چند ورق از تاریخ غم

 

پست 6665. به قلم دامنه. به نام خدا. در رُمان «مردی در تبعید ابَدی» که بر اساس زندگی ملاصدرا (Mulla Sadra) توسط نادر ابراهیمی نوشته شد؛ (من این کتاب را اینجا معرفی کرده ام) مطلبی ست که من بر اساس آن نکته، این پست را نوشتم.

 

سلاطین می آیند و می روَند. شاه پیِ شاه. از ارث تا کودتا. فرهیختگان و عالمان اما می آیند و می مانند. فرهیختگانی آفریننده، چون حکیم ملاصدا، علامه محمدحسین فضل الله، از آنجا می مانند که می سازند. اما بدا که رسم، چنان بوده است که تاریخ به اسم شاهان نافرهیخته مُسمّا شود.

 

 

به همین سبب است که اکثر آثار و اَبینه تاریخی نام سلاطین را بر خود دارند نه نام سازندگان را. حتی اغلب کتاب های ناب اهل ادب و علم و هنر و حکمت نیز ناگزیر به شاهان پیشکش شده است که در تمام عمرشان با علم و حکمت و هنر و دانش و ارزش و فخر و عزت جنگیده اند! اگر صفحۀ اِهداییۀ کتاب شریف معراج السعاده ملا احمد نراقی _که خلاصه و ترجمهٔ فارسی کتاب عربی جامع السعادات پدرش ملا مهدی نراقی ست_ بنگرید این شیوه را می بینید.

 

 

بگذرم، که آنان مجبور بوده اند چنین کنند، اگر نمی کردند شاهان پلید و مستبد در دَم آثارشان را محو و ناپدید می کردند. این بود چند ورق از تاریخ غم این سرزمین.