خاطرهی دامنه. من و داش حمید عباسیان بیشتر روزا نون میگذاشتیم کشبِن میرفتیم انگوردار، نجیردار، توقدار، اناردار، حتی آغوزدار، همان چلهسر، نون با میوهها میخوردیم. کار همیشگی من و او بود؛ عین بِز سرِ دیوار و لملوار.