط قوای متفقین فرو پاشید و نقل است خودش خودکشی کرد. هگل سخن مشهوری دارد در مورد دولت پروس آن زمان، یا همان رایش دوم. می‌گوید: "پروس دولتی نیست که ارتش دارد، بلکه ارتشی است که دولت دارد."!!! بگذرم.

 

- آقای احمد زیدآبادی در یادداشت امروز خود به مخاطبان خود گفت: "ایران در نقطه‌ای قرار گرفته که چه بسا با تهدید وجودی روبرو شود و چه بسا حمام خونی بی‌نهایت خوفناکتر از آنچه دیده و شنیده‌ایم در آن به راه بیفتد." پایان نقل قول

 

خواستم بگویم جنگ دیگر دو نظام اسرائیل و آمریکا با نظام ج . ا . ایران، وقوعی خطرناک و آنی‌تر از هر بار پیدا کرده است. بهانه هم دارند: یک: می‌گویند نظام ایران دست از ساخت سلاح هسته‌ای برنمی‌دارد. دوم: می‌گویند به خاورمیانه لشگرکشی کرده بود تا مرز اسرائیل و جنگ نیابتی  صورت داد و باید تاوان "بی‌ثبات‌کنندگی خود در منطقه" را بپردازد. شعار "محو اسرائیل از روز زمین و روزگار" نیز، برای اسرائیل یک تحفُظ حقوق بین‌المللی ایجاد کرده است که جنگش را با حکومت ایران به "دفاع از بقای وجودی خود" موجه کند که نزد بسیاری از کشورها کرد. در نظام ایران چیزی که بهاء ندارد، عقل جمعی است و خرد در همه جهت. ابراهیم طالبی دارابی.

نگارش دامنه شب ، ۱۱ ، ۱۴۰۴ : جان هایک -فیلسوف مسیحی معاصر- معتقد است "تا میان ادیان صلحی نرود، میان آدمیان صلحی پدید نخواهد آمد." (ر.ک: ماهنامه کیان شماره ۳۶) او خود تأکید کرد در میان ادیان هم صلحی نخواهد یافت مگر آن که بدانند ادیان مختلف واکنش‌های مختلفی هستند به آن حقیقت کائنات. و چقدر مولوی در دفتر ششم مثنوی بیت ۱۶۳۶ دقیق گفت: "بل حقیقت در حقیقت غرقه شد / این سبب هفتاد، بل، صد فِرقه شد". امروزه نسل نو به‌آسانی به خرافه تن نمی‌دهد و وجدان خود را به خرافه‌گویان نمی‌فروشد. این نسل راحت تسلیم نیست که بر او حکمرانی کنند حتی در زمان محدود، چه رسد مادام‌العمر، به قول "پیر بیل" نویسنده‌ی پروتستان فرانسوی قرن ۱۷ : "وجدان هر فرد، آخرین ملجاء و معیار او به شمار می‌رود." (ر.ک: ص ۸۱ کتاب دولت عقل نوشته‌ی دکتر حسین بشیریه) نسل نو چنین است، وجدان را معیار می‌داند نه حرف‌های سست شارحان دروغ‌پرداز را. اساساً انسانِ صاحب عقل، عمَله‌ و عُمّال و حمّال حاکمان نمی‌شود. روزی دکتر عبدالکریم سروش در مقاله‌ی "صراط‌های مستقیم" حرف مهمی گفته بود: "حاکم سیاسی داریم، اما حاکم فکری و دینی نه." (ر.ک: کیان، شماره ۳۶ ص ۲) روزی مارکس در کتاب مهمش "بیانیه‌ی کمونیسم" سخن درستی زد: "قدرت سیاسی به معنای اخصّ، قدرت سازمان‌یافته‌ی یک طبقه برای ستمگری بر طبقات دیگر است." (ر.ک: جامعه باز و دشمنانش اثر کارل ریموند پوپر ص ۹۰۹) آری؛ کارل مارکس دقت به خرج داد درین حرف. من نیز برین نظرم هیچ طبقه و صِنفی، حقی پیشینی و سلطه‌گرانه بر ملت ندارد، حتی با تکیه‌ی دروغین بر مذهب. سخنم را با شیخ سعدی به پایان می‌رسانم که شاعر اول من است: "تا نسوزد بر نیاید بوی عود / پخته داند کین سخن با خام نیست". دامنه ابراهیم طالبی دارابی

نگارش دامنه : ۷ ، ۱۱ ، ۱۴۰۴ : یک ضرب‌المثل انگلیسی می‌گوید: انگلستان در هر کشوری دو سفیر دارد: سفیر حکومت، خبرنگار تایمز. (کهن‌ترین جریده‌ی لندن) ناپلئون بناپارت می‌گفت: سیاست فقط مغز دارد، قلب ندارد!

