[پاسخ به دامنه]


به قلم مهندس محمد عبدی سنه کوهی
: سلام بر شما کبلاقا ابراهیم عزیز و دیگر دامنه خوانان. در جواب به این فرمایشات جدید شما مورد به مورد می خواهم توضیحاتی را تقدیم نمایم. شایسته می دانم تا خود را از چارچوب کلیشه ای یک بُعدی نگری خارج نماییم و صداقت و حقیقت را در لباس طرفداری صرف از جریانی فدا نکنیم. چرا که بنده به دور از هر هیجان خاص و یکجانبه نگرانه ای در یک محیط کاملا بی طرفانه که امیدوارم متهم به شاه دوستی و یا خدای نکرده ضدانقلابی نگردیم می خواهم پاسخی مناسب به فرمایشات اخیر شما به عنواب جوابیه بنده مرقوم فرمودید و در این پست (اینجا) دامنه منتشر شده است را تقدیم نمایم. باشد که بدور از تعصب مورد مداقه و مطالعه قرار گیرد.





در بند 1- به درستی اشاره نمودید که زابلی ها به دلیل خشکسالی و قحطی در منطقه سیستان کوچانده شده و به اجبار نقل مکان کردند و این مطلب مربوط به سال 1327 و 1328 می شود که نه بخاطر زلزله بلکه همین دلیل اخیرالذکر به مناطق شمالی کشور از جمله شاه آباد کوچانده شدند و البته زمینهای این منطقه تماما جنگل غیر صنعتی و لم  و لوار و گاله جار و باتلاق بود که به قول پدر خدابیامرزم بیان می داشت که روز آدم رو خرس و پلنگ می خورد و ... خلاصه کاری به رژیم و فرد حکومت کننده ندارم همین که حکومتی این گونه زمینها را با زهکشی و کار احیا نمود و مردمان کشور خودش را به نان و زندگی رساند خودش بزرگترین خدمت هست و ماجور؛ حال اسمش را هر چه می خواهی بگذار ولی باید اذعان داشت که بعد از انقلاب به دلایلی در این زمینه کمتر موفق بوده ایم.




برای بند 2- شما اشاره نمایم که آنان به فکر فقر و بیکاری مردم بودند و یا نبودند را به ادعا نمی شود ثابت کرد آن چیز که عیان است و واضح است غیر ازین بیان شماست و حقیقت را نمی شود کتمان کرد؛ نمی خواهم بیشتر از قبل در این مورد بحث نمایم تعداد کارخانه ها و مراکز کشت و صنعتها و میزان بیکاری و درصد رشد صنعتی شدن و همه و همه خود مثل روز روشن است و انکار حقایق توسط امثال بنده و جنابعالی یا دیگران چیزی را عوض نمی کند.



البته بدون تعارف عرض می کنم ای کاش ما هم ذره ای بیشتر عدالت حکومت سابق را داشته باشیم و همه مردم را در خوردن و بردن سهیم می کردیم نه فقط عده قلیلی را که رهبری معظم انقلاب هم در سخنرانی اخیرشان به ضعف عدالت اعتراف و عذرخواهی در پیشگاه خدا و ملت نمودند و امیدوارم مسئولین در همه سطوح فرمایشاتش را جدی گرفته کنار کاخ خود برای کوخ نشینان هم لقمه ای باقی بگذارند.



موارد مصداقی در این زمینه زیاد است. حال کمپرادوری و طرح امریکایی دانستن برخی اصلاحات اقتصادی در رژیم گذشته را تمام و کمال اصلا نه تنها نمی پسندم بلکه پوشش و محمل و ادعایی مضحک می دانم که برای پوپولیستی کردن و تخریب هرگونه دستاورد بشری و علم امروزی را خراب نمودن می دانم و اصلا موافق اینگونه تخریب علوم و پیشرفتهای بشری با انگ امریکایی و اروپایی زدن نمی دانم و برای تصور امنیتی مراکز خاص می دانم و به درد برخی کلاسهای توجیهی می خورد.



گلسرخی را نه تنها شهید نمی دانم بلکه یک توده ای (مشخصا مارکسیست) طرفدار کمونیستی کردن اقتصاد کشور می دانم که بزرگترین ضربه را به رشد و تعالی کشور زدند و چوب لای چرخ اقتصاد کشور گذاشتند و
بقیه ادامه


افکار عمومی را به بیراهه کشاندند و همه چیز را با ادعا و پوشش شعار عاشورا و امام حسین (ع) پوپولیستی کردند.



در بند 3- شما در مورد احداث شرکت نکاچوب باید گفت که کتابچه های کارشناسی آن دوران قبل از انقلاب بسیار کارشناسی شده و علمی بودند و بسیار بسیار دقیق و قانونمند کارها را پیش بینی و شروع به اجرا کرده بودند ؛اگر نبود اکنون اثری از جنگل هم  نبود  این حقیقت کتمان ناپذیری است که دوست دارم از افراد بی طرف بیشتر تحقیق و پرس و جو نمایید. برعکس نظر شما جنگل را با ارائه قوانین و تثبیت و ملی کردن منابع طبیعی در حکومت سابق نجات دادند و از غارت و چپاول خرده مالکین به قیمت از دست رفتن محبوبیت مشابه طرحهای واگذاری زمینها به کشاورزان تا آخر اجرا و در مقابل خوانین و بزرگ مالکین یک گام عقب ننشستند  و حال قضاوت شما جور دیگر هست اشکالی ندارد برداشت شماست و باشد قضاوت تاریخ.



اینکه تصور کنید بومیان را بکار گرفتند که دهانشان را ببندند هم تهمت و افترایی بزرگ است و قطعا باید در پیشگاه خداوند توبه نمایید و توبه نصوح بله توبه نصوح چرا که بومیان را بکار گرفتن و ایجاد اشتغال پایدار نمودند و همه را صاحب معیشت و زندگی آبرومندانه نمودن را دهانشان بستن بدانی پس چرا ...؟؟!!




در مورد بند 4- توضیحات شما نمی خواهم وارد مجادله شوم اما حقیقتا این حکومت باید نقد درونی کند و حقایق را بجای کتمان نقد منصفانه کند و در کنار بیان حقایق تاریخی و سانسور نکردن گذشته روشن اقتصادی و پیشرفتهای صنعتی در برابر پیشرفت علمی و آگاهی نسل امروزی، ایراد کار اداره کشور را بر طرف کند و عدالت اجتماعی را بیشتر بگستراند و اصلاحات اساسی و درست مردم پسند را بیشتر مدنظر حکومت قرار دهد تا انقلاب اسلامی که الحق خون بهای شهدای گرانقدری است که خالصانه و فقط و فقط برای رضای خدا شهید شده اند بیشتر و بهتر در برابر تندبادهای دهر مصون و محفوظ بماند و از بیان حقیقت نه تنها هراس نداشته باشیم بلکه جهت رفاه و معیشت مردم تلاش بیشتری کنیم و فکر نکنیم که مردم محکوم به صبر و تحمل شداید و بلایای ناشی از تصمیمات غلط حاکمانشان هستند با نامهای مقدس و احساسات مذهبی می شود برای همیشه بر مردم حکومت کرد بلکه باید منتظر روزی بود که مردم هم مسئولین را خدمتگذار خود بدانند نه سوار بر گرده خود.



البته به نظرم آنچه مردم را در قبل از انقلاب وادار به شورش کرد وجود یک آلترناتیو قوی مذهبی و امید به رفع ظلم و تبعیض و آزادی بوده است و دوست داشتند که از زیر یوغ استبداد و دیکتاتوری فردی و گروهی خاص بیرون بیایند و خود بر سرنوشت خود حاکم باشند که در جای جای مصاحبه های امام در پاریس و قطعنامه های پایان مراسم تظاهرات قبل از انقلاب مکتوب وجود دارد. امیدوارم چشمان خود را بر حقایق نبندیم و در همه حال راست و درست ببینیم و بگوییم. موفق باشید.



پاسخ دامنه


جناب مهندس بزرگوار عبدی با سلام و احترام. از این که به مسائل جامعه، چه مربوط به رژیم فاسد گذشته و چه پس از انقلاب اسلامی مردم انقلابی و مؤمن و مقاوم ایران، این همه توجه نشان می دهید ممنونم. گرچه باهم بر سر موضوعات و حتی مصادیق، اختلاف دیدگاه اساسی داریم و این علامتِ سلامت رفتاری ست میان دو رفیق. خداحافظ.