روزبه روزگرد در مدرسه فکرت
توجه: دامنه در رد یا تأیید نوشتههای روزبه روزگرد ورود نمیکند.
حتی آقای علی لاریجانی با حکم صوری آقای مسعود پزشکیان، اتاق حساس شورای عالی امنیت ملی را تحویل بگیرد، باز هم کشور را آقای سعید جلیلی مرد قدرتمند ایران در خاورمیانه و آن سایه قدرت (سپ... . دادس... . بی...) می چرخاند و برای علی لاریجانی فقط دفتر و دستک و چند دوربین شنود از تهِ سالن تا تهِ پالتو و پتو در آن شورا باقی می ماند. آقای سعید جلیلی سلام! چه خبر مرد تک ایران؟! از پیچ بزرگراه چمران آن کنج ساختمان؟؟!!
(۱۵ / ۵ / ۱۴۰۴) پایان:
روزبه روزگرد در مدرسه فکرت
الهام علیاف آذربایجان و نیکول پاشینیان ارمنستان، صاف و بدون جاده خاکی! رفتند کاخ سفید پیش دونالد ترامپ صلح را امضا کردند و اسم جاده میان نخجوان و ارمنستان و آذربایجان را گذاشتند "جاده ی ترامپ" برای صلح و شکوفایی». آقای پاشینیان حرف عجیبی هم زد و گفت: "معتقدم رئیس ترامپ شایسته جایزه ی صلح نوبل است و از این موضوع دفاع می کنیم و برای آن تبلیغ خواهیم کرد."
جمهوری اسلامی ایران دوست و همپیالهی نیکول پاشینیان ارمنستان در حالی که علی لاریجانی سپاه را گاری سوار می کند می برد جایی شمالی تر تهران! و پای آن یکی را در همان جا بند می زند و از مهره هایی خنثی مانند علی اکبر احمدیان سپاه و علی شمخانی سپاه را سواری می گیرد که برای "سواد اعظم" سوت بزنند، ترامپ بیخ دو گوش گربه ی ایران جاده می زند. اسم این نوع رفتار سیاسی را دانشمندترین داشمندان علم سیاست معاصر، هانس جی مورگنتا گذاشته بود رئالیته! واقع گرایی. جناب جمهوری اسلامی! کارت را بکن کارت را بکن که فقط بلدی سر و کله ی طرفداران تغییرات را بشکنی و آنان را از دور خود تار و مار کنی.
(۱۸ / ۵ / ۱۴۰۴) پایان :
روزبه روزگرد در مدرسه فکرت
روزنامه ی ابتکار چاپ امروز یکشنبه بیستم مرداد ۱۴۰۴ در بالای سمت راست گمانه زد که جای شیخ صدیقی (کاظم رجبی) در ریاست «ستاد امر معروف و نهی از منکر» را کدام امام جمعه ی موقت تهران می گیرد. چون طبق یک مصوبه ای که اساس آن سست و بی پایه است باید یکی از امام جمعه های موقت تهران، رئیس این ستاد کشوری شود.
اما باید گفت این «ستاد امر معروف و نهی از منکر» را، حکومت یا به کلی بهتر است جمع کند؛ چونکه هیچ آبرویی در بیشتر زمینه ها برای خود حکومت نمانده است که بخواهد مردم را از منکر !! منع کند و ملت را به معروف !! امر. اگر قرار باشد به فرض امر و نهی در کار باشد این ملت است که طبق یک فرع دینی، می تواند حاکمان و حکومتگران را نظارت (نهی یا امر) کند. مسیر احکام مذهبی در اختیار قدرت نیست که هر چه دلش خواست علیه ی ملتش انجام دهد. خودشان مبتلا به انواع فساد شدند آن وقت می خواهند مردم ارشاد کنند. کو مرشد؟! کور مرتشد!؟! کو ارشاد؟! کو رشد؟! کو آقا "رشید"؟!
(۱۹ / ۵ / ۱۴۰۴) پایان :
روزبه روزگرد در مدرسه فکرت
سی میلیون بشکه نفت ایران در دریای مالزی معلّق در هواست، زیرا هر کس می خواهد بخرد از آمریکا می ترسد. لشگر هم نمی کشد! فقط می گوید هر کس را که بخواهد با ایران خرید و فروش کند تحریم و تنبیه می کنم. کشورها هم مُخ دارند و می گویند مگر مرض داریم منفعت خود را پای ایران بریزیم! نمی خریم.
آقای آخوند مملکت! دست از میهن بکش! به حوزه برگرد! ثابت کردین هیجی بلد نیستین، بدتر، میهن را به عقب ماندگی مزمن مبتلا می کنین که کردین. خواستین به سیاست برگردیی اول خود را مهیا کنین با جهان بتوانین خرید و فروش کنین؛ وگرنه با گره در ابرو و هر روز سخنرانی ادیبانه برخاسته از فرهنگ رُمان ها، در مذمّت کشورهای دنیا، ایران را و ملت آن را از همه ی دنیا محروم تر می کنین. تحریم بدتر از جنگ است، بفهمین. معیشت مردم نابود را کردین. شما که هیچ بلد نیستین با جهان آشتی باشین، با همه قهرین الا با خودتان! چگونه می توانین برای میهن خود آشی بپزین؟! بس کنین. عبرت بگیرین.
(۲۰ / ۵ / ۱۴۰۴) پایان :
روزبه روزگرد در مدرسه فکرت
ادامه دارد روزانه...
- ۱۴۰۴/۰۵/۱۸