ابهام غنا

قسمت یکم تا چهارم

6746

به قلم حجت الاسلام محمدجواد غلامی دارابی: قسمت اول. به نام خدا. موسیقی حضور بسیار پررنگی در زندگی انسانها داشته و دارد، در گذشته رسانه ها اعم از رادیو ، تلویزیون، ماهواره و امروزه در فضای گسترده مجازی نفوذ کرده و می توان به راحتی شاهد نقش تاثیر گذار مثبت یا منفی هنر موسیقی در زندگی بود.

 

در تمام شبکه های صوتی و تصویری کمتر برنامه ای یافت می شود که در آن از انواع موسیقی ها برای تنوع و فرح بخشی به برنامه ها استفاده نشده باشد و این غیر از عموم مجالس لهو، و لعب است که در آن از موسیقی برای رقص و پایکوبی استفاده می شود.

بقیه در ادامه


اساسا موسیقی در میان هنر های شناخته شده با بیشترین مخالفت روبرو شده و در میان دانشمندان مسلمان به ویژه فقیهان مورد بحث و گفتگوی فراوان قرار گرفته است. نگاه غالب صاحب نظران به پدیده موسیقی نگاهی منفی و مبتنی بر مخالفت شریعت با آن بوده است، با این حال برخی نیز با کاوشی ژرف پیرامون ادله ناظر به آن ضمن تقسیم موسیقی به ممنوع و مجاز، به دفاع از موسیقی مجاز و فاخر پرداختند.

 


بی تردید یکی از عوامل دشواری و پیچیدگی این مساله ابهام در مفهوم غنا می باشد. به طوری که غنا را ضرب المثل مسائلی می دانند که فقها و اصولیین به عنوان موضوعات مجمل؛ یعنی موضوعاتی که حدودش  مشخص نیست به کار می برند.


در این سلسله نوشتار تلاش می کنم ضمن ارائه تصویری روشن از مفهوم "غنا" یا "موسیقی" و بیان نقطه نظرات فقیهان، به جایگاه موسیقی در کتاب شریعت بپردازم. ادامه دارد...

تهران. دانشگاه هنر. محمدجواد غلامی دارابی.

 

آفرینش موسیقی

قسمت دوم

به قلم حجت الاسلام محمدجواد غلامی دارابی: قسمت دوم. به نام خدا. آوا که از عناصر محوری موسیقی است همزاد انسان و در سراسر طبیعت از روز نخست به ودیعت نهاده شده است، آواز پرندگان، آهنگ برخورد برگ های درختان به هم خوردن و امواج دریا از نمونه های آن می باشد. اساسا" جستجو پیرامون بنیان گذار موسیقی چندان منطقی به نظر نمی رسد. با این حال، بسیاری برآنند تا برای موسیقی آغازی بیابند.

 


برخی همچون "ویلرموز" بر این باور است که نام بنیان گذار موسیقی نامشخص است. دیدگاه هایی که پیرامون زمان و آغاز و نیز بنیانگذار موسیقی مطرح شده،  به شرح ذیل است.


"جفری بریس" به استناد نقشی که در یک غار ماقبل تاریخ در فرانسه بر جای مانده، بر این باور است که آفرینش موسیقی به دوران ماقبل تاریخ باز می گردد. او معتقد است که نقاشی های بازمانده از غارها و صغره های ماقبل تاریخ در شمال آفریقا این دیدگاه را تائید می کند.

 


برخی معتقداند  که آفرینش موسیقی به دوران اقوام سومر و کلدانی باز می گردد. موید این نظریه آلات بادی در موسیقی است که باستان شناسان از خرابه های "اور" کشف کردند و تاریخ آن را به ۱۸۰۰ سال پیش از میلاد مسیح (ع) رسانده اند.

 


عده ای معتقداند پایه گذار موسیقی حضرت داود (ع) است که به داشتن صدای خوش و مزمار (نی) معروف بوده است. ابن ابی الحدید می نویسد: به حضرت داود نغمه خوش و دلپذیری عنایت شده بود، به گونه ای که پرندگان هنگام نغمه سرایی او در محراب عبادت وی گرد آمده و حیوانات بیابان نیز با شنیدن آوای او به نزدیک او می آمدند و از شدت تاثیر آوای خوش او، حضور مردم را فراموش می کردند.

 

عکس: بازنشر دامنه


بعضی فیثاغورث، حکیم یونان باستان را مؤسّس موسیقی دانسته اند. با این حال پدیده هایی همچون خط، زبان، قصه، شعر و موسیقی که با طبیعت بشری و زندگی او نوعی هم زادی و هم صدایی دارد، جستجو از چهره ای به نام بنیان گذار آن تحصیل حاصل است. محمد جواد غلامی دارابی.

