أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ
خَالِدِینَ فِیهَا ذَلِکَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ
خدا برای آنان بهشت هایی را آماده کرده است
که از زیر [درختانِ] آن نهرها جاری است،
در آنجا جاودانه اند، این است کامیابی بزرگ.
(سوره توبه
نظر علامه طباطبایی
تفسیر: "کلمۀ اِعداد به معناى فراهم آوردن و تهیه دیدن است، و اگر اینطور تعبیر کرد و نفرمود «خدا وعده بهشت هائى به ایشان داده که...» براى این است که خاتمه امر ایشان معلوم نبود، یعنى معلوم نبود که همه مؤمنین در آخر و سرانجام با ایمان از دنیا مى روند یا نه، لذا متناسب نبود بفرماید: (خداوند وعده فلان و فلان داده) زیرا وعده امرى است حتمى و واجب - الوفا، بخلاف تهیه دیدن که منافات ندارد که خداوند تهیه ببیند ولى مؤمنین بر آن صفاى ایمان و صلاح اعمال باقى نمانند، و خداوند هم تخلف نکرده باشد، آرى، نه اصول قرآنى میسازد و نه فطرت سلیم راضى مى شود به اینکه خداى تعالى به خود نسبت دهد که یکى از بندگان را بخاطر عمل صالحى که کرده است مهر مغفرت و جنت بر دلش بزند، و آنگاه یکباره رهایش کند تا هر چه مى خواهد بکند.
و لذا مى بینیم خداى سبحان هر جا وعده اى داده آن را معلق و مشروط به عنوانى از عناوین عمومى از قبیل ایمان و عمل صالح نموده تا وجود و عدمش دائر مدار وجود و عدم آن شرط باشد. و هیچ سابقه ندارد که در جائى از کلام خود وعده اى را به اشخاص و بخاطر خود آنان داده باشد نه بخاطر اینکه مصداق عنوانى عمومى هستند. آرى، در قرآن کریم چنین سابقه اى نیست و هیچ وقت اینطور وعده اى نداده است، چون اینطور وعده دادن و افرادى را ایمن از عذاب ساختن، با تکلیف سازگار نیست، و لذا خداى تعالى همه جا وعده هاى خود را روى صاحبان عنوان مى برد، نه روى اشخاص، مثلا مى فرماید:
(وعد الله المؤمنین و المؤمنات جنات خدا بهشت ها را به مردان و زنان با ایمان وعده داده است) و نیز مى فرماید: (محمد رسول الله و الذین معه اشداء على الکفار رحماء بینهم... وعد الله الذین آمنوا و عملوا الصالحات منهم مغفرة و اجرا عظیما). المیزان
به قلم دامنه: بهنامخدا. سلام. اساساً مبارزین جهان دوگونه بودهاند: کسانیکه در میدان، کارزار میکردند؛ و کسانیکه در کناری، برگذار. اولیها اهل خطر و جانفشانی بودهاند، دومیها اهل احتیاط، ترس و نظارهنشینی. اما وقت تقسیم ارث که فرا میرسید دومیها ازهمه پیشتر و بیشتر بودند!
مثلاً به قول نویسندهی کتاب "عوامل و علل جنگ"، به معارضین مبارز عراقی در طول حکومت صدامحسین، معارضین خنادق (=خندقها) میگفتند و به معارضین مقیم اروپا و آمریکا، معارضین فنادق (=هُتلها).
به قلم یک دارابکلایی: با سلام. {در راستای پست ۷۰۶۷} به گفته استاد قاری قرآنی، که بنده سالیان دور چند جلسه در کلاسهای صوت و لحن او حضور داشتم، قرآن در هفت دستگاه قرائت میشود و قاری مجاز نیست که غیر از آنها از دستگاه دیگری استفاده کند. این هفت دستگاه که به اختصار صنع بسحر میباشد عبارتند از صبا، نهاوند، عجم، بیات، سهگاه، حجاز و رست یا راست. ایشان تأکید داشتند که حتی از دستگاه دشتی که نوای محزونی هم دارد نباید در خواندن قرآن استفاده کرد. البته دلیلش را نمیدانم و به یاد نمیآورم. در مورد ربّنای شجریان هم با جستجویی که در اینترنت انجام دادم ایشان آن را در مقامهای قرآنی خواندهاند؛ ربّنا از دستگاه رست شروع شده و به عجم خاتمه مییابد. قاعدتاً استاد شجریان که قاری قرآن بوده و به نواهای قرآنی تسلط داشته و حتی چند کاست قرآن به نام "به یاد پدر" دارند، به این موضوعات واقف بوده و از ایشان بعید بود که خارج از عرف بخوانند.
پاسخ دامنه
به نام خدا. سلام جناب «یک دارابکلایی». از توضیحات مناسب شما بهره بردم. دوست فاضل و ارجمند من جناب حجةالاسلام محمدجواد غلامی دارابی نیز در آن پست مورد اشارۀ بالا، در پاسخ به پرسشم نکاتی را برشمردند. حال شما با این اطلاعاتِ افزوده، مطلب را غنی تر و مستند ساخته ای. راستی، آن شخص که به دعای ربّنای محمدرضا شجریان اشکال وارد کرد آقای محمدجواد لاریجانی بود که البته برای من مخالفت وی با آن آوا، کاملاً مبرهن و آشکار است چرا؟ بهتر است ورود نکنم و به همین شرح موجَز و مفید شما بسنده کنم. فقط جهت استنادسازی متن نامۀ آقای لاریجانی را در ادامۀ مطلب ضمیمه می کنم.
متن نقلی: «پخش ربنای شجریان خلاف موازین شرعی تلاوت است! محمدجواد لاریجانی عضو شورای نظارت بر صدا و سیما به نامه سیدرضا صالحی امیری درباره پخش ربنای محمدرضا شجریان پاسخ داد. به گزارش اقتصاد آنلاین [۱۳۹۶/۰۳/۰۷] در پی نامه سیدرضا صالحیامیری وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی به صداوسیما برای پخش ربنای محمدرضا شجریان در ایام ماه رمضان، محمدجواد لاریجانی عضو شورای نظارت بر صدا و سیما طی نامهای به وی پاسخ داده است.
متن کامل این نامه به این شرح است:
برادر گرامی جناب آقای دکتر سیدرضا صالحی امیری-دام عزه
وزیر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی
سلام علکیم و رحمةالله و برکاته؛
در مورد نامه منتسب به جنابعالی خطاب به سازمان صداوسیمای جمهوری اسلامی دائر بر ضرورت پخش تلاوت منتخبی از آیات چند سوره از کلامالله مجید با صدای هنرمند معروف آقای شجریان ضروری دانستم که نکته مهمی را خدمتتان عرض کنم.
از آنجا که موضوع دفاع از ایشان یک مناقشه سیاسی شده است، لذا در تلاوت مذکور توجه به آیت تحتالشعاع قرار میگیرد و این امر خلاف موازین شرعی تلاوت است؛ لذا خواهشمند است که سایر قطعات آوازی آن هنرمند را مطرح فرمائید که اتفاقا دارای ساختار موسیقیایی مهمتری هم هستند. حتما میدانید که تحتالشعاع قرار گرفتن توجه به آیات باهرات نسبت به مقارنات آنقدر مهم بوده که برخی از فقهای بزرگ تلاوت ملحون را مورد شبهه قرار دادهاند. البته این حساسیت در میان موسیقیدانان بزرگ و حرفهای هم مطرح است و آنان غالبا ابا دارند که قطعات مهم ترکیبی آنان همراه با آواز پخش شود، زیرا معتقدند توجه به الحان و معانی (و گاه حرکات متناظر بدنی) توجه به رموز و ظرافتهای نهفته در تناسبهای ایقاعی را که جوهر اصلی هنر موسیقی است تحتالشعاع قرار میدهد با تشکر. العبد الفانی. محمدجواد لاریجانی. عضو شورای نظارت صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران» (منبع)
به قلم حجةالاسلام محمدرضا احمدی: با سلام. اگر در ابتدا بتوانیم خدمت را دسته بندی کنیم، هم با مفهوم گسترده و عمیق آن بیشتر آشنا می شویم و هم متوجه خواهیم شد که کدام یک از خدمات از اهمیت بیشتری برخوردار است. بر این اساس انواع خدمت را در موارد زیر می توانیم برشماریم:
خدمات علمی، مانند: تدریس، مدیریت پروژه های علمی، سوادآموزی و ...
خدمات معنوی، مانند: احیاء دل و جان انسان.
خدمات مادی، مانند: وام، قرض الحسنه و کمک های بلاعوض.
خدمات روحی روانی، مانند: کمک به شخص مریض، کمک به معتاد جهت خلاصی از دام اعتیاد و...
خدمات اعتقادی، مانند: جهت دهی افکار و باورها به سوی حقیقت.
خدمات اجتماعی، مانند: فعالیت های عمرانی، مسجد و مدرسه سازی، اداره بهداشت و....
مرحوم فاضل لنکرانی:
به جای مستحبّات،
تا میتوانی به کار مردم برس
"خدمت" شاید یکی از مفاهیم عامی باشد که هم عقل و وجدان آدمی و هم شرع الهی بر آن تاکید مضاعف دارند. نکته بعدی، اولویت بندی خدمات است. کسی که بشدت نیازمند یک لیوان آب هست، قطعاً برای او رفع تشنگی اهمیت فوق العاده ای دارد، حتی دادن اموال فراوان و توصیه های اخلاقی و ... هم جایگزبن آب نخواهد شد و او را از مرگ نجات نمی دهد. ممکن است در وهله اول، خدمات عمرانی و مادی، بیشتر به ذهن بیاید، اما خدمات دیگر به لحاظ ماهیت و مفهوم کمتر از آن نیست. آیات و احادیث فراوانی در زمینه خدمت، آن هم با تمام اقسامش وجود دارد.
نکته آخر این که با نگاه مختصر به اطراف خود، شاهد انواع و اقسام خدمات از سوی اقشار مختلف هستیم، اما به راستی کدام یک برتری دارد و بزرگترین و مهمترین خادمان چه کسانی هستند؟ برای این که به این سوال جواب بدهیم، می پرسیم که بزرگترین مشکل انسان چیست که بتوان خدمت بزرگی به او کرد؟ شاید با بنده هم عقیده باشید که بزرگترین مشکل انسان که حتی موجب ضلالت و گمراهی اش می شود، "جهل" اوست. اگر چنین است، پس کسی که او را بتواند از جهالت و ضلالت برهاند و به سوی دانایی و هدایت رهنمون گردد، بزرگترین خدمت را به او کرده است. راستی، آیا انبیا و امامان و در ادامه، علما و دانشمندان و اساتید و معلمان کاری غیر از این می کنند؟ هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّینَ رَسُولًا مِّنْهُمْ یَتْلُواْ عَلَیْهِمْ آیَاتِهِ وَ یُزَکِّیِهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتَابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ إِن کَانُواْ مِن قَبْلُ لَفِی ضَلاَلٍ مُّبِینٍ. (سوره جمعه/ آیه ۲.)
به قلم دکتر فتح الله دهقان. بحران خاورمیانه و سوریه پیچیده، چند وجهی و تعداد قابل توجهی از بازیگران منطقه ای و فرا منطقه ای در آن درگیر هستند. بر این اساس از زوایای مختلف قابل تحلیل، توضیح و تفسیر است. گروهی از نظریه پردازان و سیاست مداران معتقدند استراتژی امریکا در خاورمیانه شکست خورده و شرایط را به نفع ایران می دانند. طیفی از آنها بر این باورند که بحران خاورمیانه دامی از طرف غربی ها برای کشاندن محور روسیه و ایران و ... به جنگ فرسایشی برای نابودی آنها می باشد.
نقشهی خاورمیانه
عده ای اظهار می دارند که این بحران فروپاشی قدرت های بزرگ خاورمیانه را به دنبال خواهد داشت و زمینه و بستر به واقعیت پیوستن تئوری خاورمیانه بزرگ غربی ها را فراهم خواهد نمود. گروهی دیگر بر این نظرند که روسیه نهایتا ایران را تنها خواهد گذاشت و با گرفتن امتیاز با غربی ها معامله خواهد کرد. عده ای دیگر معتقدند بحران خاورمیانه در راستای تامین امنیت رژیم صهیونیستی بوده و برای به سازش کشاندن اعراب با این رژیم می باشد. ارتباطات اخیر رژیم صهیونیستی با کشورهای عربی را شاهد این مدعا می دانند.
طیف پر تعدادی از تحلیلگران سیاسی و بخش قابل توجهی از مردم این منطقه بر این باورند که خاورمیانه آرام و بدون تنش ایده آل قدرتهای بزرگ نیست و منافع آنها در خاورمیانه متشنج و متلاطم تامین می شود. البته آنها مواظب هستند که اوضاع از کنترل خارج نشود. اخیرا آمریکا اعلام نموده که از سوریه خارج خواهد شد، در این خصوص گمانه زنی های زیادی صورت گرفته. لازم است به این نکته اساسی و مهم توجه شود که رویدادهای سیاسی دارای ابعاد آشکار و پنهان می باشد که به نحوه ی توافق قدرت های بزرگ بر می گردد. در خصوص اعلام خروج آمریکا از سوریه لازم است مواردی را به عرض برسانم:
بحران خاورمیانه دارای ریشه های تاریخی بوده که بستر را برای درگیری و جنگ و ... در این منطقه فراهم نموده است. از سوی دیگر به گواه تاریخ قدرت های خارجی در این بحران نقش بی بدیلی داشته و همواره از آن منتفع شده اند.
امریکا از ورود به بحران های چند متغیّره هراس دارد و ترجیح می دهد وارد این بحران ها نشود. یکی از دلایل عدم ورود جدی مستقیم و همه جانبه به بحران سوریه به این مسئله برمی گردد.
خروج امریکا از سوریه می تواند در راستای استراتژی های کلان جهانی، قدرت های بزرگ و رقابتهای بین المللی این قدرتها باشد. می توان گفت با توجه به بیدار شدن اژدهای زرد (چین) خاورمیانه دیگر اولویت اول امریکا نبوده و شرق آسیا و چین به اولویت اول غرب تبدیل شده است.
این تصمیم به شخصیت رئیس جمهور امریکا و این که اولویت اول برای او مسائل داخلی امریکا می باشد نیز بر می گردد.
اختلاف با هم پیمانان اروپایی، فشار بر اروپاییها برای گرفتن امتیاز نیز دور از ذهن نمی باشد. با توجه به اینکه بحران خاورمیانه تبعات مستقیم امنیتی، اقتصادی و ... برای اروپا دارد. دیگر این که سه قدرت بزرگ اروپا فرانسه، آلمان و انگلیس گریبانگیر مسائل داخلی می باشند، شاید امریکا به دنبال فشار بر آنها در راستای سیاست های ترامپ باشد.
6- با توجه به اینکه ایران در سوریه دست بالا را دارد، این خروج به معنی فرار از رسوایی شکست سیاست های امریکا در خاور میانه و سوریه نیز می تواند تعبیر شود.
نباید از نظر دور داشت که ترکیه هم پیمان غربی ها و عضو ناتو بوده و اختلافات با امریکا نیز مقطعی و تاکتیکی می باشد. امریکا با این تصمیم به دنبال امتیاز دادن به ترکیه در خصوص کردها بوده که مسئله ای امنیتی و به امنیت ملی ترکیه بر می گردد. متقابلا ترکیه در راستای سیاست های امریکا در خاورمیانه ایفای نقش نماید.
مردم خاورمیانه، قومیت ها، گروهها و جریانهای سیاسی باید از این مسئله پند و عبرت گرفته که ابر قدرتها به دنبال منافع خود هستند همانطور که دیدیم در بحران سوریه در راستای منافع خود از کردها استفاده نمودند، ولی حال آنها را قربانی توافق با آنکارا نمودند. بنابراین مردم و حاکمان منطقه بایستی اختلافات را کنار گذاشته و مشکلات خود را با همکاری و همفکری با یکدیگر حل و فصل نموده و دل به خارجی ها نبندند.
شایسته است سیاست مداران کشورمان به این مسئله توجه ویژه نمایند که ترکیه و روسیه رقبای تاریخی ایران بوده و ائتلاف با آنها تاکتیکی و مقطعی بوده نه استراتژیک و پایا.
ایران نباید توافقات پشت پرده امریکا، روسیه، رژیم صهیونیستی و دیگر قدرتها در خصوص نقش ایران در خاورمیانه و سناریوهای احتمالی را از نظر دور بدارد.
مردم خاورمیانه بازنده اصلی این بحران بوده و می باشند. بر همگان آشکار است که این بحران در راستای استراتژی های کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت ابر قدرتها می باشد. به نظر می رسد نظم جدید خاورمیانه و جهان بر خاکستر و خرابه های سوریه شکل خواهد گرفت.
به قلم یک دارابکلایی: با سلام. به نظر میرسد شیخ اجل سعدی شیرازی با دانستن بحثهای مربوط به حرمت موسیقی، (پست ۷۰۶۱) آن را زیرکانه با استفاده از همین مورد حُدی خوانی مورد نقد قرار داده است. او اشاره دارد که شتر با آن حیوانیت خود با موسیقی به هیجان در میآید. حال انسانی که موسیقی را درک نکند خود چگونه حیوانی است!!؟ باید به یاد داشته باشیم که سعدی فقط شاعر نیست؛ به عنوان دانشآموخته نظامیه بغداد او را جزو علما و متفکران ایرانی و اسلامی نیز باید به حساب آورد.
اشتر به شعر عرب در حالت است و طرب
گر ذوق نیست ترا کژ طبع جانوری
دیوان غزلیات سعدی
غزل ۵۸۴ ، بیت دوم
پاسخ دامنه
سلام و سپاس جناب یک دارابکلایی
افزودهی خوبی بود. خدا قوت
به قلم دامنه: به نام خدا. آیا با این واژگان، مأنوساید؟ اگر آری، پس میدانم با اینا، تا به کجا سیر میکنید. اگر نه، پس گویا خیلی گردش روزگار نگذراندهاید.
بُزغاله و بُز
بُقچهی حموم
صفِ جلو ببنید
الهی آمین
خواندنِ سیپاره و عمّجزء
کُرسی و قصّهی پدربزرگ
جانماز و چادرِ مادربزرگ
دُبّاکبر و دُبّاصغر
قنات و چاه و خیک
تیمجار و آفتابگردانْ سَرگیر
آغوز و تیل و مِرغانه
مکتبخانه و فلک و تِلا
خدا چند تا؟ یکی، امام؟ ۱۲تا، معصوم؟ ۱۴تا
یاامامزادههاشم! از این بند و کاتی در باشم
نظامیه و مدرسه
طناب و تور و توپ
بلند بگو: لااله الّاالله؛ به حقِّ شرفِ لااله الّاالله
رحِمَالله مَنقَرا الفاتحة مَع الصّلَوات
الصّلاة، الصّلاة
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، کَمَا صَلَّیْتَ عَلَی آلِ إِبْرَاهِیمَ، إِنَّکَ حَمِیدٌ مَجِیدٌ، اللَّهُمَّ بَارِکْ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، کَمَا بَارَکْتَ عَلَی آلِ إِبْرَاهِیمَ، إِنَّکَ حَمِیدٌ مَجِیدٌ.
خدا بیامرزه! خار آدم بیهه!
به قلم حجةالاسلام محمدرضا احمدی: با سلام. کلمه رؤیا هفت بار در قرآن به کار رفته است. از جمله رؤیای حضرت ابراهیم درباره ذبح حضرت اسماعیل. در آیاتی دیگر نیز رویای پیامبر(ص) به عنوان یک الهام الهی تأیید شده است. مستحضر هستید که بین خواب و بیداری پیامبران و امامان تفاوتی وجود ندارد. آیا آنچه در خواب می بینیم، ارتباطی با واقعیات خارجی دارد؟ آیا در خواب چیزی به ما ما گویند که در بیداری نمی توانیم آن را به دست آوریم؟
گرچه بعضی ها معتقد هستندکه خواب و رؤیا هیچ ارزشی ندارد، اما بنده معتقدم که مسایل مختلفی در خواب به انسان تذکر داده می شود، اما با توجه به این که حجاب های مختلف اطراف ما را گرفته، ما نمی توانیم آن را درک کنیم، بعد از آن که اتفاقی در خارج از خواب رخ دهد، تازه متنبه می شویم و می گوییم: اِ من این جریان را در خواب دیده بودم. برای همه ما کم و بیش این اتفاق افتاده که خواب هایی دیدیم که تبدیل به واقعیت شد. این جاست که با اصطلاحی با نام "رؤیای صادقه" مواجه می شویم، یعنی خوابی که با بیداری مطابق باشد که از آن با رؤیای حسنه و رؤیای صالحه و رؤیای الهی هم نام می برند. حتی بعضی ها این خواب را از مصادیق وحی و از اقسام نبوت می دانند.
سه قسم رؤیای صادقه داریم:
رؤیای صادقهای که نیازی به تأویل و تعبیر ندارد، مانند: خواب حضرت ابراهیم درباره ذبح اسماعیل.
رؤیای صادقهای که بخشی از آن نیاز به تعبیر دارد و بخشی دیگر نیاز به نعبیر ندارد، مانند: خواب حضرت یوسف (ع) که خورشید و ماه و ستارگان، تعبیر به خویشاوندان او شد ولی سجده آنها تعبیری به جز خود سجده نداشت.
رؤیایی که نیاز به تعبیر کامل دارد مانند خواب عزیز مصر در زمان حضرت یوسف نبی (ع).
با بررسی روایاتی که در این زمینه وارد شده متوجه می شویم که دیدن خواب های صادقه خود "مقام" است. بعضی از روایات ما حتی تعبیر شده که یک هفتادم نبوت است. خیلی جالبه. دو روایت تقدیم می گردد:
۱. از امام صادق علیه السلام روایت شده است که فرمود: «خوابهاى مؤمن صحیح است، زیرا نفسش پاکیزه ویقینش درست است وچون روحش از بدن مفارقت کند با ملائکه ملاقات مىکند، پس خواب او به منزله وحى است»
۲ . از حضرت رسول صلى الله علیه و آله روایت شده است که فرمود: «در آخرالزّمان خواب مؤمن دروغ نمىشود وهر که راستگوتر باشد خوابش درستتر است».
بحث ۸۶ مدرسۀ فکرت، ۵دی ۱۳۹۷.
پاسخ دوّم
پاسخ دامنه به بحث ۸۶
علاوه بر سلام و سپاس از پرسشگر، بابت طرح این سؤال مهم و آمیخته با زندگی و روح و روان آدمی، پاسخم به پرسش جناب عبدی بهشرح زیر است:
۱. خواب بخشجداییناپذیر روح انسان است.
۲. در قرآن بر آن در سورهی یوسف اشاره شدهاست.
۳. حتی کسانیاند که مقام مُعبِّر (=تعبیرکننده) خواب و رؤیا هستند. و به حضرت یوسف (ع) تأویلالاحادیث اعطاء شد:
الف. تأویل در یک معنا تعبیر خواب است «و یعلمک من تأویل الاحادیث» (آیهی۷ یوسف) تو را تعبیر خواب آموزد.
ب. «نبئنا بتأویله» (آیهی ۳۸ یوسف) تعبیر آن خواب را به ما خبر ده.
۴. قدرت برونرفت روح و روان از کالبد است.
۵. حتی نوعی وحی (به معنای الهامات درونی) است.
۶. گاه کابوس وحشتناک و هشداربخش است.
۷. اغلب پیامدار و نویددهنده است.
۸. حتی نشانگر و از عوامل بلوغیت در نوجوانی و گذر از سنین بچگیست.
۹. خوابهایی در انسان بروز میکند که از آموزههای کتاب هم ارزندهتر است؛ اگر بدان توجه شود.
۱. رؤیایصادقه یک نعمت خَفی در وجود و نهادِ آدمیست.
۱۱. بهگمانم قدرتِ خوابدیدن، فصل مُمیّز انسان با حیوان است.
۱۲. برای همهی انسانها در طول عمر چنان خوابهای باارزشی که ارمغان یا هشدار و یا دیدار با مقامهای مقدس دینی و مکانهای شریف است، رخ میدهد.
۱۳. گاه، خواب ارزش علم و آموزه دارد.
۱۴. البته برخیها در خواب و گرایش به آن، اسیر خرافه و جادو و جَنبلاند و حتی پارهای مجامع علمی بهجای تدوین و تصنیف کتابهای عقلانی و دینی، بهسوی خوابها و نقل اینگونه قضایا رویآوردند که آیتالله سیستانی هم سالها پیش، به این نوع گرایشهای غلط، تذکر و تنذیر دادهبودند.
مجموعه پیامهایم در مدرسه فکرت
قسمت بیست و دوم
فرق مدرسهی فکرت با مدرسهی فوریت
به نام خدا. سلام هممدرسهایها
۱. در مدرسهی فکرت، نوشتار اعضا باید با فکر و اندیشه و با نهایتِ دقت و وقتگذاریها و با مرور و خواندن آن و سبُکسنگین کردن متنِ خود و نیز با صبر و حوصله و بدون هیچ عجله و شتاب و فوریتی پست بشود. تا نهفقط غلط املایی و تایپی و ویراستاری نداشته باشد و آراسته به ادبیات شیرین فارسی باشد، بلکه خواننده هم بداند این پست از آن نوشتههاییست که خود پستگذار روی آن وقت و فکر و اطلاعات اندوخته صرف کرده است نه فیالفور با تمام سرعت نوشتهاست. نوشتار سرعتی، معمولاً عاری از اِتقان و فخار است.
۲. اما مدرسهی فوریت _که اینجا هرگز نباید باشد_ جایی میتواند باشد که علاوه بر دارانبودنِ ویژگیهای برشمردهی بالا، فقط رگباری از نوشتنها، اعلامنظرها و پشتسر هم پستگذاشتهای کماثر و بیبار و بَر باشد و در آن "فکرت و تأنّی طولانی" نشدهباشد.
نتیجه: از نظر من وقتی در طی مثلاً دو ساعت حدود ۸۹ تا پیام در مدرسه جاگذاری میشود، علامت این است، "فکرت" نشده بلکه فوریت صورت گرفته که هیچ هم برازندهی مدرسهی فکرت نیست. ما گروه نیستیم، ما مدرسهی فکرت هستیم. ناممان مدرسه است، یعنی همه در این درگاه، درس ارائه میکنیم. درس، هم باید پیشمطالعه داشته باشد و فکرت و اندیشیدن و سپس، پست کردن. یقین کنیم، فوریت، ضد فکرت است و فوریت و شتاب، هیچهم علامت دانایی کسی نیست، فکرت است که نشان پختگیهاست. افزون بر این، من باورم این است حتی اگر چند ساعت در مدرسه، پست گذاشته نشود، خود علامت بزرگیست که اعضای مدرسه در حال فکر و اندیشیدن هستند و نیز پختن متن و درس و سپس آوردن به آوردگاه فکری فکرت. پوزش.
ستون روزانه
فرهنگ فاطمی
قسمت دوم
به نام خدا. سلام.
حضرت فاطمه زهرا _سلامالله علیها_ دربارهی مولای متّقیان امام علی _علیه السلام_ فرمودند:
"او پیشوایى الهى و ربّانىست، تجسّم نور و روشنایىست، مرکز توجّه تمامى موجودات و عارفان است، فرزندى پاک از خانواده پاکان مىباشد، گویندهاى حقّگو و هدایتگر است، او مرکز و محور امامت و رهبریت است." (منبع)
۲۷ دی 1397.
ابراهیم طالبی دارابی (دامنه)
بحث ۱۰۰ : این پرسش جناب شیخعسکر رمضانی دارابیست که برای بحثونظر در پیشخوان مدرسه، سنجاق میشود:
«سرَک کشیدن به زندگی دیگران از نظر شما چیست و چه بدی هایی دارد؟»
پاسخم به بحث ۱۰۰
قسمت اول
سلام. سپاس از جناب شیخعسکر که این بحث را برای مباحثه به مدرسه آوردند.
سرَککشیدن، آفت بزرگ جوامع بوده و هست. در مجالس _خصوصاً در عزاداریها_ اساساً اهل سکوت هستم، نه حرف و گپ با بغلدستیها. شبی از شبها، در تکیهی بالا ،منتظر ماندیم تا دستهها از مزار بازگردند. یکی، کنارم نشست و شروع کرد به گپزدن از اختلافاتی که با یکی از فامیلهایش داشت... درجا با حالت کمیتند و نیمهخشم، گفتم:
"آقا... من اساساً اهل گوشکردنِ اخبار خانوادگی نیستم. نگید، گوش نمیدم."
بلی؛ یک راه مبارزه با سرَککشیدن، مقابله با سرَککِش است. رُک بگوییم: گوش نمیدم. ذهن، نباید تَلنبار اخبار خصوصی افراد و حرفهای بیپایه و اساس شود. مگر کسی خود بخواهد ذهنش، مغازهی سِمساری باشد!
ادامه میدهم...
پاسخم به بحث ۱۰۰
قسمت دوم
سرَککِشها بیشتر از اینگونه جستوجوگرییها (=به زبان دارابکلاییها چِکپِرسیها) آغاز میکنند:
چقدر حقوق میگیری؟ کجا کار میکنی؟ چهکار میکنی؟ آدرس محلکار شما کجاست؟ پسانداز هم برات میماند؟ از کدام مغازه خرید میکنی؟ چک بانکی هم داری؟ کدام بانک؟ چندتا خونه داری؟ بچههات چهکار میکنند؟ شنیدم باغ خریدی؟ شنیدی فلانی برای پسرش ماشین خرید؟ فهمیدم رفتی خواستگاری، ولی اَرِه (=بلی) ندادند؟ اصلاً دیار (=معلوم) نیستی، فکر کنم رفته بودی خارج. تِه فشار روی چنده؟ قند هم داری؟ چرا دستت شُونِش میزند؟ آزمایش دادی؟ جواب چی بود؟ چربی داری؟ چی شده اون روز جلوی بیمارستان بودی؟ بازار چی خرید کردی؟ راستی یک شام منو دعوت نمیکنی؟ دیشب خونهتون چندتا ماشین پارک بود؟ کی بودند؟ رفتند؟
ادامه میدهم...
پاسخم به بحث ۱۰۰
قسمت سوم
اگر با سرَککِشها مواجه شدید این داستان واقعیام را مینمایانم:
نوجوان که بودم، تیمجار توتون را با آبپاش حلبی، آب میدادم تا نوج زند و برای نشاء آماده گردد. روزهای زیادی دیدم دو لِسک (=حلزون) شاخبهشاخِ هم، همآورد میطلبند. خوب و کنجکاوانه نگاهشان میکردم، بیآنکه چوبسیخ را بر تنشان فرو کنم، که همیشه توتونکاران از اینکارها میکردند. میدیدم یکی از لسکها _که زیرکتر و آیندهاندیشتر بود_ راهش را زیرکانه کج میکرد، میانبُر میزد و به خود را با ولع به نوج بوتهی (=پیزا) توتون میرساند و شروع میکرد به جویدن و زندگی خود را استمرار بخشیدن، بدون جنگ و درآویختن و شاخبهشاخ شدن. بیشتر بخوانید ↓
متن نقلی: دکتر محمود سریع القلم، استاد علوم سیاسی دانشگاه شهید بهشتی. «اکثریت مطلق مردم اروپا که ۵۰۸ میلیون نفر جمعیت دارد زندگی بسیار معمولی دارند: یک آپارتمان معمولی، یک اتومبیل معمولی، یک شغل معمولی و یک درآمد معمولی اما بسیار راضی و خوشحال هستند چون امنیت روانی دارند و در جوامعی با ثبات زندگی میکنند. نرخ تورم حدود دو درصد است و درآمد آن ها سالانه حدود ۸ درصد افزایش پیدا می کند، بنابراین احساس ثبات میکنند. فضای رسانهای ما عموما میگوید جهان در حال فروپاشی است و اقتصاد دنیا دچار بحرانهای ساختاری شده پس در چنین فضایی که مردم از اینکه یک شرکت هواپیمایی هندی در سال گذشته ۲۰۵ ایرباس تحویل گرفته بیخبرند و روشن است وقتی دو تا ایرباس به ما داده شود خیلی خوشحال میشوند!!
برای تامین زندگی ایدهآل برای ایرانیان باید اندیشههای حکمرانی اصلاح شود نه وزرای اقتصادی... . دولت آلمان، اقتصادی بالغ بر ۴ تریلیون دلار تولید ناخالص داخلی را مدیریت میکند اما مسئولین آلمانی همه ساعت پنج بعدازظهر از محل کار رفته و زندگی عادی خود را می کنند. تعداد جلسات مدیران بسیار محدود است چون اصولا چیز محرمانهای وجود ندارد که از مردم پنهان شود، مدیران آلمانی به سیستم و کشورشان وفادارند نه به ارادت به یک فرد... .» منبع
مجموعه پیامهایم در مدرسه فکرت
قسمت بیست و یکم
نکتهها: میدانم که میدانید سیاست مبتنی بر عقلانیت، تابعِ اقتضائات است که متغیّرهای پیچیدهای دارد. در سیاست، درست است که "منافع" عنصری ذاتیست، اما منافع امری سیّال نیز هست. پس، ملاک، امنیت و منافع است، نه عمکرد طرف مقابل بازیگر.
ستون روزانه
اقبالِ اقبال
بهنامخدا. سلام. مرحوم اقبال لاهوری، گاه، دیرتر به مکتبخانه میرسید. استاد پرسید: "اقبال! چرا دیر میآیی؟"
مرحوم اقبال گفت: "اِقبال، همیشه دیر میآید."
نکتهی اصلی: واژهی "اقبال" در جواب مرحوم اقبال، یعنی بخت و خوشبختیست که مشهور شده در افسانهها، دیردیر هُمای سعادت آن را به ارمغان میآورد!
نکتهی کشکولی: اگر اقبال مکتبخانهی مرحوم پدرم شیخعلیاکبر میآمد، بهیقین از آنهمه دیرآمدنها هم فلِک میشد و هم به سقف اتاق آویزان!
۱۸ دی ۱۳۹۷
ابراهیم طالبی دارابی (دامنه)
تحلیل سیاسی
سوگیری جدید دو جناح چپ و راست
باور دارم _البته حدس میزنم_ سال ۹۸ انتخاباتی از نوع انتخابات عصر مشروطیت، پیش روی ملت است؛ صنفی، بومی، قومی، قبیلهای و حتی حوالهای. یعنی نه سیاسی و نه فکری و نه استراتژیک.
انتخاباتی که دو جناح آن را به انتخابات ۱۴۰۰ سنجاق کردهاند تا از طریق آن دورنما، صندلیهای سبز مجلس یازدهم را رزرو (=ذخیره) و جانمایی کنند.
جناح راست از طریق گُلزدنهای پیدرپی به درون دروازهی بی گولر باند حسن روحانی در جستوجوی نامی برای خود است، تا این بار، در بین مردم، منتقدگران محسوب شوند نه محافظهکاران.
آنان سعی دارند همپیوندی جناح چپ با باند حسن روحانی را چون چشم اسفندیار نشانه بگیرند، تا وضع بیریخت و نیمهفروپاشیدهی اقتصاد کلان و معیشت خُرد مردم را بهحساب آندو متّحدان صوری و مصلحتی بگذارند و خود را میان رأی دهندگان، غمخوار و ناجی آیندهی نزدیک مردم بنمایانند.
اما جناح چپ، چون همدست حسن روحانی تلقی شد، تلاش دارد دو اقدام را متلاشی کند:
۱. متلاشی سازی اتحاد استراتژیک میان خود و باند حسن روحانی.
۲. متلاشی ساختن شکلگیری مجلس صنفی و حوالهای از نوع صدر مشروطیت.
چپ از نظر من، برای این هدف میانبُرد، دستکم یک عملیات روانی را آغاز کردهاست تا بر این تاکتیک جناح راست فائق آید. به جزئیات این جنگ روانی ورود نمیکنم. چنانچه خبرخوانی حرفهای بهعمل آورید، متوجه خواهید شد.
نکتهی آموزشی سیاسی : چون حالت دفاعی در عرصهی علم سیاست یک ضعف و آسیب بهحساب میآید، چپ فهمید برای برونرفت از این وضع تدافعی، باید عملیات روانی را ساز کند، که کرد. در عملیات روانی، تمرکز بر نقطهی ایدهئال، محور کار است و حمله به همان سیبْل هدف. بس.
من تحلیل ارائه دادم، و تحلیل همیشه ممکن است به خطا رود و یا در فرصت پیش رو، صفبندیهای دوجناح با انواع سوگیرهای فرعی، تغییر آرایش بهخود گیرد.
۱۸ دی ۱۳۹۷
ابراهیم طالبی دارابی (دامنه)
نکته بگویم: وقتی واژهی "ابوالفضل" (سلام الله علیه)، مُنادا واقع شود به حرفِ "ندا"ی "یا"، اباالفضل نوشته میشود نه ابوالفضل: یعنی این گونه:
یا اباالفضل. این سه وجه " ابو، ابا و ابی" برای خود قواعد دارد که اینگونه تغییر میکند. باید علم صرف و نحو را کمی مسلط بود تا دقیق متوجه شد که من وقت مدرسه را نمیگیرم.
نکته ها: شکافهای سیاسی صورتبندی کنندهی احزاب سیاسیاند، اما در ایران، احزاب، دولتساختهاند و قدرتسایه.
نکته ها: مجلس ششم فقط ناشی از احزاب نبود، مهمتر این بود که قدرتسایه و فائقه، در شوک دوم خرداد، به یک انتخابات منهای نظارت استصوابی! تن داد، آن مجلس شکل گرفت. البته جوّ جامعه هم از نظر کثرتگرایی سیاسی، بسیار متورّم و متلاطم بود. بگذرم بازم.
ستون روزانه
ماهیت استبداد
بهنامخدا. سلام. مونتسکیو در روح القوانین در تعریف ماهیت استبداد می نویسد:
«وحشیان لویزیان [از ایالات آمریکا] چون می خواهند میوه به چنگ آورند، درخت را از بیخ قطع می کنند، این است ماهیتِ استبداد»
(منبع: تفسیر نوین. استاد محمدتقی شریعتی. ص ۳۴۷)
نکته: این ملت است که باید قدرت را هرَس کند؛ نه آنکه، قدرت، ملت را در حصار نهَد؛ چنان آلِ نهیان.
۱۹ دی ۱۳۹۷
ابراهیم طالبی دارابی (دامنه)
نکته ها:
جای دوری نمیروم، همین ایران را میگویم که یک ملت، فریاد برآورد و سلطنت موروثی را واژگون کرد و اینک چهل است برای در امان ماندن هویت اصلی آن انقلابِ برحق و دیدن عدالت، دغدغه دارد و هرگونه فساد، انحصار، امتیازطلبی، استبداد، انسداد، غربزدگی، فقر و کجروی را آفت و سمّ مُهلکِ سلامتی و بقای آن میداند. بیشتر بخوانید ↓
به قلم حجةالاسلام محمدرضا احمدی: قسمت اول: معنای مکر: با سلام حضور همراهان گرامی. عموما در کتب لغت به معنای منفی آن ترجمه شده است. در لغت نامه دهخدا، مکر به معنای فریب آمده است. مکر در فرهنگ فارسی معین هم به معنای فریب و حیله آمده است. در فرهنگ فارسی عمید هم به فریب، حیله و خدعه معنا شده است. اما در فرهنگ لغات عربی به معنای تدبیر آمده است، چه در کار بد باشد و چه در کار خوب.
در المفردات فی غریب القرآن و اقرب الموارد آمده است: "مکر آن است که شخص را با حیلهای از مقصودش منصرف کنی". در لسان العرب حیلهگری در نهان آمده است. قاموس اللغة و صحاح جوهری مکر را حیله و خدعه معنا کردهاند که البته این دو کتاب لغت، معنای غالب را در نظر گرفتهاند.
مکر، کید، خدعه: "کید" به معنای سعی و تلاش در ضرر رساندن به غیر به صورت حیله کردن معنا شده است. این ماده در بسیاری از موارد به معنای مکر بیان شده و ۳۵ مرتبه در قرآن به کار رفته؛ و تفاوتش با مکر اینست که شدیدتر از آن است. "خدعه" معنایی شبیه به معنای مکر دارد که در قرآن پنج بار به کار رفته. اما گستره معنایی آن محدودتر از مکر است، به نحوی که خدعه فقط شامل مخفی کردن مواردی میشود که از شأن آنها ظاهر بودن است؛ یعنی تنها تفاوتشان در صفت مخفی بودن گفته شده است.
بر اساس معنایی که برای مکر ذکر شده، مکر جنبه ابزاری دارد و میتواند ابزاری برای افعال خیر یا افعال شر قرار گیرد؛ از این رو مکر هم میتواند در افعال شر و هم در افعال خیر به کار رود؛ مانند: خوراندن داروی مفید به کودک مریض به وسیله مکر. البته استعمال لفظ مکر بیشتر در موارد مذموم است، به خصوص در زبان فارسی، لذا برخی مفسران تمام موارد مکر را در رابطه با افعال شر و مذموم دانستهاند.
قسمت دوم: مکر در قرآن
مکر در اصطلاح علم اخلاق به معنای جستن راههای پنهان برای اذیت رساندن به مردمان است؛ لذا رذیلهای از رذائل قوه عاقله است و جزء مهلکات بزرگ و زشتترین رذائل به حساب میآید که گناه شدید و بزرگی به شمار میرود. ماده "مکر" در قرآن کریم ۴۳ بار به کار رفته که بیشتر موارد درباره خداوند مطرح شده؛ از این رو برخی برای مکر در قرآن کریم معنای تدبیر و تقدیر را ارائه دادهاند. در 5 آیه هم صفت مکر به خاوند نسبت داده شده است. در قرآن کریم مسائلی درباره مکر بیان شده که با توجه به آن آیات میتوان گفت: مکر در نگاه قرآنی ابزاری برای نیتهای مذموم و نیتهای خیر به کار میرود: «...اسْتِکْبَارًا فیِ الْأَرْضِ وَ مَکْرَ السَّییّ وَ لَایحیقُ الْمَکْرُ السَّیئّ إِلَّا بِأَهْلِهِ» «...اینها همه بخاطر استکبار در زمین و نیرنگهای بدشان بود؛ امّا این نیرنگها تنها دامان صاحبانش را میگیرد.»
در این آیه و آیات مانند آن مکر با وصف "سیّئه" توصیف شده و این وصف میرساند که مکر از منظر قرآنی میتواند ابزاری برای افعال شر باشد؛ و در مقابل مفهوم مخالفش این است که مکر میتواند ابزاری برای افعال خیر نیز باشد. همچنین در فرازهای دیگری از آیات شریفه، مکر به خدا نسبت داده شده است: «وَ مَکَرُوا وَ مَکَرَ اللَّهُ...» «و (یهود و دشمنان مسیح، برای نابودی او و آیینش،) نقشه کشیدند و خداوند (بر حفظ او و آیینش،) چارهجویی کرد...»
انتساب مکر به خداوند و توجه به این نکته که از خدای تبارک هیچ فعل مذمومی سر نمیزند، روشن میکند که قرآن کریم مکر را فقط ابزاری برای افعال شر نمیداند؛ بلکه مکر میتواند در دست کسانی با نیتهای پاک باشد و در افعال خیر به کار رود؛ همچنانکه میتواند ابزاری در دست صاحبان نیتهای شوم باشد و در افعال شر به کار رود.
قسمت سوم: سیاست دینی حضرت علی علیه السلام و جایگاه مکر:
فلسفه سیاسی امیر المومنین مبتنی بر صداقت و درستی است، چراکه این سیاست باید انسان را به هدف غایی اش رهنمون نماید. از دیدگاه علی، استفاده از روشهای نامشروع به هیچ قیمتی درست. حضرت فرمود: به خدا قسم! اگر اقلیم های هفت گانه با هر آنچه در زیر آسمانهایش دارد، به من داده شود تا خدا را معصیت کنم و پوست جوی را از مورچه ای بگیرم؛ هرگز نمی پذیرم و چنین کاری را نمی کنم. در سیاست اخلاقی که حضرت امیر(ع)، حیله و نیرنگ جایی ندارد، و شیوۀ مناسبی برای نیل به هدف محسوب نمی شود، هر چند که سکّه رایج زمانه باشد که همه بدان تمسک می کنند.
این حرف بدان معنا نیست که ایشان به روشهای فریب کارانه آشنا نبوده، بلکه بهتر از هر انسانی می دانست و به همه چیز آگاهی داشت اما هیچ وقت آن را به کار نبرد. به آن حضرت گفته بودند که معاویه از شما زرنگ تر است، فرود: «وَ اللّهِ ما معاویةُ بِأَدهی مِنّی و لکنَّهُ یَغدِرُ وَ یَفجُرُ وَ لَو لا کَراهِیَةُ الغَدرِ لکنت من أدهی الناسِ و لکن کُلُّ غدرةٍ فجرةٌ و کُلُّ فجرةٍ کفرةٌ و لکُلّ غادر لِواءٌ یُعرَفُ بِهِ یَومَ القِیامَةِ و اللّهِ مااُستَغفَلُ بالمکیدة و لا اُستغمز بالشّدیدة.» به خدا قسم! معاویه از من زیرک تر نیست؛ امّا فریبکاری و خیانت و معصیت می کند. و اگر مکر و فریب ناپسند نبود، من از زیرک ترین مردمان بودم؛ ولی هر بی وفایی، گناه است و هر گناه، ناسپاسی. و برای هر فریبکاری پرچمی است که با آن در روز قیامت شناخته می شود. به خدا قسم! من به وسیله مکر غافلگیر نمی شوم و در سختی ها ناتوان و عاجز نمی گردم. بیشتر بخوانید ↓
به قلم دامنه: به نام خدا. طی دو ماه گذشته کتاب های زیر را از کتابخانۀ یادگار امام قم امانت گرفته و خواندهام. ضمن تشکر از دستاندرکاران بزرگوار این کتابخانۀ غنی عمومی، خصوصاً جناب آقای یوسفی، چند نکته از این کتاب ها می نگارم:
در کتاب «درآمدی بر علم اصول» نوشتۀ عین.صاد (مرحوم حجتالاسلام شیخ علی صفایی) علم اصول به زبان تحلیلی و به سبک نوشتاری ویژۀ وی، مورد بررسی قرار گرفت.
در کتاب «قلندر و قلعه» نوشتۀ سید یحیی یثربی داستان زندگی شیخ اشراق حکیم شهاب الدین یحیی سُهروردی بررسی شد. در ص ۲۳۵ این کتاب از زبان شیخ اشراق آمده است:
از صخره شدم بالا،
در هر گام، دنیایی تنهاتر، زیباتر!
و ندا آمد: بالاتر، بالاتر!
«درآمدی بر علم اصول» «قلندر و قلعه»
در کتاب «میبدی» نوشتۀ مریم صفاری سرگذشت صاحب تفسیر کشف الاسرار شاگرد خواجه عبدالله انصاری پیر هرات بحث شده است. در آنجا یک حکایت آمده است که در زمان انوشیروان ساسانی، ریسمانی از خیابان به کاخ وصل بود که مردم اگر شکایت داشتند آن را می کشیدند. این ریسمان شکایت البته نمی دانم راست است یا فقط روایت؟
کتاب «حکیم میبدی»
در کتاب «دین و دولت در عهد ساسانی» نوشتۀ دکتر شیرین بیانی آمده است: «ساسانیان از طریق دین به حکومت رسیدند و در آخر کار نیز با حربۀ دین نابود شدند.»
در «گذرنامۀ روح من» نوشتۀ نقی سلیمانی شعری نقل کنم و بگذرم:
کمر کوه کم است از کمر مور اینجا
ناامید از درِ رحمت مَشو ای باده پرست
«دین و دولت» «گذرنامۀ روح من»
در کتاب «ایران؛ هویت، ملیت، قومیت» نوشتۀ دکتر حمید احمدی از قول دکتر حسین بشیریه آمده است که انواع ناسیونالیسم در عصر مدرن در پی برجسته سازی بخشی از هویت چندبخشی و چندپارۀ مردم برآمدند و خصلت موزائیکگونۀ هویت های اجتماعی را انکار کرده اند. خالص سازی هویت جزئی از پروژه های ایدئولوژیک بوده است.
در کتاب «علاءالدولۀ سمنانی» نوشتۀ کاظم احمدی وایقانی این نکته را می آورم: آدمی می تواند مخاطب پیام های غیبی باشد و با خداوند جهان آفرین می تواند رابطه برقرار کند. (ص ۱۱)
«ایران؛ هویت، قومیت» «علاءالدولۀ سمنانی»
در کتاب «در خدمت و خیانت روشنفکران» اثر مرحوم جلال آل احمد خواندهام که او در ص ۲۶ میگوید روشنفکر قادر به درک زودرَس از وقایع اجتماعی... است.
در کتاب «دائرةالمعارف مصوّر تاریخ زندگی امام خمینی» نوشتۀ جعفر شیرعلی نیا این نکته در صفحهی ۱۳۸ حائز اهمیت است: در نجف «مصطفی به امام خمینی می گفت امشب در خانه زیارت نامه بخوانید. امام گفت: مصطفی این روح عوامانه را از من نگیر.»
«روشنفکران» «دائرةالمعارف مصوّر»
در کتاب «تاریخ فلسفۀ اسلامی» اثر هانری کُربن ترجمۀ دکتر سید جواد طباطبایی، این نکته ی صفحهی ۱۱ توجه ام را زیاد جلب کرده بود که آمده است: اندیشمندان اسلامی جهان را نه در تحوّل در خط مستقم و عرضی بلکه در قوس صعود مورد توجه قرار می دهند. گذشته نه در پشتِ سرِ ما که بلکه «زیر پاهای ما» قرار دارد.
«تعالیم اسلام» «تاریخ فلسفۀ اسلامی»
مرحوم آیت الله علامه طباطبایی در کتاب «تعالیم اسلام» که به کوشش حجت الاسلام سید هادی خسروشاهی تدوین شده است در ص ۳۲می گوید: «عقاید دینی مانند نیروی مخفی در دل انسان جای دارد و او را در همه حال همراهی می کند و وی را از رذایل اخلاقی بازداشته و به فضائل وادار می کند.» نیز در ص ۳۹ میفرماید: «جامعه ای که به دین پایبند نباشد، واقع بینی و روشنفکری را از دست می دهد.»
امام علی (ع): «پس از یاد خدا و درود همانا ملّت هاى پیش از شما به هلاکت رسیدند، بدان جهت که حقِّ مردم را نپرداختند، پس دنیا را با رشوه دادن به دست آوردند، و مردم را به راه باطل بُردند و آنان اطاعت کردند.»
نامهی امام علی ع به فرماندهان لشکر
پس از به دست گرفتن خلافت
متن نقلی:
حجت الاسلام علی رازینی در
برنامهی دستخط سیما
مجری: بحثی درباره اعدامهای سال ۶۷ پیش آمد. در این پرونده این ها ظاهراً سمتی نداشتید.
جواب رازینی: خیر، ولی دفاع کردیم؛ چون دیدیم دارد به امام ظلم میشد و مجبور به دفاع از ایشان بودیم.
مجری: ماجرا چه بود؟ واقعا تخلفاتی صورت گرفته بود؟ در همین برنامه آقای مجید انصاری میگفت تخلفاتی صورت گرفته بود!
جواب رازینی: میگفتند امام چرا این دستور را دادند و یا به آن قضاتی که اجرا کردند، ایراد میگرفتند که چرا با این افراد برخورد کردید و حرف و شبهه این بود که قبلا حکم درباره اینها صادر شده بود و وقتی حکم صادر شد، دوباره نمیتوان مجازاتشان کرد. یعنی کسی که جرمی مرتکب شد برای آن جرم دو بار مجازات نمیشود. یک بار به حبس محکوم شد و تمام میشود؛ حرف این بود.
گزارش اجتماعی: طلاب گناباد به کمک پاکبانان شهرداری رفتند. ۶۰ نفر از طلاب چهارشنبه شب (۲۸ آذر ۱۳۹۷) رُفت و روب سطح شهر گناباد را بر عهده گرفتند تا پاکبانان یک روز استراحت داشته باشند. حجت الاسلام حسین امامی مدیر حوزه علمیه امام رضا (ع) گناباد که خود در این طرح شرکت داشت در گناباد گفت: کار پاکبانها دیده نمیشود ولی کار ما دیده میشود... این کار میتواند یک حرکت نمادین باشد تا سایر اقشار نیز در این طرح شرکت کنند و در هفته یک شب را به پاکبانان استراحت دهند... کار ما تبلیغ است و برای این که بهتر بتوانیم تبلیغ کنیم و مردم را به تمیزی شهر توصیه کنیم تا درک بهتری داشته باشند در این طرح شرکت کردهایم... ما کار را برای خدا انجام دادهایم ولی هر زبالهایی که میریزیم کار این عزیزان چندین برابر میشود و باید ساعت بیشتری را از خانواده دور باشند. مهران حسین زاده شهردار گناباد نیز که در ساعت یک بامداد همراه طلاب و روحانیون در این طرح بود در گناباد گفت: در این طرح طلاب و روحانیون به پیکهای پاکی این شهر یک شب را استراحت هدیه کردهاند که این کار تاثیر زیادی بر روی فرهنگ شهرمان خواهد گذاشت.
شهر گناباد خراسان
نقشۀ استان خراسان رضوی و موقعیت گناباد
طلاب حوزه علمیۀ امام رضا (ع) گناباد
شهیدان مهدی و حمید باکری
حرکت روحانیون گناباد ارتقای فرهنگ مشارکت را در گناباد و چه بسا در کشور شاهد خواهد بود و فرهنگ شهروندی را تحت تاثیر قرار خواهد داد. شاید در کشور تنها مسئولی که خودش اقدام به رفت و روب شهر کرد شهید باکری بود که در نیمههای شب همراه با پاکبانان کار میکرد و حالا بعد از سالها طلاب و روحانیون گناباد دوباره نام و یاد شهید باکری را با این حرکت خود زنده کردند. (منبع)