یک پرسش

 

به قلم سید علی اصغر شفیعی دارابی: سلام. با اشاره به پست «ایدۀ معنوی» (اینجا) چرا به رکعت های نماز ظهر و عصر و مغرب و عشا اضافه شد؟ مبنای مجوز عرضیات به ذاتیات دین چیست؟ فلسفه افزایش حجم فضای در عرصه زمان نماز بودن انسان را بفرمایید. آیا امام زمان ع می تواند دوباره رکعت های نمازها را تعدیل کند حتی مراجع!؟

 

 

 

 

پاسخ دامنه

 

 

به نام خدا. سلام رفیق. گرچه پاسخ سؤال شما را جناب حجت الاسلام شیخ مالک باید بدهند زیرا نویسندۀ آن پست ایشان هستند؛ اما اگر از من پرسش به عمل آورده ای من جوابم با اندک مطالعاتی که کرده ام این است. امید است غلط نگفته باشم:

 

 

1- پرسیدی چرا؟ چرا را عقل ما قد نمی دهد، زیرا دین اسلام مبتنی ست بر کتاب و سنّت. کتاب یعنی وحی خدا بر قلب پیامبر (ص). و سنّت یعنی گفته و کرده ها و امضاء ها و تقریرات معصوم (ع). بنابراین؛ رسول خدا (ص) از این حقِّ الهی برخوردار بودند که دین خدا را به مدد وحی و دریافت های غیبی خود، تکمیل کنند. نماز نیز از این قاعده است.

 

 

 

2- اما چگونه رکعت های نماز را افزودند، روایت ها این گونه حکایت می کند که «عامرى در کتاب «کافى» از حضرت ابى‌جعفر(ع) روایت کرده که فرمود: بعد از آنکه رسول خدا (ص) به معراج رفت در مراجعت، 10 رکعت نماز به جا آورد، هر دو رکعت به یک سلام. و چون حسن (ع) و حسین (ع) متولد شدند، حضرت رسول (ص) به شکرانه خدا، هفت رکعت دیگر زیاد کرد و خداوند هم عمل او را امضاء فرمود.» (منبع)

 

 

 

3- این که بحث از عرَض و ذات کردی، باید بگویم: درون‌مایۀ دین ثابت است، (یعنی ذاتی) ولی برون‌مایۀ آن متغیّر (یعنی عرَضی). و تعداد رکعت های نماز عرض است پس قابل تغییر، اما اصل نماز ذاتی ست.

 

 

پس رسول خدا (ص) می توانست رکعت های نماز را بیفزاید یا کم کند. چنانچه برای آسان سازی کار مؤمنان، شش ماه روزۀ ماه رمضان را در همان سیر معراجی، یه یک ماه تقلیل داد. و این هر دو کار ایشان با امضاء و اجازۀ خدا بود. اما همین رسول خاتم (ص) هرگز نمی تواند اصل نماز را منتفی نماید.

 

 

 

4- پرسیدی فلسفۀ افزایش رکعت های نماز چه بود؟ عرفا و حُکمای اسلامی در بارۀ حکمت احکام بحث های مفیدی کردند اما من در اینجا پاسخ شخصی ام بر حسب درست دانستن روایت بالا این است، زیرا رسول خدا (ص) می خواستند برکت وجود امام حسین (ع) و امام حسن (ع) را به راز و رمز نماز پیوند بزنند و این، به ذوق من سُمبل بودن حسنَین (ع) را به عشق دوختن است. چرا که خدا نیز سیدالشُهداء را «سالار» ساخت و خون خود یعنی «ثارالله». و تو می دانی خدا که خون ندارد، ولی رمز و راز و ماوراء که دارد. بگذرم.

 

 

 

5- گفتی آیا امام زمان (عج) و مراجع... . پاسخم این است: ولی عصر (عج) تالی تلوِّ همۀ معصومین (ع) است و حافظ حلال و حرام دین اسلام تا یوم القیامه. پس؛ ایشان سنت و کتاب خدا را خرق و چاک نمی کنند، بلکه آن را تفسیر و علم انبیاء و امامان (ع) را می نمایانند و آن هم شرطش حضور و ظهور است که در ید ایشان هم نیست بلکه به مشیت خداست که همچنان نامعلوم است.

 

 

 

6- اما گفتی مراجع... . مراجع تقلید، فقط احکام استنباطی شان را برای مقلدین آشکار می کنند و حق تصرّف و تعدّی ندارند. اگر مصلحت ایجاب کرد به رأی برخی ها، حاکم عادل اسلامی می تواند اجرای برخی از احکام خدا را موقّتاً تعطیل کند نه مراجع. مثل رأی امام خمینی _رهبر کبیر انقلاب اسلامی_ دربارۀ مناسک حج. زیرا ایشان نظر شخصی شان این بوده است حفظ این نظام _یعنی نظام ولایت مطلقۀ فقیه_ از اوجب واجبات است. که من بیشتر به این مبحث ورود نمی کنم. اللهُ عالم.