قلم قم دامنه دوّم

جان، جهان، ایران، انسان، ادیان، قرآن، ایمان، عرفان

۳۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «دردهای جامعه» ثبت شده است

دفاع از الاغ

حیوان زبان بسته

 

به قلم دامنه. به نام خدا. خیلی ها، در خیلی جاها، به خر _یا همان حیوان زبان بستۀ الاغ_ توهین می کنند. هر زشتی را با عنوان «خریت» به این حیوان کاری، نسبَت می دهند.

 

 

کشتن مسلمان به دست مسلمان و نجات الاغ به وسیله الاغ

 

 

انسان های ناسپاس، هم از الاغ در بی رحمانه ترین وجه، کار می کشند، هم به آن جسارت و ظلم می کنند. تا یکی حماقت کرد، می گویند: مگه خری. تا یکی از زیر کار دررفت: می گویند: ای الاغ. تا یکی خامی و خنگی و منگی نمود: می گویند: خره! الاغه! نَفهمه.

 

 

بگذرم؛ خواستم بگویم میان انسان ها، مردم آزاری و حیوان آزاری کم بود، که این یکی هم به آن، افزوده شد: هم از الاغ بارمی کشند، هم به آن هرچه دلشان خواست بار و بار می کنند. آیا بهتر نیست این گونه ادبیات را از فرهنگ خود دور کنیم و با حیوان سخت کوشی مانند الاغ مهربان تر و خداپسندانه تر رفتار کنیم؟

 

 

من می گویم درود بر الاغ که در جبهۀ کردستان، سخت کوشانه کمک کارِ رزمندگان اسلام بود که تانک و توپ نبود.

۱۰ خرداد ۹۷ ، ۱۰:۴۴ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

فاصلۀ فوق جهنّمی معیشت مردم

مسائل داخلی ایران

 

دامنۀ اندیشمندان

 

... و جریانی پیش آمد _بخصوص در چگونگی اغلب مدّاحان و مدّاحی امروز_ که جوانان باید بدانند، این چگونگی ها و اخلاق عملی  برخی از متصدّیان این امور، هیچ ربطی به جوهر اصلی مذهب تشیّع، و ماهیّت منزّه تربیت شیعی و حسینی و جعفری ندارد.

 

علامه محمدرضا حکیمی

 

حالا چرا برخی مقامات از آن ترویج می کنند، آیا نوعی گرایش به جنجال طلبی است؟ نمی دانم. همانگونه که اکنون قضاوت ما، اقتصاد و فواصل فوق جهنّمی معیشت مردم ما، هرگز قرآنی و علوی و جعفری نیست، پاره ای بسیار از دیگر امور نیز همینگونه است یا نزدیک به اینگونه.

(علامه محمدرضا حکیمی.عقل سرخ. ص 434)

۳۰ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۱:۳۹ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
دامنه |
شنبه, ۲۹ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۱۰:۵۸ ق.ظ دامنه |
فاطمیه داریم، فاطمه نداریم

فاطمیه داریم، فاطمه نداریم

دامنۀ جامعه

 

سرانجام، در راه بازگشت از مشهد مقدس، لحظۀ منظور پیش آمد، با او [مرحوم دکتر علی شریعتی] به تبادل نظرِ دو به دو پرداختیم... و در پایان این سخنِ او بود:

 

«ما تا علی و فاطمه را داریم، به هیچ مکتبی و ایسمی نیاز نداریم، منتهی باید علی و فاطمه را به مردم بشناسانیم.»

 

از چپ: مرحوم میرمصطفی عالی نسَب، علامه محمدرضا حکیمی، میرحسین موسوی، مرحوم صادق آئینه وند

 

 

آری؛ مردم ما، علی (ع) و فاطمه (س) را دارند، لیکن درست نمی شناسند. من بارها گفته ام:

 

ما سالی سه فاطمیه داریم

اما فاطمه نداریم

 

(علامه محمدرضا حکیمی.عقل سرخ. ص 450)

 

افطاری حرم ملکوتی امام رضا (ع)

(افطاری حرم ملکوتی امام رضا (ع).منبع)

۲۹ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۰:۵۸ ۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
دامنه |

کلّه پاچه مال امامزاده

دامنۀ جامعه




و



و



پوست، کله پاچه و سردست سهم امام زاده. (منبع)
۲۶ فروردين ۹۷ ، ۰۹:۱۹ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

جامعۀ اهل گفتگو

مصطفی ملکیان

1- در جامعۀ اهل گفتگو، موقعیت هر فرد را قوّت سخن او تعیین می‌کند، نه اینکه موقعیت او، قوّت سخنش را مشخص کند! در جامعه‌ای که اهل گفتگو نیست، عده‌ای بر صدر می‌نشینند و آن گاه هر آنچه که آن‌ها بگویند باید بر صدر باشد.

2- جوامعی که اهل گفتگو هستند، دشمنی‌های نابجا وجود ندارد. در دوره‌ی مصدق و کاشانی (فارغ از برحق بودن یا نبودن هر یک)، نیروی اجتماعی عظیمی طی دو دهه از بین رفت. چرا که مُریدان هر طرف، تمام سخنان رهبر خویش را درست، و سخنان طرف مقابل را تماماً نادرست می‌دانستند... اگر دو طرف این مناقشه، با یکدیگر گفتگو می‌کردند، مریدان هر طیف نیز نسبت به طرف مقابل موضع نرم‌تری اتخاذ می‌کردند و در مجموع شرایط بسیار مطلوب‌تری ایجاد می‌شد.


3- رواج گفتگو در جامعه، انسان‌ها را متوجه این امر می‌کند که همه‌ی آن‌ها سرشت و سرنوشت مشترک دارند، فلذا به حال یکدیگر رأفت پیدا می‌کنند. انسان‌ها وقتی متوجه می‌شوند که کس دیگری غیر از خودشان، به دادشان نمی‌رسد، نسبت به یکدیگر مهربان می‌شوند.


در کشور ما، هیچ یک از فوایدی که نام برده شد وجود ندارد، چرا که اصلاً فضا، فضای گفتگو نیست. اشخاص، به پشتوانه‌ی موقعیتی که دارند، هر چه می‌خواهند می‌گویند.
[سخنرانی ۳ اسفندماه ۱۳۹۶] (منبع: صدانت)

۱۰ فروردين ۹۷ ، ۰۹:۱۳ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

مردم چه پچ پچ می کنند؟

دامنۀ دردهای جامعه


سلسله مباحث دامنۀ دردهای جامعه


به قلم دامنه. به نام خدا. گاه مردم نمی توانند در علَن _به قول معروف در ملاء عام_ حرف بزنند، پس؛ به سراغ درِگوشی گفتن ها می روند و باهم ساعت ها می شینن پچ پچ می کنند، دردِدل و آه و ناله و هزارها سودا. می پرسم چه پچ پچ می کنند؟ من می گم 13تا را، بقیه با شما:



1- عیدی چی خریدی؟ هیچی!  2- سوریه به ما چه مربوط. 3- فساد مملکت رِه دوش هایته. 4- سه تا داماد دارم هرسه بیکار. 5- بالایی ها همدیگرو چشم ندارن ببین. 6- سرطان چقد فراوون شده. 7- راستی سال تحویل امسال کِه هسته؟ 8- پدرِ سیاست بسوزه! لامَصّب!


پچ پچ حیدر مصلحی و علوی وزرای اطلاعات احمدی نژاد و روحانی



9- هیچ خبر داری «فلانِ فلانی» تریاکی و شیشه ای شده!؟ 10- اسناد سرّی دستشه! اگر بگیرنش بالایی ها رو لو می ده. نه! نه! همه شون خاردی باردی دارن باهم. 11- دیشب خواب! دیدم وسط بِرمودا دارم شنا می کنم و کوسه ماهی هم کنارمن! خالی بندی خالی بندی، هی خالی بندی. 12- بازار رفتی این روزا؟ اصلاً تَن نمی شه رفت! همه چی گرون و بُنجول. 13- درخت می کارن؛ ولی برخی جنگل را هکتار هکتار قورت می دن، آن هم جنگل هیرکانی شمال ایران.


بگذرم. فقط بگویم هیرکان که نام قدیمی و باستانی ایالت گرگان است، یعنی درختان خودرویشِ 40 میلیون ساله از هیرکان آذربایجان تا جنگل گلستان.

۱۶ اسفند ۹۶ ، ۱۰:۵۱ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

نقداخلاقی از دولت دینی


نوشته ای از دکتر شیخ باقر طالبی دارابی


نقد اخلاقی ملت از دولت دینی در ایران: به استناد تجریه، مطالعه و مشاهده میتوان گفت که رابطه دولت دینی و ملت در ایران سه مرحله را تجربه کرده  و میکند.


مرحله حمایت ملت از دولت دینی

مرحله نقد سیاسی ملت از دولت دینی

مرحله نقد اخلاقی ملت از دولت دینی


وقتی ملت (چه در قالب حرکتهای پراکنده خیابانی  یا در گعده های فامیلی و دوستانه و در گفتگوی های رایج کوچه و بازار و مهمتر از همه در شبکه های گسترده اجتماعی فضای مجازی) با کلام و کلیپ های دیداری و شنیداری موضع اخلاقی می گیرد و خود را سالم و سیستم را دچار بی عدالتی، بی انصافی، دروغ، اختلاس، دزدی، فساد اداری، فساد اخلاقی، دست بردن به بیت المال، تضییع حق الناس و حتی تضییع حق الله معرفی می کند؛ معنایش این است که بخش دوم ترکیب مفهوم «دولت-ملت» در ایران، از حمایت بی چون و چرا و حمایت همراه با نقد سیاسی، به سمت نقد اخلاقی کوچ کرده است و در این نقد اخلاقی هر نوع حمایت خود از سیستم سیاسی (دولت) را شریک شدن در «امر غیر اخلاقی» میداند. چنان که می توان این جمله را در همه جا شنید «به ما چه، خودشان کردند...» را شاهدی برای فرار از شریک شدن در این امر که «غیر اخلاقی» تلقی میشود ، دانست.


به نظر من این مرحله سوم رابطه دولت ملت در ایران که بر نقد و «اعتراض اخلاقی» دولت و نظام استوار است:


اولاً، اصالت دارد و داخلی است و واقعیتی اجتماعی - دینی - سیاسی در میان همین « ملت » است.

بقیه ادامه

ثانیاً، عوامل بیرونی البته بی تاثیر نیستند اما چون نقد اخلاقی است و حرکتهای بیرون از مرز با «اخلاق» که باور مردم مسلمان و شیعه ایران است، نسبتی ندارند، سعی می کنند ضمن دم زدن به آن، بعد اخلاقی آنرا نادیده بگیرند.


ثالثاً، مواجه با این بعد سوم واکنش «ملت» اگر قرار باشد با همان چهارچوب های مفهومی تغدیه شود و نسبت «توطئه»، «غرب زدگی»، «بی بصیرتی» و «فتنه» به آن داده شود، نه تنها راه حل نیست که بسیار خطرناک است. به نظر میرسد «آگاهی سیاسی» مسوولین موجب مواجهه متقاوت و مسولانه تر سیاسی امنیتی نسبت به این نقد ملت از دولت و نظام شده است اما شواهد نشان می دهد این مواجهه بر اساس یک «آگاهی اخلاقی» صورت نگرفته است و کسی از این مرحله  به عنوان «نقد اخلاقی» ملت از دولت و ترسیم یک رابطه «انتقادی اخلاق بنیاد» از سوی ملت، تلقی نکرده است.


رابعاً، به عنوان یک محقق در زمینه جامعه شناسی دین و فرهنگ که اهمیت «نقد اخلاقی» و قدرت آن برای بر هم زدن یک ساختار را میداند، در این باره هشدار می دهم مواجهه سیاسی- امنیتی با «نقد اخلاقی» شورش های رها شده از هر نوع «هنجار اجتماعی» حتی هنجارهای ملی و عرفی را بدنبال خواهد است. جرّاحی سریع و عمیق و دقیق و علمی غده «غیر اخلاقیات» در نظام بسیار ضروری است.


یکی می گفت: من خوف از غیر اخلاقی شدن جامعه دارم . گفتمش فعلا مردم موضع اخلاقی گرفته اند و نگرانی نیست... باید البته بسیار هوشمندانه به «رأی درست» مردم در امور اخلاقی توجه کرد.

(برگرفته از وبلاگ ایشان: بوی خوش بهار نارنج)

۲۴ بهمن ۹۶ ، ۱۰:۵۹ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

امام، شاه، ملت

خبر و نظر

به قلم دامنه. به نام خدا. سه چهار جمله می گویم و می روم. 39 سال پیش در بهمن 1357، ملت بر شاهنشاه _که سال ها بر او و رژیم استبدادی اش شوریده بود_ پیروز شد. امام آمد و شاه رفت. گرچه ملت از تبعیض و فساد و فقر و انحصار و حصر، هنوز هم رنج می کشد، اما دست از دین و آرمان و هویتش نمی کشد. در زیر دو نمونه می گویم و بس است:


                 

تیترِ عکس سه بُعدی «فاتح بر شاه، خمینی»

هفته‌نامۀ آلمانی «در اشپیگل» (منبع)




1- با آن که این همه علیۀ حجاب زنان، هجمه می کنند و هیاهوهای هیچ، به راه می اندازند اما هنوز هم ملت باایمان و اهل غیرت ایران، به عفاف و حجاب اعتقاد راسخ دارد. به استناد یک نظرسنجی معتبر، میزان موافقان با الزام حجاب بیشتر از مخالفان است. حتی در بحث واکنش به بدحجابی نیز، اکثریت پاسخ دهندگان با بدحجابی (بی حجابی که جای خود دارد) مخالف اند، و مداخله هم نمی کنند. در تصویر بالا به نمودار پاسخ مردم به بدحجابی بسیار دقت کنید. (منبع)



این نشان می دهد ملت گرچه به لحاظ سیاسی منتقد وضع موجود حکومتداری و حکومت گران است، اما با اعتقاد دینی و عُرفی و تاریخی اش هرگز بازی و معامله نمی کند. ایرانی از هزاران سال پیش تا کنون، حجاب داشت و پوشش می کرد و با پوشیدگی رَه می پیمود. عُریانی و برهنگی و خودباختگی، شیوۀ زشت غربی و وارداتی ست و برای همیشه نزد ایرانی مذموم و کریه بوده و هست و خواهد بود.





2- در تصویر بالا هم بازنشستگان را نشان می دهد (منبع) که فیش های حقوقی شان را در یک پارک تفریحی به رخ هم می کشند. اینان، چه از میزانِ دریافتی شان ناله داشته باشند و چه رضایت؛ هیچ گاه بدِ جمهوری اسلامی ایران را نمی خواهند و با تحمل همۀ سختی ها و مشکلات خصوصی شان و نیز مشاهدۀ انواع نابرابری ها، ناعدالتی ها و انحصارات قدرت و ثروت در سطوح بالای حکومتی، باز نیز از انقلاب اسلامی و آرمان های مندرج در قانون اساسی، در برابر هر نوع کژی های داخلی و دشمنی های خارجی دفاع می کنند.



پس، مستدام باد انقلاب اسلامی؛ همان انقلابی که ملت با آن، شاه و شاهی و حکومت سلطنتی و ویژه خواری و درباریانِ آغشته به چاپلوسی و نیز ارادت سالاری و میراثخواری را واژگون کرد.
۱۹ بهمن ۹۶ ، ۱۰:۰۸ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
دامنه |

مشکل ملت چیه آقای جنتی؟

نوشته های جناب توحید


بسم الله الرحمن الرحیم. ابتدای امر به صحبت های «آیت‌الله احمد جنتی» توجه فرمایید: «باید صدای اعتراض مردم را شنید... نظام امروز در دست ما است و دستاوردهای بسیار خوبی داشته است... نباید خود را از مردم جدا کرد؛ وضعیت معیشتی مردم بسیار بد است البته من وارد این حوزه نمی‌شوم چون کاری از دستم برنمی‌آید اما زمانی که غذا می‌خورم ناراحتم که چرا ما دستمانم به دهانمان می‌رسد ولی برخی دیگر از مردم این امکان را ندارند... مسئولان باید با وضع فقیرانه زندگی کنند تا فقرا از غُصه دق نکنند... ما نمی‌توانیم توقع داشته باشیم که صدای اعتراض کسی بلند نشود؛ صدای اعتراضات باید بلند باشد اما باید طبق موازین قانونی صورت گیرد.» (منبع)




مشکل این نیست که شما آقای جنتی می گویید. مشکل ملت، ریشه اش به همین دستبوسی هایی برمی گردد که نوکرانِ ملت را متوهّم ساخته است که بر مردم ریاست کنند نه خدمت. سردار سرتیپ پاسدار محمدرضا نقدی _رییس سابق سازمان بسیج مستضعفین_ چرا باید بر دستان شما جناب «آیت الله جنتی» این گونه کُرنش مآبانه بوسه بزند؟ (منبع) ما انقلاب کرده ایم علیۀ دستبوسی ها، نه برای بازتولید شیوه های شاه و درباری ها. دستبوسی ها مالِ دورۀ حکومت معاویه و خصلت های باند ابوسفیان بود. محمد امین (ص) ما و علی عادل (ع) ما، هرگز چنین کارهای به دور از اسلام ناب محمدی و علوی را سزا نمی دانستند و بر هر بُت و شرک و کُرنشی می شوریدند.



مشکل ملت، یکی خود شما هستید آقای جنتی، که به عمر انقلاب به پُست و مقام و قدرت چسبیده اید و با این کِبَر سنّ و ناتوانی جسمانی ات، چندین پست مهم حکومتی را در اختیار بلکه در اشغال خود گرفته اید. چرا باید به شما در این سن و سال این همه پست بدهند!؟ ولی جوان ها و دانشجویان و فارغ التحصیلان و دانشمندان این مملکت از بی توجهی مقامات انتصابی  و انتخابی، بروند در دوبی و ترکیه و اروپا و آمریکا و یا در همین تهران و حومه و حاشیه کارگری کنند و بیگاری؟



چرا شما باید شغل مادام العمری داشته باشید؟ کجای اسلام و انقلاب نوشته شده است یک روحانی باید این همه پست و مقام داشته باشد؟ این در حالی ست که اکثریت مردم ایران از عملکرد و تفکرات و نظرات و دیدگاه های شخص شما و مانند شما ناراضی اند. چرا رضایت مردم برای شما مهم نیست و کنار نمی روید تا جا را برای گردش قدرت و اجرای عدالت باز کنید؟ آیا انقلاب کرده ایم که امثال شما روحانیون، این همه جاه و مقام و تریبون و آزادی عمل و نوا و رفاه داشته باشید؟ آن گاه ما چگونه باید دهانِ ضدانقلاب هایی را که شعار حکومت آخوندی! سر می دهند نه جمهوری اسلامی ببندیم؟



کمی به خود آیید و به قول و اعتراف خودتان «صدای اعتراض مردم» را بشنوید. اگر هم می گویی «غذا می‌خورم ناراحتم» می توانی مانند محرومان زندگی کنی. قدرت را ترک کن و به نقاط محروم در میان پابرهنگان بروید تا همدرد آنها شوید که خودت گفتی «تا فقرا از غُصه دق نکنند».



فُقرا فقط با تبعیض و فسادی که درون حکومتگران می بینند، دارند دق می کنند نه از نداری و قرض و بی نانی و بی نوایی. چه می گویم! وقتی می دانم امام علی (ع) فرموده اند: «ما أکثَرَ العِبَرَ وَ أقَلَّ الاِعتِبارَ» چه بسیارند عبرت ها، و چه اندک است عبرت گرفتن. (غُرر الحکم و دُرر الکلم، حدیث9542)ایران. 17 بهمن 1396. توحید.

۱۷ بهمن ۹۶ ، ۱۰:۱۹ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
دامنه |

خلیفه و اختلاس

دردهای جامعه


به قلم دامنه. به نام خدا. غروب دیروز 14 بهمن 1396، خواندن دو متن در سه منبع متفاوت، توجه ام را زیاد جلب کرده بود؛ الف. انتخاب. جماران.



یکی این که در «الف» خواندم اختلاس در شرکت مدیریت اکتشاف و تولید وزارت نفت دولت حسن روحانی، از 100 میلیارد تومان به 200 میلیارد تومان رسیده،... احتمال اینکه رقم خیلی بیشتر از این باشد هم وجود دارد... فرد اختلاس کننده که یک کارمند است... با توجه به 2 تابعیتی بودن،... بلافاصله به ترکیه فرار می کند...» (منبع)



اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام (14 بهمن 96). حرم امام خمینی



دوم این که در «انتخاب» و «جماران» خوانده بودم آیت‌الله سید محمود هاشمی شاهرودی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام دیروز 14 بهمن 1396 در حرم امام خمینی گفت: «امام راحل، تعابیری مانند «خلیفه» را به کار نبردند و به عقلانیت و سیره عقلا اهتمام داشتند. (منبع)


پاسخ دامنه: به نام خدا. 1- دیگر حتی برای آنهایی هم که همیشه در سخنرانی های شان از گل و بلبل بودنِ مسیر طی شدۀ نظام راضی و خشنود بوده اند، گویی (البته شاید) ثابت شده باشد، که فساد و اختلاس، این دولت و آن دولت نمی شناسد. چه حسن روحانی باشد! چه محمود احمدی نژاد. ساختار وزارتخانه های پول ساز و نیز اساسِ دیوان سالاری نفوذپذیر، توصیه گرا و پارتی ساز جمهوری اسلامی، نیازمند تحول بنیادی و دگرگونی اساسی ست. درد جامعه همین است که چین کمونیستِ بی خدا، قاطعانه علیۀ فساد دولتی و حزبی ایستاده است؛ اما جمهوری اسلامی مماشات می کند و از کنارش راحت می گذرد. آیا از خشم متراکم شوندۀ ملت نمی هراسند!؟ بگذرم و درود وافر بفرستم به میرحسین موسوی که دولتش پاکِ پاک بود و خودش نیز مظهر پاکیزگی و خادِمیتِ ملت و مردم محروم  و مظلوم و مستضعف. 2- اما در مورد خبر دوم، ابتداء بگویم سایت جماران با آن که غروب دیروز عین جملۀ آقای شاهرودی و واژۀ «خلیفه» را درج کرده بود، امروز وقتی برای استنادکردن منبع این پست، رجوع کرده ام، با تعجب دیده ام، واژۀ «خلیفه» را سانسور کرده است: (اینجا). اما خوشبختانه سایت انتخاب، متن گزارش دیروزش را سانسور نکرد و دست نخورده باقی گذاشت. آری؛ این عبارت و دیدگاه آیت‌الله سید محمود هاشمی شاهرودی اساساً اشکال دارد. زیرا در اندیشۀ سیاسی شیعۀ امامیه (اثنی عشری) «خلیفه» هیچ وجهی ندارد. مهمتر از این، آن است که امام خمینی _رهبر کبیر انقلاب اسلامی_ حتی «ولی فقیه» یا «ولایت فقیه» را هم به رأی و رفراندم نگذاشته بودند چه برسد به خلیفه!! که به دور از نگرش شیعه و گرایش سیاسی و فکری ملت ایران است. نظریۀ ولایت فقیه، حتی در قانون اساسی اولیه هم نبوده، (مرحوم منتظری و دیگران آن را کوشیدند، گذاشتند) که شرحش مفصّله؛ چه رسد به عنوان خلیفه. اگر _بر فرض بعید و حتی ابعَد_ امام خمینی، «خلیفه» را مطرح می کردند، ملت که تازه از شرّ شاه و شاهی گری خلاص و رها شده بود، آن را بشدّت ردّ می کرد. خدا البته بهتر می داند. دامنه حدسش را می زند!

۱۵ بهمن ۹۶ ، ۱۰:۴۱ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
دامنه |

آسیب شناسی عشق

دردهای جامعه


توضیح دامنه
: به نام خدا. این متن
خانم ناتاشا امیری (نویسنده) را اخیراَ دقیق خواندم. به نظر رسید انعکاس این دیدگاه، برای خوانندگان شریف دامنه نیز ممکن است مورد توجه باشد. از این رو بی آن که بر روی گفته ها و استدلال ها و مثال های آن داوری کرده باشم، آن را ارائه کرده ام تا خودِ دامنه خوانان شریف بدان تأمل نمایند:



متن نقلی: ناتاشا امیری (نویسنده): ادبیات بازتاب‌دهنده آن چیزی است که در جامعه می‌بیند و در این حوزه خب عشق‌هایی که این روز‌ها می‌ببنیم و ابدا هم افلاطونی نیستند به ادبیات راه یافته‌اند. یعنی نویسنده و اصولا هر کسی برای انعکاس هر مفهمومی ابتدا به دور برش و خودش نگاه می‌کند، بعد سعی می‌کند عشق یا هر مضمون و مفهوم دیگری را بازتاب بدهد. به اعتقاد این نویسنده؛ چیزی که ما در جامعه می‌بینیم با عشق اساطیری و افلاطونی و اثیری [=آسمانی، روحی] کاملا متفاوت است و معمولا براساس یک‌سری کلیشه و دیدگاه‌های که از هم تبعیت می‌کنند، ایجاد شده و اصولا عشق راستینی نیست.




امیری گفت: عشقی که در حال حاضر در جامعه ما نمود و بروز دارد؛ بیشتر سوء‌تفاهم است و اغلب برای عاشق شدن انگار از روی دست هم تقلب می‌کنند. مثلا دختر جوانی می‌بیند که فلان دوستش عاشق شده، پس به خود می‌گوید؛ من هم بروم و یک عشق برای خودم پیدا کنم. واقعیت این است که رویکرد اصلی عشق اصلا چنین چیزی نیست. مفهوم اثیری عشق هم در نظر شخصی من؛ از اینجا ناشی می‌شود که انگار ما در وجود خودمان یک خلاء‌ داریم و مدام در تلاش هستیم تا آن را با چیزهای مختلف پرکنیم. یکی از مفاهیمی هم احساس می‌کنیم خیلی می‌تواند خلاهایمان را پر کند، عشق است.



او ادامه داد: منظور از عشق؛ صرفا کشش میان دو جنس مخالف و دو انسان نیست. عشق خیلی فرا‌تر از این موضوعات است. مثلا عشق به

بقیه ادامه

ادامه مطلب...
۱۳ بهمن ۹۶ ، ۱۰:۲۹ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

اجرای حدود را متوقف کنید

مهدی نصیری و قضیۀ قطع دست


توضیح دامنه: به نام خدا. دامنه در 30 دی 1396 در این پست اینجا، به موضوع قطع دست جوان 28 ساله (به علت 21 فقره سرقت گوسفندان در چهار شهر استان های خراسان رضوی و جنوبی) در مشهد پرداخته بود. اخیراً مهدی نصیری (یار سابق حسین شریعتمداری در روزنامه کیهان) نیز به این موضوع از زاویۀ دید خود پرداخته است که خواندش را مفید می دانم. زیرا آنان مدتها به عنوان حامیان دوآتشه نظام و صاحبان انقلاب! همۀ منتقدین را یا ملحد، یا ضدانقلاب و یا لیبرال و سکولار می خوانند و سعی نمودند آنان را از قطار انقلاب اخراج و پیاده کنند. نگرش جدید او در این باره، آن هم نسبت به احکام فقهی و اجرای حدود الهی جالب است. این متن به دلیل اهمیت و تغییر نگرش یک چهرۀ افزاطی جناح راست ارائه می گردد:




متن نقلی: «رسانه های دشمن و غربی از منظر حقوق بشری و از این زاویه که بریدن دست دزد اقدامی خشن و غیر انسانی است به اجرای این حکم تاخته اند.  بنده هم می خواهم با اجرای این حد الهی مخالفت و از آن اعلام انزجار کنم اما نه از زاویه نگاه غربی ها و دولتهای مدرن غربی...


مهدی نصیری؛ طلبۀ علوم دینی و سردبیر سابق کیهان


حدود الهی هر چند ظاهری خشن داشته باشد و اجرای در ملا عام آنها احساسات و عواطف عده از انسانها را فارغ از نگاه عقلانی آنها خدشه دار کند، سرشار از حکمت و مصلحت برای جوامع بشری و شرط لازم برای تحقق امنیت و عدالت اجتماعی است و از همین روست که امام کاظم علیه السلام فرمود: اجرای یک حد الهی  برای اهل زمین سودمندتر از باران چهل روزه است. (تهذیب الاحکام شیخ طوسی)


اما مساله مهم این است که دین یک منظومه منسجم است که باید تلاش کرد همه اجزای آن مورد اهتمام و تحقق قرار بگیرد و چنانچه به هر دلیلی برخی از اجزای این منظومه، مغفول و متروک  واقع شود و به خصوص به اصول و ارکان آن مانند قسط و عدالت پرداخته نشود و حکومت چه از سر سستی و ناتوانی و چه ازسر بی اعتقادی و آلودگی کارگزاران قضایی و اجرایی و قانونگذاری اش، از اجرای متوازن و غیر تبعیض آمیز احکام و حدود الهی سرباز بزند، اجرای یک حد فرعی الهی نه تنها حکمت و ارزش موجود در بطن آن را محقق نخواهد کرد و اسباب اقتدار حکومت نخواهد بود بلکه مایه تضعیف و ادبار آن خواهد بود....


دست دزد گلۀ گوسفند خراسانی در شرایطی قطع شده است که گفته می شود دادگستری برای برادر یکی از مسئولان عالیرتبه دولت، به دلیل تخلف در یک بانک خصوصی، شش هزار میلیارد تومان وثیقه بریده و یا خواهد برید و هیچ اطمینانی هم نیست که حد الهی در مورد این سارق بزرگ در نهایت اجرا شود.  وقتی اوضاع  اجرای عدالت قضایی در کشور چنین است باید با صدایی رسا از قوه قضاییه در خواست کنیم که اجرای حدود الهی را به حکم شرع و عقل هر چه سریعتر متوقف کنید و مایه تضعیف بیشتر دین و جمهوری اسلامی نشوید

بقیه ادامه

ادامه مطلب...
۰۶ بهمن ۹۶ ، ۱۰:۲۸ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

پول به حسینیۀ ریحانه

سلسله پست های دردهای جامعه


به قلم دامنه. به نام خدا. در حالی که جامعۀ ایران دردهای عدیدۀ خود را برای حفظ نظام و ایران و آرمان بلند انقلاب اسلامی و حراست از خون پاک شهیدان، تحمّل می کند و بر بردباری هایش نسبت به میراثخواران بی مروّت و اختلاس گران بی حیثیت، می افزاید و به قول معروف، دندان بر روی جگر می گذارد و خویشتنِ خویش را می گدازد، خبر می رسد که شهرداری منطقۀ 5 تهران، در شهریور ۱۳۹۶ به حسینیۀ ریحانه یک و نیم میلیارد تومان می دهد که مثلاً فرهنگ مذهبی و شیعی این مملکت را پاسبانی کند و بر رونق دین و دینداری بیفزاید!



چرا باید پول مردم، این گونه خرج مطامع و اهداف خاص گردد!؟ به یقین این کژراهه دیری نمی پاید و مردم آگاه ایران، رسوایی چپاولگران انقلاب و نظام را به نظاره خواهند نشست. این، رسم سنت خداست که کژی، رسوا می شود، چه زود باشد، چه دیر.


تیتر آفتاب یزد 2 بهمن 1396


عکس زیر:

سند پرداخت یک و نیم میلیارد تومان شهرداری

به حسینیۀ ریحانه که مداحش فرد مشهور جناح راست

(محسن بنی فاطمه) است


(منبع سند زیر)



اینهاست درد ملت، که صدا سیمای میلی شخصی جناحی، هرگز حاضر نیست این گونه پرسش های حقیقی و درد دل مردم واقعی را در مصاحبۀ بی رمق و بی اثر و تکراری و پر از وعده های بی عمل با حسن روحانی به میان بکشد.


البته ملت، انقلاب و نظام را دوست می دارد، چون آن را از آنِ خود می داند زیرا صاحب اصلی اش و ولی نعمت اش است، و نیز ملت می داند روزگارِ  این میراثخواران به سنت قطعی قرآن، _یعنی سنت تداول ایام_ به سر خواهد آمد: وَتِلْکَ الْأَیَّامُ نُدَاوِلُهَا بَیْنَ النَّاسِ و ما این روزها [یِ پیروزی و ناکامی] را [به عنوان امتحان] در میان مردم می گردانیم. (سوره ۳: آل عمران - جزء ۴ - بخشی از آیۀ 140. ترجمۀ شیخ حسین انصاریان). آری؛ چنین باد. قم. دامنه.

۰۴ بهمن ۹۶ ، ۱۰:۱۸ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

غُلوّ و شایعه

نوشته های جناب توحید


بسم الله الرحمن الرحیم. در فرهنگ لغت ها غُلُوّ، از حد گذشتن است. و نیز گزافکاری و مبالغه. و شایعه یعنی خبر معمولاً نادرستی که شیوع پیدا کرده است. اما این دو در بدنۀ اجتماعی چه می کند؟



خوشبختانه یا بدبختانه حیوانات از غُلو و شایعه عاجزند و بهتر است بگویم از این دو زشتی دورند. اما انسان ها که به فطرت پاک مسلّح و تجهیزند و استعدادِ خلیفۀ خدا بر روی زمین شدن را دارا هستند، دست به این دو زشتی و پستی می زنند و اسیر آن اند. چرا؟




قُبح شایعه را نشکنید،
شایعه، ویرانگر، خانمان سوز و نوعی بلا و بلیه است


من ریشه اش را در فرهنگ ناپذیری و بی پرورشی می دانم. مقصر اصلی هم آموزش و پرورش است که نه توانسته است به کودک تا نوجوان، آموزش درستی بدهد و نه پرورش صحیحی بیاموزاند. ریشۀ ویرانی همینجاست که خروجی آن فقط محفوظات است و بس. و نمرۀ قبولی دادن و از شرّ شاگرد تنیل رها شدن. همین.



متأسفانه در دارابکلا نیز این دو خصیصه میان برخی ها و شاید اغلب شان رشد یافته است. اگر به کسی سخنِ درستی بگویی باور نمی کند، اما وقتی به عمد یک دروغ شاخدار یا یک غلوِّ عمیق بگویی از ذوق پَر در می آورد. چرا؟ چون دروغ و شایعه را از خبر صدق بیشتر خوش می دارد. دروغ و شایعه چون هیجان دارد او را بیشتر به باورهای غلط و تحلیل های تخیّلی اش وصل می سازد. مثلاً اگر طرف خواهان نابودی و براندازی جمهوری اسلامی باشد، هرچه رخدادهای شب های دی 96 را برایش مخرّب تر می ساختی و آب و تاب می دادی، بهتر قبول می کرد تا واقعیت را برایش نقل می کردی که یک کشت و کال بیش نبودند.



این که رسانۀ BBC و مراکز تبلیغی و جنگ روانی ضدانقلاب، هرچه ببیشتر بر شایعه و دروغ و غلو دامن بزنند، بینندگان خام و تهی مغز را بیشتر جذب می کنند نشان از آن دارد آنها نقطۀ ضعف برخی ها را بخوبی درک کردند و به همین دلیل خبر را به شایعه و آب و تاب دادن آغشته می سازند. زیرا اساساً شایعه و دروغ جاذبه و هیاهو دارد و با کمال تاسف باید گفت تا آن را می شنوند و یا می بینند به سرعت باد به سوی گوشی های شان پرتاب می شوند و با ولع و بی هیچ ترس و تحقیق و راستی آزماییی در تلگرام و مخاطبانشان روانه می سازند که بله چنین و چنان شد.



به نظرم تا مطالعه و اندیشه و تفکر عمیق و منطقی، جای خواندن های سطحی و زودگذر را نگیرد، بشر با همین شایعه ها نه تنها سرنوست خود را تباه می سازد بلکه زندگی آرام دیگران را نیز یا ناآرام و یا در بدترین حالت، تخریب می کند. و تخریب کردن دیگران، کارِ هیچ انسانی نیست؛ بلکه یک خویِ درندگی ست که جامعه و فرد را آفت زده و آسیب زا می سازد. ایران. 28 دی 1396. توحید.

۲۸ دی ۹۶ ، ۰۹:۱۱ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
دامنه |

بازتاب متنِ زُباله و زنیکه

به قلم جناب «دارابی»


«بسیار عالی جناب دامنه [این پست «زباله و زنیکه» اینجا]. منافقین با عملکرد زشت و ادمکشی زباله بودن خود و سازمان تروریست شان را به همه عالم وآدم خصوصا جوانان متدین وعاشق وطن بروشنی  اثبات نمودند. کسی گول زنِ چند مَرده را نمی خورد. این وطن فروشان باید پاسخگو به اربابان امریکایی وصهیونستی و ال سعود بخاطر دریافت دلارهای نفتی باشند. این اراجیف او گزارش مزدوریست»



زنیکه سرکرده؛ مریم قجَر عضدانلو،

زن چهارم مسعود رجوی جنایتکار



پاسخ دامنه: به نام خدا. سلام جناب دارابی. حتماً «جناب توحید» نویسندۀ متن «زباله و زنیکه» پاسخ دیدگاه خوب و انقلابی شما را می دهد. من از شما ممنونم که این گونه روشن هستید و هویت و ماهیت انحرافی و کثیف این سازمان ضدمردمی را می شناسید و دقیق آنچه آنان این روزها به آن آلوده اند را باخبرید. درود.

۲۷ دی ۹۶ ، ۱۹:۲۱ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

بودجۀ مذهبی نهادهای ایران

آمار پول های بیت المال ایران


(منبع)

هشت هزار و یکصد میلیارد تومان

دامنه در این باره، داوری را به مخاطبین شریف وامی گذارد

۲۷ دی ۹۶ ، ۱۸:۴۵ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

دولتِ خسته

نقد دولتِ حسن روحانی


به قلم سید علی اصغر شفیعی دارابی. سلام. نثرتان در پست «کو آب، برق، نفتِ رایگان؟» (اینجا) برای منافع عمومی مردم بود. و من تماماً قبول دارم. هم تحلیل بسیار عمیق تان و هم قدرت احساس عمیق تان در دفاع از مردم و مخالفت با سیاستهای بودجه دولت را. [تصویر بودجه به نهاد های اشخاص اینجا]


سیدعلی اصغر. 1394



پاسخ دامنه


به نام خدا. سلام من هم به رفیق سیدعلی اصغر. از همآوایی ات با دامنه در همدردی با مردم و منافع ملت ممنونم. همیشه شما را حامی پابرهنگان دیده ام. من دولت حسن روحانی را دولت پابرهنگان نمی دانسته و نمی دانم. دولتی که نمی تواند درآمد ایجاد کند و دم به دم چشمش به جیب پول یارانۀ ملت فرو می ماند، دولتی ناکارآمد است. دولتی که می خواهد (یا می خواسته) بنزین را به لیتری 1500 تومان برساند، دولتی کم تحرّک است و پیِ پول های آسان می گردد. من که سیرِ سیر، سر بر بالین می گذارم چگونه می توانم گرسنگی مستضعفین را درک کنم!؟ دولتش نه به خاورمیانه پرداخت و نه به همسایه. نه به سوی شغل آفرینی رفت و نه به سمت رشد و توسعه. به جای دیپلماسی فعال، می نشینند توئیت! می کنند و بازی می گذارند با اینستاگرام. او حتی از اژه ای هم عقب تر گام می گذارد، غلامحسین اژه ای لااقل واژۀ حصر را نام می برَد، اما او مثلاً با زیرکی از زیر آن درمی روَد. ایام انتخابات برای تکدّی رأی مردم حاضر شده بودند سپاه و نظریه ولایت مطلقۀ فقیه و حصر و آقای «تَکرار می کنم» و حتی واژۀ اصلاحات (که من اساساً چنین واژه ای را برای جناح چپ قبول ندارم و اسمی بی مُسمّاست) را نیز به میان عوام و خواص مطرح سازند اما بعد همه چیز مانند شگردهای حزب کارگزارانی به نسیانی رفت. لبّاده های جورواجور و رنگ به رنگ پوشیدن برای ریاست کردن مهم نیست، لباس کار و نوکری مردم پوشیدن، آرمان بود و افتخار که حالا شده فضیلتی فراموش شده. چندتا جلسات را مدیریت کردن و به آن کشور و این شهر رفتن، هدر دادن فرصت هاست و مهیّا کردن جامعه به سمت پوپولیسمِ در راه و تشدیدکردنِ فقر پُر درد و بلا. سپاس از دلِ تنگت و تنگیِ دلت. دامنه.

۲۲ آذر ۹۶ ، ۱۱:۴۵ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

کو آب، برق، نفتِ رایگان؟

دردهای جامعه


به قلم دامنه. به نام خدا. همانطوری که در پست «یارانه حق ملّته» (اینجا) نوشته بودم، دولت حسن روحانی _ که به تسخیر حزب کارگزاران (راست مدرن و به تعبیر دامنه راست مُرفّه) درآمده است_ برای حذف یارانه در بودجۀ 97 جدّی شد. دو نکته می گویم و خلاص:



1- مگر امام خمینی _رهبر کبیر انقلاب اسلامی_ از آب و برق و نفت رایگان به ملت، سخن نگفته بودند؟ چطور فقیهان منصوب رهبری در شورای نگهبان وقتی می خواهند پیروان ادیان آسمانی را (با اَدلۀ خاص خود) از دایرۀ خدمت و قدرت نظام بیرون نگه داشته باشند، می گردند سخنی از سال 1358 آن امام را پیدا می کنند و مستند می سازند و آن را شرع بیّن توصیف می کنند و ملاک نظر خود، اما وقتی نوبت به نوکری ملت توسط دولت فرا می رسد واژۀ «رایگان» امام، فاقد استناد می شود؟ آیا شورای نگهبان بودجه دولت را تأیید می کند؟ یا نه قول و واژۀ رایگان در بیان امام، حکم تلقی می شود و جلوی دست درازی دولت به پول ملت را می گیرد؟



بارخدایا! کی می شود تهیدستان جهان هم مانند

برخی از رؤسای نظام و داراها و قدرتمندان بخندند!



2- دولت حسن روحانی که به تعبیر من دولتی شیک پوش و شیک گوست، چون با ندای آقای «تَکرار می کنم» دو بار رئیس جمهور شد، دیگر به رأی مردم نیازی ندارد، بنابراین چون توان اشتغال و رفع بیکاری و انواع قول و وعده های 21گانه خود را را ندارد و اساساً دولتی کم تحرّک و متمرکز در مرکز و پایتخت نشین است، دست به گریبان یارانۀ ناچیز مردم شد تا پیرامون را باز هم فقیرتر و نابسامان تر کند.



دودِ این تصمیم بد و ناعادلانۀ این دولتِ حزب کارگزارانی، اول به چشم خود آنان خواهد رفت. کسانی که از فرطِّ دارایی ها و تمکّنات مالی، نه غصّۀ نان دارند و نه غمِ پول و رفاه و تفریح. باز هم مانند همان دولت هاشمی رفسنجانی که با سیاست غلط تعدیل اقتصادی  فرو ریخته بود، اینان هم فرو خواهند ریخت. تردیدی ندارم.

۲۰ آذر ۹۶ ، ۲۰:۵۸ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |
يكشنبه, ۱۹ آذر ۱۳۹۶، ۰۹:۵۹ ق.ظ دامنه |
یارانه حق ملّته

یارانه حق ملّته

دردهای جامعه

 
به قلم دامنه. به نام خدا. دولت حسن روحانی _که دولتِ حزب کارگزاران (=حزب طبقۀ داراها و مُتمکّنین) یعنی همان راست مدرن و به تعبیر دامنه، راست مُرفّه است_ باز نیز قصد کرده است به یارانه مردم دستی بزند. یعنی می خواهد (حداقل قصد و نیّاتش این است) از جیب ملّت بردارد و به کیسۀ دولتِ پرخرج بریزد.
 
 
یارانه حق ملّت است و پولی ست که از منابع درآمدی عمومی، به ازای افرایش قیمت کالاهای اساسی مردم؛ مستقیم به جیب مردم می رود. حال اگر از میان این همه پولها که در جاهای خاص! خرج می شود، چشمتان فقط به این پولِ ناچیز یارانه دوخته است، این چند نکته را به گوش تان فرو کنید:

 
 
1- اگر یارانه مردم را می خواهید حذف یا تصرّف کنید، بکنید! اما قیمت های نان، برق، آب، گاز، بنزین و گازوئیل و نفت و اقلام اساسی ملت را به همان قیمت سالهای پیش از اجرای یارانه بازگردانید. آری؛ قیمت های سرسام آور و سوداگرانه را به ارزانی معمول و مردم گرایانه برگردانید، آن گاه با یارانه مردم هر کاری دوست داشتید بکنید و نوش جان تان!
 

 
2- تضمین دهید پول عظیم یارانه _که می گفتند هدیۀ امام زمان! است_ به اختلاس های میلیاردی و فیش های نجومیِ دو دولت قبل و حال، نمی انجامد.
 

 
3- قول دهید، آن هم قول سَدید، نه وعده های خنده دار انتخاباتی، که این پول یارانه را از ملت می گیرید خرجِ مدرسه سازی، درمانگاه سازی، خانه سازی مستضعفان می کنید و به سمینارها و آنجا و اینجا نمی دهید. و الّا، مردم هیچ اطمینانی به بازگشت پول شان به جیب دولت ندارند.

 
 
4- این را هم بدانید بسیاری از مردم، همین یارانۀ ناچیز را _که بارها از سوی دولتچی های حسن روحانی بر سر مردم منّت می گذارند، گویی مالِ پدرشان را می بخشند_ هزینۀ درمان شان، پرداخت قسط های بانک های رباخوارشان، شهریۀ دانشجوی دانشگاه آزاد و خوابگاه دانشگاه دولتی شان، نان و خوراک شان و حتی بدهی های پیشخورشان می کنند. دولت گویی کاری دیگر! ندارد هر روز بر سر یارانه به قول دارابکلایی ها «بِز رقص می دهد»!
 
امضاء : دامنه
 
دارابکلا از زاویۀ بَبِرخاسه. 17 فروردین 1396. عکاس: جناب یک دوست
 
۱۹ آذر ۹۶ ، ۰۹:۵۹ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

دستفروشی یک روحانی

روحانیت ایران


به قلم دامنه. به نام خدا. وقتی تیتر امروز روزنامۀ همدلی را دیدم بشدّت شوکّه شدم. سه دهه ایی که در قم هستم و در دهۀ شصت نیز، دو سه سالی قم بودم، هرگز به چشم خودم ندیدم یک روحانی در کنار خیابان دستفروشی کند. دیدم کتابفروش بودند و هستند ولی در مغازه نه گوشۀ معابر.


روزنامۀ همدلی. 28 شهریور 1396


چه به روزِ این گونه روحانی های عزّتمند و آبروخواه آمده که او حاضر شده است برای معاشش، کُنج معبری بساط پهن کند تا پیش خانواده اش خجل و شرمسار نباشد.


حرفی ندارم وا می گذارم و رد می شودم و به برخی از آن بی دردهایی! فکر می کنم که چگونه این صحنه ها را می بینند، ولی غرقِ قدرت طلبی، مجامله گویی، مال اندوزی، چرب زیانی، فریب، ناحق گویی و ریاکاری اند. و هر سویی که چرب و نرم و رسمی بود، همان سو حاضرند و برای توجیه و وجیه سازی، جعل روایت می کنند و جهل و خیانت می خرند.


کاش بمیرم و این صحنۀ دردناک و هشداربخش این شیخِ لباسِ پیامبر پوشیده ی باعزّت گوشه ی کوچه را  نبینم که این گونه مجبور به اِمرار معاش شود.

۱۸ آذر ۹۶ ، ۱۱:۴۰ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

مُرشد چلویی و رجبعلی خیّاط

داستان کوتاه


یکی از فرزندان شیخ رجبعلی خیاط می‌گوید: روزی مرحوم مرشد چلویی معروف خدمت جناب شیخ رسید و از کسادی بازارش گله کرد و گفت: داداش! این چه وضعی است که ما گرفتار آن شدیم؟ دیر زمانی وضع ما خیلی خوب بود روزی سه چهار دیگ چلو میفروختیم و مشتری‌ها فراوان بودند، اما یک‌باره اوضاع زیر و رو شده مشتری‌ها یکی یکی پس رفتند، کارها از سکه افتاده، و اکنون روزی یک دیگ هم مصرف نمی‌شود …؟



                    

مُرشد چلوی. رجبعلی خیاط



شیخ تأملی کرد و فرمود: تقصیر خودت است که مشتری‌ها را رد می‌کنی. مرشد گفت: من کسی را رد نکردم، حتی از بچه‌ها هم پذیرایی میکنم و نصف کباب به آنها می‌دهم. شیخ فرمود: آن سیّد چه کسی بود که سه روز غذای نسیه خورده بود؛ بار آخر او را هُل دادی و از در مغازه بیرون کردی؟!



مرشد سراسیمه از نزد شیخ بیرون آمد و شتابان در پی آن سیّد راه افتاد، او را یافت و از او پوزش خواست، و پس از آن تابلویی بر در مغازه‌اش نصب کرد و روی آن نوشت:

نسیه داده می‌شود،

حتی به شما

وَجه دستی به اندازه وُسعمان پرداخت می‌شود

(منبع)


دامنه:

مُرشد چلویی را آذر 1395 در فراز ایران اینجا معرفی کرده بودم

۱۷ آذر ۹۶ ، ۱۰:۲۳ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

ریشه کنی گردوی دارابکلا

تربیون دارابکلا

به قلم دامنه. به نام خدا. وقتی تیتر داغِ روزنامۀ همدلی (چاپ چهارشنبه 19 مهر 1396) را خواندم که «باغد‌‌‌‌‌‌‌‌‌ار ارد‌‌‌‌‌‌‌‌‌بیلی د‌‌‌‌‌‌‌‌‌ر اعتراض به پایین بود‌‌‌‌‌‌‌‌‌ن شد‌‌‌‌‌‌‌‌‌ید‌‌‌‌‌‌‌‌‌ قیمت و عد‌‌‌‌‌م فروش محصول سیب خود‌‌‌‌‌‌‌‌‌، د‌‌‌‌‌‌‌‌‌ر اقد‌‌‌‌‌‌‌‌‌امی بی‌سابقه تمام د‌‌‌‌‌‌‌‌‌رختان باغش را قطع کرد‌‌‌‌‌‌‌‌‌» (اینجا)، یاد ریشه کنی فاجعه آمیز سال های گذشتۀ درختان تنومند و دیرینِ گردوهای روستای دارابکلا افتادم.



یک دلّال چوب _که سورکی بود_ قدم به محل می گذاشت، دَم این و آن را می دید و با چندده شاهی پول بی ارزش درختان سر به فلک کشیده و سایه سار گردوی زمین های زراعی را از تَه با ارّه موتوری قطع می کرد، می بُرد به چوب بُری ها می فروخت.


یا شاید هم کُنده های قَطور آن را به مُنبّت کارها (=کَنده کارها) می داد تا مثلاً تاج مُبل درآورند و دستۀ راحتی بسازند و نیز زرق و برق تختخوابش نمایند. که چی؟ که بنشینند و بگویند و بخندند و پُز دهند و غیبت این و آن را کنند و چشم و همچشمی را بگسترانند!


چه فاجعه ایی بود آن سالهای سال. یاد آن درختان یاد باد؛ که زیر سایۀ خُنکش خاطرات زیبا بود و دَم زدنِ زارع خسته و قیل ناهار (=صبحانه و ناهار) کشاورزان و شیردادنِ مادران به فرزندان.


خوب شد که حالا درکی بهتر در جامعۀ ایرانیان حاصل شد، ارزش ثمرات درخت، سایه سارش، اکسیژن سازی هایش و حتی نقش محوری آن در اکوسیستم فهمیده شد.


نه این که دیگر کسی درخت باغ هایش را از ریشه درنمی آورد و نمی فروشد؛ بلکه خود پیش می افتد درخت هم می کارد. چه صنعتی، چه مُثمری و چه حتی چه تجمّلی و سایه ساری. به قول دارابکلایی ها خدا را صدها هزار مرتبه شوکر (=شُکِر).

۰۸ آذر ۹۶ ، ۱۰:۳۸ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

چرا به زیباکلام اعتماد شد؟

تحلیلی از دامنه

 

 به قلم دامنه. به نام خدا. چرا مردم به دکتر صادق زیباکلام بیش از همه کس و همه جا اعتماد کرده اند؟ تحلیلی از دامنه. همانطوری که می دانید مردم مبلغی در حدود 3 میلیارد تومان به حساب شخصی دکتر صادق زیباکلام برای کمک به زلزله زدگان استان کرمانشاه واریز کردند. از این مبلغ واریزی حدود 80% زیر 50هزار تومان بوده است. یعنی واریزکنندگان از تیپ اقشار متموّل نبوده اند. او _که اینک «معتمد مردم» نام گرفت_ قرار است از این پول، دهکده ای مدرن در منطقۀ زلزله زده پای ریزی کند. (منبع)

 

دامنه می پرسید چرا مردم به جای حکومت و نهادها، بیشتر از هر کس و همه جا به او اعتماد کرده اند و به حساب دیگران این گونه و این مقدار، پول نریخته اند؟ شاید شما خوانندگان شریف جواب هایی داشته باشید، اما پاسخ دامنه برای این رُخداد دارای پیام این است:

 

دکتر صادق زیباکلام. بیت رهبری. تیر1393

 

1- ابتدا بگویم من جناب دکتر زیباکلام را از نزدیک می شناسم، چون در دهۀ 70 در مقطع لیسانس در دانشگاه تهران، سه درس مهم «نفت»، «تاریخ تحولات ایران1» و «تاریخ تحولات ایران2» را با او گذراندم و اتفاقاً در هر سه درس این استاد خوش اخلاقم، بالای 19 گرفتم.

بقیه ادامه

ادامه مطلب...
۰۸ آذر ۹۶ ، ۰۷:۰۷ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

خطر تلگرام و خانواده ها


به نام خدا

روزانه
بیش از 3 میلیون مطلب در تلگرام
2 میلیارد بازدید از آن
آمار پژوهشگاه فضای مجازی کشور


عکس از «ماهنامۀ شبکه»


دامنه فقط بگوید:

پس کی کتاب می خوانند؟
کی به عالم واقع برمی گردند؟
کی می خوابند؟

از صبحدم تا 2 و نیم بامداد در تلگرام می پلِکند.

خدا رحم کند به ماورای واقعی! خانواده ها
خدا رحم کند به پُشت! صحنه ها
خدا رحم کند به بی خوابی ها

به هرزگی ها!
به مشغولیات ها
به سرگرمی ها
خصوصاً به بی سواد و بی عار بارآمدن ها

۰۲ آذر ۹۶ ، ۱۰:۵۸ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |
سه شنبه, ۲۳ آبان ۱۳۹۶، ۰۸:۰۹ ق.ظ دامنه |
سر پُل ذهاب و سر پل صراط

سر پُل ذهاب و سر پل صراط

دردهای جامعه

به قلم دامنه
. به نام خدا. قطعۀ شیرین و فرهاد ایران _استان کرمانشاه_ با زلزلۀ مَخوف 21 آبان 1396 بشدت -بالای 7 ریشتر- لرزید و ویرانی ها، کشتار، زخمی ها و اندوه زیادی به خود دید، اما از میان همۀ این خسارت ها، رسوایی مسکن مهر سر پُل ذهاب بود که نشان داد دولت یکدنده و لَجوج 9 و 10 _مشهور به حُکمرانی محمود احمدی نژادی_ چه دغل هایی در زیر مسکن مهر نهان ساخته بود تا خود را حامی بی پناهان جا بزند.




یریم به دلیل سابقۀ بساز و بفروشی قبل از رسیدن به قدرت، البته با زور بخشی از حاکمیت، وقت و توان دولت را با لجاجت تمام، وارد پروژۀ خانه سازی و مهرورزی! «مسکن مهر» در سراسر کشور کرده اید، و شهر سر پُل ذهاب را این گونه دغل کارانه ساخته اید که با یک زلزله این گونه مظلومانه فرو ریخت؛ خانه هایی که با انواع وام و نزول و قرض و بدهکاری و کار و پس انداز و فروختن ناچاری طلا و داشته های ناچیز دیگر زندگی، توسط تهیدستان تهیه شد، این گونه بر سرشان آوار شد، می پرسم حالا که این گونه رسوایی پدیدار شد، سر پُل صراط را چگونه می خواهید رد کنید!؟


همه می دانیم چنان از تو و دولت تو حمایت می شد که حتی مراجع تقلید _ این عالی ترین و برترین نهاد مقدّس شیعه_ هم نمی توانستند و جرأت نمی کردند کمترین نقدی بر شما داشته باشند؛ زیرا متهم می شدند دولت ولایی! را تضعیف کرده اید.


مگر فراموش شده است که تو آن و وزیر راه ات، چه بلایی بر سر قم آورده اید، منو ریلی را که هیچ کاربردی برای مردم و زائرین قم نداشت به زور در بستر رودخانه بساز کردید و میلیاردها تومان پول و هزاران تُن سیمان و آهن را به کام آن فرو برده اید و هنوز هم نیمه کاره رها شده است و چهرۀ شهر و اطرافِ حرم مطهر حضرت معصومه (س) را این گونه بی قوراه و زشت ساخته است.


اما تو و حلقه ات و حامیان ات حرف هیچ کس را گوش نمی دادید چرا؟ چون، به بی چون و چرا بودن، عادت کرده بودید. چون بی چون و چرا از تو و دولت تو حمایت همه جانبه می شد.



منوریل قم. با حدود ۵۰۰ میلیارد تومان هزینه ولی رهاشده (منبع)


زلزله از یک سو اندوه آفرید و ملت را به عزا نشانید ولی از سوی دیگر رُسوا و برملا ساخت. رسوایی کسانی که با دغل کاری، ساختمان سُست مسکن مهر را بنا کردند و به بی پناهان خصوصاً به جوانان تازه ازدواج کرده فروختند. برملا، آری برملا.


ملت بعد از چند سال هنوز هم منتظر مانده بود تا دادگاه های قوه قضاییه با آن همه پرونده شماها چه کرده است، دید هنوز کاری نکرده است، اما زلزله آمد و آن همه ناپختگی ها را آشکار کرد و آن همه خودکامگی ها برمَلا.
۲۳ آبان ۹۶ ، ۰۸:۰۹ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

مدرسه عشایری سملقان

ایران شناسی


به قلم دامنه
. به نام خدا. در این پست هم به مدرسه می پردازم و هم به زلزله. ایران کشوری بسیارغنی ست. و در حال پیشرفت. نیز با تأسّف کشوری ست با محرومیت ها، رنج ها و گُسل ها.


1_ هم دردهای دائمی دارد مانند مدرسه عشایری «شهید ایمانی» شهرستان مانه و سملقان در استان خراسان شمالی:


بقیه ادامه

ادامه مطلب...
۲۲ آبان ۹۶ ، ۱۹:۲۸ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

نوزده رنج قیصر امین پور

چهره ها و دردها

 

متن خلاصه شدۀ سخنرانی استاد مصطفی ملکیان، استاد فلسفه و پژوهشگر اخلاق، با عنوان «رنج‌های قیصر جوان در قصر تنهایی‌اش» است که 7 آبان ماه 1396، در دهمین سالگرد درگذشت قیصر امین‌پور در مؤسسه شهر کتاب ارائه شد:

 

متن نقلی: «آیا می‌توان برای شناخت فرد به «گفتار» و «کردار» او رجوع کرد؟ شکی نیست که گفتار و کردار فرد نمی‌تواند بازگوکننده‌ تمامی شخصیت و منش آدمی باشد؛ حتی باورهای درونی آدمی هم از این نظر ملاک خوبی نیستند.

 

«دیوید گیون» در میان فیلسوفان و «ویلیام جیمز» در میان روانشناسان معتقدند برای شناخت افراد باید «احساسات» و «عواطف» آنان را شناخت؛ چراکه هسته‌ اصلی شخصیت و منش هر فرد احساسات و عواطف او است.

 

 

دانش روانشناسی در میان مجموعه‌ احساسات و عواطف آدمی، نزدیک به 90 احساس و عاطفه را برمی‌شمارد که در آن میان، 12 احساس و عاطفه اهمیت بیشتری دارند که به شش دسته تقسیم می‌شوند:

 

 

دسته اول، دو احساس «بیم» و «امید» است. شما وقتی من را می‌شناسید که بدانید من از چه چیزهایی بیم دارم و به چه چیزهایی امید بسته‌ام. بیم و امید نشان دهنده‌ این است که من از چه پنجره‌ای به هستی و انسان نگاه می‌کنم.

 

دسته دوم، احساس «خشم» و «خشنودی» است.

دسته‌ سوم، «رنج» و «لذت» است.

دسته چهارم، «اندوه» و «شادی»،

دسته پنجم، «شرم» و «پشیمانی»

دسته ششم، «عشق» و «محبت» است.

 

براساس این دسته‌بندی، معتقدم، قیصر امین‌پور «شاعر رنج» بود. قیصر امین‌پور را در عین اینکه شعر دینی و مذهبی گفته است نه می‌توان شاعر دینی و مذهبی خواند، نه در عین اینکه درباره‌ انقلاب شعر گفته، شاعر انقلابش دانست، یا حتی در عین اینکه راجع به جنگ سخن گفته، نمی‌توان او را شاعر جنگ دانست، با وجود اینکه اشعار سیاسی و عاشقانه هم دارد او را نمی‌توان شاعر عاشقانه‌سرا یا شاعر سیاسی تلقی کرد.

 

مرحوم دکتر قیصر امین پور

 

معتقدم در مجموعه‌ آثار قیصر امین‌پور هیچ مفهومی برجسته‌تر از «مفهوم رنج» نیست. تمام اشعار قیصر امین‌پور به نوعی بیان می‌کنند که او از چه چیزهایی در زندگی رنج می‌برده است و ما از طریق شناخت رنج‌های او، می‌توانیم تا حدی به شناخت او برسیم. در بررسی که از اشعار قیصر داشتم، متعلق‌های رنج او را در 19 مؤلفه دیدم.

 

معتقدم، نخستین چیزی که قیصر امین‌پور از آن رنج می‌برد «نداشتن یکپارچگی وجودی» است، به تعبیری، بین گفتار، کردار، باورها و احساسات و عواطف خود همسویی نمی‌دید؛ گویی با نوعی دوگانگی، سه‌گانگی و n گانگی مواجه بود.

 

بقیه ادامه

ادامه مطلب...
۱۱ آبان ۹۶ ، ۱۰:۴۳ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

پاسخ دامنه به مسیح مهاجری

مسائل داخلی ایران


حجت الاسلام و المسلمین مسیح مهاجری مدیر مسئول روزنامه جمهوری اسلامی: «...بسیاری از مردم گرفتار، برای حل مشکلاتشان پناهگاهی ندارند. تاسف بارتر اینکه مسئولین ما به بهانه‌های مختلف از مردم فاصله گرفته‌اند... فقر و محرومیت نیز یک واقعیت انکارناپذیر است که بسیاری از مسئولین از آن بی‌خبرند. در کشوری که مسئولین آن در برج عاج زندگی می‌کنند... بعضی از مسئولین ما به جای سخن گفتن از وظایفی که برعهده دارند به همه چیز می‌پردازند و از زمین و آسمان حرف می‌زنند و به بالا و پائین دنیا حمله می‌کنند و شاید نمی‌دانند در یک قدمی آنها گرفتارانی هستند که در محرومیت و ظلم و عدم توجه به مشکلاتشان دست و پا می‌زنند... (منبع)



دامنه: این تقارُن فقر با صبر است.

جانم فدای نیازمندان و تهیدستان



پاسخ دامنه



به نام خدا. می دانیم که بُرج عاج در زبان عامیانه، کنایه ای ست به آنان که بی دغدغۀ مردم، در خیالات خام و وهم آلود خود غرقه اند و از دلِ مردم بی خبر، بلکه بدتر از آن بی خیال.



جناب مسیح مهاجری، برای این گونه افرادی که شما شجاعانه نقدشان کرده ای، این گونه کنایات اثری ندارد، چون به قول شما در بُرج عاج اند و گوشۀ خلوت خود در جلوت و تنعُّم و ناز و چیزی نمی شنوند!



من فقط چندنکته را به یادها می آورم و می گذرم چون آنان در برج عاج نشسته اند و به افکارعمومی هیچ ارزش و بهائی نمی گذارند:



1- وقتی سیرۀ علمای دینی را می خواندیم و نیز سرگذشت همین روحانیان قدرت گرفته در حکومت اسلامی را، افتخارشان این بوده که در دورۀ طلبگی و طاغوت شاه، حتی پول سیب زمینی و لبو نداشتند که سدّ جوع کنند ولی حالا...



2- وقتی شهید آیت الله سیدحسن مدرس _روحانی ضدّ استبداد_ می خواست طلبه ایی را در حوزۀ علمیه اش بپذیرد اول نگاه به سر و وضع و لباسش می انداخت که مرفّه و شیک نباشد. روزی دید یکی آمده و دگمۀ لباسش خیلی خوشگل و گرانقیمت است، او را برای مدرسه اش پذیرش نکرد. گفت از همین دگمه ات پپداست که ساده زیست نمی توانی باشی و آخوندی یعنی ساده زیستی. اما حالا...



3- وقتی شاه جشن های پُرخرج و تاجگذاری های پُرهزینه می گرفت، مهمترین منتقدین بحقّ آن جبّار، علمای مبارز دینی بودند و فریاد برمی آوردند و تذکر می دادند. اما در همین دولت 9 و 10 جمهوری اسلامی مشهور به حُکمرانی احمدی نژادی، میلیارد میلیارد تومان و میلیون میلیون دلار پول نفت و درآمدهای دیگر ناپدید شد و در جاهایی نامشخص رفت، که کمتر عُلمایی سراغ داریم که لب به سخن گشوده باشد و از بیت المال دفاع کرده باشد. چرا؟ چون از حکومت می ترسند! از حیثیت و آبروی خود می هراسند! چرا آنها حالا که طاغوت شاه را برانداختیم، باید از نصیحت و تذکر و فریاد هراس داشته باشند و سکوت پیشه کنند؟



4- در ضمن جناب مسیح مهاجری _که پرورش یافتۀ شهید مظلوم بهشتی هستی_ به شما هم باید تذکر دهم که آن هنگام بارها و بارها مرحوم آیت الله العظمی حسینعلی منتظری همین گونه نقدهای شبیه شما را، به نظام و حتی امام خمینی رهبر کبیر انقلاب اسلامی تذکر می دادند ودلسوزانه در میان می گذاشتند و مردم را دعوت به آگاهی می کردند، ولی شما و روزنامه ات و بسیاری از هم لباسان و صاحبان قدرت، وی را نعوذبالله «شیح ساده لوح»!!! می خواندید.



تو و امثال شما خوب می دانستید که واژۀ «ساده لو، ساده لوح» در لغتنامۀ دهخدا کنایه از چیست؟ نعوذبالله کنایه از «مرد خفیف العقل»، نعوذبالله زبانم لال «کنایه از احمق و بی شعور» کنایه از ساده مرد.



این اهانت ها و ظلم های مسلّم به مرجع شیعۀ مبارز، پدرشهید، فقیه عالیقدر، عالم شجاع، مرد وارسته، شیخ ساده زیست و از دنیابُریده را هزاران هزاران بار دیدید و چیزی نگفتید و خودت هم بخشی از همان بُمب باران کنندگان بودی. باز هم خدا را شکر به راه حق هدایت شدی و زبان و قلم ات را مردمی تر کرده ای نه حکومتی و آغشته به جوهر قدرت.



بگذرم و آقازادگی ها و میراثخواری ها و فسادها و دنیازدگی و آفت ها را فعلاً فاکتور بگیرم که سینه ام نهُفته ها و نگفته ها زیاد دارم که به مرور ایام می گویم. حیف حیف که روحانیون دنیازده و قدرت طلب، علاوه بر خود و انقلاب، بر روحانیون وارسته و منزّه نیز ضربه می زنند و با آبرو و اعتبار آنان بازی می کنند و آفت به جامعه و نظامِ برآمده از خون پاک شهیدان_می گُسترانند.

۰۷ آبان ۹۶ ، ۱۹:۰۷ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

پالایشگاه فساد

دردهای جامعهx


به قلم دامنه. به نام خدا. این خبر را وقتی خواندم، بر خود واجب دانستم دو سه نکته ای پست کنم. خبر این بود: «مجید فراهانی، عضو کمیسیون برنامه و بودجه شورای شهر تهران در گفت‌وگو با ایلنا گفت: براساس آمار بیش از 130 هزار نفر از شهرداری تهران حقوق می‌گیرند، در حالی که به صورت رسمی اعلام شده که شهرداری 68 هزار نیرو دارد.» (منبع)




واقعاً چگونه ممکن است 62 هزار نفر اضافه بر لیست رسمی، بی آن که نیروی شهرداری باشند، از آن سازمان _که از پول بیت المال تغذیه می شود_ حقوق دریافت کنند؟ شهرداری تهران هر ماه نزدیک به 550 میلیارد تومان به عنوان حقوق پرداخت می‌کند آیا این مدت آن شهردار قبل از این موضوع باخبر نبود!



یادمان هست وقتی هلموت کهل صدراعظم پیشین آلمان در یک مورد بی نوبت، وامی خارج از روال از یک بانکی گرفته بود، نه فقط محاکمه و محکومش کردند، بلکه امانت را به سیستم بازگرداندند. آری؛ آنان دموکرات مسیحی اند، ما مسلمان! آن هم شیعۀ اثنی عشری.



تا وقتی که خون شهیدان دستاویز تسویه حساب های جناحی و باندی می شود، تصفیۀ نظام از فساد و فسادگران محال است، محال. پالایش سیستم از این گونه میراثخواری های سهل و آسان، ناممکن است و قدغن یا غدقن. به نظرم تا پالایشگاه فساد تأسیس نشود، همین است و همان.

۲۳ مهر ۹۶ ، ۰۹:۴۹ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

رسوایی آرایش در الیزه

دردهای جامعه


به قلم دامنه: بحثی در بارۀ رنگ و آرایش کردن مردان! به نام خدا. در خبرها خواندم امانوئل ماکرون 39 ساله، رئیس جمهور فرانسه در 100 روز نخست کاری خود رقمی بالغ بر 26 هزار یورو (31 هزار دلار) را صرف آرایش مو و صورت خود کرده است، که مورد انتقاد شدید مردم فرانسه قرار گرفت... (منبع)



نکتۀ دامنه اینجاست که متأسفانه این نوع آرایش و رنگ آمیزی سر و صورت و پوست و مو و ریش، در ایران نیز بدجوری باب و مُد شده است. چه در میان مقامات! و چه در میان جوان ها و میانسالان.



امانوئل ماکرون رئیس جمهور فرانسه و همسرش بریژیت

امانوئل ماکرون رئیس جمهور فرانسه و همسرش بریژیت


آنچه برای مردان مستحب بوده، خضاب بوده است نه آرایش و بدل کاری و مُد و مُدبازی. آن هم خضاب در ایام جنگ که دشمن با دیدن چهره ها، دچار اشتباه محاسباتی شود.



بی آن که به کسی جسارتی تلقی شود باید بگویم مردانی که رنگ می زنند اغلب می خواهند بقبولانند که هنوز جوان! مانده اند، حال آن که خودِ رنگ کردن و آرایش مردانه، علامت بزرگی برای خلاف این پندار و خیال است.



روال طبیعیِ خود را نباید دستکاری کرد. مثلاً هرگز رنگ موی سیاه، به میانسال نمی آید. پس از توّهم و خودشیفتگی خارج باید شد و واقع خود را باید نمایاند تا هزینه های گزاف بر خود و خانواده تحمیل نکرد. برداشت جامعه از مردی که رنگ می زند، این است که دارد پیری خود را مخفی! می کند.



متأسّفانه سالانه میلیاردها دلار در ایران به جیب شرکت های آرایشی صهیونیستی و غربی واریز می شود که می توان با آن سرمایۀ ملی، چندین مدرسه و درمانگاه و کتابخانه ساخت.

۰۸ شهریور ۹۶ ، ۱۰:۲۹ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

آب فروشی

دردهای جامعه


به قلم دامنه. اینان در عکس اول، (منبع عکس) از فرط نیازمندی به معاش، در قبرستانی در زنجان آب می فروشند. هر بطری 1000 تومان. برای شست و شوی قبرها. یعنی اینان با همین درآمد، قانع اند که مثلاً به شغلی رسیده اند و می تواند خرج خونه را برای پدر و مادرشان دربیاورند.


بچه هایی که در قبرستان زنجان آب می فروشند


الله اکبر به این همه نفت و گاز و درآمد این مُلک و مِلک و مملکت، که در زشت ترین معاملات رانتی و ساخت و پاخت های پشت پرده و مخفی، در عصر خاص محمود احمدی نژاد نصیب بابک زنجانی و امثال وی شد.


بابک زنجانی و محمود احمدی نژاد



این همان بابک زنجانی ست که در دورۀ مشهور محمود احمدی نژاد به میلیارد میلیارد دلار پول مفت و رانتی رسیده است و هنوز که هنوزه، پرونده اش به فرجامی نرسیده! کافی ست فقط همین یک فقره _یعنی بابک زنجانی_ را دقیق خواند و مطالعه نمود تا به عمق فجایع آن دوره ی بی در و پیکر پی بُرد.



بابک این جوان زنجانی که استانش دچار فقر و بیکاری ست، در دولت جنجالی این فرد که حالا جناح راست هم وی را تمام شده و منحرف می خواند، در تاجیکستان بانک خصوصی زد و در دهها معامله و بده بستان های معلوم و مجهول به ثروتمندترین ها پیوست. همان اغنیاء و پول پرستانی که یک شبه، ره صدساله می پیمایند. این است دردهای جامعه و این مردم و این ملّت. حیف که دست عدالت و سیرۀ علوی نمی بینم در این مملکت!

۰۶ شهریور ۹۶ ، ۰۸:۵۷ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

تلگرام؛ زُباله بزرگ

دردهای جامعه


تلگرام


متن نقلی
: علیرضا یاری کارشناس شبکه‌های اجتماعی به «ایران» می‌گوید: تولید محتوا در تلگرام خیلی مفید نیست و کاربران روزانه در معرض محتوای زیادی قرار می‌گیرند که بعضاً خسته‌کننده است، چرا که بدون هدف تولید می‌شود و به نوعی باید گفت تلگرام رفته رفته در حال تبدیل به زُباله بزرگی از محتوای ایرانی می‌شود.» (
منبع)
۰۲ شهریور ۹۶ ، ۰۹:۵۶ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

لیف روح

لیف روح


1

 در پشت ذهنت به خاطر بسپار که اثر انگشت خدا
بر همه چیز هست

2

عطار: هیچ بودی، هیچ خواهی شد، هم اکنون هیچ باشم



کُرنش اجباری به مجسمۀ دو دیکتاتور. کره شمالی. فرارو


آشغال آباد. پسماند در اطراف تهران. عکس از فرارو

۰۹ مرداد ۹۶ ، ۱۱:۱۹ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

وزن دعای پاک و خالص

داستان کوتاه


«زنی با لباسهای کهنه و مُندرس وارد خواربار فروشی محله شد و با فروتنی از صاحب مغازه خواست کمی خواروبار به او بدهد. به نرمی گفت شوهرش بیمار است و نمی‌تواند کار کند و شش بچه‌شان بی غذا مانده‌اند صاحب مغازه با بی‌اعتنایی محلش نگذاشت و با حالت بدی خواست او را بیرون کند زن نیازمند در حالی که اصرار می‌کرد گفت: آقا شما را به خدا به محض اینکه بتوانم پولتان را می‌آورم. مغازه دار گفت نسیه نمی‌دهد.


مشتری دیگری که کنار پیشخوان ایستاده بود و گفت و گوی آن دو را می‌شنید به مغازه دار گفت: ببین این خانم چه می‌خواهد؟ خرید این خانم با من. خواربار فروش گفت: لازم نیست خودم می‌دهم لیست خریدت کو؟ زن گفت: اینجاست.



عکس از پارسینه

مغازه دار با طعنه گفت : لیست ‌ات را بگذار روی ترازو به اندازه ی وزنش هر چه خواستی ببر! زن با خجالت یک لحظه مکث کرد از کیفش تکه کاغذی درآورد و چیزی رویش نوشت و آن را روی کفه ترازو گذاشت. همه با تعجب دیدند کفه ی ترازو پایین رفت. خواربارفروش باورش نمی‌شد. مشتری از سر رضایت خندید.


مغازه‌دار با ناباوری شروع به گذاشتن جنس در کفه ی دیگر ترازو کرد کفه ی ترازو برابر نشد، آن قدر چیز گذاشت تا کفه‌ها برابر شدند. در این وقت، خواربار فروش با تعجب و دلخوری تکه کاغذ را برداشت ببیند روی آن چه نوشته است. کاغذ لیست خرید نبود، دعای زن بود که نوشته بود «ای خدای عزیزم تو از نیاز من باخبری خودت آن را برآورده کن.»


مغازه ‌دار با بُهت جنس ها را به زن داد و همانجا ساکت و متحیّر خشکش زد. زن خداحافظی کرد و رفت. مشتری یک اسکناس با ارزش به مغازه ‌دار داد و گفت: فقط خداست که می‌‌داند وزن دعای پاک و خالص چقدر است.» (منبع)

۳۰ تیر ۹۶ ، ۱۵:۴۸ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |