خاطره‌ی دامنه. من و داش حمید عباسیان بیشتر روزا نون می‌گذاشتیم کش‌بِن می‌رفتیم انگوردار، نجیردار، توق‌دار، اناردار، حتی آغوزدار، همان چله‌سر، نون با میوه‌ها می‌خوردیم. کار همیشگی من و او بود؛ عین بِز سرِ دیوار و لم‌لوار.

دست‌هایت را ببَر بالا، ببوس‌شان. نگارش ۱۶ ، ۴ ، ۱۴۰۴ : ابراهیم طالبی دامنه دارابی. خانم تونی موریسون، برنده‌ی جایزه‌ی نوبل ادبیات، بر دقت به جسم، توجه داده است. او برین نظر است که انسان باید جسمش را بسِتایَد. مثلاً می‌گوید:

 

 

دست‌هایت را بالا ببر و ببوسشان،
با آن، دیگران را لمس کن،
به هم بکوب‌شان.
صورتت را نوازش کن،
دهانت را دوست بدار،
این گوشت است،
گوشتی که نیاز به دوست داشته‌شدن، دارد.
پشتت را دوست بدار،
که به تکیه‌گاه نیاز دارد؛
شانه‌هایت را که به بازوان نیرومند محتاج‌اند.
گردنت را دوست بدار،
دستی بر آن بگذار،
بدان وقار ببخش،
نوازشش کن و بالایش بگیرش.
آن جگر تاریک و سیاه را دوست بدار،
و آن تپش و ضربان قلبت را نیز دوست بدار،
حتی بیش از چشمان و پا‌های خسته‌ات،
بیش از ریه‌هایت که هنوز هوای آزاد را نچشیده‌اند،
چرا که این، همان گنجینه است.

 

اگر دقت شود، دعای عرفه نیز، فرازهای آغازینش توجه‌دادن خیره‌کننده به کارکرد نعمت اجزاء انسان است، تا به روح می‌رسد؛ که به نقل از کتاب شریف "المراقبات" ص ۴۳۵ میرزا جوادآقا ملکی تبریزی، افضل است این دعای قشنگ امام حسین علیه السلام، تنها خوانده شود و خلوت. فردی‌خواندن، منجر به تمرکز و خلوص می‌شود. و آن عالٌم وارسته فعل مفرد به کار برد تا نشان دهد ادعیه را باید با خود و خدا، کُنج خلوت گُزید تا از گَزند ریا و نمایش امان باشد انسان. والسلام. جسمت را دوست بدار، چونان روح را.

در اوسا، دٖی بِلن است از خانه‌ها. نگارش ۱۴ ، ۴ ، ۱۴۰۴ : ابراهیم طالبی دامنه دارابی. از یک ماه، نه، نه، بلکه از دو ماه مانده به تاسوعا -به زبان محلی نِهِم‌رُز- ذهن اوسایی‌ها از هیمه هست، تا به همه. نذری‌پِلا را روی تَش‌کِله با شعله‌ورکردن هیمه، دَم می‌آورند با پیچیدن بوی زعفران و زیره. از شب قبلش حیاط همه، جیزّه‌بیزّه‌ی مرغ بلند است و هر گوشت گوسفن و غاز و سیکا، با بهترین طعم کَره‌ی بِنِه و ماستِ پرچربِ سِرسِم و نعنا. تا چِش چِش را می‌بیند همه جای اوسا، دٖی بِلن است از خانه‌ها. همه به نیت پاک و عمل اخلاص و نذر ناب، برای واقعه‌ی عاشورا و حرکت حضرت سیدالشهدا. آن سان که به یک سلطان و خلیفه‌ی مضحک، نه‌ی محکم گفت و برابر ظلم و ظلمت و ظالم، دست بیعت و همکاری و مشارکت در سلطنت نداد و در واقعه‌ی غمبار، با دفاعی سرشار از انسانیت و عرفان و عدالت، خود و یارانش عزیزانه به ملکوت اعلیٰ رهسپار شدند و اوسایی‌ها این روز را به‌درستی و با عزم ایمانی و ارادت الهی، به سنت نذری‌دادن طعام، زنده نگه داشته‌اند. روزی که ۱۰۰ در ۱۰۰ روشن شد تبهکاران از حکومت امویان، قصد جان امام حسین علیه السلام و یاران را کردند. این است که سوگواری آن را، این روستا بر خود، سنت رایج ساخت و مردمان بافرهنگ و رشدیافته‌ی آن خِطّه، خط آن امام علیه السلام را برای نه گفتن به ستمگران و ماندن در اخلاقیات حضرت اباعبدالله علیه السلام، دنبال می‌کنند و با جان و دل، هم عزاداری می‌کنند و هم به واردشدگان روستا، طعام می‌خورانن. این گام معنوی و مذهبی، بر آنان گوارا و سوگواری‌شان برای آن پیشوای باتقوا، قبولِ پیشگاه خدای باری‌تعالیٰ. با آن که تورم و گرانی بیداد می‌کند و بیش از یک دهه است این نابِخرَدی و نابسامانی، مردم را بیچاره کرده است، اما مردم اوسا وُسع خود را برای وُسعت تاسوعا، خالصانه پیشکش می‌کنند و زندگانی خود را با آن بیمه و در رونق نگاه می‌دارند. من که سالیان سال تاسوعا را در اوسا گذراندم، این دِی زیبا را دارم می‌بینم و آن بوی نذری‌پِلا را همین سرِ صبحی دارم می‌گیرم و مَشامم را تا شام، سیر ساخته‌ام. سپاس؛ اوسا.

 سخنی موجز با برادر حسن‌زاده. نگارش ۱۲ ، ۴ ، ۱۴۰۴ ابراهیم طالبی دامنه دارابی. فرمانده سپاه محمد رسول الله تهران یعنی برادر حسن حسن‌زاده دیروز ۱۱ ، ۴ ، ۱۴۰۴ گفت "اجازه نمی‌دهیم حتی یک مو از سر رهبر عزیزمان کم شود."

 

سلام برادر حسن‌زاده. بسیارخوب، خاب. نه نکوهیده، که ستوده است قصد قربت آن فرمانده. اما صحبت در میان ملت این است پس چرا نتوانستید آن شب ۲۳ خرداد ۱۴۰۴ جان و پیکر و پا و تنِ پاره پاره شده‌ی آن تعداد فرماندهان ژنرال و زبده از سران سپاه و اطلاعات سپاه و ستاد کل نیروهای مسلح را از ترور یک شبه و آسان و به چشم‌به‌هم زدن، نجات دهید؟! و این جور بد، غافلگیر نشوید که در کام اسرائیل این چنین شَهدِ عسل نریزید تا در تاریخ جعلی آن نظام مصنوع، شیرینی نزند؟! و فکر ملت را به این حیرت به آج و واج نرسانید؟! کمی فکر کنید بعد جمله‌سازی را شروع نمایید.

 

تهدید، دیگر بالقوه نیست برادر، بالفعل شد، زندگی در تهران برای حکومتگران و مقامات آن، ناامن شد، به‌شدت بی‌ایمن. چه بدانی، چه ندانی. اما این را همه می‌دانند. اجرکم عندالله آقای فرمانده سپاه تهران. والسلام.

 

به مناسبت ماه محرم‌الحرام و حرمت به امام حسین علیه‌السلام و یاران، بر خودم لازم می‌دانم یک نکته هم بگویم این ایام حزن و ماتم آن امام مدفون به ارض کربلا و بینانگذار واقعه‌ی سراسر انسانی و عرفانی و حماسی عاشورا:

 

مرحوم بدیع‌الزمان فروزانفر در تقریرات ص ۹۴ معتقد بود «در زمان پیامبر اکرم ص مردم متوجه‌ی عمل بودند، نه سرگرم بحث و تفتیش عقیده!»

 

با این نقل قول خواستم بگویم: هان! همانا، امام حسین علیه السلام کوشید مردم عصرش را به عقیده و عمل برگردانَد، نه به تفتیش و تعقیب همدیگر و اجبار سَلیقه و اِعمال سُلطه. آن امام سیدالشهداء علیه السلام، مکتبش و مرامش و مرادش با عبادت و عرفه و عقل و عمل پر بود ، نه از حرف و صحبت صِرف و تفتیش مردم.

اَسرار دین مُبین را

جز به اعماقِ ضمیر خود مَبین

نگارش ۱۱ ، ۴ ، ۱۴۰۴ ابراهیم طالبی دامنه دارابی. در گنجور، قسمت اقبال لاهوری، شعر "چه باید کرد؟" بخش "اَسرار شریعت" این شاعر پاک‌سیرت غوغا بپا کرد. او با همان سی چهل بیت تمام عقاید انتقادی خود را گفت و با احیای تفکر دینی واقعی، دین را معرفی کرد. از نظر او دین در تظاهر و نمایش نیست، در ضمیر آدمی‌ست:

 

ای که می‌نازی به قرآن عظیم

تا کجا در حجره می‌باشی مقیم

 

در جهان اَسرار دین را فاش کن

نکته‌ی شرع مُبین را فاش کن

 

کس نگردد در جهان محتاج کس

نکته‌ی شرع مُبین این است و بس

 

مکتب و مُلا، سخن‌ها ساختند

مؤمنان این نکته را نشناختند

 

اقبال معتقد بود مؤمنان از گفته‌های مُلایان فقط سخن‌های جور و واجور و تظاهر در شرع و رفتارهای روبنایی، می‌شنوند، حال آن‌که همان سخنان مُلایان ریاکار نیز، نه شرع‌پسند است، و نه به شناخت مؤمنان از دین مُبین می‌انجامد. دین مُلایان ظاهرگرا، دین قِشر (=پوسته‌ی بیرونی) است، نه مغز (=لایه‌ی درونی). ازین‌رو می‌گوید ای انسان دین را برو در اعماق ضمیرت ببین، نی از زبان لقّ و لَقلقه‌ی زبان مُلایان که اول کمین پول‌اند و جیب مردم و آن‌گاه دروغ و دغل در منبرها. ملایان، البته خوبان هم در بین‌شان هست. مثل مرحوم استاد محمدرضا حکیمی که در ص ۳۱ "سرود جهش‌ها" گفته بود: "عالمان دین در برابر همه‌ی ستم‌ها، تبعیض‌ها، ناروایی‌ها، نابرابری‌ها، گرسنگی‌ها، محرومیت‌ها مسئول می‌باشند". لذاست اقبال در دنباله‌ی شعرش می‌گوید:

 

فاش می‌خواهی اگر اَسرار دین

جز به اعماقِ ضمیر خود مَبین

 

گر نبینی، دین تو مجبوری است

اینچنین دین، از خدا مَهجوری است

 

یعنی اگر تو ای انسان دین را در ژرفای ضمیرت نبینی، بدان با این‌گونه دین مجبوری و تظاهری، از خدای متعال، دوری و مهجور (=در هِجران). والسلام.

 

به مناسبت ماه محرم‌الحرام

و حرمت به امام حسین علیه‌السلام و یاران.

متن نقلی از اسدالله علم در خاطراتش از سفر "اسحاق رابین" به ایران و روابط پنهانی شاه با اسرائیل: «... قرار بود امروز صبح شاه، اسحاق رابین، نخست‌وزیر اسرائیل را به حضور بپذیرد. من کلیه‌ی ترتیبات لازم را دادم و ارتشبد نصیری را به استقبال او به فرودگاه فرستادم، و به گارد دستور دادم چطور او را بدون ایجاد سوءظن به کاخ بیاورد، و حتی خدمتکاری را که برای خدمتش انتخاب کردم آدمی بود که حماقتش حدوحصری نداشت و محال بود که بتواند اسحاق رابین را بشناسد. حتی احمق‌ها هم گاهی به درد می‌خورند! به رغم ابراز علاقه‌ی قبلی اسحاق رابین به دیدن من، خودم را نشان ندادم. اگر شاه می‌خواست که من آنجا باشم خودش به من می‌گفت...» اسدالله علم. گفتگوهای من با شاه. تهران، طرح نو، ج یک.

نگارش ۶ ، ۴ ، ۱۴۰۴ ابراهیم طالبی دامنه دارابی : معاویه حاکم بود؛ از پایتختش شام (=سوریه) بر مکه و مدینه و کوفه و بلاد دورتر فرمانروایی می‌کرد. اسلام توسط حکومت تبعیضی و تفسیری، به‌شدت وارونه شده بود. سال ۶۰ هجرت، او مُرد. پسرش یزید، ازین سلسله بر اسلام و مسلمانان سلطه یافت. در مدینه، کسان فرمانبَرِ مطیعِ محضِ خود را سراغ امام حسین علیه السلام فرستاد که برای حکمرانی خود بر مردم، بیعت بستانَد. امام سیدالشهداء اباعبدالله علیه السلام، با شهامت، دست رد زد و در برابر جور یزید ایستاد. این حرکت امام حسین، آغاز یک واقعه‌ی دلخراش اما عقیده‌ساز شد. ادامه برای متن بعد.

منبع

تیتر روزنانه

"عصر میهن" (۲۵ ، ۳ ، ۱۴۰۴)

 

گستره ی جغرافیایی جنگ اسرائیل با ایران که ساعت ۳ و اندی بامداد جمعه ۲۳ خرداد ۱۴۰۴ (۱۳ ژوئن ۲۰۲۵) شروع شد. این پست فقط جمع‌آوری آشکار است از روایت‌های مختلف، بدون ورود و داوری دامنه. در ادامه:

اسلامِ اسیر !!! نگارش ۲۱ ، ۳ ، ۱۴۰۴ ابراهیم طالبی دامنه دارابی. خبر که دیشب پخش شد -چنانچه همین هم باشد و فاجعه‌آمیزتر ازین هم، نباشد- واقعاً دل ملت را می‌فِسُرَد. این که دولت پزشکیان دیروز فهمید آن دولت پیشین که در اثر سقوط، مُرد، به وزارت نفت دستور داده بود به حوزه‌ی علمیه‌ی شیخ غلامرضا قاسمیان و پروژه‌ی با اسم مرکز قائمه‌ی آقای آیت الله مصباح فلان میلیارد تومان پول تزریق کند.

 

منبع

تزریق میلیارها تومان پول

به حوزه علیمه به دستور دولت سیزده

 

تزریق کند که چه شود؟! عمامه بر سر طلبه‌های مظلوم و محتاج حتی نون، گذارند و بروند درون حکومت برای حاکمیت، فرمان ببَرند؛ زیرا حوزه‌ی فرمانبَر نیاز دارد سیستم ولایت مطلقه‌ی فقیه این نظام. و همین طلاب بدآموز مظلوم را راهی روستاها و محفل‌ها کنند که عمر و عثمان و ابوبکر را ذم و لعن کنند و تنش میان مذاهب را تنشی‌تر سازند.

 

ملت وقتی درین شرائط تحریم و فشار، خود را به تاب‌آوری اجباری عادت داد، حال بشنود میلیاردها تومان پول بیت‌المال را آسان در حلقوم حوزه می‌کنند که به مذاهب بد و بیراه بار کنند، دست‌کم خشمش این است بگوید اسلامِ اسیرِ جمهوری اسلامیِ نوع آخوندی مستکبرانه، چه گروگان مظلومی گرفته است؛ چی را؟ دین مبین را. خدایا خودت خشم بر سر ستمگر بر اسلام نازل کن. اینان از دین زور و زر و تزویر می‌خرند و بیع می ستانند و سپس بیعت می‌کنند. بگذرم.

آقا سیستانی و آقا جوادی آملی

 

آقا سیستانی و آقا جوادی آملی

نقل و نقد و نکته

نوشته‌ی دامنه ۲۰ ، ۳ ، ۱۴۰۴

منتشره در بخش اعلان مدرسه فکرت شعبه‌ی واتساپ

 

نقل: ترامپ دیشب گفت: "تلاش می‌کنیم با ایران به توافق برسیم تا ویرانی و مرگ رخ ندهد."

 

نقد: در دل این جمله دو پیام نهفته است: ۱. قبول فشار آمریکا به زبان خوش! ۲. در غیر این صورت، توسل به زور را رخ کشید که در حقوق بین‌الملل اسم دومش جنگ است و تهاجم با ارتش.

 

نکته: مشروعیت آن را ائتلاف هم‌پیمانان یا اتخاذ جواز از شورای امنیت روشن می‌سازد. البته جنگ‌های بدون ائتلاف و بدون کسب مجوز هم، در جهان معمول است. مثل حمله‌ی صدام حسین به ایران و سپس به کویت.

شش وجه در حرم مشهد

نگارش ۲۰ ، ۳ ، ۱۴۰۴ ابراهیم طالبی دامنه دارابی

 

وجه اول ←
این است انسان در آن، به فکر نیستان می‌افتد و یادشان زیارت می‌کند. این یعنی پیوند عُلقه‌ها.

 

وجه دوم ←
این است هر کجا اسکان کند آدم، قلبش اما سمت حرم رو می‌کند. این یعنی پیوند حُب‌ها.

 

وجه سوم ←
این است سوغات خریدن، در ذهن رژه می‌رود. این یعنی پیوند دوستی‌ها.

 

 

 

 

وجه چهارم ←
این است مغز، گرایش به معنویت پیدا می‌کند. این یعنی پیوند فرد با احَدیّت.


وجه پنجم ←
این است چون زیارت امام هشتم ع ارزش گزاردن شعائر مکه و مدینه را دارد، انسان، آن حین، مؤنس پیدا می‌کند به اسم منزّه امام رئوفِ ارض توس. این یعنی پیوند انسان با معصومان علیهم السلام.


وجه شسم ←
این است مشهد، شهر بازار و خرید نیست فقط، شهر بازاندیشی و توحید هم هست. این یعنی پیوند مادیت و معنویت.

 

دست‌کم سالی سه مرتبه من مشهد می‌روم. هر بار نوشونده از هر بار. بادُ بِرودُ پُز نیست این، تمیزدادن فرق مشهد با هر شهر دیگر است. مشهد، شهر نیست فقط، شهد شیرین است بر زنبوری چون عسل.

زائر مشهد در ۶ تا ۱۱ خرداد ۱۴۰۴ ، دامنه

خاطره‌ی  آیت‌الله

حسین وحید خراسانی

در باره‌ی حجت الاسلام اکبر رفسنجانی

متن نقلی: «آقای هاشمی را سالیان متمادی است که می‌شناسم؛ از همان اول انقلاب، وقتی آقای خمینی آمدند، من وقت خواستم که خدمت ایشان برسم. فوری وقت دادند و من  به ملاقات ایشان رفتم. کنار آقای خمینی نشستم و روبروی ما آقای اشراقی داماد آقای خمینی نشسته بود. دیدم یک شیخ جوانی آمد و فردی را مطرح کرد و گفت این آقا خوب است والی (استاندار) اصفهان باشد و ایشان قبول کرد. چند دقیقه بعد آمد و فرد دیگری را به آقای خمینی معرفی کرد و گفت این آقا مناسب است استاندار فلان استان باشد. باز هم او تأیید کرد. دوباره آمد خدمت آقای خمینی و گفت آقای امامی کاشانی مناسب است مسئول مدرسه سپهسالار باشد. باز هم آقای خمینی قبول کرد. برای من عجیب بود. پیش خود گفتم این شیخ کیست که رهبر انقلاب اینهمه به او اعتماد دارد و حرف او را می‌پذیرد. رو کردم به آقای اشراقی و گفتم این شیخ کیست؟ او هم جواب داد ایشان آشیخ اکبر هاشمی رفسنجانی است»

کتاب «فی سبیل‌الله: فتوحات عرب و برپایی امپراتوری اسلامی» نوشته رابرت ج هویلند با ترجمه سامان سیدی. جدیدترین روایت‌های رایج تقریبا" منحصرا" بر اساس منابع اولیه‌ی مسلمانان بوده است که به‌ طور خلاصه، تاریخ رستگاری بودند و با هدف نشان دادن این که خداوند اعراب را به‌ عنوان وسیله‌ای برای گسترش اسلام در سراسر جهان برگزیده بود، نوشته شده‌اند.

به قلم جلیل قربانی: درمانگری یک کسب‌وکار است و درمانگران هم کاسب و تاجر

 

۱- میانگین جهانی آزمایش‌ها برای هر فرد بین یک‌‌ونیم تا ۴ تست است. اما در ایران به طور میانگین در هر نسخه ۱۰ تست تجویز می‌شود. این عدد در تهران به ۱۵ تست می‌رسد.

 

۲- سالانه حدود ۵۰۰ میلیون تست در آزمایشگاه‌های کشور انجام می‌شود که سرلنه آزمایش برای هر ایرانی را به میانگین بیش از ۶ بار در سال آزمایش می‌رساند!

 

۳- حدود ۸۰۰۰ آزمایشگاه در کشور فعال است که نیمی از آنها دولتی و نیم دیگر خصوصی است. آزمایشگاه‌های دولتی فقط برای بیماران بستری در بیمارستان‌هاست.

 

۴- بیمه‌ها خدمات آزمایشگاهی را پوشش نمی‌دهند. مردم باید ۳۰ درصد هزینه‌ها را پرداخت کنند، اما در عمل بیش از ۷۰ درصد هزینه را می‌پردازند.

 

۵- بسیاری از آزمایش‌ها غیرضروری است و پزشکان و درمانگران و آزمایشگاه‌ها فقط برای منفعت مالی و جیب‌بری، آنها را تجویز می‌کنند؛ بله، جیب‌بری!

 

۶- تجویز بیش از حد آزمایش‌ به دلیل زیر است:

- تنبلی درمانگران و تجویز آزمایش، بدون معاینه و گرفتن شرح حال، 

- تکرار بی‌مورد و عدم رعایت فاصله برای تکرار آزمایش

- منفعت مالی آزمایشگاه و تحمیل هزینه به بیمار

 

پاسخ دامنه:

جناب جلیل سلام.و این متن بسیار مهم تو را می‌خواهم به مراکزی برسانم تا واقعاً از نقشم در کاستن این کار نکاهم. از جناب اسحاق آهنگر و آسید تقی شفیعی عموسیدهاشم می‌خواهم عین متن را به خانم دکتر عالیه زمانی برسانند. آقاقربانی بند ۵ متنت چنان تکاندهنده است کخ واقعاً به تعبیرم جنایت بشری است. بند یک، من واقعاً سالی فقط یک بار تست می‌دهم و شکر خدا یک تیم قرص هم در جیب ندارم. آن سه نتیجه‌ی آخر بند ۶ عجیب علت‌یابی‌هایی کردی از دیاک خودرو هم عیب‌یاب‌تر. دست مریزاد رفیق ازین پرداخت مهم مبهم میهن. دامنه

 

جواب آقای قربانی:

سلام آقاابراهیم، شب به‌خیر. همین الان از درمانگاه و داروخانه آمدم، مادرخانم من مادر شهید و تحت پوشش بیمه تکمیلی بیمه دی است. تمام هزینه دارو درمان را بیمه تقبل کرده، دکترها بدون استثنا پول ویزیت‌شان را بیمار می‌گیرند.  داروخانه‌چی بعد از پیچیدن نسخه، مرا به صندوق فرستاد، گفتم بیمه دی هستیم و نباید پول دارو بدهیم‌. بعد از نیم ساعت (!) برگشت و گفت تایید شد به سلامت. یعنی اگر نمی‌گفتم، پول دارو را از من می‌گرفت [و شاید هم از بیمه].

به قلم دامنه: سلام جناب شیخ محمدرضا احمدی. از آن استاد پاک‌زیست ممنونم که در نقد متونم، جهد دارید که خیلی خواهانم، اجتهاد هم داشته باشید رفیق شفیق. چکیده‌ی حرفم این است:
 
 
 
دست‌کم پنج گفتمان (=دیسکورث) در جمهوری اسلامی ایران وجود دارد که فقط گفتمان آقاخامنه‌ای بر کشور حکومت دارد و هرگز به چهار گفتمان رقیب اجازه داده نمی‌شود از تریبون‌های متعلق به عام حرف‌های خود را بیان کنند. اختصارا" این پنج گفتمان را می‌گویم:
 
 
 
گفتمان سعید جلیلی
 
آقاخامنه‌ای این گفتمان را راه نظام می‌داند و کشور در دست آقای سعید جلیلی است. پیام این گفتمان تقابل دایمی با آمریکا و جنگیدن با اسرائیل است.
 
 
 
گفتمان مسعود پزشکیان
 
آقای سید محمد خاتمی این گفتمان را میانبُر نظام می‌داند. پیام این گفتمان حل و فصل مخاصمات با آمریکا و کشورداری از طریق اعلان صلح با جهان است و ترک سیاست‌های تنش‌زا و خروج کامل از خاورمیانه.
 
 
 
گفتمان حسن روحانی
 
آقای علی اکبر ناطق نوری این گفتمان را درست می‌داند. پیام این گفتمان توزیع قدرت به نخبگان است و عبور از حکومت اسلامی و ایجاد پول و رونق در اقتصاد ایران.
 
 
 
گفتمان نهضت آزادی
 
آقای محمد مجتهد شبستری این گفتمان را آشتی با علم و چاره‌ی کشور از بحران و تحریم می‌داند. پیام این گفتمان پرهیز از ابزارکردن مذهب و پیوستن به روند توسعه و رشد جهانی است.
 
 
 
 
گفتمان مخالفان
 
چند فرد درین گفتمان حضور دارند. آنان خواهان جنگ آمریکا با ایران و تحویل کشور به بازماندگان توسعه و عمران عصر شاه هستند. پیام این گفتمان این است که کشور باید به راهی باز گردد که شاه شروع کرده بود ایران را به سبک تز پهلوی - باستانی بسازد و وارد اقتصاد جهان شود.
 
 
 
بگذرم. شما آقای احمدی شیخ دانشگاه‌دیده آزادی سرباز نظام باشی. من اما دارم مسائل را معرفی می‌کنم و تابع و مقلد و تحت ولایت هیچ احد نیستم الا احد که الله است. شما حتی شاید درست بدانی مرقد آنچه گفته شد درست بود. من اما دیدم آقاخامنه‌ای گفتمان سعید جلیلی را آب و تاب داد یعنی تبیین کرد، اما در تعریف گفتمان دیگر در مرقد تحریف صورت گرفت. مرقد هم فقط مال حکومت شد و مِلک طِلق آخوندجماعت پیرو و مقلد حکومت.. ۱۸ ، ۳ ، ۱۴۰۴ دامنه
نگارش ۱۸ ، ۳ ، ۱۴۰۴ دامنه. از آخرین میدان شیروان داشتیم دور می‌زدیم ۱۱ خرداد هزار و چهارصد و چهار، چشمان‌مان به وانتی خردلی رنگ -شاید هم به رنگ نخود- خورد؛ از حدَقه داشت می‌زد بیرون چشم‌مون! شرط چاقو برای هندونه را زیاد شنیده بودم از طفولیت، اما "هندونه به شرط قمه"، نه. بِکر و نوبَر بود. من قمه را فقط در دست مرحوم گتی‌پرتاش بابویه دیدم (پدر شهید اصغر بابویه) توی حیاط منزل مرحوم سید نوربخش. که مسدود می‌کردند به روی همه. من اما کنجکاوانه صحنه را دیدم. کج بود، بزرگ، پهن، بلند، بَرّاق، بُرّان، تیز، عین تیغ. کَی؟ نزدیک ظهر عاشورا که نماز ادا شد، قمه‌زنان عزادارِ کفن‌پوش و جسور و جان‌نثار صاحب مکتب عاشورا در داراب‌کلا، سر را تاسِ تاس (=تیغ و سِلوپ) می‌کردند و خط می‌شدند و او با گفتنِ "حیدر، حیدر" و شاید شعری دیگر، به نیّت و رادِ شمشیر ذوالفقار (=دو لبه، دو شاخه) حضرت مرتضی علی، امام پارسایان علیه السلام، فرقِ سر عزاداران سید الشهداء امام حسین علیه السلام را به تبعیت از فرق شکافته‌ی آقا امام حسین علیه السلام، محکم و فوری با هیبتی در صوت و لحن، می‌شکافت و خون، فورا" فوّراه می‌زد و قمه‌زن با زدنِ مداوم انتهای کفِ دست بر نقطه‌ی بریده‌شده‌ی سر، تلاش داشت خون را بند آورَد و قطرات آن را بر اثر تصادم کف دست با سر، در اطراف کفن سفیدش بپاشاند. سرخی کفن با خون، آنقدر زیاد و جذاب و حتی هولناکِ جانگذار بود، تماشاگرِ عزادار صحنه، از دو سوی خیابان منتهی به بالامسجد و نیز حاضرین صحن بالاتکیه، به صورت مملوّ، به حیرت و اشک و آه می‌آمد. قمه آن کاربرد را داشت، تا یکی دو سه سال پس از انقلاب در محل ما داراب‌کلا و حتی اغلب جاها. چند سالی هست قمه به جای هندونه، قلب انسان را پاره و جریح و راهی بیمارستان یا قبرستان می‌کند. خیلی جامعه عوض شد. نشد؟!

 

کتاب شهدای عصر پیامبر ص

 

معرفی و تدوین توسط دامنه: این کتاب قطع بزرگ مصوّر، به صورت تشریحی و تصویری، غزوه‌ها و سریه‌های عصر پیامبر اکرم ص را مورد توجه قرار داده است و شهدای آن دوره را نام برده و معرفی کرده است. بیست و هشت غزوه و هشتاد و سه سریه. کتاب از منبع شهداءالاسلام نوشته‌ی مرحوم دکتر محمد ابراهیم آیتی بهره گرفت. درین اثر آمده است که اسلام روش زندگی را  دین و راه آن را مستقیم و میانه نامید. در مورد مکه دو خصوصیت را برشمرد: مرکز بت‌پرستی. مرکز تجارت. و پیامبر اکرم ص درین شهر دین خود را بر پایه‌ی توحید یگانگی بنا کرد. و پرده بر داشت که "درک شخصیت پیامبر اکرم ص به زبان ربّانی نیازمند است. سُمیه مادر عمار، اولین شهید اسلام در مکه بر اثر شکنجه بود. یاسر همسر سمیه دومین شهید و عبدالله برادر عمار سومین شهید اسلام بود.  این کتاب را آقای ابوالفضل بنایی کاشی تألیف کرد نشر رسانس تهران سال هشتاد و هشت.

خاتمی ۱ و خاتمی ۲ و خاتمی ۳

نگارش ۱۶ ، ۳ ، ۱۴۰۴ ابراهیم طالبی دامنه دارابی

دوم خرداد ۱۳۷۶ فقط انتخابات نبود، خروش مدنی، منظم، قانونمند و دموکراتیک ملت نسبت به دو سبک نادرست حاکمیت و نیز دولت تعدیل حجت الاسلام آقای اکبر رفسنجانی بود که هر دو سبک، به حکومت فردی میل و سمت و سوگیری داشت. عامل اصلی پدیده‌ی دوم خرداد، کوشش ناحق قدرت، برای نشاندن نامزد حاکمیت یعنی آقای حجت الاسلام علی اکبر ناطق نوری بر پست دولت از طریق تهییج رأی پوپولیستی بود. و البته کاندیداتوری شخص حجت الاسلام آقای سید محمد خاتمی با کاریزمایی که در خود حمل می کرد، سهم به‌سزایی در آفرینش دوم خرداد داشت. سید محمد خاتمی در این مقطع خاتمی ۱ بود.

 

 

اما خاتمی ۱ خیلی سریع به خاتمی ۲ بدل شد و خود را خاضع و خاشع و خدَمه و پیرو مطلق‌مآب آقاخامنه‌ای کرد و جنبش مردمی و آگاهی‌بخش دوم خرداد را به سرسپردگی به آقاخامنه‌ای فروخت و اهداف اصلاحی‌بخش جنبش مدنی و مدرن آن را با عقب‌نشینی و همدست‌شدن با ساختار قدرت، نابود کرد. از این جا به بعد بود که خاتمی ۲ شروع شد. البته سه سالی هست که او به خاتمی ۳ تبدیل شد.

 

به علت پشت‌کردن به جنبش، آقای دکتر عبدالکریم سروش آقای سید محمد خاتمی را "مذبذب" لقب داد. و نیز به دلیل بحران ۸۸ آقاخامنه‌ای وی و مهندس میرحسین و حجت الاسلام مهدی کروبی را "فتنه" نامید. من اما با آن که آقای سید محمد خاتمی ۲ و ۳ را قبول ندارم، هرگز وی را نه بد، نه فتنه می‌دانم. او فردی هست که قدرت بازیگری سیاسی را ندارد ولی انسان روشنفکر و روحانی آگاه به دنیا و شخصیت دارای محبوبیت و در تضادی آشکار چهره‌ای ناچاره‌جو است. بین دو امر، گیر کرده است. امر ملت و امر قدرت.

عکسهای مشهد و محل از ۵ تا ۱۵ خرداد ۱۴۰۴

مشهد و محل

از (۵ تا ۱۵ خرداد ۱۴۰۴

 

 

طلوع آفتاب بهشهر

 

 

...

 

 

یادمان شهیدان گمنام

حصار گرمخان بجنورد

 

 

بقیه‌ی عکس‌ها در اینجا

 

 

آزادراه گرمسار - قم

 

کتاب جدال دو اسلام

 

به قلم دامنه: کتاب توسط مرکز فرهنگی شهید بهروز محمدی تهیه شده است. در ص نود و پنج آمده است که امام خمینی گفته بود: «پیامبر اسلام نیازی به مساجد اشرافی و مناره‌های تزئیناتی ندارد.»

 

نیز در ص صد و سی چهار نقل شد از امام خمینی که گفت: "باید تلاش کنیم زهد و قدس اسلام ناب محمدی را از زنگارهای تقدس‌مآبی و تحجرگرایی اسلام آمریکایی جدا کرده و به مردم مستضعف‌مان نشان دهیم."

 

امام خمینی  هشدار داده بود:

 

"حوزه‌ها و روحانیت باید نبض تفکر و نیاز آینده جامعه را همیشه در دست خود داشته باشند و همواره چند قدم جلوتر از حوادث، مهیای عکس العمل مناسب باشند. چه بسا شیوه‌های رایج اداره امور مردم در سالهای آینده تغییر کند و جوامع بشری برای حل مشکلات خود به مسائل جدید اسلام نیاز پیدا کند. علمای بزرگوار اسلام از هم اکنون باید برای این موضوع فکری کنند."

 

این سخن معنا دارد. شیوه‌ی کشورداری باید تغییر کند. اما حکومت، آخوند (و عالِم را) حتی، برای تثبیت قرائت حاکم، می‌خواهد فقط. من با انقلاب اسلامی پیمان دارم، نه با قدرتی که از ملت بُرید و قوه‌ی قضایش ابزار عدل نیست و خنجر قلب ستمدیدگان است اکثرا". من بسیجی می‌مانم اما برای مستضعفین نه واسه کسانی که سلطه‌گرانی قدرت‌طلب بیش نیستند. دامنه دارابی

پیام‌هایم

در مدرسه فکرت

قسمت صد و چهارم

 

کامنت ها مشاهده شود:

طراحی قالب : نقل بلاگ