قلم قم دامنه دوّم

جان، جهان، ایران، انسان، ادیان، قرآن، ایمان، عرفان

۴۵ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «مهندس عبدی» ثبت شده است

چه کسی پول می گیرد تا دروغ بگوید؟

 

درس هایی از بهلول

 

(زندگینامۀ بهلول: اینجا)


 

ارسالی مهندس محمد عبدی سنه کوهی

 

 

کسی که سخنانش نه راست است و نه دروغ

 

*فیلسوف است*

 


کسی که راست و دروغ برای او یکی است،

 

*چاپلوس است*
 

 

کسی که پول می گیرد تا دروغ بگوید،

 

*دلّال است*
 

 

کسی که دروغ می گوید تا پول بگیرد،

 

*گدا است*
 

 

کسی که پول می گیرد تا راست و دروغ را

تشخیص دهد،

 

*قاضی است*
 

 

کسی که پول می گیرد تا راست را دروغ

و دروغ را راست جلوه دهد،

 

*وکیل است*
 

 

کسی که جز راست چیزی نمی گوید،

 

*بچه است*
 

 

کسی که به خودش هم دروغ می گوید،

 

*متکبر است*
 

 

کسی که دروغ خودش را باور می کند،

 

*ابله است*
 

 

کسی که سخنان دروغش شیرینست،

 

*شاعر است*
 

 

کسی که علی رغم میل باطنی خود

دروغ می گوید،

 

*همسر است*
 

 

کسی که اصلا دروغ نمی گوید،

 

*مرده است*
 

 

کسی که دروغ می گوید و قسم هم می خورد،

 

*بازاری است* 
 

 

کسی که دروغ می گوید و خودش هم نمی فهمد،

 

*پُر حرف است*
 

 

کسی که مردم سخنان دروغ او را راست می پندارند،

 

*سیاستمدار است*
 

 

کسی که مردم سخنان راست او را دروغ می پندارند

و به او می خندند،

 

*دیوانه است*
 

بهلول در شهر کوفه دیده به جهان گشود و نام اصلی اش وهَب است
 
 
دامنه: کسی که مثل باد جابجا می شود تا انباشت! و انبار کند، آدمِ چاپلوس است.
 
۱۸ مرداد ۹۷ ، ۰۶:۱۶ ۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |
يكشنبه, ۱۴ مرداد ۱۳۹۷، ۰۷:۴۷ ق.ظ دامنه |
لفی خسر را چگونه معنا کنم؟

لفی خسر را چگونه معنا کنم؟

یخ فروش و فخر رازی

 

پست 6638. تهیۀ مهندس محمد عبدی سنه کوهی: ارتباط با خدا. فخر رازی از مفسران قرآن کریم می‌گوید: مانده بودم «لفی خُسر» را چگونه معنا کنم. از بس فکر کردم خسته شدم و با خود گفتم بروم سراغ سوره‌های دیگر تا فرجی شود. نقل میکند روزی گذرم به بازار افتاد و دیدم کسی با التماس فراوان به مردم می‌گوید: مردم رحم کنید به کسی که سرمایه اش در حال آب شدن هست و داره نابود میشه،

 

 

نگاه کردم دیدم او یخ فروش است یک قالب یخ آورده، هوا هم گرم است و یخ هم در حال آب شدن،و او التماس می‌کند از مردم که از من یخ بخرید. من معنای «لفی خسر» را در سوره عصر از این یخ فروش فهمیدم. ما هم لحظه به لحظه یخ زندگیمان در حال آب شدن است اما قدر این نعمتها و فرصت های ناب را نمی دانیم و درک نمی کنیم. مگر زمانی که دیر می شود و جز افسوس کاری از ما ساخته نیست.

 

 

پاسخ دامنه

به نام خدا. سلام مهندس. بسیارظریف بود. نیز بسی لطیف. از آفات فراوان و تو در توی غافلان یکی این است در قرآن پناه ندارد! که به نظرم قرآن مخزن دفعِ آلام و رفعتِ آرمان است. به تعبیر دیگرم، قرآن قرارگاه افزودن تأمُّلات و زدون تألُّمات است.

۱۴ مرداد ۹۷ ، ۰۷:۴۷ ۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

استدلال و منطق و آثار بحث های آزاد

مهندس عبدی و شیخ غلامی

پست 6619


مهندس محمد عبدی سنه کوهی: سلام بنده حقیر به جناب حجت الاسلام غلامی عزیز. به احترام مقام روحانیت اصیل که فصل الخطاب امثال ما هستند و حفظ شان آنان بر امثال بنده واجب بر نظرشان احترام گذاشته و محاجّه نمی کنم.

 

 

اما یک نکته را عرض نمایم که اصولا عصبی و ناراحت بودن و با عصبانیت قلم زدن را حداقل بنده انقلابی گری نمی دانم چرا که در غلیان عصبانیت چیزی که حاکم بر سرشت آدمی است احساس است و از دید بنده احساسی بودن انقلابی گری نیست و باید در محیطی بدون توهین و تشر و عصبنیت متون انقلابی با استدلال حق و حقیقت نوشت نه کتمان تاریخ.

 


اما اگر از دید شما و دوستان، انقلابی گری و انقلابی بودن یعنی غلیان احساسات و عکس العمل در اوج احساس بنده تسلیم و دیگر حرفی ندارم اما اینکه سکوت شما در برابر اتهامهای متنوع دوست و برادر کبلاقا ابراهیم به عنوان قضاوت عدالت طلبانه مورد انتظار بوده و هست . موفق باشید و پایدار

 

 

حجت الاسلام محمدجواد غلامی دارابی: درود بر شما جناب مهندس عبدی عزیز. من در پاسخ های آقای طالبی (اینجا) (اینجا) (اینجا) عصبانیت و یا توهین ندیدم، ضمناً با شما موافقم که انقلابی گری باید همراه با استدلال و منطق باشد.

 

احساس می کنم در جواب ایشون هم همین اصول رعایت شد، البته در مقام داوری عادلانه بین نظر جناب عالی و جناب دامنه نبودم بلکه با جواب های ایشون موافقم. برای جناب عالی آرزوی توفیق روز افزون دارم.

 

 


دامنه: سلام جنابان آقای شیخ غلامی و  مهندس عبدی. من از شما جناب شیخ، بابت توجه دادن به جناب عبدی به سیر منطقی پاسخِ دامنه، ممنونم. شما را همیشه انسانی منطقی و روحانی یی بافضل و کمالات یافته ام. در این بحث نیز، رأی جناب عالی را صائب می دانم.

 


درود بر شما و مهندس محمد عبدی که همیشه حرف حق را پس از بررسی، نهایتاً می پذیرد و این؛ از حُسن خُلق این رفبق گرامی مشترک مان است. بحث های جدّی همیشه به دعواها شباهت دارد ولی مثل فرهنگ زیبای طلبگی، پس از مباحثۀ چالشی و داد و قال، با یک استکان چای، پایان می یاید. مهم آن علم و آثاری ست که از میان بحث ها ساطع می گردد. پایان.

۰۸ مرداد ۹۷ ، ۰۵:۰۶ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۱
دامنه |

پس بگو یزید ملعون دیوان شعر داره!

بحث درگرفته برسرِ رضاخان خائن


توضیح: به نام خدا. میان دامنه و جناب مهندس عبدی سنه کوهی دوست صمیمی من، بر روی پست «غربی سازی ایران به امر رضاخان» (اینجا) بحث آزاد و جدّی و اعتقادی درگرفته. من از سه انسان شریف، اهل علم و دانش، اندیشمند و نیز دارای سابقۀ درخشان انقلابی، دیشب کسب اطلاع کرده ام، جوابم به آقای عبدی _دوست اهل قلم و فاضلم_ هم درست و هم بجا بوده است و یکی از آن بزرگوارانِ خیلی محترم و دانشمند، پاسخم را این گونه توصیف کرده اند: «ما شاء الله، بسیار منطقی و مستدل و محکم جواب دادی.» که آن دو عزیز دیگر نیز قریب به این نگاشته اند. آنچه در زیر می خوانید، دو فراز این بحث روی داده، میان من و جناب عبدی در دیروز است.

 

 

مهندس محمد عبدی سنه کوهی: سلام کبلاقا جان. من هم با نظر جناب دکتر دهقان [در ذیل همان پست کامنت اول] تند و البته یک جانبه گرایانه افراطی و خیلی خیلی یکسویه، موافقم. و از وقتی [=صرف زمان] که برای خواندن چنین مطالب یکسویه و منفی بافانه ای اختصاص دادم از درگاه خدا عذر می خواهم.همین.

 


به نظرم حتی با دشمنت هم باید جانب عدالت و حقگویی را رعایت کرد تا نباید انصاف را دور داشت اگر طالب حقیم و پیرو راستین حضرت علی(ع). موفق باشید.

 

 

جواب دامنه

 


دامنه: سلام مهندس. دقیق بگو کجای پست من آن افراط را مشاهده می کنی؟ نصیحت مرا برای نخستین بار بشنو رفیق: در بیان حق، و نفی باطل، دَم از رفتاری نزن که متّهم بشی، وسطِ حق و باطل گیر کرده ای.

 


از این که با خواندن پستی از دامنه، وقت خود را گناه تلقی کرده ای و آن گونه به من تاخته ای، شما را دعوت به تغییر نگرش، بلکه فرا می خوانم تحمل تفکر و آراء دیگران را داشته باش. منتظر متن های مهمترم دربارهٔ این جرثومه فساد و قاتل شهید مدرس [رضاخان میرپنج] باش.


فکر می کردم که رضاخانِ مفلوک ستمگرِ زندانِ قصر ساز و توقفگاه عدلیه! ساز، دوستانی جدید یافته است؛ اما هرگز نمی دانستم حتی تا نزدیکی عبدی نیز افق ساخته است.

 


بازم خدا را شاکرم در موضع گیری حق و نقد و نفی باطل، از کسی، از هیچ کسی، اجازه و دستور نمی گیرم. و برای خوشآیند عده ای ایمان و اعتقادم را بزَک نمی کنم و یا پوشش نمی زنم. و نفاق و دو دری دو روزنه ای بودن نمی ورزم. آرزو می کنم همیشه در نفیِ باطل، تردید و دودلی نکنی. تبرّا و تولّا را کمی مطالعه و رفتارِ خود کن. سپاس رفیق.

 

 

 

جواب مجدد عبدی


مهندس محمد عبدی سنه کوهی: سلام مجدد رفیق شفیقم. نگاه و برداشت من و شما از تاریخ و واقعیت های منتهی به انقلاب و بعد از آن به شدت با هم تفاوت دارد. احساس می کنم شما بیشتر حق و باطل را قاطی دیده باشید تا بنده و امثال بنده دچار تردید در حق و ناحق شده باشیم. سفید و سیاه دیدن یکسویه به نظرم موجب خسران و البته در جای خودش گسل عظیمی می شود که زلزله غیر قابل کنترل و لرزان بوجود می آورد .

 

 


بله در طاغوت و ناحق بودن بسیاری از موارد برشمرده در مورد حکومت دیکتاتوری پهلوی قطعا وجود دارد و بنده و امثال بنده با تنفر از آن یاد می کنیم اما نادیده گرفتن تمامی حقایق و پیشرفتها و البته آبادانی ایران را نباید اینگونه یکسویه و تندمزاجانه نفی و طرد نمود چرا براساس قانون فیزیک هر عملی را عکس العملی مساوی با آن ولی در خلاف جهت آن و دور نیست

 

 

این رفتار بسیار خصمانه و نفی کنندگی شدید شما با نفی شدید به مراتب قوی تر مردمان همین دیار مواجه و آنگاه به یاد حرف و تحلیل امثال بنده بیفتید کما اینکه آثار و لرزه هایی از نافرمانی مدنی مردمان این ملک و ممکت را به وضوح در جامعه می توانی ببینی برادر.

 

 

از کشف حجاب علنی خانواده ها حتی در منطقه و محل من و شما تا جاهای به اصطلاح باکلاس لب دریاها و چشمه سارها و ویلاها و نیز تجاهر علنی به روزه خواری و دیگر و خالی شدن مساجد و اندک شدن شدید نمازگزاران و روزه بگیران و امثالهم.

 

 

جواب دامنه

 


دامنه: سلام مجدد مهندس رفیق. بر من روشن کنید کجای پست من افراطی ست؟ و تو از خواندن آن پیش خدا استغفار کردی! و حتی وقتِ خود را هدَرداده، تلقّی نموده ای.
 

 

من وکیل مدافع کار رضاخان فاسدِ سارق نیستم. اگر این گونه است: پس، بگو:

بگو معاویه از کُتّاب وحی بود؛
بگو مروانیان مسجد ساختند؛
بگو
یزید دیوان شعر داره؛
بگو سلجوقیان عمارات ها ساختند؛
بگو صفویان مسجد مدرسه بنا کردند؛
بگو بگو بگو... .

 

 

 

من دارم جنایات، خیانت ها و دزدی های رضاخان را می گویم، چه ربط داره بگویم راهن آهن ساخت، نصیب قوای متجاوز متّفقین به ایران شد! تو اگه خواستی، تعریف کن از دیکتاتور. و بگو. آزادی.

 


من هم آزادم و باید بگویم:

او زندان قصر ساخت؛
زندان توقفگاه عدلیه ساخت؛
عاشورا را ممنوع کرد؛
تعزیه را قدغن کرد؛
چادر را از سر مادربزرگان ما به زور و کُتک کشید؛
دزدی زمین کرد؛
عالمان را شلاق زد؛
زایران رضوی را قتل عام کرد؛

وعدۀ جمهوری! داد، سلطنت پهلوی ساخت،

کاشتۀ انگلیس بود مُهرۀ سوخته و برداشتۀ استعمار،

ووو... .

 

 

شما از کی داری دفاع می کنی رفیق بافکر من!؟ از یک خائن و دزد زمین؟ کجای متن من، تو را به سوز آورد؟ پس، امام خمینی چه گفت علیه رضاخانِ قاتلِ یک دندۀ لجباز فریبکار؟ [(اینجا) آوردم ذیلِ پاسخ به کامنت اول آقای دهقان] کمی هم  تحمل را تمرین کن.

 

این متن مجدد تو بی نهایت بی ربط است با پست من. بازم احترام تو را دارم. ولی تا نگی کجای متن من، تو را به مغفرت طلبی نزد خدا رساند، ول کن نیستم رفیق. خدا نگه دار.

۰۷ مرداد ۹۷ ، ۰۵:۵۷ ۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

مطالب و زوایای فکری دامنه نویسان

دربارۀ خاطرات شیخ مالک


به قلم مهندس محمد عبدی سنه کوهی: با درود و سلام محضر شما کبلاقا ابراهیم عزیز و دیگر دامنه خوانان و جناب حجت الاسلام آقا شیخ مالک عزیز.

 

 

 

سالروز میلاد با سعادت حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها و روز تکریم مقام دختران را تبریک و تهنیت عرض می کنم و  امیدوارم با تشرف به حرم عرض ارادت و سلام مخصوصم را محضر عمه عزیز ابلاغ فرمایید و نایب الزیاره باشید و التماس دعا که سعادت تجدید زیارت نصیب و روزی ماو تمامی علاقمندان و ارادتمندان خاندان عصمت و طهارت گردد.
 

 


سفرنامه های تبلیغی جناب اقا شیخ مالک را در (اینجا) با دقت همیشه پیگیرم و خیالشان راحت باشد که کوچک ترین مطلبی از دست دامنه خوانان عزیز رد نخواهد شد ولی رغبت در نوشتار و امکانات نوشتنی خیلی مهیا نیست که همیشه عکس العمل ذهنی در متن تداعی گردد و ارسال و پست.

 

 


ترسیم دیار زابل و زابلستان در استان سیستان هم برایم جالب توجه و عالی بود و خود تجربه مباحثه با برادران اهل سنت را داشتم و با ارادت یافتن به بارگاه امام رضا به اتفاق زیارت رفته بودیم در سالهای دور را هرگز از خاطر نخواهم برد. صفا و صمیمیت و مهربانی مردمان روستانشین را خوب توصیف نمودید. ازین نظر بی نهایت سپاس بهره می بریم.

 

 


خلاصه اینکه از تمامی مطالب و زوایای فکری دوستان در دامنه بهرمندیم و اخیراً هم از مطالب و مقالات استاد معظم جناب دکتر دهقان در (اینجا) هم بهره می بریم و از مطالب افزوده ایشان هم سپاسگزاریم و همیشه پیگیر مطالب و نظرات هستیم. موفق باشید دوستان.

 

 

پاسخ دامنه

 

به نام خدا. سلام من بر مهندس محمد عبدی. دامنه بی عبدی مگر می شه! ممنونم هر روز دامنه را می خوانی و وارسی می کنی و در صورت تشخیص در آن قلم می زنی. من خیلی هم از دامنه نویسان شریف ممنونم. روز خجسته میلاد حضرت معصومه بر شما و همهٔ دامنه خوانان مبارک.

 

 

من هم مانند شما مجموعه خاطرات تبلیغی  شیخ مالک را که در جای جای ایران زمین رفته اند، خواندنی و آرامی بخش می دانم. از وی ممنونم.

 

 

بله؛ گفت و گو با اهل سنت. که نه فقط نیاز است بلکه اساس شیعه هم بر وحدت و عدالت است. و پبوند همۀ انسانها علیۀ ستم و فقر و بی تقوایی. و نیز مجاهده برای احیای حق و نجات مستضعف. ممنونم از رفیق عبدی.

 

 

بله، جناب دهقان را می شناسم و شما هم به نیکی و بدرستی یاد کرده ای. همین فضا را دوست دارم. فضایی، بسیار احترام آمیز و دوستانه اما در نقد و بحث جدّی و آزاد و عالمانه. سپاس سپاس.

۲۴ تیر ۹۷ ، ۱۱:۱۱ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

عینک یکجانبه بینی انقلابیون پا به سن گذاشته

پاسخ عبدی به دهقان
 

به قلم مهندس محمد عبدی سنه کوهی: سلام به شما کبلاقا ابراهیم و جناب دکتر دهقان، اساتید محترم. با باز نمودن دامنه و مشاهده این پست (اینجا) مطلب ابتدا جا خوردم و سپس با باز نمودن لینکها (در این پست: اینجا) به قضیه پی بردم.

 

مهندس محمد عبدی سنه کوهی

 


البته اگر شناختی از خودم نداشتم و یک مقطع کوچک مطلب را می دیدم به خودم شک می کردم؛ اما برایم جالب است که شما بعد از چهل سال بعد انقلاب، برای پاسخگویی به نظرات فنی، متوسل به تخریب شخص می شوید. شخص محمدرضا شاه را کسی به تنهایی دفاعی ندارد که بکند. به فرض این همه گفته های شما درست، البته غصه آنجاست که در برابر او از کسی نام می برید که قیاس مع الفارق است و البته که حضرت علی (ع) بی نظیر دنیا و آخرت است.

 

 

[توضیح ضروری دامنه در لای متن جناب مهندس عبدی: آقای مهندس عبدی! ازنظرمن، جناب دکتر دهقان، در آن متن، هرگز، شاه، _این مردَک فاسد العقیده و مفسد فی الارض و خون ریزترین دیکتاتور ایران و بی عُرضه ترین مقام سیاسی در طول تاریخ ایران و آمریکایی ترین شاه کودتایی و جاه طلب ایران_ را با حضرت مولا امام علی (ع) مقایسه نکردند. او، علی _این اُسوه و قهرمان محرومین را_ استثناء کرد، نه مقایسه و قیاس؛ تا خوانندگان دامنه، توقّعات شان را از شاهان و حاکمان کم کنند و انتظار عدل و انصاف و دادگری از شاهان ستمگر و خودکامه نداشته باشند. پوزش جناب عبدی اگر وسط حرف شما پریدم. احساس تکلیف کرده ام. پایان سخن دامنه]

 

 


ادامۀ نوشتار جناب مهندس محمد عبدی: اما اگر مجموعه تیم اقتصادی حکومت سابق را تیم اقتصادی حکومت فعلی مقایسه کنیم هم به همین روال اصلا قابل مقایسه نیستند؛ چرا برنامه های توسعه ای قبل از انقلاب بر اساس کار کارشناسی دقیق و مطالعه و آزموده شده جهانی انجام شده بود و تقریبا بسیار کم نقص و حتی بی نقص. ولی آنچه تاکنون در این چهل سال داریم می بینیم همه آزمون خطای یکسری افراد بی تجربه و بی دانش و حتی نالایق دزد اختلاسگر است همین است که این کجا و آن کجا ...

 


آگر آنزمان یک اشرف پهلوی و یک هُژبر یزدانی بود امروز صدها و بلکه هزاران آقازاده و بابک زنجانی و فاضل خدادها هستند و حتی بسیاری ها سلطان شده اند سلطان شکر، سلطن دارو ، سلطان سکه و سلطان ارز و امثالهم.

 


ازین نظر همیشه هشدار داده و می گویم باید فکری اساسی کرد و عینک یکجانبه بینی انقلابیون پا به سن گذاشته را عوض کرد و به داد این نظام و انقلاب رسید تا از دست اختاپوسهای هزارچهره نجات داد. به امید آن روز. درود بر هر دوی شما و دیگر دامنه خوانان.

۱۹ تیر ۹۷ ، ۰۷:۵۲ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

کتاری و کتابی

زایش و زُدایش

 


به قلم مهندس محمد عبدی سنه کوهی: با سلام به شما کبلاقا ابراهیم عزیز. مبحث بسیار خوبی را (اینجا) باز نموده ای. چه جالب، زایش و زدایش.

 

مهندس محمد عبدی سنه کوهی

 

 

اینهایی که فرمودی، تبیین تئوریکی بسیار خوبی است و در این چهل سال انقلاب، تو مغزمان زیاد رفته و از نظر تئوریکی و بحث شناسی و به قول پدر خدابیامرزم «کتاری» خیلی خوبه، چونه ها گرم بیوفته خوبه. البته تبیین اینگونه مباحث برای جوانان مفید هست و ... .

 


در عمل و نتیجه رعایت زایش و زدایش انقلاب خودمان را که خون بهای شهیدان را شخصاً اصلا سر در نمی آورم و برای اینده این نظام بسیار احساس خطر می کنم خطری که می تواند خود، انقلابی دیگر باشد یا جنبش و نهضتی اصلاح طلبانه. اگر غیر از نسخه اصلاح طلبانه شما نسخه دیگری سراغ دارید برایم تبیین فرمایید.

 


جا زدن خود در بین ضلع سومی که بین اصلاحات و اصول گرا باشد، فعلا قابل فهم نیست. مگر اوایل انقلاب که روش امام خمینی ره بود و افکار مختلف را سر یک سفره می نشاند، اما هزاران دریغ و حیف که اکنون اثری از آن نیست و جایش را افتراق و انقطاع و انشقاق گرفته است و هر گروهی رأس کار می آید در دریای اختلاس و دزدی های قبیله ای و باندی خواه ناخواه غرق می گردد و بوی تعفُّن لجن دروغ و اختلاس تمام جامعه را در نوردیده است و دریغ از پالایش و پاکسازی و قاطعیت در برخورد !!!

 


حمله شما به اصلاح طلبان، هر چند انتقاداتی به بسیاری از آنها وارد است قابل فهم است و شما را درک می کنم فقط یک جمله عرض کنم اگر سرسختانه و بی منطق در دنیای جدید فقط مشغول بُرد موشکهایمان باشیم و ناشیانه و آزمون و خطا دل به انرژی هسته ای ببندیم و از رفاه و زندگی مردم غفلت کنیم و جیبهای اطرافیان و وابستگان به حکومت فقط پر باشد و سفره اکثریت ملت خالی دنیا این «وَل چو» را راست خواهد کرد.

 

 

اساسی آنوقت همان پا برهنگان و فقرا و مستضعفان یا سکوت خواهند کرد مثل ملت عراق و یا همراهی مثل ملت افغانستان. خدایا دور باد ازین ملک و مملکت. درود بر شما و روان پاک شهدای عزیز.

 

 

پاسخ دامنه

 

به نام خدا. سلام مهندس. صاف می روم روی اصل جواب. 1- بسیارسپاس از این همه حضور مسئولانه در پاسخ به نوشته های دامنه. 2- اساساً منطق هم اول کِتاری ست و بعد کتابی. در غار حرا هم اول فقط پیام می آید بخوان: اقراء. سپس مکتب تبیین می شود. پس کِتاری و کتابی، کنار هم اند. کِتار در گویش مازندرانی یعنی چونه.

 

 

3- در آن بخش که دردها را برشمردی با شما هم نظرم. 4- در موشک و هسته ای با شما کمی اختلاف دارم. درست که با فقط موشک مملکت درست نمی شود، ولی اگر موشک نباشد هم اصلاً نمی شود. به لحاظ علم روابط بین الملل اوضاع کنونی جهان، صلح مسلّح است چیزی شبیه قبل از عهدنامه ورسای. لذا ایران نمی تواند تماشگه راز بماند و مانند صوفیه خلسِه بگیرد و سماع.

 

 

5- من حمله نکردم، اصلاح طلبان را نقد و مورد یک پرسش قرار دادم که آیا حاضرند امام را نقد کنند اگر آری، چرا نمی کنند و اگر نه چرا نه. یعنی فقط سی سال دورۀ پس از امام باید اصلاح شود؟. 6- فرمودی بین دو جناح جا زدی. این اصطلاح شما اساساً غیراخلاقی است. گرچه من، هرچه از رفیق شفیقی چون عبدی برسد، برکت می دانم، ولی من نیازی به جازدن ندارم. تفکرم اینه. اسمی هم ندارد. بازسازی را هم به لحاظ تئوریک مطرح کردم و نه فعل سیاسی.

 

از آن رفیق به دلیل حضور عالی در بحث های دامنه ممنونم و فوق العاده خوشحال و دلگرم. برای تو و خودم همیشه دعا می کنم که قلم و قدم را باهم طی کنیم

۱۴ تیر ۹۷ ، ۱۸:۵۱ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

نقد عبدی بر دامنه

دربارۀ متن کوروش کبیر

 


به قلم مهندس محمد عبدی سنه کوهی: سلام کبلاقا جان. کاش را، خوب آمدی و دلم به رضا آمد تا مطلبی بیفزایم. دوست نازنین و خوبم، شرحت از کوروش کبیر را در (اینجا) با دقت دوبار خواندم ودر بخشهای زیادی با تو هم نظرم؛

 

 

ولی اینکه صرفا تمام پادشاهان را ستمگر خطاب نماییم به نظرم نوعی ظلم عظیم است چرا که حضرت سلیمان نبی علی نینا سلام الله و نیز حضرت یوسف علیه السلام پادشاهی کردند و صد البته از منظر نگاه دینی شما هرگز در مسیر ظلم و جور نبودند.

 

 

باید قبول کنیم که در دوران غیبت پیامبر و امامی معصوم حق حاکمیت مردم به عهده خودشان و به تشخیص خودشان است حتی اگر کورش کبیر را بخواهند که پادشاهی کند.

 


آنچه به نظرم مذموم و زشت است به عناوینی خاص باندی و گروهی و هر عنوان دیگری شکلی از حکومت را بر مردم یک کشور تحمیل کنیم و با سرنیزه و کشتار بخواهند بر مردم حکومت کنند که این بدترین نوع ظلم و تعدی است و طاغوت مطلق به بیان انبیاو قرآن کریم است .

 

 


ای کاش و فقط ای کاش حداقل به همین مطالب و شیوه کورش ار مجری باشیم دنیا گلستان خواهد شد کما اینکه در دوران او گفته می شود وضعیت بهترین بوده است و رضایت خلق مقدمه رضای الهی است پس چون او باید کوشا بود تا رفاه و خوشی را در جامعه نهادینه کرد از عقد و کینه و دشمن تراشی به شدت پرهیز کرد .
خدا آخر عاقبت این ملک را بخیر کناد
موفق باشید.

 

جواب دامنه

 

در اینجا با عنوان «آری اینچنین بود برادر!»

۱۲ تیر ۹۷ ، ۱۲:۵۵ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

منجول همان کرم خرّاط است

از منجول بیشتر بدانیم

 


به قلم مهندس محمد عبدی سنه کوهی: سلام کبلاقا جان. آن منجول که کرم خرّاط (پست لغت 212 شما با عنوان «مِنجول menjoul» در (اینجابیان داشتید هم درست فرمودید و هم این دوست داربکلایی که در این پست: (اینجا) اشاره به درستی فرمودند و چنین بوده و هست.

 

 

از لحاظ علمی در واقع کرم نیستند بلکه با نام میاسیس نام برده میشه که سیکل زندگی این موجودات به صورت دگردیسی در منطقه های (سر، سینه، شکم) پدیدار میشه و اغلب مخرّب هستند. هر چند گاهی دیده شده که مواد آنتی بیوتیکی هم از خودشون ترشح میگذارند.

 

 

البته این حشرات از طریق علفهایی که به خورد دام و طیور داده میشه وارد بدن اونها میشه... به هر دلیلی برای انسان چندان مضر نیست اما چندش آوره .

 


آن کرم خراط و این کرم مغز سر گوسفند هر دو به منجول افتادن سر افراد ازین مثل محلی درسته و در منطقه ما هم کاربرد دارد .
موفق باشید

 

جواب دامنه

 

به نام خدا. سلام بر محمد. نیز مرحبا، حبّذا احسنت به این علاقمندی و هوشیاری و حضور عالمانه ات در بحث ها. چه از منجول، چه از سیاست، و چه از طنز و معرفت و نوشته های عترت و قدرت و ثروت. بهره بردم. رشتۀ شما کشاورزی ست و سخن شما در این مبحث درست است و پذیرنده. و من این شیوۀ تعامل فکری را پاس می دارم و سپاس می گذارم.

۰۴ تیر ۹۷ ، ۱۰:۵۹ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

بُن بست سیاسی

دامنۀ بحث آزاد

 


به قلم مهندس محمد عبدی سنه کوهی: سلام بر شما کبلاقا ابراهیم عزیز. مباحث شما و دیگر دوستان در زمینه انقلاب در انقلاب (پست «انقلاب علیۀ انقلاب» (اینجا) را با دقت تمام مطالعه نمودم و بسیار اندیشیدم.

 


 

البته اگر اینگونه مباحث بازتر و مورد مطالعه و مباحثه بیشتر قرار گیرد قطعا آموزنده هم خواهد بود، بخصوص برای امثال بنده؛ هرچند تمام مباحث جنابعالی خواندنی و جالب توجه اند.

 

 


دوستان نکات افزوده خوبی را در (اینجا) (اینجا) (اینجا) بیان داشتند و از تکرار آن پرهیز می کنم. ولی بیفزایم که متاسفانه موریانه هایی درون نظامِ ما افتاده است که شالوده و اصل آنرا به شدت متزلزل و خطرناک کرده است و به مرور که جلوتر می رویم امید و انگیزه عمومی مردم سُست تر و مُضمحلتر می شود و تا رسیدن به نقطه غلیان و جوشش عمومی راه زیادی نمانده است و عصیان عمومی چون عُقده ای فروخورده فعلا چون آتشی زیر خاکستر در تارو پوت و زیر پوست شهر به سر می برد.

 

 


کاهش اعتماد عمومی و افزایش ریاکاری به همراه اختلاس و دزدی در بالادست و نادیده گرفتن خواسته های اکثریت و استقامت بجا و نابجای مبادی قدرت در نافرمانی مدنی روبه تزاید در جامعه فعلی، همگام با افزایش دین گریزی عمومی و ریاکاری منصوبی وضعیف آینده با بغرنج و سخت کرده است.

 

 

از دید بنده روند فعلی اداره جامعه به بن بست نهایی گام به گام نزدیکتر می شود و اگر آلترناتیوی مناسب یافت شود این روند تغییرات انقلابی با گسل عمیقتری اتفاق خواهد افتاد و همه چیز را با هم غرق و یا به آتش خواهد کشید.

 


به همان دلایلی که امام خمینی (ره) برای رد حکومت پهلوی بدان متوسل شد و در مصاحبه ها و  سخنرانی های اول انقلاب اشاره نمودند اکنون برای نسل فعلی مستاصل مانده از همه جا و همه چیز ریسمان تمسک است برای ایجاد شورش عمومی و انگیزه تخریب داشته ها هست برای از بین بردن مزایای بی عدالتی در ید قدرت یک عده خاص.

