دروغ؛مشکل بشر


به قلم دکتر فتح الله دهقان: سلام. این نوشتۀ شما اینجا آموزنده، جالب وجای بحث دارد. استاد گرامی، این مسأله به این برمیگردد که ما از دین چه میخواهیم؟ انتظارمان چیست؟

 

 

برداشتها از دین، به نظر من به این برمی گردد اگر ما هدفمان فهمِ مغز دین و سیرت دین باشد، برای ساختن انسانهای خداباور، خدا شناس، اخلاق مدار. و به تبع آن جامعه و کشور و جهانی با مشخصات فوق الذکر، به دنبال فهم مغز وسیرت دین وعترت میرویم. ولی اگر هدفمان دُکّان باز کردن وامرار معاش از دین باشد، خرافاتی را به اسم دین وعترت به خورد عوام الناس میدهیم تا...

 

 

البته هستند دین باوران که بدنبال مغز وسیرت دین وعترت میباشند. تا این جامعه خرافات زده وگرفتار در منجلاب ایسمها را به رشد وتعالی برسانند که نتیجه اش نجات و سعادت و رفاه واسایش بشریت است.

 

 

به جرأت میگویم اگر سیرت ومغز دین توسط انسانها فهم و در زنگی شان به منصه ظهور برسد، جهان مشکلی نخواهد داشت. به عنوان مثال اگر انسان ها فقط یک چیز، [یعنی] دروغ نگویند، بخش عظیمی از مشکلات بشریت حل میشود. لازم به ذکر و اشاره نیست که انسان خدا باور دیندار و پیرو عترت، دروغ نمیگوید.

 

جواب دامنه


به نام خدا. سلام جناب دهقان. از ارائۀ نظرت خرسند گشته و از شما ممنونم. امابعد؛ چند جواب:

 

1- بله، قبول دارم. هم دین از انسان خصوصاً ایمان آورنده (=مؤمنین) انتظارات دارد و هم آدمی از دین. میان این دو، همیشه مطالبۀ متقابل حکمفرماست. که دکتر عبدالکریم سروش نیز _تحت عنوان «حق و تکلیف»_ روی آن، خوب بحث کرده است.

 

 

2- قشر دین و مغز دین هردو لازم است. منتها؛ این دو باید مکمِّل و در امتداد هم باشند. مثلاً مناسک عید قربان. که فلسفه دارد و حکمت تام. اگر فقط ذبح و ذبیح شدن باشد و گوشتِ گوسفندان و شتران، به نیازمندان و مستمندان نرسد، این دیگر قربانی در راه قُرب به خدا نیست، بلکه نعوذُ بِالله یک کشتار وحشیانه می شود که دور است از ساحت هر مسلمان و حتی انسان.

 

 

3- یک دروغ، با هزاران سخن دیگر دروغگو راست و تصحیح نمی شود. گویا در روان شناسی ثابت شده، حافظه، دروغ را نگه نمی دارد. یعنی دروغ در ساختار ذهن انسان، جایی برای بایگانی شدن ندارد. لذا دروغگو، دروغش را نمی تواند عیناً تکرار کند و همان را بگوید. بلاخره، مو لای درزش می رود و رسوا می شود.

 

 

همانطور که می دانید، واژۀ اسلام حداقل دو معنی رایج دارد: تسلیم خدا بودن. سِلم و سلامتی روح و روان و جسم. همین معنیِ لفظی خود اقتضاء دارد انسان دروغ نگوید چه رسد به معنای معنوی و حقیقی و الهی اسلام. بحث خوبی پَروریدی جناب. پوزش اگر توضیحاتم زیاد و یا زیادی بود.