قلم قم دامنه دوّم

جان، جهان، ایران، انسان، ادیان، قرآن، ایمان، عرفان

۳۵ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «مهندس عبدی» ثبت شده است

قضیۀ عزل منتظری

بحث آزاد در دامنه

 

به قلم مهندس محمد عبدی سنه کوهی: سلام بر شما کبلاقا ابراهیم عزیز. مباحث این چند روزه با دقت تمام مطالعه و تفکر نمودم بخصوص مباحثه با آقا سید (اینجا) و (اینجا) که همیشه خواندنی و آموزنده است و بخشهایی از تاریخ معاصر این سرزمین است و نسل شما که در اوج انقلاب و تحولات آن از برخورداران مواهب آن بوده اید خوشبختانه و البته بازم شکر هنوز هم تداوم دارد و متنعم این سفره پهن شده از اراده ملت و رهبری امام (ره) بود که بگذریم.

 

 


در باب عملکرد جناح چپ در قضیه عزل آیت الله منتظری و اشاره به رنجنامه سید احمدآقا نمودید (اینجا) که تاکید موکد می کنم آن رنجنامه را بی طرفانه و بدون تقید، همگان واجب است بخوانند و تفکر نمایند تا به بخشی از اراده کشور داری افراد این نظام پی ببرند. چرا که خود سالها پیش در سال 1374 در دوران خدمت وظیفه افسروظیفگی خواندم و خاطراتی نگفته دارم که شاید بعدها عرض نمایم.

 

 

رنجنامه حجت الاسلام مرحوم سید احمد خمینی

کتاب «رنجنامه» حجت الاسلام  سید احمد خمینی

 

 

نظرم آن است که آن زمان بیان داشتم و اکنون بیشتر فهم نمودم و به تجربه یافتم اینکه شیوه حکمرانی حضرت آیت الله العظمی منتظری ره با این گروه از حکمرانان فعلی و آن زمان تفاوت اساسی و بنیادین داشت و آن فقیه عالیقدر ملایم و با رافت اسلامی و رعایت تمام شئون و شقوق دینی مدنظرشان بود و در حالی که دیگران به شیوه به اصطلاح انقلابی و به قول بعضی ها بزن بهادُری و به قول امروزی ها تندروی.

 

 

 

وگرنه آن فقید سعید گناهی نداشتند و برنامه عجولانه عزل ایشان که به نظرم یک سناریویی بود با طراحی و برنامه افرادی خاص با محوریت هاشمی رفسنجانی و دوستانش و نه تنها آقا سید احمد بلکه دیگر افراد جناح چپ هم رودست خوردند و بعدها که حقایق بر آنها مکشوف شد از اعمال خود توبه و تبری جسته و تا حد ممکن جبران هم نمودند اما دیگر دیر شده بود و صفحه قدرت از دست این جناح در رفت که رفت و هنوز هم رفته است و ادامه دارد .

 

 


خرده گرفتن جنابعالی در برخی موارد که از بیان حقایق تاریخی سخت است که بیان نماییم و قضاوت تاریخ بسیار سخت و سنگین خواهد بود چرا که سعیدهای معاصر را ببین و مقایسه فرما تا نکته دست شما بیاید و امامان جمعه ها و سخنانشان و خط مشی ها را هم دقت نمایید گزاره مبرهن است و ...

 

 


کبلاقا ابراهیم با تمام احترام و رفاقتی که با جنابعالی دارم اما گاهی ناتمام و یا نیم بند حمله به یک جناح می فرمایید دلم سنگین می شود. هر چند تلاش می فرمایید تا فراجناحی بنمایی اما حقیقتا سخت است در این مملکت فراجناحی پیدا کنی و شما هم مستثنا نیستید .

 

 


در هر حال مباحث تایخ معاصر قضاوت و تفسیر بسیار سخت و تاوان سنگینی دارد که اگر عمری باشد و سایه برخی ها از لب بام این مملکت غروب نماید در موردش همگان خواهند گفت و خواهی خواند .

 


درود بر شما و دیگر دوستان و به امید پایداری و تداوم نظام مقدس جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد.

 

 

 

پاسخ دامنه

 

به نام خدا. سلام رفیق اهل قلم جناب عبدی. 1- از مشارکت خوب شما در همۀ بحث ها در دامنه، ممنونم. متوقّع هم بودم ورود می کنی.

 

 

 

2- خرسندم با آن که دردها را عمیق می دانی، اما برای بقای نظام آبیاری شده به خون شهیدان دعا هم می کنی.

 

 

 

3- در تأیید آن بخش از متن شما دربارۀ کتاب رنجنامه، من هم مجدد بگویم چگونه از یک سو از همان سال آغاز بحران برکناری مرحوم آیت الله العظمی منتظری، کتاب «رنجنامه» حجت الاسلام سیداحمد خمینی _رئیس دفتر بیت امام خمینی رهبرکبیر انقلاب اسلامی_ چاپ و نشر میلیونی و گاه مجّانی (که معلوم نبود از کدام پول و بودجه و سرمایه گذاری و پشتیبانی می شود) توزیع می شد اما در همان حال کتاب «واقعیت ها و قضاوت ها» و پاسخ ها و نامه های مرحوم منتظری خمیر می شد و ممنوع التوزیع. رانت، بد است، از هرکه بخواهد باشد.

 

 

 

4- فرمودی که دامنه بر جناح چپ خورده می گیرد و می خواهد بنُمایاند که فراجناحی ست. جوابم رفیق این است و والسّلام: من فردی مستقل هستم؛ از هر جناح و دسته و باند.  هر کس می خواهد باور نکند، آزاد است. مهم این است من افکارم را آزادانه بیان می دارم و این حقّ هر کس است بپذیرد یا پس زند و یا ردّ کند و یا هم رویش تأمّل نماید. خنده هم بر لبانم جاری می کنی عبدی با این گونه آزادنوسی و دامنه نویسی. پس؛ چه چیزی بهتر از آزاداندیشی و اتّحاد روحی؟

۱۰ خرداد ۹۷ ، ۱۰:۵۸ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

وحدت کلمه دُرّ نایاب زمانه

دامنۀ بحثِ آزاد


به قلم مهندس محمد عبدی سنه کوهی: سلام به شما کبلاقا ابراهیم عزیز و دیگر دامنه خوانان. در مورد دلیل ناکارآمد نشان دادن دولت روحانی منم با نظر آقا سید علی اصغر (در این پست: اینجا) موافقم.

 

 

از فحوای سوالات ایشان می توان دریافت که به چه نکاتی اشاره دارند؛ هر چند انتقاداتی هم قطعاً به دولت روحانی وارد هست. و ازین نظر نمی خواهم تمام و کمال تمام اقدامات دولت روحانی را منزّه و درست بدانم؛

 

اما مشکل و ریشه بسیاری از اتفاقات و نارسایی ها علاوه بر ریشه خارجی که از اول انقلاب هم وجود داشتند به نظرم به نبود یک جمله کلیدی که امام ره همیشه تکرار می کرد و اکنون به فراموشی سپرده شده است باید جستجو نمود و آن «وحدت کلمه» که متاسفانه دُرّ نایاب و جانمایه کمیاب زمانه و دولتها شده است و کل حکومت درگیر یک گیر اساسی و خط و نشان کشی سیاسی در یک جدال کسک کننده و خسته کننده رقابت حزبی شده اند و هیچ مکان و سازمان و شخص و جایی را در این مملکت شخصا سراغ ندارم که بی طرف و مرضی الطرفین باقی مانده باشد

 

همه دنبال گیر انداختن و انتقام از یکدیگر هستند و همین موجب این همه ناهنجاری و حتی ناکارآمدی نه تنها دولت فعلی بلکه کل نظام سیاسی ما شده است و با کوچکترین صدایی و نوایی تبدیل به بحران علیه مجموعه موجودیت نظام می گردد .

 


ازین نظر احساس خطر بسیار جدی می کنم امیدوارم عقلای مملکت در یک تفاهم ملی کدورتها را کنار زده و با وحدت کلمه بر دشمن مشترک خارجی فایق آیند و اگر همین روند ادامه داشته باشد آتش افتاده نه کاه خواهد ماند و نه کاه دان.

 


با کمال احترام به شخص شما کبلاقا ابراهیم با بسیاری از نوشتار شما در پست مطلب روز 30 اردیبهشت  [اشاره به پست «دولت صدای جدّی ندارد» اینجا] و پست روز 19 اردیبهشت [اینجا] موافق نیستم و گیر اینگونه یک طرفه دادن به دولت روحانی را مباح نمی دانم و به شدت کراهت و مظلمه دارد مگر تفکیک قایل گردیم بین مشکلات موجود از ناحیه دولت و غیر آن.


البته شخصا نقاط مثبت این دولت را به رغم نامهربانی و ظلمها و سختی های بی سابقه سختگیرانه کانونهای قدرت علیه شخص رییس جمهور را باز هم قابل توجه و مورد مداقه و البته بسیار بسیار مورد تایید می دانم مثل برچیدن بساط بسیاری از کانونهای مالی ناپاک در موسسات و قرض الحسنه های قارچی رباخوار و ساماندهی به امور اینگونه و کوتاه کردن دستان ناپاک دراز شده علیه بیت المال و ...


شاید در آینده مجبور به اشاره واضحتر گردیم.
موفق باشید.

 

پاسخ دامنه

 

به نام خدا. سلام من هم به شما مهندس، رفیق دردآشنا. متن تحلیلی جناب عالی را با دقّت و حوصله خوانده ام. پاسخ من به متن شما، این است:

 

1- جناب مهندس از این که همیشه به من لطف داری و در مکاتبات «عزیز»م می خوانی، نشان محبت بی تمام و دوستی مُستدام شماست. ممنونم.

 

2-  ناکارآمدی حسن روحانی که من می گویم به معنای این نیست وی دیگر مشروعیت سیاسی ندارد، منظورم بُن بست است که این دولت به دلیل ترکیب بد و چینش ناجور به این روز مبتلا شده است. چه لزومی دارد تمام قوام دولت او از حزب کارگزاران باشد که بنیاد تفکر غلطش را افرادی چون سید عطاء الله مهاجرانی آجرچینی کردند و الان در لندن خوش می گذراند و با آل سعود پالوده می خورد.

 

این حزب، در سیاست تعدیل اقتصادی دولت هاشمی در دهۀ 70، یک بار ملت ایران را به فلاکت و بحران سخت اقتصادی و سیاسی و نیز تصلّب های رفتاری رساند؛ آیا بس نبود؟

 

چرا رأی را از همۀ جریان های مترقی تر این کشور گرفت، ولی قدرت را چون شرکت سهامی میان دور و بری های خود تسهیم کرد؟ هیمن چیزهاست از اول هم مشخص بود، عوامل ناکارآمدی حسن روحانی می شود، که شد.

 

3- با شما کاملاً موافقم که دست روی «وحدت کلمه» گذاشتی. منتهی یک چیز را نباید پنهان داشت که وحدت به معنای تعطیلی عقل و تفکر نیست. وحدت یعنی تبعیت از منافع ملی. یعنی انسجام در اصول. اما پایبندی به نگرش هایی که آرمان توست.

 

شما بخوبی می دانید حسن روحانی از چهره های راست بوده است. او این شانس را داشت که در غیاب بخشی بزرگ از اشخاص جناح چپ _که تحت اتهام «فتنه» و بُهتان «سرپل دشمن» و افتراهای جورواجور دیگر از صحنۀ قدرت حذف و خانه نشین و حتی محصور شده اند_ به قدرت رسید. بنابراین او خیال می نمود، می تواند همیشه این حمایت را پشت سرش داشته باشد بی آن که هیچ امتیازی بدهد؛ چون پاشنه آشیل جناح چپ _یعنی اتهام فتنه_ را خبر داشت و حتی خود در حصر میرحسین دست داشت. پس؛ نباید زیاد از او توقعی داشت که کارآمد باشد و بر سر قول و قرارش.

 

4- نوشتی دامنه به دولت روحانی گیر می دهد. نه رفیق. بحث گیر نیست. من، شاکله ام این است. خود را وابسته و دلبسته هیچ کسی به غیر از معصومین _انبیای الهی و ائمه ی اطهار_ نمی کنم.

 

نه چپ الگوی من است و نه راست. من، دأب و روحیه ام این است که فهم خود را در کارم دخالت می دهم و البته که از دیدگاه ها و نظرات اهل تفکر خصوصاً روشنفکران متعهد دینی بهره می برم. معتقدم حرف حق و نقد لازم را باید گفت تا لااقل، تصلّب به همۀ شریان های حکومت تسرّی پیدا نکند.

 

اتفاقاً جناح چپ از این که خودنقدی ندارد و به عیب و ایرادهای خود واقف نیست و حرف حق منتقدان را برنمی تابد، ضررهای خود را روز به روز بیشتر کرده است. جناح راست که اساساً فاتحه اش خوانده است که خیال می کند خدا و مقتدا و چوپان مردم است!! خداحافظ.

۰۱ خرداد ۹۷ ، ۱۱:۲۴ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

تسلیت ها به خاندان شفیعی

پیام های تسلیت



به قلم حجت الاسلام محمدجواد غلامی دارابی: "کل من علیها فان و یبقی وجه ربک ذوالجلال و الاکرام". استاد بزرگوارم جناب حجت الاسلام والمسلمین حاج سید محمد شفیعی مازندرانی، ضایعه درگذشت برادر مهربان و مومنتان، مرحوم کربلایی سید حسن شفیعی را از صمیم قلب تسلیت عرض می کنم.
 

 

خداوند متعال روح پاکش را با مولایش علی (ع)  محشور نماید و به اخوان و بازماندگان صبر جزیل عنایت فرماید. روحش شاد و مشمول رحمت واسعه الهی باد... محمد جواد غلامی دارابی.
 

پاسخ دامنه

 

سلام جناب آقای غلامی. از عنایت شما بسیارممنونم. از خدا برای والدین کرام تان آرزوی طول عمر بابرکت آرزو دارم.

 

 

به قلم حجت الاسلام مالک رجبی دارابی: انّا لله و انّا الیه راجعون. استاد ارجمند حضرت حجه الاسلام حاج آقا شفیعی مازندارنی دامت برکاته.
 

باخبر شدیم برادر رزمنده  و خوشنام و مداح و محب اهل بیت عصمت و طهارت سید ابوالحسن شفیعی دارابی عزم سفرابدی نموده است. این ضایعه ی دردناک را به شما استاد  ارزشی و موفق در عرصه حوزه و دانشگاه و معارف الهی و برادران شریف و ولایتمدار و تمام بستگان و بازماندگان مخصوصا خانواده ی داغدار و همه بستگان سببی و نسبی تسلیت و تعزیت عرض می نمایم.

 

امیدوارم آن عزیز سفر کرده مشمول رحمت واسعه  ی حق تعالی  و همنشین ائمه اطهار علیهم السلام قرار گیرد و خداوند به شما استاد ارجمند و دیگر اخوان و تمامی بازماندگان صبر و اجر کرامت فرماید و از درگاه ایزد منان، علو درجات آن فقید سعید را مسالت دارم. روحش شاد یادش گرامی باد. حوزه ی علمیه قم. مالک رجبی دارابی. 23 اردیبهشت 1397.

 

 

پاسخ دامنه

 

سلام جناب شیخ مالک. از لطف و کمالِ شما ممنونم. از خدا برای رفتگان شما خصوصاً مادر گرامی تان طلب غفران دارم.

 

مرحوم حاج سیّدرضا شفیعی دارابی و همسر مرحومۀ مکرّمه اش (والدین مرحوم سید حسن) که 25 آبان 1395 در دامنه ایشان را معرفی کرده بودم: (اینجا)

 

 

 

به قلم مهندس محمد عبدی سنه کوهی: سلام. امروز حالم بسیار بسیار خراب و ناراحت بودم و با شنیدن خبر درگذشت جناب آقا سید حسن شفیعی تالُّم و تاثرم چندبرابر شد و از قضا و قدر الهی انگشت حیرت به دندان گزیدم و خود را تسلیم امر الهی یافتم که همه چیز ما دست تقدیر اوست. خدایش بیامرزاد.


این ضایعه مولّمه و این غم فراق بزرگ را به خاندان بزرگوار شفیعی خاصه برادران بزرگوارش که از دوستان بسیار خوب و دیرین هستند تسلیت و تعزیت عرض نموده، علو درجات برای آن فقید سعید و صبر و اجر عظیم برای بازماندگان و دوستان از درگاه باری تعالی مسئلت دارم. ما را در غم خود شریک بدانید.

 

پاسخ دامنه

 

سلام رفیق مان مهندس عبدی. از اخلاق نیکوی شما در همدردی با خاندان سادات گرامی حاج سیدرضا شفیعی ممنونم.

۲۳ ارديبهشت ۹۷ ، ۰۷:۱۷ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

تسلیت مهندس عبدی

یاد مرحومه گنّا
 

به قلم مهندس محمد عبدی سنه کوهی: سلام بر شما کبلاقا ابراهیم عزیز و دیگر دوستان دامنه خوان. از شنیدن خبر در گذشت به قول شما "گننا" (اینجا) و به قول ما خاله غازی، که سالها به عنوان خاله بزرگ ایام عید به دیدنش می رفتم و نان نمکش خوردیم؛ بسیار متاسف و متاثر شدم و به برادران پسرخاله علی الخصوص خاله جعفر، اِسمل به قول ما، دوست دیرین مشترکمان تسلیت عرض می کنم. خداوند به همه صبر عنایت فرماید و بقای عمر همه باشد انشالله.

 

جواب دامنه

سلام مهندس. حدس می زدم وقتی پست را ببینی و خبردار شوی، به خاطر آن همه خاطرات مشترک و حُسن معاشرت با آن مرحومه چنین بنویسی. ممنونم رفیق. یاد آن ایام که یوسف هم حیّ و حاضر بود، به خیر. روح شان با خوبان روزگار. خدانگه دار.

۲۱ ارديبهشت ۹۷ ، ۲۲:۴۷ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

نوشتۀ مهندس عبدی

دامنۀ نویسندگان

 

به قلم مهندس محمد عبدی سنه کوهی: سلام بر شما دوست عزیزتر از جانم و سلام بر دامنه خوانان همیشگی زیارات و عباداتت قبول حق باشد کبلاقا جان و شهد زیارت گوارای وجودت.

 

 

از اینکه با عکسهای متنوع و البته انتخابهایی بجا و مناسب دلهای ما را هوایی کرده ای و سلام و درودی خاصه بر آستان مقدس رضوی ایثار نمودیم بی نهایت سپاس.

 

 

صله رحم از توصیه های موکّد دین مبین اسلام و است و همه متفقیم که موجب انبساط خاطر و رفع همه گونه کدورتها و غیبتها می گردد و این مهم را جنابعالی همیشه جدی می گفتی و اکنون هم به گونه ای دیگر با یادی از برخی دوستان مشترک و این عبد کمترین انجام دادی هم بی نهایت سپاس.

 

 

مسائل روز و حمله به پیام رسان ها هم قدری کار انتقال نظرات را مشکل کرد هر چند کارکرد پیام رسانها اکنون بر وبلاگها به شدت پیشی گرفته است و اوقات زیادی از مردمان را به خود مشغول داشته اند خود جای بحث و موشکافی است ولی می بینم جنابعالی بر مدار وبلاگ داری با وجود همه گونه کمی و کاستی و مشکلات ابرام و اصرار و تکیه داری خیلی خرسند بوده و معمولا روزی نیست که نگاه و مطالعه ای نداشته باشم.

 

 

هرچند سستی و تنبلی و گاهی مشغولیات کاری و ذهنی سعادت ارایه نظر مکتوب را سلب نموده است در هر حال کار شما قابل تقدیر و بی نهایت سپاس عکس العمل و مطلب برخی دوستان و از جمله سید بزرگوار آقا سید علی اصغر همیشه برایم خواندنی و جذاب بوده و هست و خدایش سلامت و نفوذ قلم بیشتری به ایشان عنایت فرماید. موفق باشید و ایام سعادت مستدام.

 

 

جواب دامنه

 
به نام خدا. سلام رفیق بزرگوار من جناب محمد عبدی. دیدارم با تو هرچند کوتاه و کم دامنه بود، اما عُمق داشت و هنوز لحظاتی از آن ساعت ملاقات بر ذهن و روانم جاری ست. چون من و تو می دانیم دوستی به دل است، نه به زبان و چشم و جسم و قشر.


1- من یا کاری را آغاز نمی کنم یا اگر می کنم باید با همۀ توانم رویش باشد. وبلاگ داری از همین نوع امورم است که به چارچوب آن پایبندم. خدا را شکر هم خوانندۀ دامنه دارم و هم خواهندۀ دامنه. و این جای شکرگزاری دارد.


2- شما همیشه مُعین من بوده ای. دامنه را هم از اول تا الان خوانده ای و هم او را رهنون بوده ای. این خیلی قیمت و غنیمت است.


3- از قصدهای آتی من یکی این که باهم به مشهد برویم و می رویم. مشهد الرضا خانۀ نخست من است. مشهد نروم و حُرم حرم رضوی قدم و قیام و قعود نورزم، گویی گمگشته ای گمراه ام. به یُمن یکی از روزها، باهم خواهیم رفت مشهد. چون تو را هم سرگشته و شیفتۀ امام رضا یافته و دیده ام خصوصاً ایام چهل و هشتِم. ممنونم از معرفت و محبتت رفیق.
۱۲ ارديبهشت ۹۷ ، ۰۹:۵۳ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

4 متن 4 دامنه خوان

دامنۀ نویسندگان


حاج علی میرزا چلویی: به نام خدا و سلام. به نوبه خودم فرا رسیدن عید نوروز را خدمت شما جناب دامنه و همه هم محلی های عزیزم تبریک و شاد باش دارم. و نیز شهادت امام هادی علیه السلام را خدمت همگی تسلیت عرض میکنم. جناب دامنه عزیز همه پست های شما را با دقت می خوانم مثل همیشه. از بازی های محلی گرفته تا ماشه دار و .... بسیار زیبا و جذاب و آموزنده و امید آن دارم که مثل همیشه سالم و سرزنده باشید و روزهای خوبی را با دامنه ورق بزنیم. موفق و پیروز باشید. خدا نگهدار تان.



پاسخ دامنه: به نام خدا. سلام دوست گرانقدر و فهیم من جناب حاج علی میرزا. همواره شما را از خوبان می دانستم و خواهم دانست. محبت شما از لا به لای متن شما موج می زند. برای من همین بس، که دامنه برای شما این همه «جذاب و آموزنده» است. قلمِ دامنه نویسانی چون شما، همیشه مرا در راه نگه می دارد و بِراه. ممنونم آقامیرزا.



مهندس محمد عبدی سنه کوهی: سلام درود بر شما دوست عزیز سال نو مبارک ایام شهادت حضرت امام هادی (ع) تسلیت باد. انشاءالله سال جدید سرشار از موفقیت و پیشرفت و بهروزی بیشتر برای شما و خانواده محترم شما باشه. نوه های جدید بگیری و کلی بابابزرگ جون بشی. زیارت متعدد عتبات نصیب و حج و مدینه قسمت و روزی گردد. و تداوم موفقیت در دامنه دامنگیرتر باد. الهی به هر آنچه می خواهی برسی و محصورین آزاد و فتنه گران واقعی مجازات گردند.


پاسخ دامنه: سلام رفیق شفیق. آب زدم راه را. چون گویی روی نگار رسیده است. رُخِ رَخِف خوب من عبدی. ممنونم ممنونم که این همه نوازشم کرده ای. هم مرا و هم دامنه را. پوزش که دیشب نتوانستم بیام تلگرام، اما اینک به یُمن فرستاده های شما بازش کردم، دیدم این گونه نوازش شدم. موتور دامنه به وجود و حضور شریفی چون تو رفیقِ آگاه و بینا، متحرّک و رونده و پوینده و پاینده است. بازهم خدا را سپاس که بهترین دعاها را برای دامنه کردی. بله؛ باهم، بازهم.



عبدالرّحیم آفاقی: سلام. پروردگارا دراین لحظات پایانی سال 96 وبا آغاز سال نو به خواب دوستانم آرامش، به بیداریشان آسایش، به زندگیشان نشاط، به عشقشان ثبات، به عهد و مهرشان وفا، به عمرشان عزت، به رزقشان برکت و به وجودشان صحت، عطا بفرما. الهی آمین. سال نو برشما و خانواده محترم مبارک باد.



پاسخ دامنه: سلام به فامیل خیلی خوبم عبدالرحیم. هرکجای این مرز و بومی خدا به شما نصرت و سلامت دهد. ممنونم که در اولین ساعات سال 1397 به من محبت نمودی. از شوق محبت خوبانی چون شما دامنه سروپاست. درود می فرستم به حاج آقا آفاقی ابوی بزرگوارتان و آرزوی سلامتی می کنم برای مادرِ مهربان و بسیاردوست داشتنی تان. سلامم را به همۀ آفاقی ها برسان. خدا نگه دارتان.



