قلم قم دامنه دوّم

جان، جهان، ایران، انسان، ادیان، قرآن، ایمان، عرفان

۴۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «دردهای جامعه» ثبت شده است

150 بچه یتیم

150 بچه یتیم

وقتی که او مُرد

 

6768

وقتی که مُرد، حتی یک نفر هم توی محل ما ناراحت نشد. بچه‌های محل اسمش رو گذاشته بودند مّرفّه بی‌درد و بی‌کس. شنیده بودیم که چند تایی برادرزاده و خواهرزاده دارد که آنها هم وقتی دیده بودند آبی از اجاق عموجان و دایی جان برایشان گرم نمی‌شود، تنهایش گذاشته بودند.

بقیه در ادامه

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

شاهان می آیند و می روند، عالمان می آیند و می مانند

چند ورق از تاریخ غم

 

پست 6665. به قلم دامنه. به نام خدا. در رُمان «مردی در تبعید ابَدی» که بر اساس زندگی ملاصدرا (Mulla Sadra) توسط نادر ابراهیمی نوشته شد؛ (من این کتاب را اینجا معرفی کرده ام) مطلبی ست که من بر اساس آن نکته، این پست را نوشتم.

 

سلاطین می آیند و می روَند. شاه پیِ شاه. از ارث تا کودتا. فرهیختگان و عالمان اما می آیند و می مانند. فرهیختگانی آفریننده، چون حکیم ملاصدا، علامه محمدحسین فضل الله، از آنجا می مانند که می سازند. اما بدا که رسم، چنان بوده است که تاریخ به اسم شاهان نافرهیخته مُسمّا شود.

 

 

به همین سبب است که اکثر آثار و اَبینه تاریخی نام سلاطین را بر خود دارند نه نام سازندگان را. حتی اغلب کتاب های ناب اهل ادب و علم و هنر و حکمت نیز ناگزیر به شاهان پیشکش شده است که در تمام عمرشان با علم و حکمت و هنر و دانش و ارزش و فخر و عزت جنگیده اند! اگر صفحۀ اِهداییۀ کتاب شریف معراج السعاده ملا احمد نراقی _که خلاصه و ترجمهٔ فارسی کتاب عربی جامع السعادات پدرش ملا مهدی نراقی ست_ بنگرید این شیوه را می بینید.

 

 

بگذرم، که آنان مجبور بوده اند چنین کنند، اگر نمی کردند شاهان پلید و مستبد در دَم آثارشان را محو و ناپدید می کردند. این بود چند ورق از تاریخ غم این سرزمین.

۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

هوتک چیست؟

گیرکردنِ زالویی در گلو

 

این را با درد و درک هردو بخوانید

 

سلسله پست های دردهای جامعه

 

به شرح و قلم دامنه. به نام خدا. اول بگویم هوتک چیست؟ هوتک گودالِ روبازی ست که آب جمع شده در آن، سهم مشترک، میان حیوان و انسان است که بسیار آلوده  و انباشته از زالو و باکتری هاست.

 

اکثر مردم منطقه زابل، دچار بیماری‌های تنفُّسی سِل، تنگی نفس و ... هستند. هیچ کارخانه و کارگاهی در آن منطقه و حومه وجود ندارد.

 

 

دختران منطقۀ زابل زیر سنِّ 15 سال مجبور به ازدواج هستند، حتی در 9 سالگی نیز شوهر داده می شوند. و کودکان از گرسنگی جانی برای درس خواندن ندارند.

 

 

(منبع عکس)

 

 

مشکل سوءتغذیه نیز بیداد می کند و برخی دانش‌آموزان بدون صبحانه به مدرسه می روند و تا ظهر چیزی برای خوردن ندارند. به طوری که عزیز سارانی (نماینده سیستان و بلوچستان در شورای عالی استان‌ها و عضو شورای شهرستان زابل) صریحاً به عصر ایران گفت: «اینجا [منطقۀ زابل] شرایط وحشتناک است.»

 

 

 

مردم منطقۀ سیستان برای امرار معاش، به استان‌های دیگر همچون استان گلستان، خراسان جنوبی و یزد مهاجرت می‌کنند و بیچاره، دربه‌در و آواره استان‌های دیگر می‌شوند.

 

 

 

نمی‌توان دقیقا گفت چه میزان از روستاها تخلیه شده‌اند اما در اطراف شهرستانِ هیرمند، منطقۀ قرقری و نیمروز _در نزدیکی دریاچه خشک شده هامون_ تقریباً از جمعیت خالی است.

 

 

 

مردمان منطقه بلوچستان و چابهار برای مصرف آب از هوتک استفاده می‌کنند. آب این گودال‌ها به شدت آلوده است. اخیراً یکی از روستاییان به دلیل مصرف این آب، زالویی در گلویش گیر کرده بود. پزشکان مجبور شدند با عمل جراحی زالو را از گلویش بیرون آورند.

 

نمی دانم بگذرم با بگویم! بله؛ می گویم چون سخن حق را باید گفت، دستاوردهای انقلاب می دانیم خیلی زیاد است و منکرین آن باید خیلی بی انصاف باشند که آن همه را نادیده بگیرند و انکارش کنند؛ ولی، اما، زیرا، به خدا سوگند که رسیدن به دردهای مُزمن محرومان و رفع نیازهای ضعیفان و تهیدستان، اُسّ و اساس و فلسفۀ اصلی انقلاب ایران بوده است.

 

 

مردم را در فقر و بدبختی و ناداری تنها نگذارید! ای دولتِ خسته ای وزرای پا به سن گذاشته. ایران فقط تهران نیست. از عذاب خدا بهراسید و جامۀ کار بپوشید نه لبّاده های شیک و گشاد و نه پیراهن آخوندی سفید و موهای بزَک کرده.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

کارتخوان در مسجد

دامنۀ دردهای جامعه

 

بخوانید بدک نیست

به قلم دامنه. به نام خدا. چندشب پیش، پس از بازگشت از مشهد مقدس، رفتم مسجد جمکران. از آنجا رفتم زنبیل آباد. نماز مغرب و عشاء را رفتم مسجد امام حسن مجتبی خیابان مالک اشتر اقامه کردم.

 

قم. جمکران. 31 خرداد 1397. عکاس: دامنه

 

  

قم. مسجد امام حسن مجتبی خیابان مالک اشتر. 31 خرداد 1397. عکاس: دامنه

دستگاه کارتخوان در دست آن جوان سمت راست

 

 

میان ذکر جمعیت نمازگزار، نمی دانم امام جماعت روایت گفت و سخن راند یا یکی از متصدّیان. او گفت ای مؤمنان شب جمعه است و خیرات کنید. هرکس هم پول نقد همراه ندارد، مسجد ما کارتخوان دارد.

 

 

از لای صفوف مصلّین دیدم یک جوان خوش سیما «کارتخوان بدست» می گردد و می گردد و پیش برخی ها می ایستد و صدقۀ کارتی و انتقال وجهی با دستگاه (POS) می گیرد.

 

دیدم چه مدرن شده است این مسجد. نیز چه دلسوز اشخاص مستضعف. دور نرفتم و پیش خود هی گفتم گفتم گفتم که این انقلاب ما اساساً برای مستضعفان بوده و ندایی پرشور علیۀ مستکبران. پس چه بهتر بازهم از جیب همین ملت به آنان رسد نه از کیسۀ بیت المال! که ویلا ها و سهام ها و خزانه ها شده زیر پای این و اون! و حیف و میلِ این سمینار گردیده و آن گشت و گذار و اون همآیش.

 

 

عکسی از این خیرات و مبرّات گرفتم و مسجد را پس از صلاة عشاء ترک کردم توی دنایم هی زمزمه کردم جناب! دامنه، راستی راستی مستضعفان ما بیشتر شده اند یا مستکبران!؟ جواب آمد من آمار ندارم اما. بگذرم. بله؛ گذشتم و خداقوت می گویم به این مسجد. قم. دامنه.

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
دامنه |

دفاع از الاغ

حیوان زبان بسته

 

به قلم دامنه. به نام خدا. خیلی ها، در خیلی جاها، به خر _یا همان حیوان زبان بستۀ الاغ_ توهین می کنند. هر زشتی را با عنوان «خریت» به این حیوان کاری، نسبَت می دهند.

 

 

کشتن مسلمان به دست مسلمان و نجات الاغ به وسیله الاغ

 

 

انسان های ناسپاس، هم از الاغ در بی رحمانه ترین وجه، کار می کشند، هم به آن جسارت و ظلم می کنند. تا یکی حماقت کرد، می گویند: مگه خری. تا یکی از زیر کار دررفت: می گویند: ای الاغ. تا یکی خامی و خنگی و منگی نمود: می گویند: خره! الاغه! نَفهمه.

 

 

بگذرم؛ خواستم بگویم میان انسان ها، مردم آزاری و حیوان آزاری کم بود، که این یکی هم به آن، افزوده شد: هم از الاغ بارمی کشند، هم به آن هرچه دلشان خواست بار و بار می کنند. آیا بهتر نیست این گونه ادبیات را از فرهنگ خود دور کنیم و با حیوان سخت کوشی مانند الاغ مهربان تر و خداپسندانه تر رفتار کنیم؟

 

 

من می گویم درود بر الاغ که در جبهۀ کردستان، سخت کوشانه کمک کارِ رزمندگان اسلام بود که تانک و توپ نبود.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

فاصلۀ فوق جهنّمی معیشت مردم

مسائل داخلی ایران

 

دامنۀ اندیشمندان

 

... و جریانی پیش آمد _بخصوص در چگونگی اغلب مدّاحان و مدّاحی امروز_ که جوانان باید بدانند، این چگونگی ها و اخلاق عملی  برخی از متصدّیان این امور، هیچ ربطی به جوهر اصلی مذهب تشیّع، و ماهیّت منزّه تربیت شیعی و حسینی و جعفری ندارد.

 

علامه محمدرضا حکیمی

 

حالا چرا برخی مقامات از آن ترویج می کنند، آیا نوعی گرایش به جنجال طلبی است؟ نمی دانم. همانگونه که اکنون قضاوت ما، اقتصاد و فواصل فوق جهنّمی معیشت مردم ما، هرگز قرآنی و علوی و جعفری نیست، پاره ای بسیار از دیگر امور نیز همینگونه است یا نزدیک به اینگونه.

(علامه محمدرضا حکیمی.عقل سرخ. ص 434)

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
دامنه |
فاطمیه داریم، فاطمه نداریم

فاطمیه داریم، فاطمه نداریم

دامنۀ جامعه

 

سرانجام، در راه بازگشت از مشهد مقدس، لحظۀ منظور پیش آمد، با او [مرحوم دکتر علی شریعتی] به تبادل نظرِ دو به دو پرداختیم... و در پایان این سخنِ او بود:

 

«ما تا علی و فاطمه را داریم، به هیچ مکتبی و ایسمی نیاز نداریم، منتهی باید علی و فاطمه را به مردم بشناسانیم.»

 

از چپ: مرحوم میرمصطفی عالی نسَب، علامه محمدرضا حکیمی، میرحسین موسوی، مرحوم صادق آئینه وند

 

 

آری؛ مردم ما، علی (ع) و فاطمه (س) را دارند، لیکن درست نمی شناسند. من بارها گفته ام:

 

ما سالی سه فاطمیه داریم

اما فاطمه نداریم

 

(علامه محمدرضا حکیمی.عقل سرخ. ص 450)

 

افطاری حرم ملکوتی امام رضا (ع)

(افطاری حرم ملکوتی امام رضا (ع).منبع)

۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
دامنه |

کلّه پاچه مال امامزاده

دامنۀ جامعه




و



و



پوست، کله پاچه و سردست سهم امام زاده. (منبع)
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

جامعۀ اهل گفتگو

مصطفی ملکیان

1- در جامعۀ اهل گفتگو، موقعیت هر فرد را قوّت سخن او تعیین می‌کند، نه اینکه موقعیت او، قوّت سخنش را مشخص کند! در جامعه‌ای که اهل گفتگو نیست، عده‌ای بر صدر می‌نشینند و آن گاه هر آنچه که آن‌ها بگویند باید بر صدر باشد.

2- جوامعی که اهل گفتگو هستند، دشمنی‌های نابجا وجود ندارد. در دوره‌ی مصدق و کاشانی (فارغ از برحق بودن یا نبودن هر یک)، نیروی اجتماعی عظیمی طی دو دهه از بین رفت. چرا که مُریدان هر طرف، تمام سخنان رهبر خویش را درست، و سخنان طرف مقابل را تماماً نادرست می‌دانستند... اگر دو طرف این مناقشه، با یکدیگر گفتگو می‌کردند، مریدان هر طیف نیز نسبت به طرف مقابل موضع نرم‌تری اتخاذ می‌کردند و در مجموع شرایط بسیار مطلوب‌تری ایجاد می‌شد.


3- رواج گفتگو در جامعه، انسان‌ها را متوجه این امر می‌کند که همه‌ی آن‌ها سرشت و سرنوشت مشترک دارند، فلذا به حال یکدیگر رأفت پیدا می‌کنند. انسان‌ها وقتی متوجه می‌شوند که کس دیگری غیر از خودشان، به دادشان نمی‌رسد، نسبت به یکدیگر مهربان می‌شوند.


در کشور ما، هیچ یک از فوایدی که نام برده شد وجود ندارد، چرا که اصلاً فضا، فضای گفتگو نیست. اشخاص، به پشتوانه‌ی موقعیتی که دارند، هر چه می‌خواهند می‌گویند.
[سخنرانی ۳ اسفندماه ۱۳۹۶] (منبع: صدانت)

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

سُخره گرفتن حجاب

مناظرۀ دارتوکن و دامنه


به قلم دامنه. به نام خدا. جناب دارتوکِن دارکوب پرسیده نظرت دربارۀ حجاب چیه؟ ضمن سلام به جناب دارکوب و تشکر از غیرت و فکرت ایشان، من چند نکته می گویم و می گذرم؛ زیرا نظر دامنه _که پَرِ پیاز بیش نیست_ چه فایده ای دارد. حجاب را قرآن گفته. خدا فرموده. پیامبران و امامان تأکید و تقدیسش کردند. قدّیسان و خوبان و مؤمنان و مادران و اُسوگان آن را پیاده کردند و این چنین عالی، معنویت را به مادّیت پیوند زدند.



کسانی که این روزها این اصل دینی را به سُخره گرفته اند، به نظر می رسد از سه حالت خارج نیست: یا غفلت دارند، یا مرَض و غرَض گرفته اند و یا در بدترین احتمال جیره گیر شده اند، تا ایران را مثلاً آندُلس کنند. حجاب در محیط دینی اصلی فطری، عرفی و شرعی ست. هم حجاب مرد و هم حجاب زن هردو لازم است.





آنان که می گویند حجاب اختیاری ست و زن هرگونه خواست می تواند بگردد، هیچ نمی دانند که  اگر زن عُریان شود، به دنیال آن، مرد هم از او عریان تر می شود و آن گاه جامعه اسلامی و شیعی را پوچی فرامی گیرد و سراشیبی دربر؟



آنان که مدعی اند
حجاب لازم نیست و اجبار نمی توان کرد، هیچ می دانند چرا در جایی که حضرت موسی می خواهد در آن وادی مقدس پا بگذارد خدا امر می کند نعلین را در آر: إِنِّى أَنَا رَبُّکَ فَاخْلَعْ نَعْلَیْکَ إِنَّکَ بِالْوادِ الْمُقَدَّسِ طُوىً»  (آیۀ 12 طه).



این به این معناست که جاهایی وجود دارد که باید به آن مکان ها احترام گذاشت. حال یا با رعایت حجاب یا با درآوردن نعلین. فرقی نمی کند وقتی امر، امر خداست باید مطیع و مؤمن بود. محیط جمهوری اسلامی _ولو آن که به عملکرد مسئولانش منتقد و معترض هم باشیم_ نیز این گونه است. نمی شود به اسم اسلام حکومت کرد ولی جامعه را به حال خود رها ساخت. اساساً فلسفۀ حکومت در اسلام، تمهید و فراهم سازی امنیت و رفاه و آسایش برای رسیدن به کمال و معنا و سیر الی الله است.
پس دامنه می گوید: از زن حجاب و عفّت و از مرد هم عفاف و غیرت و عزّت.


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

مردم چه پچ پچ می کنند؟

دامنۀ دردهای جامعه


سلسله مباحث دامنۀ دردهای جامعه


به قلم دامنه. به نام خدا. گاه مردم نمی توانند در علَن _به قول معروف در ملاء عام_ حرف بزنند، پس؛ به سراغ درِگوشی گفتن ها می روند و باهم ساعت ها می شینن پچ پچ می کنند، دردِدل و آه و ناله و هزارها سودا. می پرسم چه پچ پچ می کنند؟ من می گم 13تا را، بقیه با شما:



1- عیدی چی خریدی؟ هیچی!  2- سوریه به ما چه مربوط. 3- فساد مملکت رِه دوش هایته. 4- سه تا داماد دارم هرسه بیکار. 5- بالایی ها همدیگرو چشم ندارن ببین. 6- سرطان چقد فراوون شده. 7- راستی سال تحویل امسال کِه هسته؟ 8- پدرِ سیاست بسوزه! لامَصّب!


پچ پچ حیدر مصلحی و علوی وزرای اطلاعات احمدی نژاد و روحانی



9- هیچ خبر داری «فلانِ فلانی» تریاکی و شیشه ای شده!؟ 10- اسناد سرّی دستشه! اگر بگیرنش بالایی ها رو لو می ده. نه! نه! همه شون خاردی باردی دارن باهم. 11- دیشب خواب! دیدم وسط بِرمودا دارم شنا می کنم و کوسه ماهی هم کنارمن! خالی بندی خالی بندی، هی خالی بندی. 12- بازار رفتی این روزا؟ اصلاً تَن نمی شه رفت! همه چی گرون و بُنجول. 13- درخت می کارن؛ ولی برخی جنگل را هکتار هکتار قورت می دن، آن هم جنگل هیرکانی شمال ایران.


بگذرم. فقط بگویم هیرکان که نام قدیمی و باستانی ایالت گرگان است، یعنی درختان خودرویشِ 40 میلیون ساله از هیرکان آذربایجان تا جنگل گلستان.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

نقداخلاقی از دولت دینی


نوشته ای از دکتر شیخ باقر طالبی دارابی


نقد اخلاقی ملت از دولت دینی در ایران: به استناد تجریه، مطالعه و مشاهده میتوان گفت که رابطه دولت دینی و ملت در ایران سه مرحله را تجربه کرده  و میکند.


مرحله حمایت ملت از دولت دینی

مرحله نقد سیاسی ملت از دولت دینی

مرحله نقد اخلاقی ملت از دولت دینی


وقتی ملت (چه در قالب حرکتهای پراکنده خیابانی  یا در گعده های فامیلی و دوستانه و در گفتگوی های رایج کوچه و بازار و مهمتر از همه در شبکه های گسترده اجتماعی فضای مجازی) با کلام و کلیپ های دیداری و شنیداری موضع اخلاقی می گیرد و خود را سالم و سیستم را دچار بی عدالتی، بی انصافی، دروغ، اختلاس، دزدی، فساد اداری، فساد اخلاقی، دست بردن به بیت المال، تضییع حق الناس و حتی تضییع حق الله معرفی می کند؛ معنایش این است که بخش دوم ترکیب مفهوم «دولت-ملت» در ایران، از حمایت بی چون و چرا و حمایت همراه با نقد سیاسی، به سمت نقد اخلاقی کوچ کرده است و در این نقد اخلاقی هر نوع حمایت خود از سیستم سیاسی (دولت) را شریک شدن در «امر غیر اخلاقی» میداند. چنان که می توان این جمله را در همه جا شنید «به ما چه، خودشان کردند...» را شاهدی برای فرار از شریک شدن در این امر که «غیر اخلاقی» تلقی میشود ، دانست.


به نظر من این مرحله سوم رابطه دولت ملت در ایران که بر نقد و «اعتراض اخلاقی» دولت و نظام استوار است:


اولاً، اصالت دارد و داخلی است و واقعیتی اجتماعی - دینی - سیاسی در میان همین « ملت » است.

بقیه ادامه

ثانیاً، عوامل بیرونی البته بی تاثیر نیستند اما چون نقد اخلاقی است و حرکتهای بیرون از مرز با «اخلاق» که باور مردم مسلمان و شیعه ایران است، نسبتی ندارند، سعی می کنند ضمن دم زدن به آن، بعد اخلاقی آنرا نادیده بگیرند.


ثالثاً، مواجه با این بعد سوم واکنش «ملت» اگر قرار باشد با همان چهارچوب های مفهومی تغدیه شود و نسبت «توطئه»، «غرب زدگی»، «بی بصیرتی» و «فتنه» به آن داده شود، نه تنها راه حل نیست که بسیار خطرناک است. به نظر میرسد «آگاهی سیاسی» مسوولین موجب مواجهه متقاوت و مسولانه تر سیاسی امنیتی نسبت به این نقد ملت از دولت و نظام شده است اما شواهد نشان می دهد این مواجهه بر اساس یک «آگاهی اخلاقی» صورت نگرفته است و کسی از این مرحله  به عنوان «نقد اخلاقی» ملت از دولت و ترسیم یک رابطه «انتقادی اخلاق بنیاد» از سوی ملت، تلقی نکرده است.


رابعاً، به عنوان یک محقق در زمینه جامعه شناسی دین و فرهنگ که اهمیت «نقد اخلاقی» و قدرت آن برای بر هم زدن یک ساختار را میداند، در این باره هشدار می دهم مواجهه سیاسی- امنیتی با «نقد اخلاقی» شورش های رها شده از هر نوع «هنجار اجتماعی» حتی هنجارهای ملی و عرفی را بدنبال خواهد است. جرّاحی سریع و عمیق و دقیق و علمی غده «غیر اخلاقیات» در نظام بسیار ضروری است.


یکی می گفت: من خوف از غیر اخلاقی شدن جامعه دارم . گفتمش فعلا مردم موضع اخلاقی گرفته اند و نگرانی نیست... باید البته بسیار هوشمندانه به «رأی درست» مردم در امور اخلاقی توجه کرد.

(برگرفته از وبلاگ ایشان: بوی خوش بهار نارنج)

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

امام، شاه، ملت

خبر و نظر

به قلم دامنه. به نام خدا. سه چهار جمله می گویم و می روم. 39 سال پیش در بهمن 1357، ملت بر شاهنشاه _که سال ها بر او و رژیم استبدادی اش شوریده بود_ پیروز شد. امام آمد و شاه رفت. گرچه ملت از تبعیض و فساد و فقر و انحصار و حصر، هنوز هم رنج می کشد، اما دست از دین و آرمان و هویتش نمی کشد. در زیر دو نمونه می گویم و بس است:


                 

تیترِ عکس سه بُعدی «فاتح بر شاه، خمینی»

هفته‌نامۀ آلمانی «در اشپیگل» (منبع)




1- با آن که این همه علیۀ حجاب زنان، هجمه می کنند و هیاهوهای هیچ، به راه می اندازند اما هنوز هم ملت باایمان و اهل غیرت ایران، به عفاف و حجاب اعتقاد راسخ دارد. به استناد یک نظرسنجی معتبر، میزان موافقان با الزام حجاب بیشتر از مخالفان است. حتی در بحث واکنش به بدحجابی نیز، اکثریت پاسخ دهندگان با بدحجابی (بی حجابی که جای خود دارد) مخالف اند، و مداخله هم نمی کنند. در تصویر بالا به نمودار پاسخ مردم به بدحجابی بسیار دقت کنید. (منبع)



این نشان می دهد ملت گرچه به لحاظ سیاسی منتقد وضع موجود حکومتداری و حکومت گران است، اما با اعتقاد دینی و عُرفی و تاریخی اش هرگز بازی و معامله نمی کند. ایرانی از هزاران سال پیش تا کنون، حجاب داشت و پوشش می کرد و با پوشیدگی رَه می پیمود. عُریانی و برهنگی و خودباختگی، شیوۀ زشت غربی و وارداتی ست و برای همیشه نزد ایرانی مذموم و کریه بوده و هست و خواهد بود.





2- در تصویر بالا هم بازنشستگان را نشان می دهد (منبع) که فیش های حقوقی شان را در یک پارک تفریحی به رخ هم می کشند. اینان، چه از میزانِ دریافتی شان ناله داشته باشند و چه رضایت؛ هیچ گاه بدِ جمهوری اسلامی ایران را نمی خواهند و با تحمل همۀ سختی ها و مشکلات خصوصی شان و نیز مشاهدۀ انواع نابرابری ها، ناعدالتی ها و انحصارات قدرت و ثروت در سطوح بالای حکومتی، باز نیز از انقلاب اسلامی و آرمان های مندرج در قانون اساسی، در برابر هر نوع کژی های داخلی و دشمنی های خارجی دفاع می کنند.



پس، مستدام باد انقلاب اسلامی؛ همان انقلابی که ملت با آن، شاه و شاهی و حکومت سلطنتی و ویژه خواری و درباریانِ آغشته به چاپلوسی و نیز ارادت سالاری و میراثخواری را واژگون کرد.
۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
دامنه |

مشکل ملت چیه آقای جنتی؟

نوشته های جناب توحید


بسم الله الرحمن الرحیم. ابتدای امر به صحبت های «آیت‌الله احمد جنتی» توجه فرمایید: «باید صدای اعتراض مردم را شنید... نظام امروز در دست ما است و دستاوردهای بسیار خوبی داشته است... نباید خود را از مردم جدا کرد؛ وضعیت معیشتی مردم بسیار بد است البته من وارد این حوزه نمی‌شوم چون کاری از دستم برنمی‌آید اما زمانی که غذا می‌خورم ناراحتم که چرا ما دستمانم به دهانمان می‌رسد ولی برخی دیگر از مردم این امکان را ندارند... مسئولان باید با وضع فقیرانه زندگی کنند تا فقرا از غُصه دق نکنند... ما نمی‌توانیم توقع داشته باشیم که صدای اعتراض کسی بلند نشود؛ صدای اعتراضات باید بلند باشد اما باید طبق موازین قانونی صورت گیرد.» (منبع)




مشکل این نیست که شما آقای جنتی می گویید. مشکل ملت، ریشه اش به همین دستبوسی هایی برمی گردد که نوکرانِ ملت را متوهّم ساخته است که بر مردم ریاست کنند نه خدمت. سردار سرتیپ پاسدار محمدرضا نقدی _رییس سابق سازمان بسیج مستضعفین_ چرا باید بر دستان شما جناب «آیت الله جنتی» این گونه کُرنش مآبانه بوسه بزند؟ (منبع) ما انقلاب کرده ایم علیۀ دستبوسی ها، نه برای بازتولید شیوه های شاه و درباری ها. دستبوسی ها مالِ دورۀ حکومت معاویه و خصلت های باند ابوسفیان بود. محمد امین (ص) ما و علی عادل (ع) ما، هرگز چنین کارهای به دور از اسلام ناب محمدی و علوی را سزا نمی دانستند و بر هر بُت و شرک و کُرنشی می شوریدند.



مشکل ملت، یکی خود شما هستید آقای جنتی، که به عمر انقلاب به پُست و مقام و قدرت چسبیده اید و با این کِبَر سنّ و ناتوانی جسمانی ات، چندین پست مهم حکومتی را در اختیار بلکه در اشغال خود گرفته اید. چرا باید به شما در این سن و سال این همه پست بدهند!؟ ولی جوان ها و دانشجویان و فارغ التحصیلان و دانشمندان این مملکت از بی توجهی مقامات انتصابی  و انتخابی، بروند در دوبی و ترکیه و اروپا و آمریکا و یا در همین تهران و حومه و حاشیه کارگری کنند و بیگاری؟



چرا شما باید شغل مادام العمری داشته باشید؟ کجای اسلام و انقلاب نوشته شده است یک روحانی باید این همه پست و مقام داشته باشد؟ این در حالی ست که اکثریت مردم ایران از عملکرد و تفکرات و نظرات و دیدگاه های شخص شما و مانند شما ناراضی اند. چرا رضایت مردم برای شما مهم نیست و کنار نمی روید تا جا را برای گردش قدرت و اجرای عدالت باز کنید؟ آیا انقلاب کرده ایم که امثال شما روحانیون، این همه جاه و مقام و تریبون و آزادی عمل و نوا و رفاه داشته باشید؟ آن گاه ما چگونه باید دهانِ ضدانقلاب هایی را که شعار حکومت آخوندی! سر می دهند نه جمهوری اسلامی ببندیم؟



کمی به خود آیید و به قول و اعتراف خودتان «صدای اعتراض مردم» را بشنوید. اگر هم می گویی «غذا می‌خورم ناراحتم» می توانی مانند محرومان زندگی کنی. قدرت را ترک کن و به نقاط محروم در میان پابرهنگان بروید تا همدرد آنها شوید که خودت گفتی «تا فقرا از غُصه دق نکنند».



فُقرا فقط با تبعیض و فسادی که درون حکومتگران می بینند، دارند دق می کنند نه از نداری و قرض و بی نانی و بی نوایی. چه می گویم! وقتی می دانم امام علی (ع) فرموده اند: «ما أکثَرَ العِبَرَ وَ أقَلَّ الاِعتِبارَ» چه بسیارند عبرت ها، و چه اندک است عبرت گرفتن. (غُرر الحکم و دُرر الکلم، حدیث9542)ایران. 17 بهمن 1396. توحید.

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
دامنه |

خلیفه و اختلاس

دردهای جامعه


به قلم دامنه. به نام خدا. غروب دیروز 14 بهمن 1396، خواندن دو متن در سه منبع متفاوت، توجه ام را زیاد جلب کرده بود؛ الف. انتخاب. جماران.



یکی این که در «الف» خواندم اختلاس در شرکت مدیریت اکتشاف و تولید وزارت نفت دولت حسن روحانی، از 100 میلیارد تومان به 200 میلیارد تومان رسیده،... احتمال اینکه رقم خیلی بیشتر از این باشد هم وجود دارد... فرد اختلاس کننده که یک کارمند است... با توجه به 2 تابعیتی بودن،... بلافاصله به ترکیه فرار می کند...» (منبع)



اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام (14 بهمن 96). حرم امام خمینی



دوم این که در «انتخاب» و «جماران» خوانده بودم آیت‌الله سید محمود هاشمی شاهرودی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام دیروز 14 بهمن 1396 در حرم امام خمینی گفت: «امام راحل، تعابیری مانند «خلیفه» را به کار نبردند و به عقلانیت و سیره عقلا اهتمام داشتند. (منبع)


پاسخ دامنه: به نام خدا. 1- دیگر حتی برای آنهایی هم که همیشه در سخنرانی های شان از گل و بلبل بودنِ مسیر طی شدۀ نظام راضی و خشنود بوده اند، گویی (البته شاید) ثابت شده باشد، که فساد و اختلاس، این دولت و آن دولت نمی شناسد. چه حسن روحانی باشد! چه محمود احمدی نژاد. ساختار وزارتخانه های پول ساز و نیز اساسِ دیوان سالاری نفوذپذیر، توصیه گرا و پارتی ساز جمهوری اسلامی، نیازمند تحول بنیادی و دگرگونی اساسی ست. درد جامعه همین است که چین کمونیستِ بی خدا، قاطعانه علیۀ فساد دولتی و حزبی ایستاده است؛ اما جمهوری اسلامی مماشات می کند و از کنارش راحت می گذرد. آیا از خشم متراکم شوندۀ ملت نمی هراسند!؟ بگذرم و درود وافر بفرستم به میرحسین موسوی که دولتش پاکِ پاک بود و خودش نیز مظهر پاکیزگی و خادِمیتِ ملت و مردم محروم  و مظلوم و مستضعف. 2- اما در مورد خبر دوم، ابتداء بگویم سایت جماران با آن که غروب دیروز عین جملۀ آقای شاهرودی و واژۀ «خلیفه» را درج کرده بود، امروز وقتی برای استنادکردن منبع این پست، رجوع کرده ام، با تعجب دیده ام، واژۀ «خلیفه» را سانسور کرده است: (اینجا). اما خوشبختانه سایت انتخاب، متن گزارش دیروزش را سانسور نکرد و دست نخورده باقی گذاشت. آری؛ این عبارت و دیدگاه آیت‌الله سید محمود هاشمی شاهرودی اساساً اشکال دارد. زیرا در اندیشۀ سیاسی شیعۀ امامیه (اثنی عشری) «خلیفه» هیچ وجهی ندارد. مهمتر از این، آن است که امام خمینی _رهبر کبیر انقلاب اسلامی_ حتی «ولی فقیه» یا «ولایت فقیه» را هم به رأی و رفراندم نگذاشته بودند چه برسد به خلیفه!! که به دور از نگرش شیعه و گرایش سیاسی و فکری ملت ایران است. نظریۀ ولایت فقیه، حتی در قانون اساسی اولیه هم نبوده، (مرحوم منتظری و دیگران آن را کوشیدند، گذاشتند) که شرحش مفصّله؛ چه رسد به عنوان خلیفه. اگر _بر فرض بعید و حتی ابعَد_ امام خمینی، «خلیفه» را مطرح می کردند، ملت که تازه از شرّ شاه و شاهی گری خلاص و رها شده بود، آن را بشدّت ردّ می کرد. خدا البته بهتر می داند. دامنه حدسش را می زند!

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
دامنه |

آسیب شناسی عشق

دردهای جامعه


توضیح دامنه
: به نام خدا. این متن
خانم ناتاشا امیری (نویسنده) را اخیراَ دقیق خواندم. به نظر رسید انعکاس این دیدگاه، برای خوانندگان شریف دامنه نیز ممکن است مورد توجه باشد. از این رو بی آن که بر روی گفته ها و استدلال ها و مثال های آن داوری کرده باشم، آن را ارائه کرده ام تا خودِ دامنه خوانان شریف بدان تأمل نمایند:



متن نقلی: ناتاشا امیری (نویسنده): ادبیات بازتاب‌دهنده آن چیزی است که در جامعه می‌بیند و در این حوزه خب عشق‌هایی که این روز‌ها می‌ببنیم و ابدا هم افلاطونی نیستند به ادبیات راه یافته‌اند. یعنی نویسنده و اصولا هر کسی برای انعکاس هر مفهمومی ابتدا به دور برش و خودش نگاه می‌کند، بعد سعی می‌کند عشق یا هر مضمون و مفهوم دیگری را بازتاب بدهد. به اعتقاد این نویسنده؛ چیزی که ما در جامعه می‌بینیم با عشق اساطیری و افلاطونی و اثیری [=آسمانی، روحی] کاملا متفاوت است و معمولا براساس یک‌سری کلیشه و دیدگاه‌های که از هم تبعیت می‌کنند، ایجاد شده و اصولا عشق راستینی نیست.




امیری گفت: عشقی که در حال حاضر در جامعه ما نمود و بروز دارد؛ بیشتر سوء‌تفاهم است و اغلب برای عاشق شدن انگار از روی دست هم تقلب می‌کنند. مثلا دختر جوانی می‌بیند که فلان دوستش عاشق شده، پس به خود می‌گوید؛ من هم بروم و یک عشق برای خودم پیدا کنم. واقعیت این است که رویکرد اصلی عشق اصلا چنین چیزی نیست. مفهوم اثیری عشق هم در نظر شخصی من؛ از اینجا ناشی می‌شود که انگار ما در وجود خودمان یک خلاء‌ داریم و مدام در تلاش هستیم تا آن را با چیزهای مختلف پرکنیم. یکی از مفاهیمی هم احساس می‌کنیم خیلی می‌تواند خلاهایمان را پر کند، عشق است.



او ادامه داد: منظور از عشق؛ صرفا کشش میان دو جنس مخالف و دو انسان نیست. عشق خیلی فرا‌تر از این موضوعات است. مثلا عشق به

بقیه ادامه

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

اجرای حدود را متوقف کنید

مهدی نصیری و قضیۀ قطع دست


توضیح دامنه: به نام خدا. دامنه در 30 دی 1396 در این پست اینجا، به موضوع قطع دست جوان 28 ساله (به علت 21 فقره سرقت گوسفندان در چهار شهر استان های خراسان رضوی و جنوبی) در مشهد پرداخته بود. اخیراً مهدی نصیری (یار سابق حسین شریعتمداری در روزنامه کیهان) نیز به این موضوع از زاویۀ دید خود پرداخته است که خواندش را مفید می دانم. زیرا آنان مدتها به عنوان حامیان دوآتشه نظام و صاحبان انقلاب! همۀ منتقدین را یا ملحد، یا ضدانقلاب و یا لیبرال و سکولار می خوانند و سعی نمودند آنان را از قطار انقلاب اخراج و پیاده کنند. نگرش جدید او در این باره، آن هم نسبت به احکام فقهی و اجرای حدود الهی جالب است. این متن به دلیل اهمیت و تغییر نگرش یک چهرۀ افزاطی جناح راست ارائه می گردد:




متن نقلی: «رسانه های دشمن و غربی از منظر حقوق بشری و از این زاویه که بریدن دست دزد اقدامی خشن و غیر انسانی است به اجرای این حکم تاخته اند.  بنده هم می خواهم با اجرای این حد الهی مخالفت و از آن اعلام انزجار کنم اما نه از زاویه نگاه غربی ها و دولتهای مدرن غربی...


مهدی نصیری؛ طلبۀ علوم دینی و سردبیر سابق کیهان


حدود الهی هر چند ظاهری خشن داشته باشد و اجرای در ملا عام آنها احساسات و عواطف عده از انسانها را فارغ از نگاه عقلانی آنها خدشه دار کند، سرشار از حکمت و مصلحت برای جوامع بشری و شرط لازم برای تحقق امنیت و عدالت اجتماعی است و از همین روست که امام کاظم علیه السلام فرمود: اجرای یک حد الهی  برای اهل زمین سودمندتر از باران چهل روزه است. (تهذیب الاحکام شیخ طوسی)


اما مساله مهم این است که دین یک منظومه منسجم است که باید تلاش کرد همه اجزای آن مورد اهتمام و تحقق قرار بگیرد و چنانچه به هر دلیلی برخی از اجزای این منظومه، مغفول و متروک  واقع شود و به خصوص به اصول و ارکان آن مانند قسط و عدالت پرداخته نشود و حکومت چه از سر سستی و ناتوانی و چه ازسر بی اعتقادی و آلودگی کارگزاران قضایی و اجرایی و قانونگذاری اش، از اجرای متوازن و غیر تبعیض آمیز احکام و حدود الهی سرباز بزند، اجرای یک حد فرعی الهی نه تنها حکمت و ارزش موجود در بطن آن را محقق نخواهد کرد و اسباب اقتدار حکومت نخواهد بود بلکه مایه تضعیف و ادبار آن خواهد بود....


دست دزد گلۀ گوسفند خراسانی در شرایطی قطع شده است که گفته می شود دادگستری برای برادر یکی از مسئولان عالیرتبه دولت، به دلیل تخلف در یک بانک خصوصی، شش هزار میلیارد تومان وثیقه بریده و یا خواهد برید و هیچ اطمینانی هم نیست که حد الهی در مورد این سارق بزرگ در نهایت اجرا شود.  وقتی اوضاع  اجرای عدالت قضایی در کشور چنین است باید با صدایی رسا از قوه قضاییه در خواست کنیم که اجرای حدود الهی را به حکم شرع و عقل هر چه سریعتر متوقف کنید و مایه تضعیف بیشتر دین و جمهوری اسلامی نشوید

بقیه ادامه

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

پول به حسینیۀ ریحانه

سلسله پست های دردهای جامعه


به قلم دامنه. به نام خدا. در حالی که جامعۀ ایران دردهای عدیدۀ خود را برای حفظ نظام و ایران و آرمان بلند انقلاب اسلامی و حراست از خون پاک شهیدان، تحمّل می کند و بر بردباری هایش نسبت به میراثخواران بی مروّت و اختلاس گران بی حیثیت، می افزاید و به قول معروف، دندان بر روی جگر می گذارد و خویشتنِ خویش را می گدازد، خبر می رسد که شهرداری منطقۀ 5 تهران، در شهریور ۱۳۹۶ به حسینیۀ ریحانه یک و نیم میلیارد تومان می دهد که مثلاً فرهنگ مذهبی و شیعی این مملکت را پاسبانی کند و بر رونق دین و دینداری بیفزاید!



چرا باید پول مردم، این گونه خرج مطامع و اهداف خاص گردد!؟ به یقین این کژراهه دیری نمی پاید و مردم آگاه ایران، رسوایی چپاولگران انقلاب و نظام را به نظاره خواهند نشست. این، رسم سنت خداست که کژی، رسوا می شود، چه زود باشد، چه دیر.


تیتر آفتاب یزد 2 بهمن 1396


عکس زیر:

سند پرداخت یک و نیم میلیارد تومان شهرداری

به حسینیۀ ریحانه که مداحش فرد مشهور جناح راست

(محسن بنی فاطمه) است


(منبع سند زیر)



اینهاست درد ملت، که صدا سیمای میلی شخصی جناحی، هرگز حاضر نیست این گونه پرسش های حقیقی و درد دل مردم واقعی را در مصاحبۀ بی رمق و بی اثر و تکراری و پر از وعده های بی عمل با حسن روحانی به میان بکشد.


البته ملت، انقلاب و نظام را دوست می دارد، چون آن را از آنِ خود می داند زیرا صاحب اصلی اش و ولی نعمت اش است، و نیز ملت می داند روزگارِ  این میراثخواران به سنت قطعی قرآن، _یعنی سنت تداول ایام_ به سر خواهد آمد: وَتِلْکَ الْأَیَّامُ نُدَاوِلُهَا بَیْنَ النَّاسِ و ما این روزها [یِ پیروزی و ناکامی] را [به عنوان امتحان] در میان مردم می گردانیم. (سوره ۳: آل عمران - جزء ۴ - بخشی از آیۀ 140. ترجمۀ شیخ حسین انصاریان). آری؛ چنین باد. قم. دامنه.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

غُلوّ و شایعه

نوشته های جناب توحید


بسم الله الرحمن الرحیم. در فرهنگ لغت ها غُلُوّ، از حد گذشتن است. و نیز گزافکاری و مبالغه. و شایعه یعنی خبر معمولاً نادرستی که شیوع پیدا کرده است. اما این دو در بدنۀ اجتماعی چه می کند؟



خوشبختانه یا بدبختانه حیوانات از غُلو و شایعه عاجزند و بهتر است بگویم از این دو زشتی دورند. اما انسان ها که به فطرت پاک مسلّح و تجهیزند و استعدادِ خلیفۀ خدا بر روی زمین شدن را دارا هستند، دست به این دو زشتی و پستی می زنند و اسیر آن اند. چرا؟




قُبح شایعه را نشکنید،
شایعه، ویرانگر، خانمان سوز و نوعی بلا و بلیه است


من ریشه اش را در فرهنگ ناپذیری و بی پرورشی می دانم. مقصر اصلی هم آموزش و پرورش است که نه توانسته است به کودک تا نوجوان، آموزش درستی بدهد و نه پرورش صحیحی بیاموزاند. ریشۀ ویرانی همینجاست که خروجی آن فقط محفوظات است و بس. و نمرۀ قبولی دادن و از شرّ شاگرد تنیل رها شدن. همین.



متأسفانه در دارابکلا نیز این دو خصیصه میان برخی ها و شاید اغلب شان رشد یافته است. اگر به کسی سخنِ درستی بگویی باور نمی کند، اما وقتی به عمد یک دروغ شاخدار یا یک غلوِّ عمیق بگویی از ذوق پَر در می آورد. چرا؟ چون دروغ و شایعه را از خبر صدق بیشتر خوش می دارد. دروغ و شایعه چون هیجان دارد او را بیشتر به باورهای غلط و تحلیل های تخیّلی اش وصل می سازد. مثلاً اگر طرف خواهان نابودی و براندازی جمهوری اسلامی باشد، هرچه رخدادهای شب های دی 96 را برایش مخرّب تر می ساختی و آب و تاب می دادی، بهتر قبول می کرد تا واقعیت را برایش نقل می کردی که یک کشت و کال بیش نبودند.



این که رسانۀ BBC و مراکز تبلیغی و جنگ روانی ضدانقلاب، هرچه ببیشتر بر شایعه و دروغ و غلو دامن بزنند، بینندگان خام و تهی مغز را بیشتر جذب می کنند نشان از آن دارد آنها نقطۀ ضعف برخی ها را بخوبی درک کردند و به همین دلیل خبر را به شایعه و آب و تاب دادن آغشته می سازند. زیرا اساساً شایعه و دروغ جاذبه و هیاهو دارد و با کمال تاسف باید گفت تا آن را می شنوند و یا می بینند به سرعت باد به سوی گوشی های شان پرتاب می شوند و با ولع و بی هیچ ترس و تحقیق و راستی آزماییی در تلگرام و مخاطبانشان روانه می سازند که بله چنین و چنان شد.



به نظرم تا مطالعه و اندیشه و تفکر عمیق و منطقی، جای خواندن های سطحی و زودگذر را نگیرد، بشر با همین شایعه ها نه تنها سرنوست خود را تباه می سازد بلکه زندگی آرام دیگران را نیز یا ناآرام و یا در بدترین حالت، تخریب می کند. و تخریب کردن دیگران، کارِ هیچ انسانی نیست؛ بلکه یک خویِ درندگی ست که جامعه و فرد را آفت زده و آسیب زا می سازد. ایران. 28 دی 1396. توحید.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
دامنه |

بازتاب متنِ زُباله و زنیکه

به قلم جناب «دارابی»


«بسیار عالی جناب دامنه [این پست «زباله و زنیکه» اینجا]. منافقین با عملکرد زشت و ادمکشی زباله بودن خود و سازمان تروریست شان را به همه عالم وآدم خصوصا جوانان متدین وعاشق وطن بروشنی  اثبات نمودند. کسی گول زنِ چند مَرده را نمی خورد. این وطن فروشان باید پاسخگو به اربابان امریکایی وصهیونستی و ال سعود بخاطر دریافت دلارهای نفتی باشند. این اراجیف او گزارش مزدوریست»



زنیکه سرکرده؛ مریم قجَر عضدانلو،

زن چهارم مسعود رجوی جنایتکار



پاسخ دامنه: به نام خدا. سلام جناب دارابی. حتماً «جناب توحید» نویسندۀ متن «زباله و زنیکه» پاسخ دیدگاه خوب و انقلابی شما را می دهد. من از شما ممنونم که این گونه روشن هستید و هویت و ماهیت انحرافی و کثیف این سازمان ضدمردمی را می شناسید و دقیق آنچه آنان این روزها به آن آلوده اند را باخبرید. درود.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

بودجۀ مذهبی نهادهای ایران

آمار پول های بیت المال ایران


(منبع)

هشت هزار و یکصد میلیارد تومان

دامنه در این باره، داوری را به مخاطبین شریف وامی گذارد

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

دولتِ خسته

نقد دولتِ حسن روحانی


به قلم سید علی اصغر شفیعی دارابی. سلام. نثرتان در پست «کو آب، برق، نفتِ رایگان؟» (اینجا) برای منافع عمومی مردم بود. و من تماماً قبول دارم. هم تحلیل بسیار عمیق تان و هم قدرت احساس عمیق تان در دفاع از مردم و مخالفت با سیاستهای بودجه دولت را. [تصویر بودجه به نهاد های اشخاص اینجا]


سیدعلی اصغر. 1394



پاسخ دامنه


به نام خدا. سلام من هم به رفیق سیدعلی اصغر. از همآوایی ات با دامنه در همدردی با مردم و منافع ملت ممنونم. همیشه شما را حامی پابرهنگان دیده ام. من دولت حسن روحانی را دولت پابرهنگان نمی دانسته و نمی دانم. دولتی که نمی تواند درآمد ایجاد کند و دم به دم چشمش به جیب پول یارانۀ ملت فرو می ماند، دولتی ناکارآمد است. دولتی که می خواهد (یا می خواسته) بنزین را به لیتری 1500 تومان برساند، دولتی کم تحرّک است و پیِ پول های آسان می گردد. من که سیرِ سیر، سر بر بالین می گذارم چگونه می توانم گرسنگی مستضعفین را درک کنم!؟ دولتش نه به خاورمیانه پرداخت و نه به همسایه. نه به سوی شغل آفرینی رفت و نه به سمت رشد و توسعه. به جای دیپلماسی فعال، می نشینند توئیت! می کنند و بازی می گذارند با اینستاگرام. او حتی از اژه ای هم عقب تر گام می گذارد، غلامحسین اژه ای لااقل واژۀ حصر را نام می برَد، اما او مثلاً با زیرکی از زیر آن درمی روَد. ایام انتخابات برای تکدّی رأی مردم حاضر شده بودند سپاه و نظریه ولایت مطلقۀ فقیه و حصر و آقای «تَکرار می کنم» و حتی واژۀ اصلاحات (که من اساساً چنین واژه ای را برای جناح چپ قبول ندارم و اسمی بی مُسمّاست) را نیز به میان عوام و خواص مطرح سازند اما بعد همه چیز مانند شگردهای حزب کارگزارانی به نسیانی رفت. لبّاده های جورواجور و رنگ به رنگ پوشیدن برای ریاست کردن مهم نیست، لباس کار و نوکری مردم پوشیدن، آرمان بود و افتخار که حالا شده فضیلتی فراموش شده. چندتا جلسات را مدیریت کردن و به آن کشور و این شهر رفتن، هدر دادن فرصت هاست و مهیّا کردن جامعه به سمت پوپولیسمِ در راه و تشدیدکردنِ فقر پُر درد و بلا. سپاس از دلِ تنگت و تنگیِ دلت. دامنه.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |