دامنۀ نویسندگان

 

به قلم سیدعلی اصغر شفیعی دارابی. سلام. سیروسلوک و طی طریق آگاهانه و رفاقت ذهن با طبیعت برنا، زیست بوم را از دوگانگی لذت برمی اندازد و اندیشه های نوین و تعریف جدیدی از سفر بوجود میاید که برداشت از آن درمیان تفکر و ذهنت جایگاه مقدس پیدا میکند.

 

 


 

در مراتب اخلاق عملی "پرکسیس" بعد از نظریه "ایده" اخلاقی باید بین ادا حق اهل درک و دانش رفاقت دیرینه که شامل خاندان و دوستان می باشد را هم غنی کرد و هم رعایت نمود با دادن داشت های دانش باشد.

 

 

شما اثری می آفرینی که درکش برایم آسان اما لذت بخش است. گردش در طبیعت و اندر احوالات کسانی که معین شدند تا سفر به دیار عشق و زیارت آقا امام رضا ع (اینجا) تعادل بین حق تو با مسئولیت اجتماعی و فردی است. از همه بگذرم و مختصر بگویم از ارتباط حس شما به مشهد را نمی توانم مهم و بااهمیت ندانم.

 

 

تو فرزند زمانی هر سفری را طی میکنی باید با اندوخته های دانش تجربی ات نکته نما و به من و ما انتقال بدهید تا اکرانی باشه باشکوه ... سفربخیر و پویا سرزنده باشید ورونده ...

 

 

نوشته ای در مورد عموی بزرگوار و همسنگر عزیزم سیدابوالحسن شفیعی دارابی جانباز جبهه نبرد، (اینجا) یادآوری نمودید که بیمارشده است. باورکن قبلا شنیدم و اسیر معنویتش گشتم. از خداوندمهربان مسئلت دارم السّاعه لباس تندرستی و عافیت و صحت مزاج را بر تن مبارکش بپوشاند. از عمویم هم میخواهم مانند شیر آن جوری که در جبهه نبرد نعره میکشید، نعره بکشه و پلنگ پرش بگیرد و ثابت کنه که در همه جبهه ها می توانیم الگو داشته باشیم و سر از سلامتی در آوریم.

 

 

جواب دامنه

 

به نام خدا. سلام رفیق. 1- در مورد طبیعت و بوم زیست، آموزه ها را از تو دارم. 2- در مورد مشهد مقدس و  حرمِ قلب تپنده و رهبر ایرانیان حضرت امام رضا (ع) نیز داشته هایی مشترک با تو دارم و جای جای دارالزُّهد آینه به یادت بودم و اشک شوق و فراق ریختم. 3- دربارۀ پراکسیس _یعنی عمل معطوف به هدف_ بازهم باهم مقصدی مشترک داریم.

 

4- و دربارۀ همرزم مهربان و بامعرفت مان آقا سید ابوالحسن شفیعی نیز هم مهرِ مشترک داریم و هم خاطرات منتهی به شوق و زیبایی آن هم کناردستِ یوسف مزارمان با آن همه شوخی های قشنگ و روحیه سازش با سید ابوالحسن در سنگر و دعای توسل خواندن های خوش صوت این سید خوب. ممنونم رفیق. دیدار با تو در بیت تو نیز بر انبساطم افزوده بود.