محمد دباغیان دهیار دارابکلا: باعرض سلام‌ وتبریک بمناسبت سال جدید. بنده این عید رو خدمت شما وخانواده محترمتون تبریک میگم. و امیدوارم سال خوب وخوشی رو همراه با شادی وسربلندی داشته باشین شاد وپیروز باشید.



پاسخ دامنه: سلام جناب محمدآقای بزرگوار دهیار کوشنده و پایندۀ دارابکلا. بیش از حد مسروم ساختی. خیلی آقایی خیلی. تو را هم به عنوان محمد و نیکی هایت و هم به عنوان دهیار خوب محل که خدمت به مردم و خشنودی خدا را خوب طی می کنی، دوستت دارم. با صدای بلند هم اعلام می دارم. نیز به صمیمانه ترین وجه به شما و یارانت در ساختمان دهیاری، خداقوت باد می گویم.


۰۱ فروردين ۹۷ ، ۰۷:۱۷ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

مهجوریت قرآن

دامنۀ نویسندگان


از مهندس محمد عبدی سنه کوهی: جملات تکان دهنده ی دکتر علی شریعتی درباره قرآن: قرآن کتابی است که با نام خدا آغاز می شود و با نام مردم پایان می پذیرد... کتابی است که نخستین پیامش خواندن است و افتخار خدایش به تعلیم انسان با قلم…



این کتاب از آن روزی که به حیله دشمن و به جهل دوست لایش را بستند، لایه اش مصرف پیدا کرد و وقتی متنش متروک شد، جلدش رواج یافت و از آن هنگام که این کتاب را ــ که خواندنی نام دارد ــ دیگر نخواندند و برای تقدیس و تبرک و اسباب کشی بکار رفت، از وقتی که دیگر درمان دردهای فکری و روحی و اجتماعی را از او نخواستند، وسیله شفای امراض جسمی چون درد کمر و باد شانه و … شد و چون در بیداری رهایش کردند، بالای سر در خواب گذاشتند و بالاخره، اینکه می بینی؛ اکنون در خدمت اموات قرارش داده اند و نثار روح ارواح گذشتگانش و ندایش از قبرستان های ما به گوش می رسد!



قرآن! من شرمنده توام اگر از تو آواز مرگی ساخته ام که هر وقت در کوچه مان آوازت بلند می شود همه از هم می پرسند” چه کس مرده است؟ “چه غفلت بزرگی که می پنداریم خدا تو را برای مردگان ما نازل کرده است.



قرآن! من شرمنده توام اگر تو را از یک نسخه عملی به یک افسانه موزه نشین مبدل کرده ام. یکی ذوق می کند که تو را بر روی برنج نوشته،‌ یکی ذوق میکند که تو را فرش کرده، ‌یکی ذوق می کند که ترا با طلا نوشته، ‌یکی به خود می بالد که تو را در کوچک ترین قطع ممکن منتشر کرده و … آیا واقعا خدا ترافرستاده تا موزه سازی کنیم؟



قرآن! من شرمنده توام اگر حتی آنان که تو را می خوانند و تو را می شنوند،‌ آن چنان به پایت می نشینند که خلایق به پای موسیقی های روزمره می نشینند! … اگر چند آیه از تو را به یک نفس بخوانند مستمعین فریاد می زنند ”احسنت …!” گویی مسابقه نفس است …


قرآن!‌ من شرمنده توام اگر به یک فستیوال مبدل شده ای حفظ کردن تو با شماره صفحه، خواندن تو از آخر به اول ، ‌یک معرفت است یا یک رکورد گیری؟ ای کاش آنانکه ترا حفظ کرده اند، ‌حفظ کنی، تا این چنین ترا اسباب مسابقات هوش نکنند.



خوشا به حال هر کسی که دلش رحلی است برای تو. آنان که وقتی ترا می خوانند چنان حظ می کنند،‌ گویی که قرآن همین الان به ایشان نازل شده است. آنچه ما با قرآن کرده ایم تنها بخشی از اسلام است که به صلیب جهالت کشیدیم.


منبع: پدر مادر ما متّهمیم. اثر دکتر علی شریعتی

۱۲ اسفند ۹۶ ، ۱۲:۲۲ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

تسلیت به شیخ وحدت

منصور هادوی


به قلم دامنه. به نام خدا. همه از خداییم و به سوی خدا بازمی گردیم. درگذشت ناگهانی آقای منصور هادوی _برادرهمسر شیخ وحدت_ را به تمامی بازماندگان نسبی و سببی خصوصاً به زن داداش بزرگوار و صبور و گرامی ام کربلایی انسیه هادوی و جناب حاج قربانعلی هادوی (پدر محترم و بزرگوار آن مرحوم) و به جناب شیخ وحدت تسلیت می گویم.





مرحوم آقامنصور را خوب می شناختم. هر بار که او را از نزدیک می دیدم، خندان، باروحیه، خوش خُلق، گرم، صمیمی، مهربان و در یک کلام صاف و ساده و بی تکبّر بود. خدا او را با خوبان و با مادرِ خدابیامرز و بسیاربسیار عزیزش محشور کناد.



تسلیت ها



به قلم مهندس محمد عبدی سنه کوهی: دامنۀ نویسندگان دامنه. با سلام و عرض ادب با شنیدن خبر درگذشت مرحوم شادروان منصور هادوی برادر همسر شیخنا وحدت (در این پست: اینجا) بسیار متاثر و متاسف شده و مراتب همدردی و عرض تسلیت این حقیر را محضر جناب حجت الاسلام و المسلمین شیخ ابوطالب طالبی دارابی (شیخنا وحدت) و خانواده محترم ابلاغ فرمایید. علو درجات برای آن عزیز سفر کرده و بقای عمر و صبر و اجر برای بازماندگان از درگاه خداوند متعال خواستارم.



دامنه: ضمن سلام به شما. از لطف تان ممنونم. ان شاء الله همیشه تندرست و در صحت و سلامت باشید. خداحافظ. این عکس تو را جناب رنگین کمان دیشب به تلگرامم فرستاد.


=========


به قلم سید علی اصغر شفیعی دارابی: سلام. مرگ یکی از فرایندهای است برای رسیدن به حقیقت. به عبارتی واقعیتی است برای رسیدن به حقیقت. سخنی بود از استاد شیخ وحدت.



خبر درگذشت منصور هادوی را (در این پست: اینجا) دیدم. منصور هم مدرسه ای من در دبیرستان امام خمینی (ره) ساری بود. اوایل انقلاب بود. برای گرمابخشی حضور در عرصه های انقلاب و آشنایی با اندیشه های گوناگون، ایشون اهل بحث و مباحثه بودند. وضعیت بدنی وروحی متعادلی داشتند.



ازطرفی سنی که منجر به مرگش شود درخور ایشان نبود. به هرحال؛ این پدیده تلخ وناگوار را به خانواده محترم بویژه استاد شیخ وحدت تسلیت عرض می نمایم. از شما رفیق فرهیخته ام بدلیل اطلاع رسانی کمال امتنان را دارم.





پاسخ دامنه: سلام من هم به تو رفیقِ درک و دل و اِدراک. چندنکتۀ بسیارکوتاه برای این متن خوب و ارزندۀ شما می نویسم:


1- ممنونم که اَدای دَین نمودی به همکلاسی ات مرحوم منصور هادوی و نیز به استادت شیخ وحدت.



2- اتفاقاً وقتی حضور یافته بودم برای عرض تسلیت، به شیخ و همسر داغدیده اش گفتم که سیدعلی اصغر با منصور همکلاسی و رفیق بودند. خیلی تعجب کردند و نیز اظهار خرسندی.



3- من مرگ اندیشی (=مطالعات معادشناختی) را دوست می دارم؛ زیرا به انسان هم هویت عطاء می کند و هم حُرّیت می بخشد. تعبیر من از مرگ و زندگی، دو شاهینِ یک ترازوست که انسان را میزان می کند. مرگ هرگز نابودی نیست، بلکه محرومیتِ موقّت زندگان و بازماندگان از مُردگان و درگذشتگان است.


=========


به قلم حجت الاسلام محمدجواد غلامی دارابی: هوالباقی. درگذشت مرحوم منصور هادوی را به خانواده آن مرحوم به ویژه به استاد عزیز و نازنینم حضرت حجة الاسلام والمسلمین حاج اقا وحدت و همسر گرامی ایشان تسلیت عرض می کنم. روحش شاد و رحمت واسعه الهی بر او باد.

۰۵ اسفند ۹۶ ، ۱۹:۲۵ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

چشمان بر حقایق نبندیم

[پاسخ به دامنه]


به قلم مهندس محمد عبدی سنه کوهی
: سلام بر شما کبلاقا ابراهیم عزیز و دیگر دامنه خوانان. در جواب به این فرمایشات جدید شما مورد به مورد می خواهم توضیحاتی را تقدیم نمایم. شایسته می دانم تا خود را از چارچوب کلیشه ای یک بُعدی نگری خارج نماییم و صداقت و حقیقت را در لباس طرفداری صرف از جریانی فدا نکنیم. چرا که بنده به دور از هر هیجان خاص و یکجانبه نگرانه ای در یک محیط کاملا بی طرفانه که امیدوارم متهم به شاه دوستی و یا خدای نکرده ضدانقلابی نگردیم می خواهم پاسخی مناسب به فرمایشات اخیر شما به عنواب جوابیه بنده مرقوم فرمودید و در این پست (اینجا) دامنه منتشر شده است را تقدیم نمایم. باشد که بدور از تعصب مورد مداقه و مطالعه قرار گیرد.





در بند 1- به درستی اشاره نمودید که زابلی ها به دلیل خشکسالی و قحطی در منطقه سیستان کوچانده شده و به اجبار نقل مکان کردند و این مطلب مربوط به سال 1327 و 1328 می شود که نه بخاطر زلزله بلکه همین دلیل اخیرالذکر به مناطق شمالی کشور از جمله شاه آباد کوچانده شدند و البته زمینهای این منطقه تماما جنگل غیر صنعتی و لم  و لوار و گاله جار و باتلاق بود که به قول پدر خدابیامرزم بیان می داشت که روز آدم رو خرس و پلنگ می خورد و ... خلاصه کاری به رژیم و فرد حکومت کننده ندارم همین که حکومتی این گونه زمینها را با زهکشی و کار احیا نمود و مردمان کشور خودش را به نان و زندگی رساند خودش بزرگترین خدمت هست و ماجور؛ حال اسمش را هر چه می خواهی بگذار ولی باید اذعان داشت که بعد از انقلاب به دلایلی در این زمینه کمتر موفق بوده ایم.




برای بند 2- شما اشاره نمایم که آنان به فکر فقر و بیکاری مردم بودند و یا نبودند را به ادعا نمی شود ثابت کرد آن چیز که عیان است و واضح است غیر ازین بیان شماست و حقیقت را نمی شود کتمان کرد؛ نمی خواهم بیشتر از قبل در این مورد بحث نمایم تعداد کارخانه ها و مراکز کشت و صنعتها و میزان بیکاری و درصد رشد صنعتی شدن و همه و همه خود مثل روز روشن است و انکار حقایق توسط امثال بنده و جنابعالی یا دیگران چیزی را عوض نمی کند.



البته بدون تعارف عرض می کنم ای کاش ما هم ذره ای بیشتر عدالت حکومت سابق را داشته باشیم و همه مردم را در خوردن و بردن سهیم می کردیم نه فقط عده قلیلی را که رهبری معظم انقلاب هم در سخنرانی اخیرشان به ضعف عدالت اعتراف و عذرخواهی در پیشگاه خدا و ملت نمودند و امیدوارم مسئولین در همه سطوح فرمایشاتش را جدی گرفته کنار کاخ خود برای کوخ نشینان هم لقمه ای باقی بگذارند.



موارد مصداقی در این زمینه زیاد است. حال کمپرادوری و طرح امریکایی دانستن برخی اصلاحات اقتصادی در رژیم گذشته را تمام و کمال اصلا نه تنها نمی پسندم بلکه پوشش و محمل و ادعایی مضحک می دانم که برای پوپولیستی کردن و تخریب هرگونه دستاورد بشری و علم امروزی را خراب نمودن می دانم و اصلا موافق اینگونه تخریب علوم و پیشرفتهای بشری با انگ امریکایی و اروپایی زدن نمی دانم و برای تصور امنیتی مراکز خاص می دانم و به درد برخی کلاسهای توجیهی می خورد.



گلسرخی را نه تنها شهید نمی دانم بلکه یک توده ای (مشخصا مارکسیست) طرفدار کمونیستی کردن اقتصاد کشور می دانم که بزرگترین ضربه را به رشد و تعالی کشور زدند و چوب لای چرخ اقتصاد کشور گذاشتند و
بقیه ادامه


افکار عمومی را به بیراهه کشاندند و همه چیز را با ادعا و پوشش شعار عاشورا و امام حسین (ع) پوپولیستی کردند.



در بند 3- شما در مورد احداث شرکت نکاچوب باید گفت که کتابچه های کارشناسی آن دوران قبل از انقلاب بسیار کارشناسی شده و علمی بودند و بسیار بسیار دقیق و قانونمند کارها را پیش بینی و شروع به اجرا کرده بودند ؛اگر نبود اکنون اثری از جنگل هم  نبود  این حقیقت کتمان ناپذیری است که دوست دارم از افراد بی طرف بیشتر تحقیق و پرس و جو نمایید. برعکس نظر شما جنگل را با ارائه قوانین و تثبیت و ملی کردن منابع طبیعی در حکومت سابق نجات دادند و از غارت و چپاول خرده مالکین به قیمت از دست رفتن محبوبیت مشابه طرحهای واگذاری زمینها به کشاورزان تا آخر اجرا و در مقابل خوانین و بزرگ مالکین یک گام عقب ننشستند  و حال قضاوت شما جور دیگر هست اشکالی ندارد برداشت شماست و باشد قضاوت تاریخ.



اینکه تصور کنید بومیان را بکار گرفتند که دهانشان را ببندند هم تهمت و افترایی بزرگ است و قطعا باید در پیشگاه خداوند توبه نمایید و توبه نصوح بله توبه نصوح چرا که بومیان را بکار گرفتن و ایجاد اشتغال پایدار نمودند و همه را صاحب معیشت و زندگی آبرومندانه نمودن را دهانشان بستن بدانی پس چرا ...؟؟!!




در مورد بند 4- توضیحات شما نمی خواهم وارد مجادله شوم اما حقیقتا این حکومت باید نقد درونی کند و حقایق را بجای کتمان نقد منصفانه کند و در کنار بیان حقایق تاریخی و سانسور نکردن گذشته روشن اقتصادی و پیشرفتهای صنعتی در برابر پیشرفت علمی و آگاهی نسل امروزی، ایراد کار اداره کشور را بر طرف کند و عدالت اجتماعی را بیشتر بگستراند و اصلاحات اساسی و درست مردم پسند را بیشتر مدنظر حکومت قرار دهد تا انقلاب اسلامی که الحق خون بهای شهدای گرانقدری است که خالصانه و فقط و فقط برای رضای خدا شهید شده اند بیشتر و بهتر در برابر تندبادهای دهر مصون و محفوظ بماند و از بیان حقیقت نه تنها هراس نداشته باشیم بلکه جهت رفاه و معیشت مردم تلاش بیشتری کنیم و فکر نکنیم که مردم محکوم به صبر و تحمل شداید و بلایای ناشی از تصمیمات غلط حاکمانشان هستند با نامهای مقدس و احساسات مذهبی می شود برای همیشه بر مردم حکومت کرد بلکه باید منتظر روزی بود که مردم هم مسئولین را خدمتگذار خود بدانند نه سوار بر گرده خود.



البته به نظرم آنچه مردم را در قبل از انقلاب وادار به شورش کرد وجود یک آلترناتیو قوی مذهبی و امید به رفع ظلم و تبعیض و آزادی بوده است و دوست داشتند که از زیر یوغ استبداد و دیکتاتوری فردی و گروهی خاص بیرون بیایند و خود بر سرنوشت خود حاکم باشند که در جای جای مصاحبه های امام در پاریس و قطعنامه های پایان مراسم تظاهرات قبل از انقلاب مکتوب وجود دارد. امیدوارم چشمان خود را بر حقایق نبندیم و در همه حال راست و درست ببینیم و بگوییم. موفق باشید.



پاسخ دامنه


جناب مهندس بزرگوار عبدی با سلام و احترام. از این که به مسائل جامعه، چه مربوط به رژیم فاسد گذشته و چه پس از انقلاب اسلامی مردم انقلابی و مؤمن و مقاوم ایران، این همه توجه نشان می دهید ممنونم. گرچه باهم بر سر موضوعات و حتی مصادیق، اختلاف دیدگاه اساسی داریم و این علامتِ سلامت رفتاری ست میان دو رفیق. خداحافظ.


۰۲ اسفند ۹۶ ، ۱۰:۲۵ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

امر، امر ملوکانه!


پاسخ به عبدی

 

به قلم دامنه. به نام خدا. جناب مهندس محمد عبدی سنه کوهی در این پست (اینجا) مطالبی دربارۀ شاه گفته اند که این پاسخی ست به آن مطلب. ضمن سلام به ایشان که رفیق خوب و بافکر من است، امید است به تنویر بینجامد.

 

 

1- به آنچه در بند یکم آوردی باید بگویم مردم محترمی که از زابل سیستان به دشت ناز آورده شده بودند، نه برای رونق بخشی به اقتصاد کشاورزی منطقه، بلکه در اثر زلزله و بی خانمان شدن آنان بود که رژیم، آنها را در روستایی به اسم شاه آباد (=اسلام آباد فعلی) اسکان داد.

 

 


فرودگاه دشت ناز میاندورود-ساری


 

2- شاه و شاهپور به فکر فقر و بیکاری مردم نبودند، آنها به زمین های تصرّفی شان فکر می کردند و درآمدهای وفورشان، تا در اروپا و آمریکا قصر بخرند و عیّاشی کنند. سیاست کمپرادوری بود که آنان مطیع تز آمریکایی بودند. همان چپاول نوین، که شهید خسرو گلسرخی در دادگاه اش بخوبی از آن پرده برداشت.

 

 

3- من برخلاف شما معتقدم جنگل را با طرح هایی که اجرا کرده بودند غارت کردند. البته بومی ها را به کار گرفته بودند که دهان شان را ببندند. این شیوه ای آمریکایی و استعماری ست و واژۀ استعمار می دانی که از عالی ترین! کلمه هاست یعنی آبادانی و عمران کردن.

 

 

4- گفتی: «شاه هرگز متوهم پیشرفت نبود بلکه مدبّرانه و طبق برنامه های مدون و البته با الگوی مناسب از علم روز و بهرمندی از نتیجه علوم و تکنولوژی پیشرفته و رشد صنعتی واقعی، نه با آزمون و خطا و خلط مباحث، کشور را در مسیر رشد و تعالی و پیشرفت قرار داده بود... .»

 

 

من که در موضوع انقلاب اسلامی هم تحقیق کردم و هم کتاب نوشتم، به هیچ پژوهشگری برنخوردم که نسبت به شاه چنین دیدگاهی داشته باشد. شاه را ضعیف النفس می دانستند حتی بسیاری از انقلابیون سرشناس از فرار شاه تعجب کردند. شاهی که امرش، امر ملوکانه! تلقی می شد و اعلاحضرت همایون آریامهر لقب! داشت.

 

 

اساساً کسی گمان نمی کرد انقلاب با این همه سرعت پیروز شود و سلطنت با آن همه شتاب واژگون شود. این نشان می داد شاه نه فقط مُدبّر نبود، بلکه به دلیل فساد عمیق و گندکاری های پشت پرده ایی که داشت پول و طلا و ثروت چپاول شده را زود برداشت و دررفت تا از قافلۀ تمدن! عقب نماند. فعلاً همین پاسخ بس است.

۳۰ بهمن ۹۶ ، ۲۲:۲۲ ۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
دامنه |

مادر و پدر و شرع

به قلم مهندس محمد عبدی سنه کوهی


با سلام مجدد. در مورد پست اخیر شما در مورد نسب از پدر یا مادر (اینجا) از آنجاییکه اینگونه موارد مطروحه در پست و ذکر و مثالها تابع قانون و مقررات موضوعه می باشد و نوعی قرار داد بشر هست و به اصطلاح قانون و عرف شده است و از نظر قرآن نسب هم از پدر و هم مادر است چنانکه بنده برای سنگ نوشته قبر برادر خدا بیامرزم و نیز پدر حدابیامرزم در نوشتن سنگ قبر فرزند فلان و فلانه را دادم نوشتند. حال جهت تکمیل اطلاعات مطلب ذیل را هم اضافه می نمایم تا برای خوانندگان شما مفید باشد انشاآلله.



اولا توجه داشته باشیم که احکام اسلام در مورد خانواده و روابط درونى آن را باید در مجموعه احکام ملاحظه نمود نه در یک زاویه و یک بعد آن. مثلا در اسلام حق ولایت و سرپرستى بر دوش مرد گذاشته شده؛ چون حق نفقه و تامین هزینه نیز بر دوش او نهاده شده است.
بقیه ادامه

ادامه مطلب...
۲۳ بهمن ۹۶ ، ۰۹:۵۹ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

شاه در نگاه عبدی

نقد عبدی بر دامنه


به قلم مهندس محمد عبدی سنه کوهی: سلام و درود بر شما کبلاقا ابراهیم عزیز و دیگر دامنه خوانان همیشگی. سعادت یاری نمود باز هم مثل همیشه تمام پستهای دامنه را دیده و تقریبا تماما را مطالعه نمودم و به دلایلی از جمله کمبود وقت کمتر سعادت نوشتن نظر و دیدگاه یافتم و گاهی هم به دلایلی ترجیح دادم سکوت نمایم و از نظرات دیگران بهره ببرم و یا نوشتار شما را تکمیل یافتم.



خلاصه اینکه دیروز در پست مطلبی در جواب 111 (اینجا) دو مثال بیان داشتید که البته اگر متهم به شاه دوستی و ازینگونه موارد نشویم با اجازه جنابعالی جهت بیان حق و حقیقت می خواهم با شما مخالفت نمایم :



کتاب انقلاب سفید شاه


1- بیان داشتید «یک: همین دشت ناز تا گوهرباران میاندورود مگر مالِ برادرش نبود؟ که تمام مردم منطقه باید برایش بیگاری می کردند و ...». جهت تنویر افکار شما و دیگر دامنه خوانان باید عرض نمایم زمینهای مشابه دشت ناز در کشور تقریبا بلا استفاده زیاد بودند و با توجه به افزایش مدرنیزاسیون کشاورزی و افزایش سطح دانش و بهداشت عمومی و در نتیجه افزایش جمعیت نیازمند احیا و کشت و کار کشاورزی بود که لازم بود انجام گیرد و به درستی یک مجموعه بزرگ کشت و صنعت مدرن و پیشرفته در این منطقه توسط شاهپور احداث شد و مردمان فقیر بیکار و بومیان و حتی مهاجرین فقیر و فلک زده سیستانی هم در این مجموعه به کار گرفته شده و البته بر اساس عرف و نرخ روز مزد می گرفتند و هر کدام دارای زندگی و معیشت شدند را نمی پذیرم نسبت بیگاری بدهیم و تخطئه نمایید و البته ای کاش نظام جمهوری اسلامی مشابه آنها چنین زمینهایی را احیا و ایجاد شغل بیشتر می نمود نه اکنون بسیاری را تعدیل نیرو و ورشکسته نماید.



2- بیان فرمودید : «دو: همین جنگل دارابکلا در آن رژیم چقدر غارت و ویران شده بود؟ بگذرم. شاه، توهّم نوسازی داشت و ...». برای جنگل داربکلا که جنگل منطقه مشترک من و شماست اصلا به غارت مورد نظر شما اعتقادی ندارم و البته برنامه های مدون و کتابچه های طرحهای جنگلداری زمان شاه و مدیریت جنگلداری و قوانین موضوعه آن زمان اگر نبود اکنون یقین بدان که از جنگل منطقه ما خبری نبود و یا حداقل تک درختانی باید دنبالش اکنون می گشتیم.



یقین بدان حکومت قبل با همه انتقادات سیاسی و مسائل دین زدایی که بحثی جداگانه می دانم اما در این زمینه مطابق استانداردهای جهانی بوده و کاملا حساب شده و درست پیش می رفت و متاسفانه باید عرض کنم در این حدود چهل سال بلایی که رابطه بازیها و برخی نمی گویم کجاهایی که اصلا مسئولینشان نمیدانند درخت چیست؟ اما پول و قدرت دارند! جنگلها را تصاحب و غارت کردند! و ... شاید هم آگاه باشید و بدانید که هستند و به کجا وصلند.



بله شاه هرگز متوهم پیشرفت نبود بلکه مدبّرانه و طبق برنامه های مدون و البته با الگوی مناسب از علم روز و بهرمندی از نتیجه علوم و تکنولوژی پیشرفته و رشد صنعتی واقعی، نه با آزمون و خطا و خلط مباحث، کشور را در مسیر رشد و تعالی و پیشرفت قرار داده بود هرچند دیکتاتور مستبد سیاسی بود و مردم را به طرفدار خود و مخالف خود تقسیم نموده و مخالفین را دعوت به ترک کشور کرده بود بماند و قابل بحث بوده و هست و اکنون نیز نباید من و شما لگد بر افتخارات درست و تاریخی این مملکت و ملت بنهیم و نمی شود حقیقت را برای همیشه در سایه نگه داشت و منکر پیشرفتها شد.



در پایان امیدوارم این جسارت را به خرج دهید تا بدون سانسور این مطالب را منتشر و به همدیگر قول دهیم:


ما نگوییم بد و میل به ناحق نکنیم

جامه کس سیه و دلق خود ازرق نکنیم

۲۳ بهمن ۹۶ ، ۰۹:۳۳ ۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

یاد ایام، یاد اقوام

به قلم مهندس محمد عبدی سنه کوهی


سلام. خداوند والدین گرامی و عزیز شما را غریق رحمت فرماید و در آن دنیای باقی، با صلحا و اولیا همنشین گرداند.


دست مریزاد کبلاقا عکس فامیل عزیز ما حاج حسین داربکلایی ابن ملا ولی و کربلایی هاجر را [در این پست اینجا] گذاشتی از دیدنش خیلی خیلی مشعوف گشتم و به شما و او و خاندانش درود می فرستم.


خداوند پدر و مادر او و شما را بیامرزاد. بخصوص مادرشان که از نوجوانی بیادش دارم که خانه سنه کوه ما رفت و آمد داشت و هر بار چند شبانه روزی وقوف داشتند... یادش بخیر. درود و بدرود.


پاسخ دامنه


به نام خدا. سلام جناب مهندس عبدی. ممنونم که لطف می فرمایید همیشه به والدینم.روح پدر شما هم همیشه شادمان باد. در مورد حاج حسین داربکلایی ملاولی نیز خوشحالم که آن پست موجبات نشاط روحی تان را فراهم کرد. جالت تر این که خیلی خوب به فامیل هایت احترام و ارزش می گذاری. این دلدادگی ها واقعاً به نزاکت ها و اخلاق های پایدار می انجامد. خدا نگه دار.

۲۸ دی ۹۶ ، ۱۸:۵۷ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

دربارۀ دو پست زن و خاطره

به قلم مهندس محمد عبدی سنه کوهی


سلام کبلاقا جان. عجب نکته جالب توجهی در این خاطره ات (اینجا) بدان دست گذاشتی و البته متذّکر شدی. احسنت. البته دقیقاً همین است و برخی ها از روی نادانی یا ناآگاهی و یا خود شیفتگی و یا هر دلیل دیگری گاهی مباحثی را در اینگونه صله ارحام و دید و بازدیدها بیان می کنند که آدمی حالش بهم می خورد و گاه سرد دردش بیشتر می شود و فقط باید خدا خدا کرد که سایه اش را بردارد و با خودش ببرد و به بازماندگان رخصت دهد و ...



حالا خودمونیم چرا بحث لیسک دوا ... خداوند روزی ما را از دهان لیسک می دهد ازین نظر داده خدارو شکر.


انشاءالله دیگر غم نبینید و اگر گریزی نیست کم ببینید. در پناه حق باشی ای دوست.



راستی از خواندن خاطره کتک کاری خانم استاد الفقها و المجتهدین کاشف الغطاء (در این پست اینجا) و نوع نگاه ایشان و درس آموزی روش مبارزه با شیطان خودبینی و تکبُّر و دریافت خلوص قلبی ایشان یکسره خندیدم و درس آموختم و به تو و او احسنت گفتم. خلاصه اینم جواب اون خاطره شما که پدرش  گفت زن بدبخت رو بزنید و اگر نیست جا مکانش را هم قطعاً حکمتی درش نهفته است و برای من و تو، زن ذلیل بودن قابل قبول نیست و ...  خواه قبول کن خواه نکن.


پاسخ دامنه


به نام خدا. سلام صمیمانه و گرمم بر مهندس که هم نفس گرم دارد و هم قلم گرم و نرم و نُرم. بله رفیق. مجلس عزا آداب خاص خود را دارد. طرف تا فاتحه را نیمه نصفه نخوانده از روبرویی می پرسه اَره، این لِسک چنده فراوون بهیه! حالا دوتایی شروع می کنند به فریاد پیرامون گَل و اشنیک و سردرختی و بِن درختی. بگذرم. زمان نیازه تا این خصیصه های نابجا در مجلس تسلّا دهی رَخت بربندد. لسک دوا هم دیگه وِرد زبان مان شده از بس به یاد فروشگاه مدرن سم و آفات زدایی جناب مهندس عبدی هستیم.



اما کاشف الغطاء را عالی فهمیده ای. و نکتۀ درستی را آورده ای. در ضمن من هنوز نفهمیده ام این که می گویند برخی ها زن ذلیل اند یعنی چه؟ یعنی ریشۀ این گرایش روانی را نمی دانم که آیا چون خودباخته اند، زن ذلیل می شوند؟ آیا چون دلباخته اند چنین می شوند؟ یا نه چون اساساً همه چیز را باخته اند این گونه می گردند. یا نه مآلاً چون می خواهند کسی را بکوبند این نوا را حواله می دهند؟



گرچه من معتقدم تدبیر زندگی به مدَد زن و شوهر هر دو، قوام می گیرد و این نسبت دادن حاکی از غیرت های کاذب مردان است که می خواهند اَدای قهرمانی درآورند. مرد مگه پلنگ و هیولاست که زن عین گربه و جن زده از آن بهراسد؟ مرد و زن به حکمت لایتناهی خدای حکیم به گونه ای آفریده شدند که اگر شیفته و دلدادۀ هم باشند، سخن همدیگر را گویی از نهاد واحدی به نام دو قلب منفصلِ اما متّصل شان می شنوند. زیاد حاشیه رفته ام. برم سر اصل مطلب. یعنی زن، زنگ نیست که او را به صدا درآوری. زن، یک پای حیات است که مرد اگر آن را نداشته باشد لنگ می گردد و لنگان لنگان می کند. پس برم سر اصلِ اصلِ مطلب یعنی خداحافظ رخِف.

۲۶ دی ۹۶ ، ۰۹:۳۶ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

تسلیت مهندس عبدی

به قلم مهندس محمد عبدی

سلام بر شما دوست عزیزم و دیگر دوستان. غم فراق فرزند بسیار بسیار دردناک و سخت و حزین است و تحمل این داغ خود تحملی شرف و دلی پولادین می خواهد که البته خدای باید یاری نماید و فقط اوست با دلهای مومنین چنان می کند که تحملش را قدری تلطیف اما در این فراق سوزناک همراهی و هم آوایی دوستان و اقربا هم می تواند کاهنده آلام و دردهای ناشی از آن باشد که بدین جهت بر خود فرض دانسته و می دانم ضمن عرض تسلیت و تعزیت مجدد از خداوند رحمان و رحیم طلب صبری عظیم برای پدر و مادر و شما دوستان و اقربا طلب نمایم و امیدوارم یاد حضرت رقیه سلام الله علیه تسکین دهنده غم فراقتان باشد .این حقیر را هم در غم خود شریک بدانید.


پاسخ دامنه

سلام جناب مهندس دوست اهل درد و درک. ممنونم. نوشته ات حاکی از روح جهان بینی اسلامی و نگرش متلطّفانه انسانی ست. همین طور است که نوید داده اید. همه ما تسلیم مشیت خداییم. فاطمه دارابکلایی امانت خدا بود و خدا هم امانتش را به حکمت بازپس می گیرد.  سپاس برادر.
۲۵ دی ۹۶ ، ۰۹:۳۲ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

متنی از مهندس عبدی

به قلم مهندس محمد عبدی. سلام بر کبلاقا ابراهیم عزیز و دوستان همراه همیشگی. صله رحم دلها را شاد و عمر را طولانی می کند و من هیچ چیز را بالاتر از صله رحم برای نزدیکی دلها و رفع کدورتها و ابهامات و سوء تفاهمها ندیده ام. بر شما هم میمون و مبارک باد شهد این صله رحم و دیدار با دوستان و بستگان.




دامنه. مهندس عبدی
دی 1396. دفتر کار عبدی. سورک


البته بر خود می بالم که شخصیت بزرگواری چون شما بر دیده منت نهاده و قدم به رُخسار گونه ما نهاده و خرسند دیدارمون نموده اید. ازین نظر بی نهایت سپاس و درود بر شما. عکسهای این پست: اینجا و مطالبت را مرور که می کنم تجدید خاطره ای هم برای ماست و البته ثبت عکسها ماندگارترین بخش دیدارهاست که عموماً از آن غافلیم، ولی شما بدان اگاه.



دیدار شایقت با دهیار پرتلاش و خوشفکر، دوست و همکلاسی دیرین ما جناب محمد دباغیان هم بسیار جالب توجه و قابل تقدیر است. انصافا حاج محمد دباغیان به همراه دیگر همکارانش برای آبادی داربکلا کاری کردند کارستان و ماندگار، دست مریزاد و خسته نباشید عرض می کنیم به محضرشان.



در انتها دیدار شما با شیخنا وحدت هم موجب امتنان گردید. امیدوارم سلام گرم این حقیر را به همراه اعتذار به محضر مبارک تقدیم نموده باشید و مجدد عرض قبولی طاعات و زیارت ایشان را خواستارم و نوش شهد زیارت قبور متبرکه ائمه عتبات عالیات گوارا باد موفق باشید.



پاسخ دامنه: عیلکم السّلام بر رفیق شفیقم مهندس عبدی. ممنونم. 1- معمولاً نکته هایی که شما می نویسی نزدم آنچنان منطقی و پذیرنده است که پاسخ نوشتن را کاری اضافه می بینم. 2- آنچه می نویسی برای من که مایۀ دلگرمی ست. خوشحال شدم در دفترت گپ و گفت کردیم. هیچ چیزی جای دیدار را نمی گیرد. 3- در مورد دهیار هم ممنونم در جریان هستی و تشویق می کنی. 4- در اره زیارت کربلا و نجف شیخ وحدت این پست (اینحا) را تازه گذاشتم ببین. 5- در ضمن پیام رسان سروش را نصب کن با من مرتبط شو چون تلگرام مشکل امنیتی و تروریستی دارد و دورش را خط بکش.

۱۷ دی ۹۶ ، ۱۰:۱۰ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

AX

به قلم مهندس محمد عبدی


سلام بر شما کبلاقا ابراهیم عزیز و دامنه خوانان و بخصوص آقا سید علی اصغر دوست مشترک دیرین. عکسهایش را در این پست (اینجا) دیدم و در آن غرق شدم. اوج و فرود عکسهای آقا سید با آدم سخن می گوید. البته عکاسی هنرمندانه ایشان شُهره عام و خاص بوده و هست اما نگاه به پاییز از زاویه و لنز دوربین ایشان و با زیر نویسهای دلی شما کبلاقای عزیز این لذت نگاه به این پست مطلب را دو چندان کرده است. البته منظره پاییز منطقه ما و شما یکی است و این حس قرابت و نزدیکی طبیعت قطعاً این نشاط و ادراک را خیال انگیزتر و دلرباتر نموده است. هر دوی شما دوستان قدیمی و دیرین موفق باشید.



پاسخ دامنه


به نام خدا. سلام مهندس. خرسندم که حسّی مشترک داشتیم. نگرش دقیق شخص شما به طبعیت و دقت وافرت به فرهنگ بومی، برای من بسیارخیره کننده است. بله؛ درست حدس زدی، هم لنز و هم برداشتِ از لنز، هر دو مهم است. شبیه چیزی که در عکس و حرف پی می گیرم. ممنونم.

۱۴ آذر ۹۶ ، ۰۶:۵۶ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

بساط ریا



از مهندس محمد عبدی سنه کوهی. قسمت 204. بساط ریا. مقدس اردبیلی رفت حمام، دید حمامی دارد در خلوت خود میگوید: خدایا شکرت که شاه نشدیم، خدایا شکرت که وزیر نشدیم، خدایا شکرت که مقدس اردبیلی نشدیم!



مقدس اردبیلی پرسید: آقا خب شاه و وزیر ظلم میکنند، شکر کردی که در آن جایگاه نبودی، چرا گفتی خدایا شکرت که مقدس اردبیلی نشدی؟ گفت: او هم بالاخره اخلاص ندارد! شما شنیدی میگویند مقدس اردبیلی، نیمه شب دلو انداخت آب از چاه بکشه دید طلا بالا آمد، دوباره انداخت دید طلا بالا آمد، به خدا گفت: خدایا من فقط یک مقدار آب میخواهم برای نماز شب، کمک کن!


عکس مقدس اردبیلی


مقدس گفت: بله شنیدم ... حمامی گفت: اونجا، نصفه شب، کسی بوده با مقدس؟ مقدس گفت: نه ظاهرا نبوده ... حمامی گفت: پس... چطور همه خبر دار شدند؟ پس معلوم میشود خالص خالص نیست!! و مقدس میگوید یک دفعه به خودم آمدم و فهمیدم یعنی چه این روایت که «ریا در مردم، پنهان تر است از جُنبیدن و حرکت مورچه بر روی سنگ سیاه در شب تاریک ...» (برگرفته از: سایت واعظون)

۱۳ آذر ۹۶ ، ۱۰:۱۸ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

علل سقوط حکومت

از مهندس محمد عبدی سنه کوهی

آفت حکومت از دیدگاه امام علی (ع)

چه زیبا حضرت امیر علیه السلام فرمود: علل سقوط حکومت از دیدگاه امیرالمؤمنین ( ع ) گفتار آن حضرت درباره علل سقوط سیاسی اجتماعی دولت ها چنین است:


«یستدل علی ادبار الدول باربع، تضییع الاصول، والتمسک بالغرور وتقدیم الاراذل وتاخیر الافاضل »  یعنی می توان برای سقوط یک حکومت چنین استدلال کرد که هرگاه چهار چیز در ساختار آن حکومت راه یافت، سقوط می کند:


1 . اصول اساسی را ضایع نمودن.  2 . به جاه زودگذر دنیا مغرور شدن.  3 . فرومایگان را مقدم داشتن.  4 . فرزانگان را مؤخر قرار دادن.  که البته هر یک از این عوامل چهارگانه، ناشی از ضعف سیاسی و سوء مدیریت مسؤولین آن حکومت می باشد.

(شرح غُرر الحکم ؛ ج 6 ، ص 450 .71 . همان ؛ ج 6 ، ص 449.)
۰۳ آذر ۹۶ ، ۰۹:۵۶ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

کوروش ذوالقرنین

از مهندس محمد عبدی


«هفتم آبان‌ماه زادروز «ذوالقرنین»، نامی که در آیات ۸۳ تا ۹۸ سوره کهف در قران کریم آمده به استناد صدها منابع موثق و معتبر که از سوی تعداد بسیاری از دانشنمندان، اسلام شناسان، مورخین، متفکران و کارشناسان علوم دینی مطرح شده از آن با نام کوروش پادشاه بزرگ ایرانیان تفسیر شده است.



منشور کوروش و الواح متعدد آن پادشاه بزرگ هخامنش از کتیبه سوم شوشیانا تا منشور واقع در متروپلیتن نیویورک و از موزه‌های بریتانیای کبیر، تا ملبورن استرالیا و پاسارگاد و... تمام هویت پرافتخار همه ما ایرانی‌هاست.





کوروش ملقب به کوروش بزرگ یا کوروش کبیر به پارسی، مشهور به کوروش دوم، به زبان انگلیسی سایروس، نخستین پادشاه و بنیانگذار شاهنشاه هخامنشی بود. نام وی در قرآن کریم سوره کهف آیات ۸۳ تا ۹۸ به نام ذوالقرنین و در تورات به نام عقاب شرق، به مدت ۳۰ سال از سال ۵۵۹ تا ۵۲۹ پیش از میلاد در ایران حکومت کرد.  از کوروش (ذوالقرنین) در قرآن کریم به عنوان پادشاهی مقتدر، خوشفکر و عادل یاد شده است.


پی‌نوشت:

۱. مولانا ابوکلام آزاد. تفسیرالبیان ۲. ترجمه تفسیر سوره کهف، باستانی پاریزی ۳. تفسیرالمیزان جلد ۱۳ علامه طباطبایی ۴. تفاسیر آقایان ناصر مکارم شیرازی، قرائتی، امامی، آشتیانی، عبدالهی، شجاعی و حسنی و محمدی در مجموعه کتاب‌های مجلد "تفسیر نمونه" ۵. تابنده گنابادی، کتاب سه داستان عرفانی از قرآن  ۶. سراحمدخان بنیانگذار دانشگاه علیگر هند در کتابی به نام اطبایی  ۷. "تاریخ هرودت" هارولد آلبرت لمپ ۸. صدر بلاغی در قصص قرآن ۹. دکتر علی شریعتی ۱۰. شهید هاشمی نژاد.»

۰۳ آذر ۹۶ ، ۰۸:۲۸ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

پاسخ به مهندس عبدی

از مهندس عبدی

 

سلام. مطالب امروز [1 آذر 1396] دامنه را مثل هر روز دنبال کرده و بسیاری از مطالب را با دقت خواندم. داعش را و نیز سرکرده جابر و شَقی آنرا (این پست: اینجا) خوب و مختصر عالی معرفی کردی، بهره بردم. و تحلیلها را هم مورد استفاده و مغتنم یافتم. مرجعیت و جایگاه آنرا در پیروزی برابر داعش بجا و عالی و مناسب اشاره فرمودی.

 

 

سلسله پست های عکسها و حرف ها (اینجا) و زیرنوشته هاش هم خیلی آموزنده و قابل توجه یافتم و مثل همیشه با دقت مرور کردم. و برای رابرت موگابه انقلابی دیکتاتور شده هم بسیار تاسّف خوردم. چقدر خوبه انقلابیون پیر هم قبل از چنین سرنوشتی خود را بازنشسته کنند.

 

 

گرازهای اهلی شده جنگل گلستان (اینجا) هم خیلی نظرم را جلب کردند، اما باید در نظر داشت که خی (=خوک) هر چه باشه نجس و انتقال دهنده بسیاری از بیماری ها است و از نزدیک شدن بخصوص کودکان به آنها باید جدا پرهیز کرد.

 

 

از جواب شما به رنگین کمان در قسمت دوم (اینجا) هم حمایت می کنم و جای تعجب دارد هنوز هم هستند کسانی که خود را به خواب می زنند و ازین باند انحراف حمایت می کنند و هنوز هم نمی خواهند واقعیت ها را باور کنند.

 

 

مطلب آخر اینکه خود را برای پساداعش در منطقه آماده کنیم و هرگز متوهّم نشویم که اینان تمام شده اند بلکه فعلا از شهرها به بیابان رانده شدند.

 

 

پاسخ دامنه

 

به نام خدا. سلام من هم به رفیق متفکّرم جناب مهندس محمد عبدی سنه کوهی. 1- مایۀ خرسندی بوده و هست که دامنه خواننده ای چون عبدی دارد و متن های محوری دامنه از جمله دو متنِ «خلافتِ خشونت» و نیز «زینبیون، فاطمیون، حیدریون» این گونه با اشتهاء می خواند. 2- بله متن «خلافتِ خشونت» را خیلی خوب ادراک کردی کما این که از بدو شکل گیری وبلاگ دامنه تا اکنون، در دامنه باهم پست هایی می نگاشتیم پیرامون این جریان.
3- مرجعیت را باید هم پاس بداریم، چون نهادی بسیارمهم تا قبل از ظهور حضرت موعود (عجّ) است و حتی پس از ظهور هم، نهادی پیشتبان برای دولتِ انتظار است. مرجعیت، برای همۀ زمانها و زمانه ها اولین نهاد مقدس شیعه است. حتی اگر نظام سیاسی شیعه هم شکل نگیرد باز مرجعیت در متن جامعه حیّ و حاضر است. ممنونم به این امر اهتمام داری و داشتی و حتی در وبسایت خود سنه کوه، به مرجعیت همیشه توجه می نمودی. من به مرجعیت اعتقاد راسخی دارم و به هرکس که چنین گرایشی دارد و آن را پاس می دارد، ارزش می گذارم.
4- سلسله مباحث عکس و حرف را با هدفِ اطلاع رسانی می نویسم و نکته نویسی های زیرِتصاویر را هم با سه رویکرد می نگارم: برای بهبودِ اوضاع، برای توجه دادن به روندها و نیز تقویتِ هوشیاری ها به رویدادها. خدا را شکر جا افتاد. بر من هم روشن شده است که بسیار مورد توجه دامنه خوانان است این سلسله پست. 5- در مورد گُرازها و خوک ها هم نکته ات به عنوان یک تحصیلکردۀ رشتۀ کشاورزی نافع و عاید است. پستی جالب توجه شده است. آن فرد شجاع هم آقای عباس آهنگر برادرِ دوست گرامی ام جناب محمد آهنگر دارابی دهیار سابق دارابکلا است که جرأت کرده و آن گونه به خی نزدیک شده است.
6- بله، اساساً داعش را باید از ریشه خشکاند، که ناشی از تفکر خشک و خشونت اندیش و یکّه انگار است. تا زمانی که تدریس های منحرفانۀ اساتید خشونت اندیش در جهان اسلام هست، داعش هم همیشه از موطنِ پیامبران در خاورمیانه بال درمی آورد و دشنه و ریش می گذارد و ریشه های دین را با جهالت می زند. خدا به همراهت مهندس و پوزش اگر مطوّل جواب نگاشتم.
۰۲ آذر ۹۶ ، ۰۷:۲۷ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

مسکن مهر سرپل ذهاب

دردهای جامعه

از مهندس محمد عبدی سنه کوهی: #مسکن_مهر. متن نقلی: مسکنی ساخته‌اند به نام مقدس مهر! و فروختند به مردمان مستأصلی که به دنبال سقفی بودند برای آویختن بادکنکهای تولد فرزند. آنگاه که همه دروغ گفتند؛ از رییس‌جمهور پاک‌دست تا پیمانکار کژدست...


     
روزنامۀ همدلی 23 آبان 1396


تنها زلزله است که راست میگوید و پرده‌های سستِ آجری را کنار می‌زند و خنده‌های شب پیشین کودک را به جیغ و اشک و هراس تبدیل میکند. علی عباسی.»

پاسخ دامنه

به نام خدا. سلام مهندس. من هم متنی با عنوان سر پُل ذهاب و سر پل صراط (این پست اینجا) نوشته ام و حرف هایم را آنجا زده ام. از شما ممنونم که به دردی از دردهای جامعه اشاره کردی.
۲۳ آبان ۹۶ ، ۰۷:۵۲ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

توبیخ عثمان بن حُنَیف

دامنۀ عترت

از مهندس محمد عبدی سنه کوهی: بخشی از نامه حضرت امیر (ع ) به عثمان بن حُنَیف بن واهب اوسی انصاری از صحابه پیامبر (ص) و امیرالمؤمنین (ع) که کارگزار او در بصره بود، وقتى که شنید به مهمانى قومى از مردم بصره دعوت شده و به آنجا رفته است:




اما بعد. اى پسر حُنیف به من خبر رسیده که مردى از جوانان بصره تو را به سورى فرا خوانده و تو نیز بدانجا شتافته اى. سُفره اى رنگین برایت افکنده و کاسه ها پیشت نهاده. هرگز نمى پنداشتم که تو دعوت مردمى را اجابت کنى که بینوایان را از در مى رانند و توانگران را بر سُفره مى نشانند. اى پسر حنیف، از خدا بترس. به همان چند قرص نان اکتفا کن تا از آتش رهایى یابى. (نامۀ 45 نهج البلاغه)
۲۲ آبان ۹۶ ، ۱۰:۱۶ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

تشکیلات دروغ

چهره ها


از مهندس محمد عبدی سنه کوهی: هنگامی که جامعه‌ای به دروغ‌ گوییِ سازمان یافته روی آورد و دروغ گفتن تبدیل به اصل کلّی شود و به دروغ گفتن در موارد استثنایی و جزئی اکتفا نکند "صداقت" به خودی خود تبدیل به یک عمل سیاسی می شود و گوینده‌ حقیقت، حتی اگر به دنبال کسب قدرت یا هیچ منفعتی دیگر هم نباشد یک کنشگر سیاسی محسوب می شود!



در چنین شرایطی شما نمی توانید از سیاست کناره بگیرید و راه خود را بروید ، شما ناچارید یکی از این دو راه را انتخاب کنید: یا به تشکیلات دروغ می پیوندید یا یک مخالف سیاسی محسوب می شوید! (حقیقت و سیاست نوشتۀ خانم هانا آرنت، فیلسوف سیاسی مغضوبِ هیتلر)

۰۴ آبان ۹۶ ، ۰۹:۵۴ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

عبدی و 4ساله شدن دامنه

دیدگاه دامنه نویسان


به قلم مهندس محمد عبدی سنه کوهی. سلام بر شما کبلاقا ابراهیم و دامنه خوانان گرامی. چهار سالگی دامنه را (این پست: اینجا) به شما و همه دامنه خوانان همیشگی تبریک و تهنیت عرض می کنم. چند نکته دارم در این باب که شایسته می دانم به عنوان یک همراه چهار ساله و یک دوست دیرین بیش از بیست ساله تقدیم حضور نمایم، اما با کمال قصر و خلاصه:


1- به نظرم دامنه یک حرکت فرهنگی لازم و ضروری بود تا در فضای مجازی نه تنها دارابکلا بلکه منطقه باید می آمد و برخی مسائل و موارد را می گفت که الحمدلله در این کار با کمی قصور و تقصیر بسیاربسیار موثر و مفید بود.


2- دامنه بسیار عالی دیدگاههای غامض و نکات غیررسمی دخمه ای و کتاری را به سطح نوشتار درآورد و یک سند نوشته شده مستند جاندار و زنده رونده تقدیم تشنگان حق و حقیقت کرده و می کند.


3- نگاه دامنه و قلم دامنه به نظرم بسیاربسیار آموزنده و عدالت محور بوده است و نکات مثبت برجسته بسیاری در کارنامه اش درخشان دارد.


4- اکنون که مباحث به دلایلی بیشتر مختصرگویی شده است و شبکه های اجتماعی بیشتر مورد رجوع افراد و اقشار و بخصوص جوانان است باز هم دامنه دارد می درخشد.


5- امیدوارم این روند حفظ گردد و برخی معایب آن بر طرف و این شعله همیشه فروزان بماند تا زکاتش را پرداخت نماید که به گمانم زکات شما خیلی خیلی سنگین است و بدین سال و ماه تمام نمی شود.


پس باشید و هستیم و خواهیم بود. زنده و رونده باشید، بسان رود که در مسیر درّه سر به سنگ می زند رونده باش

امید هیچ معجزی ز مُرده نیست، زنده باش.

سر فراز باشید ای دوست شفیق رفیق.



جواب دامنه

به نام خدا. سلام من هم به یکی از فکورترین دوست دامنه. بی جهت نیست دوستی مان به 30 سال می رسد، من بآسانی تن به دوستی عمیق با هر کسی نمی دهم، مگر آن که بفهمم از آن دوست چیزی می آموزم و مرا به مقصود دینی و اخلاقی ام پیش می برَد. و تو حاج محمد عبدی یکی از همان هایی هستی که خوب ادراک می کنی و خوب مُخ درّاکه دارید. آنچه برای پایان چهارسالگی دامنه و آغاز ورود به پنج سالگی دامنه نگاشتی یک مانیفست کاربردی ست، یقین کن آن را به خودم سنجاق می کنم. از یک روحی متصاعدی چون عبدی، غیر از این هم انتظار نیست که همآره مرا با نوشته های علنی و مشاوره ها، نکته های لطیف و هوشیارانه غیرعلنی راهنمون باشد. متواضعانه می گویم به تو و آموخته ها و معرفت بالایت و نیز حضوردرصحنه ات خیلی دلخوشم. ارزیابی شما را از عملکرد دامنه، برای خویشتن خویش دلگرم کننده و برای مؤسّسۀ دامنه پیشبَرانۀ 16 سوپاپۀ رو به پیش می دانم. خدا حافظ رخف.
۲۶ مهر ۹۶ ، ۱۳:۵۹ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

در بارۀ ملا ولی دارابکلایی

روحانیت دارابکلا


به قلم مهندس محمد عبدی سنه کوهی: سلام بر شما کبلاقا ابراهیم عزیز. در متن مورد اشاره پست معرفی روحانیت دارابکلا اشاره به زندگی نامه مرحوم شادروان بلند جایگاه ملاولی داربکلایی (اینجا) پدر حجت الاسلام شیح نصرالله و پدر بزرگ حجت الاسلام  حاج شیخ علی اکبر داربکلایی این افزوده از دفتر شجره خویش تقدیم حضور می نمایم:



عکس شجره نامه ارسالی عبدی



ملاولی ابن حبیب ابن علیجان میراثدار خادم دو امامزاده جلیل القدر داربکلا و خادم مسجد و تکیه پایین بوده اند و این خادمی میراث این نسل از قدیم الایام بوده است و هنوز در نسل جدید تداوم دارد و فرزندان حاج حسین دارابکلایی و پسر حاج صفر دارابکلایی هم اکنون در خدمتگذاری این جایگاه رفیع هستند. کربلایی ملاولی صاحب سه فرزند پسر و دو دختر در ازدواج با کربلایی هاجر آهنگری خواهر حاج بابا و... بوده است. پسرانش حاج حسین ، حاج صفر و حجت الاسلام شیخ نصرالله و دخترانش حاجیه خدیجه همسر حجت الاسلام حاج سیدمهدی شفیعی  و کربلایی آسیه  همسر  مصیب رمضانی دارابی هستند.



دو محمّد، دو کبل آقا، هر دو شجره نویس:

کبل سید محمد شفیعی. کبل محمد عبدی سنه کوهی


این نسل از پاکان دارابکلا و مورد وثوق و احترام خاص مردم این دیار از قدیم الایام بوده و هستند و افتخار خادمی هم از همین نظر در این نسل تاکنون تداوم داشته و دارد . صوت و لحن از حنجره خدادی این نسل بخصوص شرکت فعال و گسترده در تعزیه گونه کاروان روز عاشورای دارابکلا از قدیم الایام مورد عنایت و توجه این نسل هم می باشد . در این مورد می توانید از پیران محل  بخصوص از حاج کل سید محمد شفیعی شجره نویس محل بیشتر بشنوید و پیگیر باشید.



پاسخ دامنه


به نام خدا. پیش از ادای سلام بگویم بارک الله. احسنت به این حافظه و شجره نگاری های پژوهشمندانه ی شما. سلام بر مهندس. بسیار افزوده ی پُرباری بود. خودم بادقت نسبت های این خاندان را یاد گرفتم. نکته ی خوبتر آن که تأکیدت را برده ای به سابقۀ بلندشان به مُتولّی گری تکایا و امامزاده ها. نیز عُهده داری کاروان اُسرای عصر عاشورای دارابکلا. روحانیت دارابکلا: اینجا.

۱۷ مهر ۹۶ ، ۱۰:۲۲ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

حجة الاسلام مهدی مؤمنی

روحانیت دارابکلا و اوسا


به قلم دامنه. به نام خدا. سلسله مباحث روحانیت دارابکلا. از دیگر روحانیون روستای اوسا و دارابکلا، مرحوم حجة الاسلام والمسلمین شیخ مهدی مؤمنی دارابی ست؛ عموی حُجت الاسلام والمسلمین شیخ علی مؤمنی دارابی. به عبارتی دیگر داماد مرحوم حاج اسدالله طالبی محلّۀ ببخیل. نیز پدرهسرِ مرحوم مهندس اکبر مؤمنی دارابی همکلاسی و دوست نابغۀ من که در امور برق و مخابرات خُبره و مُبتکر بود. قبر آن مرحوم و مهندس هر دو در جوار هم، در امامزاده علی اکبر اوساست. (عکس زیر)



قبر مرحومان شیخ مهدی مؤمنی و مهندس اکبر مؤمنی

امامزاده علی اکبر. تاسوعا. 8مهر1396. عکاس: جناب یک دوست



مرحوم شیخ مهدی مؤمنی در مشهد تحصیل کرد و از دوستان بسیارنزدیک شیخ وحدت بود که من در سرگذشت شیخ وحدت در بخش قضایای مشهد به داستان های او و شیخ وحدت پرداخته بودم، از جمله در این قسمت: اینجا. و نیز در بخش های دیگر سرگذشت. آن دو، رفاقت شان تا آخرین روزهای حیات مرحوم مؤمنی ادامه داشت و به هم بسیار دلبستگی داشتند.



روح مرحومان (شیخ مهدی و مهندس) شاد و بر همۀ مؤمنی های اوسا _که خاندانی مذهبی و متدیّن و مشهوری اند_ درود و سلام باد.



افزودۀ مهندس محمد عبدی


به قلم مهندس محمد عبدی سنه کوهی. با سلام به محضر شما رفیق شفیق. برای پست مطلب حجت الاسلام حاج شیخ مهدی مومنی (اینجا) از باب شجره ای به هم وصل اصل نسَبی هستیم. این مطالب را شایسته بیان و افزودن به زندگی نامه ایشان به محضر ارسال می دارم:



شیخ مهدی ابن حسین ابن شابا ابن مومن اصفهانی تبار ساکن روستای اوسا که هم مادر بزرگش و زن باباش (خوردِ مار) ایشان سنه کوهی بودند و بعلاوه خود نیز از جهتی با نسل ما (عبدالله دسی سنه کوه) پسر عمو حساب می شوند و ... .



دامنه: به نام خدا. سلام. از بابت این افزودۀ شجره نامه ایی به زندگی مرحوم حجت الاسلام والمسلمین حاج شیخ مهدی مؤمنی ممنونم. بر شناخت من و روشن سازی اصل و نسَب مدد کردی. «روحانیت دارابکلا»، اینجا

۱۵ مهر ۹۶ ، ۱۰:۲۸ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

خطر شیء شدن انسان

اندیشمندان

 

 

ارسالی مهندس محمد عبدی سنه کوهی:

 

دکتر علی شریعتی:

خطرِ امروزِ بشریت،

سیل و طاعون و قحطی و آبله نیست!

خطرِ مرگِ نفوسِ بی شمار نیست،

خطرِ امروزِ بشریت، «خطرِ بشریت» است!

تغییر ذات و نوعیتِ متعالیِ انسان است،

انسانیت در معرضِ شیء شدن است،

نیست شدن است،

نه انسان ها ! انسانیت؛ 

خطرِ مرگِ «نفس»، نه نفوس!
۱۲ شهریور ۹۶ ، ۰۹:۵۹ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

فضل خداوند


داستان حضرت موسی





از مهندس محمد عبدی. داستان_راستان: روزی حضرت موسی (علیه السلام) در کوه طور، به هنگام مناجات عرض کرد: ای پروردگار جهانیان! جواب آمد: لبیک! سپس عرض کرد: ای پروردگار اطاعت کنندگان! جواب آمد:‌ لبیک! سپس عرض کرد:‌ ای پروردگار گناه کاران! موسی علیه السلام شنید: لبیک، لبیک، لبیک!

داستان های حضرت موسی علیه السلام


داستان های حضرت موسی علیه السلام
منبع عکس  مؤسسۀ جهانی سبطین



حضرت گفت: خدایا به بهترین اسمی صدایت زدم، یکبار جواب دادی؛ اما تا گفتم: ای خدای گناهکاران، سه مرتبه جواب دادی؟ خداوند فرمود: ای موسی! عارفان به معرفت خود و نیکوکاران به کار خود و مطیعان به اطاعت خود اعتماد دارند؛ اما گناهکاران جز به فضل من پناهی ندارند. اگر من هم آنها را از درگاه خود ناامبد گردانم به درگاه چه کسی پناهنده شوند. (منبع: قصص التّوابین، ص 198)


پاسخ دامنه


سلام جناب حاج محمد عبدی. داستان عارفانه ای نقل کردی. درک می کنم عمق و زیبایی و اثرگذاری این داستان را. چون خودم از دستۀ گناهکاران هستم. لذا فضل و رحمت واسعۀ خدای مهربان را بسیار دوست می دارم. از شما بابت این پست ارزنده ممنونم. آثار و برکات پندها و قضایای حکیمانه در داستان های انبیای الهی (ع) در جان ها نفوذ می کند. بی دلیل نیست قرآن به شکل ظریف و دقیق از قصص (=قصه ها) برای هدایت انسان ها استفاده کرده است. خداحافظ.
۰۵ شهریور ۹۶ ، ۱۰:۲۷ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۱
دامنه |

بهشت و بایزید بسطامی


به نام خدا

نقل است که بایزید بسطامی را گفتند؛

قومی می‌گویند که:

کلید بهشت کلمه لااله الاالله است.


بایزد بسطامی

گفت: بلی، ولی کلید بی‌دندانه در نگشاید،

و دندانهٔ این کلید چهار چیز است:


زبانی از دروغ و غیبت دور،

دلی از مکر و خیانت صاف،

شکمی از حرام و شُبهَت خالی،

و عملی از هوی و بدعت پاک

تهیه و تنظیم: مهندس محمد عبدی سنه کوهی

۳۱ مرداد ۹۶ ، ۱۰:۵۴ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

مسالم و محارب

سیدمصطفی محقق‌داماد


متن ارسالی مهندس محمد عبدی سنه کوهی
. تقسیم‌بندی انسان‌ها به #مومن و #کافر را کنار بگذاریم. متنی از آیت الله سید مصطفی محقق‌داماد:


اگر گوش شنوا داشته باشیم و به دقت گوش بدهیم؛ هم اکنون صدای ناله یتیمانی را در منطقه می شنویم که پدرانشان را به اتهام تکفیر سر بریده‌اند، شیون و موری زنانی که با کشتن شوهرانشان بی‌سرپرست شده‌اند و از آن زشت‌تر،کریه‌تر و جانسوزتر فریاد استغاثه زنان و دختران جوان بیگناهی که توسط مدعیان ایمان و غلبه بر کفر به بردگی درآمده و مورد تجاوز قرار گرفته‌اند، دل هر انسانی را آتش می‌زند.

آیة الله العظمی حسینعلی منتظری، فقیه عالیقدر، عالم مبارز و مرجع بزرگ شیعیان جهان و آیت الله سیدمصطفی محقق داماد

آیة الله العظمی حسینعلی منتظری، فقیه عالیقدر،

عالم مبارز و مرجع بزرگ شیعیان جهان و آیت الله سیدمصطفی محقق داماد


پیروان هر دین هم‌مسلکان خود را مومن و جز آنان را کافر و از این رهگذر جامعه بشری را با این معیار به خودی و غیرخودی  تقسیم می‌کنند. این تقسیم صرفا به حوزه دل و قلب بسنده نمی‌شود، بلکه به سرعت به روابط اجتماعی سرایت می‌کند تا آنجا که برای مومنین فقط مومنین حق حیات دارند و غیرمومنین هیچ حقی ندارند؛ نه حق حیات، نه حق مالکیت خصوصی و نه حق آزادی، حریت و طهارت! بی‌حقی که جای خود دارد؛ مومنین مکلف به کشتن برخی و اسیر برخی و جزیه گرفتن از برخی دیگر می‌شوند. مشکل این مسأله هنگامی سخت‌تر می‌شود که تعیین مومن و کافر هم به دست هر کس و ناکسی قرار می‌گیرد. باز هم بالاتر از آن وقتی که تعریف کفر و ایمان به دست قدرت سیاسی و در راستای اهداف آن قرار گیرد.


نهاد تکفیر در طول تاریخ خون بسیار ریخته و قربانیان زیادی گرفته است. چهارصد و اندی سال پیش از میلاد مسیح سقراط، دانای یونان توسطه هیات منصفه، تکفیر می‌شود. در قرون وسطا چه چهره‌های درخشان علمی به‌دست اربابان کلیسا تکفیر و به مجازات سوزاندن محکوم شدند. جالب آنکه بسیاری از قربانیان و جان‌باختگان مدعی بودند که ما مومن حقیقی هستیم و ایمان صحیح را ما تعرفه می‌کنیم ولی
بقیه ادامه
ادامه مطلب...
۲۹ مرداد ۹۶ ، ۰۹:۵۳ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

دحوالارض چیست؟

نویسندگان

از مهندس محمد عبدی

مهندس محمد عبدی سنه کوهی

«امروز جمعه 27 مرداد 1396، ۲۵ذی القعده، روز دَحوالارض است. امروزه ثابت شده است که در دوران زمین شناسی و بر اساس نظریات دانشمندان، زمانی تمامی  کره زمین را آب فرا گرفته بود ، هیچ خشکی وجود نداشت؛  تا اینکه بر اساس عقیده ما مسلمانان در روز دحوالارض (۲۵ ذی القعده) اولین خشکی به نام سرزمین مکه و جایگاه کعبه ظاهر شد و بعد تمامی کره خاکی نمایان شد، چنانکه مطابق نظریات دانشمندان از وگنر آلمانی (Alfred Wegener) بانظریه انشقاق قاره ها ،گرفته تا نظریات جدید، بر اساس نظریه تکتونیک صفحه ای (زمین ساخت صفحه ای Plate tectonics)، کوه زایی شده و دیگر نقاط زمین بوجود آمدند؛ به گونه ای که حرکت این صفحات باعث ایجاد زلزله و سونامی می گردند.


همین طور وجود معادن شن و ماسه و سنگهای رسوبی در ارتفاعات زیاد از لحاظ علمی دحوالارض (گستراندن زمین) را قابل پذیرش می نماید.


کعبه


بنابر این «دحوالارض» روزی است که بنابر روایات، زمانی که تمام روی زمین را آب فرا گرفته بود، در این روز، نخستین خشکی‌ها از زیر آب سر برآوردند و مطابق بعضی از روایات، نخستین جایی که از زیر آب بیرون آمد، خشک شد و سپس گسترش یافت، سرزمین «مکه» و به خصوص محل خانه «کعبه» بود، لذا مکه «اَم القرا» یعنی مادر همه آبادی‌ها نام گرفت.


ضمن گرامی داشت این روز بزرگ؛ برای روز و شب آن اعمال عبادی زیادی در روایات مختلف ذکر شده است. اما آنچه متفق القول است اینکه شب و روز دحوالارض که امشب و فردا می باشد دعاها به استجابت بسیار نزدیک و درهای رحمت خداوندی گشوده است و... پس دوستان التماس دعا. «اللَّهُمَّ فُکَّ کُلَّ أَسِیرٍ: خدایا همه اُسرا را آزاد بگردان.
۲۷ مرداد ۹۶ ، ۱۱:۳۵ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

ﺑﯿﺸهٔ ﺗﻬﯽﺍﺯ ﻧﺮﻩ ﺷﯿﺮ

ایران


مهندس محمد عبدی سنه کوهی. متن نقلی: مشاعرۀ جدال اَحسن سر قبر رُستم ﻧﻘﻞ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﭼﻮﻥ ﻋﺒﺪﺍﻟﻪ ﺍﻭﺯﺑﮏ، ﺧﺮﺍﺳﺎﻥ ﺭﺍ ﻣﻮﺭﺩ ﺗﺎﺧﺖ ﻭ ﺗﺎﺯ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩ، ﺭﻭﺯﯼ ﺩﺭ ﺳﯿﺴﺘﺎﻥ ﻋﺒﻮﺭﺵ ﺑﺮ ﻗﺒﺮ ﺭﺳﺘﻢ ﺍﻓﺘﺎﺩ. به ﻃﻮﺭ ﺷﻤﺎﺗﺖ ﺍﯾﻦ ﺑﯿﺖ ﺭﺍ ﺧﻮﺍﻧﺪ:

ﺳﺮ ﺍﺯ ﺧﺎﮎ ﺑﺮﺩﺍﺭ ﻭ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺑﺒﯿﻦ
ﺑﻪ ﮐﺎﻡ ﺩﻟﯿﺮﺍﻥ ﺗﻮﺭﺍﻥ ﺑﺒﯿﻦ


ﻭ ﮔﻔﺖ ﻧﺪﺍﻧﻢ ﮐﻪ ﺭﺳﺘﻢ ﺍﮔﺮ ﻗﺎﺩﺭ ﺑﻪ ﮔﻔﺘﻦ ﺑﻮﺩ ﭼﻪ ﻣﯽﮔﻔﺖ؟ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻭﺯﺭﺍﯼ ﺍﻭ ﮐﻪ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﻧﮋﺍﺩ ﺑﻮﺩ ﮔﻔﺖ: ﺍﮔﺮ ﺧﺸﻢ ﻧﮕﯿﺮﯼ ﺑﮕﻮﯾﻢ. ﮔﻔﺖ: ﺑﮕﻮ. گفت: ﺍﮔﺮ ﺭﺳﺘﻢ ﻗﺎﺩﺭ ﺑﺮ ﮔﻔﺘﻦ ﺑﻮﺩ ﻣﯽﮔﻔﺖ:
ﭼﻮ ﺑﯿﺸﻪ ﺗﻬﯽ ﻣﺎﻧﺪ ﺍﺯ ﻧﺮﻩ ﺷﯿﺮ
ﺷﻐﺎﻻﻥ ﺩﺭﺁﯾﻨﺪ ﺁﻥﺟﺎ ﺩﻟﯿﺮ
ﭼﻮ ﺑﯿﺸﻪ ﺯ ﺷﯿﺮﺍﻥ ﺗﻬﻰ ﯾﺎﻓﺘﻨﺪ
ﺳﮕﺎﻥ ﻓﺮﺻﺖ ﺭﻭﺑﻬﻰ ﯾﺎﻓﺘﻨﺪ
۱۷ مرداد ۹۶ ، ۱۰:۰۴ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |
شنبه, ۳۱ تیر ۱۳۹۶، ۰۸:۰۹ ق.ظ دامنه |
عبدی و پاسخ دامنه

عبدی و پاسخ دامنه

به قلم مهندس محمد عبدی


سلام بر شما کبلاقا ابراهیم عزیز و دامنه خوانان بزرگوار. پستهای مطالب اخیر دامنه را مثل همیشه با دقت از نظر گذراندیم و گاهی لختی تامل و گاه در تفکری عمیق تحت تاثیر نکات آن قرار گرفته ایم و ازین نظر از زحمات خالصانه شما بی نهایت سپاس و عرض خسته نباشید و دست مریزاد داریم.



اما آنچه بیشتر از همه این حقیر را تحت تاثیر و تحسین مخصوص واداشت پست مطلب نظر جناب ناخدایکم دریادار آقا رحیم آفاقی دوست دیرین و یار دبستانی دوران تحصیل دبیرستان ما بود. از تعریف پستهای شجره ای شما و مطالبی زیبا در تایید و همراهی مطالب شما در مورد آقا موسی آفاقی نوشت که شخصا ازین دیدگاه باز و تاییدکننده ایشان بسیار غبطه خوردم و ای کاش در برابر شجره نویسی محل ما نیز کسانی بودند که این چنین ما را مورد تفقُّد و ملاطفت قرار می دادند تا ما کار را نیمه رها نکنیم! و به سرانجام نهایی می رساندیم و ...



می‌گویم کبلاقا قدر چنین افرادی را بدان و خدای را ازین نظر شکر نما که هستند آدمهای مُنصف و با شخصیتی که از دانستن اصالت و شجره اصیل خویش افتخار می کنند و در این دوران پر ادعا بی ادعا روزگار می گذرانند. موفق باشید و باشیم.»


پاسخ دامنه


به نام خدا. سلام من هم به رفیق متفکّرم جناب مهندس محمد عبدی سنه کوهی. ابتداء از تأخیری که در بارگذاری متن تو جناب مهندس شد پوزش می طلبم. از تشویق هایت در همۀ فواصل سال و تداول ایّام و نیز تداوم آرمان، ممنونم. همیشه مُعینِ من بودی و مرا مشوّقی دلسوز. به آن رفیق شریف افتخار می کنم که در کنار اوج کار و مشاوره دادن به مردم، دست از نوشتن نمی شُویی و این یعنی آرمانگرا بودنت. در مورد آن پُست شیخ موسی آفاقی دائی ما در دامنۀ دارابکلا، و نکات اشاراتی ات در بارۀ جناب عبدالرّحیم آفاقی، بی نهایت سپاس. درک می کنم نکته ای که در این نوشته ات گفتی. مهم آن است انسان به وظیفه اش عمل کند تا نزد خدای رحمان خجِل نباشد. خدا به همرات مهندس.
۳۱ تیر ۹۶ ، ۰۸:۰۹ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

خا یعنی خا

از مهندس محمد عبدی
 

سلسله مباحث فرهنگ لغت دارابکلا
 
یک «خا» (=خواه) و چند معنا
 
واقعا شیرین تر از زبان مازندرانی داریم!؟
 
خا : یعنی باشه
 
خا : یعنی تو راست میگی
 
خا : یعنی خفه شو
 
خا : یعنی ادامه بده
 
خا : یعنی خب
 
خا : یعنی اَره بابا
 
خا : یعنی بی خیال
 
خا : یعنی بعدش چی شد؟
 
خا: یعنی بسّه
 
همه این «خا»ها با تغییر لحنِ بیان
مفهوم و رسانده می شود
 
 

پاسخ دامنه
 
سلام مهندس
پس خمیرآش بَخو. خا؟
آن هم خمیرآش سنه کوه
عکس هم از خودته
جناب مهندس عبدی. خا؟
۲۸ تیر ۹۶ ، ۱۱:۱۳ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |