دامنه نویسان

 

به قلم سیدعلی اصغر شفیعی دارابی: سلام. ازاینکه دوباره ترا به پژوهش علمی کشاندم خرسندم . دربخش اول جوابیه تان (اینجا) باید عرض کنم نخواستم داوری کنید وحکم صادر کنید واقعیت امر از تعریف علمی تان در یک جمله فراتراست وشما هم می دانید که بعضی از حرفها را نمی شود در این مقال نوشت آثار امنیتی بوجود می آید.

 

 

و ازطرفی شما جانبدارانه عمل کردید و سازمان های موازی ونهادهای سایه وحضورشان در بخش های فعالیت اقتصادی، سیاسی، اجتماعی وفرهنگی در قالب حاکمیت نظامی در ایران با لباس های گوناگون از واقعیت مانند اظهر من الشمس است . جانبداری شما مانند یک ژورنالبست رادیکال می باشد وارد مفهوم بحث نشدید اگرهم آروم اومدی توازن وجود ندارد در بیطرفی !!!      

 

عدد دوم جوابیه تان هم خارج از خواسته های بعضی از نخبگان ومردم که با واکنش در فضای مجازی نشانگر فقدان موافقت است را به اشتراک گذاشتند . که نه موضع روحانی صحیح بوده است برای اینکه فردایش هم دلار افزایش پیدا کرد وهم سکه !!!! ونه موضع سردارسلیمانی. برای اینکه ترامپ همین مواضع را خواهان وخواستار است برای اینکه ضربه سهمیگین به اقتصاد ایران می زند نه آمریکارا ....

 

 

معتقد به باورشان هستم اما نیاز نبود مواضع را عمومی کنند .روحانی وسلیمانی توئیتری پاسخ می دادند. بنابرین من مردم وخواسته هاشان را به مراتب بالاتر از نقش اینان می دانم .درنتیجه بخش دوم جوابیه تان هم جانبداری است. اما دلیل سیاسی ونظامی مستدل که تاثیر براقتصاد ایران نداشته باشد را نفرمودید .

 

 

درجوابیه سوم تان باید عرض کنم که خیلی اتکا کردی به تقدّس فائقه که من دراین حالت از ادامه بحث می گریزم. وعلیرغم میل باطنی ام می گویم شما حق دارید .

 

 

دربخش آخرفهرست تان باید بگویم که همه فرصت ها را در همه زمانهای ارائه روشها سردارسلیمانی همیشه هست وحضور دارند واز ایشان رسانه های دولتی وحکومتی همواره نوع مناسک ورفتارشخصی اش را هم نمایش می دهند اون ۹۹۹ روش با شخصیتهای گوناگون چرا نمی توانند باشند. هستند اما در چهره سیما وصدا راهشان نمی دهند . ازاینرو هم سردار درارائه روش باشند وهم دیگران.

 

در نهایت من هم چالش را برمی تابم وهم برداشتی که از این تامل وتضاد وجدل احسَن که رویکرد است بهره می برم .

 

 

پاسخ دامنه

سلام بر رفیق جست و جو گر و انقلابیِ مدنی رفتار. خیلی خرسندم از تداوم بخشیدن بحث توسط خود شما.

 

1- من به عنوان یک شهروند، جواب دادم، نه حامی پیرو. چون من از میان سه فرهنگ رفتار سیاسی که در جامعه شناسی سیاسی بحث می شود؛ در شق سوم قرار دارم نه آن دو تا. گابریل الموند و سیدنی وِربا این سه فرهنگ سیاسی افراد را به اقتضای نگرش مردم به سیاست، این گونه تقسیم کرده اند: مطیع. محدود. مشارکتی. اولی در جوامع سنتی رخ می دهد. دومی در حکومت های استبدادی ست که شهروند را حامی و پیرو می خواهد. و سومی در کشورهای دموکراتیک و در بین انسان های آزادنگر رایج است. من، این درس مهم و شیرینِ سیاست تطبیقی را با دکتر نسرین مُصفا گذراندم که در این حوزه صاحب توانایی و تخصص است.

 

 

2- شما در آن بحث اولیه هیچ نامی از «نهادهای سایه» نیاوردی لذا من هم ورود نکردم. الان هم که این را به میان آوردی، این را با شما هم نظرم و عین شما می اندیشم و بالاتر این که آن آسیب نظام می دانم که ربطی به سردار سلیمانی ندارد که از سوی بالاترین تصمیم گیر نظام، در صحنه حضور دارد. و دستان پاکی دارد و افکار بلند. من، تو خود می دانی، از آلودگی دیگران، دفاعی ندارم. در یک کلام، در آن پاسخم، رفتار سردار سلیمانی را به عنوان یک تحلیلگر آزاد، تحلیل کرده ام نه جانبدار احساساتی. هرچند در دنیای عملی، یعنی زمان مقتضی، قلم و لباس رزم و چفیۀ کمربند من، به عنوان یک ایرانی و مسلمان و شیعه، متحداً در اختیار دفاع از منافع ملی و اسلام و ایران است. و شما هم این گونه ای. کما آن در 8سال جنگ تحمیلی با یوسف و همسنگران غیور دارابکلایی چنین بودیم. همان حالی که خود شما در چند پست قبل، (پست 6601: اینجا)  از آن با پدیده ی غیرت بخوبی و با قلم شیوا دفاع کرده اید.

 

 

 

3- همه جای جهان آثار رویارویی نوسان در اقتصاد است. از کجا معلوم است اگر دو بال ولایت فقیه، _نهاد اقتدار و قوۀ اجرا_ سخن نمی راندند اقتصاد نوسان نمی کرد!؟ نوسانِ اقتصاد بازتاب روانی بازریان و دلالان طمّاع و خیز فتنه انگیز عده ای برانداز است بر محیط سیاست. که در این جور مواقع، حکومت ها حق اعلان شرائط ویژه را دارند؛ کما آن که غربی های که مدعی اند دموکراتیک عمل می کنند در بحران های نفتی دهه های گذشته چنین می کردند. و «دولت رفاه» در غرب نشان همین رویکرد است. و تو می دانی «دولت رفاه» مخل مبانی لیبرالیسم است ولی در شرائط اضطرار دست دولت مستقر را نمی بندد یعنی ورود دولت در محیط دموکراسی و جامعۀ مدنی برای دخالت در نابسامانی ها و کمک به شهروندان مصرف کننده.

 

 

4- گفتی «اون ۹۹۹ روش با شخصیتهای گوناگون » این ضعف و بلکه آفت جدی جناحی، به صدا و سیمای ملی برمی گردد که مشهور شد به «میلی» که فقط به دفاع از قدرت می پردازد و از جامعه ی مدنی هیچ نمی گذارد و حتی از آن می هراسد و بارها به آن اتهام هم زده است. به سردار سلیمانی ربط ندارد، او آنچه تکلیف است، عمل می کند. حتی اگر در جایی نظری دیگر داشته باشد. این ضعف ایرانیان است که به این قلّه ها (تعبیر سلیمانی در همان پست که دامنه نشر داده است: اینجا) بی اعتمادند. در حالی در آمریکا اغلب سران و دولت مردان رده اول و دوم همگی جنگ سالار و نظامی اند یعنی یک دوره کامل نظامی گری را آموزش دیدند و مراحل آن را طی کرده اند. مثل آیزنهاور، مثل جورج واکر بوش.

 

از بحث با شما خسته نمی شوم. چون از طبع گشاده و دریچۀ بازدریافت هایت کاملاً آگاهم. والسّلام.