قلم قم دامنه دوّم

جان، جهان، ایران، انسان، ادیان، قرآن، ایمان، عرفان

قلم قم دامنه دوّم

جان، جهان، ایران، انسان، ادیان، قرآن، ایمان، عرفان

قلم قم دامنه دوّم

دامنه دوم دارابکلا. ابراهیم طالبی دارابی
Qalame Qom Damaneye Dovvom

پربیننده ترین مطالب
محبوب ترین مطالب
آخرین نظرات
نویسندگان

یادی از داریوش شایگان

جمعه, ۳ فروردين ۱۳۹۷، ۱۰:۲۶ ق.ظ
سلسله مباحث چهره ها


توضیح دامنه: به نام خدا. باخبر هستید که دکتر داریوش شایگان صاحب آثار فاخر در حوزۀ اندیشه و ادیان (1397 _ 1313) دوم فروردین امسال چشم از جهان فروبست. او کتاب های زیادی نوشته و یا ترجمه کرده بود (لیست کتابها: اینجا). دامنه برای گرامی داشتنِ مقام معنوی و علمی آن مرحوم، چندنمونه از کتاب های مهم مرحوم شایگان و یک خاطرۀ ایشان از علامه طباطبایی را در این پست می آورد. من البته در پست 8 بهمن ماه 1396 با عنوان «انسان شاکر، انسان شاکی» (اینجا) از شایگان _که به کُما رفته بود_ یادی کرده بودم:



         


آسیا دربرابر غرب. ادیان ومکتبهای فلسفی هند. بُت‌های ذهنی وخاطره ازَلی

زیرآسمانهای جهان.بینش اساطیری.جنون هشیاری. آفاق تفکرمعنوی.5 اقلیم


         


خاطرۀ شایگان از علامه طباطبایی



علامه طباطبایی به روحانیان متحجّر بی‌اعتماد بود


تجربۀ شگفت دیگری که با او (علامه طباطبایی) داشتم، ملاقات دوبه‌دویی بود که زمانی در خانه‌ای در شمیران بین ما دست داد. قرار بود که همۀ اهل محفل آن شب در آنجا گرد آیند. من به آنجا رفتم اما بقیه غایب بودند. احتمالاً تاریخ جلسه را اشتباه کرده بودند. ما تنها بودیم. شب فرا می‌رسید و از گردسوزهایی که در طاقچه‌ها نهاده بودند، نوری صافی می‌تراوید. مانند همیشه روی زمین بر مخدّه نشسته بودیم.




مرحوم داریوش شایگان


من از استاد دربارۀ وضعیت اخروی و اینکه چگونه روح نماد ملکاتی است که در خود انباشته و پس از مرگ آنها را در جهان برزخ متمثّل می‌کند سؤال کردم. ناگهان استاد، که معمولاً بسیار فکور و خموش بود، از هم شکُفت. از جا کنده شد و مرا نیز با خود بُرد.  دقیقاً به خاطر ندارم که از چه می‌گفت، اما آن فوران ِحال‌های دمادم را که در من می‌دمید خوب به یاد دارم. احساس می‌کردم که عروج می‌کنم. گویی از نردبان هستی بالا می‌رفتیم و فضاهایی هر دم لطیف‌تر را بازمی‌گشودیم. چیزها از ما دور می‌شدند. هوای رقیق اوج‌ها را و حالی را که تا آن زمان از وجودش بی‌خبر بودم حس می‌کردم.



سخنان استاد با حسّ بی‌وزنی و سبکی همراه بود. دیگر از زمان غافل بودم. هنگامی که به حال عادی بازآمدم، ساعت‌ها گذشته بود. سپس سکوت مُستولی شد. ارتعاش‌های عجیبی مرا تسخیر کرده بود؛ رها و مجذوب در خلسۀ صلحی وصف‌ناپذیر بودم. استاد از گفتن ایستاد و سپس چشمانش را به زیر انداخت. دریافتم که بایست تنهایش بگذارم. نه تنها به سؤالم پاسخ گفته بود، بلکه نفس تجربه را در من دمیده بود. این تجربه را دیگر برایم تکرار نکرد امّا یقین دارم که اهل باطن و کرامات بود، ولی دربرابر مخاطبان ناآشنا دم فرو می‌بست. باآنکه در محافل رسمی روحانیت فیلسوف طراز اوّلی بود که لقب علّامه داشت، ولی به روحانیان متحجّر بی‌اعتماد بود.» از کتاب «زیرآسمان‌ های جهان» (منبع)

روح شان شادمان؛ هم علامه، هم شایگان

۹۷/۰۱/۰۳ موافقین ۰ مخالفین ۰
ابراهیم طالبی دارابی

دامنه کتاب

چهره ها

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی