قلم قم دامنه دوّم

جان، جهان، ایران، انسان، ادیان، قرآن، ایمان

۴۸ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «حجت الاسلام غلامی» ثبت شده است

موسیقی 12

غنای حرام و حلال

 

7040

به قلم حجت الاسلام محمدجواد غلامی دارابی. قسمت ۱۲ . "دیدگاه دوم" (تقسیم موسیقی به حرام و حلال). به نام خدا، بر اساس دیدگاه دوم غنا بر دو قسم است: غنای حرام و غنای حلال. فیض کاشانی، محقق سبزواری و ملا احمد نراقی از فقیهان پیشین و برخی از فقیهان معاصر بر این باورند که با وجود استثنای برخی موارد غنا؛ همچون غنا در قرآن یا در مجالس عروسی و ...، در این که به نظر شرع مقدس غنا بر دو دسته حلال و حرام منقسم است، تردیدی نیست.
 

قبل از بررسی دلایل دیدگاه دوم برخی از عبارت‌های طرفداران این دیدگاه را بیان می کنیم. مرحوم فیض کاشانی در دفاع از نظریه خود چنین آورده است.


"از مجموع روایات وارد شده در باب غنا به دست می آید که حرمت غنا و داد و ستد به آن و یاد گیری و آموزش  و شنیدن آن اختصاص به غنایی دارد که در روزگار بنی امیه و بنی عباس رایج بوده، به این صورت که مردان در مجالسی که زنان آوازه خوانی می کردند، وارد می شده اند، زنان به باطل سخن می گفتند و به انواع بازی ها مشغول بوده اند.
 

بنابر این تغنی به اشعاری که متضمن یاد بهشت و جهنم، تشویق به زندگانی جاوید اخروی، توصیف نعمت های خداوند، یاد عبادت ها، ترغیب به کارهای نیک و زهد ورزیدن نسبت به امور ناپایدار و امثال این ها بدون اشکال است؛ زیرا این ها همه یاد الهی است، و ای بسا تن آنان که از خدای بیم دارند، از شنیدن آن ها بلرزد و پوست و لب های ایشان به یاد الهی نرم شود."

 

محقق سبزواری، دومین فقیه برجسته در این زمینه می گوید: "بدون تردید موسیقی که با لهو و لهویات همراه باشد حرام است و در غیر این صورت مباح می باشد."

 

مرحوم سید بحرانی معروف به ماجد پس از بررسی های مختلف پیرامون ادله مورد نظر می گوید: "مراد ائمه از نهی غنا، آوای لهوی بوده که فساق بدان آوازه خوانی می کردند."
 

 

مرحوم علامه شعرانی می نویسد: "یا می بایست مانند مرحوم شیخ طوسی در استبصار اخبار حرمت را به جای آن که بر ذات غنا متوجه کنیم، بر ملابسات آن؛ همچون  سخنان باطل، اختلاط زن و مرد حمل کنیم، یا آن که حرمت غنا را ویژه مواردی بدانیم که میل به فحشا و ارتکاب حرام را بر می انگیزد.غنا در این صورت به خاطر این که سبب و زمینه حرام است ممنوع اعلام شده است.

 

نتیجه:
 

از مجموع گفتار صاحب نظران این دیدگاه به دست می آید که موسیقی و غنا به طور مطلق حرام و ممنوع نمی باشد، بلکه یک دسته از موسیقی حرام و دسته دیگری حلال است. برخی حرمت موسیقی را برخاسته از ملازمات می دانند که در زمان  ائمه معصومین (علیهم السلام) در مجالس آوازه خوانی رایج بوده است نظیر اختلات زن و مرد و دسته ای دیگر حرمت غنا را به خاطر برخورداری از کلام باطل و لهوی دانسته اند. بر طبق هر دو نظریه، حرمت غنا متوجه ذات آن نیست، بلکه ناشی از عوارض خارجی می باشد. بنابر این اگر تغنی با حرامی همراه نباشد، حرمتی نخو اهد داشت.

 

پاسخ دامنه

سلام جناب حجت‌الاسلام غلامی. بسیار منسجم نوشتی. نتیجه‌گیری مُتقن و قابل‌قبولی تدوین کرده‌ای و این جمله‌ات کار را تمام کرد که به‌خوبی نوشتید: "بنابر این اگر تغنی با حرامی همراه نباشد، حرمتی نخواهد داشت."


یک نکته‌ی طنزی هم بگویم جناب غلامی:

گفتی تغنّی... باید بگویم: این روزگار کسی غنا و پرت‌وپلا هم گوش کند، همش یاد بدبختی‌‌ها، وام و بدهی‌ها، بهره و رباها و چاله‌چوله‌های هزارهزار شکافش می‌افتد، نه اختلاط و لوطی‌گری و لهویات و لغویات! جدی‌تر آن‌که البته سخن شما فوق‌العاده زیبا و رسا نگارش شده‌است و حکم شرع بر خوانند‌گان روشن و هویدا شده‌است.

۲۰ آذر ۹۷ ، ۰۸:۳۸ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

موسیقی 11

روایات و غنا

 

7032

به قلم حجت الاسلام محمدجواد غلامی دارابی. به نام خدا، قسمت ۱۱. دیدگاه فقها در باره غنا ۲- روایات. دومین دلیل قائلین به حرمت مطلق غنا روایات معصومین (علیهم السلام) می باشد. برخی از روایات با توجه دادن به مفهوم غنا آثاری منفی برای آن ذکر می کنند. مرحوم شیخ حر عاملی در وسایل الشیعه چنین آورده است: غنا  نفاق می آفریند و فقر را به دنبال دارد. وی در ادامه می گوید: غنا آشیانه نفاق است و نیز نردبان زنا است.

 

بازنشر دامنه. نُت موسیقی


در برخی دیگر از روایات نیز آمده است که خداوند از اهل غنا روی گردان بوده و از آنان باز خواست خواهد کرد، نظیر این روایت: به خانه های که خداوند از اهل آنان روی گردان است وارد نشوید. شخصی از امام صادق ع پرسید که هرگاه به بیت الخلا می رود، برای آن که به آواز کنیزکان همسایه گوش دهد، مقداری بیشتر درنگ می کند، آیا او گناهکار است؟ امام در پاسخ پس از توبیخ او به این آیه شریفه(ان السمع و البصر کل اولئک کان مسئولا-  همانا گوش، چشم و دل همه در پیشگاه خداوند مسئولند) استناد کرد.

 


هم چنین وقتی راوی از امام هشتم (ع) پرسید که هشام بن ابراهیم عباسی که مردی آلوده به لهو و و لعب است، از شما نقل کرده که شما غنا را مجاز دانسته اید امام در پاسخ فرمود: "زندیق دروغ گفته است، من چنان نگفتم، او از من درباره غنا پرسید به او گفتم: مردی نزد ابوجعفر آمد و از او درباره غنا پرسید، در پاسخ فرمود: فلانی، اگر خدا بین حق و باطل جدایی بیاندازد، به نظر تو غنا در کدوم طرف است؟ مرد گفت: البته در طرف باطل است. ابوجعفر گفت: پس خودت قضاوت کردی".

 


نقد و بررسی روایات فوق


مرحوم محقق نراقی می گوید روایات به رغم فراوانی، شان دلالت بر حرمت را ندارند؛ زیرا مفاهیمی همچون ایمن نبودن از عدم اجابت، عدم ورود فرشته در خانه ای که غنا است، لانه نفاق بودن غنا همراه بودن با باطل و مانند این ها دلالتی بر حرمت ندارند، زیرا نظیر همین مفاهیم در غالب موارد مکروهات نیز آمده است.

 


۳- اجماع
سومین دلیل بر حرمت مطلق غنا اجماع است. مرحوم صاحب جواهر در این باره چنین آورده است: " غنا به اجتماع منقول و محصل حرام است" ایشان حتی حرمت آن را ضرورت مذهب دانسته است.
محمد جواد عاملی  می نویسد: بالاجماع غنا، مزد گرفتن برای آن، یاد گیری و آموزش و شنیدن آن حرام است، چه در قرآن، دعا و شعر باشد و چه غیر آن.


 مرحوم شیخ انصاری در مکاسب می گوید: در حرمت اجمالی غنا اختلافی وجود ندارد.

 


"نقد اندیشمندی  بر اجماع"


"در این که بر حرمت غنا اجماع و یک صدایی وجود دارد نمی توان تردید کرد. سخن در دامنه اجماع است. اگر مقصود وجود اجماع بر حرمت غنا به طور مطلق و بدون استثنا باشد، این مدعا مردود است؛ زیرا دانشمندان و فقیهانی همچون شیخ طوسی، محقق نراقی و فیض کاشانی غنا را به طور مطلق حرام ندانسته اند و قایل به تفصیل شده اند و اگر مقصود وجود اجماع بر حرمت به صورت اجمالی باشد چنان چه شیخ انصاری ادعا نموده است سخنی درست و قابل دفاع می باشد".

۱۳ آذر ۹۷ ، ۰۹:۰۹ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

موسیقی 10

بررسی آیات

 

7022

به قلم حجت الاسلام محمدجواد غلامی دارابی.  قسمت دهم."دیدگاه فقها در باره غنا". به نام خدا. سومین آیه ای که قائلین مطلق حرمت غنا به آن تمسک کردند (آیه ۶) از سوره لقمان است. (ومن الناس من یشتری لهو الحدیث) و برخی از مردم سخن بیهوده را می خرند.


مهران بن محمد از امام صادق (ع) روایت کرده که فرموده: الغناء مما قال الله... غنا از جمله لهو الحدیث است که خداوند فرموده است: و من الناس...


درباره روایت مذکور به دو نکته اشاره می شود: الف) امام صادق (ع) در مقام بیان یکی از مصادیق  لهو الحدیث است. ب) واژه لهو الحدیث با توجه اضافه شدن لهو به حدیث که از نوع اضافه  صفت به موصوف است؛ همچون عبارت قول الزور  بهترین گواه است که مقصود از نهی و نکوهش، کلامی است که احیانا با غنا همراه است و لهو بر آن صادق است.


ماجد بحرانی نیز با توجه به این که حدیث، کلام خبری است و بر صوت و آوای کلام اطلاق نمی گردد، معتقد است آن چه در آیه شریفه نهی شده، تغنی به کلمات لهو آمیز است نه صرف کیفیت و آوا،  بنابر این اگر آوای طرب انگیز مشتمل بر گفتار حق باشد، حرام نخواهد بود.

 

"نتیجه بررسی آیات"


از بررسی آیات مورد اشاره که برای اثبات حرمت مطلق غنا به آن ها استدلال شده نکات ذیل قابل استفاده است.

 

۱- در هیچ یک از آیات قرآن از مفهوم موسیقی به صراحت یاد نشده است. آن چه در قرآن آمده، عناوین قول الزور   لهو الحدیث و لغو می باشد که به کمک روایات بر موسیقی حمل شده است.

 

نشنال جئوگرافی. کوچ؛ و کودکانی که موسیقی جزئی از آنهاست


۲- روایاتی که در آنها آیات مذکور بر غنا تفسیر شده است، برای اثبات دیدگاه نخست؛ یعنی حرمت مطلق غنا کفایت نمی کنند؛ زیرا با اشکالات ذیل روبرو هستند:

 

الف) چنان چه محقق نراقی آورده است، سند اکثر آن روایات ضعیف است.


ب) روایات عموماً غنا را در یکی از مصادیق مفاهیم فوق معرفی کرده اند، در این صورت با توجه به ادعای انصراف، مقصود از آن ها غناهای رایج عصر ائمه (علیهم السلام) خواهد بود که هم از حیث محتوا شامل باطل و هم از حیث ملازمات با محرّمات همراه بوده است. بنابراین، روایات غنا را نه از جهت کیفیت و هیات آن بلکه از آن جهت که مشتمل بر کلام باطل است، ممنوع اعلام نموده است.

 

 

۰۶ آذر ۹۷ ، ۰۵:۴۴ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

هنر موسیقی 9

دیدگاه فُقها

 

7015

 

به قلم حجت الاسلام محمدجواد غلامی دارابی.  قسمت نهم. به نام خدا. نخستین دلیل بر حرمت مطلق غنا آیات  قرآن است. در قسمت هشتم به یک آیه اشاره شد. اکنون به بررسی دومین آیه پیرامون این مبحث می پردازیم.

 

۲- آیه (والذین هم عن اللغو معرضون، و آنان که از لغو و باطل دوری می جویند، مومنون آیه ۳). مرحوم طبرسی در تفسیر آیه شریفه فوق می گوید: "لغو در حقیقت هر گفتار یا کرداری بیهوده ای است که فایده قابل توجهی بر آن مترتب نباشد، چنین کاری زشت و نارواست که می بایست از آن پرهیز کرد". وی سپس چنین آورده است: "از امام صادق (ع) روایت شده است که لغو آن است که کسی بر تو باطلی را به دروغ ببندد، یا آن چه را که در تو نیست، به تو نسبت دهد. پس برای خدا از چنین شخصی روی گردان".

 


همچنین از آن حضرت روایت شده که لغو را به غنا و کارهای لهو معنا کرده اند. شیخ مفید از حضرت علی (ع) روایت می کند که فرمود: "هرگفتاری که در آن از خداوند یادی نشود، لغو است. در روایت دیگری از امام صادق (ع) در ذیل آیه  شریفه (واذا مروا باللغو مروا کراما ، هر گاه بر ِلغوی بگذرند بزرگوارانه می گذرند و به آن نزدیک نمی شوند فرقان ۷۲)  چنین آمده است: این آیه وظیفه ای را که خداوند بر دوش مومنان نهاده، بیان می کند که آن گوش ندادن به محرمات است.

 

در روایات برای لغو معانی مختلف بیان شده که عبارتند از :
۱- سخن ناحق درباره دیگران
۲- غنا و لهو
۳- هر گفتاری که در آن یاد خداوند نباشد 
۴- گفتار حرام

 

از معانی فوق دو نکته بدست می آید:


الف) روایات در مقام مصادیق هستند و در حقیقت موارد گفته شده با مفهوم غنا اتحاد مصداقی دارند نه اتحاد مفهومی


ب) نگاه روایات به مفهوم لغو محتوایی است که گفتار لغو با خود دارد و به خاطر ناروا بودن این محتوای لغو ناروا شمرده شده است. سخن ناحق، گفتار دور کننده از یاد خداوند و گفتار حرام همگی ناظر  به مدعا می باشند.

 

بنابراین، بر فرض پذیرش اطلاق لغو بر مفهوم غنا، این اطلاق نه به خاطر هیات و صورت غنا است، بلکه به خاطر ماده و گفتمانی است که در آن بازتاب می یابد.


اساسا" بر موافقت با ممنوعیت هر گفتار باطل چه در قالب غنا و چه در قالب شعر تاکید شده است و در مفهوم غنا، ماده و گفتمان دخالت ندارد. بر این اساس نهی و منع از گفتار باطل به هیچ وجه به معنای حرمت مطلق غنا نخواهد بود و در نهایت غنا را نه به خاطر غنا بودن، بلکه به خاطر برخورداری اش از کلام باطل ممنوع می سازد.

۲۸ آبان ۹۷ ، ۱۱:۱۱ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

هنر موسیقی 8

غنا و فُقها

 

7010

 

 

به قلم حجت الاسلام محمدجواد غلامی دارابی. «قسمت هشتم. "دیدگاه فقها درباره غنا". به نام خدا. پیرامون غنا دو نظریه عمده توسط فقها ارائه شده است. عده ای مطلقا حرام دانستند و برخی نیز غنا را به حرام و حلال تقسیم کردند. اکنون به بررسی این دو نظریه می پردازیم.

 


۱-  حرمت مطلق غنا

بر اساس این دیدگاه حرام بودن مطلق غنا بر مبنای پذیرش صوتی بودن غنا است. آوای آهنگین سرخوش کننده حرام است، حتی اگر گفتمان و کلام همراه آن همچون تلاوت قرآن بر حق باشد. مشهور فقها به ویژه فقیهان گذشته همچون صاحب جواهر بر این نظریه ادعای اجماع دارند. کسانی که مدعی حرمت مطلق غنا و همه انواع و اقسام آن هستند به سه دلیل تمسک کرده اند که عبارتند از : 

۱- آیاتی از قرآن 
۲- روایات
۳ - اجماع

"آیاتی از قرآن" 

 

 

نخستین دلیلی که بر حرمت غنا ارائه شده آیاتی از قرآن است که با کمک روایات حمل بر موسیقی و غنا شده است. این آیات به شرح ذیل است.

۱- آیه "اجتنبو قول الزور". محل شاهد "قول زور" است که از نظر مدعیان حرمت مطلق غنا به معنای غنا آمده است و یا حداقل غنا را دربر می گیرد. مرحوم طبرسی صاحب مجمع البیان پس از آن که "زور" در آیه فوق را به معنای کذب دانسته می گوید: "اصحاب ما روایت کردند که غنا و سایر گفته های لهو آمیز مشمول قول زور است. مقصود ایشان در کافی استناد به کلام  امام صادق (ع)  است که فرمود: مراد از "اجتنبو" غنا است. در روایت دیگری مرحوم شیخ انصاری نیز "قول زور" را به معنای غنا دانسته است".

 

 

"نقد برخی صاحب نظران بر تفسیر "قول زور" به غنا"

۱- "زور" در لغت به معنای دروغ است و مناسبتی بین مفهوم دروغ و مفهوم غنا وجود ندارد، مگر آن که بر حسب محتوا می تواند به معنای بر خورداری غنا از کلام دروغین باشد.

 

۲- اضافه "قول" به "زور" موید آن است که مقصود از "زور" چیزی است که از مقوله گفتار و کلام است درحالی که اشاره شد غنا از مقوله صوت است نه کلام بنابراین اگر حرمتی متوجه غنا گردد به خاطر برخورداری از گفتار دروغین است نه آن که ذاتا حرام باشد.

 

۳- در برخی روایات قول زور به معنای شهادت دروغین تعبیر شده است.

 

مرحوم استاد آیه الله معرفت در این باره می گوید: «مقصود روایات آن است که "قول زور" که در آیه  شریفه از آن نهی شده، بر غنا حمل شود به این معنا که غنا یکی از مصادیق آن به شمار می آید؛ زیرا "زور" در لغت به معنای میل به کژی آمده است. پس هر چه که سبب انحراف و رویگردانی از جدی نگری به زندگی بوده و دست افرادی به منظور نشر فحشا میان مومنان به حساب آید، حال چه به لحاظ محتوایش یا با توجه به لوازم فتنه انداز آن، عناوین "لهوالحدیث"  "لغو"  "باطل" و "قول الزور: بر آن منطبق می گردد.»

۲۳ آبان ۹۷ ، ۰۶:۱۸ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

هنر موسیقی 7

محتوا و غنا

 

7006

 

 

به قلم حجت الاسلام محمدجواد غلامی دارابی. قسمت هفتم. "نقش محتوا در تحقق غنا". به نام خدا. در قسمت ششم اشاره شد که "غنا" از مقوله صوت است و کلام و گفتمان یا محتوا در تحقق معنایی آن دخالت ندارد. مرحوم آیت الله خویی معتقد است که مفهوم "غنا" مرکب از هیات و ماده یعنی مرکب از آوا و کلام است ایشان می گوید: در "غنا" دو چیز معتبر است:
۱- ماده (کلام) باطل و لهوی باشد.
۲- هیات، در برگیرنده کشیدن و ترجیع باشد.

 


بنابر این اگر یکی از آن دو منتفی شود "غنا" صادق نیست و نیز ترجیعی که به هنگام وعظ و خطابه متداول است از مفهوم "غنا" خارج است. از آن جایی که ایشان مفهوم "غنا" را مرکب از ماده ؛ یعنی کلام و هیات یعنی آوای آهنگین دانسته اند در برخورد با روایاتی که در آن ها "غنا" در تلاوت قرآن و نیز مرثیه خوانی تجویز شده است، را موضوعا" از مفهوم "غنا"  خارج می داند؛ زیرا از نظر ایشان اگر چه هیات "غنا" درباره آن ها صادق است، اما گفتمانی که در آن ها به کار بسته می شود، گفتار باطل نیست.

 

 تعاریفی که در قسمت قبل از واژه شناسان و فقها بیان کردیم، دانسته شد که هیچ کس محتوا و کلام را در مفهوم "غنا" دخالت نداده است. از جمله فقهای معاصر که "غنا" را منحصرا در هیات می داند نه مرکب از ماده و هیات، مرحوم امام خمینی ره است. ایشان در این باره می گوید:
ماده (کلام) در تحقق مفهوم "غنا" دخالتی ندارد.


 

از این رو در تحقق "غنا" تفاوت نمی کند که کلام باطل باشد یا حق، حکمت باشد یا قرآن و یا مرثیه ای در رثای ستمدیده ای، در این مطلب جای تردید وجود ندارد. بر این اساس، حضرت  امام ره  ضمن آن که تلاوت قرآن و مرثیه را مفهوما داخل در غنا دانسته و خروج تخصصی آن ها را رد کرده است مدعی است که "غنا" در این موارد نیز جایز نمی باشد. نتیجه آن که مفهوم "غنا" با وجود هیات تحقق می یابد و نوع گفتمان در آن دخالتی ندارد.

۱۸ آبان ۹۷ ، ۰۸:۰۸ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

هنر موسیقی 6

عناصر غنا

 

6791

به قلم حجت الاسلام محمدجواد غلامی دارابی. به نام خدا. قسمت ششم. "عناصر معنایی غنا". به نام خدا. از مجموعه تعاریفی که از طرف واژه شناسان و فقیهان پیرامون مفهوم غنا ابراز شده، می توان سه عنصر آوا، آهنگ و طرب را از عناصر معنایی آن دانست.


۱- آوا

مهمترین عنصر معنایی در مفهوم غنا آوا است که به آن (صوت) اطلاق شده است. بنابر این، آوایی که از حنجره انسان بر می خیزد، یا آن چه از نواختن آلات موسیقی به گوش می رسد، عنصر معنایی غنا را تشکیل می دهد. آوای مورد نظر تموجی است که با گذار جریان هوا از لا به لای تارهای صوتی گلو یا با به هم خوردن دو قطعه در ابزار موسیقی همچون پیانو ایجاد می گردد، بی آنکه لزوما کلام یا گفتاری را در پی داشته باشد. مقصود شیخ انصاری از پافشاری بر این که غنا از مقوله لفظ است نه کلام، ناظر به همین مطلب است.

 

۲- آهنگ 
مفهوم موسیقی و غنا در جایی تدایی می کند که آوا و صوت دارای یک آهنگ و ریتمی باشد. آن چه در حوزه تعلیم و تعلم جای می گیرد، همین آهنگ و نظام منسجم آواست، که توسط موسیقی دان تنظیم و پیشنهاد می شود و در کلاس ها آموزش داده می شود و آلات موسیقی را با الهام از آن می نوازند.

 

۳- طرب
ادیب پرآوازه مرحوم جوهری در باره مفهوم طَرب می گوید: "طرب سبک حالی است که از شدت شادی یا اندوه به انسان دست می دهد". طرَب در نگاه دیگر واژه شناسان و فقیهان بیشتر در مفهوم شادی آفرینی به کار رفته است، چنان که ابن منظور آن را صدای شادی آفرین دانسته است. در حالی که حالات ویژه طرب از شدت حزن نیز به انسان عارض می گردد. طرب ناشی از شادی همان سرخوشی مستانه است که به انسان به هنگام شنیدن آوای آهنگین دست می دهد و گاه آن قدر شدید است که انسان را بیخود می سازد و به مرحله زوال عقل می رساند.

 


نوع موسیقی های متداول آمریکایی چنین است که مستمع را مدهوش می سازد، وقوع برخی از بزهکاری ها در حال شنیدن موسیقی طرب انگیز، رقص و حرکات سبک سرانه دیگر، حکایت گر چنین حالتی است. بی تردید یکی از انگیز ه های مخالفت شرع با چنین انواعی از غنا و موسیقی  تموج شدیدی است که در تارهای عصبی دریافت کننده آن رخ نموده و باعث فرسودگی‌ و نابودی آن ها می شود. به عنوان نمونه ویلیام جیمز می گوید: «ممکن است خداوند از گناهان ما بگذرد، ولی ضعف اعصاب که از موسیقی سرچشمه می گیرد، دست از سر ما برنمی دارد.»

۰۹ آبان ۹۷ ، ۰۶:۰۱ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |
چهارشنبه, ۱۸ مهر ۱۳۹۷، ۰۶:۱۱ ق.ظ دامنه |
هنر موسیقی

هنر موسیقی

ابهام غنا

قسمت یکم تا چهارم

6746

به قلم حجت الاسلام محمدجواد غلامی دارابی: قسمت اول. به نام خدا. موسیقی حضور بسیار پررنگی در زندگی انسانها داشته و دارد، در گذشته رسانه ها اعم از رادیو ، تلویزیون، ماهواره و امروزه در فضای گسترده مجازی نفوذ کرده و می توان به راحتی شاهد نقش تاثیر گذار مثبت یا منفی هنر موسیقی در زندگی بود.

 

در تمام شبکه های صوتی و تصویری کمتر برنامه ای یافت می شود که در آن از انواع موسیقی ها برای تنوع و فرح بخشی به برنامه ها استفاده نشده باشد و این غیر از عموم مجالس لهو، و لعب است که در آن از موسیقی برای رقص و پایکوبی استفاده می شود.

بقیه در ادامه

ادامه مطلب...
۱۸ مهر ۹۷ ، ۰۶:۱۱ ۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
دامنه |

امیدواری در کهنسالی

امیدِ «زکریایی»

 

به قلم حجت الاسلام محمدجواد غلامی دارابی: "امید واری در کهنسالی". به نام خدا درود بر شما، بی تردید یکی از مصادیق امیدواری به فضل و رحمت الهی که در آیات آغازین سوره مریم بیان شده حضرت زکریا (ع) است.

 

 

ایشان که در کهنسالی زیست می کرد و در حالی که همسری نازا داشت از خداوند درخواست کرد فرزندی به او عطا کند "رب لاتذرنی فردا" تا وارث او و وارث آل یعقوب گردد.

 


اساسا" امیدواری زمان، مکان، جایگاه خاص نمی شناسد بلکه باید به مهربانی خداوند ایمان و امید داشت. حضرت زکریا با توکل و تلاش و حُسن ظن و امید واری به رحمت بی کران الهی به این مهم دست یافت و خداوند در آیه هفتم سوره مریم می فرماید: ای زکریا همانا ما تو را به فرزندی که نامش یحیی است بشارت میدهیم.
محمد جواد غلامی دارابی.

 

 

 

نظر دامنه

 

به نام خدا. سلام جناب حجت الاسلام غلامی. ممنونم. بیفزایم که آری همین گونه است که نوشتی. ابوسعید ابوالخیر چه عالی سروده است:

 

از درگه همچون تو کریمی هرگز

نومید کسی نرفت و من هم نروم

 

و نیز سعدی

 

خداوندی چنین بخشنده داریم
که با چندین گنه امیدواریم


که بگشاید دری کایزد ببندد
بیا تا هم بدین درگه بزاریم


خدایا گر بخوانی ور برانی
جز انعامت دری دیگر نداریم

 

بقیه ادامه

ادامه مطلب...
۰۳ شهریور ۹۷ ، ۱۱:۳۴ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

مقابله اسلام با سه اصل جاهلیت

زن در اسلام


به قلم حجت الاسلام محمدجواد غلامی دارابی: سلام و عرض ادب محضر اساتید و دوستان فرهیخته. دوران عرب به سه دسته تقسیم می شود:


۱_  دوران سباء و حمیریان
۲_ دوران جاهلیت
۳_ دوران اسلامی

 


در زمان جاهلیت (۲۰۰ سال قبل از بعثت پیامبر) که پیامبر اسلام (ص) چهل سال در آن زیست. نگاه به زن در این دوران، شییء انگارانه بود. چه در نکاح و نیز چه در طلاق و حتی در اجتماع، زن از حقوق اولیه هم بر خوردار نبود اما با ظهور اسلام  با سه اصل جاهلیت مقابله شد:

 


۱_ اصل مرد بودن:  با اسلام آوردن حضرت خدیجه با اصل مرد سالاری مبارزه شد.
۲_ اصل مُسن بودن، با ایمان مولا حضرت علی ع در نو جوانی به پیامبر ص این اصل بی پایه شد.
۳_ اصل آزاد بودن. که با آزادی زید بن حادثه توسط پیامبر ص این اصل هم ضایع شد.
بنابر این با ظهور اسلام و تلاش گسترده پیامبر اعظم (ص) زن جایگاه واقعی خود را پیدا کرد. با سپاس جناب آقای طالبی عزیز.

 

توضیح دامنه

دامنه: به نام خدا. سلام جناب شیخ غلامی بزرگوار و گرامی. من، از جمعی در جایی پرسش به عمل آورده بودم که «اسلام از حقوق زنان کاست؟ یا بر آن افزود؟» این جواب مستدل و مستند جناب غلامی بود بر آن جمع؛ که بر من، این گونه متن نگاری، تازگی داشت. جای تقدیر دارد و سپاس.

۱۲ مرداد ۹۷ ، ۰۶:۲۶ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

استدلال و منطق و آثار بحث های آزاد

دو دیدگاه

پست 6619


مهندس محمد عبدی سنه کوهی: سلام بنده حقیر به جناب حجت الاسلام غلامی عزیز. به احترام مقام روحانیت اصیل که فصل الخطاب امثال ما هستند و حفظ شان آنان بر امثال بنده واجب بر نظرشان احترام گذاشته و محاجّه نمی کنم.

 

 

اما یک نکته را عرض نمایم که اصولا عصبی و ناراحت بودن و با عصبانیت قلم زدن را حداقل بنده انقلابی گری نمی دانم چرا که در غلیان عصبانیت چیزی که حاکم بر سرشت آدمی است احساس است و از دید بنده احساسی بودن انقلابی گری نیست و باید در محیطی بدون توهین و تشر و عصبنیت متون انقلابی با استدلال حق و حقیقت نوشت نه کتمان تاریخ.

 


اما اگر از دید شما و دوستان، انقلابی گری و انقلابی بودن یعنی غلیان احساسات و عکس العمل در اوج احساس بنده تسلیم و دیگر حرفی ندارم اما اینکه سکوت شما در برابر اتهامهای متنوع دوست و برادر کبلاقا ابراهیم به عنوان قضاوت عدالت طلبانه مورد انتظار بوده و هست . موفق باشید و پایدار

 

 

حجت الاسلام محمدجواد غلامی دارابی: درود بر شما جناب مهندس عبدی عزیز. من در پاسخ های آقای طالبی (اینجا) (اینجا) (اینجا) عصبانیت و یا توهین ندیدم، ضمناً با شما موافقم که انقلابی گری باید همراه با استدلال و منطق باشد.

 

احساس می کنم در جواب ایشون هم همین اصول رعایت شد، البته در مقام داوری عادلانه بین نظر جناب عالی و جناب دامنه نبودم بلکه با جواب های ایشون موافقم. برای جناب عالی آرزوی توفیق روز افزون دارم.

 

 


دامنه: سلام جنابان آقای شیخ غلامی و  مهندس عبدی. من از شما جناب شیخ، بابت توجه دادن به جناب عبدی به سیر منطقی پاسخِ دامنه، ممنونم. شما را همیشه انسانی منطقی و روحانی یی بافضل و کمالات یافته ام. در این بحث نیز، رأی جناب عالی را صائب می دانم.

 


درود بر شما و مهندس محمد عبدی که همیشه حرف حق را پس از بررسی، نهایتاً می پذیرد و این؛ از حُسن خُلق این رفبق گرامی مشترک مان است. بحث های جدّی همیشه به دعواها شباهت دارد ولی مثل فرهنگ زیبای طلبگی، پس از مباحثۀ چالشی و داد و قال، با یک استکان چای، پایان می یاید. مهم آن علم و آثاری ست که از میان بحث ها ساطع می گردد. پایان.

۰۸ مرداد ۹۷ ، ۰۵:۰۶ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۱
دامنه |

باید در برابر ارتجاع نوین سلطنت پرستان ایستاد

جناب غلامی


سلام. جواب های شما به مهندس عبدی (اینجا) (اینجا) و جناب دهقان (اینجا) بسیار مستدل و متقن بود. سپاس. انصافاً کار شما انقلابی و قابل ستایش است.
 


دامنه: سلام جناب آقای غلامی. دیدگاه شما را در دامنه منعکس کرده ام تا قوت قلبی بر خوانندگان شریف باشد. زیرا اساساً مجموعه نظرات روحانیت، برای اهل ایمان، چراغ راه است و گم نشدن در شوره زار. باید از چارچوب های انقلاب، عقاید شیعه و نیز سالها تلاش و مبارزات روحانیت وارسته بی هیچ ترس و شرمندگی دفاع کرد. و باید در برابر ارتجاع نوین سلطنت پرستان ایستاد؛ منطقی و شجاعانه و قاطع و بی رودربایستی. کوتاه بیاییم، جوّ، آلوده و آغشته به انواع شُبهات و چرندیات می شود. و آقای مهندس محمد عبدی رفیق ما _که خود از انقلابیون است و در صحنه های مهم انقلاب همیشه حضور داشته_ به یقین دیدگاه شما را به عنوان یک روحانی روشن و آگاه، هضم می کند و تأمل. ممنونم آقا.

۰۷ مرداد ۹۷ ، ۱۴:۲۲ ۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

برترین دو دینار

آغاز انفاق

 

به قلم حجت الاسلام محمدجواد غلامی دارابی: به نام خدا، درود بر شما، امام رضا علیه السلام فرمود: مردی، دو دینار، نزد پیامبراکرم (ص) آورد و گفت: ای پیامبر خدا! می خواهم این دو دینار را در راه خدا بپردازم.
 

فرمود: «آیا والدین تو، یا یکی از آن دو، زنده اند؟». گفت: آری.


 

فرمود: «برو و این دو دینار را خرج والدینت کن؛ زیرا این کار برای تو، بهتر از آن است که در راه خداوند، انفاقشان کنی».
 

مرد، بازگشت و چنین کرد. سپس دو دینار دیگر آورد و گفت: آن کار را کردم و اینک این دو دینار را می خواهم در راه خدا بدهم.
 

 

فرمود: «آیا فرزندی داری؟». گفت: آری.
 

 

فرمود: «برو و آنها را خرج فرزندت کن؛ زیرا این کار برای تو، بهتر از آن است که در راه خداوند، انفاقشان کنی».
 

مرد، باز گشت و چنین کرد. پس دگر بار، دو دینار دیگر آورد و گفت: ای پیامبر خدا! آن کار را کردم، و اینها دو دینار دیگرند و می خواهم آنها را در راه خداوند، انفاق کنم.
 

فرمود: «آیا همسر داری؟». گفت: آری.
 

فرمود: «آنها را خرج همسرت کن؛ زیرا این کار، برایت بهتر از آن است که در راه خداوند، انفاقشان نمایی».
 

مرد، بر گشت و چنین کرد. پس باز، دو دینار دیگر آورد و گفت: ای پیامبر خدا! آن کار را کردم، و اینها دو دینار دیگرند که می خواهم در راه خدا انفاق کنم.
 

فرمود: «آیا خدمتکاری داری؟». گفت: آری.
 

فرمود: «آنها را خرج خدمتکارت بکن؛ زیرا این کار، برایت بهتر از آن است که در راه خداوند، انفاقشان کنی».
 

مرد چنان کرد. آن گاه دو دینار دیگر آورد و گفت: ای پیامبر خدا! اینها دو دینار دیگرند که می خواهم در راه خدا بدهم.

 


فرمود: «بده، و بدان که این دو دینار، برترین دو دینار تو نیست ؛ بلکه ثواب آن دینارهای قبلی، از ثواب اینها بیشتر است» (دانشنامه قرآن و حدیث ج 3 ص 534.)
 

میلاد امام رضا (ع) بر شما و عاشقان آن امام رئوف مبارک باد.
محمد جواد غلامی دارابی.

 

نظر دامنه

 

به نام خدا. سلام. این گونه داستان های راستان، فرهنگ سازی می کند. فقط بگویم این شرح انفاق موجب بخیلی نشود. چون رسول خدا (ص) با این حرکت زیبا اولویت های انفاق را آموختند. سپاس جناب شیخ غلامی.

۰۳ مرداد ۹۷ ، ۱۲:۴۹ ۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

هراس دشمنان

رهبرِ عادل


به قلم حجت الاسلام محمدجواد غلامی دارابی: به نام خدا. درود بر شما جناب دامنه و همه خوانندگان عزیز، دهه کرامت را به ارادتمندان و عاشقان اهل بیت عصمت و ولایت (علیهم السلام) تبریک و تهنیت عرض می‌کنم.

 


 

از مباحث خوب جناب عالی و دوستان بسیار صمیمی جناب سید علی اصغر شفیعی و جناب حاج سیدتقی شفیعی و... در این دو پست: (اینجا و اینجا) بهره بردم، حقیر نیز در تکمیل مطالب دوستان نکته ای را تقدیم می کنم.

 

 

اساسا" باید توجه داشت که دشمنان اسلام و مسلمانان، بیش از خود قانون آسمانی، از قانون‏ شناسی که بتواند قانون الهی را تبیین، تعلیل، و دفاع علمی، قاطعانه پیاده کند هراسناکند و با انتخاب رهبر است که بیگانگان مأیوس و ناامید می‏شوند؛ چرا که تنها با وجود رهبر قانون‏ شناس و عادل و توانا است که دین الهی به اجرا درمی‏آید و ظهور می‏کند.

 

 

 

فیلسوف عالیقدر حضرت آیت الله العظمی جوادی آملی در این باره می فرمایند:

 

 

دشمنان اسلام، در زمان پیامبر اسلام‏ صلی الله علیه و آله و سلم، به این امید نشسته بودند که لااقل پس از رحلت آن حضرت، کتاب قانون، بدون "مجری‏" بماند و آنگاه، با این قانون مکتوب و نوشته شده، به خوبی می‏توان کنار آمد وآن را به دلخواه خود تفسیر کرد. اما وقتی برای این کتاب، مجری و مفسری به نام علی‏ بن ابی‏طالب(ع) نصب شد و او، امیر مؤمنان و رهبر جامعه اسلامی گشت، آن دشمنان به کمین نشسته، ناامید گشتند و آیه شریفه "الیوم یئس الذین کفروا من دینکم فلا تخشوهم واخشون‏ " (68) در همین باره نازل شد.

 

 

خدای سبحان می‏فرماید: امروز که روز نصب ولایت است، کافران از دین شما و از اضمحلال و به انحراف کشیدن آن ناامید گشتند; پس دیگر از آنان هراسی نداشته باشید و از غضب خدا بترسید که در اثر سستی و کوتاهی‏تان شامل شما گردد. اگر دین خدا را یاری کنید و پشت‏ سر ولی خدا و رهبر خود حرکت نمائید، خدایی که همه قدرت‏ها از ناحیه اوست، حافظ و نگهدار و ناصر شما خواهد بود: "ان تنصروا الله ینصرکم ویثبت اقدامکم‏.

محمد جواد غلامی دارابی

 

 

جواب دامنه

 

به نام خدا. سلام جناب غلامی. ممنونم مباحث دامنه و دامنه نویسان را پی گرفتی و آن گاه در بحث شرکت جُستی. حضور عالمانۀ دامنه نویسان و جناب عالی بزرگترین پشتوانۀ دامنه و دامنه خوانان شریف است. جناب عالی به فراست، وجود رهبر قانون‏ شناس و عادل و توانا را به بحث ما آوردی. و این نکته بحث ما را به کمال نزدیک تر ساخت. سپاس.

۰۱ مرداد ۹۷ ، ۱۳:۴۳ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

پیام یک ایرانی مقیم هلند

در ایران چه خبره؟

 


به قلم حجت الاسلام محمدجواد غلامی دارابی: به نام خدا، درود بر شما. ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﻫﺎﯼ ﻣﻘﯿﻢ ﻫﻠﻨد ﭼﻨﯿﻦ ﭘﯿﺎﻣﯽ ﺑﻪ ﺩﻭﺳﺘﺶ ﺩﺭ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺩﺍﺩﻩ، ﮐﻪ ﺧﻮﺍﻧﺪﻧﺶ ﺧﺎﻟﯽ ﺍﺯ ﻟﻄﻒ نیست ﺩﺭ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﭼﻪ ﺧﺒﺮ ﺍﺳﺖ؟!

 


ﺑﺎﻭﺭ ﮐﻨﯿﺪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺳﻪ ﺳﺎﻝ ﻭ ﻧﯿﻢ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺩﺭ ﻫﻠﻨﺪ، ﻫﻨﻮﺯ ﮐﻪ ﻫﻨﻮﺯ ﺍﺳﺖ ﺩﺭ ﺧﺎﻧﻪ ﯾﮏ ﻫﻠﻨﺪﯼ، ﯾﺨﭽﺎﻝ ﺳﺎﯾﺪ ﺑﺎﯼ ﺳﺎﯾﺪ ﻧﺪﯾﺪﻩﺍﻡ! ﻧﻪ ﺩﺭ ﺧﺎﻧﻪ ﺭﯾﯿﺲ ﺩﺍﻧﺸﮑﺪﻩ، ﻧﻪ ﻣﺪﯾﺮ ﮔﺮﻭﻩ، ﻧﻪ ﺍﺳﺘﺎﺩ، ﻧﻪ ﺻﺎﺣﺒﺨﺎﻧﻪ، ﻧﻪ ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ ﻭ ﻧﻪ ﺟﺎﯼ ﺩﯾﮕﺮ..!

 

 

ﺷﺎﯾﺪ ﺑﺎﻭﺭﺵ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺎ ﮐﻪ ﺩﺍﺧﻞ ﮐﺸﻮﺭ ﻫﺴﺘﯿﻢ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺳﺨﺖ ﺑﺎﺷﺪ ﻭﻗﺘﯽ ﺍﯾﻨﺠﺎ ‏(ﺩﺭ ﻫﻠﻨﺪ‏) ﻣﯽﺑﯿﻨﯽ ﮐﻪ ﺩﺧﺘﺮ ﻭ ﭘﺴﺮﯼ ﮐﻪ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﻨﺪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﻭﻟﯿﻪﺷﺎﻥ ﺭﺍ ﺷﺮﻭﻉ ﮐﻨﻨﺪ، ﺍﻭﻻً ﺍﯾﻨﮕﻮﻧﻪ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﻭﺳﺎﯾﻞ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺭﺍ ﺁﻥ ﻫﻢ ﺍﺯ ﭼﻨﺪ ﻧﻮﻉ ﻭ ﭼﻨﺪ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ.

 

 

ﺑﻠﮑﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﻭﺳﺎﯾﻞ ﺿﺮﻭﺭﯼ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺭﺍ ﺍﺑﺘﺪﺍﯼ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺧﺮﯾﺪ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﺑﻌﺪ ﮐﻢ ﮐﻢ ﺑﺎ ﮔﺬﺷﺖ ﺯﻣﺎﻥ ﻭﺳﺎﯾﻞ ﺩﯾﮕﺮﺷﺎﻥ ﺭﺍ ﺧﻮﺩﺷﺎﻥ ﺗﻬﯿﻪ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﺟﺎﻟﺐﺗﺮ ﺁﻧﮑﻪ ﺑﺮﺧﯽ ﻟﻮﺍﺯﻡ ﺿﺮﻭﺭﯼ ﺯﻧﺪﮔﯽ، ﺑﺮﺍﯼ ﺷﺮﻭﻉ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺭﺍ ﺣﺘﯽ دﺳﺖ ﺩﻭﻡ ﺗﻬﯿﻪ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﻟﺒﺎﺳﺸﻮﯾﯽ، تلویزیون و...
 

 

ﻣﻬﻤﺎﻧﯽ ﻭ ﻋﺮﻭﺳﯽﻫﺎﯾﯽ ﻫﻢ ﮐﻪ ﺑﺮﮔﺰﺍﺭ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ، ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺳﺎﺩﻩ است. ﺍﯾﻨﮕﻮﻧﻪ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﮐﻤﺮ ﭘﺪﺭ ﻭ ﻣﺎﺩﺭ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﻋﺮﻭﺱ ﻭ ﺩﺍﻣﺎﺩ ﺑﺮﺍﯼ ﺷﺐ ﻋﺮﻭﺳﯽ ﺑﺸﮑﻨﺪ.

 

ﺩﺭ ﻫﻠﻨﺪ ﻭ ﺑﺮﺧﯽ ﮐﺸﻮﺭﻫﺎﯼ ﺩﯾﮕﺮ، ﻋﺮﻭﺱ ﻭ ﺩﺍﻣﺎﺩ ﺿﻤﻦ ﺩﻋﻮﺕ نزﺩﯾﮏﺗﺮﯾﻦ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﻭ ﺍﻗﻮﺍﻡﺷﺎﻥ، ﺍﺯﺩﻭﺍﺝﺷﺎﻥ ﺭﺍ ﺩﺭ ﮐﻠﯿﺴﺎ ﻭ ﺑﻌﺪ ﺩﺭ ﺷﻬﺮﺩﺍﺭﯼ ﺛﺒﺖ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﺑﻌﺪ ﺑﻪ ﯾﮏ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥ ﺭﻓﺘﻪ ﻭ ﺗﻤﺎﻡ ﻣﺮﺍﺳﻢ ﻋﺮﻭﺳﯽ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻫﻤﺎﻥ ﺷﺎﻡ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥ ﺧﺘﻢ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ.

 


ﺁﻧﻬﻢ ﻧﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﻭﯾﺴﺖ ﻭ ﭘﻨﺠﺎﻩ ﯾﺎ ﭘﺎﻧﺼﺪ ﻧﻔﺮ ﻣﻬﻤﺎﻥ بلکه ﻧﻬﺎﯾﺖ ﺳﯽ ﯾﺎ ﭼﻬﻞ ﻧﻔﺮ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﻫﻢ ﺧﯿﻠﯽ ﺩﺳﺖ ﺑﺎﻻ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﮐﺮﺩﻡ. ﺣﺎﻻ ﺗﺼﻮﺭﺵ ﺭﺍ ﺑﮑﻨﯿﺪ ﮐﻪ ﯾﮏ ﺩﺧﺘﺮ ﻭ ﭘﺴﺮ ﺩﺭ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺑﺨﻮﺍﻫﻨﺪ ﺯﻧﺪﮔﯽﺷﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺑﺮﺧﯽ ﻭﺳﺎﯾﻞ ﺩﺳﺖ ﺩﻭﻡ ﺷﺮﻭﻉ ﮐﻨﻨﺪ !!!!
 

 

 

ﺑﺎﻭﺭ ﮐﻨﯿﺪ ﺍﯾﻦ ﺭﯾﺨﺖ ﻭ ﭘﺎﺷﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻫﺎﯼ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﻣﺮﺳﻮﻡ ﻭ ﻣﻌﻤﻮﻝ ﺷﺪﻩ، ﺩﺭ ﺍﺭﻭﭘﺎ ﻭ ﺑﻪ ﻭﯾﮋﻩ ﻫﻠﻨﺪ ﻣﺮﺳﻮﻡ ﻭ ﻣﻌﻤﻮﻝ ﻧﯿﺴﺖ، ﺑﻠﮑﻪ ﻋﺠﯿﺐ ﻭ ﻏﯿﺮﻣﻨﻄﻘﯽ ﺍﺳﺖ. ﺑﻠﻪ ﺍﯾﻦ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﺗﺠﻤﻞﮔﺮﺍﯾﯽ ﻭ ﻣﺼﺮﻑﺯﺩﮔﯽ ﻭ ﭼﺸﻢ ﻭ ﻫﻢ ﭼﺸﻤﯽ ﻣﺎ ایرانی هاست. ﺷﺎﯾﺪ ﺟﻬﺎﻥ ﺳﻮﻣﯽ ﺑﻮﺩﻥ؛ ﯾﻌﻨﯽ ﻫﻤﯿﻦ.....یعنی زندگی کردن برای بقیه... !!
محمد جواد غلامی دارابی.

 

پاسخ دامنه

 

به نام خدا. سلام به شما

 

من می خورم غذارو

شکر می کنم خدارو

 

اسراف نمی کنم من

تو خوردن  آشامیدن

 

تو مدرسه تو خونه

حتما یادم می مونه

 

مداد نمی تراشم

وقتی نوکش بلنده

 

ورق نمی کَنم من

تا دفترم بخنده

(منبع)

۰۷ تیر ۹۷ ، ۱۴:۲۴ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

بین گلها زشت یا زیبا مکن

عشق و لرزیدن دل

 

حجت الاسلام محمدجواد غلامی دارابی: به نام خدا، درود بر شما. ضمن یادآوری ماجرای جالب دکتر حسابی از پروفسوری با لباس چوپانی (اینجا) این شعر هدیه می شود:

 

 

عشق را بی معرفت معنا مکن
زر نداری مشت خود را وا مکن


گر نداری دانش ترکیب رنگ
بین گلها زشت یا زیبا مکن


خوب دیدن شرط انسان بودن است
عیب را در این و آن پیدا مکن


دل شود روشن زشمع اعتراف
با کس ار بد کرده ای حاشا مکن


ایکه از لرزیدن دل آگهی
هیچ کس را هیچ جا رسوا مکن


زر بدست طفل دادن اَبلهیست
اشک را نذر غم دنیا مکن


پیرو خورشید یا آئینه باش
هرچه عریان دیده ای افشا مکن

(مولانا)

 

 


 

 

 

پاسخ دامنه

 

به نام خدا. سلام. ممنونم. و من بیفزایم که مرحوم پریش شهرضائی شعر عشق مولانا را این چنین زیبا «استقبال» کرده است. استقبال شعری، چنانچه همگان می دانند یعنی سرودن یک شعر بر وزن و قالب یک شعر _معمولاً معروف_ دیگر؛ که اگر این تقلید همراه با طنز و شوخی باشد، به آن نقیضه می گویند.

 

ای بس آبادی که بوم یوم شد
بر سر یکمُشت گِل دعوا مکن


چون خدا بر تو خدائی میکند
اضطراب از روزی فردا مکن


متّحد گردید وطوفان شد نسیم
دوستی با بیسر وبی پا مکن


پشت بر محراب دل کردن خطاست
قامتت را جای دیگر تا مکن


چون بشمعی میرسی پروانه باش
وز نگاه این آن پروا مکن


پیش بیرنگان که مست حیرتند
گر دورنگی میکنی با ما مکن


گر زآب بِرکه میترسی پریش
دعوی غوّاصی دریا مکن

(بهرام سیاره متخلص به پریش شهرضایی)

۳۱ خرداد ۹۷ ، ۰۸:۵۱ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

ارزش واقعی انسان به چیست؟

از جا بلند شوید

 

به قلم حجت الاسلام محمدجواد غلامی دارابی: به نام خدا. درود بر شما، علّامه محمّد تقی جعفری نقل میکرد: عدّه‌‌‌ای از جامعه‌‌‌شناسان برتر دنیا در «دانمارک» جمع شده بودند تا درباره موضوع مهمّی به بحث و تبادل نظر بپردازند. موضوع این بود: ارزش واقعی انسان به چیست؟


 

 

برای سنجش ارزش خیلی از موجودات، معیار خاصّی داریم، مثلاً معیار ارزش طلا به وزن و عیار آن است. معیار ارزش بنزین به مقدار و کیفیّت آن است. معیار ارزش پول، پشتوانه آن است. 
 

 

امّا معیار ارزش انسان‌‌‌ها در چیست؟

 

 

هر کدام از جامعه شناس‌‌‌ها صحبتهایی داشتند و معیارهای خاصّی را ارائه دادند. وقتی نوبت به بنده رسید، گفتم: اگر میخواهید بدانید یک انسان چقدر ارزش دارد، ببینید به چه چیزی علاقه دارد و به چه چیزی عشق میورزد.

 


کسی که عشقش یک آپارتمان دو طبقه است در واقع ارزشش به مقدار همان آپارتمان است.


کسی که عشقش ماشینش است، ارزشش به همان میزان است،


امّا کسی که عشقش خدای متعال است، ارزشش به اندازۀ خداست.


علّامه جعفری فرمودند: من این مطلب را گفتم و پایین آمدم. ولی جامعه شناسهایی که صحبتهای مرا شنیدند، برای چند دقیقه روی پای خود ایستادند و کف زدند. وقتی تشویق آنها تمام شد، من دوباره بلند شدم و گفتم:

 


عزیزان! این کلام از من نبود. بلکه از شخصی به نام علی علیه السلام) است. آن حضرت در «نهج البلاغه» میفرمایند: «قِیمَةُ کُلِّ امْرِئٍ مَا یُحْسِنُه ُ؛ ارزش هر انسانی به اندازه چیزی است که دوست می دارد.» 
 

 

وقتی این کلام را گفتم، دوباره به نشانه احترام به وجود مقدّس امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) از جا بلندشدند، و دوباره کف زدند.

 

 

پاسخ دامنه

 

 

به نام خدا. سلام. من هم از جا بلند شدم و کف زدم و صلوات فرستادم و روح من هم با این سخن نابِ حضرت مولا امام علی_علیه السلام_ بال درآورد و با پَرِ پرواز، به وَجد درآمد و آنی به بلندا رفت. ممنونم جناب آقای غلامی که با این متن برگزیده و آرام بخش، امروزمان را آگاهی و دانش بخشیده ای. سپاس، سپاس.

۲۹ خرداد ۹۷ ، ۰۹:۱۱ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

عبودیت انسان

دامنۀ نویسندگان
 

 

به قلم حجت الاسلام محمدجواد غلامی دارابی: به نام خالق زیبایی، درود بر شما و همه خوانندگان عزیز و روزه دار. رمضان ماه بندگی و معیار پاکی انسان است. بندگی حق. هدف از آفرینش و جوهره ی هستی انسان و معنا دهنده سرشت انسانیت اوست. بندگی یعنی آراسته شدن به کمالات اسما و صفات الهی.

 


مرحوم فیض کاشانی در دیوان اشعار خود هنرمندانه عبودیت انسان در محضر معبود را می سراید و می گوید:


 

یا رب بریز شهد عبادت بکام ما
ما را زما مگیر بوقت قیام ما


تکبیر چون کنیم مجال سوی مده
در دیدهٔ بصیرت والا مقام ما


ابلیس را به بسمله بسمل کن و بریز
ز امّ الکتاب جام طهوری بکام ما


وقت رکوع مستی ما را زیاده کن
در سجده ساز ذروهٔ اعلی مقام ما


وقت قنوت ذرّهٔ از ما بما ممان
خود گوی و خود شنو ز
لبِ ما پیام ما


در لجّهٔ شهود شهادت غریق کن
از ما بگیر مائی ما سلام ما


هستی زهر تمام، خدایا تمامتر کن
شاید اگر تمام کنی ناتمام ما


فیض است و ذوق و بندگی و عشق و معرفت
خالی مباد یکدم از این شهد کام ما

(ملامحسن فیض کاشانی. غزل 38)

 

دامنه: سلام و درود بر شما. بجا بود از فیض، که به فیض رساند

۰۶ خرداد ۹۷ ، ۱۹:۲۹ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
دامنه |

تسلیت ها به خاندان شفیعی

پیام های تسلیت



به قلم حجت الاسلام محمدجواد غلامی دارابی: "کل من علیها فان و یبقی وجه ربک ذوالجلال و الاکرام". استاد بزرگوارم جناب حجت الاسلام والمسلمین حاج سید محمد شفیعی مازندرانی، ضایعه درگذشت برادر مهربان و مومنتان، مرحوم کربلایی سید حسن شفیعی را از صمیم قلب تسلیت عرض می کنم.
 

 

خداوند متعال روح پاکش را با مولایش علی (ع)  محشور نماید و به اخوان و بازماندگان صبر جزیل عنایت فرماید. روحش شاد و مشمول رحمت واسعه الهی باد... محمد جواد غلامی دارابی.
 

پاسخ دامنه

 

سلام جناب آقای غلامی. از عنایت شما بسیارممنونم. از خدا برای والدین کرام تان آرزوی طول عمر بابرکت آرزو دارم.

 

 

به قلم حجت الاسلام مالک رجبی دارابی: انّا لله و انّا الیه راجعون. استاد ارجمند حضرت حجه الاسلام حاج آقا شفیعی مازندارنی دامت برکاته.
 

باخبر شدیم برادر رزمنده  و خوشنام و مداح و محب اهل بیت عصمت و طهارت سید ابوالحسن شفیعی دارابی عزم سفرابدی نموده است. این ضایعه ی دردناک را به شما استاد  ارزشی و موفق در عرصه حوزه و دانشگاه و معارف الهی و برادران شریف و ولایتمدار و تمام بستگان و بازماندگان مخصوصا خانواده ی داغدار و همه بستگان سببی و نسبی تسلیت و تعزیت عرض می نمایم.

 

امیدوارم آن عزیز سفر کرده مشمول رحمت واسعه  ی حق تعالی  و همنشین ائمه اطهار علیهم السلام قرار گیرد و خداوند به شما استاد ارجمند و دیگر اخوان و تمامی بازماندگان صبر و اجر کرامت فرماید و از درگاه ایزد منان، علو درجات آن فقید سعید را مسالت دارم. روحش شاد یادش گرامی باد. حوزه ی علمیه قم. مالک رجبی دارابی. 23 اردیبهشت 1397.

 

 

پاسخ دامنه

 

سلام جناب شیخ مالک. از لطف و کمالِ شما ممنونم. از خدا برای رفتگان شما خصوصاً مادر گرامی تان طلب غفران دارم.

 

مرحوم حاج سیّدرضا شفیعی دارابی و همسر مرحومۀ مکرّمه اش (والدین مرحوم سید حسن) که 25 آبان 1395 در دامنه ایشان را معرفی کرده بودم: (اینجا)

 

 

 

به قلم مهندس محمد عبدی سنه کوهی: سلام. امروز حالم بسیار بسیار خراب و ناراحت بودم و با شنیدن خبر درگذشت جناب آقا سید حسن شفیعی تالُّم و تاثرم چندبرابر شد و از قضا و قدر الهی انگشت حیرت به دندان گزیدم و خود را تسلیم امر الهی یافتم که همه چیز ما دست تقدیر اوست. خدایش بیامرزاد.


این ضایعه مولّمه و این غم فراق بزرگ را به خاندان بزرگوار شفیعی خاصه برادران بزرگوارش که از دوستان بسیار خوب و دیرین هستند تسلیت و تعزیت عرض نموده، علو درجات برای آن فقید سعید و صبر و اجر عظیم برای بازماندگان و دوستان از درگاه باری تعالی مسئلت دارم. ما را در غم خود شریک بدانید.

 

پاسخ دامنه

 

سلام رفیق مان مهندس عبدی. از اخلاق نیکوی شما در همدردی با خاندان سادات گرامی حاج سیدرضا شفیعی ممنونم.

۲۳ ارديبهشت ۹۷ ، ۰۷:۱۷ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

شعر مُخمّس شیخ بهایی


به قلم حجت الاسلام محمدجواد غلامی دارابی: به نام خدا، درود بر شما. سوم اردیبهشت مصادف با سالروز تولد دانشمند، فیلسوف و فقیه نامور شیعی مرحوم شیخ بهایی است که روز معمار نامیده شده است. ضمن تبریک این روز به جامعه معماران، مهندسین و اهالی هنر، شعر (مُخمَّس) دلنواز و معروف آن  دولتمرد دوران صفوی، را تقدیم می کنم:
محمد جواد غلامی دارابی، تهران، دانشگاه هنر.




تاکی به تمنای وصال تو یگانه

اشکم شود از هر مژه چون سیل روانه

خواهد به سر آید، شب هجران تو یانه؟

ای تیر غمت را دل عشاق نشانه

جمعی به تو مشغول و تو غایب ز میانه



رفتم به در صومعهٔ عابد و زاهد

دیدم همه را پیش رخت راکع و ساجد

در میکده رهبانم و در صومعه عابد

گه معتکف دیرم و گه ساکن مسجد

یعنی که تو را می‌طلبم خانه به خانه

بقیه ادامه
ادامه مطلب...
۱۰ ارديبهشت ۹۷ ، ۰۸:۴۲ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

چرا اسلام در عربستان ظهور کرد؟

 

 

به قلم حجت الاسلام محمدجواد غلامی دارابی: به نام خدا، درود بر شما،  ظهور اسلام در عربستان دارای علتهای متعددی است که به برخی از آنها اشاره می کنم:


1 ـ  هر دین برای اثبات حقانیت خود به معجزه ای نیاز دارد. در زمان ظهور اسلام ادبیات عرب به رشد و پیشرفت قابل توجهی رسیده بود و همین امر موجب شد تا اسلام معجزه اصلی خود را قرآن و به زبان عربی قرار دهد. و از آنجا که مهد زبان عربی جزیرة العرب بوده، باید این دین و معجزه اش در آنجا ظهور کند تا معجزه بودن آن به خوبی بر همگان آشکار گردد.



 




2ـ هر دینی در ابتداء ظهور از نظر توانائی دفاع از خود و پیروانش در وضعیت بالائی نیست و ممکن است در مقابل طوفان حملات و لشکرشی های دشمنان توان مقابله و دفاع از خود را نداشته باشد. بنابر این لازم است تا رسیدن به توانائی مطلوب در شرایطی رشد کند که کمتر دچار آسیب ها شود. و از آنجا که منطقه حجاز به دلیل نامساعد بودن شرایط آب و هوائی و جغرافیائی، منطقه ای بکر و دست نخورده بوده و مردم آنجا مردمی جنگ جو بودند، هیچ یک از قدرتهای موجود آن زمان، (امپراطوریهای غربی و شرقی) طمع و تمایلی برای لشکرکشی به آن جا را نداشتند. به همین جهت محیط بسیار مناسبی برای این منظور بود. زیرا تا زمانی که این نهال نوپا بتواند ریشه های خود رامحکم کرده و بتواند شاخسار خود را به سوی دور دست ها بگستراند، د ر این منطقه از هر گونه گزندی در امان بود.



3ـ نبودن حکومت مرکزی قوی در منطقه حجاز، و وجود نظام قبیله ای و طایفه ای در آن منطقه موجب می شد تا از نظر سیاسی و نظامی، مانعی بر سر راه این دین نوپا وجود نداشته و امکان پیشرفت دعوت و تبلیغ در آن جا بیشتر فراهم باشد.



4 ـ وجود برخی خصلت ها و اخلاقیات مثبت در نژاد عرب که با ظهور اسلام به شکوفایی و اعتلاء رسید، نظیر توانایی تحمل شداید و سختیها و داشتن روحیه دلاوری و شجاعت و سلحشوری و آشنایی با جنگ و درگیری و پای بندی به پیمان و قرار داد و وفاداری نسبت به آن.... این ها خصلت هایی بود که اسلام برای تحمل سختی ها و محدودیت ها و مقابله با دشمنان خود در آینده به آنها نیاز فراوان داشت و پیامبر اکرم (ص) و مسلمانان توانستند با بهره برداری از این خصلت ها، آزار و اذیت های مشرکین ومشکلات محاصره اقتصادی شِعب ابی طالب و جنگ ها و ...را تحمل کرده و به پیروزی دست یابند.



5- وقتی خداوند متعال اراده نمود که آخرین و مهمترین رسول خود را در زمان خاصی برای هدایت مردم بفرستد، می بایست زمینه های طهارت و اصالت و قداست خانوادگی این فرد را در طول تاریخ حفظ نماید و چنین به نظر می رسد که بهترین محیط برای حفظ نژاد اصیل رسول خدا(ص)، در طول تاریخ، منطقه حجاز بوده است. زیرا اولا دور از قدرتهای ظالم و ستمگر و انحرافات فکری آنها بوده، و مردمان طالب پاکی و طهارت می توانستند بر همان فطرت پاک انسانی خود، حرکت نمایند و وجود افراد منحرف در آن جامعه، چون طبق طبیعت آزاد خود مشی می کردند، مانع جدی در مسیر حرکت فطری و مقدس این خاندان نبوده اند. علاوه این که محیط زندگی هر قدر پر مشقت تر باشد، زمینه بهتری برای پرورش و تربیت روحی قوی و مستحکم و فولادین فراهم می آورد.


 
ناز پرورده تنعُّم نبرد راه به دوست
عاشقی شیوه رندان بلاکش باشد

 

از نظر دانشمندان علوم طبیعی قدیم، هر منطقه ای که به خط استوا نزدیکتر باشد، زمینه پرورش جسم و مزاج معتدل در آنجا بیشتر است و هر چه مزاج و جسم معتدل تر باشد، قابلیت برای پذیرش روح و نفس معتدل تر در او بیشتر است.



و شاید به خاطر همین جهات بوده، که حضرت ابراهیم خلیل الله به دستور خداوند، حضرت اسماعیل (که نیای اصل پیامبر(ص) است) و مادرش حضرت هاجر را از منطقه فلسطینی و شامات به سوی منطقه بیابانی حجاز کوچ می دهند، و این مادر و فرزند، و جناب حضرت ابراهیم، در این مسیر مورد امتحانات متعدد الهی واقع می شوند و همه اینها در واقع، مقدمه چینی و زمینه سازی ظهور و تولد رسول گرامی اسلام(ص) در این منطقه بوده است. بعثت نبی مکرم اسلام حضرت محمد (ص) را به همه مسلمانان جهان بویژه عاشقان اهل بیت آن حضرت تبریک و تهنیت عرض می کنم. محمد جواد غلامی دارابی.

 


جواب دامنه

به نام خدا. سلام من هم به شما. بحث را بادقت خواندم. نکات قابل بحثی ست و شما هم جنبه های مهمی را نوشته ای. ممنونم از شما بایت متن های تان در دامنه. هم تبریک مبعث و هم خدانگه دار.
۲۴ فروردين ۹۷ ، ۱۹:۲۹ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

پروین اعتصامی همدرد ستمدیدگان

پروین اعتصامی

به قلم حجت الاسلام محمدجواد غلامی دارابی:
به نام خدا. درود بر شما، ۱۵ فروردین ماه ۱۳۲۰ رخشنده ایران زمین، پروین اعتصامی که ‌بی تردید بزرگترین شاعر زن ایرانی است که در طول تاریخ ادبیات پارسی ظهور نموده است، درگذشت. او عمری کوتاه داشت و 35 سال بیشتر زندگی نکرد اما بیش از هر شاعر زن دیگری در آسمان ادبیات ایران و شعر و شاعری این کشور درخشید.






بیش از ۷۰ سال از مرگ این شاعر می گذرد با این حال همگان اشعار پروین را می‌خوانند. وی در بیان مقاصد خود از هنرهای "شخصیت شناسی" و "تخیل" و "تمثیل" با شیوایی کم نظیری استفاده بسیار کرده است.


سادگی، اخلاق گرایی، دلنشینی‌‌، همدلی و همدردی با محرومان و ستمدیدگان در کنار مضمون‌های متنوع، شعر پروین را به باغ پُرگل و شادابی تبدیل کرده است که نوازشگر روح است. روحش شاد و یادش گرامی باد. محمد جواد غلامی دارابی.




جواب دامنه


به نام خدا. سلام جناب حجت الاسلام غلامی دارابی. خوب شد یادی از رخشندهٔ اعتصامی (پروین) کردی. از این بابت، از شما سپاس فراوان دارم. متنی فاخر و آموزنده نوشتی. بهره بردم. من هم به دنباله روی از این کارخوب شما، از میان سُروده های فراوان آن شاعر پُرآوازه، قصیدۀ عفّت زن با عنوان «زن در ایران» را تقدیم می دارم:


  زن در ایران، پیش از این گویی که ایرانی نبود
پیشه‌اش، جز تیره‌روزی و پریشانی نبود


زندگی و مرگش اندر کنج عزلت می‌گذشت
زن چه بود آن روزها، گر زآن که زندانی نبود


کَس چو زن اندر سیاهی قرنها منزل نکرد
کَس چو زن در معبد سالوس، قربانی نبود


در عدالتخانه انصاف زن شاهد نداشت
در دبستان فضیلت زن دبستانی نبود


دادخواهیهای زن می‌ماند عمری بی‌جواب
آشکارا بود این بیداد؛ پنهانی نبود

بقیه ادامه
ادامه مطلب...
۱۶ فروردين ۹۷ ، ۱۷:۰۹ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |