،،
سلام دوباره آق سید سعید
تمام این پنج پست روانشناختی شما را ذخیره کردم و در سایتم بازنشر دادم. قضیهی شیطان در علم روانشناسی را دقیق جواب دادی و من کاملاً به جوابم دست یافتم. جالب بود که این علم ذات انسان را سالم میداند و رفتارها را ناشی از تربیت یا شررات یا درونگپی و ... میداند. خیلی قشنگ طرح کردید. من راستی در کنکور دانشگاه درس روانشناسی را ۹۹ در ۱۰۰ درست زدم و مرا خیلی کمک کرد در رتبه که رتبهی ۷۸ آورده بودم در کشور. اینم یک ریای روانشناسی! درود. دامنه
،،
جناب شیخ حمید آقا سلام
آقای سیستانی یک جمله گفت. حق هر انسان است آن را تفسیر کند. پسر سیستانی حق مالکیت بر جملهی پدرش ندارد. او هم نظر خود را حق داشت بگوید. شما برداشتهای آزاد دیگران را زیر عنوان "سوءاستفاده" نبرید. شما خود ازین جملهی آقای سیستانی یک برداشت داری، من هم یک برداشت، سایرین هم هر طور آن را فهم کردهاند. مهم این است آقای سیستانی نگاه فقهیاش اینه دولت -هر دولتی- در کار آخوند دخالت کند ایراد دارد. بگذرم. این جملهی آقای سیستانی کار خیلیها را زار کرد. درود. دامنه
شیخ مالک رجبی:
سلام علیکم آقا ابراهیم وقت بخیر
فتوی و احکام حکم قاطع است به یک مسئله حکمی اینجا برداشتهای مختلف معنا ندارد .
مثلاً بعضی از مراجع می فرمایند با غسل جمعه مستحبی می شود نماز را بجا بیاوریم و نیاز به وضو نیست و این مسئاله برای شما و من و هرکسانیکه مقلد آیةالله مکارم هستند . میتوانند عمل کنند در اینجا برداشتهای مختلف معنا ندارد
در فتوای آیتالله سیستانی هم همینطور است شما طبق فتوای ایشان باید عمل کنی اگر مقلدش هستید . نمیتوانید طبق برداشت خودت عمل کنی .
اگر خواستی متوجه شوید منظور از این فتوی چیه میتوانید زنگ بزنی در دفتر آیةالله سیستانی متخصصین احکام جواب قطعی شما را خواهند داد .
دامنه ۳ | ابراهیم طالبی دارابی:
،،
سلام آق شیخ مالک
من مقلد کسی نیستم. دستوری صحبت نکن. جملهی آقای سیستانی را به عنوان یک جمله از یک فرد، برداشت میزنم، ملزم به تقلید کسی نیستم. بحث علمی را دستورمآبانه نکن. درود. دامنه
شیخ مالک رجبی:
دستور نیست حکم مسئاله است اگر مقلد نیستید نظر هم ندهید چون احکام را مجتهدین باید نظر بدهند.
آیا شما مگه مجتهد هستی؟!
دخل تصرف در احکام مراجع ممنوع فقط باید از آنها و مراجع آنها سوال کنید
دامنه ۳ | ابراهیم طالبی دارابی:
،،
سلام مجدد آقای شیخ مالک
یک جمله از سوی آقای سیستانی تولید شد. من به عنوان یک انسان حق دارم جملات افراد را فهم کنم. تقلید برای من ملاک نیست، شما هم دستوری با دیگران سخن نراند. استدلال خودت را بیان کن. من برای خود این حق را میبینم حتی روی گزارههای مذهب برداشت کنم چه رسد به جملهی یک فرد. شما دایرهی فهم بحث انسان را پرچیم نکن. درود، دامنه
شیخ مالک رجبی:
هر فرد شیعه که مجتهد نیست باید و حتی واجب است یک مرجع داشته باشند .
حالا که می گوئید ندارم .من از شما سوال دارم اگر اتفاق افتاد مثلاً ضروری شد برایتان خواستید تیمم کنید.
روش تیمم خودت با فکر خودت چی جور تیمم میکنید .
یا مثلاً مسائل دیگر نماز و خمس و زکات و مسائل دیگر را به چه شیوه ایی عمل می کنید بدون مرجع ؟؟
دامنه ۳ | ابراهیم طالبی دارابی:
،،
سلام جناب آق شیخ مالک
بهتر است تفتیش عقاید نکنی. به شما آخوندها یاد ندادند مردم را تفتیش نکنید؟! از سمت من این مباحثهی دوستانه تمام. درود. دامنه
شیخ مالک رجبی:
سلام علیکم
داریم مباحثه میکنیم در ضمن بحث ما احکام است نه تفتیش عقاید .
عقائد با احکام فرق دارد
بنده تفتیش عقاید و حتی احکام کسی را دخالت ندارم اما جنابعالی از تمام اعتقادات روحانیت و حتی احکام آنها دخالت میکنید و حال آنکه جملات شما صحیح نیست
بنده فقط وظیفه دارم ببخشید طرف اگر متوجه به مسائل نیست بر من واجب است حداقل یک تذکر بدهم .
لهذا تذکر بنده یعنی یادآوری بنده اینستکه تا یقین به مسائل احکام ندارید نظر ندهید
ببخشید از سمت من هم تمام
ادامه در ۲۱ آذر ۱۴۰۴ :
،،
آقامحمد عبدی سلام
به قول آقای سعید حجاریان در "مشق نو" : "شیخ فضلالله نوری معتقد بود این روحانیت و سلطنت هستند که برای ما مهماند و باقیاش اهمیتی ندارد. او میگفت سیف و قلم به ما به ارث رسیده است؛ سیف دست شاه است و قلم دست روحانیان." آری؛ آقای مهندس عبدی سنهکوهی. قدرت مشروطه (=ضد قدرت مطلقه) بیش از همه اول به این شرط مشروط است کسی برای خود از سوی تاریخ، یا اساطیر، یا مذهب، یا خرافه، یا نژاد و دوده حق حکومت بر مردم قائل نباشد. بگذرم. درود. دامنه
محمد عبدی به من :
با درود به شما جناب آقا طالبی عزیز
به نظر من مشروطه یک انقلاب بزرگ بود در زمان خودش و تاریخ معاصر و تحصیل کرده های آنزمان خوب می دانستند چه می خواهند. ضمنا کلمه مشروعه خالقش دربار و مهدی قلی خان هدایت معروف به مخبرالسلطنه بود.چنانکه قبلا در قسمت ۳۲۶ نوشتیم که: نخستین بار در اوایل سلطنت محمدعلی شاه، مخبرالسلطنه، وزیر معارف پیشنهاد کرد که به جای مشروطه، از لفظ «مشروعه» استفاده شود.در مجلس مطرح کرد و هیچکس استقبال نکرد. ولی شیخ فضل الله دنباله آنرا گرفت و مو به مو پیش برد تا... بعد
،،
جلیل قربانی به من نوشت:
سلام آقاابراهیم روز بهخیر
یک کامنت بر پست شما ...
👇👇
سوگند به کیبورد...!
نوشته جلیل قربانی
۱- شیخفضلالله نوری که عَلَم مشروعه را در برابر پرچم مشروطه برافراشته بود، گفته بود که برای ما سیف (شمشیر) و قلم مهم است؛ سیف در دست پادشاه و قلم در دست روحانیان است.
۲- درباره بخش اول این سخن شیخ فضلالله فعلاً حرفی نمیزنم، اما درباره پارهٔ دوم حرف او باید گفت که این سخن در دورهای بود که آموزش از مکتبخانهها شروع و به حوزهها ختم میشد.
۳- این سبک آموزش که در تمام کشورها وجود داشت، بر عهده آخوندها و کشیشان و خاخامها و به طور کلی متولّیان امور ادیان بود. در آن سبک آموزش، زمان وجود نداشت. آموزش مدرن، زمانبندی (ترمیک) و تخصصی شد.
۴- این روش آموزش که کار از دست روحانیان دینی خارج میکرد با مقاومت روبرو شد و از رواج آن با تهدید و تخریب و تکفیر پیشگیری شد. اما قلم دیگر فقط در دست روحانیان نماند و قلمبهدستانی به مراتب تاثیرگذارتر وارد میدان شدند و گوی مرجعیت از دست روحانیان ربودند.
۶- اکنون در زمانهای هستیم که کیبورد (صفحهکلید) جای قلم را گرفته و انحصار آن کاملاً شکسته است و هیچ قدرتی، توان سانسور، محدودکردن زبان و بیان را ندارد.
،،
ی چی بگم (۷)
آقاجلیل سلام. یک روزی در عصر آقای شیخ اکبر هاشمی رفسنجانی بر ریاستجمهوری، در جایی در تهران بحث از حکومت مشروطه و حکومت مطلقه شد. من آن جمع گفتم هنوز هم به قول روشنفکران ایران مشکل ایران مشروطیت است و مطلوب مردم ادامهی آرام نهضت مدنی برای آزادی و دموکراسی. زیرا امام خمینی با آوردن تز ولایت فقیه در ساحت سیاست عرفی، قدرت مطلقه در دورهی شاه را جنبهی شیعی داد و آن را برای فقیه بازتولید کرد. آری آقای قربانی، شش بندت، همه پند از دل تاریخ ایران است که مردم در طول آن اسیر تحکُم حاکمان و دستور از بالا بودهاند. ایران آیا به آزادی و دموکراسی منتهی میشود؟ این خیلی آگاهی و رشادت در بیدارگری نیاز دارد. باید کوشید روند ایران به روش مسالمتآمیز و توسط خود ملت تغییر یابد. شدنی است، به قول خودت قلم و سیف از انحصار باید خارج شود. سیف برای ملت و با رعایت صلحطلبی و قلم در دست ملت برای آزادی و رهایی از دستور. ۲۱ ، ۹ ، ۱۴۰۴ درود. دامنه
جلیل قربانی به من:
🔹آیتالله خمینی یک زمان سخنی درباره شمشیر و قلم گفته بود با این مضمون:
" امیدوارم روزی برسد که مسلسلها تبدیل به قلم بشود"
🔸من هنوز نمیدانم او با این جمله آرزو داشت که قلم، مسلسل شود یا برعکس...؟!
،،
سلام آق شیخ حمید
اگر ایران در پهپاد به قولت معجزهآفرین چنین و چنان شد، پس "ریال" ایران در برابر دلار آمریکا حتی دینار و درهم شیوخ عرب اینهمه عقب نشست!! نکند شاخصها در بینش شیخها هم از روایت و حدیث بیرون میزند! درود. دامنه
،،
آقاجلیل سلام
لفظ اختلاس در فن تجوید قرآن به حالتی در وقف صوت را گویند. بگذرم. جمهوری اسلامی ایران خواست اخلاص تولید کند، ناغافلی شد اختلاس. فرهنگ عمید واژهی اختلاس را یواشکی ربودن معنی کرد. متن تنظیمیات هم ادبیانه بود. درود. دامنه
،،
سلام آقامحمدتقی
فرزند گرامی پیامبر خاتم ص حضرت زهرا س به نظر من:
- در زیستن سادهزیست کامل بود و پناهگاه ضُعفا که نیاز به مدد داشتند.
- در سیاست انسانی منتقد بود و پیشروِ زُعما که بر خلاف شهامت فاطمه س، خوف داشتند از بیان حق در برابر حاکم وقت.
سپاس از آن دوست محترمم. درود. دامنه
در ۲۲ آذر ۱۴۰۴ :
،،
ی چی بگم (۸)
آقاجلیل سلام. اخیراً یکی از تحلیلگران ایران اعلان کرد در جایی "نامهای ۳۵ دختربچهی حدود ۶ تا ۷ ساله را -که در کلاس ژیمناستیک بودند- به ترتیب میخواندند... حتی یک نام مذهبی متعارف" وجود نداشت. در واقع این تحلیلگر مسائل ایران داشت سیر نزولی اسمگذاری را بیان میکرد. من همین الآن میگویم آموزش و پرورش همین قم یا همان میاندورود یا ساری اسمهای دانشآموزان کلاس ابتدایی را اعلام کنند، مشخص میشود اسمها به چه سمتی سوق پیدا کرده است. این یک گزارش از جامعه است، نه موضعگیری یا شادمانی و یا هر چیز دیگر. مسئله این است جامعه چه رنگ و روحی پیدا کرده است. وگرنه در مورد صدام حسین نقل است شخصاً فردی سکولار بود، ولی برای نفوذ در دل جامعهی عراق در اواخر جنگش با ایران "خود را «سیّد» نامید و پیوسته خود را به شعائر مذهبی پایبند نشان میداد.". درود. دامنه
،،
جناب آقای شیخ جوادآقا آفاقی سلام
درین پست خود فرمودی:
"تعجب از مدیر است که نسبت به دیگران تلاش می کند تذکر دهد که مطالب فورواردی را بار گذاری نکنند ولی نسبت به برخی از همفکران پرو پاقرص خود کوتاه میآید"
پایان نقل قول
اولاً چکیدهنگاری درین صحن همواره بلامانع بود.
ثانیاً آقای جلیل قربانی دست به پیشداوری در مورد سیر نزولی اسمگذاری مذهبی روی فرزندان در جامعهی ایران نزد. او از یک اتفاق در درون خانوادههای ایران سخن راند. شما دستگاه نیتخوان مگر دارید به ایشان انگ و اتهام میزنید؟ نسبت به نوشتههای افراد درین صحن تاب داشته باش، چنانچه دیگران نسبت به نوشتههای شما تاب دارند. مدرسه است این جا، نه پادگان لویزان دورهی شاه و یا کلاس مذهب در پادشاهی کشور اردن هاشمی. شما راحت قضاوت رو بُردید روی نویسنده نه نوشته. مدیر مدرسه فکرت این تذکرت را آق شخ جواد، وارد نمیداند و بسیار غیرمنطقی است. روشن سازم درافتادن هر یک از اعضا ازین صحن، با خود اعضا به جای نقد یا رد و شرح نوشتههای آنها. فضا نباید ملتهب شود. باید بردبار بود اما در نقد سخن قاطع و بیتعارف. هر یک از ماها واقعاً رجوع کنیم ببینم اسم بچهها در میان خاندانها از مذهب به سمت نگارههای متعدد، تغییر جهت داد یا نه. واقعیت را باید وارسی کرد. حتی ممکن است جامعهی ایرانی این جهت جدید را برای خود هویت ایرانی حساب کند. هر چند وجاهت و طهارت خاندان رسالت نزد مردم ایران اهمیت و احترام شگفتانگیز دارد. درود. دامنه
،،
جناب آقای شیخ مرتضی بابایی سلام
ایران چون مردمی دارای "گفتار نیک، پندار نیک، کردار نیک" داشت، یک مکتب نو را مورد توجه قرار داد. اما اینک باید دید چرا اصل میهن بر مذهب قدرتی بیشتر در انسجام پیدا کرد. من میگویم چون نظام با اسم مذهب به مذهب ضربه زد. به قول زندهیاد دکتر علی شریعتی "مذهب علیهی مذهب" رسم قدرت شد. درود. دامنه
شیخ مرتضی بابابی به من:
سلام
جناب اقای ابراهیم طالبی دارابی وصف شما را از دوستان شنیدم و به حضرت عالی ارادت بسیار دارم
نقد و نقادی و ذهن نقاد داشتن خیلی خوبه و باعث میشه هر چه را به خردمان ندهند
اما نقد یعنی ارزیابی منصفانه ، یعنی هم محاسن را ببینیم و هم معایب را و چه بهتر اول محاسن مطرح شود بعد معایب ، اینکه بی محابا هر جا را لگد کنیم اسمش نقد نیست دشمنی و عناد است
چهار نظام حقوقی مادر ، در دنیای امروز (یعنی قرن های ۲۰ و۲۱) عبارتند از: نظام حقوقی کامن لا ، نظام حقوقی رومی - ژرمنی ( که هر دو ریشه در مکتب امپریالیسم دارند) ، نظام حقوقی سوسیالیسم ( که ریشه در مکتب مارکسیسم دارد) و نظام حقوقی اسلام ( که ریشه در مکتب اسلام و وحی الهی دارد ) و امروزه از بین حدود ۲۰۰ نظام سیاسی در دنیا ۵۰ نظام سیاسی ، نظام حقوقی اسلام را پذیرفتند و در دنیا بعنوان یک نظام حقوق پذیرفته شده و مطرح ، مطرح می باشد
بنده قائل به بی عیب و نقص بودن فقه نیستم اما اینکه فقه را به مسلخ می برید ، با ارزیابی منصفانه بدور می باشد و از شان شما انسان فرهیخته بدور است
،،
سلام جناب آقا شیخ مرتضی بابایی
از نگاه نقادانهی آن جناب ممنونم. من هم از فضل و اخلاق و مرتبت فروتنی و پارسایی شما از زبان دوستان آگاه شنیدم. نقد من بر فقهی هست که غلط تفسیر شود و زن را با انواع فتوا و سخنها موجودی دستبسته و خدمه ببیند. آنچه از بیشتر فقها سراغ داریم، محدودیت عجیب زن است. سخنان شما هم علمی و مسموع بود. درود. دامنه
شیخ مرتضی بابابی
فرمایش حضرتعالی بنده را یاد کتاب جامعه شناسی زنان نوشته پاملات ابوت ، ملیسا تایلر و کلر والاس( که نخستین بار در دهه ۱۹۷۰ منتشر شد که یکی از متون اموزشی فمینیستی به شمار می اید ) انداخت ؛ هدف اصلی نویسندگان این است که نشان دهند جامعه شناسی جریان اصلی تا مدت ها زنان را نا دیده گرفته و در باز تولید نگاه مرد محور نقش داشته است
معنای ابن حرف این است که جامعه شناسی نوشته نشود شاید شائبه مرد محور بودن جامعه شناسی برود
حالا نوشتن فقه را هم به تاخیر بیاندازیم تا چنین شائبه ای مطرح نشود
مگر قرار هست هر کاری مردها انجام می دهند زنان هم انجام دهند یا باالعکس.
اسلام بر مبنای مساوات و برابری بنا نشده در اسلام هم عالم تکوین و همعالم تشریع بر مبنای عدالت است
مجدداً سلام جناب آقا شیخ مرتضی
میان تفسیر مثلاً آقای اسناد مرتضی مطهری در کتابهایش مربوط به زن با سایر فقها چه فاصلههایی وجود دارد. فقه هنوز اسیر فقهایی هست که زن را برای محبَس خانه میخواهد. تا چند دهه قبل آموختن زن و سوادآموزی زنان از دید فقهی حرام بود. زمان میبرد تا فقه از چنگال فقهای خشکمغز نجات یابد. البته نجات هم نمییابد، داستان تا هر چه دنیا حیات دارد، میماند. ممنون ازین گفت و شنود. درود. دامنه
،،
سلام آقای شیخ مالک
یک پرسش: اگر حضرت صادق ع در بند یک گفت "باوقار و آرام" باید بود در موقع "فِتَن" و یا "آشوب" پس شما برخی آخوندها چرا در همهجا "کبریت احمر" جه ویشتر تش میگیرین و هزاران لغت خاص نثار مخالفان و منتقدان میکنید؟ کشکولی تلقی کردی هم کردی. البته خودت خیلی در جاهایی مؤقّر ظاهر شدی، ولی با این حدیثگویی بند یک گهگاه فاصلهی اُقیانوسی داری و ادبیات اُختاپوسی. شیخ خوبی هستی آق شخ حسینعلی رجبی دارابی. درود. دامنه
،،
سلام جناب سیدسعید
نکات مهم علمی مطرح کردید. من هم روی همین حساب گفتم آموزش و پرورش روی کلاسهای سه شهرستان متفاوت قم، میاندورود و ساری اسمهای دانشآموزان را اعلان کند. در مورد نام اسم بچهها نتیجهی قطعی ضدیت با مذهب نیست، من هم گفتم یا گرایش یا هویت ایرانی است و یا واگرایی از نظام که دم از مذهب رسمی میزند. اما همان بحثم گفتم وجیهبودن منتسبان خاندان پیغمبر ص نزد مردم ایران قابل کتمان نیست. آمار هم که تصویر کردی، یک واقعیت در بین جامعهی ایران است. من خاندان خودم را مثال بزنم: اسمهای نوادگان پدر و مادرم تلفیقی از مذهب و تمدن ایران است. هم اسم مذهبی، هم اسم ایرانی، هم اسم طببعت و واژههای معنادار آسمانی و زمینی وجود دارد. حتی من وقتی با جامعهی دارابکلا و اوسا و مرسم سه روستای بسیارمتحد با هم مینگرم، بازم اسم فرزندان از مذهب به سمت طببعت و یا هویت میهن و یا واژههای آشنا با فرهنگ پارسی سیر کرده است. و یکنواخت نیست. همهی این چیزها نیازمند این است حکومت با شایستگان باید اداره شود زبرا عمل بد آنان بازتاب و بازخورد باقی میگذارد. درود. دامنه
،،
آق شیخ مالک سلام
بند ۵ را جدی نگرفتم برات. همان بند یک کفایت کرد. سکوت هم آئین انسانی هست. خوشحالم فردی هستی تحت امر کسی نمیری هر چند تحت فشار قرار بگیری. این خصلتت تحسین دارد. اخلاق آن جناب در بین مردم خیلی هم خوب است. درود. دامنه
سلام آقا شیخ مرتضی بابابی
سپاسگزارم از مباحثهی علمی خوب آن فرهیخته حوزه و دانشگاه. بلی، اما پارهای فقیهان همین روایت و جملات مذهب را نادیده گرفتند و زنان از سواد محروم شده بودند. حالا زمانه دیگه به حرف فقیه چندان رغبت نمیکند. حرف آنها در داخل بیت آنها هم چندین چرخ میخورد و بلاوجه میشود. درود. دامنه
شیخ جوادآقا آفاقی به من:
سلام علیکم.
جناب آقاابراهیم طالبی
به راستی که چه قدر با انصافی و چه قدر منطقی و چه قدر طالب شنیدن انتقاد هستی؛ این نوشته توجیه گرانه است نشان داد چه قدر در گفتار و نوشتارت صادقی.
برای بنده و خیلی از دوستان که تفاوت بین رفتار و کردارت روشن بوده ولی با این نوشته ات دیگران را نیز از این دو گانگیت مطلع ساختی. برخی شاید فکر می کردند در «یوم تبلی السرائر» باید شاهد رو شدن این دو گانگی هایت باشند و فکر نمی کردند که خودت در قالب این نوشته دو گانگی های بین گفتار و رفتارت را در این عالم به نمایش در آوری.
البته این تازه یک نمونه کوچکی از ده ها نمونه دیگریست که در گفتار و رفتارت مطرح است
،،
سلام مجدد جناب آقای شیخ جوادآقا آفاقی
شما باز به عنوان دربان بهشت! همین دنیا درون مرا بردی "تُبلی السرائر" قیامت درون؟! بگذرم. راستی ات دقه وه چطور به این نتیجه رسیدی دیگران به این رأی در مورد من رسیدند. قبلاً هم به شخص شما گفتم مرا هر چه خواستی بگویی، بگو، هیچ نگران من نباش. فقط خاش کولهبار را سنگین نکن. از سمت من این بحث تمام. درود. دامنه
جلیل قربانی به من:
سلام آقای طالبی
سال ۱۳۸۲ پسرم علیرضا به کلاس اول رفت، یک شب که پدرم مهمون ما بود و علیرضا اسم همکلاسیهایش را برای ما خوند، وقتی خوندن اسمها تموم شد، بابام گفت:
" اُوَه؛ غیر از علیرضا، اَتِه اسمِ امام، ائمه دَنی بیه...؟!"
،،
سلام جناب آقاجلیل قربانی
نزدیکترین مثال به موضوع بحثمان. ازین بَیّنه بهتر؟ واقعاً دارد رخ میدهد این سیر و ذایقه. یک علت این رفتار ایرانیان، نفرت از برخی آخوندهای حکومتی است که از مذهب حقیقی حتی بو هم نبردهاند. درود. دامنه
،،
آق شیخ مالک محقق محترم حوزه سلام
یعنی بهشت برای "روحانیان" و "روضهخوانان" در ندارد؟!!! چه خبر خوشی دادی! کشکولی. درود. دامنه
،،
سلام آقاجلیل
امروز در خبری در سایتی خواندم بشار اسد دیکتاتور خونریز سوریه در جنوب مسکو مغازه زد. بگذرم. زمانی که جنبش "بهار عربی" در چند کشور خاورمیانه شکل گرفته بود و جمهوری اسلامی ایران اسم آن را از سر ذوق "بیداری اسلامی" گذاشته بود، وقتی به سوریه سرایت کرده بود، ایران همان بیداری اسلامی! را به قول خود، رفت سرکوب کرد به نفع خاندان اسد و سرآخر تمام سوریه افتاد در دست نفوذ ارتش اسرائیل و ترکیه و آمریکا. نظام ایران یک جا پا ندارد حالا حتی در لبنان. آخر و عاقبت سیاست ایدئولوژیک فردگرا. درود. دامنه
،،
سلام علیآقا غلامینژاد مرد ادوات و هفتتپه
خا پس چرا انده چی در گذاشته شد بهشت! بهشت هم که به قول شخا، فقط واشونا شوننه. پس اینهمه در نیاز نبود! شخ مالکآقا مستقیم میگفت باب روحانیین و کلک را میکند. بگذرم. بکش رسن توپ ۲۰۷ را علی. درود. دامنه
،،
جلیل سلام اعی باز
من فیلم واز نمیکنم. ولی در مورد سطر آخری، روزی دورهی ریگان گمان بود. یک فرد از افراد دولت آمریکا در کاخ سفید ریشو بود. یکی از امامجمههای کشور در همان وقت گفته بود انقلاب اسلامی تا کاخ سفید صادر شد چون آن فرد ریش گذاشت! سواد سیاسی این جماعت همین حد است! انتظاری نیست. درود. دامنه
آقای علی غلامینژاد در زیر کامنت بالای من:
سلام علیکم
تمام درهای بهشت به روی روحانیون باز هست چون از ۱ تا ۸ برازنده این قشر هست
چون رزمنده و مجاهد که هستن نماز گزار و روزه گیر که هستن و در مقابل متلک های شماها و همفکران تون صبور که هستن در مقابل نعمت های خدا شاکر هم هستن وبقیه هم همچنین
،،
جلیل سلام اعی باز
من فیلم واز نمیکنم. ولی در مورد سطر آخری که از قول آقای دکتر محمود سریعالقلم نوشتی:
- "آیا برای نفوذ در آسیای مرکزی، باید عکس رهبران جمهوری اسلامی را در خیابان نصب کرد؟"
یک نکته بگوین: روزی دورهی ریگان گمان بود. یک فرد از افراد دولت آمریکا در کاخ سفید ریشو بود. یکی از امامجمههای کشور در همان وقت گفته بود انقلاب اسلامی تا کاخ سفید صادر شد چون آن فرد ریش گذاشت! سواد سیاسی این جماعت همین حد است! انتظاری نیست. درود. دامنه.
.سلام آقامحمدتقی آهنگر
از نظر علامه طباطبایی انسان از راه علم، به "حقیقت عقلی"، اشراق پیدا میشود، یعنی معقولات، با علم حاصل میشود. هر تلاش برای اعزام علم به کنارگوشه و فرستادن دینِ بدون علم به درون جامعه تلاشی برای متلاشی و فلجکردن آگاهی و دانایی مردم است تا خرافه و سرگرمکردن مردم با نقل و حرف بیپایه میدان پیدا کند. ازینطریق است که میشود مردم را رمه و خودشان را شبان کنند. از درج سخن امام علی ع که "هیچ شرافتی چون علم نیست" نیز ازت سپاسگزارم. درود. دامنه
جناب آقای دکتر ف دهقان سلام
آنچه در نوشتهات آمده است را اگر به فرهنگ و تفکر متکثر مردم کثرتگرای ایران پیوند بزنید یک نتیجه از آن بیرون میآید: حکمرانی بر ملت ایران از طریق مذهب و تفکر روحانیت آن هم یک بخش از روحانیت، هرگز عقلانی و برابر با منافع ملی نیست. میهن به تز فکری انسجامبخش نیازمند است که در آن فردی صالح و مصلح و مدیر متفکر چون روانشاد مهندس مهدی بازرگان، به انواع خشمهای استبدادگونه و سیاست انحصارگرانه کنار گذاشته نشود. میهن مال همه است نه آخوند. اینان سیاست و قدرت را مانند کارخانه کبریت، تحت انحصار تز فقهی ولایت فقیه بردند. تئوری ولایت فقیه اینک خود بخشی از تفرقه و فاقد انسجامبخشی ایران است. درود. دامنه
شیخ جواد آفاقی نسبت به من:
سلام علیکم.
جناب آقای طالبی
اصلا شب و روز بنشین و علیه روحانیت بنویس؛ نه تنها این افراد محدود که به حمایت تو برخواسته و می خیزند ( از گرگان گرفته تا دشت و کوه و کمر و....و..و...) بلکه تمام اجنه و شیاطین را هم به یاری به طلبی کاری از پیش نخواهی برد؛از بدعاقبتی رضا خان میر پنج و محبوبین دل و جانتان منافقان جانی عبرت بگیر.
اگر بنا بود نهاد روحانیت به این زخم زبان ها و سخنان سبک و چاله میدانی از بین بروند به تهدید و کشتار رضا خان میر پنج و منافقانیکه جان و دل و قلمت دلداده آنهاست از بین می رفتند؛ هم رضا خان آواره شد و هم منافقان به مزدوری تن دادند. پس عبرت بگیر. البته شواهد نشان میدهد عبرت نمی گیری؛ پس هرچه دلت میخواهد بنویس و بنویس ولی بدان که ....
،،
۲۴ ، ۹ ، ۱۴۰۴ :
جناب عبدی محمد سلام
یکی از آثار مهم در معرفی محمدمحسن منزوی مشهور به "شیخ آقابزرگ تهرانی" کتابیست که زندهیاد استاد محمدرضا حکیمی نوشت تحت همین نام از انتشارات "دلیل ما". مورد دیگر این که فردی به اسم حسین منزوی در دههی ۵۰ کتابی با عنوان "بیست و سه سال" نوشت که من در سال ۱۳۷۵ آن را خواندم. در مورد زندگی بعثت ۱۳ سال و هجرت ۱۰ سال حضرت محمد ص است که خشم برخی از علمای آن زمان را برانگیخته بود. آیا این حسین منزوی با این شیخ آقابزرگ منزوی نسبت دارد؟ اگر در تحقیقات بدان رسیدی، خبرم ده. درود. دامنه
،،
مهندس محمد عبدی در پاسخ به پرسش من نوشت:
با درود به شما جناب آقا ابراهیم عزیز
پس حتما کتاب با نام " شیخ آقابزرگ تهرانی" نوشته استاد محمدرضا حکیمی خواندنی است تا با ابعاد زندگی آن مرد خستگی ناپذیر بیشتر آشنا شد نویسندگی الحق کار طاقت فرسا و سختی است از نظر مصرف انرژی و وقت گرانبها ترین گهر ناب آدمی ...
در مورد منزوی مورد اشاره نام آن شخص حسین نیست و بلکه علنقی منزوی پسر ارشد ایشان و دکترای الهیات از دانشگاه تهران داشت و زاده سامرا و دو تابعیتی ایرانی عربی داشت ایشان دوست علی دشتی نویسنده آن کتاب مورد اشاره یعنی "بیست و سه سال" در دوران پهلوی ها بود و که دشتی در دادگاه انقلاب محاکمه و گویا اعدام و یا مرد و دکتر منزوی مدتی در زندان بود و بعد تبرئه و نیز از حزب توده بود و مورد زندان و فرار به خارج از دست ساواک بود .
او پسرخاله جلال آل احمد بود ضمنا
فکر کنم کفایت باشد.
،،
سلام جناب آقای شیخ مالک
آخوندها -از نوع اخباریگری- از چیزهایی ندیده چه آدرسهای مشهود! میدهند. و ذهن مردم به امور مغیب سرگرم میکنند. بشارت باد بر بشر عقل و دانش و اخلاق. درود. دامنه
،،
آقای شیخ مالک سلام
کجا پیدا میکنی این نقلها را؟ در مورد بند ششم متنت و اشارهی شمارهی ۲ که نوشتی:
"هر کس که می خواهد جانوران زیر زمین بدن او را نخورند، در مسجد ها زیاد بماند"
باید بگویم اولا" مسجد درها را میبندند پس چطور زیاد بمانند. در پایتخت جمهوری اسلامی ایران تهران نقل است خیلی از مسجد بسته است و نمازگزار پیدا نمیشود. مسجدها فقط سه وقت درش باز میشود و اگر مراسم ختمی باشد. پس زیادماندن در مسجد که به قولت جانور را از قبر فراری میدهد، لابد مال عربستان بود که مسجد دائم بدون در و پیکر یکسره روی عربها باز بود. درود. دامنه
،،
سلام مجدد مهندس ممد
به قول مازیار خوانندهی بابل که قشنگ خواند: العاقلُ اشاره! را. درود. دامنه. چاپ کتاب "۲۳سال" آقای منزوی در جمهوری اسلامی گویا قدغن شده بود. من نسخهی نخست آن را دارم. نایاب است. بگذرم.
،،
کشکولی آشیخ مالک رجبی:
سلام کُد پستی! بهشت هم لابد دست شما روحانیت است! اربابان کلیسا هم در قرون وسطیٰ بهشت را به مردم میفروختند! بگذرم. درود. دامنه
،،
اووووو، آقجفر موذّن غلامینژاد. بالچنگلی افراد را ماسِنه فرفری کانده دِمدِنه مسجد نالبن. و آقممد رنجبر هم تمام کلیدهای برق را درجا زنده خاموشی مطلق در حد تاریک زندون شما آخوندهای! زندان اوین. بگذریم. سلام کنیم به شیخ مالک گرامی بریم. درود. دامنه
،،
آق شیخ مالک سلام
خا از همان اول همین حرف عاقلانه و معنوی را بزن وا. چیشیه حدیث مدیثهای جعلی را جمع کاندی به خورد خلق دنی. خا این شد حرف خوب. عمل صالح و بااخلاص در جهان با هر فکر و ایمان پر است. فقط نگین مسجدشوها قبر مَرملِه نکفُنه. از سمت من تمام. ممنون شیخ خوشمرام. درود. دامنه