دنبالۀبحث انقلاب علیۀ انقلاب

 

سیدعلی اصغر. 1394

 

به قلم سید علی اصغر شفیعی دارابی: سلام. نگاه به چندنگرش (پست «انقلاب علیۀ انقلاب» (اینجا) را خواندم. بررسی جالبی است. برای نگاه به نگرشها، برون رفت از جانبداری به نظرم ضروری است. ازطرفی تقدّس نبخشیدن به موضوع نگرش ها، فضای داوری تحلیل را مستقل می کند.

 

 


نظریه علامه طباطبایی بر مقتضیات زمان استوار است ومبتنی بر اراده مردم که کلیدواژۀ تحلیل شماست. ومن همذات پنداری وخویشاوندی خاص احساس میکنم.
 

 

 

دمکراسی فرایندی دارد که فرصت طلایی رابرای مردم ایجاد میکند که براساس اراده شان  کشور مدیریت شود وبهترین وبرترین شیوه اداره جامعه ایران است. ایرانی که دارای تمدن بزرگی است وسرزمینی است با منابع تجمیع که بهره مندی از آن مردم را از فلاکت اقتصادی وزندگی سخت ودشوار می رهاند.
 

 

نگاه به  نگرشها را باید هم جدی گرفت وهم دقت کرد!
 

 

حضورت درایت تحلیل، تازگی تفکر و اندیشه مسئولانه ات به نوع حکومت؛ جان تازه به انقلاب دادن؛ مردم (که اصلی ترین ارزش دیدگاه تان است) و دین خدا، (که بین دنیا وآخرت نسبت برقرار می کند) وآینده جامعه ایران، برایم جای ویژه وخاصی دارد.
 

قرار مطالعه، تحقیق وتحلیل، وفا به برتری انسان است.

 

 

 

پاسخ دامنه

 

به نام خدا. سلام رفیق. خداوند را سپاس که اسلام را کنار ایران قرار داد و ایران را مُعین و پیرو اسلام. تا این دو به قول شهید مطهری به هم خدمات متقابل برسانند.

 

 

حق این مردم مسلمان دارای فرهنگ و عشق و تمدُّن کهن است که به قول شما ارادۀ خود را بر هر اراده ای که آنان را به بردگی و فلاکت می کشاند، حاکم کنند.

 

 

بسیارشایسته و مبتنی بر درک سیاسی و اندیشه ای، متن را نوشته ای. من، دقیق می فهمم داری چه می گویی. چون بحث های شفاهی و حضوری ات، بر من کاملاً ملموس و مسموع است. ممنونم. یک نکته بگویم ذیل بحثت، تمام:

 

 

چه بجا، «قرارِ مطالعه» را یادآور شدی. آری، اینچنین است رفیق. مطالعه برای انسان مانند غذاخوردن و انرژی جسمانی گرفتن، ضروری بلکه حیاتی ست. انسانِ بی مطالعه، درواقع کسی ست که از اصل خویش دوری می گزیند و به فرع خود، می چسبد. به نظرم، مطالعه _که هم ریشۀ طلوع خورشید تابان است_ مانند آفتاب بر جان و روح آدمی تابش می بخشد و نور و حرارت و جنبش و زیستن. ممنونم.