نگارش  دامنه :  ۶ ، ۱۱ ،  ۱۴۰۴ : جا دارد انسان از این رفتار دکتر بهشتی بیاموزد. هر کسی؛ زیرا حقیقتاً انسان عاقل و صالحی بود. قضیه مربوط است به ماجرای "آقای ایکس" که از آقای احمد توکلی به یاد دارم (ص  ۱۴  هفته‌نامه "صبح صادق" هفدهم اردیبهشت هشتاد و شش) منتشر شده بود. او رفته بود پیش دکتر بهشتی گزارش ۱۱ نفر را بدهد که داوطلب شده بودند برای شورای سرپرستی سازمان صداسیما. همه‌ی ۱۱ فرد را یکی یکی گزارش می‌کرد و دکتر بهشتی هم به‌دقت گوش می‌کرد. رسید به "آقای ایکس". دکتر بهشتی گفت توی اینها از همه بهتر این "آقای ایکس" است. توکلی گفت نظر ما هم این است، اما این "آقای ایکس" برای مقابله با نظام ج . ا . ایران در لانه جاسوسی آمریکا [=سفارت آمریکا در خیابان دکتر مفتح] دائماً دنبال سند علیه‌ی شما می‌گشت و علیه‌ی روحانیت. جواب دکتر بهشتی واقعاً تکان‌دهنده بوده است و هزار کلاس درس است برای آخوندجماعت. آقای دکتر بهشتی با حالتی گفت که: "مسئله‌ای نیست، جوان است، شنیده است من با ژنرال هایزر [=مأمور سازمان سیا] ملاقات کردم، می‌خواهد سندهایش را گیر بیاورد ببیند من چی گفتم. چه اشکالی دارد؟ باعرضه است، مخالفت و موافقت با من ملاک نیست." آری، الآن اما حاکمیت خُلق خود را  تنگ می‌کند و آزادی را برای همگی باشد که برای آن دسته روحانی‌های حکومتی و حاکمیتی! می‌خواهد. به قول اخیر آقای حجت الاسلام سید محمد خاتمی حتی اگر دین هم با آزادی در افتد، آزادی آن را شکست می‌دهد. بگذرم.  گویا مَروی‌ست که "اِنّ العقل نورٌ". سخنم را با ایمانوئل کانت تمام کنم فیلسوف حقیقت و اخلاق، که گفت: "راستگویی، بهترین مصلحت‌اندیشی است." هان! ملاک من، به تعبیر حضرت امام علی بن ابی طالب ع، "حق" است، نه شخص و اشخاص و نظام و حاکمان و چاپلوسان.

نگارش دامنه ۵ ، ۱۱ ، ۱۴۰۴ : یکی از شعرهایی که بر روی گچ دیوار بازداشتگاه ساواک شاه حک شده بود این بود:  - "شنیده‌ام که محمود غزنوی یک شب  - شراب خورد و شبش جمله در سمور گذشت  - گدای گوشه‌نشینی لب تنور خُفت  - لب تنور بر آن بینوای عور گذشت  - علَی‌الصّباح کسی نعره زد که ای محمود   - شب سمور گذشت و لب تنور گذشت" آقای جلال رفیع طنزنویس شهیر و متفکر آن روزهای دهه‌ی هفتاد روزنامه‌ی اطلاعات، این قضیه را در ضمیمه‌ی اطلاعات ۲۱ ، ۱۱ ، ۱۳۸۵ نوشت و من آن را در همان سال در دفتر یادداشتم ثبت کرده بودم. وی در آن جا گفته بود بعداً فهمیدم این شعر را آقای حجت الاسلام اکبر هاشمی رفسنجانی بر تن آن دیوار نوشت. آری؛ چه در لب رُود با سمور به سر ببرَد پادشاه، و چه لخت و عور یک گدا کنار تنور بگذارنَد، شب بر هر دو تا صبح می‌شود؛  اما پادشاه از ستمگری‌اش، سرآخر یا به شرم مبتلا می‌شود و یا از چشم ملت می‌افتد و تاریخ، یقه‌ی او را ول نمی‌کند. ولی گدا، آسوده است و می‌گوید که گرچه دارا نیستم -چه ثروت، چه قدرت، چه هر چه در ید ظالمان هست- اما آقای خودم که هستم. بوعلی از یک مقنّی باخت! مقنی گفت من در ته چاه، اما پادشاه خودم هستم، تو در دربار شاه و شاه‌ها، اما نوکر آنانی و عزت نفس‌ات را می‌بازی! بوعلی بسیار ازین حرف چاه‌کن، تکان خورد و جاده‌ی زندگی‌اش را تصحیح کرد. راستی! سَمور (=شِن به زبان محلی) پوست گرانقیمتی دارد. نیز شراب دو جنس دارد: یا شراب نجسّی است! یا شراب ریاکاری و ستمکاری. سرمستی و جرم جُنح دومی بسی بسی بیشتر از اولی‌ست

نگارش  دامنه :  ۴ ، ۱۱ ،  ۱۴۰۴ : پیامبر ص گاهی سوار الاغ می‌شدند تا غرور و نفس دوری کنند. سلمان فارسی نیز در موقع امیری مدائن الاغ‌سواری می‌کرد. از کتاب جلوه‌های ماندگار اثر آقامنتظری.

نگارش دامنه شنبه  ۴ ، ۱۱ ، ۱۴۰۴  : شیخ عبدالقادر گیلانی در همان منبع "سرالاسرار" که درین پست اینجا از فرجام کار مطلبی ازو  نوشته بودم در ص  ۱۴۴ از دوازده گروه صوفیان یاد می‌کند که از نظر او فقط یک گروه از آنان گفتار و کردارشان موافق شریعت و طریقت است و بقیه‌ی یازده گروه "بدعتگزار و نوآورانند" که این‌گونه از آنان نام می‌برَد: حلولیه، حالیه، اولیائیه، شمراخیه، حُبّیه، حوریه، اباحیه، متکاسه، حدّیه (یا متجاهله) واقفیه، الهامیه. مثلاً پیروان فرقه‌ی حالیه گویند که رقص و دست‌زدن حلال است. یا پیروان مذهب حلولیه برآنند که نظر بر روی زن صاحب جمال حلال است. و یا اولیائیه برین باورند عبد چون به مرتبه‌ی اولیا رسد تکالیف شرع از وی ساقط گردد. حُبّیه را هم اعتقاد بر این است که عبد چون نزد خدای تعالی به درجه‌ی محبت رسد، تکالیف شرعیه از وی ساقط گردد. اینان در میان خود سِترِ عورت مراعات نمی‌کنند. کیش حوریه ادعا می‌کنند حوران بهشتی در بی‌هوشی نزد آنان می‌آیند. از این رو  که به هوش آیند غسل کنند. واقفیه را باور است که خدای را احدی جز خود خدا نشناسد، بدینسان از پی شناخت خدا برنمی‌آیند. حدّیه لباس فاسقان پوشند و آن را ترک ریا و پرداختن به درون توجیه کنند. متکاسه کسب و کار نکنند و به دریوزگی از در خانه‌های مردم معاش کنند.  شمراخیه دف و طنبور و دیگر مناهی شرع را روا و مباح و نیز دخترِ زنِ خویش را بر خود حلال دارند. معتقدان به الهامیه از فراگیری علم روی گردانند و از تدریس نهی کنند و به متابعت کتُب حکیمان و مبتدعان بسنده کرده، گویند قرآن حجابِ راه است. اینان اشعار حُکما را قرآنِ طریقت می‌دانند و خودِ قرآن را وا می‌گذارند و دعا را به کناری می‌نهند. بگذرم.

