دامنه‌ی داراب‌کلا

قم ، مازندران ، ساری ، میاندورود

دامنه‌ی داراب‌کلا

قم ، مازندران ، ساری ، میاندورود

دامنه‌ی داراب‌کلا

Qalame Qom
ابراهیم طالبی دارابی (دامنه)
قم، مازندران، ساری، میاندورود

پیام مدیر
نظرات
موضوع
بایگانی
پر پسند
پر بحث

متن های دامنه در گروه معارف تشیع

جمعه, ۷ دی ۱۴۰۳، ۰۹:۳۹ ق.ظ

خدابَس

متن ۱

در لرستان وقتی چند دختر پشتِ هم متولد می‌شد، می‌گفتند: «خدابَس». اسم آن دختر آخری را می‌گذاشتند خدابَس. یعنی دختر، بس است خدایا، پسر به ما بده. علت روشن است: بلاد لرستان، پسر برای گله‌داری، کشاورزی و کارهای کوهستانی اهمیت داشت لذا خدا را دخیل می‌گرفتند. نتیجه هم بگیرم: باور به خداوند متعال در مردم دیار دیرین ایران، ریشه دوانیده. به نظر من، مذهب، اخلاق، اجتماع، با هم، بالا می‌آیند یا متأسفانه ممکن است پایین بروند.

 

یادآوری به رسم ادب: امروز جناب حجت حجت الاسلام حاج شیخ احمد باقریان، مرا به این تالار تشیع دعوت کردند، با اجابت به این بذل محبت و ابراز امتنان، امید است زیانبار نباشم. بسیار خوشایند است که ایشان این جا را به گروه فکری تبدیل کردند که همه‌ی اعضا حق نگارش و نگرش دارند. ۲۷ ، ۹ ، ۱۴۰۳.

 

 

کمک غیب

متن ۲

از استاد مطهری متفکر شهید این طور (ر.ک: ص ۷۰ امدادهای غیبی در زندگی بشر) آموختم که کمک غیبی، دست‌کم در دو صورت، عمل می‌کند: یا فراهم‌شدنِ شرائط موفقیت، یا به صورت الهامات و روشن‌بینی‌ها. بنابرین؛ میان امدادهای غیبی با واقعیت‌های طبیعی، مرز باریکی است و انسان باورمند، این تشخیص را باید در خود فعال نگه دارد. ۲۸ ، ۹ ، ۱۴۰۳.

 

 

فضلیتِ اُلفت

متن ۳

غیاث‌الدین (امیرمنصور دشتکی شیرازی) چندین جلد کتاب نوشت، مِن‌جمله تفسیر سوره‌ی هل اتیٰ و همچنین کتاب مهم «اخلاق منصوری». او در شرح اُلفت (در ص ۵۰ اخلاق منصوری) سخن نغزی دارد که به نظر من عصر ما بدان به‌فوریت نیازمند افتاد. «اُلفت، اتفاق رأی همگان است در تدبیر معیشت.» همین و بس! ۲۹ آذر ۱۴۰۳.

 

 

نمودار رشد روحی

متن ۴

معمولاً برای رشد جسمی (=فراز و فرود) نمودار درست می‌کنند اما برای رشد روحی، نه. معنویت نباشد، جسمیت و جنسیت رو به نقص می‌رود. زیرا خداوند متعال جوهره‌ی وجود همه‌ی چیزها هست. ۷ دی ۱۴۰۳.

 

 

روحانیت و ضدیت با مقتضیات زمان

متن ۵

با آن که مقتضیات زمان امری بدیهی است و روحانیت برداشت‌های خود را به ستیز با آن نباید ببرد، اما این طور خود را نمایانده که مقتضیات زمان دشمن‌شان است، این است که نمی‌توانند برداشت نوگرایانه داشته باشند. بسیاری‌شان حتی نوزایی و نوگرایی را مساوی زندقه! می‌گیرند. روحانیت در اثر ضدیت با مقتضیات زمان، یقین داند که خود را قافله‌ی زمان عقب نگه می‌دارد.

 

 

از شخ حُرّ عاملی بیآموزیم

متن ۶

محدّث حُرّ عاملی -که به قول آقای کریم فیضی «تسلط قاهرانه» به فقه داشت- در کتاب جواهر السنة تأکید داشت خوانندگانش همواره به «جوششگاه احادیث» توجه داشته باشند. بلی؛ درست است، باید محل جوششّ حدیث‌ها را جست‌وجو کرد، سپس شرح و نشرش داد، عین شأن نزول در وحی‌ها ۹ ، ۱۰ ، ۱۴۰۳.

 

 

نزاع

متن ۷

هراکلیت در بیش از ۲۵۰۰ سال پیش گفته بود «نزاع، مادر پیشرفت‌ها است.» به نظر می‌رسد چنین چیزی دست‌کم در ایران اکنون ما جریان ندارد. مثال مهیا دارم: روزگاری آیت الله العظمی بروجردی برای گربه‌ی استاد قدیمی خود، احترام قائل بود. اما اکنون چه؟ بگذرم!

 

 

مربّی نفوس

متن ۸

آقای حجت الاسلام رسول جعفریان کتابی دارد به اسم «برگ‌هایی از تاریخ حوزه‌ی علمیه‌ی قم» که در ص ۸۸ آن از قول یکی از گزارش‌نویسان علمی حوزه در سال‌های دور، نقل کرده است «تربیت‌یافته‌های حوزه مربّی نفوس هستند.» خواستم بدانم آیا واقعاً هستند هنوزم؟! چون همان گزارش‌نویس حوزه‌ی سال‌های دورتر، آوُرده بود علمای حوزه هستند که می‌دانند «پیچ‌ومهره»ی اجتماع از کجا و به چه علت دارد شُل می‌شود.

 

 

سازگاری با رهنمودهای الهی

متن ۹

خانم دُنیز ماسون در ص ۸۴۶ کتابش «قرآن و کتاب مقدس» با ترجمه‌ی خانم فاطمه‌سادات تهامی، معتقد است کارهای نیک یعنی هر کاری که «سازگاری با رهنمودهای الهی» داشته باشد.

 

 

اثر کتاب تهافت

متن ۱۰

برخی از فیلسوفان ایران مطرح کردند که طی ۱۰۰۰ سال در کشورهای عربی حتی یک فیلسوف به وجود نیامد. آقای غلامحسین ابراهیمی دینانی در کتاب خود «سرشت و سرنوشت» مندرج در ص ۱۸۲، علت این را وجود کتاب «تهافت الفلاسفه» ابوحامد غزالی می‌داند. غزالی با آن که ایرانی‌ست اهل طوس، اما در جهان عرب محبوبیت دارد. وی به صورت مطلق نخستین کسی است که «حجت‌الاسلام» خوانده شد.

 

 

روح ایرانی

متن ۱۱

استاد مرتضی مطهری شهید متفکر و آیت الله، در ص ۱۰۹ کتاب «خدمات متقابل اسلام و ایران» تصریحاً گفته است اسلام که «ایرانیان تدریجاً آن را پذیرفته‌اند»، با «روح ایرانی سازگار بود و جاذبه داشت.»

 

خواستم گفته باشم هم آن سازگاری و جاذبه را و هم آن روح ایرانی را این زمانه می‌بایست نگه می‌داشت، که البته پژوهش نیاز است که نگه داشت؟، یا نداشت؟ تقویت شد؟ یا به تضعیف گرایید؟ به نظر من همه -به‌ویژه هر کجا دین و علم دین می‌آموزند و می‌آموزانندـ نیازمند این پژوهش هستند.

 

 

محدّث و قطع و قحطی آن

متن ۱۲

نقل است سلمان س محدّث امت پیامبر اکرم ص است. شخص پیامبر اکرم ص سلمان س را محدّث امت خود خواند. در ص ۳۲۴ کتاب «سلمان فارسی استاندار مدائن» اثر احمد صادقی اردستانی مستند از ص ۲۶۹ کتاب «نفس‌الرحمان» خواندم که وقتی معنی محدّث را از پیامبر اکرم ص پرسیدند، فرمود: «کسی است که از آنچه از نظر مردم پنهان است و بدان احتیاج دارند، خبر می‌دهد.» نقل است آن پیامبر ختمی‌مرتبت افزود: «و علمی که در قلب محدّث قرار دارد، از علم من سرچشمه می‌گیرد.»

 

راستی حوزویان و سایر پژوهشگران تالار معارف تشیع برای من سؤال است، چرا دیگر محدّث نداریم! و قطع شد و قحطی سراغ بشر آمد. این قِسم فقر، فَقد تئوریک را دامن می‌زند؛ ولو کم. و کم‌کم. بگذرم.

 

 

عملِ اَعفٌا و عملِ اَسخیا

متن ۱۳

خواجه نصیرالدین طوسی در «اخلاق ناصری» در صفحات ۱۳۰ و ۱۳۱ از عملِ اَعفٌا (=عفیفان، پاکدامنان) و عملِ اَسخیا (=سخاوتمندان، بخشندگان) صحبت می‌کند. از شرحش بگذرم. اما در همان اثر دعایی دارد مندرج در ص ۲۸۰ که به نظرم خیلی ژرفا و پهنا دارد. عین دعای خواجه نصیر بدون دخل و تصرف:

 

«خدای -تعالی- همگِنان را توفیقِ اکتساب خیرات و اقتنای حسنَات کرامت کُناد و بر طلبِ مرضَات خود حریض گرداناد. انهُ الّطیف المُجیب»

 

من این کتاب را ۲۲ فروردین ۱۴۰۲ که شب قدر ۲۱ ماه رمضان بود، برای احیای شب مطالعه و یادداشت‌برداری کردم. حقیقتاً و تأسفتاً در ایران کتاب هر چه از گذشته‌تر است، غنی‌تر است. دعاها هم عالی‌مضامین‌تر. الآنه، دعای روی منبرها اغلب چاپلوسی و لقلقه‌ی لسانی است! فروکش تا کی؟! ۱۶ دی ۱۴۰۳ قم.

 

 

علوم دینی

متن ۱۴

استاد مرتضی مطهری شهید متفکر و حقیقتاً و تحقیقاً «آیت الله» در کتابش "ده گفتار" ص ۴۰ برین نظر بود هر علمی که "به حالِ اسلام و مسلمین، نافع است و برای آن لازم است" آن را باید از «علوم دینی» بر شِمُرد. درود. ۱۷ دی ۱۴۰۳ قم.

 

حکمت کمال اعتدال

متن ۱۵

میر غیاث‌الدین امیرمنصور دشتکی شیرازی در کتاب «اخلاق منصوری» خود ترجمه و تصحیح محمدمهدی باقی در ص ۴۸ و ۵۰ از حکمت و صداقت تعریف عجیبی می‌دهد. حکمت را کمال قوه‌ی عقلی و اعتدال معرفی می‌کند و از صداقت این سخن را سر می‌دهد: «صداقت مایه‌ی رساندن هر نیکی است».

 

باید پرسشگرانه خواست که آیا روحانیت حوزه‌ی علمیه‌ی ایران که همدست و متحد و تئوری‌پرداز «جمهوری اسلامی ایران» است، در درون قدرت، واقعاً این نوع از حکمت و این طرز از صداقت را می‌ورزد؟! متن من سؤال نیست، اشکال است که دامن آنان را از دید ملت، فرا گرفته.

 

مذهب آیا پایدار می‌مانَد؟

متن ۱۶

نویسنده‌ی کتاب "سالک صلح" -که یک زن ناشناس آمریکایی است- در ص ۲۲۲ می‌گوید «مذهب پایدار می‌مانَد چراکه بیانگر احساسات عمیق یک زندگی بهتر برای همه‌ی انسان‌هاست.»

 

نکته: روحانیون حوزه آیا کتاب نویسندگان جهان را هم می‌خوانند! چون می‌بینم بسیاری‌شون غرق مسائل فقهیِ به‌دور از مشکلات نوین، هستند و این، ممکن است کاری با آنان کند که وقت را به بطالت کشانَد.

 

کند و کاوِ عقلانی، نه!

متن ۱۷

من از خود نه، که از  کتاب "درباره‌ی تصوّف" اثر ویلیام چیتِک (عرفان‌پژوه و ابن‌عربی‌شناش آمریکایی و شاگرد مرحومان: آیت الله سید جلال‌الدین آشتیانی، بدیع‌الزمان فروزانفر، سید جعفر شهیدی و تحصیلکرده در ایران) از روی نسخه‌ی برگردان فارسی آقای محمدرضا رجبی در ص ۶۷ش خواندم «در تصوف، ادراک خیالی مهم است، نه کَند و کاوَ عقلانی.» و حتی دو صفحه‌ی بعدش نوشته است که «ابوبکر (خلیفه‌ی نخست اهل سنت) گفته است: «عجز از ادراک، ادراک است.»

 

باید کاوید که آیا مجامع علمی و مذهبی ایرانِ اکنون، به کَند و کاوِ عقلانی رو آورده‌اند، یا نه همچنان باید شعر مولوی بلخی را به یادها آوَرد و زمزمه کرد: «مر مرا تقلیدشان بر باد داد / که دو صد لعنت بر آن تقلید باد» ۲۱ ، ۱۰ ، ۱۴۰۳ دامنه‌ی توحید.

| لینک کوتاه → qaqom.blog.ir/post/2556
موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴۰۳/۱۰/۰۷
ابراهیم طالبی | دامنه دارابی

بیشتر بدانید

نظرات (۱)

سلام علیک
جناب آقای طالبی
نقد جنابعالی فی الجمله درست است
ولی
با اجازه تعلیقه ای بر فرمایش جنابعالی تقدیم کنییم
آنچه درباره دیدگاه روحانیت فرمودی در زمان کنونی بسیار اندک است
غالب روحانیون با مقتضیات زمان ضدیتی ندارند به ویژه آنانکه درس خوانده و عالمان فرزانه اند.
احمد باقریان ساروی
پاسخ مدیر دامنه ::
،،
پاسخ باشد سر فرصت.
جناب مستطاب حاج شیخ احمد باقریان سلام
با افزوده‌ی درست و منطقی شما بر متنم، کاملاً موافقم. یقیناً و باوراً، هستند شماری از آنان که درست می‌اندیشند و با نکته‌ی شما وفق دارند. قید متن من در استخدام لفظ «بسیاری‌شان» باور مرا به وجود استنثا در میان این صنف محترم و مشرّف، حمل می‌کرد. سپاس از آن بزرگوار محتشم. ممنونم. دامنه.

جواب جناب باقریان:

سلام علیک
جناب آقای طالبی
با تشکر
بنا براین عرایض بنده را به عنوان شرح بر فرمایشتان تلقی فرمایید


جناب حاج شیخ احمد باقریان سلام
پوزش افتادم وسط مباحث‌تان.

مطایبه: زن‌ذلیلی لابد ازین دو علت، بُرون نیست.

۱. خواستگاری (=خواهش برای ازدواج) از سوی مردان است.

۲. تقاضاهای بعدی امور آن‌چنانی! هم، علی‌الاَعَم، از سوی مردان.

پس، لازمه‌ی زندگی و عیش! زن‌ذلیلی! است وگرنه، عیش، می‌شود غَیب و ایضاً غَیظ. و کظم غیظ هم متاعی شد مفقود!


ادامه متن های دیگر در آن گروه

سلام علیک
جناب آقای طالبی
مثال معروف است (عدم الوجدانء لا تدل علی عدم الوجود) (چیزی را نیافتن دلیل بر وجود نداشتن نیست).همان سلمان در زمان حیات خود و در زمان خلفای غاصب مهجور بود و جامعه برای او ارزش قایل نبود  الـآن صحیح بخاری را نگاه کن از ابو هریره حدود چهار صد حدیث نقل کرد ولی از سلمان چند حدیث دارد؟ این سلمان بود که به اهل سقیفه با زبان فارسی می گفت (کردید و نکردید). ولی کجا بود گوش شنوا؟ و کجا بود آن معرفت جامعه به او؟ در این زمان هم قطعا حجتهایی نا شناخته مانند سلمان هستند ولی ما آنان را نشناختیم چون دوستدار نام و مقام و اسیر دنیا نیستند تا جلوه گری کنند علی علیه السلام در وصف صالحان فرمود ( أُولَئِکَ الْأَقَلُّونَ عَدَداً وَ هُمْ أَهْلُ صِفَةِ اللَّهِ سُبْحَانَهُ إِذْ یَقُولُ- وَ قَلِیلٌ مِنْ عِبادِیَ الشَّکُور) [خطبه ۱۹۱ نهج البلاغه] 

سلام تالار گفتگوی گروه معارف تشیع
من از ۲۷ آذر همین امسال توسط استاد حاج شیخ احمد باقریان به این گروه محترم دعوت شدم. خرسندم به این دعوت که تالار با ایشان تدبیر و مدیریت می‌شود. هرچند انتظارم این بود، درین گروه میان اعضا مباحثه در می‌گیرد که نافع‌تر از هر سبک و سیاق است، اما با این وجود، وظیفه‌ی خود بپنداشتم من هم درین صحن، حرف بزنم. زدم. که امروز تمام آن ۱۶ نوشته‌ام را یکجا در دو پست ارسال می‌کنم. امید است نافع حرف زده باشم، که دعوت شدیم از بزرگان دین که به علم نافع رو آوریم. با نهایت احترام و تقدیر از استاد باقریان که درین سن و سال، از کارِ علمی باز نمی‌نشیند و شایسته‌ی تحسین‌اند.
۲۰ دی ۱۴۰۳
ابراهیم طالبی دارابی دامنه

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">