نوشته های دامنه

قسمت دوم

 


قسمت دوم پاسخ آقای وحدت درباره بحث ۱۵ دین و سیاست و نهاد و فرانهاد، که عینا درج می شود:
شیخ وحدت:
به نام خدا
بخش دوم پاسخ من به اظهارات جناب اخوی { آقا ابراهیم } و دیگر دوستان:
4 ـ جناب آقا ابراهیم در رد نهاد بودن دین نوشتند: « دین امری قدسی و ما فوق همه چیز است».
لازم می دانم در باره « امر قدسی » بودن دین نکاتی را عرض کنم:
الف: منظور ایشان از دین، دین اسلام است ولی مقصود ما از دین در پست « نهاد های جامعه» مطلق دین است.
ب: ما سه تا اسلام داریم که از آنها به اسلام یک، اسلام دو، واسلام سه تعبیر می کنیم. اسلام یک عبارت است از کتاب خدا. اسلام دو عبارت است همه مکتوبات روایی وتفسیری و تحقیقات کلامی وفقهی واخلاقی که ازعلما و اندیشمندان در اختیار علاقمندان به اسلام قرار داده شده و می شود. اسلام سه همان است که در بستر جامعه به صورت شعائر ومناسک مورد توجه عموم مردم می گیرد وبدان عمل می شود.
ج: امر قدسی یعنی امر مقدس، یعنی امر پاک ومنزه از هر عیب و نقص.
د: از سه اسلام یاد شده تنها قرآن کریم، امر قدسی و غیر قابل نقد محسوب می شود.
بخش دیگر را بعداً می فرستم.
پایان نقل قول
.

 


Ebrahim Tohid:
به نام خدا

شهیدان معذرت
می بینم گویی شما را فراموش کرده اند که چرا خون تان را ریخته اند! رژیم نکبت بار دو پهلوی، تطهیر می شود، فقط برای این که در نظام جمهوری اسلامی انحرافات و فساد رخ داده است، همه ی خدمات چهل ساله انقلاب با نهایت احساس و ضرب آهنگ بغض، نادیده انگاشته می شود، و دو دزد بزرگ ایران رضا و محمدرضا، توسعه گرا و مردم دوست و خادم معرفی می شوند! کجاست انصاف و شمّ تحقیق!؟
شهیدان معذرت که زیر خاک روح تان از این حرف های بی مطالعه و رنگین به "..." آزرده می شود.
به شهید مطهری  رجوع می دهم: "کلاس جای تعلیم است، نه تبلیغ".
مراقب باشیم پیکر چی را می تراشند! و لاغر و نحیفش می دارند و جسد کیا را تزیین و بزک می نمایند!
ابراهیم طالبی دارابی

 


@
سلام داداش حمید من
دردنامه ی سرشار از مهربانی و غصه ات را خواندم. استناد زیبای شما به سخن ناب و دردناک شهید مظلوم بهشتی برای من انرژی داشت چون دوسال قبل در وبلاگم دامنه، همین سخن را مقاله ای کردم. ممنونم.
یک جمله هدیه ات می کنم حمید رفیق عمیق: ما گرفتار افرادی هستیم که هرروز همنشین یکی از چهارجهت اصلی اند! یعنی حزب بادی ها. همین.

 


Ebrahim Tohid:
@
سلام آقاسیدعلی اصغر
ضمن سپاس از وقتی که برای نوشته ی من درباره عدل، صرف کرده ای، به تتمّمه متن ات بگویم؛
در همین فرانسه که خود را مهد آزادی می داند، درباره یهود نمی توان حرف تازه و تحقیق تازه ای کرد. هرکس قضیه هولوکاست را انکار کند، زندانی می شود. مثل روژه گارودی کمونیست که مسلمان شد و مرحوم عزت الله سحابی کتاب قضیه یهودش را ترجمه کرد.

 

Ebrahim Tohid:

@

سلام جناب آقا عیسی آهنگر دبیر گرامی

دهه شصت تا الان سازمان تروریستی منافقین این سربازکوچولوهای صدام  ۱۷هزار نفر ایرانی را با فجیع ترین قساوت شهید کردند.

 

 

سلام
اطلاعیه اخطاری
بازهم صبح امروز مشاهده شد در مدرسه، چند لینک و اهانت به امام خمینی شد. من نقد مستدل و منطقی و مستند بر ایشان را نه فقط ایراد نمی دانم، بلکه لازم هم می دانم، اما با ادبیات، نه با اهانت و تحقیر و به نوعی ناسزا.   اگر کسی بخواهد مقررات مدرسه را مراعات نکند و خدای ناکرده پایمال کند، هرگونه پیام گذاری آن نفر را در محیط مدرسه مسدود می کنم.
درضمن در این مدرسه، هرکس تا ۷۲ ساعت فرصت دارد پست خود را اگر چنانچه خودش خواست، اصلاح، ویرایش و یا حتی حذف کند. در غیر این فرصت، متن او به نام او در مدرسه ثبت می شود و بازتاب حقوقی و و یا احیانا" مُجرمانه ی آن،بر عهده آن شخص است.
مدیر مدرسه فکرت

 


Ebrahim Tohid:
سلام
اطلاعیه اخطاری
بازهم صبح امروز مشاهده شد در مدرسه، چند لینک بارگذاری شد و نیز اهانت به (...) شد. من نقد مستدل و منطقی و مستند ... را نه فقط ایراد نمی دانم، بلکه لازم هم می دانم، اما با ادبیات، نه با اهانت و تحقیر و به نوعی ناسزا. و اهانت هم از نظر قانون کشوری و هم به لحاظ اخلاق فردی، جرم است. 
اگر کسی بخواهد مقررات مدرسه را مراعات نکند و خدای ناکرده پایمال کند، هرگونه پیام گذاری آن نفر را در محیط مدرسه مسدود می کنم.
درضمن در این مدرسه، هرکس تا ۷۲ ساعت فرصت دارد پست خود را اگر چنانچه خودش خواست، اصلاح، ویرایش و یا حتی حذف کند. در غیر این فرصت، متن او به نام او در مدرسه ثبت می شود و بازتاب حقوقی و یا احیانا" مُجرمانه ی آن، برعهده آن شخص است.
پس بهتر است مثل همیشه، شایسته و شسته بنویسم و چارچوب فکری خودمان را زیرپا نگذاریم.
مدیر مدرسه فکرت



Ebrahim Tohid:
@
سلام سید میثم. ممنونم. ما مدرسه افتتاح کردیم که افکارمان را در آن بریزیم. مدرسه مال همه است. به همان مقدساتی که همه به آن معتقدیم سوگند، من نه حس مالکیت مدرسه در کله ام است نه حس خودخواهی و تکبر و مدیربودن. من 30 سال شغلم  اساسا فردی فکری در محیط بودم نه مدیریتی.
چرا باید عقده ها جای عقیده ها در مدرسه ریخته شود. شعار می دیم کشتن یک نفر بی گناه، مثل کشتن همه انسان هاست که قرآن این را فرموده، ولی طوری سخن رانده می شه که هرکه با ما نیست، برماست و باید از روزگار نیست و نابود شود. امیدوارم شما سیدمیثم ها که قلم و آرمان بلندی دارید بیشتر بنویسید تا پند گیریم. پوزش

 

 


انشای دوم من
به نام خدا. دین آمده تا روان ما را معمور کند یعنی، امید، آرامش، شادی. (هفت آسمان، شماره ۲، تابستان ۱۳۷۸) وقتی روی این سخن استاد مصطفی ملکیان، کمی می اندیشم به سه جهت تکان می خورم:
دین باید داشته باشم، یک
روان من باید آبادان باشد، دو
و سرآخر امید، آرامش، شادی کنم، سه.
درود می فرستم به محمد امینم (ص) که قلبش وسعت پذیرفت و قرآن را دریافت کرد و ما را به آن فراخواند. حال شاکرم خدا را شب سر بر بالین می گذارم چون به دین اسلام مبین روی آوردم. و روز با طلوع آفتاب ، طلوع می کنم چون هرسه را در خودم به وسع خویشم، دارم. والسلام

