قلم قم دامنه دوّم

جان، جهان، ایران، انسان، ادیان، قرآن، ایمان

۱۲۵ مطلب با موضوع «جامعه» ثبت شده است

علی دُرّ و طلای مُصفّا

چهار نکته

 

6779

به قلم دامنه. به نام خدا. از کتاب «آیینۀ صدق و صفا» تدوین آیت الله رضا استادی، به نقل از آیت الله العظمی محمدعلی اراکی چهار نکته را می نویسم:

 

1- با آمدنِ آیت الله حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی به قم، آقای میرسیدعلی یثربی کاشانی گفته بود که الآن خداوند نجف را به قم منتقل کرده است. (ص 114)

 

کتاب «آیینه صدق و صفا» عکس از دامنه

 

2- عَمرو عاص، امام علی _علیه السّلام_ را دُرّ و طلای مصفّا و بی غلّ و غش می دانست و می گفت: «علی دُرّ و طلای مُصفّا است و تمام مردم همگی خاک اند»... ولی همین عَمرو عاص که علی را این همه می شناخت، پشت سر معاویه و وزیر و همه کاره اش بود! (ص 136)

 

 

3- خدا ما را از اصحاب قال قرار ندهد، اصحاب حال، قرار دهد. (ص 129)

 

 

4- در تحقّق اسلام علاوه بر علم، اعتقاد قلبی جنانی و تن به زیرِ بار دادن، [=تعبّد] و قبولی معلوم خود معتبر است . این امری است وراء علم و وراء شهادت به لِسان و آن عقد قلب است. متمّم اسلام همان تن به زیر بار دادن و قبول کردن و عقد قلب نمودن است. (ص 236)

۰۳ آبان ۹۷ ، ۰۶:۰۷ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |
يكشنبه, ۲۹ مهر ۱۳۹۷، ۰۵:۵۶ ق.ظ دامنه |
آزادی و دیکتاتوری

آزادی و دیکتاتوری

انسان و آزادی

 

6773

به قلم دامنه: به نام خدا. در کتاب خاطرات ماندگار، این گفتۀ شهید مظلوم بهشتی توجه ام را جلب کرد که ایشان چقدر به آزادی بهاء می دادند. آزادی را «بزرگترین ویژگی چشمگیر جهانی» انقلاب اسلامی می داند و نقل می کند روزی «یکی از مارکسیست های چکسلواکی آمده بود می گفت ما فکر می کردیم دیکتاتوری نعلین و عمامه جانشین دیکتاتوری چکمه و تاج می شود، اما دیدیم که چنین اتفاقی هم نیفتاد»

 

عکس از دامنه

از نظر شهید بهشتی «آزادی همۀ اسلام نیست، آزادی از مسائل مهم بشری است و از ارکان اسلام، ولی همۀ اسلام نیست.» [ص 264 خاطرات ماندرگار]  بنابراین ایشان معتقد بود: «انسان ها باید بتوانند که آزاد بیندیشند، انتقاد کنند و تصمیم بگیرند.» زیرا از نگاه شهید بهشتی که در سخنرانی سال 1352 با موضوع برخورد اسلام با آراء و عقاید دیگران ایراد کرد: «هر انسانی یک کتاب سربسته است که اوراق این کتاب با اوراق کتاب انسان دیگر تفاوت بسیار دارد.» [ص72 خاطرات ماندرگار] او حتی در مقایسۀامام خمینی _رهبر کبیر انقلاب اسلامی_ با شهید مطهری معتقد است: «امام از مرحوم آقای مطهری وسیع النظرتر است». [همان ص 64] روحشان شاد.

 

خاطرۀ بهشتی

 

در ادامۀ مطلب

ادامه مطلب...
۲۹ مهر ۹۷ ، ۰۵:۵۶ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |
شنبه, ۲۸ مهر ۱۳۹۷، ۱۱:۳۵ ق.ظ دامنه |
قبض و بسط تئوریک شریعت

قبض و بسط تئوریک شریعت

نظریۀدکتر سروش

 

6772

کتاب: «Abdolkarim Soroush» عکس از دامنه

 

به قلم دامنه: به نام خدا. در اجابت به درخواست جناب امیر، برداشت خودم را از نظریه ی قبض و بسط تئوریک شریعت دکتر سروش، در مدرسه ی فکرت و گروه های تلگرامی روستای دارابکلا و منطقه ارائه می کنم:

 


۱_ همیشه باید از الفاظ آغاز کرد. اگر به نظر من، جای قبض و بسط، دو واژه فارسی متضاد "تنگ و گشاد" را بگذاریم، بخش بزرگی از نظریه، دانسته و روشن می شود. پس؛ این نظریه در پی این است چگونه فهم دینی تنگ و گشاد می شود؟

 


۲_ سروش معتقد است قوّت فکر هرکسی، ناشی از شوق اوست. لذا میزان و زاویه ی دید هر فرد در معرفت و دینداری تأثیر دارد. او تفاوت دینداریِ عامیانه و عالمانه را مثال می زند که بر هاضمه ی عوام، کثیری از معانی و فهم، گران است.

 


۳_ این نظریه مکانیسم "فهم دینی" را معین می کند. فهم و معرفت در هر عصری هندسه ای دارد و به اعتقاد سروش فهم دین هم، همیشه عصری ست و قبض یا بسط دارد. به تعبیر من تنگ و گشاد می شود.

 


۴_ سروش در جای جای نظریه اش، نام چندین نام آور را می آورد و با مثال از آنها دیدگاه اش را تبیین می کند. مثلا" دکتر شریعتی و شهید مطهری را دو دیندار عصر خود می نامد و می گوید دین هر کس از این دو شخصیت، فهم اوست از شریعت، چنانچه علم هر کس فهم اوست از طبیعت.

 


۵_ فهم دین عصری ست؛ ولی از نظر سروش _در صفحه ی ۳۶۱ کتاب_ این معنا فرسنگ ها فاصله دارد با این سخن عامیانه که حقیقت نسْبی و عصری است.

 


۶_ این نظریه قائل است هیچ فهمی از دین نیست که به معرفت بیرونی متّکی نباشد. البته این فهم به تصریح خود سروش باید روشمند و از سر تدبّر و خضوع باشد نه بُوالهوَسی و دل سپردن به کج دلان و نورسیدگان.

 


۷_ از نظر سروش آگاهی های پیشینی، بر آگاهی های پَسینی سه نوع تأثیر می گذارد: تأیید و اثبات، رد و ابطال، تغییر دایره ی معنا، همان قبض یا بسط.

 


۸_ در یک عبارت دیگر بگویم سروش بر درک عصری از دین، _که صامت است ولی بی زبان نیست_ تأکید دارد. دو مثال بلیغ می زند یکی اسلام اهل حدیث که علامه مجلسی را نمونه ای از آن می شمارد. دیگری اسلام اهل حکمت. و او علامه طباطبایی را نمادی از آن معرفی می کند که از نظر سروش این دو نگرش، نشان از دو فهم متفاوت از اسلام می دهد. همان قرائت های مختلف که سروش در جای دیگر از آن بحث کرده است.

 


۹_ سروش در کل بر این نظر است؛ ذهنِ خالی، هیچ کار نمی کند و برای شکار حقیقت، ذهن را باید هرچه تواناتر، غنی تر و مسأله دارتر ساخت. زیرا سروش این را مفروض می گیرد که "دانایی بیشتر، بینایی بیشتر به همراه می آورد". بینایی در معنای بینش. او به صراحت می گوید فقیه عصرِ خود بودن، با شناخت جدید جامعه، انسان و طبیعت میسّر است.

 


۱۰_ خلاصه این که قبض و بسط، نظریه ی تکامل معرفت دینی است. این نظریه به سیَلان فهم دینی و تحول شریعت شناسی باور دارد. و از تأثیر علوم دیگر بر فهم دینی صحبت به میان می آورد. حتی اثر خوردن یک حبّه قند بر میزان قند خون فقیه  ودانشمند را هم از نظر دور نمی دارد.


از جناب امیر رمضانی بابت کشاندنم به این موضوع داغ دهه ی هفتاد _که لحظه لحظه در ماهنامه ی کیان آن را می کاویدم_ ممنونم. البته در این باره سخن ها دارم که می گذرم.


۲۸ مهر ۱۳۹۷.
ابراهیم طالبی دارابی (دامنه)

۲۸ مهر ۹۷ ، ۱۱:۳۵ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

کتاب اقتدار گرایی ایرانی در عهد پهلوی

نوشتۀ سریع القلم

 

پست 6771

به قلم رضا ادبی فیروزجایی: کتاب اقتدار گرایی ایرانی در عهد پهلوی تحقیقی تاریخی درباره دوره پهلوی نیست و از یک زاویه خاص به بررسی عملکرد پهلوی ها پرداخته است: نظام مدیریت۰ تصمیم سازی و پیامدهای انها. دکتر محمود سریع القلم نویسنده کتاب، پس از طرح چارچوب نظری طی دو فصل به رابطه میان تحولات و نظام تصمیم سازی در دوره پهلوی اول و دوم پرداخته است.

 

عکس از دامنه


این کتاب به موضوع توسعه یافتگی ایران می پردازد و مشاهدات و تحقیقات نویسنده طی سه دهه را در قالب داده های دوره پهلوی به آزمون میگذارد. فصل اول: چارچوب نظری. فصل دوم: از رضا خان به رضا شاه. فصل  سوم: محمد رضا پهلوی: از ولیعهدی بیست و دو ساله تا شاه شاهان. فصل چهارم: نتیجه گیری.

 

 

دکتر محمود سریع القلم: «طی تحقیقات برای تدوین کتابِ در حال اتمام خود، «اقتدارگرایی ایرانی در عهد پهلوی،» به امثال این نقل قول و نقل قول­ هایی مشابه بسیار برخورد کرده­ ام. از منظر یک دانشجوی علوم انسانی، این سئوال به کرّات مطرح می­ شود: چرا تاریخ ما تکه تکه است؟ چرا در هر دوره، سیاست­ ها و اندیشه ­هایی در تناقض کامل با دوره قبل دیده می ­شود؟ چرا امتداد نداریم؟ چرا منحنی رفتاری ما در این حدّ، فراز و نشیب دارد؟» (منبع)

۲۸ مهر ۹۷ ، ۰۶:۳۶ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |
پنجشنبه, ۲۶ مهر ۱۳۹۷، ۰۷:۱۱ ق.ظ دامنه |
150 بچه یتیم

150 بچه یتیم

وقتی که او مُرد

 

6768

وقتی که مُرد، حتی یک نفر هم توی محل ما ناراحت نشد. بچه‌های محل اسمش رو گذاشته بودند مّرفّه بی‌درد و بی‌کس. شنیده بودیم که چند تایی برادرزاده و خواهرزاده دارد که آنها هم وقتی دیده بودند آبی از اجاق عموجان و دایی جان برایشان گرم نمی‌شود، تنهایش گذاشته بودند.

 

وقتی که مُرد، من و سه چهار تا از بچه‌های محل که می‌دانستیم ثروت عظیم و بی‌کرانش بی‌صاحب می‌ماند، بدون اینکه بگذاریم کسی از همسایه‌ها بفهمد، شب اول با ترس و لرز زیاد وارد خانه‌‌اش شدیم و هر چه پول نقد داشت، بلند کردیم. بعد هم با خود کنار آمدیم که: این که دزدی نیست. تازه او به این پول‌ها دیگر هیچ احتیاجی هم ندارد. تازه می‌توانیم کمی هم از این پول‌ها را از طرفش صرف کار خیر کنیم تا هم خودش سود برده باشد و هم ما...

 

(منبع عکس)

اما دو روز بعد در مراسم خاکسپاری‌اش که با همت ریش سفید‌های محل به بهشت زهرا رفتیم، من و بچه‌ها چقدر خجالت کشیدیم. موقعی که ١۵٠ بچه یتیم از بهزیستی آمدند بالای سرش و فهمیدیم مرفه بی‌درد خرج سرپرستی همه آنها را می‌داده، بچه‌های یتیم را دیدیم که اشک می‌ریختند و انگار پدری مهربان را از دست داده‌اند از خودمان پرسیدیم: او تنها بود یا ما؟ (منبع)

۲۶ مهر ۹۷ ، ۰۷:۱۱ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

نقدی بر افکار عبدالکریم سروش

آب و سراب

پست 6759

به قلم دامنه: به نام خدا. قادر فاضلی در کتاب خود «آب و سراب» به نقد و بررسی افکار دکتر عبدالکریم سروش می پردازد. در این کتاب متن های مختلف دکتر سروش از جمله «طوطی و زنبور» و «بشر و بشیر» و نیز «رؤیای رسولانه» نقّادی شده است. من در این پست، به گوشه ای از آن اشاره می کنم.

 

عکس از دامنه

 

نویسندۀ کتاب می گوید برخی دست می گذارند روی این مسأله که پیامبر  _صلّى ‌الله‌ علیه‌ و‌ آله و سلّم_ خود یک بشر است. اما دنبالۀ آن را نمی گویند ولی بر او وحی می شود: «قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِثْلُکُمْ یُوحَى إِلَیَّ...» [آیۀ 110 کهف] یعنی: بگو: جز این نیست که من هم بشری مانند شمایم که به من وحی می شود. (رجوع شود به ص 15 و 16 کتاب)

 

 

وی در نقد آقای سروش معتقد است اگر بنا بود که وحی از خودِ پیامبر بجوشد، دیگر انتظار معنی نداشت... پیامبران روزها و هفته ها منتظر نزول وحی می شدند.

 

 

قادر فاضلی همچنین بر این نظر است سروش در ابیات مولوی استفاده ی ابزاری کرده است. و می گوید: «که نمی دانم از جهالت او سرچشمه می گیرد یا از شیطنت او» مثل این بیت مثنوی: «من نخواهم دایه مادر خوش تر است ...» که سروش اول و آخر این ابیات را زد و در آخر مقالۀ «بشر و بشیر» از آن سوء استفاده کرد. (ص 24 و 25 آب و سراب)

 

 

ناقد معتقد است که حالات مخصوص بین پیامبر و خدای او هرگز بشری نیست حتی مَلک هم ظرفیت تحمّل آن را ندارد. پیامبر _صلّى ‌الله‌ علیه‌ و‌ آله و سلّم_ یک جنبۀ حقیقت بشری دارد و یک جنبۀ حقیقت ازلی. جنبۀ بشری پیامبر از خاک است و بر خاک فرو می رود ولی جنبۀ ازلی او فوق افلاک است و به ماورای افلاک می رود.

۲۲ مهر ۹۷ ، ۰۶:۱۱ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |
شنبه, ۲۱ مهر ۱۳۹۷، ۰۶:۰۶ ق.ظ دامنه |
همچو سلمان در مسلمانی بکوش

همچو سلمان در مسلمانی بکوش

سلمان فارسی

 

پست 6757. به قلم دامنه: به نام خدا. سلمان اولین مسلمان ایرانی ست که رسول خدا _صلّى ‌الله‌ علیه‌ و‌ آله و سلّم_ فرمودند: «سلمان از ما اهل بیت است». سلمان (=روزبه فرزند فَروخ) اصالتاً اصفهانی بوده، اهل جَیّ (=لقب قدیم اصفهان و اکنون نام دهستانی از توابع اصفهان) که بعد به کازرون هجرت کرد. و برای نجات خود از روزگار به شام و سپس حجاز گریخت و نزد رسول خدا (ص) شرف یاب شد و اسلام را با رغبت و انتخاب پذیرفت.

 

کتاب «سلمان فارسی استاندار مدائن» عکس از دامنه

 

سلمان فارسی (=ابوعبدالله) آنقدر محبوب شد که مشاور حضرت زهرا _سلام الله علیها_ و رازدار آن بانوی عزیز شد. و پیرو و شیعۀ خالص امام علی (ع) بود. در قضیۀ بیعت پس از رحلت پیامبر (ص) حامی و مطیع امام علی (ع) بود. و سه روز پس از دفن پیکر پاک و مطهر رسول خدا (ص)، خطابه ای در فضای غمبار مدینه در دفاع از علی (ع) کرد و گفت:

 

«شما حقیقت را می دانید اما بدان عمل نکردید!»؛ «اگر علی را از دست دادید، علم و دانش انسانی را از دست داده اید و انسانیت را به انکار و فراموشی سپرده اید» و نیز گفت: «اما شما ای مردم! سنت بنی اسرائیل را پیش گرفته اید و از مَجرای حق به خطا رفتید» و اعلان کرد: «مولای ما علی، پیشوای روسفیدان و امام صادقان و صالحان می باشد.»

 

بارگاه حضرت سلمان فارسی

 

راه و رسم سلمان، برنامۀ قرآن بود. او حتی مفسّر قرآن بود. هم خودسازی داشت و هم دیگرسازی و جامعه سازی. وقتی استاندار مدائن هم شد و چند سال در آن مقام ماند تا درگذشت، از سهمیۀ 5هزار درهمی خود، مصرف نمی کرد و آن را به تهیدستان و محرومان انفاق می نمود و خود، از طریق «زنبیل بافی» زندگی شخصی اش را تأمین می کرد.

 

 

همچو سلمان در مسلمانی بکوش

ای مسلمان! تا که سَلمانت کنند

(شعر از سید عباس جوهری. خزائن الاشعار ص 28)

 

سلمان بیش از 250 سال عمر کرد. او را اَفقه، اعلَم، و لقمان حکیم خوانده اند و حتی به بخشی از «علوم غیبی» دست یافته بود. در احادیث زیادی، سلمان، آگاه به «علم اول و آخر» و «دانای به حوادث و وقایع» معرفی شده است. حتی پیامبر (ص) فرمود:

 

«از سلمان اطاعت کنید»

 

بقیه در ادامه

ادامه مطلب...
۲۱ مهر ۹۷ ، ۰۶:۰۶ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
دامنه |

پنج ویژگی مشترک تمدن مشرق زمین

نگاه الهی

 

6752

به قلم دامنه: به نام خدا. اگر فرصت کرده اید کتاب «روایت تفکر، فرهنگ و تمدن از آغاز تا کنون» دورۀ پنج جلدی را مطالعه کنید. این کتاب، تدوین مرکز مطالعات و پژوهش های راهبردی ست که من چاپ سوم (1394) آن را از کتابخانۀ یادگار قم، امانت گرفته و خوانده ام. مجموعاً 950 صفحه است. مطالب پرباری دارد. در این پست، پنج ویژگی مشترک تمدن مشرق زمین و یک نکته را بر مبنای این کتاب می نویسم:

 

 

    

عکس از دامنه

 

 

طرح روی جلد هر پنج جلد «روایت تفکر، فرهنگ و تمدن از آغاز تا کنون»

 

    

عکس از دامنه

 

پنج ویژگی مشترک تمدن مشرق زمین: 1- اعتقاد به خدا یا خدایان. 2- اعتقاد به معاد. 3- احترام به طبیعت. 4- عدم شکل گیری نظام برده داری عمیق و مسلّط. 5- نگاه دینی_الهی به سیاست. یعنی مأمورِ خدا دانستن پادشاهان و مشروعیت بخشی دینی به آنان. (ص 43 و 44)

 

 

در نگاه دینی، تاریخ با پیامبران شروع می شود... حضرت آدم (ع)؛ اولین انسان، نبی الهی است و مؤسس اولین تمدن بشری... اما کسی که منشاء انسان را حیوان می داند این موضوع را درک نمی کند و داروینیسم اجتماعی را اعتقاد دارد... یعنی نظریه ی ترقّی تاریخی. (ص 13)

۱۸ مهر ۹۷ ، ۰۵:۵۷ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

غربی از تأمّل در باطن خویش عاجز است

خودفراموشیِ غرب

 

پست 6745. به قلم دامنه. به نام خدا. چهار نکته از دو کتاب «انسان در قرآن» «انسان شناسی قرآنی» اثر شهید مطهری را به اشتراک می گذارم:

 

علم، جهان آگاهی می دهد و ایمان، خودآگاهی. ولی انسان هم باید خودآگاه باشد و هم جهان آگاه. (انسان در قرآن ص57)

 

غرب با جهان آگاهی اش، خودفراموش شد. گاندی: غرب کارهایی می کند که مِلل دیگر آن را قدرت خدا می داند، ولی غربی از یک چیز عاجز است، تأمّل در باطن خویش. (انسان در قرآن ص57)

 

جان نباشد جز خبر در آزمون

هر که را افزون خبر جانش فزون

جان ما از جان حیوان بیشتر

از چه زان رو که فزون دارد خبر

(مولوی دفتر دوم)

 

عکس از دامنه

 

در قرآن سیر در آفاق و سیر در انفُس مقارن یکدیگر است. (انسان شناسی قرآنی ص 172)

 

خوف برای انسان حکم سائق را دارد و رجاء، حکمِ قائد را. سائق یعنی چوبی که حیوان را از پشت سر می رانَد. قائد یعنی جلوکشی، اَفسار حیوان را از جلو می کشند تا حرکت کند. (انسان شناسی قرآنی ص 98)

۱۵ مهر ۹۷ ، ۰۶:۰۱ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

اندیشۀ سیاسی آیت الله مطهری

شرح ماجرا

 

پست 6744. به قلم دامنه. به نام خدا. این کتابی ست که در اصل من نوشته ام: «اندیشۀ سیاسی آیت الله مطهری». اما داستان دارد. (آثار دامنه: اینجا) تمام مراحل این کتاب را من تهیه کردم: از طرح تحقیق (=پروپوزال) گرفته تا فیش برداری از منابع و تألیف نهایی و تایپ و ارائه برای ارزیابی و چاپ که یک سال به طول انجامیده بود. نسخه ی خطی اش در بایگانی شخصی ام موجود است و حتی بعدها با تکمیل و افزودن، آن را به پایان نامه ام در مقطع فوق لیسانس علوم سیاسی با عنوان «تأثیر اندیشه ها و نظریات سیاسی شهید مطهری بر گفتمان اِحیاء و اصلاح»، تبدیل کرده ام و در سال 1375 با نمرۀ عالی 19 و نیم از آن دفاع کرده ام.

 

 

اما به دلیل تغییر و تحول در مرکز مطالعات و تحقیقات و انتصاب مسئول جدید برای پژوهشگاه اندیشه سیاسی اسلام، نوع نگرش ایشان و مسئولان جدید، موجب شد تحقیق و پژوهش و متن تدوین شده ی من با زیر و زبَر شدن، به این وضع در آید و در سال 1381 با عنوان «به کوشش نجف لک زایی» در 279 صفحه، چاپ و توزیع شود. بگذرم. خدا قبول فرماید. مهم، خدمت فرهنگی کردن است، نه نام و نشان. من به همۀ آنان درود می فرستم.

 

 

کتاب اندیشۀ سیاسی آیت الله مطهری

 

پایان نامه من. عکس از دامنه

(آثار دامنه: اینجا)

 

عکس از دامنه

 

در این سند که مقدمۀ کتاب آمده است؛ دوست فاضل و بزرگوارم جناب حجت الاسلام والمسلیمن نجف لک زایی با بزرگواری و کمال اخلاقی شان، از من _ابراهیم طالبی دارابی_ نام برده اند. از ایشان بابت این حق گویی ممنونم. والسّلام. قم. دامنه.

۱۴ مهر ۹۷ ، ۰۶:۰۶ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

آرای اخلاقی علامه طباطبایی

بوسۀ صحنِ رضوی

 

6733

به قلم دامنه. به نام خدا. توفیق شد در ماه گذشته، کتاب «آرای اخلاقی علامه طباطبایی» نوشتۀ حجت الاسلام رضا رمضانی گیلانی را بخوانم و نکته برداری کنم. کتاب، 462 صفحه است؛ از انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و اندیشۀ اسلامی. چهار نکته از آن را مطابق معمول اینجا می نویسم:

 

ص 82: علامه طباطبایی می گوید: سنّت اجتماعی اسلام ضمانت بقا و اجرا دارد و آن تقوای الهی است که باعث می شود انسان ها از حق پیروی نمایند.

 

کتاب آرای اخلاقی علامه طباطبایی. عکس از دامنه

 

ص 46 : علامه طباطبایی در طول سالیان دراز خانه ی دو اتاقه ای اجاره کرده بودند و از تهیه ی هزینۀ زندگی شان بر نمی آمدند و مبالغ سنگینی بدهکار بودند. (به نقل از: مهر افروخته. ص 31)

 

ص 49: از علامه طباطبایی سؤال شد وقتی به حرم مشرَّف می شویم چگونه زیارت کنیم؟ فرمودند: «مگر چیزی جز خدا مشاهده می شود».

 

ص 49 : روزی در صحن امام رضا (ع) از علامه طباطبایی درخواست کردند دستش را ببوسند. فرمود: «زمینِ صحن را ببوس که از دستِ من بهتر است».

۰۷ مهر ۹۷ ، ۰۷:۰۷ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

حکیمی؛ مرجع تحقیق جوانان

کتاب راه خورشیدی

 

پست 6727.به قلم دامنه. به نام خدا. کتاب «راه خورشیدی» نوشتۀ محمد اسفندیاری ست از انتشارات «دلیل ما». این کتاب 472 صفحه ای دربارۀ افکار و آثار استاد محمدرضا حکیمی ست به قلمی شیوا و رسا و مستند و پربار. من، این کتاب را کامل خوانده ام. چهار نکته از آن را مطابق معمول اینجا می نویسم:

 

محمدرضا حکیمی

ص 28: محمدرضا حکیمی با رضایت استادش آیت الله شیخ مجتبی قزوینی از حوزه و لباس روحانیت بیرون آمد.

 

ص 404: استاد حکیمی می گوید: دین برای همه است و همه جا و همیشه؛ اما همه و همه جا و همیشه یک گونه نیستند، پس یک نوع عَرضه هم برای آن سودمند نتواند بود؛ پس عَرضه ها را باید تطبیق کرده نه معروض را.

 

عکس از دامنه

 

ص 129: ... این است که اسلام به منظور تصحیح حیات فردی، به امر تربیت می پردازد و به منظور تصحیح حیات اجتماعی به امر سیاست.

 

ص 32: محمدرضا حکیمی که یکی از نمایندگان مکتب تفکیک است، به جای آن که «مرجع تقلید» عامه شوند «مرجع تحقیق» جوانان شدند و هزاران جوان جویای راه را، راه، نشان داد.

۳۱ شهریور ۹۷ ، ۱۵:۱۴ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

یادِ خاندان پیامبر در جان و دل آدمیان

نپذیرفتن تاریکی ها

 

6719

به قلم دامنه. به نام خدا. اخیراً کتاب «حسینِ علی» را خوانده و یادداشت برداری کرده ام. مطابق همیشگی، چهارنکته از کتاب را به اشتراک می گذارم. نویسندۀ کتاب «م. مؤید» است از انتشارات چاپ و نشر بین الملل. در 612 صفحه. چاپ دوم 1386. نویسنده به سبک ادبیات ایرانی کتاب را نگاشت. شبیه متن های میرجلال‌الدین کَزّازی.

 

ص 84: نخستین ناتوانی یزید ناتوانی او از ستُردن یادِ خاندان _اهل بیت (ع)_ از جان و دل آدمیان است، یادمان نخواهی ستُرد.

 

عکس از دامنه

 

ص 46: امام صادق _ع_ فرمود: «میان آرامگاه حسین (ع) تا آسمان هفتم جایگاه آمد و شدِ فرشتگان است»

 

ص 74: آیا حسین (ع) این همه تاریکی ها را می پذیرد؟ ...

 

ص 10: به نقل از ص 62 مَقتل الحسین سید عبدالرّزاق مولوی مقدم از امام باقر (ع) نقل شد که فرمود: «یاران نِیام حسین، دردِ آهن را نمی شناختند.» یعنی شوق شهادت.

۲۴ شهریور ۹۷ ، ۰۹:۴۹ ۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

زندگی اتکالی چیست؟

مَضارّ زندگیِ اتکالی

 

پست 6697. به قلم دامنه. به نام خدا. چندی پیش کتاب «تعالیم اسلام» علامه سید محمدحسین طباطبایی را می خواندم. سراسر کتاب خواندنی ست. برای کویریات دامنه این قسمت کتاب را یادداشت کرده ام و به اشتراک می گذارم. زندگی اتّکالی؛ که اگر جنبۀ سیاسی و حکومتی پیدا کند به خواری جامعه می انجامد. مثل وابستگی در نظام نژادی بنی امیه، که افراد را با سکّه و درهم و دینار زبون می کردند. و با وعدۀ پُست و مقام دیانت افراد را لکّه دار می ساختند. تا حدی که از علی (ع) می بُریدند به جرگه ی معاویه می پیوستند. بدین ترتیب، من امروز برای این پست دامنه، این فراز مهم کتاب را برگزیده ام و می نویسم. که اگر چنین زندگی یی، شیوع پیدا کند، مَضارّ و زیان هایش برای جامعۀ مسلمین زیاد و خطرناک است. مرحوم علامه طباطبایی در ص ۱۷۹ کتاب «تعالیم اسلام» می نویسد:

 

 

«زندگی اتکالی (وابسته) یعنی به امید و پشتیبانی دیگران زیستن، در حقیقت از دست دادنِ افتخار انسان و شرافت و استقلال و آزادی و منشاء همه گونه بزه و زشت کاری های اجتماعی است که از خواری و پستی، سرچشمه می گیرد.

 

 

کسی که به امید دیگران نشسته چشم به دست این و آن می دوزد، در حقیقت اراده و شعور خود را در این راه می فروشد. باید تملُّق کند. باید هر چه بخواهند و بگویند _حق یا باطل، زشت یا زیبا_ انجام دهد. به هر عار و ننگی تن در دهد، بیگانه پرستی کند. به هر ستم و ناروایی راضی شود. و بالاخره همۀ حدود و مقرّرات انسانی را به هیچ شمُرد.

 

 

سؤال (=درخواستِ کمک) در غیر حالتِ ضرورت، در اسلام حرام است و مساعدت مال فقرا، که جزء مقررات اسلامی است، شامل حال فقرایی است که مزد کارشان با مخارج شان برابری نمی کند، یا از کار بازمانده اند و نیازمند واقعی هستند.»

۱۳ شهریور ۹۷ ، ۰۹:۳۲ ۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

دین ارتباط با خداست

سرست و سرنوشت

 

پست 6695. به قلم دامنه. به نام خدا. اخیراً کتاب "سرشت و سرنوشت" را خواندم. که گفتگوی کریم فیضی با دکتر غلامحسین ابراهیمی دینانی ست، (انتشارات روزنامه اطلاعات. در 432 صفحه) من مطابق همیشگی، چهارنکته از کتاب را به اشتراک می گذارم تا فرهنگ کتابخوانی و کتاب دوستی در این بمباران عجیب و غریب فضای مَجازی فراموش نشود.

 

 

در ص 293 : راهِ بسط انسان از نظر من افزایش دادن به تفکر است. خوب فکرکردن. هر اندازه کسی خوب فکر کند، انبساط بهتری پیدا خواهد کرد... تضیُّق فکری [=تنگ نظری] عالَم انسان را تنگ می کند.

 

 

توضیح دامنه: مقابل بسط و انبساط، قَبض و انقباض و گرفتگی ست، که انسان خود هم نمی داند چرا دچار گرفتگی و قبض می شود. به قول دکتر دینانی صدها علت ناشناخته وجود دارد که بشر از آن سردرنمی آورد که چرا گاهی به گرفتگی مبتلا می شود.

 

 

ص 37 : انسان محدوده ای ندارد... هر اندازه برود، راه برای سیر انسان باز است... پایانی برای سیر معنوی انسان متصوّر نیست.

 

عکس از دامنه

 

ص ۵۱ خوانده ام "ما مثل کتابی هستیم که به صورت مرتّب ورق می خوریم... تا ورق های کتاب مان تمام شود."

 

در ص 203 : دیندار واقعی کیست؟ کسی که ارتباطش با خداوند درست برقرار شده باشد و نسبت به خدا به مرحله ی معرفت و آگاهی رسیده باشد. کسی که صادقانه به مرحله ی معرفت برسد او دیندار واقعی است... دین ارتباط با خداست.

۱۱ شهریور ۹۷ ، ۰۹:۵۹ ۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

زبانِ بدن

ورق های یک کتاب

 

متن وارده به دامنه: معرفی یک کتاب. این کتاب «زبانِ بدن» خلاصه ای از مطالعات دانشمندان رفتارشناسی است که در این علم پیشگام هستند ویا در این زمینه تخصص دارند:

 


در صفحه ی ۵ و ۶ این کتاب در مورد شانه بالا انداختن است، که یک حرکت جهانی است. یعنی یک فرد با این حرکت، نشان می دهد متوجه ی صحبت های شما نمی شود.

 


بچه ی ۵ساله اگر به والدین خود دروغ بگوید فوری دهانش را با دو دست می پوشاند.

 


در بزرگسالی مسائل ماهرانه تر می شود؛ در آخرین لحظه دست از صورت به کنار کشیده می شود ودر نتیجه علامت لمس بینی شکل می گیرد.


در نوجوانی دست ها روی دهان، انگشت به آرامی دور لب ها حرکت می کنند.

 


در صفحه ۱۲ این کتاب در مورد مورد ارتباط غیر کلامی که ارتباط توانایی یک شخص در صحبت کردن و مقدار اشاراتی که برای انتقال دادن پیغام استفاده می کند، وجود دارد.

 


نظر نویسنده اینه که شخصی در مراتب بالای اجتماعی یا مدیریتی قرار دارد می تواند از دایره ی لغات خود برای انتقال منظورش استفاده کند، در حالی که یک فرد با تحصیلات پایین تر برای برقراری ارتباط بر استفاده از اشارات، بیشتر تکیه می کند تا کلمات.

 


به طور کلی ارتباط از طریق زبان بدن پیشینه ای یک میلیون ساله دارد اما در بیست سال اخیر به طور علمی مورد مطالعه قرار گرفته است.
 

 

در فصل هفدهم نشان می دهد که چگونه علائم و اشارات بدنی در مجموع در ترکیب با هم روی می دهند و موقعیت ها بر تفسیر شما اثر می گذارند.

 

 

 

جواب دامنه

به نام خدا. ضمن سلام و سپاس بی کران. من وقتی خواندم، خیلی تعجب کردم؛ چون این رفتارها و واکنش ها را دقیقاً نمی دانستم. کاش این دامنه خوان شریف پیشتر و بیشتر از این، به آگاهی می رسانید.

 

 

درضمن، در مورد «دایرۀ لغات» که این دامنه خوان بخوبی در متن بالا چینش نمود، باید بگویم من سه سال قبل، پستی گذاشته بودم با عنوان «هجرت کلمات»، یعنی برخی از لغات را باید وارد زندگی کرد و از لای فرهنگنامه ها و متون کهن ایران، هجرت داد  و به متن جامعه و نوشتار آورد. ممنونم؛ پست خوبی ارسال کرده ای، که من با اشتیاق هم خواندم و هم از سوی شما به اشتراک گذاشته ام. خدا نگه دار.

۰۵ شهریور ۹۷ ، ۰۸:۵۴ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

چگونه عضو مفیدِ جامعه باشیم؟

مرام جاودانه

 

پست 6684. به قلم دامنه. به نام خدا. دیروز و دیشب این کتاب _مرام جاودانه_ را خواندم. اثری خواندنی و آموختنی از استاد محمدرضا حکیمی. از انتشارات دلیل ما. در 265 صفحه. مطابق همیشگی، چهارنکته از کتاب را به اشتراک می گذارم. باشد تا کتابخوانی در بین ما، همچنان بابی باز و پنجره ایی گشوده باشد:

 

استاد محمدرضا حکیمی

 

عکس از دامنه

 

ص 22 : انسانِ بی رسالت، به هنگام سرشماری، یک تَن به شمار می آید، همین و بس... والایی ارج انسان در مرزبانی است... انسان مرزبان دارای سه چیز است: 1- شناخت حقیقت 2- اتّکا به خداوند 3- اعتماد به نفس... مرزبان، وارد دنیایِ «شمار خرَد» می شود، نه «شمار دو چشم».

 

 

ص 48 : پُست ها امانت است، نه دکّۀ چپاول و غارت اموال مردم.

 

 

ص 65 : اُمّ الفساد و ویران کنندۀ بنیادِ هر جامعه ... و سامان گُسلِ آرمان های نسل جوان در هر جامعه، دو چیز است: 1- اقتصاد فاسد 2- قضاوت فاسد... و هر دو سر در آخور هم دارند.

 

 

ص 75 : انسانِ جعفری [رهرو حضرت امام صادق_علیه السّلام_] کیست؟ از نظر امام صادق پنج خوی و سرشت است که هرکس یکی از آنها را نداشته باشد، در جامعه عضوی مفید نیست: 1- وفا 2- حیا 3- تدبیر (=برنامه ریزی زندگی) 4- اخلاق خوش 5- آزادگی، که شامل آن چهارصفت نیز هست. با این پنج خصلت است که انسان عضو مفید جامعه می شود.

۰۴ شهریور ۹۷ ، ۰۸:۱۳ ۵ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

دورۀ پهلوی ها را بیشتر بشناسیم

دورۀ پهلوی ها

 

6675

به قلم دامنه. به نام خدا. من در این پست، چهارنکته از کتاب «تاریخ ایران پهلوی ها» نوشتۀ سرهنگ حمید هاشمی از انتشارات فرهنگ و قلم چاپ دوم 1390 را با برداشت آزاد، به اشتراک می گذارم.

 

 

ص 45 و 46 مطالبی آمده است که من خلاصه می نویسم: رضاشاه از بچه های شَرور بود و تا 12 سالگی نه به درس و مشق پرداخت و نه به کسب و کار. در جوانی چند شغل گرفت مِسگری. آهنگری. و در 15 سالگی در یکی از سفارتخانه های خارجی تیمارکننده اسب بود. بعد نگهبان دربِ سفارت آلمان شد. بعد در سفارت انگلستان شغل گرفت و نگهبان آنجا بود. بعد به نیروهای قزّاق پیوست و با درجۀ سربازی با انگلیسی ها آشناتر شد. بعد رضامیرپنج به امر انگلیسی ها و وساطت سیدضیاء! از قزوین به شاه آباد کرج قشون کشید و بعد به تهران آمد کودتا کرد و کاخ گلستان را اشغال نمود و فردای کودتا به فرمان احمدشاه قاجار! به درجهٔ سرتیپی! رسید. بعد به اوج قدرت و سردارسپهی و آن گاه وزیر جنگ و سپس صدراعظم و بعدها هم شاه. و درنهایت به عنوان یک دیکتاتور بی رحم و مهرۀ سوخته تبعید به موریس و ژوهانسبورگ.

 

تاریخ ایران پهلوی ها

 

ص 41 : جالب است بدانید همین واحد پیروزمند قزّاق (کودتاگر) همان واحد شکست خوردۀ قزاق است که در زمان صدارت مشیرالدوله، به منظور خارج کردن رشت از دست انقلابیون جنگل، به آن شهر حمله بُرد ولی با پذیرش شکستی مفتضحانه عقب نشینی کرد و در آق بابا (جادّۀ قزوین رشت) متمرکز شد. و نیز همین واحد قزاق از دستجات قزاق دیویزیون است که لشکر آن، از انقلابیون روسیه در قفقاز شکست خورد و بازگشت. ولی همین عده کودتا! را به آسانی پیش بُرد!

 

 

صفحۀ 39 کتاب تاریخ ایران پهلوی ها را بادقت بخوانید

 

ص 10 : خشم لا حدِّ روس ها همواره این بود که چرا رقیب او انگلستان در غارت و چپاول ایران پشتاز باشد! ...

 

ص 26 : خودفروختگی از ویژگی مشترک سیاستمداران عصر قاجار و دورۀ خیانت بار دو پهلوی بود. به طوری که در روزگاران معاصر سلسلۀ قاجار و پهلوی (=پدر و پسر) رویِ تمام خائنین را در طول تاریخ ایران سپید! کردند.

۲۹ مرداد ۹۷ ، ۰۹:۵۷ ۸ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

شاهان می آیند و می روند، عالمان می آیند و می مانند

تاریخ غم

 

6665

به قلم دامنه. به نام خدا. در رُمان «مردی در تبعید ابَدی» که بر اساس زندگی ملاصدرا (Mulla Sadra) توسط نادر ابراهیمی نوشته شد؛ (من این کتاب را اینجا معرفی کرده ام) مطلبی ست که من بر اساس آن نکته، این پست را نوشتم.

 

سلاطین می آیند و می روَند. شاه پیِ شاه. از ارث تا کودتا. فرهیختگان و عالمان اما می آیند و می مانند. فرهیختگانی آفریننده، چون حکیم ملاصدا، علامه محمدحسین فضل الله، از آنجا می مانند که می سازند. اما بدا که رسم، چنان بوده است که تاریخ به اسم شاهان نافرهیخته مُسمّا شود.

 

 

به همین سبب است که اکثر آثار و اَبینه تاریخی نام سلاطین را بر خود دارند نه نام سازندگان را. حتی اغلب کتاب های ناب اهل ادب و علم و هنر و حکمت نیز ناگزیر به شاهان پیشکش شده است که در تمام عمرشان با علم و حکمت و هنر و دانش و ارزش و فخر و عزت جنگیده اند! اگر صفحۀ اِهداییۀ کتاب شریف معراج السعاده ملا احمد نراقی _که خلاصه و ترجمهٔ فارسی کتاب عربی جامع السعادات پدرش ملا مهدی نراقی ست_ بنگرید این شیوه را می بینید.

 

 

بگذرم، که آنان مجبور بوده اند چنین کنند، اگر نمی کردند شاهان پلید و مستبد در دَم آثارشان را محو و ناپدید می کردند. این بود چند ورق از تاریخ غم این سرزمین.

۲۶ مرداد ۹۷ ، ۰۷:۳۷ ۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

نبرد یهود با اسلام

معرفی کتاب

 

6660

به قلم دامنه: به نام خدا. من در این پست، چهارنکته از کتاب «555» نوشتۀ شمس الدین رحمانی را به اشتراک می گذارم. این کتاب 555 سال نبرد میان یهود و اسلام را بررسی کرده است، یعنی از سال 857 هجری قمری تا 1368 خورشیدی. (از فتح قُسطنطنیه (اسلامبول) به دست سلطان محمد فاتح عثمانی تا رحلت امام خمینی بنیانگذار جمهوری اسلامی).

 

کتاب «555» نوشتۀ شمس الدین رحمانی

 

در ص 174 : یهود از یک طرف قصد نفوذ در جوامع را دارد و از سوی دیگر با روحیۀ نژادپرستانه، نه خود به دین های دیگر در می آید و نه دیگران را به مذهب خود می خواند و راه می دهد. لذا راه کار برای مقاصد خود را در ساختن فرقه های مصنوعی و دست ساز [مانند فرقۀ بهائیت] یافته است.

 

 

در ص 82 : دولت انگستان پس از پایان جنگ جهانی دوم در 1946 اعلان کرد که زمینه برای ورود یهودی ها به فلسطین فراهم است.

 

 

در ص 8 : یهود با سازماندهیِ مهاجرتِ حساب شده، آمریکا را در اختیار گرفت تا در قرن بیستم، مرکز قدرت خود را از انگستان به آمریکا منتقل کند. یهود در اندیشۀ سُلطه کامل بر دنیا است.

 

 

در ص 120 : یهودی الاصل بودن محمد علی فروغی به علاوه نقشی که او در جهت مطامع انگلستان بازی کرد، موجب عکس العمل هایی شد که به خصوص، پس از پایان دیکتاتوری رضاشاه، و در یک سال آخر عمر فروغی در داخل و خارج کشور شنیدنی است. مثلاً شاعری در مذمّت محمدعلی فروغی می گوید:

 

عکس محمدعلی فروغی

 

وطن به باد فنا رفته است و هموطنان

گرسنه اند و پریشان، برهنه اند و فقیر

 

بیا که صوفیِ ما ترکِ گوشه گیری کرد

دوباره باز نموده است مکتبِ تزویر

 

رفیق قافله بودن شریک دزد شدن

که این نشانۀ عقل است و دانش و تدبیر

 

نشیمن تو نه این کُنج مِحنت آباد است

تُرا ز کُنگرۀ عرش می زنند صَفیر

 

برای ملت خود شعرِ خواجه می خواند

غذای روح به ما می دهد نخست وزیر

 

چنان ریا و تظاهر نمود و شُعبده کرد

که پادشاه جوان شد مریدِ صوفی پیر

۲۳ مرداد ۹۷ ، ۰۷:۲۷ ۴ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

مُتدیّنانه زندگی کردن به چیست؟

فضیلتِ آزادی

 

به قلم دامنه: به نام خدا. انسان باید هر روز و شب مطالعه کند. تا لذت زندگی را بچشد. سبک زندگی باید تغییر کند و خوراک انسان فقط اغذیه نباشد بلکه فهم و دانش و ارزش هم باشد. امروز، کتاب «گفتمان خرداد: گفت و گویی هایی با اندیشمندان ایران و جهان» از انتشارات آتیه را _که به کوشش علی محمد نجاتی تألیف شد_ خوانده ام. چهارفراز آن را می نویسم و به اشتراک می گذارم:

 

کتاب «گفتمان خرداد» عکس از دامنه

 

1- آزادی را اگر با لاقیدی و لااُبالیگری بگیریم؛ این پدیده نه تنها فضیلت نیست بلکه جزوِ رذایل است... من آزادی را رهایی در نظر می گیرم؛ رهایی از موانع، رهایی از انحصار و استبداد. (دکتر عبدالکریم سروش. ص 96)

 

 

 

2- مسأله این نیست که هرکس هر قرائتی [از دین] می کند، آزاد است. و باز مسأله اصلاً این نیست که چون دین امری سلیقه ای است پس هرکس هر دینی می خواهد داشته باشد. قضیه این است که دین داری و مُتدیّنانه زندگی کردن مبتنی است بر نوعی خواندن سُمبل های دینی، یعنی انسان دیندار با رمزها و سُمبل های دینی زندگی می کند و دینداری او در صورتی دوام پیدا می کند که دائماً در حال خواندن این رمزها و سُمبل ها [=نمادها و نشانه ها] باشد. (دکتر محمد مجتهد شبستری. ص 119)

 

 

 

3- ساموئیل هانتینگتون اشاره می کند که فرهنگ های دیگر را باید دستکاری کرد و تغییر داد. این مسأله بسیار وحشتناک است و ما مناقشه ایجاد کنیم و نه به حل آن بپردازیم. این موضوع از نظر من بسیار غیراخلاقی است. (پروفسور جرج. ف. مک لین. متفکر آمریکایی. ص 181)

 

 

 

4- ما کمتر متفکری را می شناسیم که انقلاب را تبلیغ کند. حتی مارکس یا قبل از آن آنارشیست ها طرفدار انقلاب نیستند ولی همگی اذعان دارند که انقلاب آخرین راه حل است. در قرآن هم آمده است خداوند شیوه های خشن فیزیکی را دوست نمی دارد. مگر این که به کسی ظلمی شده باشد. به طور کلی انقلاب امری است که طبقات حاکم یا ستمگران بر جامعه تحمیل می کنند. (مرحوم مهندس عزت الله سحابی. ص 229)

۰۹ مرداد ۹۷ ، ۱۱:۱۱ ۴ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |

عبد صالح خدا

روح ناظر امام

 

کتاب «عبد صالح خدا» عکس از دامنه

 

6622

به قلم دامنه. به نام خدا. دیشب مطالعه می کردم. رسیدم به اینجا. یعنی عبد صالح خدا. چه می خواهم بگویم؟ می خواهم بگویم شیعیان باور مُدرنی دارند. به عبارتی دیگر فرازمان و فرامکان می اندیشند. عصمت را فقط برای معصومین _علیه السّلام_ قائل اند.

 

 

همین تفکر باعث می شود شیعه هیچ کسی را، حتی «حاج آقا روح الله» را (که بعدها امام خمینی _رهبرکبیر انقلاب اسلامی_ شد، و به سلطۀ سرکوبگرانۀ خیانت بار سلطنت شاهنشاهی پایان داد و رژیم سراسر وابسته و ضد اسلامی شاه را واژگون ساخت) مقدّس و معصوم نداند و مکتب فکری_سیاسی ایشان را قابل بررسی و نقد بداند.

 

 

امام خمینی را معصوم نمی دانیم. و مشخص است وقتی شخصیتی معصوم نیست، بشر عادی ست. اما ایشان به گونه ایی رفتار می کردند که همه در او ذوب می بودیم. و به تعبیر زیبا وی را به دلیل «عبد صالح خدا»بودن پیروی می کردیم. رهبری بود که به ایران و ایرانی عزّت بخشید. دست استعمار را از کشور قطع کرد. شاه را سرنگون کرد. شاهی بر برانداخت. و بارها توصیه کرد هیچ کس حق ندارد بر ملت ریاست و دیکتاتوری پیشه کند. و همه را فراخواند تا خدمتگزار این ملت باشند.

 

 

من بر حسب مطالعۀ این کتاب، چهارنکته می آورم تا دامنه خوانان شریف را در آن سهیم کنم. در کتاب عبد صالح خدا، نکته هایی ست که بیم داشتم اگر نگویم حق مطلب را ادا نکرده باشم:

 

 

«خدا را سپاس که مبارزه به وسیلۀ یک رهبر روحانی شروع شد؛ خالص، بدون شائبه، بدون این که حتی یک ساعت از همۀ عمرش، در یک گروهی، در یک جریان سیاسی، در یک باندی، در یک تشکیلاتی، در یک اداره ای گذرانده باشد، یک روحانی حوزه نشین و در معنا، یک آتشفشان خاموش... لحظۀ مناسب فرا رسید و این آتشفشان منفجر شد و همۀ ایران را و سپس جهان اسلام را منفجر کرد... یک انسان والای همیشه طلبه بود، یک مرجع تقلید که خود را از یک طلبه فراتر نمی دانست و نمی گفت.» (ص 54. سخنرانی آقای خامنه ای در 15 اسفند 1358)

 

 

 

کاری که امام خمینی انجام داد، از نوع کار انبیا بود، نه از نوع کار علما. اگرچه علما ورثۀ انبیا هستند، اما غیر از این بزرگوار، عالمی که توانسته باشد شأن وراثت را تحقق ببخشد، نداشته ایم. (همان. 27 اردیبهشت  1372)

 

 

 

ما به حیات روح، به شعور روح، به درک روح از آنچه می گذرد و به مسائل جاری دنیای ماده معتقدیم... ممکن است بعضی از ارواح، بعد از آن که جسمشان از این دنیا زایل و فانی شد، تا مثلاً قیامت، در خواب باشند،... ولیکن، ارواح بیدارِ هوشیارِ مؤمنِ محیطی، مثل روح عرفانی امام بزرگوار، بلاشک از آن روح هایی است که حاضر و ناظر است. هر کاری می کنیم، آن بزرگوار به احتمال قوی و نزدیک به یقین، آن را می فهمند و برای ما دعا می کنند. (همان. ص 173 و 174)

 

آنچه در آینه جوان بیند

پیر در خشت خام آن بیند

۰۸ مرداد ۹۷ ، ۱۳:۰۷ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
دامنه |