قلم قم دامنه دوّم

جان، جهان، ایران، انسان، قرآن، عرفان، ایمان

قلم قم دامنه دوّم

جان، جهان، ایران، انسان، قرآن، عرفان، ایمان

قلم قم دامنه دوّم

دامنه دوم داراب‌کلا ابراهیم طالبی دارابی
«Qalame Qom Damaneye Dovvom»
جان، جهان، ایران، انسان، قرآن، عرفان، ایمان

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
  • ۲۷ آبان ۹۸، ۱۰:۱۵ - پوریا قلعه
    :)
نویسندگان

۵۰ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «فتح الله دهقان» ثبت شده است

به قلم دکتر فتح الله دهقان: بشر در طول تاریخ حیاتش بر روی کره زمین همواره برای تامین منافع خود تلاش نموده است. دولت‌ها‌ نیز در راستای تامین منافع ملی در بسترهای مختلف اقتصادی، سیاسی، نظامی و.. . سعی و کوشش می‌نمایند. کشور‌ها‌ی جهان برای تامین منافع خود و در رقابت با دیگر کشورها باید قدرت ملی خود را مدنظر قرار دهند. حاکمان خاورمیانه باید مدنظر داشته باشند که از سه مولفه ی قدرت نظامی، اقتصادی و قدرت تاثیر بر افکار عمومی که ( ای. اچ. کار) مبنای قدرت ملی قرار داده در چه سطحی هستند و متناسب با آن سیاست‌ورزی نمایند. بلند پروازی حاکمان این منطقه موجب اتلاف پتانسیل‌ها‌یی است که می‌تواند در راه توسعه و پیشرفت منطقه استفاده شود. رقابت کشورهای جهان اگر در چارچوب علم سیاست باشد، امری پسندیده است. اما وقتی که از حالت منطقی و چارچوب تعریف شده آن خارج شود، مشکلاتی را برای جهانیان ایجاد می‌نماید. روند حوادث و اختلافات امریکا و ایران وارد مرحله خاص شده، که ممکن است با دخالت‌های بیجای آمریکا در منطقه حوادث و پیامدهای پیش‌بینی نشده به دنبال داشته باشد. لازم دیدم تحلیل خود را از وضعیت جاری به رشته  تحریر درآورم:


1- همگان بایستی بدانند بازنده این بازی مردم خاورمیانه هستند. برخی حاکمان مستبد خاورمیانه و دنباله‌روی آمریکا که با عدم درایت و آینده نگری و با بلند پروازی‌ها‌ی فراتر از پتانسیل و قدرت ملی خود موجب پدید آمدن این وضعیت هستند، مسئول و جوابگو هستند.


2- عقلانیت، اصول علم سیاست و آینده نگری حکم می‌کند امریکایی‌ها‌ نسبت به جایگاه ایران توجه نموده و بدانند ایران در هر سه مولفه ی قدرت نظامی، اقتصادی و قدرت بر افکار عمومی در خاورمیانه با رقبای خود قابل مقایسه نیست. آنها باید بدانند ایران، سوریه، عراق و لیبی نیست. ایران دارای ابزار و اهرم‌ها‌یی است که می‌تواند برای امریکا مشکلات جدی ایجاد نماید. از سوی دیگر کافی است به تاریخ ایران رجوع نمود، که حاکی از مقابله ی ایرانیان با اجنبی و متجاوزان خارجی  بوده است.

 

 

خاورمیانه

نقشۀ خاورمیانه


3- حاکمان منطقه که ساکنان کاخهای شیشه‌ای هستند باید متوجه موقعیت شکننده و آسیب پذیر خود باشند. آنان باید بدانند، قابل مقایسه با ایران نیستند. ایران کشوری است با عمق استراتژیک و همچنین صاحب مولفه‌های قدرت. آنها باید بدانند، بازنده اصلی هرگونه تنش و درگیری در منطقه هستند.


4- سیاستمداران و تصمیم‌سازان ایرانی نیز باید با تصمیمات عقلانی، مدبرانه و آینده نگری کامل دشمنان را مایوس نمایند. ضروری است، از تصمیمات شتاب زده و احساسی پرهیز نمایند. عقل سلیم حکم می‌کند، مواظب مثلث شوم امریکا، رژیم صهیونیستی و برخی حاکمان و شیوخ منطقه باشند. آنها باید بدانند حفظ ام القرا، اوجب الواجباب است.


5- امریکایی‌ها‌ و غربی‌ها‌ی مدعی دموکراسی باید بدانند تحریم‌ها‌ی ظالمانه علیه ملت ایران که مغایر اصول انسانی و حتی دموکراسی غربی است، موجب مشکلات زیادی برای مردم ایران شده است و در صورت ادامه این روند حق اقدام متقابل برای ایران محفوظ است.


6- دنیا باید بداند تشنج و تلاطم در منطقه خاورمیانه به ضرر همگان بوده و منافع همه را به خطر می‌اندازد. دوئل جاری میان ایران و امریکا می‌تواند به نتایج متفاوتی منجر شود. اگر این اختلافات به درگیری و جنگ منجر شود نتایج هولناکی را بدنبال خواهد داشت. دیگر اینکه زنگ خطر و تلنگری به طرفین درگیری برای حل مسالمت آمیز بحران باشد. موضع اخیر عربستان در صورتیکه سیاست واقعی این کشور باشد، نشانه ای مثبت و امیدوار کننده است. لازم به یادآوری است که بنا به گواه تاریخ، بحران‌ها‌، درگیری‌ها‌ و جنگ‌ها‌ در پشت میز مذاکره حل و فصل شده است. وقت آن رسیده همگان به پشت میز مذاکره برگشته و اختلافات و مسائل را حل و فصل نمایند. لازمه این امر ایجاد محیطی مناسب و فارغ از تهدید و ارعاب و انجام مذاکره در فضایی برابر و عادلانه است.
چاپ روزنامۀ آفتاب یزد. 6 مرداد 1398.

  • دامنه |

به قلم دکتر فتح الله دهقان: امام صادق (ع) می فرماید: «چهار چیز بیهوده از دست می رود: بذلِ محبت به بی وفا، نیکی نزد شخص ناسپاس، تعلیم به کسی که گوش شنوا ندارد و سپردن راز بر کسی که رازنگهدار نباشد. منبع: خصال شیخ صدوق، باب چهارم، حدیث 44.

 

 

پاسخ دامنه:

سلام جناب آقای دکتر فتح الله دهقان. سخنان معصومین -علیهم السلام- بر جان انسان می نشیند. ممنونم
  • دامنه |

به قلم دکتر فتح الله دهقان: انسان ها دارای آرمانها و ایده ال هایی هستند که فلسفه زندگی آنها را تشکیل می دهد. از سوی دیگر دارای منافعی می باشند. جوامع و کشورها نیز که متشکل از انسانها می باشند، دارای اصول و آرمانهای انسانی و منافعی می باشند که در منافع جمعی و ملی متبلور می شود. تاریخ جهان همواره شاهد کشاکش و نزاع آرمانها و ایده ال ها با منافع بوده است. در این راستا دو مشرب سیاسی، ایده آلیست و پراگماتیسم را در جهان سیاست شاهد هستیم. از این واقعیت نیز نباید غافل شد که سیاست های عملگرایانه و پراگماتیسم با منافع ملی منطبق است.

 

امریکایی ها که مشرب فکری شان دموکراسی بوده و 7 اصل قانون اساسی این کشور بیشتر شباهت به مانیفست دموکراسی دارد تا قانون اساسی، در این کشور اصل تفکیک قوا حاکم بوده تا جایی که قاضی فدرال حکم رئیس جمهور کشور را نقض می کند. تاریخ امریکا حکایت از آن دارد، که نزاع و کشمکش تاریخی میان آرمانهای امریکایی و منافع ملی این کشور همواره در جریان است. ولی در نهایت اولویت سیاست خارجی این کشور منافع ملی است. در این خصوص مواردی را به عرض می رسانم:

 


1- سِن زدگی آرمان ها: بنا به تجربه تاریخی مشرب های فکری وقتی به سیاست تبدیل می شود در مرحله اجرا و در کوران حوادث و رویدادها از آرمانها و اهداف بنیان گذاران این مکاتب فاصله گرفته و در مواجهه با سیاست های پراگماتیسم و عملگرایانه در راستای تامین منافع کشورها رنگ باخته و دچار سن زدگی می شوند و به ابزاری برای تامین منافع ملی تبدیل می شوند.

 


2- پارادوکس هویت و منافع: مدعیان دموکراسی در داخل کشور تا حدودی به اصول دموکراسی پایبندند، ولی در سیاست خارجی (منطقه ای و جهانی) بر مبنای منافع ملی عمل می نمایند. عملکرد آمریکا شاهد این پارادوکس و دوگانگی است.


3- دوگانگی عملکرد : برای جهانیان قابل پذیرش نیست که کشوری ادعای دموکراسی خواهی دارد و پایبند به پلورا لیزم باشد ولی در سطح منطقه ای و جهانی به دنبال سلطه و هژمون باشد و از دیکتاتوری در جهان حمایت نماید. این عملکرد با روح و مانیفست دموکراسی  منافات دارد، و برای افکار عمومی جهانیان غیر قابل هضم و پذیرش و مکتب دموکراسی را زیر سوال می برد.

 


4- هم پیمانی با مستبدین : مواردی همچون نفی آزادی سیاسی کشورها، تحریم ملت ها، توسل به حربه زر و زور و تزویر برای کسب قدرت، سلطه بر دیگران و هم پیمانی یا دیکتاتوری ها و حکومت هایی خود کامه از مواردی است که با اصول دموکراسی منافات دارد. 

 


5- خاورمیانه ایده آل امریکا: همگان بدانند که ابر قدرتها خواهان دموکراسی در خاورمیانه نیستند. در ترسیم استراتژی امریکا در قرن 21 به این امر اذعان شده است. آنها معتقدند تا زمانی که کشورهای نفت خیز و شیوخ عرب نفت دارند و بازار خرید سلاحهای آمریکایی اند، نباید حرف از دموکراسی در این کشورها زد. زیرا دموکراسی در خاورمیانه با منافع آنها در تضاد است.

 


6- عبرت آموزی: مردم جهان و خصوصا خاورمیانه، حاکمان منطقه باید عبرت گرفته و بیاموزند مبنای عمل قدرتهای جهانی منافع ملی است و آرمانهای انسانی این جوامع،در حاشیه قرار دارد.  همچنین همه خصوصا جوانان باید متوجه باشند که دموکراسی امری درون زا بوده و در ابتدا باید فرهنگ سازی شود و پس از نهادینه شدن در این جوامع توسط نظریه پردازان به تئوری تبدیل و سیاستمداران بر اساس آن عمل نمایند. حاکمان خاورمیانه باید بیاموزند که بر مردم خود و توان داخلی برای رسیدن به توسعه و تامین منافع ملی، امنیت ملی و امنیت منطقه ای  تکیه کنند.

 
  • دامنه |

به قلم دکتر فتح الله دهقان

 

در اسد چون حوت سوزد ز آفتاب و عاقبت

بی نصیب از سنبله میزان دهقان است و بس

" فرخی یزدی"

 

 

عکس بازنشر دامنه

 

کشاورزان به عنوان قشری زحمتکش همواره در طول تاریخ از سوی بلایای طبیعی همچون خشکسالی، حشرات موذی مانند ملخ و... مورد تهدید بوده اند. در دنیای جدید و مدرن و با پیچیده تر شدن زندگی بشر رویدادها، حوادث و تحولات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی بر زندگی آنها تاثیر مضاعفی دارد. در دنیای مدرن و امروزی پیشرفت تکنولوژی و تعرض انسانها به طبیعت موجب اخلال و انحراف در چرخه طبیعت و بر زندگی این قشر، تاثیرات مضر و مخربی را داشته است. سکه تکنولوژی روی دیگری نیز دارد و آن اینکه امکانات و تسهیلاتی را در اختیار کشاورزان قرار داده است. از سوی دیگر در دنیای ارتباطات امروزی که جهان به دهکده ای تبدیل شده است، اقتصاد در صدر اولویت دولتها قرار داد.

 

از آنجا که در دنیای جدید دولتها در مقابل ملتها مسئولیت داشته و باید پاسخگو باشد. در بخشی از جهان دولتها به این وظیفه عمل نموده و در بخش دیگر به آن بی توجه می باشند. این امر تاثیرات متفاوتی بر زندگی مردم داشته و تبعات متفاوتی را برای آنها به دنبال دارد. کشاورزان ایران علاوه بر مشکل تاریخی، (بلایای طبیعی) در سالهای اخیر متاثر از سیاست های ملی، منطقه ای و جهانی صدمات زیادی متحمل شده اند. در این خصوص نگارنده، تحلیل خود را در رابطه با مورد ذکر شده بیان می دارد:


1- تعامل با جهان: دولت در راستای توسعه و پیشرفت کشور در استراتژی ها و سیاست های کلان و خرد خود اولویت اقتصادی را مورد توجه قرار داده، سازمان ها و نهادهای مرتبط را به روز نماید تا زمینه استفاده کشاورزان از پیشرفت های علمی جهانی فراهم شود. همچنین رابطه و تعامل خود را با منطقه و جهان بیشتر نموده و اقتصاد در صدر اولویت ها باشد تا کشاورزان از مزایای این روابط برای صادرات محصولات و ... استفاده نمایند.


2- مسئولیت پذیری و پاسخگویی دولتها: وظیفه دولتها است از کشاورزان از راههای گوناگون مانند آموزش، مدیریت برنامه ریزی، ایجاد صنعت بیمه فراگیر، مساعد نمودن شرایط صادرات، خرید تضمینی محصولات و ایجاد صنایع تکمیلی از کشاورزان حمایت نموده و در مقابل وظایف خود پاسخگو باشند.


3- سازمان های مدافع کشاورزان: با الگو گیری از جهان پیشرفته دولتها شرایط ایجاد سندیکاهای صنفی کشاورزی را برای کشاورزان فراهم نمایند تا در خصوص مدیریت و برنامه ریزی و تنظیم روابط کشاورزان با دولت و مصرف کنندگان اقدام و از حقوق آنها دفاع نمایند.


4- ثبات اقتصادی: از جمله وظایف دولتها این است که با اجرای استراتژی های صحیح کلان، ثبات اقتصادی ایجاد نمایند تا کشاورزان در محیطی پایاو مانا از مزایای این نعمت استفاده نمایند.


5- موقعیت کشاورزان ایران: کشاورزان ایرانی که به صورت تاریخی با مشکلات طبیعی همچون خشکسالی، حمله حشرات موذی مانند ملخ دست و پنجه نرم می کنند، فاقد سندیکا و اتحادیه هایی برای دفاع از حقوق خود می باشند ، علاوه بر این از پشتیبانی های پایدار و کافی دولت نیز محروم می باشند. بر اثر سیاست های دولتها هزینه داده های کشاورزی به طرز سرسام آوری بالا رفته و برای آنها غیر قابل تحمل می باشد.


6- در پایان با توجه به اینکه فصل برداشت محصولات کشاورزی مانند گوجه فرنگی، هندوانه و ... می باشد، دولت نیز پشتیبانی چندانی از کشاورزان نمی نمایند. در شرایط فعلی حداقل کمک دولت فراهم نمودن شرایط صادرات و کاهش عوارض گمرکی است که می تواند آنها را از نابودی نجات دهد.

روزنامه افتاب یزد 21خرداد 1398.

  • دامنه |

به قلم دکتر فتح الله دهقان. ایران از کشورهای در حال توسعه خاورمیانه، دارای اقتصاد تک محصولی و هم پیمان غرب بود. توسعه همواره  دغدغه نخبگان منطقه و ایران بوده است. در این راستا تلاش هایی زیادی توسط نخبگان صورت گرفته و برنامه هایی جهت نیل به توسعه در ایران، کره جنوبی، ترکیه و ... به اجرا درآمد. با وقوع انقلاب اسلامی، ایران سیاست های مستقلی از ابر قدرتها را در پیش گرفت.  امید مردم به توسعه کشور دو چندان شد و تلاش هایی نیز صورت گرفت. هر انقلابی مراحلی را طی می نماید. در مرحله تثبیت علاوه بر نهاد سازی جهت استقرار، در تمدن سازی هم وارد می شود، که نیازمند تعامل و روابط جهانی است. استقلال ایران به مذاق ابر قدرتها خوش نیامد و مشکلات زیادی را برای کشور ایجاد نمودند. آنها دست به تحریکات و اقداماتی همچون درگیری های داخلی، جنگ تحمیلی و ... زدند. تحریم نیز یکی از اهرم ها در راستای اجرای دیپلماسی فشار بر ایران بوده است. طراحان تحریم اهداف متنوعی همچون منزوی سازی کشور، تحدید و توان نظامی، اخلال در نظام اقتصادی و پولی کشور که منجر به اختشاشات اقتصادی و باعث ریزش سرمایه اجتماعی حاکمیت شود را دنبال می نماید.

 

 

همچنین به چالش کشیدن  قدرت نرم حاکمیت در سه سطح راهبردی، میانی و عملیاتی  را در خصوص ایران پیگیری می نمایند. تحریم های ظالمانه آمریکا موجب کند شدن روند توسعه کشور همچنین در تمدن سازی انقلاب خدشه وارد نموده است. مشکلات طاقت فرسایی را برای مردم ایجاد نموده و در اجرای برنامه ها و سیاست های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی کشور خلل ایجاد کرده که موجب صدمه به ام القراء شده است. اما، تحریم ها در درون کشور خوان نعمتی برای عده قلیلی گسترده، همچنین منافعی را برای بعضی کشورهای منطقه و جهان فراهم نموده است. در این خصوص مواردی را به عرض می رسانم:


1-کاسبان داخلی تحریم: تحریم های ظالمانه امریکا موجب سختی و مشقت برای عموم مردم ایران شده است. اما، برای عده ای قلیلی منافع سرشاری را در بر دارد این عده کم تعداد با سوء استفاده از شرایط پیش آمده و به بهانه دور زدن تحریم ها به درآمدهای نجومی دست می یابند. آنان خواهان بازگشت تحریم ها هستند زیرا  نان آنها در تحریم است.


2- کاسبان جهانی تحریم : تعدادی از کشورهای جهان از تحریم ها منتفع می شوند. به عنوان مثال هند و چین منافعی را کسب می نماید. هند منافع اقتصادی ولی چین علاوه بر منافع اقتصادی در زمینه سیاسی و رقابت با امریکا و کشورهای غربی از این رویداد منتفع می شود.


3- معاندین و مخالفین نظام: مخالفین نظام نیز از این بابت خوشحال اند زیرا تحریم ها موجب نارضایتی مردم می شوند و به خیال خودشان آنان را در رسیدن به هدفشان که براندازی نظام است نزدیکتر می کند. انان نیز از بازگشت تحریم ها  استقبال می نمایند و همواره امریکایی ها را برای اعمال تحریم های جدید تحریک و تشویق می نمایند.


4- رقبای تاریخی این مرز و بوم : روسیه و ترکیه که رقبای تاریخی کشورمان می باشند از دیگر برندگان بازی تحریم ها می باشند. در این بین روسیه سود مضاعفی از این تحریم ها برده و به مثابه اهرمی برای پیشبرد سیاست های منطقه ای و جهانی خود از آن استفاده می نماید. در حقیقت برنده اصلی بازی تحریم ها روس ها هستند.


5- امریکا و رژیم اشغالگر قدس: سیاست های این دو کشور همواره در راستای تضعیف جمهوری اسلامی بوده است. این تحریم ها که در جهت فشار بر مردم و سرخوردگی از نظام می باشد از نظر آنها در راستای خواست و رویای این دو کشور در جهت براندازی نظام می باشد.
روزنامه افتاب یزد 17اردیبهشت 1398.

  • دامنه |

به قلم دکتر فتح الله دهقان. ژئوپلیتیک گذشته ایران در دوره باستان، از حمله اسکندر تا عملیات مرصاد، جنگ ها، عملیات های نا منظم و منظم گذشته تا حال حاکی از این است که غرب کشور منطقه ای سرنوشت ساز بوده و سرنوشت ایران از این منطقه ورق خورده است. روابط ایران و عراق از قرن 16 به بعد که این کشور در ترکیب حکومت عثمانی قرار داشت و پس از فروپاشی ان امپراطوری که کشور عراق متولد شد، فراز و فرودهای زیادی را به خود دیده است. بین النهرین از مهد های تمدن جهان بخشی از ایران بوده، همچنین مدائن پایتخت ایران بوده است. از سوی دیگر مرقد مطهر امامان شیعه در عراق، میعادگاه عاشقان خاندان پیامبر می باشد.در طول تاریخ همواره اختلاف در خصوص مرزهای غربی وجود داشته است. اختلافات در دوره امپراطوری عثمانی و صفویه به اوج خود رسید.

 

از زاویه ای دیگر، همواره تلاش هایی برای حل اختلافات دو کشور نیز صورت گرفته است. تلاش های چند ساله امیر کبیر برای عقد قرارداد ارزروم تا قرارداد 1975 الجزایر که به چندین سده اختلاف بین دو کشور پایان داد شاهد این مدعا می باشد. سقوط صدام و روند حوادث پس از آن منجر به ایجاد روابط حسنه و نزدیکی بی سابقه ایران و عراق در طول تاریخ شده است. این رویداد حساسیت برخی کشورهای منطقه و قدرت های فرا منطقه ای را برانگیخته است. ایجاد تفرقه و جدایی در منطقه همواره استراتژی قدرت های فرا منطقه ای برای نیل به اهداف خود بوده است. سِرویلسون فرماندار کل سیاسی منطقه در سال های اشغال عراق توسط انگلستان در مورد اهمیت استراتژیکی عراق گفته است « کلید کل منطقه در بغداد است و ... لذا نباید عراق با کشورهای جهان عرب یا سایر کشورهای اسلامی متحد شود». در این خصوص لازم دیدم مواردی را به عرض برسانم:

 


1- خلاء ها و محدودیت های ژئوپلیتیکی : ایران و عراق دارای خلاء ها و محدویت های ژئوپلیتیکی هستند، نوع و سطح روابط دو کشور می تواند  تاثیر متفاوتی بر این مسئله بگذارد. بدین صورت که روابط حسنه دو کشور می تواند باعث هم پوشانی خلاء ها و رفع محدودیت های ژئوپلیتیکی دو کشور شود. اما، سردی روابط و اختلافات می تواند رقابت منفی، بیهوده و حوادث خانمان سوزی همچون جنگ را بدنبال داشته باشد.


2- تقویت حسن همجواری: عقل سلیم و علم سیاست همواره تاکید به داشتن روابط خوب و حسنه با همسایگان دارد. نزدیکی ایران و عراق در سال های اخیر امری منطقی و پذیرفته شده بوده وباید سعی شود روابط هر چه بیشتر تقویت و مستحکم تر شود. 


3- ایران، قدرت منطقه ای:  به گواه تاریخ ایران همواره به عنوان قدرتی منطقه ای در خلیج فارس و خاورمیانه مطرح بوده و به ایفای نقش پرداخته است. در این راستا اتحاد با دیگر کشورهای منطقه لازم و ضروری است.


4- پتانسیل های ارتباط با عراق: قرابت تاریخی، فرهنگی،اعتقادی و مذهبی، سیاسی و زمینه های همکاری اقتصادی دلایلی موجه برای توسعه روابط با عراق است.


5- ضرورت تعمیق روابط اقتصادی : در دنیای امروز اقتصاد محور و اساس روابط کشورهاست. با توجه به خلاء های ژئوپلیتیکی بین دو کشور بهترین راه رفع انها پیوند اقتصادی است. شایسته است براساس عوامل مشترک و مثبت اقتصادی دو کشور رابطه بنیادی نهادینه شود. لازم است ایران به توسعه روابط اقتصادی با عراق بپردازد و روابط از مرحله صدور کالا به همکاری اقتصادی صنعتی و تولیدی ارتقا داده شود.


6- تعمیق منطقی روابط: شایسته است روابط دو کشور براساس منافع دو کشور و در چارچوب قوانین بین المللی و در نظر داشتن حساسیت های تاریخی، فرهنگی و ملی مردم ایران و عراق در جهت استفاده از پتانسیل های موجود دو کشور برای اعتلا و توسعه این کشورها و در راستای تامین صلح و امنیت منطقه و جهان باشد. همکاری های ایران و عراق در مبارزه با داعش و دیگر گروههای تروریستی در این راستا بوده است.


7- حفظ وحدت ملی: هرگز نباید خود را درگیر این کرد که از نژاد گرایی دم زد و شهروندان ایرانی را به مصاف عرب ها فرستاد، که برخی از سر غفلت چنین می کنند. ایران هم، بخشی از ملت اش عرب است، عرب هایی که در جنوب و خوزستان از هویت ایرانی بودن دفاع می کنند. نباید در این دام هولناک، به آسانی صید مکاران شد. زیرا مخل وحدت ملی است.


8- عمق استراتژیک، نیاز حیاتی: کشورهای تیزپا و تیزبین منافع و منابع امنیت خود را فقط در داخل جستجو نمی کنند، عمق استراتژیک برای خود می سازند و کشورهای هدف را برای بقای خود در چنته (= توبره و کسیه ) می گذارند. در این راستا ایران، عمق استراتژیک خود را پایا نگه می دارد.
روزنامه افتاب یزد. 8 اردیبهشت 1398.

  • دامنه |

به قلم دکتر فتح الله دهقان: دفاع در همه ادیان، آئین ها و فرهنگهای متفاوت جهان امری مقدس است. به تبع آن نظامیان که مدافعان مردم و سرزمینشان می باشند از جایگاه خاصی برخوردارند. در ایران نیز نظامیان که مدافعان ایرانیان می باشند محبوبیت خاصی دارند. اخیرا طرح اعلان نیروهای نظامی ایران به عنوان تروریست توسط امریکا مطرح شده است. در این خصوص مواردی را به عرض می رسانم:


1-ابهام واژه تروریسم: واژه تروریسم تعریف مشخصی ندارد و بصورت یک برچسب درامده، تا یک واقعیت، هر که خواست دیگری را به تروریسم متهم می کند.


 
2- بستر و آبشخور فکری تروریسم: بنا به گواه تاریخ قشری بودن، تصلب، تحجر در فرهنگ و تمدن ایران اسلامی که پرورش دهنده ملاصدرا، سعدی، حافظ بوده جایگاهی ندارد. بلکه آئین و مشرب فکری کسانی همچون " محمد بن وهاب " است که متاثر از مشرب فکری " ابن تیمیه " و در راستای سیاست های استعمارگران مکتب فکری را پایه گذاری کرد که با تولید و ترویج افکار تروریستی جهان را به وحشت انداخته است.


4- تروریسم به سود کیست: تروریسمی که خاورمیانه و جهان را درگیر نموده است در راستای سیاست ها و منافع قدرت های جهانی در راستای عینیت بخشیدن به نقشه خاورمیانه بزرگ بوده، دیگر اینکه در راستای تامین امنیت رژیم صهیونیستی می باشد. بعد بسیار مهم ان نیز نفع اقتصادی قدرت های جهانی است.


5- ایران قربانی تروریسم: جهانیان مطلع اند ایران خود یکی از بزرگترین قربانیان تروریسم است. خیل عظیم شهدای پس از انقلاب در مبارزه با تروریسم در داخل و خارج از کشور شاهد این مدعا می باشد.

 

نقشۀ حوزه مأموریت «سنتکام» منبع


6- ایرانیان پیشتاز مبارزه با تروریسم: بنا به گواه جهانیان ایران نقش بی بدیلی در مبارزه با تروریسم داشته و دارد. دنیا هم اکنون نظاره گر مبارزه ایرانیان با پدیده شوم تروریسم می باشد.


7- فلسفه وجودی و عملکرد نظامیان ایرانی: با توجه به اینکه نظامیان ایرانی در فرهنگ ایرانی اسلامی تربیت، رشد و نمو یافته اند. همچنین عملکرد، فداکاری های آنها در مبارزه با تروریسم شاهد کتمان ناپذیری بر منافات با تروریسم بودن آنها است.


8- اهداف امریکا از این اقدام: امریکا از این اقدام اهداف متفاوتی را دنبال می کند، جلب رضایت هم پیمانان منطقه ای و نیز دوشیدن هر چه بیشتر آنها، دیگر اینکه در راستای استراتژی « ایجاد ایران هراسی» در کنار اسلام هراسی است. راه اندازی جنگ روانی برای تاثیر گذاری بر روحیه ملت ایران در راستای استراتژی ایجاد نارضایتی و نا امیدی. به نظر می رسد هدف مهم دیگر آنها تاثیر گذاری بر اقتصاد ایران در بعد داخلی و خارجی می باشد. البته نباید از بعد نظامی آن غافل شد. به این مفهوم که توان نظامی کشور را تضعیف نمایند اما، بعد مهم و اصلی آن ایجاد بدبینی و فاصله میان مردم و نیروی های نظامی می باشد. در این خصوص لازم و ضروری است نیروهای نظامی در برخورد با مسائل داخلی، منطقه ای و جهانی هوشیاری به خرج داده و بهانه بدست دشمنان تاریخی، منطقه ای و جهانی این مرز و بوم نداده و در دام آنان نیفتند.

(چاپ روزنامه افتاب یزد. 24 فروردین 1398.)

  • دامنه |

به قلم دکتر فتح الله دهقان. خداوند فرموده "زمین مکانی همراه با خطرات و تغییرات است". باران اساسا نعمت است. حیات در جهان بستگی به باران دارد. در ادیان آسمانی و فرهنگ های مختلف جهان نیز آب جایگاه خاصی دارد. عدم برخورد صحیح انسان ها با آب این نعمت حیات بخش مشکلات و مصائبی را برای بشر در طول تاریخ فراهم نموده است. در این خصوص لازم دیدم مواردی را به عرض برسانم.

 

1- اصلاح فرهنگ، سیستم و ساختار: من و شما، مدیران و مسئولان و دست اندرکاران کشور در این فرهنگ و سیستم آموزشی رشد و نمو یافته و تربیت شده و در این ساختار مشغول به کاریم. حوادثی مانند سیل اخیر دلیلی محکم است که اصلاح و تجدید نظر در این امور لازم و ضروری است. وقت آن رسیده که با توجه به تجارب جهانی رفورم در این خصوص صورت گیرد. آیا وقت آن  نرسیده که عذرخواهی مسئولین بابت قصورات، کم کاری ها و کاستی ها وارد فرهنگ ما شود؟


2- پیش بینی و پیشگیری: با پیشرفت علوم و تکنولوژی امکان پیش بینی دقیق فراهم شده است. همچنین زمینه پیشگیری از حوادث و اتفاقات ناگوار با هزینه کمتر نیز تاحدود زیادی فراهم شده است.


3- مدیریت بهینه: مدیران متعهد و متخصص با استفاده از علوم پیشرفته و تکنولوژی روز باید اقدام به برنامه ریزی همراه با آینده نگری نماید تا خسارات را به حداقل برساند. سوال این است که آیا دستگاههای مدیریتی کشور خصوصا مدیریت بحران کشور در این زمینه موفق بوده اند؟


4- رعایت استاندارد شهرسازی: امروزه علوم مرتبط با شهرسازی در جهان پیشرفت های شگرفی نموده اند که قادر است از خسارات این گونه حوادث بکاهد. آیا اصول شهرسازی در کشور ما رعایت می شود و با متخلفین برخورد شایسته صورت می گیرد؟

 


5- فقر: فقر به دو بخش فقر فرهنگی و فقر مادی برمی گردد فقر فرهنگی و عدم آگاهی مردم عاملی مهم و اساسی در این زمینه بوده است. همچنین فقر مادی باعث می شود بخشی از مردم در حاشیه شهرها که در مکان های ارزان ولی آسیب پذیر می باشد اقدام به خانه سازی نمایند.


6- معیشت: با توجه به اینکه بخشی از مردم درآمدشان از کشاورزی  و دامپروری می باشد، لازمه اش زیستن در کنار رودخانه ها می باشد. که باعث بالا رفتن ریسک و خطر می شود.


7- عدم باورمندی و پایبندی به قانون: تصرفات و تخلفات، چنگ اندازی به جنگل ها، تصرف حریم رودخانه ها، ساخت و سازهای غیرمجاز، تخریب محیط زیست که توسط افراد و ارگان ها و سازمان هایی که با استفاده از رانت سیاسی و سوء استفاده از اهرم های قدرتی که در اختیار دارند خود را در جایگاهی بالاتر از قانون می بینند و یا پایبند قانون نیستند، باعث بحران بی سابقه تخریب طبیعت در طول تاریخ این مرز و بوم شده، از دیگر عوامل حوادث و سوانحی همچون سیل می باشد.


8- فواید و پیشگیری: علیرغم خسارات و صدماتی که به کشور وارد شده بخش قابل توجهی از کمبود آب کشور نیز جبران شده است. همچنین سیل اخیر آشکار کرد که ما در زمینه مهار آب های سطحی از جمله ساخت سدها، بندها و... ضعف داریم.


9- عبرت آموزی: سیل اخیر حاوی درسی بسیار گرانبها بود و آن اینکه افراط و تفریط در مسائل خانمان سوز می باشد و بایستی از افراط و تفریط پرهیز نماییم.


10- عدم تعرض به حقوق دیگران: حریم، حقوق و جایگاه دیگران را رعایت نکردن خسارت بار است. رعایت نکردن حریم رودخانه، مسیل ها با توجه به اینکه رودخانه خانه رود است و وقتی ما به آن تجاوز نماییم با عکس العمل آن در قالب سیل مواجه می شویم. شایسته است درس بزرگتری نیز بگیریم و آن اینکه به حقوق دیگران نیز احترام بگذاریم.
چاپ روزنامه افتاب یزد 18 فروردین 1398.

  • دامنه |

به قلم دکتر فتح الله دهقان. تروریسم عمری به درازای تاریخ حیات بشر دارد و به عنوان تهدیدی همواره بشر را همراهی نموده است. با توجه به شرایط مکانی و زمانی نوع ، وسعت و میدان عمل و مانور آن متفاوت بوده است .همچنین مختص به جغرافیا ، دین ، فرهنگ خاصی نیست . به مرور زمان و با در اختیار گرفتن نخبگان و متخصصین و استفاده از تکنولوژی پیشرفته پیچیده تر شده، میدان عمل آن گسترده شده و مرز ها را درهم نوردیده است . امروزه شرق و غرب عالم از تروریست ها در امان نیستند . در این مجال به برخی از عواملی که زمینه پدیده تروریسم را فراهم نموده است می پردازیم:


1- نا آگاهی و جهل : بستر و زمینه تروریسم جهل می باشد. اگر انسان ها آگاه باشند تروریسم زمینه بروز ، ظهور و فعالیت پیدا نمی کند . ناآگاهی مختص افراد بی‌سواد نیست بسیاری از عالمان ، متخصصین و تحصیل‌کرده های سطوح بالا و قشری مسلک نیز جاهل می باشند . آنهایی که تئوری پرداز ، متفکر ، عامل و ابزار تروریسم هستند.


2- عقده به جای عقیده: تروریسم برخاسته از عقده هایی است که جای عقیده را گرفته است. شرقی ها و غربی ها هر کدام به نوعی در این امر سهیم‌اند .آنانی که با عث شده اند مردم در جهل نگهداشته شوند، (آگاهی مردم منافع آنها را به خطر می اندازد) باعث بی عدالتی و تبعیض شده اند. آنهایی که باعث سرخوردگی مردم شده اند (سرخوردگی شخصی، اجتماعی، سیاسی ، عقیدتی و ...). این مسائل دست به دست هم داده تا عقده ها به جای عقاید بنشیند .


3- حق پنداری: وقتی عده ای دیگران را صاحب حق نمی دانند و برای آنها هیچ حق و حقوقی قائل نمی باشند. با دلایل واهی و افکار قشری و منجمد خود را برتر از دیگران می دانند و حقوقی را با استفاده از این حربه برای خود قائل و از امکانات و مواهب استفاده می کنند . دیگران را باطل می پندارند در صورتی که این امر با روح والای ادیان و اصول انسانی و اخلاقی منافات دارد ، زمینه و بستر تروریسم فراهم می شود .


4- نبود فرهنگ مدارا : علی رغم توصیه ادیان آسمانی و مکاتب بشری انسان گرا و اخلاق گرا در طول تاریخ افراد و اقشاری معتقد به مدارا نبوده و بستر خشونت و تروریسم را فراهم می نمایند. در صورتی که انسان ها با یکدیگر مدارا کنند زمینه تنش و اختلاف از بین می رود . اسلام دین مدار است، سیره نبوی در برخور با مخالفان شاهدی بر این مدعا می باشد. به عنوان مثال در فتح مکه پیامبر اسلام خانه ابوسفیان را به عنوان یکی از مکان های امن برای مشرکین اعلام کرد .


5- خصومت سازمان یافته : از دیگر مشخصات تروریسم خصومت سازمان یافته می باشد. آنها با در اختیار گرفتن نخبگان و متخصصین قشری و خشک مقدس و استفاده از علم و تکنولوژی پیشرفته امروزی دست به خشونت سازمان دهی شده ، پیچیده و بی سابقه می زنند.


6- تعصب : از دیگر عوامل و مشخصات تروریست ها تعصب بی جا و خشک می باشد و باعث می شود که حقایق را نبینند ،بر عقاید و نظرات خود تعصب به خرج دهند، دیگران را نادیده بگیرند و فقط خودشان را صاحب حق و حقوق بدانند .تعصب زمینه تولید کینه و عداوت نسبت به دیگران شده ، در نتیجه خشونت عریان در قالب تروریسم رقم زده می شود.


7- دوگانگی رفتاری، نظری و عملی که در خصوص برخورد با پدیده تروریسم در جهان صورت می گیرد از دیگر زمینه های رواج تروریسم می باشد.


8- افراد و جریان های مدعی مذهب ، خود حق پندار که اعتقادی به فرهنگ مدارا با دیگران ندارند . با استفاده از افراد جاهل و خشک مقدس و سرخوردگان از بی عدالتی ، تبعیض ها ، و عملکرد صاحبان زر، زور و تزویر در بستر جهل اقدام به ترویج تروریسم نموده و با اقدامات تروریستی که در راستای منافع برخی افراد ، جریان ها و حاکمان مستبد و بعضی قدرت های منطقه ای و جهانی می باشد، امنیت را از مردم در شرق و غرب جهان ربوده اند، همه مرز ها را در هم نوردیده و جهان را ناامن نموده اند.

  • دامنه |

به قلم دکتر فتح الله دهقان. کلاهبرداری که معنی ربودن می دهد یک اقدام ماهرانه و با حربه ‌ فریب و اختفا است. بنا به اخبار منتشر شده در مطبوعات تخلف پتروشیمی در کشور رکورد زده و بر سکوی قهرمانی فساد ایستاده است. بنا به گواه تاریخ پاک سیرتی، پاک طینتی، پاک نیتی و پاک دستی از مشخصات فرهنگ و تمدن ایرانی بوده است. مردان و زنان واجد این مشخصات از جایگاه و احترام خاصی در جامعه برخوردار بوده اند. دین مبین اسلام نیز همواره به پاک سیرتی و پاک دستی و ... توصیه نموده است. این ارزش ها و هنجارهای والا و گران قیمت در آرمان ها، اهداف و شعارهای انقلاب اسلامی تبلور یافت.

 

سوال این است، چه شده است تخلف های کلان در کشور رخ داده و به نحو بی سابقه ای در تاریخ این مرز و بوم در جریان است؟ زمینه و بستر فساد و اختلاس چطور فراهم می شود، متخلفان از چه جایگاهی برخوردارند و به کدام کانون ها وصلند؟ به چه دلیل از چشمان تیزبین سازمان های اطلاعاتی و نظارتی پنهان می مانند؟ در جواب انبوه سوال ها باید گفت: وقتی که بر اثر حب و بغض ها، تنگ نظری ها، باند بازی ها، سیاست بازی ها زمینه نفوذ نا اهلان فراهم شده و امور به دست آنهایی افتاده که اصلا به انقلاب اسلامی باور نداشته و ندارند، و این سخن حضرت امام که فرمودند نگذارید انقلاب به دست نامحرمان بیفتد، گاهی به فراموشی سپرده شده است. در هنگامه ای که سیاسیون و جناح های قدرت سرگرم بازی های جناحی می باشند و از منافع ملی و امنیت ملی کشور غافلند، زمانی که ریا و تظاهر باب شده، و جایگاه افراد را ظاهر آن ها تعیین می کند، وقتی که برخی مجریان قانون به فساد آلوده اند، قانون به سخره گرفته می شود و افراد در جایگاهی بالاتر از قانون قرار می گیرند. زمانی که اختلاسگران به جناحها وصلند، در هنگامه ای که فساد و اختلاس و قاچاق سازمان یافته انجام می شود، وقتی که اختلاسگران نجومی به راحتی از کشور خارج شده و در کانادا زندگی اشرافی می کنند، در زمانه ای که رسانه ملی از این مسئله غافل است و به نقش مطبوعات در مبارزه با فساد باور نداریم، در بحبوحه ای که مدیر اختلاسگر به جایگاه بالاتری ارتقاء می یابد، مدیران رانتی، ضعیف و فاقد صلاحیت و بدون تخصص و تعهد که قادر به ایفای نقش نظارتی و مدیریتی خود نیستند به کار گمارده می شوند، سیاست از تعریف استاندارد خود خارج و توسط افراد ذی نفوذ شخصی شده است.

 

 

عدم پاسخگویی و مسئولیت پذیری، مسئولان باب شده هر کجا موفقیت است به اسم خود مصادره می کند ولی در اختلاس ها و فسادها فرافکنی می کنند و خود را بی تقصیر و به گردن دیگران می اندازند. اختلاس ها عوارض تحریم هایی است که در راستای قطعنامه های ظالمانه شورای امنیت ایجاد شده بود و کاغذ پاره خوانده می شد. عدم شفافیت در امور نیز از عوامل ایجاد بستر برای این اختلاس ها می باشد. زمانی که قبح اختلاس و فساد شکسته شده و افکار عمومی جامعه اختلاس گران را دفع نمی کند، در دورانی که مسئولین تراز اول این روند هولناک را نظاره گرند و از کنار آن می گذرند، این عوامل باعث شده زمینه فساد و اختلاس های بی سابقه در تاریخ این مرز و بوم فراهم شده و مسابقه ای بس شتابان برای قرار گرفتن در سکوی قهرمانی اختلاس در کشور در جریان است.

روزنامه افتاب یزد 21اسفند97.

  • دامنه |

به قلم دکتر فتح الله دهقان. مرور تاریخ جهان حکایت از آن دارد که اقتصاد در زندگی فردی و اجتماعی، همچنین در سطح ملی و جهانی عاملی موثر و تعیین کننده بوده و متغیری مهم در امنیت ملی کشورها و جهان می باشد. در دنیای قدیم برای تامین امنیت به عامل نظامی توجه می شد. ولی امروزه اقتصاد نقش برتر را دارد. اقتصاد نقش مهمی در ایجاد و رشد تمدن ها همچنین باعث فرو پاشی تمدن ها بوده است. در ایران نیز همواره نقش مهمی در تغییر و تحولات ایفا نموده است. تاریخ معاصر ایران نیز گواه و شاهد این مدعا می باشد.

 

اعتراضات و شورش های رخ داده در این دوران از بلوای نان تا اعتراضات سال  1396 (مشکلات اقتصادی  از عوامل مهم آن بود). در حال حاضر نیز مشکلات اقتصادی از قبیل گرانی، تورم افسار گسیخته، بیکاری، رانت خواری، تبعیض، حقوق های نجومی، املاک نجومی و ... مردم را به ستوه آورده، که می تواند زمینه را برای توطئه ها و نقشه های شوم رقبا و دشمنان تاریخی این مرز و بوم فراهم آورد. تاریخ تحولات جهان و خاورمیانه حکایت از آن دارد که آنها همواره از این سلاح در راستای منافع خود استفاده نموده اند در این خصوص لازم است مواردی را متذکر شوم:


1- اقتصاد ایران تک محصولی و وابسته به نفت است. در سطح داخل مشکلات عدیده ای را فراهم نموده و همچنین زمینه را برای سوء استفاده مخالفان و قدرت های خارجی فراهم نموده است. باید بند ناف اقتصاد را از نفت پاره کرد تا از این وضعیت نجات پیدا کند، همچنین مخالفان و رقبای کشورمان نتوانند از این اهرم علیه کشورمان استفاده نمایند.


2- در خصوص اقتصاد کشور اختلاف نظر بین تئوریسین های دینی، سیاسی، اقتصادی وجود دارد. لازم است اجماعی برسر نوع نگاه به اقتصاد حاصل شود سپس استراتژی  و راهبرد مشخصی ارائه شود تا اقتصاد کشور بر اساس آن اداره شود.


3- چون در اقتصاد سود و نفع، محوریت دارد، از سویی افراد، جریان ها و گروههای سیاسی، باندهای قدرت با استفاده از رانت به دنبال تصاحب اقتصاد برای منتفع شدن هستند، فضای غیر رقابتی، غیرشفاف، عدم تمکین به قانون زمینه را برای رانت خواری، اختلاس و فساد آن ها فراهم می نماید.


4- در دنیای امروز، اقتصاد و سیاست به هم تنیده شده است. رونق اقتصادی نیاز به تعامل سیاسی با جهان دارد. از سوی دیگر رونق و شکوفایی اقتصاد نیاز به بازار دارد که باز هم به روابط با جهان برمی گردد. ارتباط با منطقه و جهان زمینه رونق اقتصاد می شود. به عنوان مثال صدور محصولات کشاورزی مانند هندوانه و گرجه به کشورهای همسایه تابع روابط با این کشورها می باشد.


5- دیپلماسی اقتصادی امروزه محور روابط شده است. حتی یک باغدار هم نیازمند بازار محلی است چه رسد به یک کشور حال سوال این است که اقتصاد چه جایگاهی در دیپلماسی و سیاست خارجی کشورمان دارد؟


6- بخشی از مشکلات کشور به سیاست های قدرت های جهانی بر می گردد ولی باید پذیرفت بخش بزرگی از مشکلات داخلی به عدم شفافیت، رانت خواری، سوء مدیریت، عدم پاسخگویی، منفعت طلبی و اختلافات جناح ها و گروههای سیاسی بر می گردد.


7- برای حل مشکلات لازم و ضروری است سیاست های خرد و کلان داخلی و خارجی ساختارها و ... اصلاح شود. اولویت اقتصاد در کشور پذیرفته به رسمیت شناخته شود، هماهنگی در کلیه ارکان نظام صورت گرفته تا زمینه حل مشکلات اقتصادی و پیشرفت و توسعه کشور فراهم شود.


8- پیشرفت کشور و حل مشکلات اقتصادی باید در قالب برنامه مدون باشد. ایده پردازی، طرح، تدوین و اجرای آن نیاز به متخصص و صاحب نظر دارد. به گواه جهانیان ایران سرزمین نخبگان است. استفاده از نخبگان ایرانی در داخل و خارج کشور لازم و ضروری است. وقت آن رسیده جهت حل مشکلات به طور بایسته و شایسته از آن ها استفاده شود. دیگر اینکه از تجربیات جهانی در این خصوص استفاده شود.


9- مشکلات اقتصادی باعث بالا رفتن نارضایتی عمومی شده و منجر به شکاف طبقاتی شده که پدیده خطرناک و سمی مهلک برای امنیت ملی می باشد.

چاپ در روزنامه آفتاب یزد 6 اسفند 97

  • دامنه |

به قلم دکتر فتح الله دهقان. آموزش و پرورش در همه ادیان و مکاتب، فرهنگ های جهان امری مهم، اساسی و مقدس است. آموزگار و معلم نیز جایگاه و شان والا و ویژه ای داشته و دارد. در طول تاریخ بشر آموزش لازمه پیشرفت و توسعه جوامع بوده است. در فرهنگ و تمدن ایرانی نیز آموزش جایگاه خاصی دارد. در دین مقدس اسلام و سیره نبوی  اهمیت ویژه ای داشته و به طور مکرر به آن پرداخته شده است. آموزش در ایران متاثر از عوامل مختلفی بوده است.

 

مدرسه شهید گروهی روستای کلچات در جنوب کرمان

 

در مقاطعی از تاریخ ایران طبقه خاصی قادر به آموختن بودند. به عنوان مثال در زمان ساسانیان فقط طبقه  اشراف و نجبا حق آموزش داشتند. معروف است که کفشگری حاضر شد کل هزینه سپاه ایران را بپردازد، ولی در عوض تنها پسر او اجازه تحصیل بیابد. ولی شاه با این امر مخالفت کرده آموزش در ایران به طور سنتی توسط روحانیون و سادات در مکتب خانه ها انجام می گرفت در دنیای جدید به تبع تحولات جهانی آموزش، در ایران به رغم مشکلات توسط رشدیه رواج یافت. پیشرفت های خوبی با تلاش صادقانه، دلسوزانه و مثال زدنی آموزگاران و دست اندر کاران امر آموزش شاهد بوده ایم.

 

 

نماد این تلاشها به باغچه بان و امیر کبیر بوده اند که سعی و تلاش وافری، در امر آموزش و فرهنگ انجام دادند. در ایران بانی امر آموزش دولت بوده و می باشد. در سالهای اخیر بخشی از امر آموزش به بخش خصوصی واگذار شده و در مدارس غیر انتفاعی تبلور یافته است. علیرغم پیشرفت هایی که در امر آموز شصورت گرفته، آموزش و پرورش در ایران دارای مشکلات و کاستی هایی می باشد، که شایسته و زیبنده کشورمان ایران نمی باشد.

 

اخیرا در خصوص واگذاری امر آموزش به بخش خصوصی و مقاطعه کاری اقداماتی صورت گرفته است. از جمله در قانون بودجه، قانون برنامه ششم، قانون اجرای احکام دائمی برنامه ششم و توسط مسئولین، سیاستمداران بحث ها و اظهار نظرهایی صورت گرفته است. برای اجرای سیاست ها و برنامه ها و طرح ها باید بستر و زمینه مناسب آماده باشد. طرح هایی در بخش هایی از جهان اجرا و موفق بوده است ولیبه این معنی نیست که در دیگر کشورها نیز مفید باشد. نمونه آن اجرای برنامه ی نوسازی قبل از انقلاب بود که جواب نداد. دیگر اینکه آیا اجرای این برنامه ها تناسبی با آرمان ها، اصول، اهداف، شعارهای انقلاب و قانون اساسی دارد؟ لازم داریم در این خصوص مواردی را متذکر شوم:

 

دبیرستان قلم‌چی در منطقه‌ی 9 آموزش و پرورش تهران


1- آموزش اصل، پایه و فوندانسیون آموزش در کشور امری مهم، اساسی و پایه ای بوده که پیشرفت، توسعه و در یک کلام آینده کشور در گرو آن می باشد.


2- جایگاه آموزش در قانون اساسی: اجرای قانون اساسی و عمل به روح آن و تحقق آن بستگی به امر آموزش در کشور دارد.در اصول متعدد قانون اساسی از جمله اصل 3و20 و 30 و 43 به آن پرداخته شده است. تا جایی که به طور صریح در اصل 30 می گوید: دولت موظف است وسائل آموزش و پرورش رایگان را برای همه ملت تا پایان دوره متوسطه فراهم سازد و وسایل تحصیلات عالی را تا سرحد خودکفایی کشور به طور رایگان گسترش دهد.


3-نداشتن چشم انداز دقیق: چشم انداز مشخص و برنامه مدون و جامع و درازمدت همراه با آینده نگری، لازمه امر آموزش می باشد.


4- تشت فکری در امر آموزش: ایده، تئوری مشخص، مدون، اصولی و استاندارد در امر آموزش وجود نداشته، آموزش متاثر از عوامل گوناگون بوده و عدم انسجام فکری در خصوص امر آموزش کشور وجود دارد.

 

کلاس درس در دِل جنگل‌های تالش استان گیلان


5- فراز و فرود در آموزش: تلاطم و عدم ثبات در تصمیم گیری و اجرای امر آموزش وجود داشته، در حالیکه ثبات روند، لازمه و پیش نیاز یک سیستم آموزشی موفق است.


6- نظام آموزشی و فرار مغزها: سیستم آموزشی به چه نسبت در پدیده هولناک فرار مغزها نقش دارد. با توجه به اهمیت امر آموزش طبیعتا باید از نخبگان کشور استفاده نماید. سوال این است که آیا به تناسب از نخبگان استفاده نموده است؟


7- اولویت آموزش: آموزش در کشورهای پیشرفته در اولویت بوده و به آن پرداخته می شود. به جرات می توان گفت توجه به امر آموزش جایگاه کشورها را در امر توسعه مشخص می نماید. به عنوان مثال دو کره  از نظر سرزمین، فرهنگ، جغرافیا، نژاد و ... مشابه بوده ولی در کره جنوبی وزارت آموزش و پرورش اولین وزارت خانه ولی در کره شمالی وزارت جنگ در اولویت اول می باشد. جایگاه و وضعیت کنونی این دو کشور شاهد خوبی در جهت اهمیت امر آموزش در توسعه کشورها می باشد. حال سوال این است که آموزش در کشور ما در رده چندم اولویت است؟


8- بودجه و آموزش: در مقایسه با کشورهای جهان سهم آموزشی در ایران از درامد کشور چند درصد است؟


9-امکانات، ابنیه و تکنولوژی:  وضعیت امکانات آموزشی از جمله: ابنیه و ساختمان و امکانات رفاهی با جایگاه ایران مناسب نیست هنوز در برخی مناطق از کپر و چادر استفاده می کنند. ساختمان فرسوده بوده، حادثه شین آباد و سیستان و بلوچستان شاهد و گواه کمبود امکانات آموزشی و رفاهی می باشد. از نظر استفاده از تکنولوژی روز  مانند کامپیوتر و اینترنت چند درصد از مدارس کشور مجهز به این امکانات هستند.

 

دارالفنون از یادگارهای امیرکبیر

 


10- رفاه و معیشت معلمان: آیا رفاه و معیشت این قشر زحمت کش در حد قابل قبول و در خور و شان و شایسته ی این عزیزان بزرگوار است؟ آیا قابل مقایسه با دیگر کشورهای دیگر می باشد.


11- در خصوص واگذاری امر آموزشی به بخش خصوصی و مقاطعه کاران بایستی متذکر شد علی کاستی هایی در امر آموزش وجود دارد واگذاری آن به بخش خصوصی و مقاطعه کاری چاره ی کار نبوده و  تاراج دادن فرهنگ و آموزش کشور است. چاره ی کار این است که سیستم را اصلاح کنیم، امکانات و بودجه ی بیشتری به این امر اختصاص دهیم، به امر آموزش توجه ی بیشتری نماییم، از تجربه ی موفق کشورهای جهان استفاده نمایید. از تکنولوژی روز استفاده نماییم، از نخبگان کشور استفاده نماییم، اقدام به برنامه ریزی مدون، کارشناسی شده و استاندارد نماییم، به معیشت و رفاه معلمان توجه نماییم و نظارت و بازرسی بر امر آموزش را تقویت نماییم. در ایران تجربه ی خوبی در اداره ی امور به بخش خصوصی نداریم. اجرای اصل 44 شاهدی بر این مدعا می باشد. فرهنگ کشور امری نیست که بیش از این مورد آزمون و خطا قرار گیرد. صدمه ی بیش تر به فرهنگ و آموزش کشور فاجعه ای برای کشور در آینده به بار خواهد آورد.

(چاپ آفتاب یزد. ۹ بهمن ۱۳۹۷)

  • دامنه |

به قلم دکتر فتح الله دهقان. کشورها با توجه به جایگاهی که در هرم قدرت جهانی دارند، به ایفای نقش می پردازند. بخشی از کشورها نقش مثبت و سازنده و برخی نقش مخرب و غیر سازنده دارند. سائول برنارد کوهن نظریه پرداز جهانی، کشورهای جهان را به پنج گروه دسته بندی کرده، که با توجه به سطح قدرتشان به ایفای نقش می پردازند. وی سطح دوم را شامل قدرتهای منطقه ای می داند که قدرت بردی فراتر از مناطق ژئوپلیتیکی خودشان داشته، در برخی مواقع به دیگر بخش های جهان نیز می رسد.

 

در این راستا به طور سنتی سه کشور ایران، ترکیه و مصر مدعیان قدرت منطقه ای در خاورمیانه هستند. مصر با توجه به وضعیت بد اقتصادی، حاکمیت نظامیان و برخی پارامترهای دیگر فاقد مشروعیت و توان ایفای نقش به عنوان قدرت اول منطقه می باشد. ترکیه نیز با توجه به موقعیت و شرایط فاقد اهرم های ایفای نقش اول قدرت در خاورمیانه می باشد. در سالهای اخیر عربستان سعودی با هزینه های گزاف سعی نموده به عنوان قدرت منطقه ای ابراز وجود نماید. ولی فاقد مولفه های حقیقی و واقعی به عنوان یک قدرت منطقه ای می باشد.

 

ایران با توجه به موقعیت ژئوپلیتیکی، درآمد نفتی، توان نظامی، سرمایه انسانی بسیار بالا، عمق استراتژیک، نفوذ ایدئولوژیک در منطقه، به عنوان قدرتی منطقه ای به ایفای نقش مثبت و سازنده در خاورمیانه پرداخته است. به قولی؛ ایران، چین خاورمیانه است. همانطور که شرق دور بدون چین اهمیت سیاسی ندارد، خاورمیانه نیز بدون ایران نمی تواند نقش مهمی در سیاست جهانی ایفا نماید.

 

 

ایران در دوران جنگ سرد جایگاه خاصی در منطقه خاورمیانه و خلیج فارس داشته و عامل برقراری ثبات و امنیت در راستای استراتژی های کلان جهانی و منافع ملی خود بوده است. به عنوان مثال در بحران ظفار به ایفای نقش مثبت پرداخته و به مقابله با استراتژی نفوذ اتحاد شوروی که به دنبال خلل  و ایجاد بی ثباتی در منطقه حساس خلیج فارس بود پرداخت. پس از انقلاب اسلامی نیز همواره در بحران های منطقه ای همچون عراق، افغانستان، تاجیکستان، لبنان، سوریه و ... نقش سازنده و ثبات آفرین ایفا نموده است.

 

از سوی دیگر ایران توان اعمال نظر و قدرت، تاثیر و اعمال نفوذ در بحران های منطقه ای به صورت مستقیم یا از طریق بازیگران هم پیمان خود را دارد. عراق، سوریه و لبنان شواهد این مدعا می باشد. مبارزه با تروریسم و مواد مخدر که تهدیدی جهانی بر علیه بشریت می باشد نیز از دیگر دلایل این مدعا می باشد. ایران همواره برای آشتی منطقه ای و تنش زدایی (=دتانت Detente) تلاش نموده است. تلاش های ایران برای نزدیکی به کشورهای حوزه ی خلیج فارس، شرکت فعال در مذاکرات صلح سوریه، مذاکرات اخیر با طالبان در جهت حل بحران افغانستان در این راستا بوده است.

 

عربستان سعودی با تفکر و هابیت که مکتب فکری قشری سلفی، جزمی و خشن است. زمینه تولید و اشاعه تفکر تروریستی را فراهم نموده و تامین و تغذیه مالی این گروهها را نیز به عهده دارد، تروریست هایی که ثبات و امنیت را از شرق و غرب عالم ربوده اند. عربستان همچنین فاقد توان نظامی برای ابراز وجود در بحران های منطقه ای می باشد. نمونه بارز آن  سوریه و همچنین بحران یمن که نیروهای ائتلاف به رهبری عربستان تاکنون دستاوردی جز فقر و فلاکت و بدبختی و کشتن زنان و کودکان بی گناه را نداشته است. ترکیه نیز فاقد ابزار و اهرم های نفوذ و ابراز وجود و تاثیر قاطع و قابل توجه در مسائل منطقه ای بوده، تنها از زمانی که به صورت تاکتیکی برای رسیدن به اهداف خود به ایران و روسیه نزدیک شده است نقش نه چندان پررنگ و تعیین کننده ای در مسائل منطقه را دارد.

 

میانگین سنّ امید در خاورمیانه

 

سیر وقایع و حوادث و رویدادهای خاورمیانه در سده اخیر حکایت از آن دارد که ایران همواره در راستای ثبات و آرامش خاورمیانه عمل نموده است. ایران به عنوان قدرت منطقه ای باید در منطقه حضور فعال داشته باشد و این مسئله کاملا با اصول علم سیاست همخوانی دارد. ولی باید مواظب باشد که حضور در منطقه و هزینه هایی که انجام می دهد صدمه ای به مردم وارد نشود. همچنین بایستی به این نکته بسیار اساسی توجه نماید که عدم پرداختن به مسائل داخلی بحران هایی را به دنبال دارد که موجب آسیب به ام القراء خواهد شد. ایران بایستی مواظب باشد که بحران های خاورمیانه به باتلاقی برای این کشور تبدیل نشود که مورد سوء استفاده رقبا و دشمنان منطقه ای و جهانی اش قرار گیرد. سیر حوادث خاورمیانه حکایت از آن دارد که برقراری ثبات و امنیت در این منطقه بدون ایران امکان پذیر نمی باشد.
چاپ روزنامه آفتاب یزد. ۱۷ آبان ۱۳۹۷.

  • دامنه |

به قلم دکتر فتح الله دهقان. بحران خاورمیانه و سوریه پیچیده، چند وجهی و تعداد قابل توجهی از بازیگران منطقه ای و فرا منطقه ای در آن درگیر هستند. بر این اساس از زوایای مختلف قابل تحلیل، توضیح و تفسیر است. گروهی از نظریه پردازان و سیاست مداران معتقدند استراتژی امریکا در خاورمیانه شکست خورده و شرایط را به نفع ایران می دانند.  طیفی از آنها بر این باورند که بحران خاورمیانه دامی از طرف غربی ها برای کشاندن محور روسیه و ایران و ... به جنگ فرسایشی برای نابودی آنها می باشد.

 

نقشۀ خاورمیانه

 

عده ای اظهار می دارند که این بحران فروپاشی قدرت های بزرگ خاورمیانه را به دنبال خواهد داشت و زمینه و بستر به واقعیت پیوستن تئوری خاورمیانه بزرگ غربی ها را فراهم خواهد نمود. گروهی دیگر بر این نظرند که روسیه نهایتا ایران را تنها خواهد گذاشت و با گرفتن امتیاز با غربی ها معامله خواهد کرد. عده ای دیگر معتقدند بحران خاورمیانه در راستای تامین امنیت رژیم صهیونیستی بوده و برای به سازش کشاندن اعراب با این رژیم می باشد. ارتباطات اخیر رژیم صهیونیستی با کشورهای عربی را شاهد این مدعا می دانند.

 

طیف پر تعدادی از تحلیلگران سیاسی و بخش قابل توجهی از مردم این منطقه بر این باورند که خاورمیانه آرام و بدون تنش ایده آل قدرتهای بزرگ نیست و منافع آنها در خاورمیانه متشنج و متلاطم تامین می شود. البته آنها مواظب هستند که اوضاع از کنترل خارج نشود.  اخیرا آمریکا اعلام نموده که از سوریه خارج خواهد شد، در این خصوص گمانه زنی های زیادی صورت گرفته. لازم است به این نکته اساسی و مهم توجه شود که رویدادهای سیاسی دارای ابعاد آشکار و پنهان می باشد که به نحوه ی توافق قدرت های بزرگ بر می گردد. در خصوص اعلام خروج آمریکا از سوریه لازم است مواردی را به عرض برسانم:


1- بحران خاورمیانه دارای ریشه های تاریخی بوده که بستر را برای درگیری و جنگ و ... در این منطقه فراهم نموده است. از سوی دیگر به گواه تاریخ قدرت های خارجی در این بحران نقش بی بدیلی داشته و همواره از آن منتفع شده اند.

 


2- امریکا از ورود به بحران های چند متغیّره هراس دارد و ترجیح می دهد وارد این بحران ها نشود. یکی از دلایل عدم ورود جدی مستقیم و همه جانبه به بحران سوریه به این مسئله برمی گردد.


3- خروج امریکا از سوریه می تواند در راستای استراتژی های کلان جهانی، قدرت های بزرگ و رقابتهای بین المللی این قدرتها باشد. می توان گفت با توجه به بیدار شدن اژدهای زرد (چین) خاورمیانه دیگر اولویت اول امریکا نبوده و شرق آسیا و چین به اولویت اول غرب تبدیل شده است.


4- این تصمیم به شخصیت رئیس جمهور امریکا و این که اولویت اول برای او مسائل داخلی امریکا می باشد نیز بر می گردد.


5- اختلاف با هم پیمانان اروپایی، فشار بر اروپاییها برای گرفتن امتیاز نیز دور از ذهن نمی باشد. با توجه به اینکه بحران خاورمیانه تبعات مستقیم امنیتی، اقتصادی و ... برای اروپا دارد. دیگر این که 3 قدرت بزرگ اروپا فرانسه، آلمان و انگلیس گریبانگیر مسائل داخلی می باشند، شاید امریکا به دنبال فشار بر آنها در راستای سیاست های ترامپ باشد.


6- با توجه به اینکه ایران در سوریه دست بالا را دارد، این خروج به معنی فرار از رسوایی شکست سیاست های امریکا در خاور میانه و سوریه نیز می تواند تعبیر شود.


7- نباید از نظر دور داشت که ترکیه هم پیمان غربی ها و عضو ناتو بوده و اختلافات با امریکا نیز مقطعی و تاکتیکی می باشد. امریکا با این تصمیم به دنبال امتیاز دادن به ترکیه در خصوص کردها بوده که مسئله ای امنیتی و به امنیت ملی ترکیه بر می گردد. متقابلا ترکیه در راستای سیاست های امریکا در خاورمیانه ایفای نقش نماید.


8- مردم خاورمیانه، قومیت ها، گروهها و جریانهای سیاسی باید از این مسئله پند و عبرت گرفته که ابر قدرتها به دنبال منافع خود هستند همانطور که دیدیم در  بحران سوریه در راستای منافع خود از کردها استفاده نمودند، ولی حال آنها را قربانی توافق با آنکارا نمودند. بنابراین مردم و حاکمان منطقه  بایستی اختلافات را کنار گذاشته و مشکلات خود را با همکاری و همفکری با یکدیگر حل و فصل نموده و دل به خارجی ها نبندند.


9- شایسته است سیاست مداران کشورمان به این مسئله توجه ویژه نمایند که ترکیه و روسیه رقبای تاریخی ایران بوده و ائتلاف با آنها تاکتیکی و مقطعی بوده نه استراتژیک و پایا.


10- ایران نباید توافقات پشت پرده امریکا، روسیه، رژیم صهیونیستی و دیگر قدرتها در خصوص نقش ایران در خاورمیانه و سناریوهای احتمالی را از نظر دور بدارد.


11- مردم خاورمیانه بازنده اصلی این بحران بوده و می باشند. بر همگان آشکار است که این بحران در راستای استراتژی های کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت ابر قدرتها می باشد. به نظر می رسد نظم جدید خاورمیانه و جهان بر خاکستر و خرابه های سوریه شکل خواهد گرفت.

(روزنامه آفتاب یزد. ۹ دی ۱۳۹۷)

  • دامنه |

به قلم دکتر فتح الله دهقان. جبر جغرافیا شرایط متفاوتی را به کشورهای جهان تحمیل نموده است. به تبع آن آداب، رسوم، عادات، و فرهنگ های متناوبی را در جهان شاهد هستیم، که در بستر شرایط اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و ... گوناگون، نقش و جایگاه متفاوتی را به کشورها بخشیده است. شرایط جغرافیایی به عنوان بستر و زمینه به همراه سایر عوامل مواهب و مضاری را برای کشورها در بر دارد. قرار گرفتن کشورها در کنار تنگه ها، کانال های مهم بین المللی از آن جمله اند، واقع شدن در مناطق خشک و بی آب و پر باران تاثیرات متفاوتی بر آنها دارد.

 

بر این اساس در جهان کنونی کشورهای توسعه یافته و عقب مانده را با شرایط متفاوت و متضاد شاهد هستیم. شرایط متفاوت آنها و عدم برخورداری مردم این کشورها از امکانات و ... بحران هایی را برای این کشورها به وجود آورده که با سیاست های قدرت های جهانی تشدید شده است. به گواه تاریخ کشورهای جهان برای در امان ماندن از چنگ اندازی و جلوگیری از سرایت مشکلات، بحران ها و...  دیگر جوامع در دنیای قدیم مناطقی را به عنوان حائل انتخاب می نمودند. به عنوان مثال، امپراطوری ایران از امرای حیره و امپراطوری رم از امرای غسان برای در امان ماندن از حملات و دست اندازی اعراب بادیه نشین و صحرا گرد به عنوان حائل استفاده می کردند.

 

 

در دنیای کنونی برخی از تهدیدات و مشکلات با استفاده از پیشرفت علمی و تکنولوژیکی به تهدیدات جهانی تبدیل شده است. تروریسم و مواد مخدر از جمله این مشکلات و معضلات است. ایران بنا به جبر جغرافیا هم مرز و همسایه افغانستان و پاکستان است که مرکز تولید و اشاعه مواد مخدر و تروریسم می باشد. (تروریسمی که زاییده استراتژی های کلان منطقه ای و جهانی بلوک های قدرت بوده در بستر فقر، محرومیت، بی عدالتی، عقب ماندگی، جهل، تفکرات قشری، سنت ها و باورهای غلط به وسیله متحدان منطقه ای آنها ایده پردازی سازمان دهی، رشد، نمو و اشاعه یافته است. همچنین نقش آنها در کارتل های مواد مخدر بر کسی پوشیده نیست.)

 

این نقش و جایگاه خاص هزینه های زیادی را به کشور ایران تحمیل نموده است. ایران همواره در منطقه خاورمیانه دارای نقش سازنده بوده است که در موارد زیادی با منافع غرب هم پوشانی داشته است. نقش ایران در پیروزی متفقین در جنگ جهانی دوم (پل پیروزی لقب گرفت) همچنین قرار گرفتن در مرکز کمربندی که برای مهار تفکر مارکسیستی بر اساس تئوری جورج کنان و پرده آهنین چرچیل ایجاد شده بود ایفای نقش می کرد.

 

 

همکاری با غرب و ایفای نقش سازنده در عراق و افغانستان از این موارد می باشد. در شرایط کنونی نیز ایران در صف اول مبارزه با تروریسم قرار دارد و نقش بی بدیلی را ایفا نموده که اوج آن را در مبارزه با داعش شاهد هستیم. همچنین در خصوص مبارزه با مواد افیونی که پدیده ای خانمان سوز، ضد بشری و تهدیدی جهان شمول می باشد ایفای نقش نموده و هزینه های مادی و معنوی هنگفتی را متحمل شده است. در این خصوص دو تفکر وجود داشته است.


1- مبارزه 2- ترانزیت کردن مواد به اروپا. منطق تفکر دومی این بود که اروپا را با ترانزیت مواد مخدر نابود کنیم. همانطور که آنها در اندولس، با شراب و فساد مسلمانان را نابود کردند. ایران بر اساس فرهنگ ایرانی اسلامی و نگاه انسانی و بشردوستانه ای که به این مسئله دارد اقدام به مبارزه همه جانبه با آن نموده و در این راه هزینه های گزافی را پرداخته است. هزینه هایی که غربی ها بایستی پرداخت می کردند از جیب ملت ایران پرداخت شده و می شود. (البته سازمان ملل و کشور های اروپایی در این خصوص کمک های ناچیزی می نمایند.)

 

 

حال که تحریم های ظالمانه، غیر انسانی و مغایر با حقوق بشر، مشکلات و معضلات طاقت فرسایی را برای مردم ایران ایجاد نموده است و باعث کاهش توان کشور در مبارزه با تروریسم و مواد مخدر شده و اینکه ایران نمی تواند مانند گذشته در این زمینه هزینه نماید. (غربی ها بهتر از هر کسی می دانند که اگر ایران نتواند مبارزه موثر با دو پدیده فوق نماید و یا دست از مبارزه با آنها بکشد چه اتفاقی خواهد افتاد و هزینه های گزاف مادی و معنوی به آنها تحمیل خواهد شد). اروپایی ها که مدیون ایرانی ها هستند بایستی در این زمینه هزینه بیشتری نموده و با تحریم های ظالمانه وغیر انسانی آمریکا مخالفت و مقابله کرده، نسبت به مردم ایران ادای دین نموده، مردم ایران را در این شرایط سخت و عبور از این بحران یاری نمایند.

چاپ روزنامه آفتاب یزد ۲۵ اذر ۹۷.

  • دامنه |

به قلم دکتر فتح الله دهقان. (متن نقلی) آبراهام لینکُلن پسر یک کفاش بود. پدر او کفش های افراد مهم سیاسی را تعمیر می کرد.لینکلن پس از سالها تلاش، به عنوان رئیس جمهور آمریکا برگزیده شد. اولین سخنرانی او در مجلس سنا بدین صورت گذشت: نمایندگان مجلس از اینکه لینکلن رئیس جمهور شده بود ناراضی بودند. یکی از نمایندگان مخالف با عصبانیت و بی ادبی تمام از سوی جایگاه خود فریاد زد: آبراهام! حالا که بطور شانسی رئیس جمهور شده ای فراموش نکن که می دانیم تو یک بچه کفاش بیشتر نیستی!

 

 

آبراهام لینکلن لبخندی زد و سخنرانی خود را اینطور شروع کرد: من از آقای نماینده بسیار بسیار ممنونم که در چنین روزی مرا به یاد پدرم انداخت. چه روز خوبی و چه یاد آوری خوبی! من زندگی و جایگاهم را مدیون زحمات پدرم هستم. آقایان نماینده بنده در اینجا اعلام می کنم که بنده مانند پدرم ماهر نیستم. با این حال از دستان هنرمند او چیزهایی آموخته ام. پس اگر کسی از شما تمایل به تعمیر کفش خود داشت با کمال میل حاضر به تعمیر کفشش خواهم بود. یکی از اقدامات مهم او خاتمه بخشیدن به تاریخ برده داری بود. و در پایان جمله ی معروف او: "معیار واقعی ثروت ما این است که اگر پولمان را گم کنیم، چقدر می ارزیم"

  • دامنه |

به قلم دکتر فتح الله دهقان. بار دیگر دست تروریست های جزم اندیش و قشری مسلک در چابهار به خون مدافعان کشور اسلامی مان ایران آغشته شده و تعدادی از آنها به شرف شهادت نائل آمدند. آنها که صادقانه همه چیز حتی جان شیرین خود را در طبق اخلاص گذاشته و در جهت تامین امنیت ملت ایران تقدیم نمودند. (شهید داریوش رنجبر، یکی از شهدای این حادثه از دیار نویسنده این سطور می باشد.) تا امنیت این ودیعه الهی و نعمت بی بدیل را برای مردم ایران در خاورمیانه جنگ زده، نا امن و متلاطم به ارمغان بیاورند.

 

ترور  در دین مبین اسلام امری قبیح، زشت و ناپسند بوده و با روح اسلام رحمانی منافات دارد. در تاریخ تمدن کهن این مرز و بوم جایی نداشته و امری مذموم می باشد. در دنیای جدید و جهانی که دموکراسی مشرب فکری آنها و حقوق بشر معیار و ارزش و هنجار آنهاست نیز ترور را امری مذموم دانسته و در نزد افکار عمومی مردم جهان کنونی محکوم است. اسلامی که دین پاکی و رحمت است تا جایی که پیامبرش محمد مصطفی (ص) به صفت رحمت ملقّب است. به مرور زمان توسط افراد و گروههای جزم اندیش و قشری در راستای منافع خود به خشونت آلوده شده است.

 

از سوی دیگر استعمارگران نیز از طریق فرقه سازی در جهت تامین اهداف خود در میان مسلمانان رسوخ نمودند. از صدر اسلام تا کنون جریان های قشری و متحجر و متصلب وجود داشته که نمونه آن خوارج بودند که علی (ع) را به شهادت رساندند. وهابیت نیز فرقه ای است ساخته و پرداخته استعمارگران که ریشه در فقه متصلب دارد و متاثر از افکار فقهی "ابن تیمیه" است. "محمدبن وهاب" نیز  فقیه ایده پرداز و ایدئولوگ آنها بوده است.

 

وهابیون که ریشه در تصلب مذهبی دارند همواره در راستای اهداف استعمارگران عمل نموده اند. فهم ناقص آنها از فقه زمینه ظهور افکار افراطی وخشن این فرقه شده است. جزم اندیشی آنها به جایی رسیده که اعلام کرده اند هر کسی که 7 نفر شیعه را بکشد به بهشت می رود. این جزم اندیشان متحجر با افکار مسموم خود گروههای تروریستی را تغذیه فکری نموده و شرق و غرب عالم را درگیر خشونت، ترور و ناامنی نموده اند.

 

آنها مردمان بی گناهی از خاورمیانه تا قلب اروپا را به کام مرگ فرستادند. همچنین پتانسیل و نیروها و امکاناتی که می توانست جهت تامین رفاه و آسایش مردم و توسعه بکار گرفته شود، صرف نسل کشی،  کشتار بی گناهان و خرابی جهان نموده و دیگر اینکه موجب وهن دین مبین اسلام شدند.

 

اسلامی که سمبل آن مولا علی(ع) به مالک اشتر می فرماید: ای مالک کسانی که زیر دست تو هستند یا هم کیش تواند و یا همنوع تو، هم او می فرماید: «در کشور اسلامی چنانچه خلخالی از بینی زن یهودی ربوده شود، اگر مرد مسلمانی دق کند و بمیرد شهید است».

 

سخنان مولا علی(ع) با حقوق بشر، حقوق زنان، حقوق اقلیت ها، عدالت و برابری، که از اصول دموکراسی جهان کنونی است قابل جمع است. بررسی و مطالعه تاریخ معاصر خاورمیانه حکایت از آن دارد که عملکرد این فرقه در راستای منافع استعمارگران بوده و اتحاد آنها با رژیم اشغالگر قدس بر علیه ایران پرده از چهره واقعی آنها برداشته است. همچنین تداعی کننده کینه و عداوت و احساس حقارت تاریخی است که نسبت به ایرانیان دارند.

 

در شرایطی که تحریم های ظالمانه بر علیه ایران وضع شده و امنیت چابهار برای ایران مهم است بعضی همسایگان تمایل ندارند بلوچستان امن باشد و پروژه چابهار به نتیجه برسد، توسط ایادی خود دست به این عملیات تروریستی زدند. البته این سکه روی دیگری نیز دارد و آن اینکه عواملی که زمینه و بستر فعالیت این تفکرات جزم اندیش و متحجر را فراهم می نماید بایستی مورد توجه قرار گیرد. فقر، محرومیت، عقب ماندگی و عدم توسعه یافتگی که نتیجه قهر طبیعت و خشکسالی و عدم توجه و بی عدالتی تاریخی که در حق این مردم روا داشته شده را نمی توان از نظر دور داشت.

 

چابهار یکی از جذاب ترین مکان‌های گردشگری ایران

 

بنا به گواه تاریخ مردم این دیار مسلمان، مومن، خونگرم و با صفا و صمیمیت بوده همواره بدون هیچ چشم داشتی از مرزهای ایران اسلامی حراست نموده اند. قابل ذکر است پیشوایان مذهبی آنها همچون مولوی عبدالحمید  منادی وحدت بوده وهمواره در راستای صلح، صفا و صمیمیت تلاش نموده است. ضروری است نسبت به حل مشکلات این منطقه توجه خاص و ویژه نموده، اجازه بروز، ظهور و ترویج تفکرات جزم اندیش و قشری که در راستای منافع دشمنان تاریخی این مرز و بوم عمل می نمایند را ندهیم.

 

به گواه تاریخ مردم این دیار با افتخار خود را مسلمان ایرانی دانسته و همواره در راستای تامین منافع ملی و امنیت ملی تلاش نموده اند. به دسیسه ها و توطئه های  دشمنان وقعی نگذاشته و آنها را نا امید نموده و خواهند نمود.
چاپ روزنامه آفتاب یزد 19 آذر 1397.

  • دامنه |

به قلم دکتر فتح الله دهقان. همه موجودات به حکم غریزه، فطرت و عقل به صورت ارادی و غیر ارادی در مقابل مهاجمین و برای تامین امنیت از خود دفاع می نمایند. به هنگام احساس خطر پلک به صورت غیر ارادی از چشم محافظت می نماید. همچنین انسان ها و کشور ها آگاهانه و با برنامه ریزی بهینه و تهیه ابزار و لوازم به دفاع از خود می پردازند. دفاع امری اساسی، ضروری، پسندیده و مشروع بوده و در ادیان و فرهنگ ها جایگاه خاصی دارد. بخش بزرگی از تاریخ، ادبیات، شعر جهان به اهمیت دفاع و امنیت اختصاص یافته است. ویکتور هوگو نویسنده شهیر جهانی در رمان (گوژپشت نتردام) دختر جوان و زیبایی به نام (اسمرالدا) را به تصویر می کشد که برای دفاع از خود همیشه دشنه ای به همراه داشته است. کشور ها با توجه به شرایط و جایگاهی که در جهان دارند دارای رقبا و دشمنانی می باشند. ایران نیز با توجه به شرایط استثنائی و ویژه ای که دارد در طول تاریخ همواره رقبا و دشمنانی داشته، همچنین مورد توجه قدرت های منطقه ای و جهانی بوده است.

 

 

موقعیت ژئوپلیتیکی استثنائی، فرهنگ و تمدن غنی و بی بدیل، سابقه حکمرانی بر جهان و منطقه، مرکز عالم تشیع و ام القراء جهان اسلام بودن، داشتن انواع منابع و معادن خصوصا نفت و گاز و ... موجب شده که قدرت های منطقه ای و جهانی نتوانند آن را نادیده بگیرند. ایران در تئوری ها و نظرات ژئوپلیتیکی و سیاسی همچون هارتلند مکیندر، ریملند اسپایکمن، تئوری ساختار ژئوپلیتیکی نظام جهانی کوهن، سیاست دو ستونی نیکسون، ایده مهار جورج کنان، نظریه بیضی استراتژیک انرژی جفری کمپ جایگاه خاصی دارد.

 

همچنین بسته به شرایط زمانی ایفای نقش نموده است. در دوران جنگ سرد ایران در مرکز کمربندی بود، که برای مهار شوروی ایجاد شده بود، همچنین مسئول تامین امنیت خلیج فارس بوده و نقش بی بدیلی در تامین امنیت خاور میانه داشت. در حال حاضر نیز قدرت بزرگ منطقه ای و تاثیر گذار بر مسائل جهانی می باشد. به حکم عقل، باید با استفاده از علم و تکنولوژی روز آمادگی دفاعی خود را در همه زمینه ها حفظ نموده و برای توسعه و پیشرفت، تلاش نماید. حتی اگر ایران این موقعیت برتر و حساس را هم نداشت، باز هم عقل سلیم حکم می کرد، قدرت دفاعی خود را محفوظ نگه دارد.

 

کشورمان حق دارد به تقویت بنیه ی دفاعی خود پرداخته و داشتن موشک و دیگر ابزار نظامی نیاز مبرم و ضروری برای تامین امنیت ملی کشور و حق مسلم ایران است. نگاه به دفاع و امنیت با توجه به شرایط زمانی و مکانی در طول تاریخ متفاوت بوده است. در دنیای قدیم برای تامین امنیت به بعد نظامی توجه می شده ولی در دنیای جدید، اقتصاد حرف اول را در تامین امنیت می زند. ولی به این معنی نیست که بعد نظامی نادیده گرفته شود.

 

موضوع بسیار مهم و اساسی دیگر این است که از اهمیت و جایگاه سایر عوامل تامین امنیت همچون امنیت اقتصادی، اجتماعی و ... نیز نباید غافل شد. زیرا غفلت از آن ها زمینه بحران های اجتماعی را فراهم نموده و هزینه های غیر قابل جبرانی برای کشور به بار می آورد. ویل دورانت مورخ بزرگ می گوید:« هیچ تمدنی از بین نمی رود مگر اینکه زمینه داخلی داشته باشد.»

 

مرور تاریخ جهان حکایت از ان دارد، کشور هایی که از این امور غفلت نموده اند، هزینه های سنگینی را پرداخته اند. به عنوان مثال شوروی سابق در دام رقبای غربی افتاده و با ورود به رقابت های نظامی همچون جنگ ستارگان و هزینه های سر سام آور نظامی، از مسائل اقتصادی و اجتماعی غافل شده و به آن سرنوشت گرفتار شد. ایران به مثابه عروس زیبای رمان گوژپشت نتردام با توجه به جایگاهی که در منطقه و جهان دارد و تاثیر این کشور در بازی شطرنج منطقه ای و جهانی شایسته است نگاهی جامع به امنیت داشته باشد.

 

تامین و تقویت امنیت اقتصادی، نظامی، اجتماعی و ... را در جهت تقویت بنیه دفاعی و توسعه و پیشرفت کشور به صورت همه جانبه و جامع و با مدیریت هوشمندانه برخاسته از عقلانیت، تدبیر و آینده نگری با توجه به شرایط زمانی و مکانی و به دور از هیاهو و جنجال پیگیری نماید.
روزنامه آفتاب یزد پنجشنبه ۱۵ آذر ۹۷

  • دامنه |

به قلم دکتر فتح الله دهقان. تقدیم به: استاد محمد بهمن بیگی. اسوه علم آموزی و خرد ورزی. سیاه چادر، تداعی کننده صفا، صمیمیت، صداقت، مهمان نوازی، شرافت، عشایر است و آینه ای تمام نما از طبیعت پاک و بی آلایشی که در آن زیست می کنند. سیاه چادر تبلور رنج و درد زنان و مردان پاک سرشت و پاک نیت ایلی ست که کوه ها و صحرا ها را در هم نوردیده تا گذران زندگی بر اساس ارزش ها و هنجار های انسانی داشته باشند. این سکه روی دیگری نیز دارد و آن عشق به وطن، جان فشانی برای مام میهن، بر اساس عرق ملی است. با دیدن سیاه چادر ضمیر ناخودآگاه ذهنمان به جان فشانی های قشقایی ها در انقلاب مشروطه، مبارزه با  استعمار گران، مقاومت در مقابل متجاوزان در جنگ جهانی اول، حمایت همه جانبه آنها از نهضت ملی شدن نفت، به استاد محمد بهمن بیگی که با نفس مسیحاییش جان دوباره ای به عشایر بخشید، به مجتهد پر آوازه قشقایی حکیم میرزا جهانگیر خان قشقایی، به شهدای والا مقام ایل قشقایی در هشت سال دفاع مقدس و پایان این دفتر به مصیبت هایی که از سیاست ها بر عشایر رفته و رنج و درد سهمگین و جانکاه، از سرنوشتی که قهر طبیعت برای آنها رقم زده است.

 

 

به گواه تاریخ در مقاطع زیادی از تاریخ سرنوشت جهانیان در دست حاکمان و پادشاهانی بوده که ریشه ایلی و عشیره ای داشته اند. ایران نیز از این قاعده مستثنی نبوده، ایلات عشایر نقش بسیار مهمی در تحولات تاریخی آن خصوصا در دوره تاریخی بعد از اسلام و به ویژه در دوران معاصر داشته اند. ایل جلیل قشقایی از ایلات مهم ایران است و قلمرو آن جنوب و جنوب غرب بوده، نقش مهمی در تحولات محلی، منطقه ای ( جنوب ایران و فارس) و ملی داشته است. در این مقاله بر آنیم که نسبت میان عملکرد قشقایی ها و منافع ملی و امنیت ملی را مورد بررسی قرار دهیم. به عنوان نمونه و گواه، نقش قشقایی ها در سه مقطع انقلاب مشروطه، جنگ جهانی اول و جنبش ملی شدن صنعت نفت مورد تجزیه و تحلیل قرار می دهیم:

بقیه در ادامه

  • دامنه |
به قلم دکتر فتح الله دهقان. بنا به گواه تاریخ جهان فراز و فرود هایی را تجربه کرده، در این تغییرات و تحولات تمدن هایی از بین رفته و تمدن های جدیدی متولد و اوج گرفته اند. در این راستا در برهه هایی تمدن شرق در اوج بود و تمدن غرب در کنج عزلت و بالعکس. از سده 7 تا 14 میلادی شرقی ها از دانش و نفوذ بر خوردار بوده و تمدنی شکوفا داشتند، در این دوران غرب در جهل و عقب ماندگی بود که اصطلاحا به آن دوران تاریکی و سیاه می گویند.

 

گذر زمان و دگرگونی ها شرایطی را فراهم نمود که غرب از تاریکی نجات یافته و شروع به پیشرفت نمود که ثمره آن ایجاد دموکراسی برای غرب شد. اقدامات غرب از قرن 16 به بعد بر مبنای دکترین و نقشه راهی است که در راستای سوداگری غربی توسط نظریه پردازان آنها تئوریزه شده است. مراحل بورژ بازی و خرده بورژ بازی، مرکانتالیسم، کاپیتالیسم را طی نموده و در حال حاضر نیز مکتب نئولیبراسیم و الگو و سرمشق آنها است. همه برنامه ها، اقدامات غرب نیز در این راستا بوده است.

 

در دنیای کنونی دموکراسی غربی سرمست از موفقیت هایی که نصیب او شده و منجر به شکل گیری بلوک جهان توسعه یافته شده و از طرفی مغرور از پیروزی بر رقبای خود از جمله کمونیسم، سودای جهانی شدن را در سر دارد و از هیچ کوششی در این راه دریغ نمی کند. از سوی دیگر بخشی دیگر از جوامع جهان که مشکلات و گرفتاری های زیادی آن ها را احاطه کرده و برای فارغ شدن از این مصیبت ها در رویای رسیدن به دموکراسی به سر می برند. جامعه در حال گذار ایران به سان کشتی رها شده از ساحل در حال ورود به اقیانوسی متلاطم و طوفانیست. بخشی از مردم ایران به خصوص جوانان برای عبور از این شرایط گذار چشم امید به دموکراسی به عنوان منجی نجات چشم دوخته اند. در این شرایط حساس و سرنوشت ساز جا دارد نقبی به حوادث و رویداد هایی بزنیم که زمینه را برای دموکراسی غرب فراهم نمود. حوادث و رویداد هایی همچون:

 

1- اکتشافات: ماجراجویانی مانند کریستف کلمب، دیاز، واسکو داگاما، هنری، مارکو پولو با کشف سرزمین های نو و بکر و سرشار از منابع قیمتی، امکاناتی مادی و معنوی را برای غرب فراهم نموده که در راستای استراژی سوداگری غرب بود.

 

2- برده داری: برده داری به عنوان یک پدیده و رویداد مهم، ابزاری در راستای تامین استراژی سوداگری غربی ها بوده است. سوداگری برده از سده 15 میلادی به بعد و پس از سفر هنری دریانورد آغاز شد. آنها اقدام به ربودن بومیان از قاره های جدید نموده و به عنوان برده استفاده می کردند. کارتر و میزر، نویسندگان تاریخ بریتانیا در خصوص شیوه انتقال بردگان می گویند: یکی از بدترین ستم کاری هایی که در حق بردگان صورت می گرفته ... به نحوی که جان دادن 45درصد آنان در خلال سفر به آمریکا امری عادی بود، مردن و نابود شدن 80 درصد آنان نیز امری غیر عادی به شمار نمی آمد.

 

3- نخبگان، انجمن های فراماسونی: نخبگان غرب در خدمت استراتژی سوداگری غرب بوده اند. آنها در تشکیلاتی همچون فراماسونی گرد هم آمده و در راستای اهداف غربیان فعالیت می کردند.بعضی از نخبگان رابطه نزدیکی با حاکمان خودکامه داشتند. به عنوان مثال ولتر رابطه نزدیکی با کاترین دوم امپراطوری روسیه داشت و کاترین به وی در زمینه جمع آوری مال و ثروت کمک نمود.

 

4- مسیحیت در خدمت سوداگران غرب: عملکرد مسیحیت در راستای استراتژی سوداگری غرب بوده است. آنها به برنامه های توسعه طلبانه غرب مشروعیت بخشیده و از خوان نعمت این سفره متنعم می شدند. در سال 1900 میلادی پاپ الکساندر ششم سرزمین های کشف شده را بین اسپانیا و پرتغال تقسیم نمود  به این شرط در گسترش مسیحیت جدیت کنند. در ایران نیز آنها فعال ما یشاء بودند و در راستای منافع غربی ها در پوشش های متفاوت همچون میسیونر های مذهبی فعالیت می کردند.

 

5- حاکمان و پادشاهان: آنها در راستای سوداگری غربی از هیچ گونه تلاش فروگذاری نمی کردند. امکانات را برای اکتشافات فراهم نموده و از اتباع غرب در مناطق مستعمره همه گونه حمایت به عمل آورده و در صورت لزوم به عملیات نظامی متوسل می شدند.

 


شوربختانه در این مقطع حساس و تاریخی مردم ایران بی خبر از اوضاع جهانی بوده و نقشی در حوادث و رویداد ها نداشتند. حاکمان ایران نیز افرادی ناآگاه، مستبد و عافیت طلب بوده و اطلاعی از علم سیاست و سیاست های جهانی نداشته و از بازی های قدرت بین الملی نیز بی خبر بودند. نخبگان ایران نیز که وظیفه رصد برنامه ها و سیاست های جهانی را داشته و موظف به برنامه ریزی برای مقابله با سیاست های سوداگری غرب بودند، عموما خود افرادی ناآگاه و بی اطلاع از حوادث و رویداد ها بوده اند. عده ای مرعوب غرب شده، بخشی منافع شخصی را بر منافع ملی ترجیح دادند.

 

 

طیف کم شمار نخبگان وطن پرست فعالیت های قابل توجهی را برای پیشرفت و توسعه کشور انجام دادند ولی در نهایت توسط استعمار و استبداد قیچی شدند. رابطه با دیگر جوامع و فرهنگ ها و تمدن ها نیاز تاریخی بشر بوده و در زمانه فعلی نیز اهمیت مضاعف یافته است. عقل حکم می کند که با دیگر تمدن ها و فرهنگ ها،دیالوگ، گفتگو، تبادل آرا و افکار نموده و از تجربیات آنها برای توسعه کشور استفاده نماییم. اما، باید به تفاوت های جوامع شرقی با غربی توجه نموده و آن را مد نظر قرار دهیم. عدم توجه به این مسئله باعث به هدر رفتن سرمایه های مادی و معنوی کشور و گرفتار ماندن در دور باطل عقب ماندگی می باشد.

 

 

از سوی دیگر غرب به دنبال استقرار دموکراسی در کشور های جهان سوم نیست زیرا منافع آنها در عدم وجود دموکراسی در این کشور ها تامین می شود. تجربیات گذشته حاکی از آن است که هر جا بدون اطلاع و آگاهی و نبود بستر مناسب قدم برداشته نتیجه معکوس برای کشور به بار آورده است. به عبارتی می دانستیم چه نمی خواهیم ولی نمی داستیم چه می خواهیم. در وضعیت کنونی بایستی به این نکته مهم و اساسی توجه نماییم که دموکراسی یک پروسه است نه یک پروژه.

 

اگر غرب در دوره بلوغ دموکراسی است، ناشی از آن است که طی ظرف منطقی زمان به آن رسیده است. یکی از مشکلات جهان توسعه نیافته این است که آنچه امروز در غرب می بینند را به عنوان یک پروژه نگاه می کند. دموکراسی الزامات دارد که بدون آن نه تنها به عنوان موجودی ناقص الخلقه بروز می کند، بلکه سیستم مستقر را نیز دچار اختلال و هزینه های وحشتناک ایجاد می نماید.

  • دامنه |

به قلم دکتر فتح الله دهقان: انسان ها و جوامع در ارتباط با یکدیگر به تبادل افکار و اندیشه پرداخته و تاثیر متقابلی بر همدیگر دارند. این تاثیرات زمینه شکل گیری نحله های فکری و جریان های سیاسی شده که کشور مبدا  از آن ها به عنوان ابزاری در راستای منافع خود استفاده می نماید. ایدئولوژی مارکسیستی که از طریق روسیه به ایران نفوذ کرده باعث ظهور جریانات فکری و گروه های سیاسی شده که روس ها در طول تاریخ همواره از آن ها به عنوان ابزاری در جهت تامین منافع خود استفاده می نمایند. روس ها سابقه اشغال، تصرف سرزمین و انواع دسیسه ها را بر علیه ایران در کارنامه خود دارند. اما جریان مارکسیستی بخش عظیمی از نخبگان ایران را جذب و در تقابل با دیگر نخبگان ایرانی، بخش بزرگی از پتانسیل کشور را از مسیر تلاش در جهت توسعه ایران منحرف نموده و ضربه هولناکی به توسعه ایران وارد کرد. از سوی دیگر جریان اصلاحی که منجر به توسعه کشور می شود بطئی و پیوسته بوده و پروسه ای زمان بر می باشد، با شعارهای تند و خشونت گروه های کمونیستی از ریل واقعی خود خارج گردید. باور عمومی ایرانیان بر این است که عملکرد این گروه ها و جریانات در راستای منافع شوروی بوده است. گرچه جریان مارکسیستی در مناطق مختلف جهان موفقیت هایی کسب کرد ولی در ایران که بیخ گوش آن ها بود نتوانست موفقیتی کسب کند. اما، رسوب خشونت تفکر مارکسیستی که به صورت میراثی نامیمون در فضای سیاسی ایران ماندگار شده هزینه های زیادی را به این سرزمین تحمیل نموده است. در این مقاله برآنیم که در حد توان به این مسئله بپردازیم. به عنوان گواه و نمونه سه مقطع انقلاب مشروطه، دوران پهلوی و پس از انقلاب اسلامی مورد تجزیه و تحلیل قرار می دهیم.

 


1- دوران انقلاب مشروطه، ایران خسته از حاکمان بی لیاقت و بی بند و بار قاجار، با دمیدن روح انقلاب مشروطه در کالبدش جانی دوباره گرفت. با انقلاب مشروطه، ایران سنتی به نهاد های مدرن روی آورد. این انقلاب پیچیده و چند بعدی با حضور نیرو هایی با عقاید و گرایش های مختلف فرصت خوبی برای پیشرفت ایران بود ولی افسوس که بر اثر دسیسه های استبداد و استعمار داخلی از این فرصت تاریخی استفاده نشد.

 

در سال 1905میلادی شعبه سوسیال دموکرات های قفقازی، در ایران تاسیس شد. حیدر خان عمو اوغلی که از لیدر های اجتماعیون عامیون بود نقش بی بدیلی در خشونت های مشروطه داشت. اجتماعیون عامیون در کمیته ها، نظام نامه های خود و در قالب تشکیلاتی همچون «هیئت مدهشه» مرکب از تروریست های حرفه ای، به صورت سازمان دهی شده دست به ترور می زدند. بمب اندازی به خانه علاء الدوله توسط عمو اوغلی، ترور امین السلطان، سوء قصد به جان محمد علی شاه، ترور آیت الله بهبهانی و ... از آن جمله اند. این ترور ها ضد مشی مشروطه و مشروطه طلبی بود. همچنین حوادث، اتفاقات و عملکرد اجتماعیون عامیون گواه و شاهدی بر تئوری پردازی، ترویج، سازمان دهی و حذف سازمان دهی شده مخالفان و رسوخ تفکر خشونت جریان مارکسیستی در ایران در این دوره می باشد.

 


2- دوران پهلوی، ایرانیان مایوس از شکست مشروطه و غرق در مشکلات، فقر و انواع امراض مسری، فقدان حکومت مرکزی و نبود امنیت عاصی شده و کار به جایی رسید که مشروطه طلبان نیز برای ایجاد امنیت، طالب حکومت دیکتاتوری شدند. حکومت از قاجار به پهلوی منتقل شد، حکومت مرکزی ایجاد و امنیت به کشور بازگشت. کمونیست ها پهلوی اول را عامل امپریالیسم و با چیانگ کای شک، عامل کشتار کمونیست های چینی در شانگهای چین مقایسه کرده و خواهان انقلاب توده ای شدند. در این دوران کادر های کمونیست به شوروی رفته و در آن جا به زندان افتاده و یا در تسویه های خونین رفیق استالین سر به نیست شدند.

 

 

در سال 1316 گروه 53 نفره کمونیستی به رهبری تقی ارانی به زندان افتادند (تقی ارانی در زندان مرد.) باقی مانده آن ها در سال 1320 حزب توده را تشکیل دادند. به گواه تاریخ عملکرد حزب توده همواره در راستای منافع شوروی بوده است. تا جایی که ضرب المثلی ایرانی می گوید: «وقتی مسکو برف می بارید، حزب توده در تهران چتر باز می کرد.» این حزب در فتنه آذربایجان که پس از جنگ جهانی دوم به دستور مستقیم استالین با هدف تجزیه ایران ایجاد شده بود با تجزیه طلبان همکاری نمود. در جریان ملی شدن صنعت نفت به جنبش خیانت کردند.

 

در دهه 40 و 50 گروه های سیاسی تحت تاثیر افکار بیژن جزنی (یکی از بزرگترین نظریه پردازان کمونیسم در ایران بود.) به خشونت و عملیات نظامی روی آوردند. به عنوان مثال چریک های فدایی در سال 1349 به پاسگاه ژاندارمری سیاهکل گیلان حمله نموده و سر آغازی برای عملیات های چریکی در این دوران شد. در سال 1355 سازمان مجاهدین خلق تغییر ایدئولوژی داده و به مارکسیسم روی آورد. پیامد آن تسویه حساب های خونین داخل سازمانی و همچنین اقدام به عملیات نظامی و ترور بود. به عنوان نمونه این سازمان در سال 1355 سه مستشار نظامی آمریکا را ترور کرد.

 

حزب توده. استالین

 

این ترور با همکاری اطلاعاتی و پشتیبانی شوروی و با هدایت تقی شهرام از لیدر های سازمان که مشی کمونیستی داشت انجام گرفت. هویت مستشاران نیز دلیلی بر ادعای دخالت شوروی در این قضیه می باشد. (مستشاران فوق الذکر متخصصان عالی رتبه ای بودند که استراق سمع جاسوسی را در « کبکان» واقع در مرز ایران و شوروی هدایت می کردند.) با توجه به اینکه در دهه 40 اصلاحاتی که نیاز مبرم ایران بود آغاز شده بود، عقلانیت، آینده نگری برخاسته از عرق ملی ایجاب می کرد همه گروه های سیاسی در راستای موفقیت ان تلاش نمایند (چون در آن مقطع مقابله با غرب در سیستم دوقطبی جهان اولویت کمونیست ها بود، گروه های وابسته به شوروی در ان راستا عمل می کردند) شوربختانه با محاسبه غلط طرفین آن فرصت طلایی از بین رفت. امروزه با عریان شدن بلا ها و مصیبت های خشکسالی اهمیت آن برنامه ها بر همگان روشن است.

 


3- دوران پس از انقلاب، انقلاب اسلامی با مشارکت اکثریت مردم ایران با آرمان استقلال و آزادی و...  به پیروزی رسید، استراتژی آن نیز نه شرقی نه غربی بود. آرمان و استراتژی انقلاب اسلامی به زعم دو ابر قدرت ناخوشایند بود آن ها استراتژی های بر اندازی، مقابله، کنترل و مهار، نفوذ و استحاله در رابطه با انقلاب ایران را در پیش گرفتند. خشونت الگو گرفته از تفکر مارکسیتی که در گروه های سیاسی ایران نهادینه شده بود پس از انقلاب به صورت عریان در ترور ها، عملیات های نظامی به منصه ظهور رسید. گروه های سیاسی که اسلحه های غارت شده از پادگان ها در جریان انقلاب را در دست داشتند اقدام به ترور، بمب گذاری و خشونت نمودند. خشونت آنها تعداد قابل توجهی از مردم کوچه و بازار، رجال مذهبی، تا سیاست مداران و دولت مردان را به کام مرگ فرستاد. انفجار حزب جمهوری اسلامی در 7 تیر، اعلام شورش مسلحانه در سال 1360 و فعالیت در مناطقی که به دنبال جدایی طلبی بودند از دیگر عملکرد این گروه ها می باشد.

 

در این مرحله نیز فضایی که می توانست بستر و زمینه توسعه و پیشرفت کشور را فراهم نماید درگیر خشونت شده و پتانسیلی که باید صرف توسعه کشور می شد به هدر رفت. شبح خشونت بر گرفته از مارکسیست بر فضای کشور سایه افکنده بود و رسوب آن تفکر همچنان قابل مشاهده است. گرچه در تاریخ جدید ایران ترور سیاسی با قتل ناصرالدین شاه به دست میرزا رضا کرمانی آغاز شد. اما ترور سیاسی و خشونت به معنای جدید و به شیوه سازمان یافته، تشکیلاتی و ایدئولوژیک میراثی است که  از طریق مارکسیست های اجتماعیون عامیون ایران و قفقاز به فرهنگ سیاسی ایران راه یافت.
چاپ روزنامه ی آفتاب یزد 13 آبان1397.

  • دامنه |

به قلم دکتر فتح الله دهقان: از ماست که بر ماست. «خدا حال هیچ قومی را دگرگون نخواهد کرد تا زمانی که آن قوم حالشان را تغییر دهند.»سوره رعد- آیه 11. تاریخ تمدن جهان حکایت از آن دارد که شرایط مکانی و زمانی از سویی و از سوی دیگر افکار، گفتار و کردار انسان ها تاثیر متقابلی در زندگی آن ها داشته و سرنوشت متفاتی را برای جوامع رقم زده است. در دوره های ابتدایی زندگی بشر، جغرافیا و محیط، نقش و تاثیر برتر بر زندگی انسان ها داشته و زندگی آن ها را شکل می داده است.

 

 

پیشرفت جوامع بشری و بالا رفتن آگاهی، علم  و به تبع آن تاثیر محیر العقول تکنولوژی از جبر جغرافیا کاسته و نقش انسان در سرنوشت خود پر رنگ تر شده است. انسان ها و جوامعی که متناسب و هماهنگ با این تحولات، متحول شده و افکار، گفتار و اعمال خود را به روز نموده اند، موفق بوده اند. مصداق این فرمایش مولا علی (ع) که می فرماید: « فرزند زمانه باش.» جوامعی که در گذشته مانده و در افکار قرون وسطایی سیر می کنند گرفتار مشکلات و ناهنجاری های عدیده و متفاوت بوده و اصطلاحا عقب مانده می باشند.

 

 

یکی از مشکلات این جوامع تعصبات ایلی و عشیره ای است. این مسئله به عنوان یکی از نقاط ضعف جوامع بشری همواره مورد سوء استفاده استعمارگران خارجی و مستبدان داخلی قرار گرفته است. افرادی با این افکار در حالی که سرمست و خوشحال از فرصت وامتیازی که برای طایفه شان ایجاد شده، غافل از اینند که افکار، گفتار و کردار آن ها در راستای نیات و برنامه های استعمارگران، مستبدان و مغایر با نفع عموم مردم است. مصداق این تعریف از جهان سوم که می گوید: «جهان سوم جایی است که اگر خواستی به مملکتت خدمت کنی خانه خراب می شوی و اگر خواستی خانه ات آباد باشد باید در تخریب مملکتت بکوشی.»

 

نورآباد ممسنی استان فارس

 

از طرفی آن ها همواره در صدد بر آمده که مشکلات خود را به گردن دیگران خصوصا خارجی ها بیندازند( توهم توطئه) و با عجز و ناله چشم به راه منجی خارجی برای حل مشکلات می باشند. در حالی که مشکلات آن ها ثمره افکار، گفتار و اعمال خود آن هاست و بایستی خودشان مشکلات را ریشه یابی و با هدایت نخبگان حل و فصل کنند. شهرستان ممسنی (ممسنی و رستم) نیز گرفتار مشکلاتی می باشد که بخشی از آن ناشی از مشکلات کشور در سطح کلان و ملی بوده، ولی واقعیتی غیر قابل کتمان است که بخش مهمی از آن به خود ما بر می گردد. اگر زمانی طایفه و ایل معیار، شاخص، ارزش بود، امروزه منافع عمومی معیار سنجش افکار، رفتار و اعمال می باشند.

 

 

امروزه حقوق برابر انسان ها، مدنیت، پایبندی به قانون، شایسته سالاری، ارزش و معیارهای جهان شمول برای جوامع بشری می باشد. علی رغم اینکه به گواه تاریخ، مردم ممسنی، مردمی فهیم بوده و درصد بالایی از آنان دارای تحصیلات عالی می باشند (ممسنی در نزد ایرانیان آشنا با این دیار جایگاه خاصی دارد) ولی متاسفانه هنوز گریبانگیر تعصبات طایفه ای است. این مسئله مشکلات زیادی را برای مردم فراهم نموده و عاملی مهم در عقب ماندگی شهرستان است. ممسنی  با داشتن پتانسیل مناسب طبیعی و ... خصوصا شاخصه مهم نیروی انسانی که آیتمی مهم و موثر در توسعه می باشد، مستحق این وضعیت نیست. کافیست نگاهی به جایگاه و عملکرد فرزندان توانمند ممسنی در جای جای ایران بیندازیم تا به عمق این مسئله پی ببریم. تا وقتی که معیارمان برای انتصابات و انتخابات، طایفه و قوم است، وضع همین است.

 

 

شایسته است عبور از طایفه گری به خواست عمومی و ایده و عمل مردم تبدیل شود  و این که مدیران منتخب برای مناصب، فارغ از وابستگی طایفه ای و بر اساس شایستگی و توانایی انتخاب شوند. باید به جایی برسیم کسانی که قصد گرفتن مناصب مدیریتی را دارند و یا در معرض انتخاب مردم قرار می گیرند. نگاه ملی و جهانی داشته و هدفشان خدمت به همه مردم ممسنی فارغ از مسائل طایفه ای باشد، نه استفاده از انواع رانت های طایفه ای و ... و نه زد و بند هایی که هدفشان نصب مدیران و پیروزی کاندید طایفه ای با هر حیله و ابزاری که امری مذموم است.

 

 

از مردم فهیم و با ذکاوت ممسنی انتظار می رود که با هوشیاری در دام این افراد، باند ها و جریان های سیاسی نیفتند و منافع همه مردم ممسنی و منافع ملی را بر منافع شخصی و... ترجیح دهند، آن ها بایستی بدانند هنگامی به توسعه می رسیم که معیار وشاخص مان شایسته سالاری باشد. زیبنده است ضمن مخالفت با انتصاب مدیران نالایق حتی اگر از طایفه مان باشد به افرادی که لیاقت و شایستگی انتخاب شدن را ندارند روی خوش نشان نداده و بلوغ فکری خود را به نمایش بگذاریم. در غیر این صورت باید در دامی که خود بافته ایم گرفتار باشیم و حق شکوه و شکایت نیز نداریم. مصداق این ضرب المثل « خود کرده را تدبیر نیست.» نخبگان در این بین وظیفه ای مضاعف دارند. در این راستا:

 

1-  با توجه به اینکه این مشکل فرهنگی است با پیشگامی نخبگان زمینه حل آن فراهم شود.

 

2- نخبگان با مشورت دادن به دستگاه های اجرایی برای انتخاب مدیران لایق و کاردان همچنین در اجرای برنامه ها با آن ها همکاری نمایند.

 

3-  نخبگان و فرزندان ممسنی در هر پست و مقامی قرار دارند برای پیشرفت ممسنی تلاش نمایند.

 

4- قوه مقننه و شورا از ارکان دموکراسی است، پارلمان و شورا، عناصری مهم و اساسی در سطوح ملی و محلی در دموکراسی های نوین است. فلسفه ایجاد آنها استفاده از نخبگان، خبرگان با تجربه، آگاه به مسائل روز، دانش آموخته و مسلط به مسائل محلی، ملی، منطقه ای و جهانی در جهت حل مشکلات عموم مردم است.

 


الف: در انتخابات مجلس و شورا، نخبگان ضمن شناسایی و بررسی نقاط ضعف و قوت کاندیدا ها تشریح و توضیح تفکر، خط مشی سیاسی، عقبه فکری و سیاسی آن ها را برای مردم روشن نمایند.


ب: برنامه ها و شگرد های باند های قدرت، گروه ها و جریانات سیاسی را برای مردم تجزیه و تحلیل نموده، زمینه را فراهم نماید تا افرادی به مجلس و شورا راه یابند که شناخت کافی از شرایط محلی، ملی و همچنین فضای پیچیده جهان کنونی را داشته و قدرت تشخیص و تحلیل مسائل را داشته باشد( این که افرادی در مجالس ختم شرکت نموده و یا پیگیر کارهای شخصی مردم باشند امری پسندیده است) اما، شرایط منتخبان برای نمایندگی و شورا  ورای این موارد است.


ج: داشتن تخصص و توان قرار گرفتن در این جایگاه و توانایی حل مشکلات مردم و اینکه کوته فکرانی که در قرن بیست و یکم افق دیدشان در سطح طایفه است زیبنده منتخب بودن مردم دیار ممسنی نیستند، آنها بایستی افق دید ملی و جهانی داشته و معیارشان منافع ملی بوده عملکرد آنها در این راستا باشد.

 

5- نخبگان اهل قلم و نویسندگان در این زمینه وظیفه مضاعف دارند دارند که با تحریر مقاله و .... در خصوص مضرات طایفه گرایی، نسبت به تنویر افکار عمومی اقدام نماید.

 

6- پیشنهاد می شود با پیشگامی نخبگان، انجمن و... تشکیل شود و با ارائه برنامه های منسجم و حساب شده در خصوص عبور از طایفه گرایی فعالیت نمایند. البته بایستی مواظب بود به پاتوقی برای فعالیت های طایفه گرایی تبدیل نشود.

  • دامنه |