میلیتاریسم

 


به قلم سیدعلی اصغر شفیعی دارابی: سلام. درمورد مقاله ترامپ قمار باز (اینجا) که متنش را خواندم ولهجه نظامیگری داشته ومسئولیت نظامی!!!!  همه شرایط مملکت را درک می کنند ومی دانند وضعیت نظامی امریکا در جهان را.

 

 

شما هم خیلی بهتر از دیگران می دانید درجه قدرت نظامی آمریکا ورویکرد عملی ایالات متحده را !

 

 

نقشی که سامانه حکومت ایران باید بازی کند این نقش نیست . سازمان نظام باید خواسته های ضروری مردم ایران را در راس همه برنامه ها قرار دهد آسایش وآرامش ره آورد حکومت درست کردار ووفا داربه مردم است . چرا باید ایران درجایگاهی قراربگیرد که فقط به اجرای مبانی میلیتاریستی ها فکر کند . نقش بین المللی ایران را بدین صورت قبول ندارم . شایسته است با دنیا روابط یک کشور متمدن واسلامی با آنان را داشته باشیم . هزاران روش برای حیات جاودانه ایران وجود داره.

 

پس نیازه که هزاران فکر را درخدمت به کشور فراخوانیم تا درکنارهم زیستن را منطقی ومعقول نمایم . تهدیدات جنگ سرد سرمایه های مادی ومعنوی ما را به باد می دهد .

 

 

 

 

پاسخ دامنه

به نام خدا. سلام و احترام و تشکر صمیمانه بابت ورود به بحث مهم و حرف این روز و شب ایران.

 

1- من _که شما باخبرید رشتۀ علوم سیاسی خوانده ام_ میلیتاریسم «militārism» را گرَوِشی مُختارانه، تعمُّدی، زورمندانه به سُلطه و نفوذ نظامیان در مدیریت یک کشور (=دولت_ملت) و راهبرد جنگ سالارانۀ ارتش سالار فهمیده ام. پس؛ متغیر اول شما با تعریف علمی یی که ارائه دادم اِبطال می شود. چرا؟

 

 

چون که جمهوری اسلامی ایران از سیاست میلیتاریستی در هیچ دوره ای از چهل سال عمر پربرکتش، پیروی نکرده است. حتی در هشت سال جنگ تحمیلی غرب و عراق بر ایران. زیرا، قدرت سیاسی در سطح بالا، میان سیاست ورزان و عالی ترین مقامات کشوری با رأی مردم و یا با انتصاب عدالت خُویانه، جابجا می شد و زمُختی رژیم های فاشیستی در آن اساساً غایب بود. ایران فقط یک دوره میلیتاریستی بوده؛ دورۀ کوروش.

 

 

2- در کارزاری که آمریکا به دریوزگی منافقین و سیاست ضدشیعی _همان هلال خصیب تاریخی_ آل سعود علیۀ ایران آغاز کرده، این حق فرمانده ی خط مقدم رزم است که به امر رهبری و فرمانده کل قوا، باید هم زبانش شمشیر باشد و هم شمشیرش زبان. پس سردار قاسم سلیمانی، خلاف قانون سخنی نرانده بلکه تکلیف خود را پیشتازانه اداء کرده است و خیلی درست به هدف و سبیل زده است. همانطور که دکتر حسن روحانی به موقع ورود کرده است. پس دو بال ولایت فقیه هوشمندانه و سریع، زبان باز کرد ه اند. بالِ نظامی اقتداری نظام، و بال سیاسی اجرایی انقلاب.

 

 

لذا گزارۀ صدر کلام شما نیز با این استدلالم ابطال می شود. و تو می دانی یک گزارۀ علمی، زمانی گزاره است که ابطال پذیر باشد و من از این قانون علمی کارل ریموند پوپر به ابطال ادعای شما ورود کرده ام که می دانم که خودت به علت شمّ قوی و روح پذیرنگی که داری، حرفم را احتمالاً می پذیری.

 

3- کلیت بحث تو را هم می پذیرم و هم درک می کنم اما گزارۀ سوم شما هم ابطال می شود . با این استدلالم: هیچ حکومتی در جهان سامانۀ مطلق سیاسی ندارد. همه حتی مالدیو بیج گوش ما در زیر سریلانکا هم به وُسع خود سامانه سیاسی اش _یعنی دولت_ به سامانۀ نظامی تکیه دارد. رئالیسم حکم می کند جهان را تنازع بقاء مفروض بگیریم چرا که ایدئالیست ها فقط از باید ها می گویند ولی رئالیست ها از آنچه واقعیت جهان هست.

 

می پرسم با آمدن ترامپ تا لبه های خطوط قرمز ما _چه در رجَزخوانی توئیتری و چه با رقص شمیشیرش در نزدیکی های خلیج فارس در محفل ارتجاعی سران عرب و چه پاره کردن برجام_ نظام ایران را وادار کرده تا همۀ ابعاد خود را وارد تدبیر کند. رهبری در این رابطه از همۀ زندگان انقلاب پیش تر و خبیرتر است. پس ارادۀ فائقۀ هر حکومتی فقط سیاست نیست. همه چیز است. حتی جنگ نامتقارن و پدافند غیرعامل.

 

 

4- اما بعد گزارۀ نهایی متن شما؛ گفتی «هزاران روش برای حیات جاودانه ایران وجود داره» در این گزاره می خواهم با شیوۀ جدَل حرفت را به چالش بکشم. چون این گزاره اُخرای شما در این جا ابطال نمی شود، زیرا حرفی درست و پخته و منطقی ست. و لذا با جدل بر آن خراش می افکنم و آن خدشه این است:

 

 

خودت معترفی هزاران روش موجود است. اگر این گونه هست _که هست_ چرا اقتدار نظامی و سخنرانی سردار قادر و توانا و باتقوا باپروا آقای قاسم سلیمانی را از درون این هزاران روش، بیرون می اندازی!؟ خودت پشم را رشته رشته می کنی، سپس آن را پنبه و ریسه!؟

 

 

می دانم مرا تاب آورد ه ای. چون من و تو با سؤال بزرگ شده ایم و با جواب فربِه گردیده ایم. آری؛ سؤال، که به فرمودۀ راستین امام رضا _علیه السّلام_ افتخار مذهبِ شیعه اثنی عشریه است. خدا به همراه.