قلم قم دامنه دوّم

جان، جهان، ایران، انسان، ادیان، قرآن، عرفان، ایمان

قلم قم دامنه دوّم

جان، جهان، ایران، انسان، ادیان، قرآن، عرفان، ایمان

قلم قم دامنه دوّم

دامنه دوم دارابکلا ابراهیم طالبی دارابی
Qalame Qom Damaneye Dovvom

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

زایشِ انقلاب

چهارشنبه, ۱۴ شهریور ۱۳۹۷، ۰۶:۵۶ ق.ظ

یک بحث تازه

 

به قلم دامنه. به نام خدا. از نظر من، انقلاب «زائو»ست. هم می زاید و هم می زُداید؛ و انقلاب اسلامی ایران، به عنوان عالی ترین انقلاب معنوی و سیاسی جهان، باید زایش کند. باید بزاید. و باید بزُداید. در یک کلام انقلاب باید زاینده باشد. چرا و چگونه؟

 

 

ابتداء یک مقدمۀ چندسطری نیاز است: انقلاب، وَجه مُمیّزۀ مشخصی دارد یعنی هر تغییر و تحول و دگرگونیی انقلاب نیست. هر انقلاب باید حداقل 5 مشخصّۀ ذاتی داشته باشد تا نامِ انقلاب به خود گیرد؛ که نویسندگان داخلی و خارجی بر روی آن کتاب ها نوشته اند: مثلِ خانم نیکی کدی شرق شناش آمریکایی و دکتر مصطفی ملکوتیان (با استاد مصطفی ملکیان فیلسوف نامدار ایران اشتباه نشود که نظریه پرداز و استاد معنویت است).

 

 

دکتر مصطفی ملکوتیان کاشانی در کتابش «تئوریهای انقلاب» بخوبی نظریه های انقلاب را تألیف کرده است که من شاگرد ایشان بودم در سال 1371 در دانشگاه تهران و در این درس از ایشان بسیار آموخته ام. بگذرم.

 

کتاب «سیری در نظریه های انقلاب» تألیف دکتر مصطفی ملکوتیان

 

 

اما بحث؛

همۀ حرفم این است: اگر انقلاب _هر انقلابی_ «زائو»بودنش را فراموش کند و به محض تثبیت، به قول دکتر علی شریعتی از نهضت به نهاد تبدیل گردد، اندک اندک زوال خود را می بیند.

 

 

مثلاً اگر انقلاب پیشرفتۀ کمونیستی_سوسیایستی ولادیمر ایلیچ لنین روسیه شوروی، به جای ژوزف استالین _که خودخواه بود و دیکتاتور و بلکه دولتی توتالیتر (=تمامیت خواه)_ به لئون تروتسکی می رسید، شاید زایش می کرد و به عنوان یک موجود زاینده، حیاتش را تضمین می نمود. که دیدیم استالین همه چیز لنین را برباد فنا داد و این نظام با 70 سال سابقه به موزه رفت.

 

 

 

حال می آیم سراغ انقلاب اسلامی ایران. از اینجا آغاز می کنم، که به گمانم انسجام و وحدت بحث بهتر دیده می شود و خواننده را زودتر به اُسّ مطلب راه می دهد:

 

 

 

چنانچه می دانید، یک فیلسوف مشهور و پرآوازۀ پُست مدرنِ غربی _میشل فوکو_ انقلاب ایران را «روح جهانِ بی روح» لقب داده بود. و خود به ایران آمده بود تا نظریه اش را تکمیل کند.

 

 

او چندسالی ست بر اثر ایدز _ البته به روایت رسمی غربی ها_ مُرده است، ولی انقلاب ایران، همچنان ضربان قلبش آرام و جهنده و گاهی هم پُرتپش می زند. او نیست، تا بتواند نظرش را اصلاح یا نقد و یا تکمیل کند، که انقلاب ایران همچنان «روح جهانِ بی روح» باقی مانده است یا نه!؟

بقیه ادامه

 

 

اما انقلاب معنوی و سیاسی و ضدّ سلطنتی ما هست. پابرجاست. مغزش علائم زندگی دارد، روحش زنده است و قلبش حیات دارد.

 

 

پس؛ تا اینجا حرف من این است؛ میان انسان و انقلاب، فقط یک زایش فاصله است. یعنی انسان، عمرش مشخص و محدود است؛ یا با اجَل معیّن مثلاً تا 120 سال یا با اجَل معلّق که گاه یک جوان 25 ساله را عارضۀ سکته به کام مرگ می برَد و حادثه ای دانشمندی را نیمه عمر می کُشد. اما انقلاب بر خلاف انسان، عمر دراز و بلندی می تواند داشته باشد؛ زیرا، اجَل آن مثلِ اجَل انسان کوتاه و زودگذر نیست. گرچه طبق سنت قرآنی؛ اُمت ها و جامعه ها و ملل و نحلل نیز اجَل دارند، ولی نه زود به زود. زیرا؛ خدا به حال جامعه مهربان و حکیم است.

 

 

 

چه می خواهم بگویم؟ می خواهم بگویم انقلاب را زاینده نگه داریم. نیز زُداینده. در کجاها، انقلاب ما زایش حقیقی و طبیعی و بدون سزارین می کند؟ آیا در بازار؟ نه. آیا در پادگان ها؟ نه. آیا در آموزش و پرورش که باید زایشگاه نخست انقلاب باشد که نیست؟ نه نه نه. آیا در حوزه علمیه به قدرت سیاسی رسیده؟ نه. آیا در دانشگاه ی تنها و سرکوب شدۀ تعطیل از اندیشه و سیاست و بدتر از آن معطل درس و بحث و تفکر؟ نه. آیا در احزاب؟ نه. پس کجا؟؟

 

 

 

کجا زایش می کند؟ انقلاب فقط در میان تهیدستان _همان مستضعفین نامی مقدس و آرمانی در قرآن کریم_ زایش می کند. و مستضعفین پابرهنگان رنجدیده ای اند که هر آن، که بخواهند، می توانند علیۀ اشرافیت، علیۀ میراثخواران، علیۀ فاسدان و علیۀ همۀ آنهایی که برای انقلاب زالوی خون خواره شده اند و جان انقلاب را می مَکند، قیام و انقلاب بپا کنند و بپاخیزند.

 

 

 

مگر دنبال کنندگان آرمان محمد و علی چه کسانی بودند؟ محرومان و به برده کشیدگان و ستمدیدگان و در یک کلام مستضعفان و تمامی مغضوبینِ گرفتار و دربندِ زمین؛ که اسیر سرانِ خوشگذران مشرکین مکه و کعبه بودند؛ کعبه ای که آمال و قبله بود، شوربختانه به انحصار آنان درآمده بود تا از آن، روزی بخورند و نام و نان درآورند و شراب بنوشند و نماز دروغین و طواف صرفاً نُمادین بگذارند و مناسک خشک و خالی و فریبانه اجرا کنند و اَدا و اَطوار در بیاورند که اری ما اَشرف هستیم و بزرگ قوم.

 

 

انقلاب اگر می خواهد بماند و می ماند به لطف خدا و کوری بخیلان، باید در اینجا زایش کند و بزاید یعنی در متن و قلب مستضعفان نه سرمایه داران و طمّاعان و قدرت پرستان و کاسه لیسان و ارادت سالاران.

 

 

 

و انقلاب ما در کجا باید زُدایش داشته باشد و بجا بزُداید و برُوبد و رفو کند؟ حرفم این است؛ هر انقلابی، که حاوی محتوای غنی معنوی و رسالت بلند و آرمان درخشندۀ توحیدی و دارای فرزانگانی اندیشمند و خردمند است _ چنان که ایرانی ها در عصر سلجوقی های تُرک تبارِ اِستپ های آسیای مرکزی، چنین رشید بودند_ باید زُدایش و پالایش و تصفیه داشته باشد.

 

 

حرفم طرد و مطرود سازی نیست که نفرت می آفریند. سخنم اجرای عدل و انصاف و ایفای حقّ است به ذی حقّ. چگونه؟ چون من تز شهید مظلوم بهشتی را می پسندم که می گفت: جذب با حداکثر توان، دفع در حداقل امکان.

 

 

دفع بی مورد کینه می آفریند. خانواده های درون نظام را منفصل از هم می سازد و ریل قطار انقلاب را به دست انداز مواجه می کند. اما انقلاب باید پالایش کند و زُدایش:

 

 

چرا باید هنوز پیرمردانی فرسوده جسم و فرسوده ذهن در مصدر انقلاب باشند!!؟

 

 

چرا باید گردش نخبگان فقط و فقط میان خواصِّ ترسو در روز رزم، و حیّ و حاضر و مهیّا و خورنده و بَرنده در شب بزم، گردش داشته باشد!!؟

 

 

چرا باید کسانی که عملاً سر سفرۀ غرب بزرگ شده است، خوباخته اند و حتی غرب زده ی وابسته، مَحرم و کلیددار این نظام شوند؛ ولی آنان که در عصر دفاع و تیر و گلوله در چاله چوله ها و گودال های مین در جبهه ها بوده اند، فقط برای تظاهرات فراخوانده شوند و فقط برای تشییع پیکر کسانی که به سوریه رفته اند و جان شان را با نیّت هدیه به حضرت زینب (س) داده اند، دعوت!!؟

 

 

 

چرا باید کسانی که چند انتقاد به مصادر نظام کرده اند و یا چند نامه خطاب آمیز نوشته اند، از قطار انقلاب پیاده شوند؛ اما آن کسانی که روز روشن اختلاس میلیاردی کرده اند، شب به شب با باندشان نشست و برخاست بگیرند و راحت و آزاد هرچه دلشان خواست برای کیسۀ خود بدوزند و سکه خواری کنند و زراندوزی!!؟

 

 

چرا باید زُدایش انقلاب شامل حال فرزندان انقلاب شود ولی تازه به دوران رسیده ها، چپاول کنند و در دایرۀ امن بچرخند!!؟

 

 

 

من نه از جریان اصلاح طلب هستم. نه از طیف اصولگرا. من شخصاً و مستقلاً به جای همۀ حرف های تکراری این دو جناح _که کشور را گروگان گرفته اند و آزمون خطاهای بی شمار مرتکب شده اند_ معتقد به بازسازی ام.

 

 

من بازسازی گرا هستم. چر که انقلابم را بتمامه می خواهم. برایش حاضرم جانم را تقدیم کنم و می کنم اگر روز آرمانی فرا رسد. و بازسازی، فقط نیازمند عزمِ عدل است و نیز انصاف و پرهیز از بی پروایی و دوری از یکه تازی و پذیرش قانون و حضور مؤثر و فعالانه و خیرخواهانه نه صرفاً ظاهری و تظاهری در گرداگردِ ولایت فقیه عادل حامی حقوق ملت و مدافع حریم شرع اَنور. همین.

 

 

مثَل می آورم: اصلاح طلبان چنانچه خود مدعی اند، تغییر می خواهند، ولی خودشان در آن سردرگم هستند و نمی دانند تغییر یعنی چه و برای چه. من سؤال دارم از این جناح آیا اصلاح طلبان که شعار اصلاح می دهند و تغییر می خواهند می توانند در نظریات امام خمینی هم این تزشان را پیاده کنند و نقد و اظهار نظر کنند؟ یا نه مانند راستی ها _منهای برخی های شان که عدل و انصاف دارند_ افراد را راحت و راحت معصوم زاده می کنند و مقدس و ماورائی! و دورش با علَم و کُتَل می گردند عین بادمجان چینیان دور بشقاب!

 

ادامه اگر نیاز شد... شاید بزودی.

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۷/۰۶/۱۴

نظرات  (۸)

۱۴ تیر ۹۷ ، ۱۷:۵۶ محمد عبدی
با سلام به شما کبلاقا ابراهیم عزیز
مبحث بسیار خوبی را باز نموده ای چه جالب زایش و زدایش
اینهایی که فرمودی تبیین تئوریکی بسیار خوبی است و در این چهل سال انقلاب تو مغزمان زیاد رفته و از نظر تئوریکی و بحث شناسی و به قول پدر خدابیامرزم «کتاری »خیلی خوبه چونه ها گرم بیوفته خوبه
البته تبیین اینگونه مباحث برای جوانان مفید هست و ...
در عمل و نتیجه رعایت زایش و زدایش انقلاب خودمان را که خون بهای شهیدان را شخصا اصلا سر در نمی آورم و برای اینده این نظام بسیار احساس خطر می کنم خطری که می تواند خود، انقلابی دیگر باشد یا جنبش و نهضتی اصلاح طلبانه
اگر غیر از نسخه اصلاح طلبانه شما نسخه دیگری سراغ دارید برایم تبیین فرمایید
جا زدن خود در بین ضلع سومی که بین اصلاحات و اصول گرا باشد فعلا قابل فهم نیست مگر اوایل انقلاب که روش امام خمینی ره بود و افکار مختلف را سر یک سفره می نشاند اما هزاران دریغ و حیف که اکنون اثری از آن نیست و جایش را افتراق و انقطاع  و انشقاق گرفته است و هر گروهی راس کار می آید در دریای اختلاس و دزدی های قبیله ای و باندی خواه نا خواه غرق می گردد و بوی تعفن لجن دروغ و اختلاس تمام جامعه را در نوردیده است و دریغ از پالایش و پاکسازی و قاطعیت در برخورد !!!
حمله شما به اصلاح طلبان هر چند انتقاداتی به بسیاری از آنها وارد است قابل فهم است و شما را درک می کنم فقط یک جمله عرض کنم اگر سرسختانه و بی منطق در دنیای جدید فقط مشغول برد موشکهایمان باشیم و ناشیانه و آزمون و خطا دل به انرژی هسته ای ببندیم و از رفاه و زندگی مردم غفلت کنیم و جیبهای اطرافیان و وابستگان به حکومت فقط پر باشد و سفره اکثریت ملت خالی دنیا این  «ول چو » را راست خواهد کرد  اساسی آنوقت همان پا برهنگان و فقرا و مستضعفان یا سکوت خواهند کرد مثل ملت عراق و یا همراهی مثل ملت افغانستان
خدایا دور باد ازین ملک و مملکت
درود بر شما و روان پاک شهدای عزیز  
پاسخ:
سلام مهندس گرامی عبدی
نقدت را خواندم و جواب هم دادم
مواظب کتار باش.
خوبه مُجری مراسم هستی و کتار را خوب می فهمی!
در اینجا پست شد

سلام بحث بسیار جالبی است ونیاز روز اگر بیشتر راجع به زایش توضیح دهید ممنون نکته بعدی اینکه ما از مرحله انقلاب عبور کرده ووارد حکومت شدهایم اصلا ایا امکان ماندن در شرایط انقلاب برای مدت طولانی وجود دارد  استاد به نکته مهم وظریفی اشاره فرمودند که مصداق سخن مقتدای من وشما است که فرمودند نگذارید انقلاب به دست نامحرمان بیفتد  انقلاب تئوری پردازان خاص خودش را طلب میکند که در شرایط خاص انقلاب پرورش یافته به انقلاب باور داشته وبرای ان هزینه کرده وگفتمان خاص انقلاب راتولید نمایند انقلاب به شرایط ابزار وعناصری که به گفتمان انقلاب باور داشته ودر راه ان سعی وتلا ش نموده وحتی جان خود را در صورت لزوم فدا نماید این شرایط فضا را برای عناصر فوق الذکر فراهم نموده که به زایش دست بزنند ایا این شرایط اصلا مهیا است ایا ان عناصر وجود خارجی دارند اگر استاد ایدالها

 وارمانهارا بفرمایند خوب است ولی اگر.........

پاسخ:
سلام جناب دهقان
خوشحالم از ذهن فعال دهقان
نکاتت نبوغ دارد
پست کردم در:
سلام  مسئله بسیار مهم فرهنگ است انقلاب اسلامی ایا توانست  فرهنگی  که برخاسته از تاریخی که از شرح وحال ملتی که  پدر سالاردارای حکومتهای بسیط  تک ساخت متمرکز وپادشاهانی که خود را فره ایزدی پنداشته و مورد قبول مردم نیز بوده است و ......فرهنگ باید تغییر کند
پاسخ:
سلام جناب دهقان
زمان می برد و نیز مدارا
و نیز پرهیز از شعارزدگی
سلام
استاد هر کسی برسر کار امد وهر چه کرد به نام مکتب کمونیسم تمام شد عامه مردم نه سواد واطلا عات تاریخی را دارند نه حوصله این کارها را انها تاثیر این مسائل را در زندگی شان میبینند
پاسخ:
سلام جناب دهقان
زایش به توانا سازی عوام هم می پردازد
چرا چنگیزخان در تاخت و تاز ظفرمند بود؟
چون از اول چادر نشینان را دو چیز آموخت:
سرعت و ساده زیستی
سلام
راجع به مستضعفان حرف دل منرا زدی ولی ایا مستضعفان در طول تاریخ پیاده نظام صاحبان صاحبان زر وزور وتزویر نبوده اند اگر روزی مستضعفان به غنای فکری رسیدند مشکل حل میشودوالا......شتر در خواب بیند پنبه دانه گهی لپلپ خورد گه دانه دانه
پاسخ:
سلام جناب دهقان
این ادعای شما درست همان سخنی ست که ناپلئون گفت
به نظرم شما در این بند اشتباه می کنی
سلام
راجع به پیروان محمد وعلی که قبله امال من وشما ست همان انها بودند که سر مبارک فرزند فاطمه که مولا ومقتدای من وعشق مناست را از تن جدا کردند که فارغ افسانه های که کاسبان دین به ان اضافه نمودند تا از این راه نمدی برای خود دست وپاکنند تاریخ از نقل ان شرم دارد  ببین برادر  تا تا مردم وخصوصا مستضعفان به بلوغ فکری در چهار چوب اخلاق و......نرسند همین اش است وهمین کاسه
پاسخ:
سلام جناب دهقان
من مثل شما هر کسی را که از راه دین _به طریقی که خود بهتر می دانی_ ارتزاق کند نمی پسندم
سلام
من وشما معتقدان به نظام  ومدافعان جمهوری اسلامی ودلباخته گان به ارمان های امام  ولی وابسته به هیچ جنا ح وباندی نیستیم وعلاقمند به انسانهای که پاکدست وپاکفکر و   .......البته دفاع اگاهانه ومنطقی وبجا واما راجع به دوگروهی که نام بردی این ها مگسانند گرد شیرینی البته رفورم واصلاح لازمه زندگی بشر است وهاگ اصلاح هیچ وقت نمیمیرد وبا توجه به شرایط رشد ونمو میکند
پاسخ:
سلام جناب دهقان
اساساً انقلاب یعنی دگرگونی اساسی و بازسازی ویرانه های رژیم قبل بر آموزه های جدید و قابل اتکای کهن
سلام شاید من نتوانستم مطلب را درست برسانم راجع به مستضعفان منظورم این بود صاخبان زر وزور وتزویر از عدماگاهی وصداقت انها سوع استفاده میکنند
پاسخ:
سلام جناب دهقان
بله این سوء استفاده حرف متینی ست
اما پیاده نظام بودن، خیلی زُمخت بود
کما آن که ناپلئون به غلط می گفت:
دین برای اغنیاست به دسترنج ضعفا
که غلط اندر غلط بود حرف سخیفش.
ممنونم توضیح فرستادی و سخن را رسا رساندی

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی