دامنۀ خاطرات


دامنۀ خاطرات

به قلم دامنه. به نام خدا. چندسال پیش به همراه رفقا، رفته بودیم دیدنِ حاج خلیل جوشکار. که از حج برگشته بود. روانشاد یوسف پیشتر به او به طنز و شوخی! گفته بود، وقتی رفتی مکه کعبه مدینه، هرکجا بامشی! دیدی به یادِ من باش. (آخه بامشی در آنجا زیاد بود)


سال 1365. یوسف. دامنه. احمدبابویه. سیدعلی اصغر


بعد که یوسف در 18 اسفند 1383 از میان ما با آن حادثۀ دلخراش فیروزکوه پَرکشید و رفت، ما چهل شبانه روز آهنگ فریدون آسرایی را در سمند مشکی دامنه، گوش می دادیم و نیمه شب می رفتیم مزار بر سر قبرش گِردمی آمدیم و گریه و مویه و زمزمه. متن آهنگ فریدون این بود:


خاطره هر جا که میری به یاد من باش
اون ور دنیا که میری به یاد من باش
خاطره هر جا که میری به یاد من باش
اون ور دنیا که میری به یاد من باش
کنار هر شقایقی هر جا که دیدی عاشقی
به یاد من باش… به یاد ...


********

هر جا صدایی خسته بود هر جا دلی شکسته بود
هر جا لب جاده کسی به انتظار نشسته بود
هر جا کسی نفس نداشت مهلت پیش پس نداشت
هر جا دیدی پرنده ای لونه به جز قفس نداشت
به یاد من باش… به یاد من باش … به یاد من باش


********

حالا دامنه به یوسف که نزدم زنده است می گوید:


هرگاه پِلک می زنی، یوسف به یاد من باش


هرجا نفَس به شُش می بَری، یوسف به یاد من باش


هردَم اکسیژن می بلعی، یوسف به یاد من باش


هرآن غُر می زنی _که نمی زنی، یوسف به یاد من باش


هروقت دعا به لب می گذاری، یوسف به یاد من باش


هرثانیه لُقمه حلقوم می نهی، یوسف به یاد من باش


هرشو گربه نامرئی دیده ای، یوسف به یاد من باش