 

 


فلذا از آنجاییکه اصلاح طلبان را هم خود شمای اصلاح طلب نمی پذیرید در جامعه فعلی مشابه تعویض نخست وزیران قبل از انقلاب برای عموم اکثریت مردم مشابه سازی است و به نظر می رسد که دیگر این فصل تنفس حکومت هم در حال از دست دادن کارایی کامل خود است و به نظرم با تسویه های سیاسی درون خبرگان و مجالس کم کم امید تغییرات اصلاح طلبانه نیز در حال رنگ باختن هست و ...

 

 


مَخلص کلام آنکه؛ اگر حکومت فعلی دست به اشتی ملی نزند و ریاکارانه منکر چنین مقوله مهمی بزند، دور از انتظار و شوک آور برای ماهایی که دلبسته به این نظام و خون بهای شهیدان می دانیم سکر آور خواهیم بود که نظرات براندازانه تبدیل به خواسته عمومی گردد حتی با توسل به زور خارجی این اتفاق نامبارک دامنگیر مملکت گردد .

 

 


این روند با روشهای فعلی حمکرانی به نظرم دور نخواهد بود مگر فکری اساسی و طرحی نو در انداخته شود و قبل از پایان مهلت موجود، عصیان عمومی فراگیر نگردد و همه اقشار به غیر از سفره خواران انقلاب فعلی به خط پایان برسند، باید اندیشه کرد و باید فکری اساسی کرد و ...


خداوند عاقبت این ملک و مملکت را بخیر گرداند.

 

 

 

جواب دامنه

 

به نام خدا. سلام به شما جناب مهندس. جواب به متن پُردامنۀ شما نیازمند صرف زمان است، ولی به وُسع خود کمی بازش می کنم:

 

1- ممنونم و نیک می دانم که تو مباحث دامنه را روزانه و شبانه، نه فقط دنبال می کنی، بکه اگر چندروز غیبم بزند و دامنه را پستی تازه نبینی فوری پیگیر می شوی و علت می پرسی.

 

 

2- اما بعد؛ موریانه های نظام را مطرح می کردی. بله؛ تصدیق می کنم. سال ها قبل مرحوم جلال آل احمد غرب زدگی را بدتر از سن زدگی (پوک شدن مخفی آرد خوشۀ گندم) خواند. دلسوزی شما برای انقلاب ناشی از همین دغدغۀ آل احمدی ست.

 

 

3- گفتی ریاکاری در سیستم؛ بازهم تصدیق می کنم. زیرا اگر مبنا ارادت شد و دسیسه بازی. بازار ریاکاری داغ می شود و معرکۀ توطئه چینی بازِباز.

 

 

4- نوشتی بن بست؛ من البته قبول ندارم. سیاست، محل منازعه و حل منازعه است، اما اگر مدنیت و عقلانیت به خرج داده شود، هیچ بُن بستی نخواهد بود. بُن بست، جایی ست که شخصی دون صفتی چون صدام حسین کشور غنی و سرشار از سابقه و تمدنش را عرصۀ تاراج و غارت و احساسات کور و پرستش ضدتوحیدی کرده بود و آخرش در چاله ای پنهان شد و به دار کشیده شد.

 

 

5- دیگر نگرانی هایت را هم می دانم ولی معتقدم، انقلاب به دلیل برخورداری از درونمایه های فکری و تجربه های تاریخی، نمی تواند مشمول فساد بیشتر شود و به یقین جامعه و مطالبات به حق و مدنی مردم، (نه عده ای هوَس ران و مزدور سازمان تروریستی منافقین) قادر است دست اندرکاران را به ضرورت گفت و گوی ملی وادار نماید. آن روز خواهد آمد. دیر یا زود.

 

 

6- طرح نو به نظرم همان است که در متنم آوردم انقلاب ما بی گناه است، باید فاسدان و میراثخواران را کنار گذاشت، نه با خون و خون ریزی بلکه به شیوۀ قضایی (البته عدالت گرانه) و مدنی. ممنونم رفیق.

۰۴ تیر ۹۷ ، ۱۰:۵۹ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

قضیۀ عزل منتظری

بحث آزاد در دامنه

 

به قلم مهندس محمد عبدی سنه کوهی: سلام بر شما کبلاقا ابراهیم عزیز. مباحث این چند روزه با دقت تمام مطالعه و تفکر نمودم بخصوص مباحثه با آقا سید (اینجا) و (اینجا) که همیشه خواندنی و آموزنده است و بخشهایی از تاریخ معاصر این سرزمین است و نسل شما که در اوج انقلاب و تحولات آن از برخورداران مواهب آن بوده اید خوشبختانه و البته بازم شکر هنوز هم تداوم دارد و متنعم این سفره پهن شده از اراده ملت و رهبری امام (ره) بود که بگذریم.

 

 


در باب عملکرد جناح چپ در قضیه عزل آیت الله منتظری و اشاره به رنجنامه سید احمدآقا نمودید (اینجا) که تاکید موکد می کنم آن رنجنامه را بی طرفانه و بدون تقید، همگان واجب است بخوانند و تفکر نمایند تا به بخشی از اراده کشور داری افراد این نظام پی ببرند. چرا که خود سالها پیش در سال 1374 در دوران خدمت وظیفه افسروظیفگی خواندم و خاطراتی نگفته دارم که شاید بعدها عرض نمایم.

 

 

رنجنامه حجت الاسلام مرحوم سید احمد خمینی

کتاب «رنجنامه» حجت الاسلام  سید احمد خمینی

 

 

نظرم آن است که آن زمان بیان داشتم و اکنون بیشتر فهم نمودم و به تجربه یافتم اینکه شیوه حکمرانی حضرت آیت الله العظمی منتظری ره با این گروه از حکمرانان فعلی و آن زمان تفاوت اساسی و بنیادین داشت و آن فقیه عالیقدر ملایم و با رافت اسلامی و رعایت تمام شئون و شقوق دینی مدنظرشان بود و در حالی که دیگران به شیوه به اصطلاح انقلابی و به قول بعضی ها بزن بهادُری و به قول امروزی ها تندروی.

 

 

 

وگرنه آن فقید سعید گناهی نداشتند و برنامه عجولانه عزل ایشان که به نظرم یک سناریویی بود با طراحی و برنامه افرادی خاص با محوریت هاشمی رفسنجانی و دوستانش و نه تنها آقا سید احمد بلکه دیگر افراد جناح چپ هم رودست خوردند و بعدها که حقایق بر آنها مکشوف شد از اعمال خود توبه و تبری جسته و تا حد ممکن جبران هم نمودند اما دیگر دیر شده بود و صفحه قدرت از دست این جناح در رفت که رفت و هنوز هم رفته است و ادامه دارد .

 

 


خرده گرفتن جنابعالی در برخی موارد که از بیان حقایق تاریخی سخت است که بیان نماییم و قضاوت تاریخ بسیار سخت و سنگین خواهد بود چرا که سعیدهای معاصر را ببین و مقایسه فرما تا نکته دست شما بیاید و امامان جمعه ها و سخنانشان و خط مشی ها را هم دقت نمایید گزاره مبرهن است و ...

 

 


کبلاقا ابراهیم با تمام احترام و رفاقتی که با جنابعالی دارم اما گاهی ناتمام و یا نیم بند حمله به یک جناح می فرمایید دلم سنگین می شود. هر چند تلاش می فرمایید تا فراجناحی بنمایی اما حقیقتا سخت است در این مملکت فراجناحی پیدا کنی و شما هم مستثنا نیستید .

 

 


در هر حال مباحث تایخ معاصر قضاوت و تفسیر بسیار سخت و تاوان سنگینی دارد که اگر عمری باشد و سایه برخی ها از لب بام این مملکت غروب نماید در موردش همگان خواهند گفت و خواهی خواند .

 


درود بر شما و دیگر دوستان و به امید پایداری و تداوم نظام مقدس جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد.

 

 

 

پاسخ دامنه

 

به نام خدا. سلام رفیق اهل قلم جناب عبدی. 1- از مشارکت خوب شما در همۀ بحث ها در دامنه، ممنونم. متوقّع هم بودم ورود می کنی.

 

 

 

2- خرسندم با آن که دردها را عمیق می دانی، اما برای بقای نظام آبیاری شده به خون شهیدان دعا هم می کنی.

 

 

 

3- در تأیید آن بخش از متن شما دربارۀ کتاب رنجنامه، من هم مجدد بگویم چگونه از یک سو از همان سال آغاز بحران برکناری مرحوم آیت الله العظمی منتظری، کتاب «رنجنامه» حجت الاسلام سیداحمد خمینی _رئیس دفتر بیت امام خمینی رهبرکبیر انقلاب اسلامی_ چاپ و نشر میلیونی و گاه مجّانی (که معلوم نبود از کدام پول و بودجه و سرمایه گذاری و پشتیبانی می شود) توزیع می شد اما در همان حال کتاب «واقعیت ها و قضاوت ها» و پاسخ ها و نامه های مرحوم منتظری خمیر می شد و ممنوع التوزیع. رانت، بد است، از هرکه بخواهد باشد.

 

 

 

4- فرمودی که دامنه بر جناح چپ خورده می گیرد و می خواهد بنُمایاند که فراجناحی ست. جوابم رفیق این است و والسّلام: من فردی مستقل هستم؛ از هر جناح و دسته و باند.  هر کس می خواهد باور نکند، آزاد است. مهم این است من افکارم را آزادانه بیان می دارم و این حقّ هر کس است بپذیرد یا پس زند و یا ردّ کند و یا هم رویش تأمّل نماید. خنده هم بر لبانم جاری می کنی عبدی با این گونه آزادنوسی و دامنه نویسی. پس؛ چه چیزی بهتر از آزاداندیشی و اتّحاد روحی؟

۱۰ خرداد ۹۷ ، ۱۰:۵۸ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

وحدت کلمه دُرّ نایاب زمانه

دامنۀ بحثِ آزاد


به قلم مهندس محمد عبدی سنه کوهی: سلام به شما کبلاقا ابراهیم عزیز و دیگر دامنه خوانان. در مورد دلیل ناکارآمد نشان دادن دولت روحانی منم با نظر آقا سید علی اصغر (در این پست: اینجا) موافقم.

 

 

از فحوای سوالات ایشان می توان دریافت که به چه نکاتی اشاره دارند؛ هر چند انتقاداتی هم قطعاً به دولت روحانی وارد هست. و ازین نظر نمی خواهم تمام و کمال تمام اقدامات دولت روحانی را منزّه و درست بدانم؛

 

اما مشکل و ریشه بسیاری از اتفاقات و نارسایی ها علاوه بر ریشه خارجی که از اول انقلاب هم وجود داشتند به نظرم به نبود یک جمله کلیدی که امام ره همیشه تکرار می کرد و اکنون به فراموشی سپرده شده است باید جستجو نمود و آن «وحدت کلمه» که متاسفانه دُرّ نایاب و جانمایه کمیاب زمانه و دولتها شده است و کل حکومت درگیر یک گیر اساسی و خط و نشان کشی سیاسی در یک جدال کسک کننده و خسته کننده رقابت حزبی شده اند و هیچ مکان و سازمان و شخص و جایی را در این مملکت شخصا سراغ ندارم که بی طرف و مرضی الطرفین باقی مانده باشد

 

همه دنبال گیر انداختن و انتقام از یکدیگر هستند و همین موجب این همه ناهنجاری و حتی ناکارآمدی نه تنها دولت فعلی بلکه کل نظام سیاسی ما شده است و با کوچکترین صدایی و نوایی تبدیل به بحران علیه مجموعه موجودیت نظام می گردد .

 


ازین نظر احساس خطر بسیار جدی می کنم امیدوارم عقلای مملکت در یک تفاهم ملی کدورتها را کنار زده و با وحدت کلمه بر دشمن مشترک خارجی فایق آیند و اگر همین روند ادامه داشته باشد آتش افتاده نه کاه خواهد ماند و نه کاه دان.

 


با کمال احترام به شخص شما کبلاقا ابراهیم با بسیاری از نوشتار شما در پست مطلب روز 30 اردیبهشت  [اشاره به پست «دولت صدای جدّی ندارد» اینجا] و پست روز 19 اردیبهشت [اینجا] موافق نیستم و گیر اینگونه یک طرفه دادن به دولت روحانی را مباح نمی دانم و به شدت کراهت و مظلمه دارد مگر تفکیک قایل گردیم بین مشکلات موجود از ناحیه دولت و غیر آن.


البته شخصا نقاط مثبت این دولت را به رغم نامهربانی و ظلمها و سختی های بی سابقه سختگیرانه کانونهای قدرت علیه شخص رییس جمهور را باز هم قابل توجه و مورد مداقه و البته بسیار بسیار مورد تایید می دانم مثل برچیدن بساط بسیاری از کانونهای مالی ناپاک در موسسات و قرض الحسنه های قارچی رباخوار و ساماندهی به امور اینگونه و کوتاه کردن دستان ناپاک دراز شده علیه بیت المال و ...


شاید در آینده مجبور به اشاره واضحتر گردیم.
موفق باشید.

 

پاسخ دامنه

 

به نام خدا. سلام من هم به شما مهندس، رفیق دردآشنا. متن تحلیلی جناب عالی را با دقّت و حوصله خوانده ام. پاسخ من به متن شما، این است:

 

1- جناب مهندس از این که همیشه به من لطف داری و در مکاتبات «عزیز»م می خوانی، نشان محبت بی تمام و دوستی مُستدام شماست. ممنونم.

 

2-  ناکارآمدی حسن روحانی که من می گویم به معنای این نیست وی دیگر مشروعیت سیاسی ندارد، منظورم بُن بست است که این دولت به دلیل ترکیب بد و چینش ناجور به این روز مبتلا شده است. چه لزومی دارد تمام قوام دولت او از حزب کارگزاران باشد که بنیاد تفکر غلطش را افرادی چون سید عطاء الله مهاجرانی آجرچینی کردند و الان در لندن خوش می گذراند و با آل سعود پالوده می خورد.

 

این حزب، در سیاست تعدیل اقتصادی دولت هاشمی در دهۀ 70، یک بار ملت ایران را به فلاکت و بحران سخت اقتصادی و سیاسی و نیز تصلّب های رفتاری رساند؛ آیا بس نبود؟

 

چرا رأی را از همۀ جریان های مترقی تر این کشور گرفت، ولی قدرت را چون شرکت سهامی میان دور و بری های خود تسهیم کرد؟ هیمن چیزهاست از اول هم مشخص بود، عوامل ناکارآمدی حسن روحانی می شود، که شد.

 

3- با شما کاملاً موافقم که دست روی «وحدت کلمه» گذاشتی. منتهی یک چیز را نباید پنهان داشت که وحدت به معنای تعطیلی عقل و تفکر نیست. وحدت یعنی تبعیت از منافع ملی. یعنی انسجام در اصول. اما پایبندی به نگرش هایی که آرمان توست.

 

شما بخوبی می دانید حسن روحانی از چهره های راست بوده است. او این شانس را داشت که در غیاب بخشی بزرگ از اشخاص جناح چپ _که تحت اتهام «فتنه» و بُهتان «سرپل دشمن» و افتراهای جورواجور دیگر از صحنۀ قدرت حذف و خانه نشین و حتی محصور شده اند_ به قدرت رسید. بنابراین او خیال می نمود، می تواند همیشه این حمایت را پشت سرش داشته باشد بی آن که هیچ امتیازی بدهد؛ چون پاشنه آشیل جناح چپ _یعنی اتهام فتنه_ را خبر داشت و حتی خود در حصر میرحسین دست داشت. پس؛ نباید زیاد از او توقعی داشت که کارآمد باشد و بر سر قول و قرارش.

 

4- نوشتی دامنه به دولت روحانی گیر می دهد. نه رفیق. بحث گیر نیست. من، شاکله ام این است. خود را وابسته و دلبسته هیچ کسی به غیر از معصومین _انبیای الهی و ائمه ی اطهار_ نمی کنم.

 

نه چپ الگوی من است و نه راست. من، دأب و روحیه ام این است که فهم خود را در کارم دخالت می دهم و البته که از دیدگاه ها و نظرات اهل تفکر خصوصاً روشنفکران متعهد دینی بهره می برم. معتقدم حرف حق و نقد لازم را باید گفت تا لااقل، تصلّب به همۀ شریان های حکومت تسرّی پیدا نکند.

 

اتفاقاً جناح چپ از این که خودنقدی ندارد و به عیب و ایرادهای خود واقف نیست و حرف حق منتقدان را برنمی تابد، ضررهای خود را روز به روز بیشتر کرده است. جناح راست که اساساً فاتحه اش خوانده است که خیال می کند خدا و مقتدا و چوپان مردم است!! خداحافظ.

۰۱ خرداد ۹۷ ، ۱۱:۲۴ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

تسلیت ها به خاندان شفیعی

پیام های تسلیت



به قلم حجت الاسلام محمدجواد غلامی دارابی: "کل من علیها فان و یبقی وجه ربک ذوالجلال و الاکرام". استاد بزرگوارم جناب حجت الاسلام والمسلمین حاج سید محمد شفیعی مازندرانی، ضایعه درگذشت برادر مهربان و مومنتان، مرحوم کربلایی سید حسن شفیعی را از صمیم قلب تسلیت عرض می کنم.
 

 

خداوند متعال روح پاکش را با مولایش علی (ع)  محشور نماید و به اخوان و بازماندگان صبر جزیل عنایت فرماید. روحش شاد و مشمول رحمت واسعه الهی باد... محمد جواد غلامی دارابی.
 

پاسخ دامنه

 

سلام جناب آقای غلامی. از عنایت شما بسیارممنونم. از خدا برای والدین کرام تان آرزوی طول عمر بابرکت آرزو دارم.

 

 

به قلم حجت الاسلام مالک رجبی دارابی: انّا لله و انّا الیه راجعون. استاد ارجمند حضرت حجه الاسلام حاج آقا شفیعی مازندارنی دامت برکاته.
 

باخبر شدیم برادر رزمنده  و خوشنام و مداح و محب اهل بیت عصمت و طهارت سید ابوالحسن شفیعی دارابی عزم سفرابدی نموده است. این ضایعه ی دردناک را به شما استاد  ارزشی و موفق در عرصه حوزه و دانشگاه و معارف الهی و برادران شریف و ولایتمدار و تمام بستگان و بازماندگان مخصوصا خانواده ی داغدار و همه بستگان سببی و نسبی تسلیت و تعزیت عرض می نمایم.

 

امیدوارم آن عزیز سفر کرده مشمول رحمت واسعه  ی حق تعالی  و همنشین ائمه اطهار علیهم السلام قرار گیرد و خداوند به شما استاد ارجمند و دیگر اخوان و تمامی بازماندگان صبر و اجر کرامت فرماید و از درگاه ایزد منان، علو درجات آن فقید سعید را مسالت دارم. روحش شاد یادش گرامی باد. حوزه ی علمیه قم. مالک رجبی دارابی. 23 اردیبهشت 1397.

 

 

پاسخ دامنه

 

سلام جناب شیخ مالک. از لطف و کمالِ شما ممنونم. از خدا برای رفتگان شما خصوصاً مادر گرامی تان طلب غفران دارم.

 

مرحوم حاج سیّدرضا شفیعی دارابی و همسر مرحومۀ مکرّمه اش (والدین مرحوم سید حسن) که 25 آبان 1395 در دامنه ایشان را معرفی کرده بودم: (اینجا)

 

 

 

به قلم مهندس محمد عبدی سنه کوهی: سلام. امروز حالم بسیار بسیار خراب و ناراحت بودم و با شنیدن خبر درگذشت جناب آقا سید حسن شفیعی تالُّم و تاثرم چندبرابر شد و از قضا و قدر الهی انگشت حیرت به دندان گزیدم و خود را تسلیم امر الهی یافتم که همه چیز ما دست تقدیر اوست. خدایش بیامرزاد.


این ضایعه مولّمه و این غم فراق بزرگ را به خاندان بزرگوار شفیعی خاصه برادران بزرگوارش که از دوستان بسیار خوب و دیرین هستند تسلیت و تعزیت عرض نموده، علو درجات برای آن فقید سعید و صبر و اجر عظیم برای بازماندگان و دوستان از درگاه باری تعالی مسئلت دارم. ما را در غم خود شریک بدانید.

 

پاسخ دامنه

 

سلام رفیق مان مهندس عبدی. از اخلاق نیکوی شما در همدردی با خاندان سادات گرامی حاج سیدرضا شفیعی ممنونم.

۲۳ ارديبهشت ۹۷ ، ۰۷:۱۷ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

تسلیت مهندس عبدی

یاد مرحومه گنّا
 

به قلم مهندس محمد عبدی سنه کوهی: سلام بر شما کبلاقا ابراهیم عزیز و دیگر دوستان دامنه خوان. از شنیدن خبر در گذشت به قول شما "گننا" (اینجا) و به قول ما خاله غازی، که سالها به عنوان خاله بزرگ ایام عید به دیدنش می رفتم و نان نمکش خوردیم؛ بسیار متاسف و متاثر شدم و به برادران پسرخاله علی الخصوص خاله جعفر، اِسمل به قول ما، دوست دیرین مشترکمان تسلیت عرض می کنم. خداوند به همه صبر عنایت فرماید و بقای عمر همه باشد انشالله.

 

جواب دامنه

سلام مهندس. حدس می زدم وقتی پست را ببینی و خبردار شوی، به خاطر آن همه خاطرات مشترک و حُسن معاشرت با آن مرحومه چنین بنویسی. ممنونم رفیق. یاد آن ایام که یوسف هم حیّ و حاضر بود، به خیر. روح شان با خوبان روزگار. خدانگه دار.

۲۱ ارديبهشت ۹۷ ، ۲۲:۴۷ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

نوشتۀ مهندس عبدی

دامنۀ نویسندگان

 

به قلم مهندس محمد عبدی سنه کوهی: سلام بر شما دوست عزیزتر از جانم و سلام بر دامنه خوانان همیشگی زیارات و عباداتت قبول حق باشد کبلاقا جان و شهد زیارت گوارای وجودت.

 

 

از اینکه با عکسهای متنوع و البته انتخابهایی بجا و مناسب دلهای ما را هوایی کرده ای و سلام و درودی خاصه بر آستان مقدس رضوی ایثار نمودیم بی نهایت سپاس.

 

 

صله رحم از توصیه های موکّد دین مبین اسلام و است و همه متفقیم که موجب انبساط خاطر و رفع همه گونه کدورتها و غیبتها می گردد و این مهم را جنابعالی همیشه جدی می گفتی و اکنون هم به گونه ای دیگر با یادی از برخی دوستان مشترک و این عبد کمترین انجام دادی هم بی نهایت سپاس.

 

 

مسائل روز و حمله به پیام رسان ها هم قدری کار انتقال نظرات را مشکل کرد هر چند کارکرد پیام رسانها اکنون بر وبلاگها به شدت پیشی گرفته است و اوقات زیادی از مردمان را به خود مشغول داشته اند خود جای بحث و موشکافی است ولی می بینم جنابعالی بر مدار وبلاگ داری با وجود همه گونه کمی و کاستی و مشکلات ابرام و اصرار و تکیه داری خیلی خرسند بوده و معمولا روزی نیست که نگاه و مطالعه ای نداشته باشم.

 

 

هرچند سستی و تنبلی و گاهی مشغولیات کاری و ذهنی سعادت ارایه نظر مکتوب را سلب نموده است در هر حال کار شما قابل تقدیر و بی نهایت سپاس عکس العمل و مطلب برخی دوستان و از جمله سید بزرگوار آقا سید علی اصغر همیشه برایم خواندنی و جذاب بوده و هست و خدایش سلامت و نفوذ قلم بیشتری به ایشان عنایت فرماید. موفق باشید و ایام سعادت مستدام.

 

 

جواب دامنه

 
به نام خدا. سلام رفیق بزرگوار من جناب محمد عبدی. دیدارم با تو هرچند کوتاه و کم دامنه بود، اما عُمق داشت و هنوز لحظاتی از آن ساعت ملاقات بر ذهن و روانم جاری ست. چون من و تو می دانیم دوستی به دل است، نه به زبان و چشم و جسم و قشر.


1- من یا کاری را آغاز نمی کنم یا اگر می کنم باید با همۀ توانم رویش باشد. وبلاگ داری از همین نوع امورم است که به چارچوب آن پایبندم. خدا را شکر هم خوانندۀ دامنه دارم و هم خواهندۀ دامنه. و این جای شکرگزاری دارد.


2- شما همیشه مُعین من بوده ای. دامنه را هم از اول تا الان خوانده ای و هم او را رهنون بوده ای. این خیلی قیمت و غنیمت است.


3- از قصدهای آتی من یکی این که باهم به مشهد برویم و می رویم. مشهد الرضا خانۀ نخست من است. مشهد نروم و حُرم حرم رضوی قدم و قیام و قعود نورزم، گویی گمگشته ای گمراه ام. به یُمن یکی از روزها، باهم خواهیم رفت مشهد. چون تو را هم سرگشته و شیفتۀ امام رضا یافته و دیده ام خصوصاً ایام چهل و هشتِم. ممنونم از معرفت و محبتت رفیق.
۱۲ ارديبهشت ۹۷ ، ۰۹:۵۳ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

4 متن 4 دامنه خوان

دامنۀ نویسندگان


حاج علی میرزا چلویی: به نام خدا و سلام. به نوبه خودم فرا رسیدن عید نوروز را خدمت شما جناب دامنه و همه هم محلی های عزیزم تبریک و شاد باش دارم. و نیز شهادت امام هادی علیه السلام را خدمت همگی تسلیت عرض میکنم. جناب دامنه عزیز همه پست های شما را با دقت می خوانم مثل همیشه. از بازی های محلی گرفته تا ماشه دار و .... بسیار زیبا و جذاب و آموزنده و امید آن دارم که مثل همیشه سالم و سرزنده باشید و روزهای خوبی را با دامنه ورق بزنیم. موفق و پیروز باشید. خدا نگهدار تان.



پاسخ دامنه: به نام خدا. سلام دوست گرانقدر و فهیم من جناب حاج علی میرزا. همواره شما را از خوبان می دانستم و خواهم دانست. محبت شما از لا به لای متن شما موج می زند. برای من همین بس، که دامنه برای شما این همه «جذاب و آموزنده» است. قلمِ دامنه نویسانی چون شما، همیشه مرا در راه نگه می دارد و بِراه. ممنونم آقامیرزا.



مهندس محمد عبدی سنه کوهی: سلام درود بر شما دوست عزیز سال نو مبارک ایام شهادت حضرت امام هادی (ع) تسلیت باد. انشاءالله سال جدید سرشار از موفقیت و پیشرفت و بهروزی بیشتر برای شما و خانواده محترم شما باشه. نوه های جدید بگیری و کلی بابابزرگ جون بشی. زیارت متعدد عتبات نصیب و حج و مدینه قسمت و روزی گردد. و تداوم موفقیت در دامنه دامنگیرتر باد. الهی به هر آنچه می خواهی برسی و محصورین آزاد و فتنه گران واقعی مجازات گردند.


پاسخ دامنه: سلام رفیق شفیق. آب زدم راه را. چون گویی روی نگار رسیده است. رُخِ رَخِف خوب من عبدی. ممنونم ممنونم که این همه نوازشم کرده ای. هم مرا و هم دامنه را. پوزش که دیشب نتوانستم بیام تلگرام، اما اینک به یُمن فرستاده های شما بازش کردم، دیدم این گونه نوازش شدم. موتور دامنه به وجود و حضور شریفی چون تو رفیقِ آگاه و بینا، متحرّک و رونده و پوینده و پاینده است. بازهم خدا را سپاس که بهترین دعاها را برای دامنه کردی. بله؛ باهم، بازهم.



عبدالرّحیم آفاقی: سلام. پروردگارا دراین لحظات پایانی سال 96 وبا آغاز سال نو به خواب دوستانم آرامش، به بیداریشان آسایش، به زندگیشان نشاط، به عشقشان ثبات، به عهد و مهرشان وفا، به عمرشان عزت، به رزقشان برکت و به وجودشان صحت، عطا بفرما. الهی آمین. سال نو برشما و خانواده محترم مبارک باد.



پاسخ دامنه: سلام به فامیل خیلی خوبم عبدالرحیم. هرکجای این مرز و بومی خدا به شما نصرت و سلامت دهد. ممنونم که در اولین ساعات سال 1397 به من محبت نمودی. از شوق محبت خوبانی چون شما دامنه سروپاست. درود می فرستم به حاج آقا آفاقی ابوی بزرگوارتان و آرزوی سلامتی می کنم برای مادرِ مهربان و بسیاردوست داشتنی تان. سلامم را به همۀ آفاقی ها برسان. خدا نگه دارتان.



محمد دباغیان دهیار دارابکلا: باعرض سلام‌ وتبریک بمناسبت سال جدید. بنده این عید رو خدمت شما وخانواده محترمتون تبریک میگم. و امیدوارم سال خوب وخوشی رو همراه با شادی وسربلندی داشته باشین شاد وپیروز باشید.



پاسخ دامنه: سلام جناب محمدآقای بزرگوار دهیار کوشنده و پایندۀ دارابکلا. بیش از حد مسروم ساختی. خیلی آقایی خیلی. تو را هم به عنوان محمد و نیکی هایت و هم به عنوان دهیار خوب محل که خدمت به مردم و خشنودی خدا را خوب طی می کنی، دوستت دارم. با صدای بلند هم اعلام می دارم. نیز به صمیمانه ترین وجه به شما و یارانت در ساختمان دهیاری، خداقوت باد می گویم.


۰۱ فروردين ۹۷ ، ۰۷:۱۷ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

مهجوریت قرآن

دامنۀ نویسندگان


از مهندس محمد عبدی سنه کوهی: جملات تکان دهنده ی دکتر علی شریعتی درباره قرآن: قرآن کتابی است که با نام خدا آغاز می شود و با نام مردم پایان می پذیرد... کتابی است که نخستین پیامش خواندن است و افتخار خدایش به تعلیم انسان با قلم…



این کتاب از آن روزی که به حیله دشمن و به جهل دوست لایش را بستند، لایه اش مصرف پیدا کرد و وقتی متنش متروک شد، جلدش رواج یافت و از آن هنگام که این کتاب را ــ که خواندنی نام دارد ــ دیگر نخواندند و برای تقدیس و تبرک و اسباب کشی بکار رفت، از وقتی که دیگر درمان دردهای فکری و روحی و اجتماعی را از او نخواستند، وسیله شفای امراض جسمی چون درد کمر و باد شانه و … شد و چون در بیداری رهایش کردند، بالای سر در خواب گذاشتند و بالاخره، اینکه می بینی؛ اکنون در خدمت اموات قرارش داده اند و نثار روح ارواح گذشتگانش و ندایش از قبرستان های ما به گوش می رسد!



قرآن! من شرمنده توام اگر از تو آواز مرگی ساخته ام که هر وقت در کوچه مان آوازت بلند می شود همه از هم می پرسند” چه کس مرده است؟ “چه غفلت بزرگی که می پنداریم خدا تو را برای مردگان ما نازل کرده است.



قرآن! من شرمنده توام اگر تو را از یک نسخه عملی به یک افسانه موزه نشین مبدل کرده ام. یکی ذوق می کند که تو را بر روی برنج نوشته،‌ یکی ذوق میکند که تو را فرش کرده، ‌یکی ذوق می کند که ترا با طلا نوشته، ‌یکی به خود می بالد که تو را در کوچک ترین قطع ممکن منتشر کرده و … آیا واقعا خدا ترافرستاده تا موزه سازی کنیم؟



قرآن! من شرمنده توام اگر حتی آنان که تو را می خوانند و تو را می شنوند،‌ آن چنان به پایت می نشینند که خلایق به پای موسیقی های روزمره می نشینند! … اگر چند آیه از تو را به یک نفس بخوانند مستمعین فریاد می زنند ”احسنت …!” گویی مسابقه نفس است …


قرآن!‌ من شرمنده توام اگر به یک فستیوال مبدل شده ای حفظ کردن تو با شماره صفحه، خواندن تو از آخر به اول ، ‌یک معرفت است یا یک رکورد گیری؟ ای کاش آنانکه ترا حفظ کرده اند، ‌حفظ کنی، تا این چنین ترا اسباب مسابقات هوش نکنند.



خوشا به حال هر کسی که دلش رحلی است برای تو. آنان که وقتی ترا می خوانند چنان حظ می کنند،‌ گویی که قرآن همین الان به ایشان نازل شده است. آنچه ما با قرآن کرده ایم تنها بخشی از اسلام است که به صلیب جهالت کشیدیم.


منبع: پدر مادر ما متّهمیم. اثر دکتر علی شریعتی

۱۲ اسفند ۹۶ ، ۱۲:۲۲ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

تسلیت به شیخ وحدت

منصور هادوی


به قلم دامنه. به نام خدا. همه از خداییم و به سوی خدا بازمی گردیم. درگذشت ناگهانی آقای منصور هادوی _برادرهمسر شیخ وحدت_ را به تمامی بازماندگان نسبی و سببی خصوصاً به زن داداش بزرگوار و صبور و گرامی ام کربلایی انسیه هادوی و جناب حاج قربانعلی هادوی (پدر محترم و بزرگوار آن مرحوم) و به جناب شیخ وحدت تسلیت می گویم.





مرحوم آقامنصور را خوب می شناختم. هر بار که او را از نزدیک می دیدم، خندان، باروحیه، خوش خُلق، گرم، صمیمی، مهربان و در یک کلام صاف و ساده و بی تکبّر بود. خدا او را با خوبان و با مادرِ خدابیامرز و بسیاربسیار عزیزش محشور کناد.



تسلیت ها



به قلم مهندس محمد عبدی سنه کوهی: دامنۀ نویسندگان دامنه. با سلام و عرض ادب با شنیدن خبر درگذشت مرحوم شادروان منصور هادوی برادر همسر شیخنا وحدت (در این پست: اینجا) بسیار متاثر و متاسف شده و مراتب همدردی و عرض تسلیت این حقیر را محضر جناب حجت الاسلام و المسلمین شیخ ابوطالب طالبی دارابی (شیخنا وحدت) و خانواده محترم ابلاغ فرمایید. علو درجات برای آن عزیز سفر کرده و بقای عمر و صبر و اجر برای بازماندگان از درگاه خداوند متعال خواستارم.



دامنه: ضمن سلام به شما. از لطف تان ممنونم. ان شاء الله همیشه تندرست و در صحت و سلامت باشید. خداحافظ. این عکس تو را جناب رنگین کمان دیشب به تلگرامم فرستاد.


=========


به قلم سید علی اصغر شفیعی دارابی: سلام. مرگ یکی از فرایندهای است برای رسیدن به حقیقت. به عبارتی واقعیتی است برای رسیدن به حقیقت. سخنی بود از استاد شیخ وحدت.



خبر درگذشت منصور هادوی را (در این پست: اینجا) دیدم. منصور هم مدرسه ای من در دبیرستان امام خمینی (ره) ساری بود. اوایل انقلاب بود. برای گرمابخشی حضور در عرصه های انقلاب و آشنایی با اندیشه های گوناگون، ایشون اهل بحث و مباحثه بودند. وضعیت بدنی وروحی متعادلی داشتند.



ازطرفی سنی که منجر به مرگش شود درخور ایشان نبود. به هرحال؛ این پدیده تلخ وناگوار را به خانواده محترم بویژه استاد شیخ وحدت تسلیت عرض می نمایم. از شما رفیق فرهیخته ام بدلیل اطلاع رسانی کمال امتنان را دارم.





پاسخ دامنه: سلام من هم به تو رفیقِ درک و دل و اِدراک. چندنکتۀ بسیارکوتاه برای این متن خوب و ارزندۀ شما می نویسم:


1- ممنونم که اَدای دَین نمودی به همکلاسی ات مرحوم منصور هادوی و نیز به استادت شیخ وحدت.



2- اتفاقاً وقتی حضور یافته بودم برای عرض تسلیت، به شیخ و همسر داغدیده اش گفتم که سیدعلی اصغر با منصور همکلاسی و رفیق بودند. خیلی تعجب کردند و نیز اظهار خرسندی.



3- من مرگ اندیشی (=مطالعات معادشناختی) را دوست می دارم؛ زیرا به انسان هم هویت عطاء می کند و هم حُرّیت می بخشد. تعبیر من از مرگ و زندگی، دو شاهینِ یک ترازوست که انسان را میزان می کند. مرگ هرگز نابودی نیست، بلکه محرومیتِ موقّت زندگان و بازماندگان از مُردگان و درگذشتگان است.


=========


به قلم حجت الاسلام محمدجواد غلامی دارابی: هوالباقی. درگذشت مرحوم منصور هادوی را به خانواده آن مرحوم به ویژه به استاد عزیز و نازنینم حضرت حجة الاسلام والمسلمین حاج اقا وحدت و همسر گرامی ایشان تسلیت عرض می کنم. روحش شاد و رحمت واسعه الهی بر او باد.

۰۵ اسفند ۹۶ ، ۱۹:۲۵ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

چشمان بر حقایق نبندیم

[پاسخ به دامنه]


به قلم مهندس محمد عبدی سنه کوهی
: سلام بر شما کبلاقا ابراهیم عزیز و دیگر دامنه خوانان. در جواب به این فرمایشات جدید شما مورد به مورد می خواهم توضیحاتی را تقدیم نمایم. شایسته می دانم تا خود را از چارچوب کلیشه ای یک بُعدی نگری خارج نماییم و صداقت و حقیقت را در لباس طرفداری صرف از جریانی فدا نکنیم. چرا که بنده به دور از هر هیجان خاص و یکجانبه نگرانه ای در یک محیط کاملا بی طرفانه که امیدوارم متهم به شاه دوستی و یا خدای نکرده ضدانقلابی نگردیم می خواهم پاسخی مناسب به فرمایشات اخیر شما به عنواب جوابیه بنده مرقوم فرمودید و در این پست (اینجا) دامنه منتشر شده است را تقدیم نمایم. باشد که بدور از تعصب مورد مداقه و مطالعه قرار گیرد.





در بند 1- به درستی اشاره نمودید که زابلی ها به دلیل خشکسالی و قحطی در منطقه سیستان کوچانده شده و به اجبار نقل مکان کردند و این مطلب مربوط به سال 1327 و 1328 می شود که نه بخاطر زلزله بلکه همین دلیل اخیرالذکر به مناطق شمالی کشور از جمله شاه آباد کوچانده شدند و البته زمینهای این منطقه تماما جنگل غیر صنعتی و لم  و لوار و گاله جار و باتلاق بود که به قول پدر خدابیامرزم بیان می داشت که روز آدم رو خرس و پلنگ می خورد و ... خلاصه کاری به رژیم و فرد حکومت کننده ندارم همین که حکومتی این گونه زمینها را با زهکشی و کار احیا نمود و مردمان کشور خودش را به نان و زندگی رساند خودش بزرگترین خدمت هست و ماجور؛ حال اسمش را هر چه می خواهی بگذار ولی باید اذعان داشت که بعد از انقلاب به دلایلی در این زمینه کمتر موفق بوده ایم.




برای بند 2- شما اشاره نمایم که آنان به فکر فقر و بیکاری مردم بودند و یا نبودند را به ادعا نمی شود ثابت کرد آن چیز که عیان است و واضح است غیر ازین بیان شماست و حقیقت را نمی شود کتمان کرد؛ نمی خواهم بیشتر از قبل در این مورد بحث نمایم تعداد کارخانه ها و مراکز کشت و صنعتها و میزان بیکاری و درصد رشد صنعتی شدن و همه و همه خود مثل روز روشن است و انکار حقایق توسط امثال بنده و جنابعالی یا دیگران چیزی را عوض نمی کند.



البته بدون تعارف عرض می کنم ای کاش ما هم ذره ای بیشتر عدالت حکومت سابق را داشته باشیم و همه مردم را در خوردن و بردن سهیم می کردیم نه فقط عده قلیلی را که رهبری معظم انقلاب هم در سخنرانی اخیرشان به ضعف عدالت اعتراف و عذرخواهی در پیشگاه خدا و ملت نمودند و امیدوارم مسئولین در همه سطوح فرمایشاتش را جدی گرفته کنار کاخ خود برای کوخ نشینان هم لقمه ای باقی بگذارند.



موارد مصداقی در این زمینه زیاد است. حال کمپرادوری و طرح امریکایی دانستن برخی اصلاحات اقتصادی در رژیم گذشته را تمام و کمال اصلا نه تنها نمی پسندم بلکه پوشش و محمل و ادعایی مضحک می دانم که برای پوپولیستی کردن و تخریب هرگونه دستاورد بشری و علم امروزی را خراب نمودن می دانم و اصلا موافق اینگونه تخریب علوم و پیشرفتهای بشری با انگ امریکایی و اروپایی زدن نمی دانم و برای تصور امنیتی مراکز خاص می دانم و به درد برخی کلاسهای توجیهی می خورد.



گلسرخی را نه تنها شهید نمی دانم بلکه یک توده ای (مشخصا مارکسیست) طرفدار کمونیستی کردن اقتصاد کشور می دانم که بزرگترین ضربه را به رشد و تعالی کشور زدند و چوب لای چرخ اقتصاد کشور گذاشتند و
بقیه ادامه


افکار عمومی را به بیراهه کشاندند و همه چیز را با ادعا و پوشش شعار عاشورا و امام حسین (ع) پوپولیستی کردند.



در بند 3- شما در مورد احداث شرکت نکاچوب باید گفت که کتابچه های کارشناسی آن دوران قبل از انقلاب بسیار کارشناسی شده و علمی بودند و بسیار بسیار دقیق و قانونمند کارها را پیش بینی و شروع به اجرا کرده بودند ؛اگر نبود اکنون اثری از جنگل هم  نبود  این حقیقت کتمان ناپذیری است که دوست دارم از افراد بی طرف بیشتر تحقیق و پرس و جو نمایید. برعکس نظر شما جنگل را با ارائه قوانین و تثبیت و ملی کردن منابع طبیعی در حکومت سابق نجات دادند و از غارت و چپاول خرده مالکین به قیمت از دست رفتن محبوبیت مشابه طرحهای واگذاری زمینها به کشاورزان تا آخر اجرا و در مقابل خوانین و بزرگ مالکین یک گام عقب ننشستند  و حال قضاوت شما جور دیگر هست اشکالی ندارد برداشت شماست و باشد قضاوت تاریخ.



اینکه تصور کنید بومیان را بکار گرفتند که دهانشان را ببندند هم تهمت و افترایی بزرگ است و قطعا باید در پیشگاه خداوند توبه نمایید و توبه نصوح بله توبه نصوح چرا که بومیان را بکار گرفتن و ایجاد اشتغال پایدار نمودند و همه را صاحب معیشت و زندگی آبرومندانه نمودن را دهانشان بستن بدانی پس چرا ...؟؟!!




در مورد بند 4- توضیحات شما نمی خواهم وارد مجادله شوم اما حقیقتا این حکومت باید نقد درونی کند و حقایق را بجای کتمان نقد منصفانه کند و در کنار بیان حقایق تاریخی و سانسور نکردن گذشته روشن اقتصادی و پیشرفتهای صنعتی در برابر پیشرفت علمی و آگاهی نسل امروزی، ایراد کار اداره کشور را بر طرف کند و عدالت اجتماعی را بیشتر بگستراند و اصلاحات اساسی و درست مردم پسند را بیشتر مدنظر حکومت قرار دهد تا انقلاب اسلامی که الحق خون بهای شهدای گرانقدری است که خالصانه و فقط و فقط برای رضای خدا شهید شده اند بیشتر و بهتر در برابر تندبادهای دهر مصون و محفوظ بماند و از بیان حقیقت نه تنها هراس نداشته باشیم بلکه جهت رفاه و معیشت مردم تلاش بیشتری کنیم و فکر نکنیم که مردم محکوم به صبر و تحمل شداید و بلایای ناشی از تصمیمات غلط حاکمانشان هستند با نامهای مقدس و احساسات مذهبی می شود برای همیشه بر مردم حکومت کرد بلکه باید منتظر روزی بود که مردم هم مسئولین را خدمتگذار خود بدانند نه سوار بر گرده خود.



البته به نظرم آنچه مردم را در قبل از انقلاب وادار به شورش کرد وجود یک آلترناتیو قوی مذهبی و امید به رفع ظلم و تبعیض و آزادی بوده است و دوست داشتند که از زیر یوغ استبداد و دیکتاتوری فردی و گروهی خاص بیرون بیایند و خود بر سرنوشت خود حاکم باشند که در جای جای مصاحبه های امام در پاریس و قطعنامه های پایان مراسم تظاهرات قبل از انقلاب مکتوب وجود دارد. امیدوارم چشمان خود را بر حقایق نبندیم و در همه حال راست و درست ببینیم و بگوییم. موفق باشید.



پاسخ دامنه


جناب مهندس بزرگوار عبدی با سلام و احترام. از این که به مسائل جامعه، چه مربوط به رژیم فاسد گذشته و چه پس از انقلاب اسلامی مردم انقلابی و مؤمن و مقاوم ایران، این همه توجه نشان می دهید ممنونم. گرچه باهم بر سر موضوعات و حتی مصادیق، اختلاف دیدگاه اساسی داریم و این علامتِ سلامت رفتاری ست میان دو رفیق. خداحافظ.


۰۲ اسفند ۹۶ ، ۱۰:۲۵ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

امر، امر ملوکانه!


پاسخ به عبدی

 

به قلم دامنه. به نام خدا. جناب مهندس محمد عبدی سنه کوهی در این پست (اینجا) مطالبی دربارۀ شاه گفته اند که این پاسخی ست به آن مطلب. ضمن سلام به ایشان که رفیق خوب و بافکر من است، امید است به تنویر بینجامد.

 

 

1- به آنچه در بند یکم آوردی باید بگویم مردم محترمی که از زابل سیستان به دشت ناز آورده شده بودند، نه برای رونق بخشی به اقتصاد کشاورزی منطقه، بلکه در اثر زلزله و بی خانمان شدن آنان بود که رژیم، آنها را در روستایی به اسم شاه آباد (=اسلام آباد فعلی) اسکان داد.

 

 


فرودگاه دشت ناز میاندورود-ساری


 

2- شاه و شاهپور به فکر فقر و بیکاری مردم نبودند، آنها به زمین های تصرّفی شان فکر می کردند و درآمدهای وفورشان، تا در اروپا و آمریکا قصر بخرند و عیّاشی کنند. سیاست کمپرادوری بود که آنان مطیع تز آمریکایی بودند. همان چپاول نوین، که شهید خسرو گلسرخی در دادگاه اش بخوبی از آن پرده برداشت.

 

 

3- من برخلاف شما معتقدم جنگل را با طرح هایی که اجرا کرده بودند غارت کردند. البته بومی ها را به کار گرفته بودند که دهان شان را ببندند. این شیوه ای آمریکایی و استعماری ست و واژۀ استعمار می دانی که از عالی ترین! کلمه هاست یعنی آبادانی و عمران کردن.

 

 

4- گفتی: «شاه هرگز متوهم پیشرفت نبود بلکه مدبّرانه و طبق برنامه های مدون و البته با الگوی مناسب از علم روز و بهرمندی از نتیجه علوم و تکنولوژی پیشرفته و رشد صنعتی واقعی، نه با آزمون و خطا و خلط مباحث، کشور را در مسیر رشد و تعالی و پیشرفت قرار داده بود... .»

 

 

من که در موضوع انقلاب اسلامی هم تحقیق کردم و هم کتاب نوشتم، به هیچ پژوهشگری برنخوردم که نسبت به شاه چنین دیدگاهی داشته باشد. شاه را ضعیف النفس می دانستند حتی بسیاری از انقلابیون سرشناس از فرار شاه تعجب کردند. شاهی که امرش، امر ملوکانه! تلقی می شد و اعلاحضرت همایون آریامهر لقب! داشت.

 

 

اساساً کسی گمان نمی کرد انقلاب با این همه سرعت پیروز شود و سلطنت با آن همه شتاب واژگون شود. این نشان می داد شاه نه فقط مُدبّر نبود، بلکه به دلیل فساد عمیق و گندکاری های پشت پرده ایی که داشت پول و طلا و ثروت چپاول شده را زود برداشت و دررفت تا از قافلۀ تمدن! عقب نماند. فعلاً همین پاسخ بس است.

۳۰ بهمن ۹۶ ، ۲۲:۲۲ ۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
دامنه |

مادر و پدر و شرع

به قلم مهندس محمد عبدی سنه کوهی


با سلام مجدد. در مورد پست اخیر شما در مورد نسب از پدر یا مادر (اینجا) از آنجاییکه اینگونه موارد مطروحه در پست و ذکر و مثالها تابع قانون و مقررات موضوعه می باشد و نوعی قرار داد بشر هست و به اصطلاح قانون و عرف شده است و از نظر قرآن نسب هم از پدر و هم مادر است چنانکه بنده برای سنگ نوشته قبر برادر خدا بیامرزم و نیز پدر حدابیامرزم در نوشتن سنگ قبر فرزند فلان و فلانه را دادم نوشتند. حال جهت تکمیل اطلاعات مطلب ذیل را هم اضافه می نمایم تا برای خوانندگان شما مفید باشد انشاآلله.



اولا توجه داشته باشیم که احکام اسلام در مورد خانواده و روابط درونى آن را باید در مجموعه احکام ملاحظه نمود نه در یک زاویه و یک بعد آن. مثلا در اسلام حق ولایت و سرپرستى بر دوش مرد گذاشته شده؛ چون حق نفقه و تامین هزینه نیز بر دوش او نهاده شده است.
بقیه ادامه

ادامه مطلب...
۲۳ بهمن ۹۶ ، ۰۹:۵۹ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

شاه در نگاه عبدی

نقد عبدی بر دامنه


به قلم مهندس محمد عبدی سنه کوهی: سلام و درود بر شما کبلاقا ابراهیم عزیز و دیگر دامنه خوانان همیشگی. سعادت یاری نمود باز هم مثل همیشه تمام پستهای دامنه را دیده و تقریبا تماما را مطالعه نمودم و به دلایلی از جمله کمبود وقت کمتر سعادت نوشتن نظر و دیدگاه یافتم و گاهی هم به دلایلی ترجیح دادم سکوت نمایم و از نظرات دیگران بهره ببرم و یا نوشتار شما را تکمیل یافتم.



خلاصه اینکه دیروز در پست مطلبی در جواب 111 (اینجا) دو مثال بیان داشتید که البته اگر متهم به شاه دوستی و ازینگونه موارد نشویم با اجازه جنابعالی جهت بیان حق و حقیقت می خواهم با شما مخالفت نمایم :



کتاب انقلاب سفید شاه


1- بیان داشتید «یک: همین دشت ناز تا گوهرباران میاندورود مگر مالِ برادرش نبود؟ که تمام مردم منطقه باید برایش بیگاری می کردند و ...». جهت تنویر افکار شما و دیگر دامنه خوانان باید عرض نمایم زمینهای مشابه دشت ناز در کشور تقریبا بلا استفاده زیاد بودند و با توجه به افزایش مدرنیزاسیون کشاورزی و افزایش سطح دانش و بهداشت عمومی و در نتیجه افزایش جمعیت نیازمند احیا و کشت و کار کشاورزی بود که لازم بود انجام گیرد و به درستی یک مجموعه بزرگ کشت و صنعت مدرن و پیشرفته در این منطقه توسط شاهپور احداث شد و مردمان فقیر بیکار و بومیان و حتی مهاجرین فقیر و فلک زده سیستانی هم در این مجموعه به کار گرفته شده و البته بر اساس عرف و نرخ روز مزد می گرفتند و هر کدام دارای زندگی و معیشت شدند را نمی پذیرم نسبت بیگاری بدهیم و تخطئه نمایید و البته ای کاش نظام جمهوری اسلامی مشابه آنها چنین زمینهایی را احیا و ایجاد شغل بیشتر می نمود نه اکنون بسیاری را تعدیل نیرو و ورشکسته نماید.



2- بیان فرمودید : «دو: همین جنگل دارابکلا در آن رژیم چقدر غارت و ویران شده بود؟ بگذرم. شاه، توهّم نوسازی داشت و ...». برای جنگل داربکلا که جنگل منطقه مشترک من و شماست اصلا به غارت مورد نظر شما اعتقادی ندارم و البته برنامه های مدون و کتابچه های طرحهای جنگلداری زمان شاه و مدیریت جنگلداری و قوانین موضوعه آن زمان اگر نبود اکنون یقین بدان که از جنگل منطقه ما خبری نبود و یا حداقل تک درختانی باید دنبالش اکنون می گشتیم.



یقین بدان حکومت قبل با همه انتقادات سیاسی و مسائل دین زدایی که بحثی جداگانه می دانم اما در این زمینه مطابق استانداردهای جهانی بوده و کاملا حساب شده و درست پیش می رفت و متاسفانه باید عرض کنم در این حدود چهل سال بلایی که رابطه بازیها و برخی نمی گویم کجاهایی که اصلا مسئولینشان نمیدانند درخت چیست؟ اما پول و قدرت دارند! جنگلها را تصاحب و غارت کردند! و ... شاید هم آگاه باشید و بدانید که هستند و به کجا وصلند.



بله شاه هرگز متوهم پیشرفت نبود بلکه مدبّرانه و طبق برنامه های مدون و البته با الگوی مناسب از علم روز و بهرمندی از نتیجه علوم و تکنولوژی پیشرفته و رشد صنعتی واقعی، نه با آزمون و خطا و خلط مباحث، کشور را در مسیر رشد و تعالی و پیشرفت قرار داده بود هرچند دیکتاتور مستبد سیاسی بود و مردم را به طرفدار خود و مخالف خود تقسیم نموده و مخالفین را دعوت به ترک کشور کرده بود بماند و قابل بحث بوده و هست و اکنون نیز نباید من و شما لگد بر افتخارات درست و تاریخی این مملکت و ملت بنهیم و نمی شود حقیقت را برای همیشه در سایه نگه داشت و منکر پیشرفتها شد.



در پایان امیدوارم این جسارت را به خرج دهید تا بدون سانسور این مطالب را منتشر و به همدیگر قول دهیم:


ما نگوییم بد و میل به ناحق نکنیم

جامه کس سیه و دلق خود ازرق نکنیم

۲۳ بهمن ۹۶ ، ۰۹:۳۳ ۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |