دامنه‌ی داراب‌کلا

مازندران ، ساری ، میاندورود

"ولایت مردم"، نه "ولایت فقیه"

نگارش دامنه ابراهیم طالبی دارابی ۲۸ ، ۹ ، ۱۴۰۴ : دکتر بهشتی سال ۱۳۵۵ درس‌گفتاری داشت که در ص۱۷۸ آن بحث از ولایت مردم یا همان "ولایت اجتماعی" می‌کند. او درین مسئله معتقد بود دایره‌ی نظارت مردم -امر یا نهی- وسعت دارد و موجب برپادارندگی "نظام صحیح" می‌شود. او در ص ۱۶۷ آن، دلیل آورده بود "حکومت بد کم‌کم آدم‌های بافضیلت و خوب را از گردونه خارج می‌سازد." بعد در ص ۱۷۲ از حضرت صادق ع سخنی را نشانی می‌دهد که حکومتی آلوده است که در جامعه‌ی آن "ضعیف نتواند حق خود را از قوی بگیرد." دکتر بهشتی در همان درس‌گفتار -که در ص ۱۸۲ درج شد- این گونه گفت که گرچه "نظام اجتماعی اسلام محیط را برای فضیلت‌ها پاک می‌کند" اما اخطار داد "راه فاسدشدن را به طور صد در صد بر روی فرد نمی‌بندد" این فرمول او نشان می‌دهد مردم باید ناظر کار حکومت و حاکم و شاه و پرزیدنت باشند زیرا حق "ولایت اجتماعی" دارند تا نگذارند راه فساد باز و آسان بماند. کتاب حتی می‌گوید انسانی ارزشمند است که "انسان انتخابگر" باشد که "آوای حق به گوشش برسد". در غیر این صورت او در ص ۱۶۷ کاملاً شفاف حرفش را این گونه زد: "وقتی سرطان فساد در حکومت و پیکر عُمال [=دست‌اندرکاران] و کارکنان افتاد باید منتظر مرگ آن جامعه بود." بنابراین ولایت مردم یا همان به زبان مدرن: "حاکمیت ملت" فوق بر قدرت یا ولایت فرد فقیه است که فقط یک نظریه‌ی مذهبی در بین برخی فقیهان مذهب شیعه است و تا تئوری‌یی رضایت و رأی مردم را پشتوانه نگیرد، هیچ حکومت و مشروعیت سیاسی‌یی منعقد نمی‌شود.

| لینک کوتاه → qaqom.blog.ir/post/2759
محمدتقی آهنگر دارابی
۲۹ آذر ۱۴۰۴ , ۱۶:۰۶

سلام 

اقا ابراهیم 

این متن شما رو که چندین سال قبل 

به طور چکیده ۱۰ جلسه ی سخنرانی 

شهید بهشتی رو با عنوان ایدئولوژی 

باید ها ونباید ها به یاد دارم 

واین نگاه شهید بهشتی نسبت به 

جامعه اسلامی که جامعه هوشیار هاست ،،،

نکته کلیدی می دانم اما افسوس که جامعه ی فعلی بانظر ایشان با همه ی معضلات،،

جامعه ی برره می داند 

درود

پاسخ دامنه :

،،
سلام آقامحمدتقی
یکی از سلایق علمی‌ات این است مطالب را روی کاغذ پیاده می‌کنی. و این برای من بسیار پیام مهمی است که با افراد مختلف و مردم حشر و نشر داری و موجب انتقال مفاهیم مهم می‌شوی. اداره‌ی کشور به کسی و کسانی نیاز دارد، که هم اهل تفرقه و کینه نباشد و هم بلد باشد چگونه مردم با این‌همه تنوع فکری را احترام کند و عامل انسجام شود. جامعه‌ی خوب وقتی خالی از کشورداران قابل قبول، شود جاهلیت جولان می‌دهد. درود. دامنه

یادآوری دیکر آقا محمدتقی:
این متن بالای مرا هم پس به آن یادداشت‌های خود در سال‌های اخیر اضافه کن. چون منبع تبیین من در متن اخیرم، همان اثر گفتارمحور دکتر بهشتی است که نکات بیشتری را وارد کردم. درود. دامنه
،،
سلام آقای شیخ جوادآقا آفاقی
یک چرخ بزن شهر و روستا و برزَن، ببین به این جور فتواهای فاقد شناخت اجتماعی و پشتوانه‌ی عملی، چه اندازه محل گذاشته شد، چه رسد به عمل. البته شما که پخش‌کننده‌ی این فتواها در مورد آنتن ماهواره هستید و بحثم به خود شما نیست. درود. دامنه

،،
سلام جناب آق شیخ مالک
خوب درآمد دارد روحانیت! از همه چی پول می‌کشد بیرون! راستی بین مذهب و تجارت چه رابطه‌ی سودآوری یا پاکیزگی است؟ درود. دامنه

،،
سلام آقاجلیل
من سه فرد را در سه رشته استاد می‌دانسته یا می‌دانم:

- علوم سیاسی: دکتر حسین بشیریه
- حقوق: دکتر ناصر کاتوزیان
- روابط بین‌الملل و توسعه: دکتر محمود سریع‌القلم

بگذرم. درود. دامنه

،،
جناب آقای شیخ مرتضی بابایی سلام
مردم علاوه بر آرامش در فرمایش شما، آگاهی و آزادی هم نیاز دارند. نمی‌شود به اسم آرامش نظارت بر مملکت و حاکمیت را ترک کرد. میهن اگر مردم بر حکومت نظارت نکنند، دچار بدترین شکل استبداد یعنی استبداد مذهبی می‌شود. درود. دامنه

،،
سلام مجدد آق شیخ مالک
خودت را می‌دانم خیلی استقلال مالی داری و ازین پول‌های هنگفت و مفت نمی‌خوری. درود داری آشخ مالک رجبی. دامنه‌ی دارابی

،،
سلام آقامحمدتقی
از جملات مهم بود. من تعبیرم از مشورت در میان بشریت این است هر فرد در اثر مشورت به عقل دیگران پل می‌زند و صادرات و واردات می‌کند. درود. دامنه

،،
آق شیخ مالک سلام
در مورد بند حلم و شماره‌ی ۱ باید بگویم خودت خلاف این سفارشی که تبویب نمودی، مشئ داری. چون خودت باشهامت چندین بار فرمودی هر کس چیزی بگوید در جوابش همان جور می‌گویم. دعوت کن به کردار نه گفتار. کشکولی هم کمی بود. نرنجی! من جدی‌ام در نظر گذاشتن زیر متن‌ها. درود. دامنه

،،
اول فکر کردیم پلیس‌راه جلومونو گرفتن
نزدیک‌تر که شدیم دیدیم نه، از حرم مشهد پلا آوردند
رفتیم اول نیشابور زدیم کنار، بسته‌ها را باز کردیم دیدیم وای چلوگوشت لُخم گوسفن. بگذرم. دامنه

جواب و نظرات من در ۲۹ آذر ۱۴۰۴ :
،،
آقاجعفر آهنگر سلام
سیر گزارش آن جناب را -که با توان نویسندگی شیوا و حجم اطلاعات بالا از روستا به نگارش در آمده است- خواندم. همچنان از دوست گرامی‌ام آقامحمد دباغیان به علت این کارهای خردمندانه‌اش -که از قلم خوبت غائب نماند- احساس بزرگ‌منشی در او می‌کنم و فکرِ بازِ اجرایی و راهبردی. خواستم نظرت را بدانم شوراها از درون روستا توسط ذی‌نفوذان خط‌دهی شوند امری زائد است یا زاینده؟ به‌عبارتی شوراها تحت تحریک یا رایزنی هم واقع می‌شدند؟ مثلاً در برکناری خودت و آقامحمد چقدر تصمیم، تصمیمی درون‌شورایی بود، تا فشار از ذی‌نفوذان مداخله‌گر؟ این عیب و نقص چگونه باید کاسته شود؟ قانون یا ماده‌واحده یا تبصره و تذکار مصرحی وجود دارد یا نه؟ در صورت تشخیص به مصلحت به عقل خودت، پاسخ می‌خواهم وگرنه اختیار به سکوت دارید و بیان در لفّافه. درود. دامنه

جواب جعفر به من:
سلام آقا ابراهیم
✍ پیش از ورود به پرسش مطرح‌شده، از اظهار لطف و نگاه دقیق جنابعالی صمیمانه سپاسگزارم. همان‌گونه که اشاره فرمودید، تلاش کرده‌ام کارهای انجام‌شده و وقایع مرتبط را از قلم نیندازم. از آن‌جا که خواسته یا ناخواسته بار امانت نگارش و ثبت بخشی از وقایع تاریخی قرن چهاردهم بر دوش اینجانب نهاده شده است، خود را موظف می‌دانم آنچه رخ داده را با دقت و امانت‌داری تقریر کنم تا حقی از کسی ضایع نگردد. از ابتدا نیز کوشیده‌ام نوشتارم مبتنی بر واقعیت و به دور از اغراق، جانبداری و حُب‌وبُغض باشد.
اما در خصوص پرسش شما؛ بله، متأسفانه در موارد متعددی افراد غیرمسئول در امور شوراهای محلی دخالت می‌کنند؛ نه از سر دغدغه منافع عمومی روستا یا شهر، بلکه عمدتاً در راستای صیانت از منافع شخصی و جناحی خود. این اتفاق نامیمون هم در دوره مسئولیت بنده و هم در مورد آقای دباغیان به‌وضوح رخ داده است. دلایل برکناری خود را پیش‌تر در سلسله نوشتارها توضیح داده‌ام و تشریح کرده‌ام که چگونه، توسط چه افرادی و از کدام جریان‌ها این مداخلات صورت گرفت؛ تا جایی که برخی برای تحقق هدف خود ماه‌ها دوندگی کردند و نهایتاً پس از حدود هشت ماه به مقصودشان رسیدند.
لازم به یادآوری است که مطابق قانون، انتخاب و عزل شهردار در شهر و دهیار در روستا از اختیارات قانونی اعضای شورا بوده و با رأی اکثریت آنان انجام می‌پذیرد. با این حال، پرسش اساسی حضرتعالی که بخوبی طرح کرده اید؛ که چگونه می‌توان این نقص ساختاری را کاهش داد؟ تا دهیار یا شهردار از حداقلی از ثبات مدیریتی برخوردار باشد؟ و کمتر در معرض فشارهای بیرونی قرار گیرد؟
به باور بنده، مؤثرترین راه برای جلوگیری از دخالت افراد غیرمسئول و حتی مهار زیاده‌خواهی برخی اعضای شورا، الگوگیری از تجربه کشورهای توسعه‌یافته است؛ کشورهایی که در آن‌ها شهردار و دهیار با رأی مستقیم مردم انتخاب می‌شوند. این شیوه، ضمن افزایش مشروعیت مدیر اجرایی، امکان اعمال نفوذهای پشت‌پرده را به حداقل می‌رساند.
در مجموع، همان‌گونه که مستحضرید، برگزاری انتخابات در غیاب یک نظام حزبی واقعی، یکی از اشکالات بنیادین ساختار سیاسی کشور ماست؛ اشکالی که نه‌تنها در مدیریت شهری و روستایی، بلکه در سطوح کلان نظام، از ریاست‌جمهوری گرفته تا مجلس شورای اسلامی، همواره چالش‌برانگیز بوده و در نهایت خسارت‌های فراوانی را به کشور عزیزمان ایران تحمیل کرده است. شرح تفصیلی این موضوع در این مجال نمی‌گنجد، وگرنه می‌توان دلایل و مصادیق فراوانی را در این خصوص برشمرد.
در پایان، بار دیگر از توجه، دقت نظر و لطف شما صمیمانه سپاسگزارم.
بااحترام 
جعفر آهنگر دارابی 
۲۹ آذر ۱۴۰۴

جواب آقامحمد دباغیان به من:
درود و سلام‌فراوان ...
امید وارم که سر حال و غبراق باشید ...
ممنونم از اظهار نظر شما نکته خوبی را اشاره کردید البته با این تفاوت که نفوذ ورایزنی شوراها سبب بر کناری اقا جعفر شد ولی من بنده ماموریتم پایان یافت و دوره من تمام شد وازطرف شورای جدید عدم همکاری زده شد. در هر صورت در این زمینه ها بحث زیاده محور مد نظر عده ای به اصطلاح بزرگ یا ذی نفوذان مسائل اجرایی و عمرانی هیچ وقت نبوده و نیست بلکه مسائل حاشیه ای و جاه طلبی و سهم خواهی میباشد ...در هر صورت ممنونم از شما بایت طرح موضوع.....

،،
سلام و سپاسگزارم محمدآقا
توضیحاتت آن چنان فنی بود همه‌چی دستگیرم شد. درود و ارادت. سلام برسان منزل.

چای و ایرانی ها
نوشته ی دامنه:

معمولاً ایرانی‌ها راه می‌روند چایی می‌نوشند!

معمولاً ایرانی‌ها بیدار می‌شوند چایی می‌نوشند!

معمولاً ایرانی‌ها سیگار می‌کشند چایی می‌نوشند!

معمولاً ایرانی‌ها قلیان می‌کشند چایی می‌نوشند!

معمولاً ایرانی‌ها از حموم آمدند چایی می‌نوشند!

معمولاً ایرانی‌ها قهر می‌کنند چایی می‌نوشند!

معمولاً ایرانی‌ها بیکار می‌شوند چایی می‌نوشند!

معمولاً ایرانی‌ها خسته می‌شوند چایی می‌نوشند!

معمولاً ایرانی‌ها کنار هم جمع شدند چایی می‌نوشند!

معمولاً ایرانی‌ها تا غذا می‌خورند چایی می‌نوشند!

معمولاً ایرانی‌ها صبح ظهر عصر شو چایی می‌نوشند!

معمولاً ایرانی‌ها بین‌راه مسافرت چایی می‌نوشند!

معمولاً ایرانی‌ها تشنه شوند جای آب چایی می‌نوشند!

معمولاً ایرانی‌ها سماور و کتری ببیند چایی می‌نوشند!

معمولاً ایرانی‌ها در پذیرایی چایی می‌نوشند!

معمولاً ایرانی‌ها پیش از غذا چایی می‌نوشند!

معمولاً ایرانی‌ها قرص خوردند چایی می‌نوشند!

معمولاً ایرانی‌ها غُصه خوردند چایی می‌نوشند!

معمولاً ایرانی‌ها تکیه رفتند چایی می‌نوشند!

معمولاً ایرانی‌ها مجلس ختم رفتند چایی می‌نوشند!

معمولاً ایرانی‌ها فکر سرشان زد چایی می‌نوشند!

معمولاً ایرانی‌ها کتاب بخوانند چایی می‌نوشند!

معمولاً ایرانی‌ها رانندگی بکنند چایی می‌نوشند!

معمولاً ایرانی‌ها کمی اندوه به دل بگیرند چایی می‌نوشند!

معمولاً ایرانی‌ها وقت بخواهند بگذرانند چایی می‌نوشند!

معمولاً ایرانی‌ها قصه بگویند و کف‌کتله کنند چایی می‌نوشند!

معمولاً ایرانی‌ها شیرنی و شکلات و قند و حلوا گیر بیارند چایی می‌نوشند! اگر ادامه دهم تا چاچ می‌رود. من هم اهل چای هستم و اگر گیر بیاد اهل علاقه به نسکافه و قهوه غیرتلخ هم می‌باشم با ااِت سِسکه شیرنی یا شکلات و سوهان. قم هم همچنان باران. رفتم سراغ چای و نعلبکی و اِسکان. ۲۶ آذر ۱۴۰۴ چهارشنبه. دامنه

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
Qalame Qom : سایت دامنه‌ی داراب‌کلا ، ابراهیم طالبی دارابی ، مازندران، ساری، میاندورود
آرشیو مطالب
Designed By Erfan Edited By Naghl Powered By Bayan