زبان فارسی

 

6776

به قلم دامنه: به نام خدا. می خواهم تفاوت این دو زبان را در این پست برای مدرسۀ فکرت و گروه های تلگرامی روستای دارابکلا و منطقه بگویم. امید است مفید افتد:

 

زبان علمی: نثری ست یکسره پیام رسان. هدف آن رساندن معنا و پیغام به خواننده است. مقصودی جز انتقال معنا ندارد. و هرگز مخاطب را متوقّف در واژگان و تعبیرات و آرایه های ادبی نمی کند.


مثال می زنم: ماهیت انقلاب، همیشه پس از پیروزی روشن می شود.

 

 


زبان ادبی: این نثر یا نظم ادبی تنها ابزارِ پیام نیست و هدف از آن فقط و فقط رسانیدن پیغام به خواننده نمی باشد. به همین خاطر مخاطب خود را در خود نگه می دارد و توجه اش را به واژگان و ترکیبات جلب می کند. زبان ادبی سرشار از آرایه ها، زیورها، ابهام ها، ایهام ها، صُوَر خیال، کنایات و اشارات و... است.

 


مثال می زنم: اگر من مثلا" از شما بپرسم چه آرزو دارید؟ شما احیانا" جواب دهید: ریختنِ همه ی احساس ها، در بِرکه ی روح، با یک سَمفونی... در واقع شما از زبان ادبی مایه گرفته ای و مخاطب را با زیبایی به پیام و واژگان _هر دو_ دعوت کردی.


 

در یک عبارت کوتاه بگویم، زبان ادبی، رقصِ کلمات است. زبان علمی راه رفتن با کلمات. و هر دو در زبان فارسی بی اندازه کاربرد، لذّت و جایگاه دارد.

 


دوستان سعی کنیم در پیام رسانی ها از زبان علمی استفاده کنیم و در موضوعات خاص، از زبان ادبی. و ارزش هر دو سبک را در جای خود نگهبان باشیم تا زبان فارسی همچنان شیرین بماند.

 


با دو، سه جمله به زبان ادبی از بیان استاد محمدرضا حکیمی در "صفحه ی ۱۱ فریاد روزها" این پست را به پایان می برم:


می خواهم صبح باشم، چشمِ باز هستی
می خواهم عشق باشم، فروغِ نگاه ها
می خواهم شعر باشم، اشکِ سخن ها
می خواهم غزل باشم، سخنِ اشک ها
.

ابراهیم طالبی دارابی (دامنه)