 


Ebrahim Tohid:
@
سلام جناب آقای عارف آهنگر. متن شما برای من خواندنی و جالب توجه بود. تشکر می کنم ازت. لذت و پیام دارد این گونه متن ها.
من بااجازه بیفزایم که این مطلوب حاصل می شود اگر واقعا" پزشکان به این اصل بیشتر توجه کنند. یعنی هر پزشک به خود عادت دهد:
هم پزشک جسم دیگران باشد
هم طبیب جان  خود.
اگر این قشر متخصص _که مردم خصوصا" فقیران و محرومان و مبتلایان به انواع بیماری ناشی از محرومیت ها، به آنان سخت محتاج اند_ در درون خود مطالعات عرفانی و اخلاقی و انسانی بریزند هرگز جامعه میان خود و آنان مرز آهنین نمی بیند. و تنگنایی پدید نمی آید، یا کم حادث می گردد.
با درود به پزشک حاذق مدرسه فکرت جناب دکتر عارف زاده که خیلی باخبرم که کجاهای این کشور وسیع به داد مردم رسید و خود از خوبان است.

 


Ebrahim Tohid:
یک نکته
نقش خود ملت
"دین بر مسئولیت جامعه در قبال مرگ انسان فقیر تأکید می کند. فقیر تنها از گرسنگی نمی میرد، بلکه از سوءتغذیۀ نامناسب و وسایل معیشتی نامناسب و گرانی دارو نیز می میرد. مردم جامعه ای که در آن کسی از فقر می میرد، از دیدگاه دین قاتل اند. پس مسئولیت های خود را بپذیرید." (منبع: شفقنا)
امام موسی صدر.

 

 

Ebrahim Tohid:
@
سلام دکتر قربانی. نه، اصلا" اشاره به شما نبود. آنچه رخ داد و از دیدم در نرفت، صبح امروز در مدرسه گذشت، که به خیر گذشت. امید است آن فرد به شیوه اش پایان بدهد. و الا قانون مدرسه درباره او اجرا می گردد. ممنونم. الان دیگه خشخاش، خاشخاشی نمی آد، شیشه و سنگ و منگ و بنگ که الحق درد بزرگی ست که به قول امیرآقای رمضانی، دولت نمی گذارد کف دست مبتلا، خودش از سیر عیش، نوش می زند و نیش.

 


Ebrahim Tohid:
قسمت سوم پاسخ آقای شیخ وحدت درباره مبحث ۱۵ دین و سیاست و نهاد و فرانهاد:
شیخ وحدت:
به نام خدا
بخش سوم پاسخ من به جناب اخوی { آقا ابراهیم } و دوستان:
ایشان در واکنش به این عبارت من: « ... بنا بر این، دین نه عین سیاست است و نه جدای از سیاست» در پست نهاد های جامعه در اوج بر آشفتگی نوشتند: « حتی رستم هم با گُرز و تبر نمی تواند دین را از سیاست جدا کند، این ها همه آرزوست و نیز وهم...». 
برای روشن شدن مدعایم لازم است نکاتی را ـ به صورت کوتاه و فشرده ـ به عرض برسانم:
1 ـ سیاست در عبارتی ساده یعنی: « تدبیر امور دنیای مردم از طریق تشکیل دولت و ایجاد نظم، امنیت، آزادی، عدالت و رفاه ». بنا بر این، سیاست امری زمینی، عرفی و مقتضای ضروری زیست اجتماعی انسان است، و هر گونه تلاش برای این همانی کردن دین و سیاست، فروکاستن از شأن آسمانی دین وخاک نشین کردن آن است.
2 ـ بین زعامت دینی و زمامداری سیاسی فاصله از زمین تا آسمان و از خاک تا خدا است: زمامدار سیاسی کار گذار مردم و اجیر و مزد بگیر آنها است، ولی زعیم دینی منصوب من عند الله و واجب الطاعة است.
3 ـ زمامدار سیاسی بسته میل مردم برای مدتی کم یازیاد به کار گمارده می شود و اختیاراتش نیز بسته خواست مردم است، اما زعیم دینی تا زمانی که شرایط زعامت در او باقی باشد منصوب است و از لحظه ای که فاقد یکی از شرایط بشود خود به خود منعزل شده و طاعت از حرام می گردد.
4 ـ در زمامداری سیاسی بین زمامدار و مردم حقوق و تکالیف متقابل تعریف می شد، اما در زعامت دینی حقوق و تکالیف، یک طرفه است: حق در جانب زعیم دینی و تکلیف در جانب متدینین است.
5 ـ ... تا بعد


@
پاسخ من به آقای شیخ وحدت. سلام و سلام به همه
هنوزم هم ذره ای به باورم تردید و ریبی ندارم. صدها آیه و دلیل دارم برای اعتقادم که دین هرگز از سیاست منفک نیست. و فرانهاد مقدس و آسمانی ست. این آیه خدا در قرآن  از مهمترین استناد قرآنی من که برام مقدس، قدسی و لازم الاتّباع است و مطیع محض خدایم هستم و آماده به تقلید و پیروی از عاشورای امام حسین و پیغامبری زینب کبرا هدایت گر آزادگان هستی:
وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَمِنْ رِبَاطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّکُمْ وَآخَرِینَ مِنْ دُونِهِمْ...
و شما (ای مؤمنان) در مقام مبارزه با آن کافران خود را مهیا کنید و تا آن حد که بتوانید از آذوقه و تسلیحات و آلات جنگی و اسبان سواری زین کرده برای تهدید و تخویف دشمنان خدا و دشمنان خودتان فراهم سازید و نیز برای قوم دیگری که شما بر (دشمنی) آنان مطلع نیستید (مراد منافقانند که ظاهرا مسلم و باطنا کافر محض‌اند) و خدا بر آنها آگاه است. و آنچه در راه خدا صرف می‌کنید خدا تمام و کامل به شما عوض خواهد داد و هرگز به شما ستم نخواهد شد. (آیه 60 سوره انفال)
توضیح؛ 
این آیه "دستور آماده باش همه جانبه‌ى مسلمانان در برابر دشمنان و تهیه هر نوع سلاح، امکانات، وسایل و شیوه‌هاى تبلیغى حتّى شعار و سرود را مى‌دهد که رعایت این دستورات، سبب هراس کفّار از نیروى رزمى مسلمانان مى‌شود."
فعلا والسلام

 


Ebrahim Tohid:
یک یادآوری
من به اتفاق چندنفر همراه ام یک شب کنار این کلیسا نماز خواندیم.
"کلیسای «باربارا دیکاتو» یا همان قدیسه نگهبانِ معمارانِ پل ورسک یکی از کوچک‌ترین کلیساهای جهان که نه، بلکه یکی از کوچک‌ترین عبادتگاه‌های ایران محسوب می‌شود. می‌توان گفت که با از دست دادن کاربری‌اش هیچ توجهی نسبت به آن نشد، هرچند قدمت حضورش به واسطه‌ی نسبتی که بین آن فضا و پل «ورسک» وجود دارد، آن را متمایز کرده است." (منبع: جماران)

ابراهیم طالبی دارابی
 


نقل یک خبر:
آیت الله مصباح یزدی، رئیس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) با اشاره به رفتارهای مسئولان و جریان مذاکرات اظهار داشت: نگویید چرا چنین شد و به نتیجه نرسیدیم؛ محرومیت کمترین عقوبتی است که باید چشید. چرا که اعتماد به دشمن خدا کردیم... بنابراین باید استغفار کنیم و بگوییم خدایا غلط کردیم؛ ما را ببخش که به برجام و مذاکره با دشمنان دلخوش کرده بودیم؛ ما را ببخش که به اروپایی‌ها دل خوش کرده‌ایم! حتی برخی به روسیه و چین دل بسته‌اند؛ آن‌ها هم اشتباه می‌کنند؛ آیا فکر می‌کنند آنها ما را دوست دارند؟ (منبع؛ الف)

 


@
سلام جناب دکتر ترابی. آقای مصباح یزدی گاهی _البته فقط گاهی!_ خود را جای تمام ملت! فرض می کند و این گونه، حکم و سخن می راند. من برای مصباح همان قدر آزادی قائلم که برای خود. پس، مصباح حق دارد آن گونه سیاست را فهم کند. مهم این است، دیدگاه آقای مصباح در اقلیت قرار دارد، اما اقلیتی که بشدت به قدرت رسمی متصل و دارای زور و نفوذ در حاکمیت است. با تشکر از شما جناب ترابی که اشارتت گویا بود!



Ebrahim Tohid:
@
سلام جناب دکتر جلیل قربانی. ۱_ در علم سیاست مشروعیت به معنای رضامندی عمومی ست، نه شرعی بودن و شرعی کردن.  ۲_ تنفیذ رهبر، حداقل دو جنبه دارد: اولا" ممکن است رهبری در انتخابات به کسی دیگری رأی داده باشد، با تنفیذ ، او هم به منتخب مردم رأی می دهد و این حرکتی سمبولیک، ولی واقعی و انسجامی ست. ثانیا" تنفیذکردن رأی ملت توسط مقام رهبر، شبیه تأیید اعتبارنامه تک تک نمایندگان شهرها توسط همه نمایندگان مجلس است، تا هر فرد نماینده، نماینده ی تمام ملت شود. درود.

 



Ebrahim Tohid:
@
سلام حسین آقا. اعتبارنامه را قانونگذار، انشاء کرد. فلسفه اش در آن بحث میان نمایندگان خبرگان قانون اساسی که از فحول بودند، مشخص شد.

 


@
سلام جناب جوادی نسب. استشهادی از امام خمینی رهبر کبیر انقلاب اسلامی درباره فلسفه اعتبارنامه:
«از نمایندگان مجلس شورای اسلامی در این عصر و عصرهای آینده می خواهم که اگر خدای نخواسته عناصر منحرفی با دسیسه و بازی سیاسی وکالت خود را به مردم تحمیل نمودند، مجلس اعتبارنامه آنان را رد کنند و نگذارند حتی یک عنصر خرابکار وابسته به مجلس راه یابد.»

 


@
سلام جناب جوادی نسب. ۱_ این که امام خمینی هم قابل نقد است، من بیش از چند سال است دارم می گویم. پس، من تعصُّبی روی هیچ شخصی ندارم که منطقی و مستدل نقد شود با ادبیات روشن و منزه.  مثل نوع ادبیات محترمانه خود شما.  ۲_ یک مثال می زنم؛ شورای نگهبان در مجلس۶ دکتر علیرضا رجایی از ملی مذهبی ها را که در تهران رأی آورده بود، با کمال بی قانونی و دلبخواهانه رد کرد و به جایش دکتر حداد عادل پدرهمسر آقای حجت الاسلام سید مجتبی خامنه ای را وارد مجلس۶ کرد. همه مردم چشمشان به مجلس۶ بود که اعتبارنامه آقای حدادعادل را تصویب نکنند. ولی آقای کروبی سازش کرد و همان موجب شقاق در جناح چپ شد. منظورم این است اعتبارنامه چهره ای دووجه دارد.  ۳_ من در روند سیاست ورزی به فحول و خردمندان احترام می گذارم که به عنوان خبره منتخب ملت، قانون اساسی ما را، کم عیب تصویب کردند و به رأی مردم رساندند. پوزش.

 


Ebrahim Tohid:
@
سلام جناب دکتر عارف زاده. اساسا" دنیا، پهنه ی رد و قبول است. این، از محسنّات است که سخنی را بپذیریم، یا ادعایی را رد کنیم. احترام گذاری به فحول، به معنای گرامی نگه داشتن تخصص و ارزش نهادن به علم است. مثل احترام و تبریک صمیمانه ی اعضای مدرسه در دیروز به شأن تخصصی شما.
انیشتین، بخشی از نظریه کوپرنیک را رد کرد، و این به معنی بی احترامی نبود بلکه، استمراربخشی به دامنه ی علم بود.

 


@
سلام جناب دکتر قربانی. شما سمت استادی بر من دارید، جهت مزید اطلاع همگانی عرض می کنم:
اعتبارنامه، قدرت مشروع مجلس به عنوان نهاد کاملا"مردمی ست. مجلس، با این قدرت ثانویه _البته اگر مجلس، مجلس باشد و عصاره ی واقعی فضائل ملت_ بآسانی می تواند دموکراسی واقعی را اعمال کند. مثل نظربه توازن در ساختار سیاسی آمریکا. که فلسفه تفکیک قوا است.

 


Ebrahim Tohid:
@
پس جناب دکتر قربانی عزیز و جناب جوادی نسب بزرگوار، اصل دموکراتیک اعتبارنامه را پذیرا باشیم بهتر است، تا آن که آن را مخل دموکراسی بپنداریم. اگر مجلس به حق خود عمل کند، در زمان تصویب اعتبارنامه، می تواند با این حق، با سلایق و جناح بازی شورای نگهبان _که به وفور رخ داده است_ قانونی و استحقاقی بستیزد و به تعبیر قانونی وتو کند. این حق، از مدرن بودن مجلس است، نا ارتجاعی دانستن. پوزش.

 


Ebrahim Tohid:
@
سلام دکتر عارف زاده. اشکال ایشان وارد نیست. نمایندگان، ابتدا پیش از تصویب اعتبارنامه و رسمیت یافتن مجلس، نماینده هر شهر هستند، یکی یکی اعتبارنامه اش تصویب می شود، و با این ترتیب، یکی یکی نماینده ی کل ملت می گردد. وقتی پایان یافت، و یا حدنصاب طی شد، مجلس شورای اسلامی قانونا" آغاز به کار می کند. والسلام.

 


@
سلام جناب آقا سید علی اصغر. این که علیزاده های شورای نگهبان _که اخیرا" یکی از آنها فوت کرد_ اعمال نفوذ کردند در مجلس، نسبت به این قضیه _ که شما به روشنی گفتید_ دلیل بر نقص حق قدرت اعتبارنامه نیست، این ناشی از انتخابات محدود و غیردموکراتیک است که از مجلس ۷ به بعد کشور به آن گرفتار شد. و آنچنان مجلس را ضعیف کردند، که قدرت ندارد، قدرت اعتبارنامه را به نفع ملت، جاری کند. افسوس.

 


Ebrahim Tohid:
@
آقای عارف زاده! هر نماینده دو وجه دارد: نماینده شهر. نماینده ملت. اگر نماینده ای اعتبانامه اش از سوی نمایندگان شهرهای دیگر، تصویب نشد، آن نماینده دیگر نماینده ملت نیست و از مجلس بیرون می افتد. از نظر من هیچ اشکالی هم در این روند، دیده نمی شود. از این که نگاه مان متفاوت است، عالی ست.

 


Ebrahim Tohid:
@
نیازی نیست نماینده ملت شود سپس رأی دهد، نماینده های شهرها حق دارند در اعتبارنامه رأی رد یا قبول دهند. از نظر من این بحث پایان. با احترام جناب عارف زاده.

 


Ebrahim Tohid:
@
سلام دکتر جلیل قربانی. شما چاقو را می شناسی!؟ اگر در دست جرّاح باشد، ناجی جان است، ولی اگر در اختیار قدّاره بند، می شود جان فِشان!
هر اصلی را می توان با فریب و خدعه و حُقّه مخدوش و از اصلش، دور کرد.

 


Ebrahim Tohid:
@
قرارگاه+فرارگاه

 


@
سلام. نتیجه را خوانندگان خود می خوانند!
مثل خودت آقا حمید که فهمیدی گفتی جالب بود!
یک حکایت پندآموز:
روزی شیخ جعفر شوشتری را دیدند که در کنار جویی نشسته و بلند بلند گریه می‌کند.
شاگردان شیخ، با دیدن این اوضاع نگران شدند و پرسیدند: «استاد، چه شده که این‌گونه اشک می‌ریزید؟ آیا کسی به شما چیزی گفته؟»
شیخ جعفر در میان گریه‌ها گفت: «آری، یکی از لات‌های این اطراف حرفی به من زده که پریشانم کرده.»
همه با نگرانی پرسیدند: «مگر چه گفته؟»
شیخ در جواب می‌گوید او به من گفت: «او به من گفت شیخ جعفر، من همانی هستم که همه در مورد من می‌گویند.
آیا تو هم همانی هستی که همه می‌گویند؟! و این سئوال حالم را عجیب دگرگون کرد.». (منبع: عصر ایران)

 


@
آنها چون میان ملت رأی ندارند، زینت می خوانن تا از شرّ رأی برَهن!

 


@
یک چین بر جَبین مدیر مدرسه افزودی! قربانی!

 


@
داغ می زنن ملت بر هر که رأی را تزیینی بداند!

 


بخش چهارم پاسخ آقای شیخ وحدت عینا" درج می شود:
شیخ وحدت:
بخش چهارم پاسخ من به جناب اخوی { آقا ابراهیم } و دوستان:
به نام خدا
اکنون این پرسش بسیار مهم رخ می نماید که: اگر رابطه دین و سیاست رابطه این همانی نیست ودین و سیاست در ذات وجوهر خود از هم بیگانه اند، پس با ده ها آیات سیاسی ـ اجتماعی قرآن کریم چه می کنید؟
برای پاسخ به این پرسش نیز لازم است نکاتی را به عرض برسانم:
1 ـ بحث رابطه دین و سیاست دو مرحله دارد: 
الف: مرحله نظر.
ب: مرحله عمل.
علمای اسلام، قرآن کریم را شامل سه بخش می دانند: عقاید، اخلاقیات، و احکام. بخش سوم قرآن را که نزدیک به پانصد آیه است از آن استخراج کرده و جدا گانه مورد شرح و تفسیر قرار داده اند که به آیات الأحکام معروف است. آیات الأحکام در بر دارنده همه ابعاد زندگی فرد و جامعه از عبادات و معاملات و حقوق و حدود و دیات و... می باشد. هر کسی در همان نگاه اول به این مجموعه، اذعان خواهد کرد که: اسلام را هرگز نمی توان از سیاست جدا دانست. به نظر من سخن معروفی که از شهید مدرس نقل می شود: « دیانت ما عین سیاست ما وسیاست ما عین دیانت ما است» ناظر به همین مرحله است.
اختلافی که بین علما و مراجع وجود داشته و دارد مربوط به مرحله عمل و اجرا است. در این مرحله بسیاری بر آنند که لزوم اجرای سیاست دینی اختصاص به زمان حضور معصوم دارد، واما در زمان غیبت معصوم، ما وظیفه نداریم در امور سیاسی دخالت مستقیم نماییم.
برخی دیگر بر این عقیده اند که: احکام خدا تعطیل بردار نیست. ما همان گونه که مکلف به برپایی عبادات اسلام هستیم مکلف به برپایی سیاسات اسلام هم هستیم و تعطیل کردن هر حوزه از حوزه های احکام الهی گناهی نا بخشودنی است.
اما من بر این باورم که:
تا بعد...
پایان نقل قول

 


@
آقاحمید عباسیان می فرماید بحثی جالب بود بحث اعتبارنامه میان مدیر و دکتر عارف زاده! خواستم به طنز بگویم آقای پزشکیان نائب رئیس مجلس ببین در باره معضلات کشور چه می گوید؟ بحث من و دکتر عارف زاده گوشه ایی از این زوایاست!
دکتر مسعودپزشکیان:
مشکل از جای دیگری است. شما ببینید در بحث تحقیق و تفحص ها که تا امروز نزدیک به ۲۰۰ تحقیق و تفحص انجام شده کدام یک را به نتیجه رسانده ایم؟

 


@
سلام آقامحمدحسین
قرص آنتی قاطی! بخور پس!

 


Ebrahim Tohid:
@
حمیدجان! دست گذاشتی روی گرانیگاه!؟ و مرکز ثقل سخن پزشکیان و عدد 200 را ولش کردی! ضَب زیرکی تِه!
من از ناپلئون بناپارت چندسخن در حافظه ام دارم، کی یکی این است:
"سیاست فقط مغز دارد؛ قلب ندارد"
من ویشته پیش نرم.



Ebrahim Tohid:
@
حمیدجان! دست گذاشتی روی گرانیگاه!؟ و مرکز ثقل سخن پزشکیان؟ و عدد 200 را ولش کردی!؟
ضَب زیرکی تِه! و از من می خوای "اشکال از جای دیگر" را کاشف باشم!!!
من از ناپلئون بناپارت چندسخن در حافظه ام دارم، کی یکی این است:
"سیاست فقط مغز دارد؛ قلب ندارد"
من ویشته پیش نرم.

 


@
سلام جناب آقای وحدت. گرچه صدها آیه اثبات می دارد، دیندار باید سیاسی باشد و دین  با سیاست عجین است، ولی اگر حتی یک آیه از قرآن هم دستور مثلا" آماده باش به مسلمین می دهد (مثل واعدّوا...) همین یک آیه، کلّ قرآن محسوب می شود. چون قرآن تجزیه ناپذیر است. و لذا مسلمین مکلف به تشکیل حکومت دینی اند. یا مانند عراق سیستانی و یا ایران ولی فقیه. ترجیح کدام نظام با خود ملت است. پایان.

 


@
چون آق محمدحسین! تحمل نداری سبقت نگیری! آن هم سر گردنه و پیچ!

 


Ebrahim Tohid:
@
سلام آقاسید علی اصغر. در قرآن لفظ نام امام علی (ع) و الفاظ امامت امامان (ع) و.... هم نیامده است، پس نباید باشد!؟ سنت رسول خدا (ص) و آیات فراوان قرآن و ایجاد حکومت توسط امام علی با حضور و درخواست مردم، و... همه و همه دلیل بر حکومت اسلامی توسط مردم است.

 

 

دعوت نامه مدرسه فکرت

سلام جناب آقا ... ...
شما را در "مدرسه فکرت" عضو کرده ام. لطفا" اعلان حضور کنید. درضمن، در مدرسه هرگونه ارسال کپی و فوروارد (=بازفرست) پیام های سایت ها، کانال ها و پیام رسان های دیگر ممنوع است. فقط متن های خود عضو مدرسه، قابل بارگذاری ست. ممنونم.
ابراهیم طالبی دارابی (دامنه)

 


Ebrahim Tohid:
@
سلام آقاسیدعلی اصغر. حکومت اسلامی توسط مردم، نیارمند صالحان است. البته ما باید قبول کنیم حکومت اسلامی را کسانی اداره می کنند که عصمت ندارند، بنابراین تا حدی زیاد، کژی ها امر طبیعی ست. مگر ما خودمان در جامعه مدنی که بیرون از قدرت، شکل می گیرد، اشتباه و خطا و انحراف و هزارگونه دیدگاه و دعوا و انحراف و اجحاف نداریم؟ داریم. پس؛ مبانی دینی شیعی خودمان را به خاطر کژی های حاکمان، کنار نگذاریم. گفتم، شرط حکومت سالم، جامعه سالم است و وجود صالحان و نفی نگرش حذفی و جناحی و ارادات سالاری. و نظارت و سلامت فکری مردمی. همین.



Ebrahim Tohid:
@
سلام سیدعلی اصغر. قانون اساسی هر کشوری، وحی مُنزل نیست. لذا تا آن قانون برقرار و جاری ست، باید به آن احترام گذاشت و اطاعت نمود. ولی با حفظ چارچوپ اخلاقی و علمی، می توان با آن مخالفت نظری کرد تا بازنگری مجدد به سیستم تحمیل شود و به آن به دلیل مطالبات مردمی، تن دهد. منتهی زمان و شکیبایی و تخصص می طلبد.

 


Ebrahim Tohid:
@
جناب عارف زاده، نکته خوبی گفتی. اتفاقا" مهمترین شعار محوری میرحسین، اجرای قانون اساسی بدون تنازُل بود. یعنی هیچ اصلی برای هیچ اصل دیگر تنزُّل نکند. همه ی اصول قانون اساسی که بسیار مهم مترقی ست اگر اجرا و اعتنا شود، بخشی از بحران حادّ فعلی حل می شود. الان مُجرمین کسانی اند که این قانون اساسی عالی ما را دور زدند و بی اعتنا به آن دارند اعمال قدرت می کنند. قانون اساسی بیرق ما باید باشد. مشکل آنهاست که اصول را زیرپاگذاشتند!

 


Ebrahim Tohid:
@
برای "زلقِن کَت کِش زَن" ها شاید
مدرسه ی فکرت درسته "شیش و شِلپَت" ندارد! ولی حسابی "سیس تَلی" دارد! چه هم زیاد!

 


Ebrahim Tohid:
ناپلئون گفت: «وقتی دشمن شما در حال اشتباه کردن است، مزاحم او نشوید.»

 


@
سلام جناب آقا عیسی آهنگر. نعمت مدرسه ی فکرت همین است، که همه نوع نگاه در آن آزادانه وجود دارد. ما می توانیم همین مدرسه فکرت را یک نمونه از جامعه ی آماری ایران بدانیم. با آن که اکثر هم مدرسه ای ها از یک روستا و یا روستاهای مجاور هستیم، ولی باز هم دارای تعدُّد نگاه و برداشت ها هستیم، پس نمی توان اجبار کرد که همه یک نوع تفکر داشته باشیم، مهم این است تشکیل دولت به معنای نظام سیاسی برای نظم بخشی به همین تعدد نگاه ها و به عبارت مدرن پلورالیتة است. حکومت اسلامی مردمی، حکومتی ست که به رأی ملت شکل می گیرد و با احترام به انسانیت و اجراکردن احکام خدا و اخلاق، نظم سیاسی می آفریند. پوزش.

 


دکتر علی شریعتی می گفت: برخی ها "به دین ویار" پیدا کردند. سخن من در این پست، به هیچ یک از عزیران مدرسه نسبتی ندارد، صرفا" بیان یک نگاه انتقادی ست در دهه ی ۵۰.

 


Ebrahim Tohid:
@
مدیر، مدرسه ای پلورال _به قول شما تکثّرگرا_ راه انداخته!

 


@
من راه انداختم جیز میز رو! امیر!؟
من بی تقصیر. این مدرسه ای های پلورال، ول کن نیستند و می خوان با جرّثقیل! دین را از سیاست جدا کنن ببرن بذارن روی طاقچه اتاق!! که سیدجمال الدین داد زد قرآن مال جامعه است نه طاقچه!
اِسا بخو در کشکول افتادی!
مدیر ره گپ نیار امیر!


 


یک خبر:
به گزارش خبرگزاری میزان، جلسه علنی رسیدگی به اتهامات حمید باقری درمنی متهم فساد اقتصادی شنبه سوم شهریور ساعت ۱۰ صبح به ریاست قاضی صلواتی برگزار می‌شود.
این پرونده فساد اقتصادی شامل ۱۵۵ جلد است و ۳۳متهم دارد.
پرونده ۳۲۵ صفحه کیفرخواست دارد و حمید باقری درمنی در مورد افساد فی الارض تفهیم اتهام شده است.

 


Ebrahim Tohid:
@
سلام سید علی اصغر. به قول دکتر سروش؛ مولوی "خاموش پرگفتار" بود.


@
حسنک وزیر بر دار شد! ابوالفضل بیهقی.

 


@
درود بر دکتر جرّاح متخصص حاذق مدرسه فکرت، عارف زاده عزیز، برادر گرامی شهید.

 


@
خداقوت دکتر عارف زاده. در مدرسه فکرت از این نمونه کارهای انسان دوستانه ات بیشتر بگذار. شخصا" افتخار کردم هم به تخصص و نبوغ تو و هم به عشقِ کاری ات.  درود آقاسیدعلی اصغر که نمایش گذاشتی. از دکتر می خواهم بیشتر و مرتب در مدرسه این حرکت های مبتکرانه و  بزرگ شان را به اشتراک بگذارد. ممنونم.

 

 


قسمت پنجم پاسخ آقای شیخ وحدت عینا" در زیر می آید:
شیخ وحدت:
به نام خدا
بخش پنجم پاسخ من به جناب اخوی { آقا ابراهیم } و دوستان:
من بر این باورم که اصل اصیل و رکن رکین هر نظام سیاسی، { چه دینی ، چه غیر دینی، چه سکیولار، چه غیر سکیولار، چه ریاستی، چه شورایی، چه... وچه... } بر خوردار بودن از مشروعیت است. نظام سیاسی غیر مشروع تحت هر نامی، حکومتی ظالمانه و مبارزه با آن از اهم واجبات عقلی وشرعی است.
ملاک مشروعیت هر نظامی، تنها یک چیز است، و آن عبارت است از رضایت مردم.
ما حکومت پیامبر را عادلانه می دانیم چون بر پایه بیعت مردم بود.
ما حکومت علی را عادلانه می دانیم جون بر اساس درخواست مصرانه مردم بود.
ما حکومت امویان وعباسیان را ظالمانه می دانیم چون غاصبانه و تحمیل خود بر مردم بود.
تو خود حدیث مفصل بخوان ازین مجمل.
والسلام
پایان نقل قول


Ebrahim Tohid:
@
پاسخم به آقای شیخ وحدت. سلام. در مورد جمهوری اسلامی ایران من معتقد به تعویض اشخاص نظام هستم، نه تغییر و براندازی نظام و ویران کردن آرمان بلند انقلاب اسلامی. برای چند انحراف و کژی که تا حدی طبیعی ست _چون حکومت بشری ست_ نمی توان ریشه را برافکن و هیچ جایگزین و آلترناتیو و نظریه جدیدی هم نداشت. باید با شکیبایی و آرام و آگاه به رفع عیوب امید بست. و جامعه را در سرنوشت خویش، دانایی و جهت داد. والسلام.

 


برنامه مدرسه فکرت
۱_ ادامه کشکول چهارم طنز و نکته و میانبحث تا صبح یکشنبه.
۲_ از صبح یکشنبه تا ۱۰ و نیم دوشنبه شب بحث هجدهم: مهمترین مشکلات محیط زندگی اطراف شما چیست؟ این پرسش مدیر مدرسه فکرت است.
۳_ از ۱۰ و نیم دوشنبه شب، تا نیم بامداد، مناظره سوم. میان آقای شیخ وحدت و مدیر مدرسه فکرت.
والسلام و احترام

 


Ebrahim Tohid:
تبریک می گویم قهرمانی را به پسرم مهندس عادل طالبی دارابی. (نفر سمت چپ) و به آقای محمدرضا جانقربان.

 


@
سلام سید علی اصغر. استشهاد خوبی کردی به نلسون ماندلا. او بیش از ۳۰ سال در زندان نظام آپارتاید (=تبعیض نژادی) رنج راه را تحمل کرد و با شکیبایی و منطق، بر آن نظام پیروز شد. نام کتابش را نیز گذاشت: راه دشوار آزادی.
آری، رسیدن به وضع مطلوب، حوصله می خواهد و تدبیر (=برنامه ریزی) و به قول استاد محمدرضا حکیمی آزادی مقررات پذیر.

 


Ebrahim Tohid:
حجت الاسلام مسیح مهاجری:
"در دهه‌های اخیر، صدها کتاب تحقیقی درباره مسائل حکومتی، اجتماعی و اقتصادی نوشته و منتشر شده و تعداد مقالات علمی که در همین زمینه‌ها نوشته شده از هزارها افزون است. پرداختن به فقه سیاسی از سال‌های آغازین نهضت روحانیت در حوزه علمیه قم شروع شد و اکنون این بخش از فقه، یکی از عمده‌ترین مباحث حوزوی در سطوح مختلف به ویژه در سطح اجتهادی را تشکیل می‌دهد. در چنین شرایطی همان افراد «خود اسلام پندار» و «خود انقلاب پندار» تلاش می‌کنند حوزه و مراجع را به سکولار بودن متهم کنند چرا که می‌دانند حوزویان آزاداندیش و روشنفکر حاضر نیستند دیکته‌های آنها را رونویسی کنند و فقه را به مسلخ جزم اندیشی ببرند." 
"در جامعه اسلامی و انقلابی ما، خط امام مدتهاست که به انزوا کشانده شده است. امام خمینی با سعه صدر و دوراندیشی کم نظیری که داشت، اقشار مختلف را جذب و با انقلاب و نظام اسلامی همراه می‌کرد.
[اما]عده‌ای سالهاست سیاست حذف را در پیش گرفته‌اند و هر کس که مثل آنها فکر نکند را رمی می‌کنند. این افراد، خود را معیار اسلام می‌پندارند و با تفکر انحرافی «خود اسلام پنداری» و «خود انقلاب پنداری» هر کس را که به هر دلیل نپسندند و با خود همراه و همفکر ندانند طرد می‌کنند. نه فقط طرد، بلکه تخریب می‌کنند.این، انحراف آشکار از مسیری است که بنیانگذار نظام جمهوری اسلامی برای تداوم این نظام ترسیم کرده است..."
(منبع: روزنامه جمهوری اسلامی)
خطاب به حسن رحیم پور ازغدی که در جمع طلاب فیضیه در آن تظاهرات اعتراضی سخنرانی کرده بود.


✅ پایان دومین دوره مسابقات آماتوری اسکواش استان در سال ۹۷ (جام ولایت)، با قهرمانی عادل طالبی و  نائب قهرمانی محمدرضا جانقربان.

@qom_squash

 


تبریک می گویم قهرمانی را به پسرم مهندس عادل طالبی دارابی. (نفر سمت چپ) و به آقای محمدرضا جانقربان.

 


@
سلام سید علی اصغر. استشهاد خوبی کردی به نلسون ماندلا. او بیش از ۳۰ سال در زندان نظام آپارتاید (=تبعیض نژادی) رنج راه را تحمل کرد و با شکیبایی و منطق، بر آن نظام پیروز شد. نام کتابش را نیز گذاشت: راه دشوار آزادی.
آری، رسیدن به وضع مطلوب، حوصله می خواهد و تدبیر (=برنامه ریزی) و به قول استاد محمدرضا حکیمی آزادی مقررات پذیر.

 


@
سلام سید علی اصغر و سپاس از مهرت.

 


@
سلام. ممنونم امیر مدرسه فکرت. معرفت و محبت داری آقا.

 


@
بازهم ممنونم. شرمنده ی مان نکن. عادل من، خاک پای خوبان و مؤمنان است و به دارابکلا زادگاهش عشق می ورزد.

 


@
سلام جوادی جان. رونق دل مایی تو عزیز. سپاس. آمین.

 


@
سلام شیخ مالک. دوست خالص و گرانقدر من. سپاس آقا.

 


@
پدر ولایت! دارد....

 


@
سلام. من، به مراجع عظام تقلید از صمیم دل احترام می گذارم که زعیمان دینی اند. و از هرکس که نظارت استصوابی را دکّان ردّ و دکّه حذف کرد، برائت می جویم.

 


@
مادر هم کفالت و کفایت و کبارت دارد.

 


یک خبر فقط:
منصور اسانلو؛ بازداشت «سیدمحمد حسینی»، لیدر گروه ضد انقلاب ری استارت توسط پلیس اف بی آی در ایالات متحده به اتهام ترور شیمیایی خودش را تایید کرد. عکس زیر
روز گذشته برخی از منابع خبری مدعی شدند که حسینی در یکی از فرودگاه های آمریکا در حالی که قصد ترک این کشور را داشته، دستگیر شده است.
منصور اسنالو هم ظهر امروز طی نگارش توییتی با تایید این خبر نوشت که درباره بازداشت حسینی، پلیس FBI از من خواسته که صحبت نکنم. اسانلو همچنین نوشته است که ۴ نفر در بورلی هیلز و ۲ نفر در شمال کالیفرنیا هم در این رابطه بازداشت شده اند. او گفته که امیرعباس فخرآور از دیگر عناصر ضد انقلاب هم بازداشت شده است.
منصور اسانلو از رهبران سابق سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه (شرکت واحد) است که پیشتر به دلیل برخی برپایی تجمعات و اعتصاب های غیرقانونی محکوم و روانه زندان شده بود.
(منبع: انصاف نیوز)

 


@
سلام جناب جوادی نسب. حکیم مطلق فقط خداست. بهتر است ماها کمی روی حکمت احکام مطالعات تخصصی کنیم.

 


@
آقا من تسلیم. چقدر به مفهوم "ولایت" که یک فرهنگ قرآنی ست، حساسیت!؟

 


@
سلام دوست گرامی ام آقامحمدحسین. از محبت شما ممنونم. سلامتی شما و اعضای بیت محترم تان آرزوی من است آقا.

 


@
سلام دبیر عزیز جناب آقاعیسی آهنگر. از عنایت شما به عادل ممنونم. در پناه خدا و شادابی شما.

 


@
سلام دوست دیرینم دکتر عارف زاده. خداقوت به شما که روزانه چند عمل سخت بر روی بیماران گرفتار داری و در این شرائط بازهم بذل محبت فرمودی به ما. خیلی آقایی.

 


بحث هجدهم مدرسهٔ فکرت:

مهمترین مشکلات محیط زندگی اطراف شما چیست؟ این پرسش مدیر مدرسه فکرت است که هم اینک در پیشخوان مدرسه، سنجاق شد. والسلام و احترام.

 


@
سلام آقاجعفر دوست وفادارم که خدمت های تو به دارابکلا از یاد هیچ کسی بیرون نمی رود. از معرفت توأم با محبتت که گرمابخش دلمان شده، بسی ممنونم. با آرزوی سلامتی خانواده ساداتت و فرزندان گرامی ات، که همیشه از آن خانه نون و نمک خورده ام و ممنون دارم.

 


@
سلام دوست گرانپایه آقاجعفر رجبی. اولا" ممنونم از بذل محبت و میزان وفور محبت و طرَب ات. ثانیا" پس کی می خواهیی آن همه اطلاعات و اندوخته های زیادت را در مدرسه فکرت بریزی؟ خوب بریز دیگه! این مدرسه باز شد برای همین جوشش ها. بعد از صدسال می خواهی علومت را به آخرت ببری! بریز آقا.

 


@
سلام گرم من بر استاد دکتر قربانی. مهربانی ات، شکوفه داد. گل کرد. بوی آن بر مشامم آمد. تشکر آقا.
آن "آقازاده"های کشور و مملکت هم _که به زیرکی گوشه زدی_ در حاشیه امن اند! و "رانتینر"شدن برخی امور گواه آن است! اساسا" تکاثُر را قرآن چنان توبیخ کرد که هرکس سراغش رود روزی، آری روزی رسوا می گردد!

 


@
سلام بر دوست فاضل حوزه و دانشگاه جناب حجت الاسلام غلامی دارابی. شما که از اَقرب و نیکان ما هستید و نیک با عادل رفیق. من فقط بگویم آقایی آقا.

 


@
سلام مهندس مؤمن و معتقد و متعهد جناب عباس مهاجر. لطف فرمودی. عادل رفیق توست و من هم دوستدارتان. بیش از حد سپاس. همیشه در ذهن منی عباس. توفیق تو را می خواهم از خدا آقا.

 


پاسخ من بحث 18 مدرسه فکرت
به نام خدا. سلام. من به نظرم اینها مشکلات اطراف و اکناف ماست، که من به بضاعت اندکم آن را در ۲۱ مورد نوشتم:
۱_ اسراف شدید آب حتی در حین وضو و غسل.  ۲_ هدردادنِ غذاها به میزان بی شمار.  ۳_ ناسپاسی به امنیت پایدار.   ۴_ انفصال خطرناک در کانون خانه و خانواده به دلیل غلبه فضای مَجازی بر فضای واقعی.   ۵_ کم مطالعه گی و حتی هیچ مطالعه گی!   ۶_ بی سوادی عجیب باسوادها.  ۷_ سطحی اندیشی های همه گیر حتی میان دانش آموخته ها.   ۸_ روزمرّگی و بی خیالی و نظاره گری.   ۹_ بی ثباتی عقیدتی! بطوری که برای برخی ها عقاید مثل نوسان و تلاطم بازار و تجارت است.   ۱۰_ ناسپاسی و شکرناگزاری نعمت ها و عطایا و دارایی ها (=داشته ها)   ۱۱_ تنزّل معنویت و فروکاست شدید خودسازی و اُفْت اخلاق.  ۱۲_ ازدیاد سیگاری ها و گسترش وحشتناک آن به سنین پایین تر.   ۱۳_ پرسه زدن ها و سرَک کشیدن ها.   ۱۴_ فَقد آرمان و تقلید کور از مدرنیته که خود هزار درد بی درمان دارد.  ۱۵_ اختلاط خطرناک عقیده با عُقده، به طوری که در سیاست و اجتماع اَغراض شخصیه، جای اهداف عالیه را تنگ و حتی گاهی محو کرده است.  ۱۶_ دروغ گویی شایع و تظاهرگرایی و ماست مالی کردن!  ۱۷_ یارگیری عجولانه و بسیار غلط.   ۱۸_ کم توجهی به نماز، عبادات، دعا، قرآن، مناسک اعتقادی، مسافرت.   ۱۹_ رونق تجمّل و چسبیدن به روبنای زندگی.  ۲۰_ عالِم نُمایی و اظهارنظرهای بی جا.  ۲۱_ کنارگذاشتن خودکار و کاغذ و نوشتن که در آینده فرهنگ خط فارسی دچار بحران می شود. پایان

 


رنج راه
به نام خدا. به قول استاد محمدرضا حکیمی در کتاب مرام جاودانه، "امام علی (ع) همیشه مانند یک کارگر پُرکار، کار می کرد. و درآمد آن را به نیازمندان و مستمندان می داد". می دانم ما حتی یک گام علی را نمی توانیم بخوبی برداریم ولی منش آن امام متقیان را سرمشق کنیم شاید مشق هایی کم غلط تر و قابل قبول تر بنویسیم. خط خوردگی های فراوان ما در مشق زندگی، فقط با پُرکاری رفع می شود، نه با کاهلی و روز را به شب و شب را به روز تحویل دادن. قسمت 14 را خواندید. تابعد
ابراهیم طالبی دارابی

 


Ebrahim Tohid:
@
سلام جناب جوادی نسب. ۱_ سپاس از اهتمام شما به پرسش ما در مبحث هجدهم.  ۲_ خیلی منطقی و محسوس گفتی.  ۳_ از سؤال "چقدر حقوق می گیری" که عالی آوردی و تذکر دادی، من هم، بشدت تمام مخالفم. من حتی تا به امروز، به هیچ کسی جواب این پرسش را که واقعا" حریم خصوصی _و بلکه به نظرم حیثیتی افراد است_ نداده ام. ممنونم آقا با این جواب ها.

 

Ebrahim Tohid:
@
سلام جناب حجت الاسلام غلامی دارابی. خیلی ممنونم به پرسش بنده اعتنا نمودی و پستی مزیّن به زیباترین سخنان امیر مؤمنان هدیه کردی. بسیار جهشی بود. اتفاقا" در عید غدیر پرسش مدرسه فکرت درباره امام علی (ع) است که دوستان به یقین آن روز مدرسه را با ارادت خود به آن بزرگ مرد تاریخ و بشریت، ادا می نمایند. از نگاه زیبای شما جناب غلامی ممنونم.

 

 

@
من هشت تا مسافرت باهم به مشهد رفتن را گواهی دادم و نیز چندماه که جبهه بودیم باهم، نمازصبح ات را اداء اقامه کردی. توی خونه، حریم خاص خاص خاص هر شخص است و بس.

 

 

@
سلام دکتر ترابی. چشم. تا به حال این گونه کردم. از این پس نیز به روی چشم. ممنونم از بلندنظری ات.

 

 

@
سلام ترابی بزرگوار. لااقل هشت قلم را به مدرسه می آوردی.

تکلیف مرا در باره ویراستاری و رفع غلط تایپی و املایی دوستان در پست ها روشن کنید پس.

 

@
جای تِه عمو و آق سیدعسکری و سوغات مشهد و سینی خالی!

 

 

@
من به پشت صحنه موافقم که بگم و خود عضو پست خود را اصلاح کند. این جوری محترمانه تر است. موافقم با شما. دلخوری هم حادث نمی شه.

 

 

@
عُمرا" غلط املایی نداره مدیر. یادت نیست همش بیست می شدم تو 19 و نیم!؟ جناب عارف زاده یادت رفت!؟

 

 

بگذارید تصویب کنیم:

غلط های املایی مهم در پست های اعضای مدرسه را، مدیر در پشت صحنه به خود عضو مدرسه یادآوری می کند و عضو موظف است آن را در اسرع وقت، اصلاح و صحیح نویسی کند. صلوات بر محمد و آل محمد.

 

 

@
سلام دکتر عارف زاده. با آن که وقت شما بسیار تنگ و ذی قیمت است، ولی در بحث ۱۸ شرکت کردی. کوتاه ولی عمیق گفتی. روح برادر شهیدت علیرضا عارف زاده شاد و جاوید. صلوات به روح پاک و شجاع اش.

 

 

@
سلام حمید. اوخ اوخ!  این دیگه چه جور تاوانی ست، از سنگسار سخت تره!

 

 

@
سلام دکتر عبدالعلی ترابی. از این که پرسش مرا در بحث ۱۸ پاسخ دادی، ممنونم. با شما در این رأی آگاهانه که نهیبی بجاست، موافق هستم.

 

 

@
بی نهایت سپاس از یادآوری والدینم. دستت درد نکنه.

 

 

@
سلام برادرعزیزم حمید عباسیان. اول کلام بگویم نوشته های حد کف دست، مال میانبحث هاست، در پاسخ به مبحث های سنجاق شده در پیشخوان و حتی پرسش های قبلی، هیچ محدودیتی نیست. دوم اظهار کنم عالی مطرح کردی و این نشان شناخت دردها و مسائل توسط شخص شماست که مقدمه ی درمان ها و چاره اندیشی هاست. در آخر ازت ممنونم حمید، که به پرسشم در مدرسه توجه ای درخور نشان دادی. روح برادر
شهید مظلومت ابراهیم عباسیان غریق رحمت خداوند. صلوات.

 

 

@
سلام جناب حمید. ضمن سپاس، عجَم در گویش عرب، یعنی غیرعرب. نه یعنی فارس. عرب به هر مردمی که عربی سخن نمی گفت، می گفت عجم.

 

 

@
به خاطر نام آوردن این دو نام آشنا _پدر و مادرم_ که بارها و بارها خودت آنان را صدا کردی و خندیدی و سلام شان دادی، به احترام تو از جایم بر می خیزم و به تو بوسه می زنم رفیق شفیق حمید عزیز. اشکم از دوری شان جاری شد!

 

 

@
گواهی شما حمید در حق والدینم، قوت قلب من شد. سپاس بی نهایت آقا. در امان خدا. پایان.

 

 

سلام دوستان مدرسه ی فکرت
میلاد بابرکت و خجسته ی حضرت امام هادی علیه السلام را به شما هم کلاسی های ارزشمندم خصوصا" به سادات ارجمند این جمع تبریک می گویم و این سخن گرانسنگ آن هادیِ اُمّت را به شما خوبان و خودم هدیه می کنم:

"شخص شکرگزار، به سبب شکر، سعادتمندتر است تا به سبب نعمتى که باعث شکر شده است. زیرا نعمت، کالاى دنیاست و شکرگزارى، نعمتِ دنیا و آخرت است."

مرا از دعای امشب و فردای تان بی نصیب مفرمایید
برادرتان ابراهیم طالبی دارابی.

 

 

@
سلام برادر و رفیق ارزشمند و دانشمندم مهندس عبدی. از پاسخ شما به پرسشم سپاسگذارم. نکات محققانه و در عین حال ملموسی را مطرح کرده ای. از آن پژوهشگر ارجمند قدردانی می کنم که قضایا را با دیده ی اهمیت می نگرند و چاره جو می شوند.

 

 

@
سلام داداش حمید. خبررسانی بجایی بود. ممنونم. فقط یک نکته بگویم خشکسالی در ایران، دیرینه بود. چون داریوش هخامنشی هم دعایش این بود:

خدایا ایران را دروغ، خشکسالی و دشمن محفوظ بدار.
دشمن را نمی دانم درست آوردم، شک دارم. اگر کسی این دعا را مستند دارد، و یا حفظ است، بار بگذارد. پوزش.

 


شیخ وحدت:
به نام خدا
در مدرسه فکرت، جای چند مقوله را هنوز خالی می بینم، چند مقوله ای که ایران ما اگر نگوییم خالق آنها است به جرأت می توانیم بگوییم سرآمد است.
یکی از آن مقوله ها هنر معماری است.
یکی از آنها هنر موسیقی است.
یکی از آنها ادبیات است.
یکی ار آنها شعر است.
شما اگر اینها را از حوزه فرهنگ ایرانی جدا کنید در واقع ایران را گرفتار خشکسالی وحشتناک معنوی هم می کنید.
خدا رحمت هر که را که بر خیزد و کلاسی از شعر و ادبیات و هنر به ما بیاموزد و دلهای ما را آسمانی کند. مارا هرجه داریم از حافظ و سعدی و مولوی و عطار است. فاش بگویم : از وقتی که فقه بدون اخلاق را بر ما حاکم کردند چهره عبوس شد وهمدلی و مهر قهر کرد.

 


Ebrahim Tohid:
@
سلام دکتر قربانی. لغت عجم در اصل یعنی، گاز گرفتن چیزی با دندان. اما در اصطلاح یعنی غیرعرب. بحث نژاد مطرح نبود آن زمان. بحث تفکیک قبایل بود. نژادگرایی بعدها توسط امویان و شخص معاویة بن ابی سفیان، دمیده شد. پوزش.


@
جناب جوادی عزیز  سال ۱۳۴۲ را از قلم انداختی! که هم من در گهواره بودم! و هم قیام ۱۵خرداد توسط شاه آمریکایی و مزدور، بشدت در پشت صحنه به فرمان آمریکا سرکوب خونین شد.

 


@
اشغال دارابکلا توسط روس ها در آن دهه ها!

 


@
سلام جناب آقای شیخ وحدت. در اجابت به پیام خوب شما این بیت نظامی گنجوی را تقدیم مدرسه می کنم:
آب صفت هرچه شنیدی بشُوی
آینه سان هرچه بدیدی مگُویی
ازین پس نیز گه گاه و یا مدام ابیاتی می آورم که در دفتر یادداشت هایم سالهاست از بزرگان شعر و ادب ثبت کرده ام.
مدیر مدرسه فکرت

 


@
بله جناب قربانی! خفته های بیدار!

 


Ebrahim Tohid:
@
مدیر خواست، قربانی را به مسلخ آورَد!

 


@
حالا آقای دکتر قربانی به مدرسه ای ها بگو پرویز پرستوی بالای منبر در فیلم مارمولک! ساخته کمال تبریزی چه گفت!؟ بدون سانسور.

 


عاصم:
سلام به همه.
متاسفانه به دلیل مشغله ی کاری زیاد نمیتونم خیلی گروه رو دنبال کنم
اما این سوال به نظرم سوال مهمیه.
مهم ترین مشکل محیط اکثر ما انسان ها موارد زیر میباشد:
فقر فرهنگی ، 
فقر آگاهی، 
تعصبات بی دلیل و از روی عادت، 
نا امیدی و نداشتن انگیزه،
باور های کهنه و قدیمی،
مدرک گرایی،
پارتی بازی،
فرد گرایی،
عادت کردن به شغل و باورهای قبلی.
طبق تعریف دکتر جعفری،
عضو هیئت علمی دانشگاه علم و صنعت،
در قرن 21 با سواد کسیست که :
"
فراموش کند،یاد بگیرد،فراموش کند،یاد بگیرد، و باز هم فراموش کند،یاد بگیرد..."
خیلی ها متاسفانه بی سوادند
و فقط به باور های قبلی شون معتقدند.

و اینکه راه حل تمام مسائل خودمونیم دنبال کس دیگه نگردیم
خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمیدهد مگر انکه خود آن قوم تغییر کنند.
نباید فقط حرف بزنیم باید بریم تو عمل هر کسی به نوبه ی خودش کارشو درست انجام بده همه چی اوکی میشه.
در هر صورت امیدوارم طرح این متنم در قالب قوانین گروه بوده باشه.
درود به همگی. عاصم طالبی دارابی.

 


Ebrahim Tohid:
@
جناب قربانی و می دانی که هر روز خدا با این روزهای ما هزارهزار سال فرق دارد. مزید اطلاع گفتم.

 


@
سلام پسرم مهندس عاصم. خیلی ممنونم به پرسشم جواب نگاشتی. بهره بردم. از احاطه ات، دلشاد شدم. پیش به سوی هدف مقدس و روش های عملیاتی. خدا به همراه.

 


@
سلام سید میثم. دست گذاشتی روی محبت، که اکسیر است. ادیبانه نوشتی. نیز آه کشان. دردهای اطراف، همیشه به خود انسان نیز فشار می آورد زیرا همدردی در وجود و طینت و سرشت آدمی ست. ممنونم که خوبان مدرسه به پرسش مبحث ۱۸ خیلی عالی اهتمام نمودند. احسنت میثم، قلم خود را همیشه تازه نگه دار که عالی می نگری و می نگاری.

 


Ebrahim Tohid:
@
سلام دوست خدوم و تلاشگر و در عین حال اهل نوشتن  جناب جعفر آهنگر. همآوایی داشتم با شما در حین خواندن متن. تحسین می کنم به این روح دردمندی و دردشناسی. یک نکته را می خواهم بگویم:
آیا تصدیق نمی کنی ما قدم به قدم از دهه های پیشتر، "پیش" تر آمده ایم؟ مثلا" یادت است یک روزهایی در دهه هفتاد، دست بوسی در سفرهای مقامات بالای نظام به شهرها، باب بود و همه باید صف می بستند و بوس کنند، و عصرها هم خانم ها از روی پارچه، دست بوسی می کردند!؟ الان کدام مقامی جرأت دارد چنین مشی غلطی را تکرار کند که معاویه بنیان گذاشته بود!؟ پس، باور کنیم قدرت هم از افکار عمومی درس گرفته و بازم می گیرد، باید شکیبایی ورزید. مهم این است جامعه مدنی خودش را آلوده نکند، که اگر آلوده شد، تکاثرگرایان از آن بهره خواهند برد. بگذرم. ممنونم.

پایان