لغت دارابکلا

 

6734

به قلم دامنه. به نام خدا. چَچکَل. این واژه یعنی هیزمِ نیم سوزِ در حالِ سوختن و آماده برای گُر گرفتن که حالت خاموش شدن آن بیشتر از شعله ور شدنش است. مثل عکس زیر:

 

چچکل آتش

 

در روستای دارابکلا، به کسی که میان دو دوست، دو انسان، دو حیوان، کلاً بین دو نفر، آتش افروزی و جنگ و دعوا می افکنَد، و پیِ دمیدنِ اختلاف و کاشتن تخم عداوت بر می آید، به چنین فردی می گویند: «چَچکَل پیش ندِه!». یعنی دعوا راه نینداز.

 

چَچکَل پیش ندِه! به زبان فارسی یعنی هیزم آتش گرفته ی در حال خاموشی را پیش تر نده تا در شعله ی آتش بسوزد. کنایه از آدمی که از ستیزش دیگران، لذت و نفع می برَد و شیطنت می کند.

فرهنگ لغت دارابکلا: اینجا

 

شرح یک واژه

 

6738

به قلم یک دارابکلایی. با سلام. من هم هر دو واژه را شنیده ام. (اینجا) به نظرم اصل کلمه همان "تشکل" تشکیل شده از "تش" + "کل"، اولی به معنی آتش و دیگری به معنی کله باشد؛ در مجموع به معنی کله ی آتش است. "چشکل" و سپس "چچکل" همان تغییر یافته کلمه اول هستند. در همه زبان ها معمول است که گویشوران آن زبان تمایل دارند که به راحتترین صورت کلمات را تلفظ کنند؛ مثل در تجوید قرآنی ادغام و قلب به میم داریم، مردم "محمد حسن" را "ممسِن" صدا می کنند، و یا انگلیسی زبانان did you را "دیججو" تلفظ می کنند.

 

هیمه تَش

 

در زبانشناسی قواعد چندانی از جمله deletion یا "حذف" و assimilation یا "تشبیه" وجود دارد. در تغییر کلمه تشکل به چچکل از قاعده دوم استفاده شده: محل تلفظ صدای "چ" نزدیک و شبیه صدای وبین دو صدای "ت" و "ش" است. پس به جای "تش"، "چش" گفته شده و سپس همین حالت برای "ش" و "ک"، و "چ" و "ک" به وجود می آید. به این طریق "تشکل" که تلفظ آن سختتر است جای خود را به "چچکل" که راحتتر و ساده تر تلفظ می شود، می دهد. (خودتان می توانید با تکرار کردن چند باره این دو کلمه متوجه شوید که تلفظ دومی روان تر است!)


همانطور که به خوبی بیان کردید، اصطلاح "چچکل پیش هادن" موقعی استفاده می شود که در دعوای میان دو نفر یکی دیگر سعی می کند که با اعمال یا حرف هایی آتش دعوا را شعله ور تر کند و یا به قول فارسی زبانان "آتش بیار معرکه شود".

 

پاسخ دامنه

 

به نام خدا. سلام جناب یک دارابکلایی. از این همه دقت و غَور در واژه و اهتمام به بحث، ممنونم. پست نوشتن من یک طرف؛ این شور و ذوق و کنجکاوی عالمانه ی شما و دیگر دامنه خوانان محترم هم، یک طرف. انرژی می بخشد به مدیر وبلاگ. لذت بردم از شکافتن بحث لغت.

 

 

من اساساً لغت و زیر و بم های آن را دوست دارم. وقتی «باز» می شود، انگار به فتوحات! رسیده ام. قلبِ به میم را هم عالی آمدی. مثل «شنبه» که همیشه تلفظ می کنیم «شمبه». معنای غیرلفظی چچکل را نیز در آخرین عبارت خود، بخوبی بازتاب داده ای. بی نهایت سپاس جناب.

(نشر همرمان در: فرهنگ لغت دارابکلا)