 

پیشینۀ موسیقی

قسمت سوم

 

به قلم حجت الاسلام محمدجواد غلامی دارابی: به نام خدا. این ادعا که موسیقی قرن ها پیش از ظهور اسلام میان ملل مختلف به ویژه ملل متمدن همچون ایران باستان و بیرانس کاملا شناخته شده بود، دور از واقع نیست از شواهد و مستندات  تاریخی  برمی آید که به رغم رواج موسیقی و آشنایی ملل مختلف با آن، این هنر در میان عرب جاهلی رونق کمتری داشت و گویا جذبه عرب بیشتر متوجه شعر بوده است.

 


ابن خلدون معتقد است در ابتدا  رواج آهنگ شعر در میان عرب، زمینه را برای رویکرد آنان به موسیقی فراهم آورد؛ در پی آن، صحرای خشک و سوزان حجاز و نیاز اجتناب ناپذیر  به شتر به عنوان مرکب راهور، عرب را واداشت نوعی آوای آهنگین به نام " حدا " (آوازی که شتربانان به آن تغنی می کردند برای راندن شتران و دخترکان و کنیزان به ترجیع صدا و ترنم آن در خانه ها می پرداختند اگر در شعر بود به آن غنا و اگر در قرائت بود به آن تغبیر می گفتند) را بنیان نهاده، تا بر سرعت و نشاط این مرکب بیافزاید.

 

تار


اساسا" اوج روی آوری اعراب به موسیقی زمانی شروع شد که آنان در پی فتوحات با ملل مختلف؛ همچون ایران و روم آشنا شدند. از سویی دیگر عشق و علاقه وافر حکام بنی عباس به مجالس لهو و لعب کار را جایی رساند که آوازه خوانان مرد و زن مشهوری ظهور نموده افرادی چون ابراهیم موصلی و فرزندش اسحاق و نوه اش حماد و ابزار آلات موسیقی به تدریج به صورت کامل تری مورد استفاده قرار گرفت.

 


ابزاری که به ادعای ابوالفرج اصفهانی پیش از اسلام تنها به "دف چهار گوش"  و " نی لبک" و "نی بلند" منحصر می شد در زمان عباسیان پا به پای ابزار شناخته شده در میان ملل متمدن به کار گرفته شد. بی شک با توجه به شان نزول برخی آیات الهی (جمعه آیه ۱۱ و نور آیه ۳۳) موسیقی و ابزار آن در صدر اسلام امری ناشناخته نبود. محمد جواد غلامی دارابی.

 

نگاه فیلسوفانه

 

قسمت چهارم

به قلم حجت الاسلام محمدجواد غلامی دارابی. قسمت چهارم. نگاهی فیلسوفانه به موسیقی". به نام خدا. ابن سینا در مقاله نخست "جوامع موسیقی شفا" پس از مقدمه فصل اول به تعریف موسیقی می پردازد. او موسیقی را چنین تعریف می کند: "موسیقی علمی ریاضی است که در آن در مورد نغمه ها از آن حیث که با یکدیگر سازگار می گردند و در مورد زمان هایی که بین آن نغمات رخنه می کنند بحث می شود تا چگونگی ساخت آهنگ دانسته شود." وی در تحلیل  این تعریف آورده است، موسیقی از دو مبحث بنیادین "تالیف  و "ایقاع" تشکیل شده است. اکنون به بررسی این مباحث می پردازیم:

 

 

۱- تالیف: این فیلسوف شهیر  هدف از تالیف را " تالیف لحن" می داند. تالیف معادل "composition" و به معنای ساختن و تصنیف کردن قطعه موسیقیایی است. لحن نیز معادل " melody" و به معنای " آهنگ سازی" و تصنیف آهنگ است. ابن سینا یادآور می شود که برای ساختن آهنگ باید دانست کدام نغمات با هم مناسب اند و قابلیت تالیف و ترکیب با یکدیگر را دارند و چه نغمه هایی با هم متنافرند.

 


نغمه معادل"note" امروزی است. بنابر این برای دانستن چگونگی ساخت آهنگ باید به مطبوع و نامطبوع بودن نت ها با یکدیگر علم حاصل کرد. ایشان در تعریف نغمه می گوید: صوت از آن حیث که در زمان محسوسی باقی می ماند، نغمه نامیده می شود. "عبدالمومن ارموی " این تعریف را ناکامل  دانسته و نغمه را چنین تعریف کرده است : نغمه صوتی است که زمانی دارد و اندازه ای از زیر و بمی را  داراست و نفس نسبت به آن آرامش می یابد.

 

 

۲- ایقاع: ایقاع یا وزن شناسی، یکی از مهم ترین مباحث موسیقی است و کمتر کتاب یا رساله ای از آثار پیشینیان که به فارسی یا عربی در مورد موسیقی نگاشته شده است، می توان یافت که در آن، این بخش وجود نداشته باشد. ایقاع به معنای کشش زمانی و وزن موسیقیایی است و نیز به معنای تعیین زمان نقرات است. "نقر" به معنای کوبش یا ضرب است و ایقاع  را به معنای وزن شناسی یا تعیین زمان ایجاد ضربات دانست. با توجه به اینکه آن ضربات می توانند به نت ها نغمات یا حروف مربوط باشند، ابن سینا ایقاع را به دو نوع لحنی یا موسیقیایی تقسیم کرده است.