خاطرۀ بهشتی

 

6731

به قلم دامنه. به نام خدا. شهید مظلوم آیت الله بهشتی در کتاب «خاطرات ماندگار؛ از زندگی شهید بهشتی» _که به کوشش مرتضی نظری تدوین شده است_ خاطره ای آموزنده می گوید. خلاصه اش را  با برداشت آزاد، در این پست می نویسم:

 

شهید مظلوم بهشتی

 

هفت نفر یزدی بودند که در راهِ رفتن به یزد، با دو تا دزد مواجه می شوند. دو تا دزد، هر هفت نفر را غارت می کنند و بر آنان غلبه می یابند. آنان وقتی به شهر یزد رسیدند، مورد پرسش و سرزنش واقع می شوند؛ که پاسخ می دهند:

درست است که ما هفت تا بودیم و آنها دو تا. ولی ما هفت تا بودیم "تنها" ولی آنها دو تا بودند "همراه".

 

بعد شهید بهشتی از این داستان، این درس را می دهد: "حالا این یک واقعیت است، عده ای می خواهند شما هفت تا باشید تنها! هفت میلیون باشید تنها! تا چند همراه بیایند هرچه دارید بگیرند و ببرند." (ص ۲۶۲)