زایش و زُدایش

 


به قلم مهندس محمد عبدی سنه کوهی: با سلام به شما کبلاقا ابراهیم عزیز. مبحث بسیار خوبی را (اینجا) باز نموده ای. چه جالب، زایش و زدایش.

 

مهندس محمد عبدی سنه کوهی

 

 

اینهایی که فرمودی، تبیین تئوریکی بسیار خوبی است و در این چهل سال انقلاب، تو مغزمان زیاد رفته و از نظر تئوریکی و بحث شناسی و به قول پدر خدابیامرزم «کتاری» خیلی خوبه، چونه ها گرم بیوفته خوبه. البته تبیین اینگونه مباحث برای جوانان مفید هست و ... .

 


در عمل و نتیجه رعایت زایش و زدایش انقلاب خودمان را که خون بهای شهیدان را شخصاً اصلا سر در نمی آورم و برای اینده این نظام بسیار احساس خطر می کنم خطری که می تواند خود، انقلابی دیگر باشد یا جنبش و نهضتی اصلاح طلبانه. اگر غیر از نسخه اصلاح طلبانه شما نسخه دیگری سراغ دارید برایم تبیین فرمایید.

 


جا زدن خود در بین ضلع سومی که بین اصلاحات و اصول گرا باشد، فعلا قابل فهم نیست. مگر اوایل انقلاب که روش امام خمینی ره بود و افکار مختلف را سر یک سفره می نشاند، اما هزاران دریغ و حیف که اکنون اثری از آن نیست و جایش را افتراق و انقطاع و انشقاق گرفته است و هر گروهی رأس کار می آید در دریای اختلاس و دزدی های قبیله ای و باندی خواه ناخواه غرق می گردد و بوی تعفُّن لجن دروغ و اختلاس تمام جامعه را در نوردیده است و دریغ از پالایش و پاکسازی و قاطعیت در برخورد !!!

 


حمله شما به اصلاح طلبان، هر چند انتقاداتی به بسیاری از آنها وارد است قابل فهم است و شما را درک می کنم فقط یک جمله عرض کنم اگر سرسختانه و بی منطق در دنیای جدید فقط مشغول بُرد موشکهایمان باشیم و ناشیانه و آزمون و خطا دل به انرژی هسته ای ببندیم و از رفاه و زندگی مردم غفلت کنیم و جیبهای اطرافیان و وابستگان به حکومت فقط پر باشد و سفره اکثریت ملت خالی دنیا این «وَل چو» را راست خواهد کرد.

 

 

اساسی آنوقت همان پا برهنگان و فقرا و مستضعفان یا سکوت خواهند کرد مثل ملت عراق و یا همراهی مثل ملت افغانستان. خدایا دور باد ازین ملک و مملکت. درود بر شما و روان پاک شهدای عزیز.

 

 

پاسخ دامنه

 

به نام خدا. سلام مهندس. صاف می روم روی اصل جواب. 1- بسیارسپاس از این همه حضور مسئولانه در پاسخ به نوشته های دامنه. 2- اساساً منطق هم اول کِتاری ست و بعد کتابی. در غار حرا هم اول فقط پیام می آید بخوان: اقراء. سپس مکتب تبیین می شود. پس کِتاری و کتابی، کنار هم اند. کِتار در گویش مازندرانی یعنی چونه.

 

 

3- در آن بخش که دردها را برشمردی با شما هم نظرم. 4- در موشک و هسته ای با شما کمی اختلاف دارم. درست که با فقط موشک مملکت درست نمی شود، ولی اگر موشک نباشد هم اصلاً نمی شود. به لحاظ علم روابط بین الملل اوضاع کنونی جهان، صلح مسلّح است چیزی شبیه قبل از عهدنامه ورسای. لذا ایران نمی تواند تماشگه راز بماند و مانند صوفیه خلسِه بگیرد و سماع.

 

 

5- من حمله نکردم، اصلاح طلبان را نقد و مورد یک پرسش قرار دادم که آیا حاضرند امام را نقد کنند اگر آری، چرا نمی کنند و اگر نه چرا نه. یعنی فقط سی سال دورۀ پس از امام باید اصلاح شود؟. 6- فرمودی بین دو جناح جا زدی. این اصطلاح شما اساساً غیراخلاقی است. گرچه من، هرچه از رفیق شفیقی چون عبدی برسد، برکت می دانم، ولی من نیازی به جازدن ندارم. تفکرم اینه. اسمی هم ندارد. بازسازی را هم به لحاظ تئوریک مطرح کردم و نه فعل سیاسی.

 

از آن رفیق به دلیل حضور عالی در بحث های دامنه ممنونم و فوق العاده خوشحال و دلگرم. برای تو و خودم همیشه دعا می کنم که قلم و قدم را باهم طی کنیم