سفرنامۀ شیخ مالک


به قلم حجت الاسلام مالک رجبی دارابی: سفرنامۀ تبلیغی. قسمت سوم. نظرات برادر گرامی آقای طالبی مدیر دامنه را در پاسخ به قسمت دوم سفرنامه در (اینجا) احترام می کنم. و در پیوست آن، پیام ها و نکات آموزنده دینی را تقدیم می دارم.

 

 

حجت الاسلام مالک رجبی دارابی. 13 تیر 1397. روستای دارابکلا


1 : اکثریت انسانها هر چند دیندار نباشند اما اخلاق را قبول دارند و می پسندند که آدم باید اخلاق مدار باشد. آدمی که پُز میدهد یا قیافه می گیرد یا خشک است و گرم نمی گیرد یا روحیه ی اخلاقی ندارد، هرچند دیندار هم باشد، مورد توجه قرار نمی گیرد. این جور آدمها، در تصحیح اخلاقشان باید کوشا باشند تا الگو باشند برای دیگران و غیردینداران.

 

 

مثل پیغمبر عزیز ما (ص) که با اخلاق بسیار خوبشان خیلی از یهودی ها و کسانی که دین ما را دارا نبودند، مسلمان کردند.

 

 

غرض و منظور، اخلاق فرماندهان بود که برای اینجانب لذت بخش بود. آنها با رفتار بسیارخوبشان ما را شرمنده ی اخلاق خودشان قرار می دادند با توجه به اینکه بنده چندها سال از نظر سِنی از آنها کوچکتر بودم و از نظر قوت و قدرت و شجاعت در کارهای رزمی از من واردتر بودند، اما در مقام احترامریال بدون اغراق و چاپلوسی به این جانب هنگام ورود و خروج در کلاس یا تشرُّف به جایگاه نمازجماعت و سخنرانی  اگر نشسته بودند، تمام قد، بلند می شدند. یا در مسیر رفت و آمد مورد احترام قابل توجهی، قرار می گرفتیم؛ چنان با ادب بودند، که اصلاً مسخره و مَضحکه در وجودشان راه نداشت.

 

 


2 : پیام دوم از این سفر اینکه اگر پیام پیغمبر را در فلسفه ی بعثت (انتشار اخلاق و اعتقادات و احکام و تفسیر قرآن) آن عزیز سفرکرده را جامه ی عمل بپوشانیم، به ضرس قاطع می توانم بگویم که  یک تبلیغ تمام عیار و کمال خواهیم داشت و در پیشگاه الهی مأجورِ بی حد و حصریم. و این اجر قابل احصاء نیست.

 


3 : بنده در این سفر تنها بودم علتش این بود که

بقیۀ خاطره و جواب دامنه ادامه

بتنهایی دعوت شده بودم. خوب است در هر سفری رفیق داشته باشیم و روایات معصومین (ع) هم به این امر تاکید دارند. مخصوصاً در سفر تبلیغی. البته یکی از رفقای دودونگه ایی رَسکََتی، قبل از من، ارومیه رفته بود و در پادگان مالک اشتر مستقر شد و آنجا بعضی ازمواقع، همدیگر را می دیدیم و زیارت می نمودیم.

 

 


4 : خوب است زبانهای مختلف کشورمان و دیگر زبانها را بلد باشیم، که برای تبلیغ خیلی تاثیرگذار است. مثلاً یک اتفاق که در گردان مهندسی افتاده بود این بود که از روستای مجاور آن گردان آمده بودند که شبها بروم در محل و مسجدشان سخنرانی کنم. قبول کردم. اما فهمیدم آنها زبان فارسی! را بلد نیستند، باید برایشان تُرکی صحبت کنم، ولی مع الاسَف جواب رد دادم  و از فیض ابلاغِ اسلام به مسلمین محروم ماندیم.

 

 


5 : طبق آموزه های دینی ما، خوب است با بزرگان آن شهر و دیار ملاقات داشته باشیم. برای بنده این توفیق حاصل شد که با فرماندهان ارشد آن منطقه خدمت بعضی از بزرگان ارومیه، مثل امام جمعه ی شجاع و نترس ارومیه حجت الاسلام حاج آقا حسنی (که اخیراً به رحمت خدا رفتند) و خیلی مورد توجّۀ مقام معظم رهبری بود، و نیز با حاج آقا صاحب زمانی، که نماینده ولی فقیه در سپاه آذربایجان غربی بود، ملاقات داشتیم.

 

 

 

در آخر کلام، تبریک به تمام دهیاران مخصوصاً دهیار محل ما آقای محمد دباغیان و همکارانش به جهت سالروز دهیاری در ۱۴ تیر و همچنین روز «روز قلم و اهل قلم» بر شما صاحبان قلمِ متخلِّق به اخلاق، مبارک باد. والسلام. 15 تیر 1397 دارابکلا.


 

پاسخ دامنه

 

به نام خدا. سلام جناب شیخ مالک روحانی بااخلاق و پر جنب و جوش و آگاه.

 

1- اول این که زیاد ممنونم پیشنهاد مرا مندرج در [اینجا] مورد پذیرش قرار داده اید و قسمت سومِ سلسله بحث های تبلیغی ات را بدرستی سامان دادید که مُنتِج و مُثمِر شد.

 

 

2- ربط ِدینداری را به اخلاق، خیلی عالی و به زبان ساده و رسا و صمیمی ترسیم کرده ای. بهره دهنده بود و خوراک روح.

 

 

3- این که مردم به روحانیون ساده زیست و مردم دار، احترام می کنند ناشی چند چیز است که دوتایش مهم تر است: لباس تان ردای رسول الله (ص) است که نزد مردم، مقدّس و بسی معتبر است. و دوم این که مردم ایران اساساً معنویت و پیامداران دینی را احترام می کنند. خدا را شکر چنین روحیه ای دیدی و ذکر خیرشان را نمودی.

 

 

4- این که در تبلیغ، چندنفره بودن روحیه بخش است و نیز دیدار با بزرگان شهر اهمیت دارد و نیز فرمودی تسلط به زبان بومی و جهانی لازم و ضرور است، همه را با شما هم عقیده و هم باور و هم ذوقم. در ضمن خوشگل افتادی در جَوف مُرداب و برکه و به قول محلی اَسطِلّ. بازهم منتظر می مانیم کجا کجاها رفتی و چه خاطره هایی داری و چه نکته هایی می افزایی. تا آن قسمت، خدا کنه قسمت.