سیاه چادر

 

7024

 

 

تقدیم به: استاد محمد بهمن بیگی

اسوه علم آموزی و خرد ورزی

به قلم دکتر فتح الله دهقان. سیاه چادر، تداعی کننده صفا، صمیمیت، صداقت، مهمان نوازی، شرافت، عشایر است و آینه ای تمام نما از طبیعت پاک و بی آلایشی که در آن زیست می کنند. سیاه چادر تبلور رنج و درد زنان و مردان پاک سرشت و پاک نیت ایلی ست که کوه ها و صحرا ها را در هم نوردیده تا گذران زندگی بر اساس ارزش ها و هنجار های انسانی داشته باشند.

 

مرحوم محمد بهمن بیگی

 

این سکه روی دیگری نیز دارد و آن عشق به وطن، جان فشانی برای مام میهن، بر اساس عرق ملی است. با دیدن سیاه چادر ضمیر ناخودآگاه ذهنمان به جان فشانی های قشقایی ها در انقلاب مشروطه، مبارزه با  استعمار گران، مقاومت در مقابل متجاوزان در جنگ جهانی اول، حمایت همه جانبه آنها از نهضت ملی شدن نفت، به استاد محمد بهمن بیگی که با نفس مسیحاییش جان دوباره ای به عشایر بخشید، به مجتهد پر آوازه قشقایی حکیم میرزا جهانگیر خان قشقایی، به شهدای والا مقام ایل قشقایی در هشت سال دفاع مقدس و پایان این دفتر به مصیبت هایی که از سیاست ها بر عشایر رفته و رنج و درد سهمگین و جانکاه، از سرنوشتی که قهر طبیعت برای آنها رقم زده است.

بقیه در ادامه

به گواه تاریخ در مقاطع زیادی از تاریخ سرنوشت جهانیان در دست حاکمان و پادشاهانی بوده که ریشه ایلی و عشیره ای داشته اند. ایران نیز از این قاعده مستثنی نبوده، ایلات عشایر نقش بسیار مهمی در تحولات تاریخی آن خصوصا در دوره تاریخی بعد از اسلام و به ویژه در دوران معاصر داشته اند. ایل جلیل قشقایی از ایلات مهم ایران است و قلمرو آن جنوب و جنوب غرب بوده، نقش مهمی در تحولات محلی، منطقه ای ( جنوب ایران و فارس) و ملی داشته است. در این مقاله بر آنیم که نسبت میان عملکرد قشقایی ها و منافع ملی و امنیت ملی را مورد بررسی قرار دهیم. به عنوان نمونه و گواه، نقش قشقایی ها در سه مقطع انقلاب مشروطه، جنگ جهانی اول و جنبش ملی شدن صنعت نفت مورد تجزیه و تحلیل قرار می دهیم:


1- انقلاب مشروطه( 1285شمسی)، انقلابی که اولین حادثه در نوع خود در خاور میانه محسوب می شود. با این انقلاب، ایران سنتی به نهاد های مدرن و دموکراسی روی آورد. این انقلاب پیچیده و چند بعدی با حضور نیرو هایی با عقاید و گرایش های مختلف فرصت خوبی برای پیشرفت ایران بود ولی افسوس که بر اثر دسیسه های استبداد و استعمار و عوامل داخلی آن ها از این فرصت استفاده نشد. روس ها مجلس را به توپ بسته، انقلابیون را سرکوب و انقلاب را در نطفه خفه کردند. فارس نیز مانند دیگر نقاط ایران در تکاپو و جوش و خروش انقلاب، میدان مبارزه میان مشروطه خواهان و طرفداران استبداد بود. مشروطه خواهان شامل سید عبدالحسین لاری، قشقایی ها و علما و مجتهدین و ... مخالفان مشروطه، قوامی ها، شیخ یحیی ،امام جمعه شیراز، و ... بودند.

 

در گیر و دار انقلاب، تصرف سه بندر عمده خلیج فارس، بندر عباس، بندر لنگه و بوشهر توسط مشروطه خواهان و تسلط آن ها بر امور گمرکات و اخراج ماموران انگلیسی، بریتانیا را به وحشت انداخته بود. قشقایی ها که در صف مشروطه خواهان قرار داشتند در جهت پیشبرد اهداف مشروطه تلاش های زیادی نمودند. از جمله یکی از سران معتبر ایل به نام « میرزا فرج اله خان میرپنجه» را مامور کردند تا در تهران پشتیبانی قشقایی ها را به اطلاع سران مشروطه برساند و همچنین مبلغ 100 هزار تومان در راه مشروطه خواهی صرف کند. همچنین وارد اتحاد با نیرو های سید عبدالحسین لاری شده و فعال ما یشاء بودند.

 

قشقایی ها در شیراز حضور پیدا کرده و در اجتماع شاه چراغ به همراهی تفنگچیان سید عبدالحسین لاری به مقابله با مخالفان مشروطه بر خاستند. اوج درگیری قشقایی ها در جنگ دشت ارژن‌ ( قره چمن کردیان) بود که حدود 150 نفر کشته به جای گذاشت. شهدای قشقایی با احترام خاصی در محل اجتماع متحصنین مشروطه خواه در شیراز تشییع شد و برای آنها به نحو احسن مرثیه سرایی شد. این حوادث  نمونه هایی از جانفشانی های قشقایی ها، شاهد و گواه حضور آنان در انقلاب مشروطه می باشد.

 


2- جنگ جهانی اول، در این جنگ علی رغم اعلام بی طرفی، روس و انگلیس ایران را اشغال کردند، خسارات و صدمات زیادی به ایران وارد شد. در شرایطی که پادشاهان بی لیاقت قاجار قادر به هیچگونه مقاومتی نبودند. ایرانیان غیور در صدد مقاومت در برابر متجاوزین برآمدند. میرزا کوچک خان جنگلی در شمال، در برابر اشغال گران مقاومت کردند. در خطه جنوب نیز دلاوران تنگستانی، نیرو های ناصر دیوان کازرونی و همچنین قشقایی ها به رهبری صولت الدوله به مقاومت در مقابل متجاوزین انگلیسی بر خاستند.

 

دولت ایران از انگلیسی ها درخواست کرد ضمن « مساعدت در تخلیه ایران از قوای خارجی و تفویض قشون پلیس جنوب به دولت ایران» در خصوص تمامیت ایران، استقلال و بی طرفی آن اقدام کند. انگلیسی ها توجهی به این درخواست ایران نکردند. زمینه درگیری قشقایی ها با متجاوزین فراهم شد. واقعه خان زنیان، آغاز نبرد با متجاوزین بود. نظامیان انگلیسی با طایفه دره شوری درگیر شدند. به دنبال آن صولت الدوله به انگلیسی اعلام جنگ داد. قشقایی ها با همکاری نیرو های ناصر دیوان کازرونی با انگلیسی ها در ده شیخ، سیاخ درگیر شدند و با تسلط بر راه های جنوب، مسیر عبور کالا ها از بوشهر به شیراز کاملا مسدود شد. نیرو های ناصر دیوان کازرونی شهر را محاصره کرده و درگیری در باغ جنت و کشن بسیار شدید بود که نتیجه آن محاصره شهر شیراز شد. قشقایی ها به پادگان آباده نیز حمله کردند.

 

انگلیسی ها که طعم شکست را می چشیدند به حربه کهنه تفرقه در بین ایلات و ایجاد شکاف بین آنها متوسل شدند. از طرف دیگر انگلیسی ها با متحدانشان نقاط استراتژیک شهر را تصرف نموده و صولت الدوله نیز عزل شد، شیوع بیماری وبا و ... نیروهای نظامی صولت الدوله را کاهش داد و پس از جنگ و گریز هایی با وساطت احمد خان دریا بیگی مذاکراتی بین قشقایی ها و انگلیسی ها صورت گرفت. صولت الدوله در ملاقات با مستر پیل، معاون نماینگی مقیم بریتانیا در بوشهر در خصوص علت مقاومت در مقابل انگلیسی ها می گوید:« صرفا بر اساس فرامین وزرای دولت و مجتهدین تراز اول عمل کرده است.»

 


3- نهضت ملی شدن صنعت نفت، تاریخ جوامع بشری حکایت از آن دارد که اتفاقات ساده و کوچک می تواند زمینه و بستر رویداد های بزرگ و تاریخی را فراهم نماید. آشنایی قشقایی ها با دکتر محمد مصدق در زمانی که والی فارس بود از این دست اتفاقات و حوادث است. پیوندی که سادگی، صفا، صمیمیت، اصالت را با وطن دوستی و عرق ملی درآمیخت که ثمره آن مبارزه با استبداد داخلی و استعمار خارجی بود. اوج این ارتباط و دوستی در نهضت ملی شدن صنعت نفت تبلور پیدا کرد. قشقایی ها در زمینه های مختلف پشتیبان نهضت ملی شدن صنعت نفت بودند. از تظاهرات خیابانی گرفته تا ارسال تلگراف های متعدد در پشتیبانی نهضت در مناسبت های مختلف، همراهی آنها در مجلس سنا و شورای ملی، به عنوان مثال برادران صولت الدوله که در مجلس به عنوان نماینده حضور داشتند جزء هشت نفر نماینده متحصن کفن پوشی بودند که در مورد ( محدود کردن اختیار شاه) لایحه ای به مجلس ارائه کرده بودند.

 

دیگر اینکه صولت الدوله در زمانی که در آمریکا به سر می برد در پاسخ به درخواست رهبر جنبش برای فروش نفت ایران تلاش های زیادی کرد. از طرفی دیگر سعی و تلاش برای رفع کدورت بین آیت الله کاشانی و دکتر مصدق می نمود. هم او با مناعت طبع و عشق و علاقه وافری که به این سرزمین داشت هنگامی که سفیر آمریکا از او می خواهد در ازای گرفتن 5 میلیون دلار و اینکه در جنوب همه کارها در اختیارتان می گذاریم، می گوید: «حمایت ما از مصدق عقیده و فکر ماست و کاری که مصدق می کند مطابق ایده ها و خواسته های ماست مطمئن باشید برخلاف مملکت کاری نخواهیم کرد.» در آخر نیز سفیر به او گفت، قشقایی « اگر شما شاه و زاهدی را قبول نکنید و با مصدق همکاری کنید مالتان، ایلتان و همه موقعیت هایتان از بین میرود.»

 

او در جواب می گوید:« مالم، جانم، ایلم می رود اما قولم، شرفم، حیثیتم و آبرویم می ماند.» و اینچنین نیز شد. در اینجا بایستی به این نکته ظریف اشاره شود که بر اثر اختلافات و رقابت ها در جنوب و فارس برخی فرصت های برای توسعه فارس از بین رفت. از سوی دیگر انسان ها به حکم فطرت برای منافع خود تلاش می کنند، قشقایی ها نیز به عنوان یکی از بازیگران صحنه سیاسی ایران منطقا در راستای منافع خود تلاش می کردند.

 

ولی حقیقتی نیز وجود دارد و آن این که آنها همواره علاقه مند به ایران بوده و مخالف استبداد داخلی و استعمار خارجی بوده و در طیف آزادی خواهان و وطن دوستان قرار داشته، از هیچ کوششی برای سرفرازی ایران دریغ نکردند. برآیند کلی عملکرد آنها در راستای منافع ملی و تامین امنیت ملی ایران بوده است. فرزندان و وارثان و بازماندگان ایل قشقایی  علی رغم نا مهربانی هایی که در خصوص آنها صورت گرفته پایبند به منافع ملی ایران بوده و در راستای تامین امنیت ملی ایران تلاش خواهند کرد.


فصلنامه فراسو
شماره ۳۳_۳۲ 
تابستان و پاییز 1397.