در مورد مرحوم آیت الله منتظری
متنی از شیخ احمد باقریان ساروی در مدرسه فکرت: باسمه تعالی. جناب حاج عیسی رمضانی دارابی [مرحوم محمد] سلام علیک. با تقدیم احترام فرمودی منتطری ساده و سید احمد خمینی بینش سیاسی خوب داشت. شواهدی بر هر دو ادعای جنابعالی تقدیم میکنم:
سادگی آیت الله منتظری
اول: او از شاگردان مرحوم آقای بروجردی بود و خارج اصول او را هم تالیف کرد و با این حال او و شهید مطهری که رفیق و هم اتاق بودند آیت الله خمینی را کشف کردند و دو نفری اولین حلقه درس علم اصول او را تشکیل دادند که بعدا شهید بهشتی و آیت الله خامنه ای نیز به آن پیوستند و به این جهت مرحوم بروجردی اندکی از او دلخور شده بود و ازآن تاریخ همواره با آیت الله خمینی بود و جدا نشد و در آن راه تبعیدهای سخت و زندان تا آوان پیروزی انقلاب را تحمل کرد.
دوم: خواستند آیت الله خمینی را اعدام کنند ولی منتظری علمای بزرگ را در تهران جمع کرد و از آنان برای مرجعیت آیت الله خمینی امضا گرفت و منتشر کرد و مانع اعدام شد.
سوم: بعد از انقلاب در مواردی مرحوم امام خمینی به او ارجاع داد 1. ارجاع صدا و سیما در موسیقی و غنا 2. ارجاع سپاه که در نتیجه منتظری مرحوم طاهری خرم آبادی را به سپاه فرستاد و امام رسما تعیین شده منتظری را تایید و طاهری را نماینده خود در سپاه معرفی کرد.
چهارم: رئیس مجلس خبرگان قانون اساسی با رای اکثریت که لابد به خاطر نداشتن بینش سیاسی او بود.
پنجم: انتخاب شدن برای قائم مقامی از سوی مجلس خبرگان که لابد به خاطر ساده بودنش و نداشتن بینش سیاسی او را انتخاب کرده بودند!!! ولی بنی صدر میگفت من از او ملاترم!!!
ششم: از امام خواستند برای اصلاح حوزه نماینده انتخاب کند او فرمود من در قم حضور ندارم بروید پیش آقایان گلپایگانی و منتظری. و منتظری آیت الله فاضل لنکرانی را از طرف خود انتخاب کرد که با منتخب آیت الله گلپاگانی هسته اول مدیریت حوزه را ریختند.
هفتم: آنگاه که آیت الله منتظری خواست از تهران به قم بیاید سخن از امام جمعه بعدی تهران شد، سید احمد خمینی گلزاده غفوری را به مرحوم امام معرفی کرد ولی آیت الله منتظری به سراغ آیت الله خامنه ای رفت و او را نزد امام برد و به عنوان امام جمعه معرفی و مرحوم امام هم قبول کرد. لابد این هم از سادگی مرحوم منتظری بود!!!!
بینش سیاسی سید احمد خمینی
قبل از انقلاب نه سخنرانی داشت و نه زندان رفت و نه تبعید شد
اول: در اولین انتخابات ریاست جمهوری او و عمویش مرحوم پسندیده سرسخت از بنی صدر حمایت کردند و مردم اکثرا از این جهت به بنی صدر رای داده بودند.
دوم: در نزاع بنی صدر و شهید بهشتی [با یک واسطه معتبر (نام نمیبرم چون استاد و واعظ معروف است و عمومی راضی به معرفی نام خود نیست) از شهید بهشتی نقل میکنم] که: «حاج سید احمد هر زمان بنی صدر میخواست او را نزد امام راه میداد ولی شهید بهشتی را تنهایی اجازه ملاقات نمیداد».
سوم: بعد از رحلت آیت الله طالقانی روز چهلم در اجتماع مجاهدین خلق با مسعود رجوی در بهشت زهرا با مسعود رجوی هم آغوش و گریه سر دادند و مجاهدین عکسهای یادگاری را برای جذب جوانان منتشر کردند. آیت الله منتظری این موضوع را خصوصی به امام خمینی اطلاع داد و گوشزد کرد مراقب بیت خود باشد و به دنبال آن کینه سید احمد به منتظری آغاز شد.
اینها و موارد دیگر نشانه های بینش سیاسی خوب و قابل ستایش سید احمد خمینی بود. در این بین چه گذشت و با نامه های خصوصی منتظری به امام چه کسی بازی کرد تا زمینه عزل او را فراهم اورد بماند ولی مقداری از آن در خاطرات منتظری آمده است.
یکی نوشت که رنجنامه بارها چاپ شد ولی نگفت از کی و با چه بودجه ای؟ قطعا از بیت و حرم امام و به صورت رسمی نبود چون تشخیص دادند به صلاحشان نیست.
چند نکته:
اول: جریان سید مهدی هاشمی قبل از اینکه به مرحوم منتظری ربط داشته باشد به سپاه ارتباط دارد و سید مهدی از مؤسسان سپاه و مسئول نهضتهای آزادیبخش بود. اما در بیت آیت الله منتظری نفوذی نداشت بلکه مسئول یک واحد سیاسی جداگانه بود شبیه کاری که در سپاه داشت. بله مدارس تحت پوشش آیت الله منتظری زیر نظر فردی بود که از دوستان سید مهدی بود و تندروی داشتولی قبل از عزل آقای منتظری ان شخص را کنار زده و مدارس را در اختیار شورای مدیریت گذاشته بودند و دیگر از این جهت مشکل مدارس برطرف شده بود. اعترافات سید مهدی در مورد دخالتش در بیت منتظری دروغ و به منظور نجات جان خود بود و علت اینکه مرحوم منتظری میگفت این اعترافات را در تلویزون منتشر نکنید به خاطر دروغ بودن ادعاهای سید مهدی بود و اینکه اگر شما او را فاسق میدانید چرا به حرفهای او در مورد دیگران اعتماد میکنید؟! (اعتراف انسان در دستگاه قضاء علیه دیگری مسموع نیست بلکه فقط اعتراف علیه خود مسموع است).
دوم: منتظری از زندان انحراف مجاهدین خلق را دریافته و او شهید محمدش از مخالفان آنان و بسیار در این مورد حساس بودند لذا سران انان هیچ ملاقاتی با مرحوم منتظری نداشتند.
سوم: جریان نامه های منتظری به امام از این جهت بود که او امام را رهبر نظام میدانست و چون نوعا مشکلات کشور و در زمان جنگ مشکلات جبه ها به امام درست منتقل نمیشد لذا منتظری که خود مسئویلتی نداشت تا امر و نهی و نظارت و اصلاح کند ناچار در نامه هایی به امام گزارش میداد و البته بعد از عزل دیگه نامه ای ننوشت جز اعلام استعفای رسمی خود را.
چهارم: کسی توهم نکند که آنچه گفتم در تضعیف رهبری آیت الله خامنه ای است، نه، چون این وقایع قبل از انتخاب او است و سخن در برخوردهای با مرحوم منتظری است که آن همه خدمات او به انقلاب نادیده گرفته شد و به خانه اش هجوم بردند و دفتر و حسینه و خانه او را آجر باران کردند. و بیش از سی و چند سال یکطرفه علیه او نوشتند و در صدا و سبما گفتند و کسی را اجازه دفاع ندادند. و الآن هم اگر جنابعالی ادامه نمیدادی من هم چیزی در پاسخ نمینوشتم.
پنجم: کسانی که محتوای رنجنامه را تایید میکنند در روز رستاخیز پاسخگو باشند چون مرحوم منتظری نیز که اجازه دفاع نداشت همین را میگفت.
چهارم: میدانم آنچه عرض کردم فایده ندارد، چون سونامی تخریب نیرومند و جرأتشان نسبت به خدا و قیامت زیاد و از پشتوانه خوب در دنیا برخوردار هستند ولی خواستم حد اقل دفاع محدود در میان چند نفر داشته باشم تا روز قیامت شرمنده استادم نباشم. قبل از انقلاب حدود نوزده سال داشتم تابستان مشهد رفتم دستگیرم کردند و به شهربانی و ساواک بردند ولی از انچه گزارش داده بودند چیزی کشف نکردند و با تعهد که در مشهد سکونت دائم نداشته باشم آزادم کردند. یک روز منزل یکی از دوستان (واقع در کوی طلاب) رفتم (قبلا طلبه قم بود) به من نصیحت کرد که برو دانشگاه و حوزه را رها کن چون حوزه در حال متلاشی شدن است خمینی را تبعید کردند و آن سه مرجع دیگر هم چنان و چنان هستند دیگه چیزی از حوزه باقی نمانده. من آنجا منتظری را معرفی کردم و او او را قبلا اجمالا میشناخت و بعد گفتم «تا منتظری در سلک روحانیت و حوزه است من هم میمانم». پایان ادامه نمیدهم وقتش را هم ندارم و بی فایده هم میدانم چون افکاری که 35 سال یکطرفه علیه او شنیدند و خواندند را نمیتوان با چند کلمه تغییر داد خودشان به خدای خود پاسخگو باشند و قرار هم نیست همه چیز در دنیا حل و فصل شود. ادامه نمیدهم همین مقدار را هم بی فایده میدانم چون سونامی تبلیغ یک طرفه بدون اجازه دفاع در طول 35 سال از مشکلات هضم این مساله برای برخی است.
- ۱۴۰۴/۰۵/۲۷