دامنۀ بحثِ آزاد


به قلم مهندس محمد عبدی سنه کوهی: سلام به شما کبلاقا ابراهیم عزیز و دیگر دامنه خوانان. در مورد دلیل ناکارآمد نشان دادن دولت روحانی منم با نظر آقا سید علی اصغر (در این پست: اینجا) موافقم.

 

 

از فحوای سوالات ایشان می توان دریافت که به چه نکاتی اشاره دارند؛ هر چند انتقاداتی هم قطعاً به دولت روحانی وارد هست. و ازین نظر نمی خواهم تمام و کمال تمام اقدامات دولت روحانی را منزّه و درست بدانم؛

 

اما مشکل و ریشه بسیاری از اتفاقات و نارسایی ها علاوه بر ریشه خارجی که از اول انقلاب هم وجود داشتند به نظرم به نبود یک جمله کلیدی که امام ره همیشه تکرار می کرد و اکنون به فراموشی سپرده شده است باید جستجو نمود و آن «وحدت کلمه» که متاسفانه دُرّ نایاب و جانمایه کمیاب زمانه و دولتها شده است و کل حکومت درگیر یک گیر اساسی و خط و نشان کشی سیاسی در یک جدال کسک کننده و خسته کننده رقابت حزبی شده اند و هیچ مکان و سازمان و شخص و جایی را در این مملکت شخصا سراغ ندارم که بی طرف و مرضی الطرفین باقی مانده باشد

 

همه دنبال گیر انداختن و انتقام از یکدیگر هستند و همین موجب این همه ناهنجاری و حتی ناکارآمدی نه تنها دولت فعلی بلکه کل نظام سیاسی ما شده است و با کوچکترین صدایی و نوایی تبدیل به بحران علیه مجموعه موجودیت نظام می گردد .

 


ازین نظر احساس خطر بسیار جدی می کنم امیدوارم عقلای مملکت در یک تفاهم ملی کدورتها را کنار زده و با وحدت کلمه بر دشمن مشترک خارجی فایق آیند و اگر همین روند ادامه داشته باشد آتش افتاده نه کاه خواهد ماند و نه کاه دان.

 


با کمال احترام به شخص شما کبلاقا ابراهیم با بسیاری از نوشتار شما در پست مطلب روز 30 اردیبهشت  [اشاره به پست «دولت صدای جدّی ندارد» اینجا] و پست روز 19 اردیبهشت [اینجا] موافق نیستم و گیر اینگونه یک طرفه دادن به دولت روحانی را مباح نمی دانم و به شدت کراهت و مظلمه دارد مگر تفکیک قایل گردیم بین مشکلات موجود از ناحیه دولت و غیر آن.


البته شخصا نقاط مثبت این دولت را به رغم نامهربانی و ظلمها و سختی های بی سابقه سختگیرانه کانونهای قدرت علیه شخص رییس جمهور را باز هم قابل توجه و مورد مداقه و البته بسیار بسیار مورد تایید می دانم مثل برچیدن بساط بسیاری از کانونهای مالی ناپاک در موسسات و قرض الحسنه های قارچی رباخوار و ساماندهی به امور اینگونه و کوتاه کردن دستان ناپاک دراز شده علیه بیت المال و ...


شاید در آینده مجبور به اشاره واضحتر گردیم.
موفق باشید.

 

پاسخ دامنه

 

به نام خدا. سلام من هم به شما مهندس، رفیق دردآشنا. متن تحلیلی جناب عالی را با دقّت و حوصله خوانده ام. پاسخ من به متن شما، این است:

 

1- جناب مهندس از این که همیشه به من لطف داری و در مکاتبات «عزیز»م می خوانی، نشان محبت بی تمام و دوستی مُستدام شماست. ممنونم.

 

2-  ناکارآمدی حسن روحانی که من می گویم به معنای این نیست وی دیگر مشروعیت سیاسی ندارد، منظورم بُن بست است که این دولت به دلیل ترکیب بد و چینش ناجور به این روز مبتلا شده است. چه لزومی دارد تمام قوام دولت او از حزب کارگزاران باشد که بنیاد تفکر غلطش را افرادی چون سید عطاء الله مهاجرانی آجرچینی کردند و الان در لندن خوش می گذراند و با آل سعود پالوده می خورد.

 

این حزب، در سیاست تعدیل اقتصادی دولت هاشمی در دهۀ 70، یک بار ملت ایران را به فلاکت و بحران سخت اقتصادی و سیاسی و نیز تصلّب های رفتاری رساند؛ آیا بس نبود؟

 

چرا رأی را از همۀ جریان های مترقی تر این کشور گرفت، ولی قدرت را چون شرکت سهامی میان دور و بری های خود تسهیم کرد؟ هیمن چیزهاست از اول هم مشخص بود، عوامل ناکارآمدی حسن روحانی می شود، که شد.

 

3- با شما کاملاً موافقم که دست روی «وحدت کلمه» گذاشتی. منتهی یک چیز را نباید پنهان داشت که وحدت به معنای تعطیلی عقل و تفکر نیست. وحدت یعنی تبعیت از منافع ملی. یعنی انسجام در اصول. اما پایبندی به نگرش هایی که آرمان توست.

 

شما بخوبی می دانید حسن روحانی از چهره های راست بوده است. او این شانس را داشت که در غیاب بخشی بزرگ از اشخاص جناح چپ _که تحت اتهام «فتنه» و بُهتان «سرپل دشمن» و افتراهای جورواجور دیگر از صحنۀ قدرت حذف و خانه نشین و حتی محصور شده اند_ به قدرت رسید. بنابراین او خیال می نمود، می تواند همیشه این حمایت را پشت سرش داشته باشد بی آن که هیچ امتیازی بدهد؛ چون پاشنه آشیل جناح چپ _یعنی اتهام فتنه_ را خبر داشت و حتی خود در حصر میرحسین دست داشت. پس؛ نباید زیاد از او توقعی داشت که کارآمد باشد و بر سر قول و قرارش.

 

4- نوشتی دامنه به دولت روحانی گیر می دهد. نه رفیق. بحث گیر نیست. من، شاکله ام این است. خود را وابسته و دلبسته هیچ کسی به غیر از معصومین _انبیای الهی و ائمه ی اطهار_ نمی کنم.

 

نه چپ الگوی من است و نه راست. من، دأب و روحیه ام این است که فهم خود را در کارم دخالت می دهم و البته که از دیدگاه ها و نظرات اهل تفکر خصوصاً روشنفکران متعهد دینی بهره می برم. معتقدم حرف حق و نقد لازم را باید گفت تا لااقل، تصلّب به همۀ شریان های حکومت تسرّی پیدا نکند.

 

اتفاقاً جناح چپ از این که خودنقدی ندارد و به عیب و ایرادهای خود واقف نیست و حرف حق منتقدان را برنمی تابد، ضررهای خود را روز به روز بیشتر کرده است. جناح راست که اساساً فاتحه اش خوانده است که خیال می کند خدا و مقتدا و چوپان مردم است!! خداحافظ.