عناصر غنا

 

6791

به قلم حجت الاسلام محمدجواد غلامی دارابی. به نام خدا. قسمت ششم. "عناصر معنایی غنا". به نام خدا. از مجموعه تعاریفی که از طرف واژه شناسان و فقیهان پیرامون مفهوم غنا ابراز شده، می توان سه عنصر آوا، آهنگ و طرب را از عناصر معنایی آن دانست.


۱- آوا

مهمترین عنصر معنایی در مفهوم غنا آوا است که به آن (صوت) اطلاق شده است. بنابر این، آوایی که از حنجره انسان بر می خیزد، یا آن چه از نواختن آلات موسیقی به گوش می رسد، عنصر معنایی غنا را تشکیل می دهد. آوای مورد نظر تموجی است که با گذار جریان هوا از لا به لای تارهای صوتی گلو یا با به هم خوردن دو قطعه در ابزار موسیقی همچون پیانو ایجاد می گردد، بی آنکه لزوما کلام یا گفتاری را در پی داشته باشد. مقصود شیخ انصاری از پافشاری بر این که غنا از مقوله لفظ است نه کلام، ناظر به همین مطلب است.

 

۲- آهنگ 
مفهوم موسیقی و غنا در جایی تدایی می کند که آوا و صوت دارای یک آهنگ و ریتمی باشد. آن چه در حوزه تعلیم و تعلم جای می گیرد، همین آهنگ و نظام منسجم آواست، که توسط موسیقی دان تنظیم و پیشنهاد می شود و در کلاس ها آموزش داده می شود و آلات موسیقی را با الهام از آن می نوازند.

 

۳- طرب
ادیب پرآوازه مرحوم جوهری در باره مفهوم طَرب می گوید: "طرب سبک حالی است که از شدت شادی یا اندوه به انسان دست می دهد". طرَب در نگاه دیگر واژه شناسان و فقیهان بیشتر در مفهوم شادی آفرینی به کار رفته است، چنان که ابن منظور آن را صدای شادی آفرین دانسته است. در حالی که حالات ویژه طرب از شدت حزن نیز به انسان عارض می گردد. طرب ناشی از شادی همان سرخوشی مستانه است که به انسان به هنگام شنیدن آوای آهنگین دست می دهد و گاه آن قدر شدید است که انسان را بیخود می سازد و به مرحله زوال عقل می رساند.

 


نوع موسیقی های متداول آمریکایی چنین است که مستمع را مدهوش می سازد، وقوع برخی از بزهکاری ها در حال شنیدن موسیقی طرب انگیز، رقص و حرکات سبک سرانه دیگر، حکایت گر چنین حالتی است. بی تردید یکی از انگیز ه های مخالفت شرع با چنین انواعی از غنا و موسیقی  تموج شدیدی است که در تارهای عصبی دریافت کننده آن رخ نموده و باعث فرسودگی‌ و نابودی آن ها می شود. به عنوان نمونه ویلیام جیمز می گوید: «ممکن است خداوند از گناهان ما بگذرد، ولی ضعف اعصاب که از موسیقی سرچشمه می گیرد، دست از سر ما برنمی دارد.»