سیم وایِر !!! نگاهم به جنگ سه حکومت با هم. نگارش دامنه ۴ ، ۱۱ ، ۱۴۰۴ : رفتم لای حافظ ببینم چه آمد گفت؟! گفت:"ناگهان پرده برانداخته‌ای، یعنی چه؟! / مست از خانه برون تاخته‌ای، یعنی چه؟! / شاه خوبانی و منظور گدایان شده‌ای! / قدر این مرتبه نشناخته‌ای، یعنی چه؟!" محل ما روستاست؛ اسمش داراب کُلا. لفظ وایر خودش در انگلیسی، اسم سیم برق‌رسان است، اما محل به وایر شمع و دلکو و کوئیل موتور خودرو می‌گویند: سیم وایِر یعنی سیم سیم. حالا همین سیم وایر -که از کوئیل و دلکو می‌رود بر سرِ شمع در بدنه‌ی سیلندر، تا جرقه بزند، پستون را مانند جت حرکت بالا و پایین دهد- اگر فقط کمی، فقط کمی ایراد داشته باشد، ماشین به تِرت و پِرت می‌افتد و اصلاً روشن نمی‌شود که بشود با آن تا انجیل نِسوم! رفت چه رسد به چمازتپه! حالا الآن چندین بار و چندین روز است حکومت در نظام ج . ا . ایران، چنان هراسی از بنیان خود دارد تا تق به توق می‌خورد، اینترنت را -که مالک و مبتکر آن در جهان آن را به بشریت هدیه و وقف کرد- به زور و جباریت، بر روی ملت می‌بندد. سراسر مملکت، کل ملت را به خاطر بقای قدرت خود گویی به فلک و کتک بست. شبیه کره شمالی شده‌ایم این چند روزی!!! به یک تشبیه. قصه اما چیست؟ سه تا حکومت با هم سر جنگ دارند. همین الآن هم دارم می‌نویسم، هر آن، امکان آن بسیار بالاست. ملت ایران و آمریکا با هم جنگ ندارند. حتی بسیاری از دانشمندان علوم، دانشجویان دانش و فنون، متخصصان مختلف ایران این مرز و بوم در آمریکا مشغول درس، کار، درآمد و زندگی‌اند. این سو سه حکومت با هم نمی‌سازند: اسرائیل ایران آمریکا. آن دو تا حتی شریر بی‌نظیر اما به ج . ا . ایران چه مربوط که می‌خواهد به میزان هلاکت معیشت ملت و خطرات مام میهن، اسرائیل را محو کند و حتی آمریکا را در خود ایالات متحده آمریکا غرق کند! خنده‌دارترین کار ازین بالاتر؟! خاب ۴۷ سال شعارش را داد این نظام، ولی دید نمی‌تواند. اگر می‌تواند خاب بُکند، اسرائیل را محو کند از زمین! بیچاره فلسطین هم درین محوشدن! بلعیده می‌شود و جنوب لبنان با محو اسرائیل لابد سُر می‌خورَد سمت جنوب و وصل می‌شود به سینای مصر!! آمریکا را هم می‌خواهد غرق کند و کانادا را لابد بُکند هم‌مرز مکزیک!!! واقعاً چقدر از سیاست رئالیته پرت است حکومت. کجاست سه عنصر بشری به تعبیرم: داد - دانش - درایت (= یعنی به ترتیب عدل - علم - عقل) کجاست واقعاً؟! بگذرم. حکومت حرف ملت را نشنوَد همین می‌شود که شد. قدر منتقدان خود را نمی‌دانست این حکومت -که ۳۷ سال است دارند به قدرت، محترمانه و اخلاق‌مدارانه انتقاد می‌کنند و پیشنهاد پیشرفت و رهایی از بن‌بست می‌دهند- اما حاکمیتِ یکدست، گوش نمی‌کند که نمی‌کند. من در ۱۷ دی گفتم که اینترنت را خواهد بست حکومت، و دیدم شبش بست. ۱۹ دی خواستم تحلیل بنویسم دیدم، نه فقط نت نیست، حتی خون ریخته شد. این بود به صورت خطی متنی در دفتر یادداشت تقویم ۱۴۰۴ خودم، نوشتم که اینک کمی نت باز شد، منتشر می‌کنم. حرف و تحلیل و گزارش، زیاد دارم. بماند واتس‌آپ اگر وصل شد. این متن را هم آفلاین در پیشخوان واتس‌آپم تایپ کردم، و اینک در ایتای مدرسه فکرت بار می‌گذارم. سخن را آفرینش به همگان داد، نه فقط به حاکمان و یا سلطنت‌کنندگان. پس سخن از تولیدات آفرینش و آفریدگار است، آن را به هم پیام کنیم و دریغ نکنیم. درود بر ذهن‌های سالم و دهن‌های صالح. سیم وایِر!!! را قطع کنی حکومت، خودت هم قطع می‌شوی، یقین کن. ملت را نمی‌شود در بی‌خبری گذاشت و گفت فقط سخنرانی‌های ما را گوش کن و گزارش‌های سیستم را به خاطرت بسپُر. نه نمی‌شه. به قول بهنام بانی در آن آهنگش: "نه نمی‌شه"!

شعر سعدی

مکن تا توانی دل خلق ریش

عکس‌نگاره پست "وضعیت" من

در ۱۷ دی ۱۴۰۴ در واتس‌آپ. آری؛

مردم نباشند هیچ حکومت و حاکمی

مجاز بر حکومت نیست! دامنه دارابی

 

برف ۱ ، ۱۱ ، ۱۴۰۴ در

بلندی های اوسا ارسالی ممرضا

 

میز کار دامنه در خونه

دی ۱۴۰۴ قطع مطلق اینترنت

از سمت حکومت بر روی ملت

ملت لابد مانند من گل را نگاه

و گاه آهنگ گوش می‌کرده است!

 

سلفی گرفتن با لباس های سنتی در پارکی در پکن