درگذشت گنّا

 

به قلم دامنه. به نام خدا. این پست را از زبان رفقایم می نویسم: گنّا هم با عمری بالای یک قرن، از میان مان رفت. من، عید نوروز 1394 که به دیدارش رفته بودم، عکس زیر را به یادگار انداختم.

 

عید نوروز 1394. مرحوم گنّا. عکاس: دامنه

 

او به رفقا، خیلی سخی و مهربان بود. ما رفقا، با او خاطره های زیادی داریم. از اوج مهرورزی اش گرفته تا جملات خندان و خُلقیات قشنگ و دلِ نازک و قلب پردغدغه اش برای نوادگانش؛ خصوصاً عشق بی حصرش به نوه اش جعفر، که اسماعیل صدایش می کرد.

 

ما را مثل نوه اش جعفر و هادی و مهدی محّبت می کرد. من و رفقایم، از دستان او نون و نمک فراوان خورده ایم؛ از اول انقلاب تا سال های سال.

 

صدها جلسۀ اوایل انقلاب و دهۀ شصت را در منزلش برگزار کردیم و با سخاوت و خوشرویی و خوشحالی و به وفور پذیرایی شده ایم. خیلی بامحبت بود. خصوصاً روانشاد یوسف _داماد خواهرزاده اش_ را بسیار دوست می داشت.

 

عیددیدنی 1394. منزل جعفر رجبی

 

امروز 21 اردیبهشت 1397 این مظهر رأفت و دلدادگی به نوادگان و اطرافیان، به رحمت خدا پیوست. حق است پستی ویژه از سر سپاس و نمک شناسی، برایش می نوشتم که نوشتم.

 

این درگذشت را به همۀ خویشاوندان نسبی و سببی اش، اخصّ به رفیق مان آقاجعفر رجبی دارابی تسلیت می گوییم و برای روح وی صلوات و فاتحه نثار می کنیم و یاد این مادرمهربان را _که گنّا صدایش می کردیم_ گرامی می داریم. جایش بهشت برین باشد.