دامنۀ دامنه نویسان

 

به قلم حاج سیدتقی شفیعی دارابی

 

ماه برکت زِ آسمان می‌آید

صوت خوش قرآن و اذان می‌آید

بار دیگر ماه میهمانی خدا فرا رسید و مسلمانان مشتاق بر سفره فضایل الهی گردهم آمده اند. اگر ما ماه رمضانی را گذراندیم، شب‌های احیایی را گذراندیم، روزه‏‌های متوالی را گذراندیم و بعد از ماه رمضان در دل خودمان احساس کردیم که بر خودمان بیش از پیش از ماه رمضان مسلّط هستیم، بر عصبانیت خودمان از سابق بیشتر مسلط هستیم، بر چشم خودمان بیشتر مسلط هستیم، بر زبان خودمان بیشتر مسلط هستیم، بر اعضا و جوارح خودمان بیشتر مسلط هستیم و بالاخره بر نفس خودمان بیشتر مسلط هستیم و می‏توانیم جلو نفس اماره را بگیریم، این علامت قبولی روزۀ ماست.

 

 

پیامبر عظیم الشان اسلام _صلّى ‌الله‌ علیه‌ و‌ آله و سلّم_ در باب ماه مبارک رمضان می فرماید: ماه رمضان، ماه خداست و آن ماهى است که خداوند در آن حسَنات را می افزاید و گناهان را پاک می‏کند و آن ماه برکت است.

 

دامنه. حاج سیدتقی. 1 اردیبهشت 1397. دارابکلا

 

و مولای متقیان حضرت علی (ع) نیز درباره فضائل ماه خدا فرموده اند: روزه اِمساک از خوردن و آشامیدن نیست بلکه روزه خوددارى از تمامى چیزهایى است که خداوند سبحان آنها را بد مى داند.

 

و در حدیثی دیگر از ایشان نقل شده که فرموده اند: روزۀ قلب، بهتر از روزۀ زبان است و روزه زبان، بهتر از روزه شکم است. و خداوند سبحان فرموده اند: روزه برای من است و من پاداش روزه داران را می دهم. پس خوشا بحال روزه داران. ان شالله که همه ما جزو روزه داران و برپاکنندگان حقیقی ماه رمضان باشیم.

 

 

ماه مبارک رمضان نامهای فراوانی دارد؛ شهرالله، ماه مهمانی خدا، ماه صیام، ماه مبارک، ماه عبادت و بندگی، ماه تقوا و ورع، ماه استقامت و ایستادگی، ماه اجتناب از گناهان و حتی اجتناب از حلال های خداوند، ماه صیقل روح و...

 

 

بنابراین در شهرالله می توان با پرهیز از گناهان و تقوا پیشگی و اجرای دستورات دین و توجه به هم نوعان به ویژه محرومین و مستضعفان با طاعت و بندگی به قرب و نزدیکی خداوند که همان لقا الله است نائل آمد. خوشا به حال کسانی که این ماه را درک و به عبادت و عبودیت و بندگی می رسند و از نعمات و کرامات بی کران این ماه سرشار از فضیلت، بهره مند می گردند چرا که حتی خواب و نفس مومن نیز در این ماه، تسبیح و عبادت لحاظ می گردد.

 

 

 

فرصت را مغتنم شمرده و از همه بزرگواران و سروران گرانقدری که به هر طریق ممکن (پیگیری بیماری و روند درمان اخوی مرحومم _سید حسن شفیعی_ حضور در منزل و عیادت در بیمارستان، تماس تلفنی و پیامهای محبت آمیز چه در زمان بیماری و چه پس از وفات آن جانباز سرافراز اسلام) موجبات دلگرمی و کاهش آلام خانواده را فراهم آوردند تقدیر و تشکر نمایم.

 

همسنگرم مرحوم سید ابوالحسن شفیعی دارابی. ارسالی:رنگین کمان

 

 

خصوصاً بر خود فرض می دانم در برابر مردم شریف دارابکلا، زنان و مردان و جوانان غیور هم ولایتی ام، که با حضور گرم و سراسر مهر و محبت خود، در مراسم باشکوه تشییع پیکر برادرم، بار دیگر ثابت کردند که این مودّت و همدلی از خصوصیات بارز و منحصر بفرد دارالمومنین ماست، سر تعظیم فرود آورم.

 

 

هم چنین از همه دامنه خوانان و دامنه نویسان عزیز و دوست داشتنی به ویژه برادران ارجمندم آقایان سید علی اصغر شفیعی (پسرعموی مهربان)، حجت الاسلام شیخ مالک رجبی، حجت الاسلام محمدجواد غلامی دارابی، مهندس محمد عبدی و سایر دوستان قدردانی می نمایم. [اشاره به این پست: اینجا]

 

 

جا دارد در این وجیزه از تلاش و مساعی دوست عزیز و گرامی ام جناب آقای طالبی مدیر ارزشی و ولایی دامنۀ پرافتخار که از بدو بیماری اخوی گرامی بنده که دوست و همسنگر ایشان نیز بود، سپاسگزاری نمایم، که آثار ارزشمندی را درباره اخوی گرامی ام به اشتراک گذاشته اید، (اینجا) دلنوشته های ماندگار، گزارش خدمات و رشادت های آن مرحوم در دوران دفاع مقدس و جبهه های نبرد حق علیه باطل و تصویر زیبا و ماندگار لطف و مکرمت نمودید. خداوند جزای خیر عنایت فرمایند و ثوابش نثار روح پاک پدر و مادر و سایر امواتش گردد.

 

 

هم چنین باید از همه مخاطبان گرامی دامنه بابت بیش از یکسال کم کاری و کم نویسی خودم طلب پوزش نمایم، چرا که همه می دانید در این مدت درگیر بیماری و وفات دو اخوی عزیزم _سید حجت و سید حسن_ بودم، دو فرزند برومند دارابکلا، دو جانباز سرافراز اسلام که روحشان با اولیای الهی و شهدا و صلحا محشور گردد. غم سنگین بر خانواده ما تحمیل شد شاید مصلحت و مشیت الهی همین بوده باشد.

 

 

در پایان بار دیگر این همه احساسات پاک شما سروران را اجر می نهم و امید آن دارم که خداوند توفیق جبران محبتهایتان را در مراسم شادی به بنده عنایت نماید.

ارادتمند. سید تقی شفیعی

 

 

پاسخ ویژه دامنه

 

 

به نام خدا. سخت است، خیلی سخت. حتی کمرشکن، که به فاصلۀ کمتر از یک سال، دو برادر را بر تخت بیمارستان گذاشت و شبانه روز، همچون پروانه، گردِ شمع وجودشان چرخید و سرانجام با نهایت غم و اندوه و خاطره های روح خراش، آن ها را از دست داد و بر کفن و دفن شان زارزار گریست و در بی رحمانه ترین خداحافظی ابدی، تن رنجورشان را بر کف خاک نهاد و قبرش را با سنگ و خاک بست و دیگر هرگز نشوَد آن ها را حتی لحظه ای دید.

بقیه ادامه

 

خدایا در این گونه روزهای جانکاه و خراشنده _که آلام بر قلب غمدیدگان تا حلقوم پُر می شود و گویی می خواهد نفس ها را به بند آورَد_ بر عِباد خود و بر مؤمنان خویش آسان گیر و بر آنان صبر و شکیبایی و زیستن مجدد باعزّت ببخشای. من و مردم متدین و مهربان دارابکلا را بر آلام تان شریک بدانید رفیق.

 

دامنه

 

من سلام گرم و خالصانه دارم به رفیقم جناب حاج سیدتقی شفیعی دارابی _که از دبستان تا الآن_ هیچ ازهم نگُسسته ایم. او و من، هرگز به هم بدی نکرده ایم؛ زیرا در رکاب انقلاب، قَد کشیده ایم و در کوران ها، معنای حقیقی مقاومت و وحدت و محبت و وفق و اتّحادِ روحی را چشیده ایم.

 

من، بینی و بین الله [که در فرهنگ دینی سوگند گونه ای ست برای تأکید ادعای خود یا پرسیدن حقیقت از کسی] حتی ثانیه ای از این دوست بامحبت و همسنگر و مُعین، زمُختی بر خود ندیده ام و می دانم نمی بینم. در اوج گزارش های زیرآب زنی های عده ای انگشت شمار علیۀ من، این جناب ایشان بود که این زشتی را با حُرّیت پس می زد و از چنین خصال نکوهیده ای برائت قاطع می جُست.

 

 

من به دفاع های این مرد برای حیثیت من، همیشه ممنونم. امیدمندم و رجاء واثق دارم که این رفاقت مان تا دمِ مرگ _که نوید حتمی همۀ جُنبندگان است برای خلاصی از دار تنگ دنیا_ با ما می ماند و سایه اش را بر ما می گستراند. امابعد؛ چند جواب:

 

 

 

1- ماه رمضان را با قلمی رسا، به دامنه خوانان رساندی. خودم از خواندش ارتفاع یافتم و انتفاع بردم.

 

 

2- امیدوار هستیم که علامت قبولی روزه که در بالا بخوبی برشمرده ای، بر روح تک تک مؤمنان و متدیّنان همچون داغی نشان دار گردد و در روز باقی، جزا و پاداش و اجر روزهای دنیایی و فانی مان گردد.

 

 

3- شما آنچه در توان داشتید، برای اخوان تان در دورۀ نقاهت و سپس در زمان رحلت کرده اید. از این نظر به حتم مأجورید. این گونه حسنات و مبرّات، می تواند هم فرهنگ ساز محل باشد و هم برای خاندان شما عطایا بیافریند که مزّین هست به سلسلۀ روحانیت.

 

 

4- از این که در این متن از مردم شریف محل و دامنه نویسانی که به شما تسلیت نوشتند، با نهایت ادب و احترام و روحیۀ دینی و اخلاقی تشکر کرده اید، نشان درک و درد شماست. ممنونم. خدا اموات تان را بیامرزد که یادی از والدین بسیارمحبوب من کرده ای که یادکرد پدر و مادرم مرا خیلی خوشحال و دلشاد می کند و روحم را اهتزاز می دهد.

 

 

من برای همرزمم، خالصانه حقیقت را نوشتم، زیرا مرحوم سیدحسن را در جبهه خیلی شناختم و بر صدق و مروّتش شهادت داده ام و گفته ام. با چشمم می دیدم که در طول جبهه، الحق، مقیّد به آداب و نیز انجام بخشِ دستورات دینی و اخلاقی و فرماندهی بودند. نیکی های او را بر خودم هرگز از یاد نمی برم؛ چون اساساً فردی ناسپاس نبوده و نیستم.

 

 

5- و آخر این که یه صراحت بگویم آنچه در تعریف دامنه آورده ای در واقع ارزش گذاری به فرهنگ و باورهای ست که منِ کم ترین به همراه همۀ شما خوبان شریف در دامنه می نگاریم تا:

 

تا درجا نزینم. تا فریفتۀ روزگار نگردیم. تا ایمان مان به خَس معامله نکینم. تا عاقبت به خیری برای خودمان بیافرینیم. تا در امواج بی رحم غرب، خودباخته نشویم. تا در کمندِ دنیا اسیر نمانیم. تا انقلاب اسلامی را _که ثمرۀ خون و پیام رسای شهیدان و مرارت های روحانیت آگاه و علمای وراسته و مبارز و ملت دیندار ایران است_ با آرمان هایش مواظبت کنیم. تا خود را در سایه سار اهل بیت _علیهم السّلام_ تربیت نماییم. و در یک کلام؛ تا هرگز ساعاتی از عمرمان را هدر ندهیم. تا بایستیم، آن هم مقاوم و مداوم تا بر مزرعۀ جان مان علف های هرز نروید و شیطان و شیطانچه های جایگزین، ما را نرُبایند و نرُوبند و نفرییند. همین.

 

 

 

ان شاء الله از این پس، شاهد دریافت نوشته های شما باشیم، چرا که؛ همۀ ما در برابر آنچه در جامعه و جهان و ایران و میان آدمیان می گذرد و در یک کلام به تمامی رویدادهای روزگار _به قول دکتر شریعتی_ مسئولیم مسئول. مرحوم علامه طباطبایی فقط روز عاشورا، دست از کار می کشید، بقیۀ ایام را می نوشت و می نوشت و می نوشت. ممنونم. ممنونم.